تعداد بازدید
1 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی پیشگویی های عصر ظهور در عهد عتیق و منابع اسلامی :

مقدمه

مسئله مهم منجی موعود که هدایت گر بشر حیران امروز به سوی هدف والای الهی و امید به آینده روشن جهان است، دغدغه ای فراگیر و متعلق به اکثریت قریب به اتفاق ادیان و مکاتب است. از تعالیم انبیای یهود، امید به منجی آخرالزمان است که توسط انبیای بنی اسرائیل هم چون اشعیا، داوود و دیگران بیان شده است. (مزمور ۱۸: ۵۱؛ اشعیا ۱۱: ۱-۱۰) همان گونه که مسئله ظهور منجی و برقراری حکومت جهانی توحیدی وی در میان مسلمانان جایگاه ویژه ای دارد و عمده تعالیم جهان شمولی اسلام با محوریت آن می چرخد، در میان یهود نیز جایگاه مهمی داشته و اساساً قوم یهود با امید به آینده و نجات و پیروزی، مشقات را تحمل می کرد. در کتب مقدس یهود، اتفاق بر ظهور انسانی است که برای اصلاح جامعه ظهور خواهد کرد و با امداد نیروی الهی، همه مردم جهان، پیرو و فرمانبردار او خواهند شد. این منجی در عهد عتیق با نام های مختلفی از قبیل عبد یهوه، شاه عادل، شبان، پادشاه موعود، خداوند، پسر خدا، انسان، پسر انسان، پرهیزگار، برگزیده، مسیحا یا ماشیح یاد شده است. قائم در کتاب دانیال (دانیال ۱۲: ۱)، منصور در کتاب اشعیای نبی (اشعیا۴۱: ۱۳)، شیلو در سفر پیدایش (پیدایش ۴۹: ۱۰) و ماشیح در مزامیر داوود (مزمور ۱۸: ۵۱) از اسامی مهم منجی در عهد عتیق است. برخی از این اسامی در کتاب مقدس با القاب حضرت مهدی (ع) هماهنگی و مطابقت دارد.

مسلمانان نیز معتقدند که عقیده به ظهور حضرت مهدی (ع) و حکومت جهانی و عدالت گستر او، فکر و اندیشه انسان را وسیع می سازد تا همه عالم را مملکت خدا بداند و خیر و آسایش تمام مردم جهان را بخواهد که عاقبت و پیروزی با پرهیزگاران و صالحان است. روایات اسلامی با اشارات صریح درباره منجی موعود حتی نسب و نام او را ذکر می کنند و او را موعود جهانی و شاه زمان [امام زمان] می نامند. (مجلسی، ۱۴۰۴، ج۳۶، ص ۳۰۹) بر مبنای شریعت اسلام، مصلح موعود، آخرین خلیفه رسول خدا (ص) است. دولت و حکومت وی ابدی خواهد بود و وسعت آن تمام جهان را شامل خواهد شد و دین او سرآمد تمامی ادیان خواهد بود. در قرآن کریم آیاتی در سوره های مختلف در باب حضرت مهدی (ع) و حکومت جهانی آن حضرت آمده است. همچنین روایات فراوانی از پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) در منابع شیعه و سنی نقل شده است که ویژگی های فردی، اوضاع عصر ظهور و ویژگی های حکومت آن حضرت را به دقت بیان نموده اند و به فراخور بحث در متن مقاله به آن ها خواهیم پرداخت.

بخش اول: بشارت به ظهور منجی موعود در یهود و اسلام

۱.منجی در عهد عتیق

«ظهور منجی» دوازدهمین اصل از اصول سیزده گانه دین یهود است و هر یهودی که اصل دوازدهم را قبول نداشته باشد یهودی نیست. یهودیان در باب منجی شک و شبهه ای ندارند. آنان با حربه منجی گرایی توانستند جامعه یهود را فریب داده و به فلسطین ببرند؛ زیرا معتقدند از شرایط تحقق ظهور این است که همه یهودیان در سرزمین مقدس جمع شوند. یهودیان به تصریح تورات، موعود خود را ماشیح پسر داوود می نامند. (مزمور ۱۸: ۵۱) در بخش های متعدد زبور داوود (ع) که تحت عنوان مزامیر در عهد عتیق آمده، اشاره ای به ظهور منجی موعود، نویدی از پیروزی صالحان بر شریران، تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک آیین جاوید، موجود است. (مزمور ۲: ۶-۱۲؛ مزمور ۳۷: ۹- ۱۱)

در بخش هایی از مزامیر و اشعیا، ماشیح موعود را از نسل داوود نبی (ع) معرفی می کند. جالب اینجاست که اعراب نسل را از طریق پدر انتساب می دهند و یهودیان از طریق مادر. در باب نسب بنی اسرائیلی امام زمان (عج) باید گفت که اسحاق نبی (ع) جد مادری ایشان است. نرجس خاتون از نوادگان شمعون الصفا وصی عیسی (ع) است و از طریق ایشان به سلیمان (ع) و داوود (ع) و سپس به یسّی، پدر داوود (ع) می-رسد. از یسّی به یهودا و یعقوب (ع) و در نهایت به اسحاق (ع) متصل می گردد.

آیه ای از مزامیر در عهد عتیق می گوید ماشیح از نسل پادشاه داوود (ع) است که در ادبیات دانشمندان یهود به «فرزند داوود» ملقب است: «نجات عظیمی به پادشاه خود می دهد، و به ماشیح خویش احسان می کند؛ یعنی به داوود و به ذریت او تا به ابد». (مزمور ۱۸: ۵۱)

کتاب اشعیای نبی نیز شامل نبواتی است که بخشی از آن ها اشارات دقیق از آمدن منجی موعود است: «و نهالی از تنه یسّی بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت… مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت». (اشعیا ۱۱: ۱-۲و۴-۵)

قاموس کتاب مقدس می گوید: یسّی به معنای قوی از القاب پدر حضرت داوود (ع) است. (هاکس، ۱۳۸۳، ص۹۵۱) بدین ترتیب منظور آیه، ظهور شخصی از نسل حضرت داوود (ع) است.

«امیر عظیم میکائیلی که برای پسران توست، نامش قائم [ایستاده] است. او برخواهد خواست. و چنان زمان تنگی خواهد شد که از حینی که امتی به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد». (دانیال ۱۲: ۱)

در این باب، دانیال شرح وقایع تاریخ جهان را با نگرشی به زمان آخر به پایان میرساند. به توصیف وی، آن زمان چنان خواهد بود که تا امروز نبوده است. تنها اوضاع آخرالزمان است که نسبت به آن چه در گذشته وجود داشت، بی سابقه است. منظور از زمان تنگی نیز سختی ها و ستم هایی است که قبل از ظهور منجی در سراسر جهان واقع می شود. بنابراین آن منجی که با این اوصاف برخواهد خواست لزوماً منجی آخرالزمان است که از او به قائم و ایستاده تعبیر می کند. طبیعتاً این وصف تنها متعلق به حضرت مهدی است نه کسی دیگر. میکائیل به تصریح رساله یهودا (یهودا: ۹) رئیس و پیشوای فرشتگان است و سرور بزرگ میکائیلی که قائم خوانده شده و او را یگانه منجی بشریت در زمان تنگی و عسرت دانسته، قائم آل محمد است که هم چون میکائیل که رئیس فرشتگان است او نیز فرمانروای بشریت است. (صادقی تهرانی، ۱۳۹۲، ص۲۳۱)

حجّی نبی نیز این چنین می فرماید: «یهوه چنین می گوید: یک دفعه دیگر آسمان ها و زمین و تمامی امت -ها را متزلزل خواهم ساخت و آن گاه فضیلت جمیع امت ها [عصاره تمامی بشریت و بقیه الله] خواهد آمد و این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت… جلال آخر این خانه از جلال نخستینش عظیم تر خواهد بود». (حجی ۲: ۶-۷ و۹)

این بشارت پس از اشاره به نشانه های ظهور در آسمان و زمین، به ظهور منجی بشریت اشاره می نماید. زیرا منظور از خانه خدا که در این بشارت آمده، خانه کعبه است و تعبیر فضیلت جمیع امت ها اشاره به ظهور حضرت بقیه الله دارد. این که خانه مورد نظر همان کعبه است به قرینه توصیفی است که آیه از آن ارائه می دهد و آن را خانه ای می نامد که از ابتدا جلال داشت و در آخر هم این خانه جلال خواهد یافت و جلال آن در زمان آخر عظیم تر از همه تاریخ خواهد بود. تنها خانه ای که از زمان نخستین برای خدا وضع شد خانه کعبه بود که از بدو تاریخ تاکنون قبله پرستش خداوند و مورد تقدیس موحدان و مشرکان بوده است. خداوند در سوره آل عمران از خانه کعبه و سرزمین بَکه سخن می گوید و می فرماید: نخستین خانه ای که برای مردم قرار داده شد همان بکه [مکه] مبارکه است. «إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکهَ مُبارَکاً» (آل عمران: ۹۳) چنان چه شریعتی که این خانه قبله آن است شریعت خاتم و جهانی باشد قطعاً جلال آخر آن ابدی خواهد بود و سرور تمام خانه ها خواهد شد. علاوه بر آن در ترجمه های عربی و ترکی این فراز، «آرزوی جمیع امت ها برآورده خواهد شد» (سلیمان، ۱۳۸۶، ج۱، ص۵۶۴) آمده است که این معنا کاملاً با روایات اسلامی مطابق است. زیرا امیر مؤمنان (ع) در روایتی حضرت مهدی (ع) را پادشاهی نامید که مورد آرزوی جمیع امت هاست. (صافی گلپایگانی، ۱۴۲۲، ص۴۷۶) ضمن این که از القاب معروف حضرت، مؤمَّل است؛ یعنی امید آینده و کسی که مورد آرزوی مردم است. (طوسی، ۱۴۰۳، ص۱۳۴)

۲.وراثت زمین

خداوند در تورات زمین را به میراث ابراهیم و ذریه وی می بخشد: «خداوند به ابرام گفت: اکنون تو چشمان خود را برافراز و از مکانی که در آن هستی به سوی شمال و جنوب و مشرق و مغرب بنگر. زیرا تمام زمین را که می بینی به تو خواهم بخشید و به ذریت تو تا به ابد. و ذریت تو را مانند غبار زمین گردانم چنان که اگر کسی غبار زمین را تواند شمرد ذریت تو نیز شمرده شود. برخیز و در طول و عرض زمین گردش کن زیرا که آن را به تو خواهم داد». (پیدایش ۱۳: ۱۴-۱۷)

مقصود از این زمین تنها زمین کنعان نیست، بلکه خداوند در تورات بشارت می دهد که ذریه ابراهیم تمامی زمین را مالک خواهند شد؛ چرا که به ابراهیم می فرماید از مکانی که در آن هستی یعنی کنعان، به دیگر نقاط یعنی شمال و جنوب و شرق و غرب بنگر. در آن زمان خداوند کنعان را به ابراهیم بخشیده بود. بنابراین وعده بخشش مجدد کنعان به ابراهیم، تحصیل حاصل و بیهوده است. سپس می فرماید ذریه تو قابل شمارش نیستند. قطعاً منظور از این عبارت، بنی اسرائیل که تنها ساکن کنعان بودند نمی باشد. چرا که ایشان همواره قلیل بوده و هستند. ذریه غیر قابل شمارش ابراهیم، ذریه اسماعیل و یا همان اعرابند که در سراسر زمین پراکنده شدند و بخش مهمی از جهان از جمله نیل تا فرات را در اختیار دارند و بقیه زمین نیز طبق وعده خداوند در آخرالزمان به ملکیت ایشان درخواهد آمد. همچنین خداوند پس از این مجدداً به ابراهیم فرمان گردش در طول و عرض زمین را می دهد و باز تأکید می فرماید زمین را به تو خواهم داد. ابراهیم (ع) به دستور خداوند دوبار جهت تبلیغ آیین خود، نقاط مختلف جهان زمان خود را پیمود. قرآن کریم نیز در تأیید وراثت زمین می فرماید: «أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها…» (انبیاء: ۱۰۵) زمین به ارث می رسد.«نسلی از یعقوب و وارثی برای کوه های خویش از یهودا به ظهور خواهد رسید. برگزیدگانم وارث آن و بندگانم ساکن آن خواهند بود». (اشعیا ۶۵: ۹)

در این فراز می فرماید که شخصی از نسل یهودا وارث زمین خواهد بود و به همراه او برگزیدگان و صالحان بر زمین حکمرانی خواهند کرد. در قرآن کریم می فرماید: «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (قصص: ۵) در زبور داوود نیز به تصریح آیه «وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ» (انبیاء: ۱۰۵) آمده است: «خداوند روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد شد… صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند کرد». (مزمور ۳۷: ۱۸و۲۹)و در مزمور ۳۷ آمده است: «منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار تا تو را به وراثت زمین برافرازد». (مزمور ۳۷: ۳۴)مطابق فرمایش این آیه، منتظران منجی و زمینه سازان ظهور وی، کسانی هستند که خداوند زمین را به ایشان عنایت خواهد فرمود. چرا که داوود (ع) می فرماید کسانی که می خواهند به آن عصر درخشان برسند باید بر صراط مستقیم پابرجا بمانند و دین خداوند را حفظ کنند.

بنابراین با نظر به بشارات متعدد عهد عتیق و قرآن کریم به این نتیجه می رسیم که در آخرالزمان، زمین میراث منجی موعود از ذریه ابراهیم خواهد شد و او بر آن حکمرانی خواهد نمود و به همراه وی، صالحان و برگزیدگان در زمین سکونت خواهند ورزید.

۳.مطابقت پیش گویی های عهد عتیق در باب حضرت محمد (ص) و حضرت محمد بن الحسن (عج)

حضرت سلیمان (ع) در فصل پنجم سرودهای سلیمان، پیامبر آخرالزمان و منجی آخرالزمان را توصیف کرده و ایشان را به بهترین وجه ستوده است: «محبوب من رویش سفید و سرخ فام است و در میان ده هزار بیرق دار است. سر او مثل زر خالص و طره های آویزانش مثل زاغ سیاه فام است». (غزل غزل های سلیمان ۵: ۱۰-۱۱) و در آیه ۱۶ موافق اصل عبری به نام ایشان تصریح کرده، می فرماید: «حِکو مَمتَقیم وِکلو مَحَمَّدیم (/ mhmdim/ م ح م د یم) زِه دودی وِزِه رُعی بِنوت یِروشالام». یعنی: «دهان او شیرین است و وجود او م ح م د (محمّد) است. این است محبوب من و این است یار من، ای دختران اورشلیم». (غزل غزل های سلیمان ۵: ۱۶)واژه عبری «» که در متن آیه آمده است، در ترجمه های گوناگون به «نیکوترین» ترجمه شده است. در حالی که مطابق اصول ادبی، ترجمه نام شخص، ممنوع می باشد. این واژه در متن عبری به صورت حروف مقطعه (م ح م د یم) آمده است. اما موقع قرائت (مَحَمَّدیم) خوانده می شود. (ایم) آخر، در زبان عبری نشان جمع است و در انتهای کلمه می آید و چنان چه در انتهای اسم مفرد بیاید، نشان از احترام به شخص در هنگام خطاب است. بنابراین معنای این کلمه می شود «محمد بزرگ». اما در مورد این که نام «محمد» به صورت حروف مقطعه به کار رفته نیز خود جای تأمل دارد. همان طور که در روایات ما آمده است که نام حضرت حجت (عج) را به دلایل متعدد، به صورت حروف جداگانه ذکر و کتابت کنیم، به نظر می آید در کتب آسمانی پیشین نیز به همین سبک استعمال می شده است. در چندین جای عهد قدیم این نام مبارک به صورت حروف مقطعه به کار رفته است. به نظر می رسد مقصود حضرت سلیمان (ع) از این نام مبارک، دو نفر بوده است. او به گونه ای سخن گفته که هم آخرین رسول را ستوده است و هم آخرین وصی را. این دوتن علاوه بر این که هم نام یکدیگرند، ویژگی های آنان نیز همانند هم است. تورات وعده داده بود که محمدی قرار است بیاید. اما کدام؟ بسیاری از بشارات عهدین به گونه ای استعمال شده است که هم بر حضرت محمد (ص) هماهنگی و تطبیق دارد و هم بر حضرت امام محمد المهدی (عج).

اما شرح وصف سلیمانی آن است که اشاره به چهره سپید روی رسول خدا (ص) و سرخی درون چشمان ایشان می کند و نیز اشاره به ماجرای فتح مکه در سال هشتم هجرت دارد که حضرت رسول (ص) به همراه ده هزار تن از مسلمانان به مکه مکرمه نزول اجلال فرمودند و شهر بدون خون ریزی به تصرف ایشان درآمد و اسلام در شبه جزیره عربستان به پیروزی کامل رسید.

نیز لفظ محمد در این بشارت، به حضرت محمد بن الحسن (عج) نیز اشاره دارد که نامش محمد است و برگزیده صفات و امتیازات پیامبران در وی جمع است و هم چون جدش رسول اکرم، با ده هزار تن از یارانش در مکه قیام می کند. در روایات نیز آمده است که: «آن حضرت قیام نکند تا آن که لشکرش به ده هزار برسد». (مجلسی، ۱۴۰۴، ج۵۱، ص۱۵۷) امام صادق (ع) در باب چگونگی ظهور حضرت قائم (عج) فرمود: «ظهور او مانند ظهور رسول اکرم است». (نعمانی، ۱۳۶۳، ص۲۴۳؛ بحرانی، ۱۴۲۷، ص۱۱۵) بنابراین چگونگی ظهور ایشان در عِدّه و عُدّه نیز باید هم چون جدش باشد. همان گونه که از نظر صورت و سیرت نیز شبیه ترین مردمان به حضرت رسول (ص) می باشد. رسول خدا (ص) فرمود: «مهدی هم نام من و کنیه اش کنیه من، و از نظر خَلق و خُلق، شبیه ترین مردم به من است». (مجلسی، ۱۴۰۴، ج۳۶، ص ۳۰۹) بدین سان توصیفات آیه بر هر دو تن قابل تطبیق است. داوود (ع) می فرماید: «مقدسان در جلال مبتهج باشند و بر بستر خود بخروشند. تکبیرات بلند خدا در دهان ایشان و شمشیر دو دمه در دست ایشان باشد. تا از امت ها انتقام کشیده و قوم ها را تنبیه نمایند». (مزمور ۱۴۹: ۵-۷)

اشاره به نیروی الهی پیروان رسول الله (ص) و تکبیر گفتن ایشان در صحنه جهاد و نیز پیش گویی از آمدن صاحب شمشیر دو دم دارد. آن که صاحب شمشیر دو دم می باشد علی بن ابی طالب (ع) است که با قوت از کفار و مشرکان انتقام کشید و بینی ایشان را به خاک مالید.

همچنین می تواند مشعر به یاران حضرت مهدی (ع) باشد که در هنگام ظهور از بسترهای خود بر می-خیزند و با طی الارض، خود را به حضرت می رسانند و شعار تکبیر سر می دهند. شمشیر دو دمه نیز میراث نبوت و امامت است که به حضرت رسیده و با آن خروج خواهد کرد. او از امت ها انتقام خواهد کشید و ستمگران را مجازات خواهد نمود. مفضّل از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود: «هنگامی که امر ظهور امضا شد، امام خدای را با نام عبرانی اش می خواند. آن گاه ۳۱۳ تن از یارانش به دور او گرد می آیند. عده ای از آنان شبانه از بستر هایشان ناپدید می شوند و صبح در مکه می باشند». (نعمانی، ۱۳۶۳، ص۳۱۳؛ مجلسی، ۱۴۰۴، ج۵۲، ص۳۶۸)

بخش دوم: پیش گویی های عصر ظهور موعود در عهد عتیق و منابع اسلامی

۱.حکومت منجی

در مزامیر می فرماید سلطنت خداوند با حکومت پادشاه موعود، ابدی خواهد شد: «ای خداوند سلطنت تو ابدی است و حکومت تو از نسلی به نسل دیگر ادامه دارد». (مزمور ۱۳:۱۴۵)

اینجا مقصود از سلطنت و حکومت، تنها تسلط خداوند بر جهان به دلیل خالق و مدبر بودن نیست. بلکه او یک شاه و حاکم است. همچنین در مجموعه کتاب مقدس بارها از حکومت خدا به ملکوت تعبیر شده است. ملکوت، هم معرّف قلمرو الهی و هم نشان سلطنت خداست. «و من پادشاه خود را نصب کرده ام بر کوه مقدس خود صهیون. فرمان را اعلام می کنم. خداوند به من گفته است تو پسر من هستی. از من درخواست کن و امت ها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید. ایشان را به عصای آهنین خواهی شکست. و الآن ای پادشاهان تعقل نمایید. خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز شادی نمایید. پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید». (مزمور ۲: ۶-۱۲)در مزمور دوم به صراحت اعلام می دارد که سلطنت آن پادشاه انتصابی است و باید از سوی خدا منصوب باشد. لذا همه باید از وی اطاعت کرده و سلاطین با ترس و لرز پای او را ببوسند و به او خدمت کنند. چرا که او خلیفه الله است و حکومت او حکومت خداست. باید توجه داشت که در اینجا منظور از پسر، عیسی (ع) نیست؛ چرا که به گفته مستر هاکس، این کلمه در عهدین بیش از ۸۰ بار آمده است که تنها در ۳۰ مورد آن، حضرت مسیح (ع) اراده شده است. بقیه در مورد شخصی است که پس از مسیح (ع) ظهور خواهد کرد. (هاکس، ۱۳۸۳، ص۲۱۹) هم چنان که به تصریح روایات اسلامی منجی حضرت مهدی است و او امیر است و عیسی (ع) در مقام وزیر خواهد آمد، (سید بن طاوس، ۱۴۰۳، ص ۸۳) پس پادشاه مقدس باید مهدی (ع) باشد. پس از عروج مسیح (ع) نیز منجی دیگری جز مهدی (ع) نخواهد آمد. بنابراین مراد از پسر در این عبارات مهدی (ع) است.

در کتاب اشعیا به بنی اسرائیل بشارت آمدن مردی از مشرق زمین داده شده که در آینده خواهد آمد؛ تمام دشمنان را شکست سختی خواهد داد و خود پادشاه مسلط خواهد شد: «کیست که کسی را از مشرق برانگیخت؟ امت ها را به وی تسلیم می کند و او را بر پادشاهان مسلط می گرداند… ای ذریت دوست من ابراهیم! که تو را از اقصای زمین گرفته و به تو گفته ام تو بنده

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *