توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) :
مقدمه
حکومت از مهم ترین نهادهای اجتماعی است که انسان ها فراخور سیر تکامل اندیشه های خویش، أشکال گوناگونی از آن را تشکیل، توسعه، تکامل و تجربه نموده اند.
بر اساس بشارت های ادیان ابراهیمی، کمال و سعادت انسان در آیند ه جهان با ظهور موعود، ممکن خواهد بود و بشر تکامل-یافته به عالی ترین درجه از سعادت در زندگی دنیا می رسد. «همه ادیان راجع به حضرت حجّت پیش بینی می کنند که عدل کامل، صلح کامل، رفاه کامل، سلامت کامل و امنیت کامل برقرار خواهد شد، همان پیش بینی تکامل تاریخ و تکامل بشریت است؛ یعنی زندگی بشر در آینده منتهی می شود به عالیترین و کاملترین زندگی ها که از جمله آثاری که در آن هست آشتی انسان و طبیعت است و آن این است که زمین تمام معادن خود را در اختیار انسان قرار می دهد، آسمان تمام برکات خود را در اختیار انسان قرار می دهد و همه اینها خود، تکامل تاریخ است. (مطهری، ج۱۵، ص۱۷۸) از منظر اسلام، «عقل» دارای جایگاهی ویژه و مهم در مؤلفه های انسانی و الاهی است. شکوفایی عقل رسالت همه انبیاء و اولیاء (علیهم السلام) است. در عصر ظهور، اهداف انبیا و اولیای الهی به ثمر می نشیند؛ مردم بر اثر تجربه و بلوغ تاریخی از آمادگی لازم برای تمرکز و تکامل عقول برخوردار می شوند.(صدر، ، ج: ـ )
علاوه بر روایات صادر شده از حضرات معصومین(علیهم السلام)، نهج البلاغه از پُرمایه ترین متون دینی به جا مانده برای بازسازی سنّت الهی در زمین است و به مثاب ه مبنای بازپردازی نظری حکومتی عدالت محور و حق مدار است. دور ه کوتاه ولی موفق حکومت ایشان الگوی خوبی برای مسلمانان است تا با الهام از آن بتوان مسیر تعالی و سعادت بشری را مشخص و طی کرد.
تمرکز و تکامل عقول موجب شکوفا شدن عقلانیت و دستاوردهایی در جامعه می شود. یکی از ویژگی های حکومت حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) گسترش بی نظیر دانش است. در این دوران بنابر روایات، أسرار علمی فراوان در علوم اسلامی و انسانی آشکار می شود و دانش بشری به گونه ای غیر قابل تصور توسعه می یابد. امام صادق(علیه السلام) در این زمینه فرموده است: «علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف آشنایی ندارند و هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده و در میان مردم گسترش دهد و آن دو حرف را نیز به آنها ضمیمه ساخته و مجموع بیست و هفت حرف را منتشر خواهد کرد».(راوندی، ۱۴۰۹، ج۲، ص۸۴۱؛ مجلسی، ۱۴۰۴، ج۵۲، ص۲۳۶، باب ۲۷، ح۷۳) بنابراین، این تکامل مای ه پیشرفت های مهم علمی ـ شناختی و همین طور پیشرفت-های دیگر علوم در تمام زمینه ها خواهد شد، و رُشد علوم در زمان قبل از ظهور، به هر اندازه که برسد در مقایسه با پیشرفت آنها در حکومت حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بسیار ناچیز خواهد بود.
یکی از مسائل مهم دوران ظهور که به تحقیق و تبیین نیاز دارد، مسئله دستاوردهای کامل شدن عقل انسان هاست. نوشتار حاضر در پی تبیین آن است که تکامل عقل در عصر ظهور در بُعد معرفتی چه رهاوردهایی دارد؛ و شکوفایی عقل در حوزه ابزاری و معاش اندیش، چه دستاوردهایی دارد. فرضیه تحقیق آن است که انسان ها در عصر ظهور در حوز ه نظری و معرفتی که از مقوله شناخت و معرفت است، به حقایق و معارفی دست پیدا خواهند کرد. از جمله آن معارف، «شکوفایی همه جانبه امور اجتماعی»، مانند اقتصاد، مدیریت، رشد سیاسی، امنیت کامل و بهره مندی صحیح از مواهب طبیعی، از رهاوردهای رُشد عقل ابزاری است.
در حکومت جهانی امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) أهداف، هدف هایی است واقعی و اصیل که ریشه درعمق وجدان-های بشر دارد و همگان در آرزوی رسیدن به آن بودهاند و برنامهها نیز بر اساس تعالیم قرآن و سنّت اهلبیت (علیهم السلام) تنظیم گردیده و در تمامی بخشها ضمانت اجرائی برای آنها وجود دارد؛ بنابراین دستاوردهای این انقلاب عظیم، بسیار چشمگیر و قابل توجه است و در یک جمله باید گفت: دستاوردهای حکومت امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) پاسخگوی تمام نیازهای معنوی و مادی بشر است که خداوند متعال در وجود انسان به امانت نهاده است.
حکومت جهانی امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) دست آوردهای بسیاری خواهد داشت و در واقع در آن دوره، معرفت و عدالت و صلح و انسانیت و معنویت حکومت خواهد کرد. کارکردها و دست آوردهای سیاسی حکومت جهانی یکی از صدها دست آوردی است که این حکومت به دنبال خواهد داشت.
فرمانروایی امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تا پایان عمر دنیا ادامه خواهد یافت و دیگر روزگار ظلم و ظالمین تکرار نخواهد شد. از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده که خداوند بزرگ حاکمیت آخرین پیشوای معصوم را به پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بشارت میدهد و در پایان میافزاید: «(پس از آنکه مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به حکومت رسید) دولت او را دوام خواهم بخشید و پیوسته تا قیامت، روزگار (و حاکمیت زمین) را در دست اولیاء و دوستان خود دست به دست خواهم کرد.(کمال الدین، ج ۱، باب ۲۳، ح ۴، ص ۴۷۷). بنابراین نظام عادلانهای که امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) برپا خواهد کرد، دولتی است که پس از آن برای دیگران دولتی نخواهد بود و در حقیقت تاریخ جدیدی از حیات بشر شروع خواهد شد که سراسر در زیر حاکمیت الهی بسر خواهد بُرد.
بر اساس روایات دستاوردهای انقلاب حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در زمینه های مختلف؛ از چنان گستردگی و تنوعی برخوردار است که همه بر عظمت آن اذعان داشته و به کارآمدی آن اعتراف دارند.
بخش عظیمی از روایات، به قبل از برپایی جامعه مهدوی مربوط است و لذا روایات کم تری از ویژگی های عصر ظهور داریم. با این حال، تصویری که قرآن و روایات از آن جامعه عصر ظهور برای ما نشان می دهد، می تواند محمل خوبی برای ورود در عرصه تصویرپردازی الاهی باشد. موعود شیعه هم شخصیت است و هم وضعیت؛ بدین معنا که ما بر اساس متون دینی تنها در انتظار یک شخصیت به سر نمی بریم؛ بلکه باید در جست وجوی نوعی وضعیت نیز باشیم (بابائی، : ).
در باب چگونگی پرداخت به این جامعه نکته ای ضروری است و آن این که روایات مربوط به جامعه مهدوی دارای محدودیت است؛ بدین معنا که تمام ابعاد آن بیان نشده است؛ اما می توان جامعه مهدوی را جامعه ای دانست که در تعالیم وحیانی ریشه دارد.
نکته دیگر آن که شناخت عصر ظهور نسبی است (مجتهدی، : ). کسی که خود در غیبت زاده شده و در آن به سر برده است، چگونه می تواند روزگار پُرشکوه ظهور را آن گونه که واقع می شود، ترسیم کند؟ امام باقر(علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: شناخت آن روزگار، آن گونه که خواهد بود برای شما ممکن نیست تا این که آن دوران را ببینید (مجلسی،، : ).
در نوشتار پیش رو در باره برخی از مهم ترین دست آوردهای سیاسی حکومت جهانی امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بحث و گفتگو خواهد شد؛ و در صدد است به این سؤال اصلی پاسخ دهد که: مهم ترین کارکردها و دست آوردهای سیاسی حکومت جهانی آن حضرت کدامند؟ برای رسیدن به پاسخ لازم از روایاتی که در منابع اسلامی در باره ویژگی های حکومت جهانی و عصر ظهور آمده بهره گرفته شده است. گرچه دست آوردهای سیاسی حکومت آن حضرت بسیار خواهد بود؛ اما به جهت رعایت اختصار در این مقاله دو دستاورد مهم یعنی: عدالت و امنیت مورد بحث و بررسی قرار داده شده است.
دستاوردهای سیاسی حکومت امام مهدوی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)
بشریت در عمق وجدان خویش، هدف هایی واقعی و اصیل دارد که همواره در آرزوی رسیدن به آن بوده است. در دین اسلام تمام برنامه ها بر اساس تعالیم قرآن و سنّت اهل بیت (علیهم السلام) ارائه و تنظیم شده است. در این میان آرمان مهدویت، به تمام نیازهای معنوی و مادی بشر پاسخ داده است.
در نظام حکومتی مهدوی که عالی ترین مراحل مسائل دینی و اسلامی محقق می شود، تنها بعد فردی یا اجتماعی مدّ نظر نیست؛ چه آن که هر دو جزء مکمل یک نظام حکومتی اند؛ زیرا همان گونه که تأثیر و تأثّر فرد و جامعه در سلامت همدیگر دوطرفی است در کمال معرفت نیز چنین ترابطی متصور است و هر کدام از آموزه های دینی جایگاه خاص خود را در این نظام خواهند داشت. لذا نشر فضایل و نفی رذایل صرفاً از اراد ه تکوینی الهی رخ نمی دهد تا به صرف تحقق دولت مهدوی الزاماً هرگونه ظلم و تباهی نابود گردد، بلکه مجموع ه نظام اخلاقی و مدیریتی حکومت ایشان که به صورت یک سیستم هم آهنگ، مرتبط و هدفمند عمل می کند، به پیدایش فضایل و به طور طبیعی کنار رفتن رذایل می انجامد.
۱ـ عدالت (justice)
با توجه به اهمیت دادگری در حکومت مهدوی و مباحث مختلفی که در هویت معرفتی واژ عدل طرح می شود تأمل درباره معانی عدالت و مترادف ها و متضادهای آن، امری ضروری به نظر می رسد، مفهوم عدالت مترادف هایی بسیاری دارد که هرکدام عهده دار بخشی از معنای آن است. از جمله می توان به لغات «قسط»، «قصد»، «استقامت»، «وسط»، «نصیب»، «حصه»، «میزان» و «انصاف» اشاره کرد. «جور» متضاد «عدل» است. البته برخی مانند اسحاق بن حسین در ترجمه اخلاق نیکوماخوس ارسطو، از کلمه «لاعدل» هم به جای متضاد «عدل» استفاده کرده اند. لسان العرب «اعتدال» را حد وسط میان دو حالت در کمیّت و کیفیت معنا کرده است. به بیان وی، عدالت در نفوس انسان مایه اعتدال، ترتیب، استقامت و انتظام می گردد.
راغب اصفهانی می نویسد: «عدل»، «عدالت» و «معادله» واژه هایی هستند که معانی مساوات را دربر دارند. پس «عدل» تقسیم مساوی است و بر این اصل روایت شده است: «بالعدل قامت السماوات و الأرض؛ آسمان ها و زمین بر اصل عدل برپا شده است.» درباره مفهوم عدالت، مفاهیمی هم چون برابری، انصاف و مساوات نیز مطرح می شوند که گاهی مترادف با آن و گاهی با مفهومی متفاوت با آن به کار گرفته شده اند. برای مثال، عده ای تصور می کنند که برابری و عدالت هیچ ربطی به هم ندارند.
آنها عدالت را در ذات خود ارزشمند می دانند، ولی برابری را فاقد ارزش ذاتی فرض می کنند. این در حالی است که افرادی دیگر تصور می کنند که این دو مفهوم، مترادف و یکسانند. (پورعزت، ۱۳۸۰: ۸۶).
در دوره مدرن، هم چون همه عصرها و دوره هایی که انسان تصوری واحد از مفهوم عدالت نداشته و تنها درگیر یک «مشترک لفظی» بوده است، تعریف ها و نظریه هایی درباره عدالت ارائه شده است که اجماعی بر هیچ کدام از آنها وجود ندارد و حتی از سوی مخالفان به چالش کشیده شده اند. البته به نظر می رسد نقطه تلاقی و مرکز ثقل این تعریف ها و نظریه ها این است که عدالت درباره انسان و روابط او در سطح های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. (تاجیک نشاطیه، ۱۳۸۵: ۱۱)گفتنی است، عمومی ترین تعریف عدالت در اندیشه سیاسی اسلام، قرار گرفتن هرچیزی در جای خویش، حق را به حق دار رساندن است. این تعریف درباره نوع عدالت حاکم بر نظام مهدوی نیز صادق می نماید. در چنین نظامی قرار گرفتن هرچیزی در جای خود و استیفای مداوم حقوق باعث تعادل، ثبات، استقامت و پایداری نظام سیاسی است و بهترین تعریف در تعریف عدالت رعایت تساوی و نفی هرگونه تبعیض، رعایت حقوق افراد و دادن حق به حق دار و قرار گرفتن هرچیزی در جای خودش است.
عدل چه بود وضع اندر موضعش
۱ـ۱ عدالت سیاسی در اندیشه مهدویت
«عدالت» از جمله آثار رشد یافتگی عقل در حوز ه عملی است. عدالت خواهی، امری فطری به شمار می آید و برقراری عدالت در تمام زمینه ها از آرمان ها و آرزوهای انسان در طول تاریخ بوده است. این مهم از چنان اهمیتی برخوردار است که خداوند متعال در قرآن کریم، یکی از اهداف بعثت پیامبران و غایت همه مصلحین اجتماعی در طول تاریخ بوده است. و نازل کردن کتاب های آسمانی و قوانین و موازین استوار و محکم الاهی را اقامه عدالت در میان جامعه و از بین بردن ظلم و ستم در میان آنان دانسته است (حدید: ).
بشر بر اثر پیروی از هوای نفس و عدم پذیرش ولایت و سرپرستی حاکمان الاهی و دور بودن از معارف دینی و در نتیجه عدم آمادگی لازم برای پذیرش عدالت، در طول تاریخ؛ حتی در حکومت رهبران الاهی، شاهد بی عدالتی در جنبه های فردی و اجتماعی بوده است. امام خمینی اجرای عدالت در سراسر گیتی را رسالت همه انبیا(علیهم السلام) دانسته که در عصر خویش، به این امر موفق نشده اند (خمینی، بی تا، ج: ).
برجسته ترین خط و وصفی که چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی از جامعه مهدوی شده است؛ آن که عدالت در جامعه مهدوی برپا خواهد شد. بشارت به موعود برای انسان ها همیشه مقرون به این پیام و نوید بوده است که او برپاکننده عدالتی گسترده در جهان خواهد بود. مقام معظم رهبری در این باب می فرمایند:
شما وقتی در همه روایات که راجع به آن بزرگوار و راجع به آن دوران آمده نگاه می کنید؛ می بینید اغلب تکیه بر روی این نیست که مردم در آن دوران دیندار می شوند ـ با این که دیندار هم می شوند ـ بلکه تکیه بر روی این است که مردم در آن وقت برخوردار از عدالت می شوند و قسط و عدل اقامه می شود؛ این مطلب در دعاها و زیارت های آن بزرگوار و روایات هست؛ یعنی نقطه برجسته در آن آینده پر از نوید، عبارت است از: عدالت؛ بشر تشنه عدالت است (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای دولت، //).
به بیان روایات، این بی عدالتی در آخرالزمان به اوج خود خواهد می رسد (کلینی، ، ج: )؛ چرا که برقراری عدالت در میان جوامع تنها با حضور رهبران الاهی و وجود معارف دینی، به سرانجام نمی رسد، بلکه تحقق این مهم علاوه بر حضور حاکم عدالت گستر و وجود قوانین محکم الاهی، به یارانی مخلص و کار آمد و مردمی پذیرای عدالت نیازمند است؛ ولی بیشتر مردمان با تقویت نیروهای نفسانی، نیروهای عقلانی خویش را تضعیف می کنند و با خاموشی نور عقل و فطرت، همواره با عدل و داد مخالفت ورزیده، زیر بار عدالت و گسترش آن در میان جوامع نمی روند. اما مردمان عصر ظهور که از آمادگی لازم برخوردارند، به دلیل بهره مندی از تعلیم و تربیت امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و تکامل عقولشان و برگشت به فطرت سالم خود، پذیرای حکومت امام خواهند شد و به سوی عدل و عدالت و برقراری آن در میان جوامع روی می آورند. بنابراین، یکی از بارزترین ویژگی ها و دستاوردهای مهم حکومت مهدوی که نشان دهنده رُشدیافتگی عقل عملی است؛ گسترش عدل و داد در تمامی جنبه های زندگی و برچیده شدن ظلم و ستمگری از صحن ه گیتی خواهد بود (ابن بابویه، ، ج: ). با توجه به اهمیت دادگری در حکومت مهدوی و مباحث مختلفی که در هویت معرفتی واژ عدل طرح می شود ضرورت دارد به این موضوع توجه شود که کدام معنای عدالت در حکومت مهدوی مراد است. مهم ترین کلید واژ ه اخلاقی که در حکومت مهدوی از آن یاد می شود مفهوم عدالت و دادورزی است که از مقومات بنیادین و دکترین های اساسی به حساب می آید که به ویژه در روایات نقل شده از معصومان(علیهم السلام) همواره به چنین جامعه ای نوید داده شده است که آن مصلح یگانه پس از آن که جهان پر از ظلم و جور خواهد شد آن را آکنده از قسط و عدل خواهد نمود.
عدالت سیاسی به معنای کاربرد مصداقی اصل عدل در عرصه های نظری و عملی سیاست است و با مفاهیم سیاسی از یک سو (مانند قدرت، مشروعیت، آزادی، برابری، اطاعت و اجبار سیاسی) و از سوی دیگر عناصر و نهادهای عینی اعمال قدرت هم چون حکومت، روش تولید و توزیع قدرت سیاسی در ارتباط است.
عدالت سیاسی مهدوی، عدالتی است که بعد از ظهور و حکومت حضرت در مسائل اجتماعی و سیاسی، بروز و نمود پیدا می کند.
نظریات گوناگونی در جهان اسلام و حوزه اندیشه اسلامی در باب عدالت ارائه گردیده است. بر اساس روایات پیشوایان دینی و معصومان، انسان های عادل، عدالت خواه، عدالت گستر و دادگر بوده اند و نیز آنها را میزان قسط دانسته اند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند:« فإنّ الائمّ ه هم موازین القسط»؛ همانا امامان میزان قسط به شمار می روند. و نیز می فرمایند:«یکون بعدی أئمّ ه قوّامون بالقسط»؛ پس از من امامانی خواهند بود که قسط را برپا می دارند. بی گمان، از مهم ترین و برجسته ترین برنامه های امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز چنین است که درپی برکنار رفتن پرده غیبت، قسط و عدل را در زمین به پا دارند و جهان را سراسر عدل و داد سازند. عصر ظهور و حکومت مهدوی نیز از این قاعده برکنار نیست، بلکه عدالت واقعی به معنای کامل خود در آن دوران را متحقق می سازد. مهدویت استمرار حرکت پیامبران و امامان به شمار می رود و اهداف آن همان اهداف انبیا و اولیای الهی است. آیات الهی اشاره دارند که پیامبران را با مشعل های هدایت فرو فرستادیم و به آنان کتاب و میزان دادیم تا عدالت را برپا دارند.
بسیاری از روایات سیر ه مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را همان سیر ه محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) و علی(علیه السلام) یاد کرده اند: «یسیر فیهم بسیر ه رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلّم) و یعمل فیهم بعمله»؛ گذران می کند در میان آنان بسان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلّم) و چنان کند که آن حضرت می کرد. بی گمان سیره پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) برقراری عدل و داد بوده است. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:«سیرته العدل و حکمه الحقّ»؛ روش او، عدالت و فرمان او حق است. او آغاز و پایان عدل است. بدین معنا که ابتدای حرکت او سیره و کنش و ظهور او بر مبنای عدل و داد است و پایان سیره و کنش و سیاست او نیز بر پایه عدل استوار می گردد. با نگاه به این توضیحات، باید دید که عدالت سیاسی در اندیشه مهدویت به چه صورت است. به صورت کلی می توان گفت که سیاست، تدبیر و ادار ه جامعه و مدینه انسان است. سیاست و ادار ه مدینه در فرهنگ دینی و جامعه مهدوی بر مبنای حق استوار می گردد…
در مفهوم محدود و حدأقلی، عدالت اجتماعی به این می پردازد که چه کسی، چه چیزی در جامعه به دست می آورد و آیا وضع توزیع، درست یا عادلانه است. (Dean, social Policy, 2006: 58) در مجموع، در متون نظری، مفهوم عدالت را با توجه به ملاک توزیع، روش اجرا، و نحو مراوده در جامعه، به عدالت توزیعی، رویه ای و مراوده ای، تفکیک کرده اند. عدالت را درباره توزیع هر نوع کالای اجتماعی، نظیر آزادی، حقوق، قدرت، ثروت، فرصت و نظایر آن می توان در نظر گرفت. در عدالت رویه ای، در سطح جامعه بر رعایت انصاف در طراحی و به کارگیری ساختارها، فراگردها و رویه های اجرایی دلالت می نماید. عدالت مراوده ای در جامعه به میزان رعایت انصاف در مراودات اجتماعی و رفتار اعضای جامعه با یکدیگر توجه می کند. عدالت مراوده ای بر جنبه های غیررسمی تر مراود ه تخصیص دهندگان پاداش ها و دریافت کنندگان آنها دلالت دارد. البته این جنبه ها به طور رسمی تعریف نمی شوند، ولی می توانند ادراک انصاف را تحت تاثیر قراردهند». (پورعزت، ۱۳۸۳: ۹ ـ ۸)
همواره در بحث از عدالت، عمدتاً جنبه های توزیعی، رویه ای و مراوده ای عدالت مورد توجه و تمرکز محققان علوم اجتماعی قرار گرفته است و جنبه ای از عدالت که در ساحت زبان تحقق پیدا می کند و می توان آن را عدالت زبانی نام نهاد، مطرح نبوده است. ترتیب تحقق عدالت اجتماعی به تجلی ابعاد گوناگون عدالت در همه عرصه های جامعه و اهتمام همه خرده سیستم های اداری بستگی دارد.
عدالت سیاسی در اندیشه اسلامی به ویژه در نظام مهدوی، بنیادی شرعی و اخلاقی و برهانی است که در نظامی الهی و مردمی مشروعیت می یابد. فرمان دهی حاکمان و فرمان برداری حکومت پذیران را قانونی می سازد و با رفع محدودیت های ساختگی، مشارکت برابر و آزادانه عموم در عرصه های سیاسی را مهیا می کند. در عصر مهدوی، توزیع قدرت و مناصب سیاسی و میزان مشارکت برحسب استحقاق، شایستگی و کارآمدی افراد صورت می گیرد؛ هرکس به اندازه قابلیت و توانایی اش در امور سیاسی و اجتماعی دخیل می گردد و با نفی خودکامگی و تغلب، زمینه تحقق توان مندی ها و استعدادهای شهروندان (با توجه به میزان تلاش آنان) فراهم می شود. عدالت سیاسی در نظام مهدوی همانند وضعیت آن در مکتب های فعلی در اندیشه غربی، تنها بر توافق افراد مبتنی نیست، بلکه این امر در صورتی اندیشه ورانه و عادلانه است که در چارچوب شریعت اسلامی تعریف و پی ریزی شود. نگاه تک ساحتی (مادی) در عدالت سیاسی مهدوی، ظلم و جور شمرده می شود و عدالت سیاسی مهدوی در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و. .. دو ساحتی است: مادی و معنوی. این عدالت نمایی جهانی دارد و عین قسط و عدل به شمار می رود، یعنی شامل توسعه و عدالت اقتصادی، تعادل سیاسی و به دنبال تعالی فرهنگی انسانی تمامی مردم، گروه ها و جامعه بشری است. بدین ترتیب، عدالت سیاسی مهدوی کامل و کارآمد محسوب می شود.
عدالت مهدوی بر بنیاد حکمت، عقلانیت، دانایی و آگاهی، هدایت، صراط مستقیم، متعادل و متعالی استوار است. بنابر این، عدالت و عدالت سیاسی مهدوی همان اصلاح جهانی انسان و سازندگی انسان جهان به شمار می رود. این عدالت با رفع و دفع یا کاهش خوف و حزن یا ریشه کن سازی، آن مانع ایجاد هرگونه تنگنا و تعارض، تشتت اجتماعی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می گردد لاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ. بدین ترتیب سیاست و عدالت مهدوی به دلیل داشتن کمال و کارآمدی و جلوگیری و رفع نارسایی و ناسازواری یا هژمونی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نه تنها بحرانی، بحران زا و آسیب پذیر نیست که بحران زدا و آسیب ناپذیر است. به همین دلیل، عدالت و سیاست مهدوی، راه بردی، هدایت گر، بنیادین، فراگیر، نظام مند، هدف مند و تعالی بخش بوده و ضد عدالت ادعایی جزئی نگر، ضد ظاهرگر، مادی، دور از انسان و جامعه سرگردان غرب و غربی به شمار می رود. در واقع حکومت الهی و آرمان شهر مهدوی با اعمال میانه روی در امور، رعایت مساوات و حکم به حق نمودن زمینه ساز پیدایش صراط مستقیم در ابعاد فکری و عملی مردم و فضیلت خواهد شد.
۱ـ۲ شاخصه های عدالت سیاسی در اندیشه مهدویت
عدالت در اندیشه سیاسی مهدوی جایگاه ویژه ای دارد؛ شاخصه ها و ویژگی های عدالت سیاسی مهدوی به اعتبارهای مختلف ترسیم پذیر است، اما به صورت کلی برخی از آنها را این گونه می توان شمرد:
۱.نظام آفرینش در نظام سیاسی مهدوی مبتنی بر عدل است. خداوند در برخورد با انسان ها نیز عادلانه رفتار می کند و عدالت سیاسی مهدوی بر شریعت و دیانت اسلامی مبتنی است.
۲.عدالت در روح و روان افراد بشر استقرار می یابد و انسانِ عادل می سازد. انسانِ عادل می تواند عدالت را در جامعه برقرار سازد و این معنای تحقق تأویل لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ در حکومت مهدوی است؛
۳.عدالت در نهادها، وضعیت ها و ساختارهای اجتماعی برقرار می شود؛
۴.عدالت توزیعی در عرصه تقسیم ثروت، قدرت و شئون اجتماعی برقرار می گردد؛
۵.عدالت حقوقی در عرصه اجرای جرایم و مجازات ها برقرار می شود؛
۶.افراد و گروه های اجتماعی از برابری بر اساس استحقاق، شایستگی و کارآمدی بهره مند می شوند، بدین معنا که همگان افزون بر خیراتِ عمومی از مواهب معنوی نیز برخوردار می گردند و مازاد بر اینها برخورداری افراد از امتیازات بر اساس استحقاق و شایستگی آنان فراهم می آید.
۷.بستر مشارکت برابر و آزادانه عموم در عرصه های گوناگون فراهم می آید و آزادی های مشروع فردی و گروه های مدنی به گونه ای فراگیر تأمین می گردد.
۸.عدالت میان بخش ها و عرصه های مادی و معنوی ایجاد می شود توسعه و عدالت اقتصادی برای رسیدن به تعالی معنوی تنظیم و تأمین می گردد؛
۹.برای ضبط و توسعه حکومت از روش اقناع (معرفتی و مادی) بهره می گیرند؛
۱۰.ساختار مدیریتی از طریق نظارت درونی و بیرونی اصلاح می شود، بدین معنا که حضرت بر مدیران نظارت دارد و مسئولان باید در مقابل آن پاسخ گو باشند. در حکومت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هم از شیوه نظارت مدیران استفاده می شود «المهدیّ. .. شدید علی العمّال»؛ (طبری، ۱۳۸۳هـ: ۲۰۷). در قسمت نظارت درونی نیز وجدان و تعهد و پاسخ گویی در مقابل خدا مطرح است؛
۱۱.گسترش مبانی معرفتی و معرفت در جامعه مهدوی، ضامن اجرای عدالت و عامل تحقق عدل در میان مردم می شود.
۱ـ۳ امکان پذیری تحقق حکومت عدالت محور
امکان پذیری تحقق حکومت عدالت محور در جامعه حجّت تاریخی دارد. در طول تاریخ بسیاری از الگوهای حکومتی طرفداران و منابعی را برای تحقق خود جذب و تلاش های وسیعی را برانگیخته اند، بدون این که نمون ه تاریخی موفقی داشته باشند، در حالی که حکومت علوی با الگوگیری از سنّت نبوی، خود به الگوی عملی و شاهد امکان پذیری تحقق حکومت عدل تبدیل شده است. مثلاً سوسیالیسم قرن بیستم بدون ارائ ه الگوی موفق تاریخی سرنوشت عد ه زیادی از انسان ها را دگرگون ساخت؛ تا این که سرانجام، به دلیل نادرستی مفروضات، به شکست رهنمون شد. سوسیالیسم هرگز نتوانست به اصول ادعایی خود تحقق بخشد، در حالی که حکومت علوی (به عنوان یک نمون ه تاریخی) هم ه آنچه را بر عهده گرفته بود، محقق ساخت. و در عمر کوتاه خود، جز بر طریق مورد ادعای خود رفتار نکرد و همواره بر صراط خود باقی ماند.
با وجود در دسترس داشتن حداقل یک نمون ه موفق تاریخی که در آن صرفاً از توانمندی ها و ابزار عادی بشر در حکمرانی استفاده شده است، بدون آزمودن، متهم به امکان ناپذیری می شود؛ در حالی که تحقق حکومت علوی، در یکی از دشوارترین فرازهای تاریخی، بر امکان پذیری و قابلیت تسرّی به رفتار عدالت منشان ه حکومت ها، به ویژه در دوره های صلح و آرامش، دلالت دارد، (پورعزت، ۱۳۸۷: ۲۸۲) به بیان دیگر حکومت ایشان: به عنوان یک مدل موفق از حکومت های عدل محور امید به امکان تحقق جامع ه عادل در جهان را افزایش می دهد و آن را دست یافتنی تر می کند.
۱ـ۴ عدالت فراگیر و همه گیر
مفهوم «عدالت» به عنوان یک جریان فرهنگی اصیل است که تنها توسط افرادی خودمحور و منفعت طلب مورد غفلت و تعرض قرار می گیرد. حاکمیت عدالت محور، با این گونه افراد به طور جدی برخورد نموده و از نفوذ آنها به سطوح مختلف حاکمیت جلوگیری می نماید. برقراری عدالت در سرتاسر عالم و ریشه کن کردن بیداد و تبعیض و بی عدالتی از اهداف اصلی حکومت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. به این دست آورد مهم، در اغلب روایت هایی که از اهل بیت(علیهم السلام) رسیده، تصریح شده است و حتی در این روایات بر دعوت به توحید و مبارزه با شرک و کفر به اندازه ایجاد عدالت و اجرای آن تأکید نشده است. در سخنی از امام رضا(علیه السلام) آمده است: خداوند متعال به دست حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) زمین را از هر ستمی پاک می کند و احدی جرأت ستم کردن به دیگری را پیدا نخواهد کرد.
برقراری عدالت و قراردادن هر چیز در جایگاه خود در گستره ای به ابعاد همه ساحات وجود انسان در حوزه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی از نکات کانونی و محوری اندیشه و عمل سیاسی در دور ه زمامداری امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. ملاک سیاست و هدف اصلی و غایی حکومت برقراری و گسترش عدالت است. بر اساس روایتی از امام صادق(علیه السلام)، اولین جلو ه عدالت او چنین است:
اولین عدالتی که قائم ظاهر می سازد، این است که ندا می دهد: افرادی که حج مستحبی انجام می دهند، حجرالاسود و محل طواف خانه خدا را در اختیار کسانی که حج بر آنها واجب است قرار دهند (مجلسی، ، ج: ). در تاریخ تلاش های زیادی به نام عدالت ثبت شده است، اما به ندرت نهضتی دیده شده است که عدالت آن فراگیر باشد و همه نوع عدالت را در هم ه عرصه ها شامل شود و به ندرت دیده شده است که عدالت آن همه گیر باشد و هم ه آحاد جامعه را در بر گیرد. گاهی عدالت صرفاً در توزیع فرصت های اقتصادی بوده است. مثلاً ادعای عدالت گستری انوشیروان، در صورت صحّت هم، فقط توجیه کنند ه عدالت اقتصادی است، زیرا در نظام طبقاتی ساسانی فرض وجود عدالت در عرص ه فرهنگی و توزیع فرصت آموزش همگانی و عدالت سیاسی و مشارکت عمومی در ادار ه جامعه منتفی است. گاهی نیز فقط برخی از مصادیق انسانی مد نظر عدالت خواهان بوده است…بنابراین، امکان پذیری تحقق عدالت فراگیر و همه گیر از دستاوردها و آثار دیگر سنّت نبوی و حکومت علوی است(همان: ۲۸۱)
بر اساس روایات اسلامی، مهم ترین ره آورد قیام و انقلاب امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) عدالت و دادگری است که در سراسر جهان جاری و ساری می شود. در حکومت حضرت عدالت در همه سطوح جامعه جاری می شود و هیچ نهاد یا مجموعه کوچک و بزرگی نمی ماند، مگر اینکه عدالت در آن حاکم خواهد شد.
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «به خدا قسم، عدالت را در خانه های مردم خواهد بُرد آنچنان که گرما و سرما به درون خانه ها نفوذ می کند». (مجلسی، ج۵۲، ص ۳۶۲، ح۱۳۱).
وقتی خانه که کوچکترین نهاد در جامعه است به کانون عدالت تبدیل میشود و روابط افراد خانواده با یکدیگر عادلانه میگردد حکایت از آن دارد که حکومت جهانی و عد ل گستر مهدوی نه با ابزار زور و قانون بلکه بر اساس یک تربیت قرآنی که به عدالت و احسان فرمان میدهد (قرآن می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ بسم الله الرحمن الرحیم؛ (نحل: ۱۶، ۹۰)؛ یعنی به راستی که خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان می دهد؛)، افراد را پرورش میدهد و در فضایی این چنین همگان به حکم وظیفه انسانی و الهی خود، حقوق دیگران را ـ گرچه از نظر رتبه و مقام، جایگاهی نداشته باشند ـ م
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.