توضیحات
فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی عرصه های حضور زنان در دوره حکومت امام علی (ع) :
مقدمه
همراهی و حضور در جامعه به افراد می آموزد چگونه توانایی خود را در جهت انجام وظایف اجتماعی توسعه داده و وظایف خود را به خوبی انجام دهد. همراه شدن با افراد جامعه در عرصه های اجتماعی دارای ابعاد مختلف می باشد که می توان حضور در صحنه های گوناگونی هم چون عرصه سیاسی، علمی، فرهنگی و… نام برد. زنان نیز در جوامع مختلف در برهه هایی از زمان در عرصه های اجتماعی حضور تأثیرگذار خود را به نمایش گذارده اند. زنان مسلمان نیز در صدر اسلام تلاش داشتند در عرصه های اجتماعی حضور پیدا کنند و پیامبر (ص) به کمک وحی کوشید تا نقش و جایگاه الهی انسانی زنان را تثبیت کرده و با سیره خود تا حدی زنان را به این باور رساندکه آنان نیز دارای حقوق انسانی هستند و می توانند با پیشرفت و تعالی خود به این جایگاه برسند. با توجه به حضور فعال زنان امروز جامعه اسلامی ایران، بجاست پیشینه این حضور در عرصه های مختلف در دوره های رهبران معصوم( (ع)) به خصوص زمان حکومت امام علی (ع) مورد بررسی قرار گیرد تا با حقیقت این حضور و مسئولیت پذیری زنان بهتر آشنا شده و محدوده این حضور اجتماعی بیشتر تبیین گردد. هدف از این نوشته آگاهی نسبت به گونه های حضور اجتماعی زنان در عصر حاکمیت امام علی (ع) (حضور مثبت یا منفی)، و آگاهی بخشی و الگودهی به زنان مسلمان در زمینه چارچوب حضور اجتماعی می باشد. در مورد پیشینه تحقیق می توان به کتاب «نقش زنان شیعی در عصر حکومت امام علی (ع)» تألیف سید احمد فاضلی بیارجمندی اشاره کرد که چندان به نقش های گوناگون زنان در این عصر پرداخته نشده و واژه شیعه نیز می بایست بر اساس اصطلاحات آن زمان مفهوم شناسی می شد. هم چنین مقاله «نقش زنان در ماجرای صفین»، نگاشته معصومه رییان، در شماره ۶ و ۷ مجله بانوان شیعه، سال دوم و سوم است که نویسنده فقط به معرفی هفت تن از زنانی که در این جنگ حضور داشته و به تحریک و تشویق مردانی که در پیکار شرکت داشته اند، پرداخته است. به نظر می رسد زنان در عصر حکومت امام علی (ع) در عرصه های مختلف اجتماعی حضور داشته و ممنوعیتی برای آنان نبوده است.
روش تحقیق در این پژوهش تاریخی تحلیلی است و بر اساس جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و نرم افزارهای تاریخی، تدوین و آماده شده است. این نوشته، درصدد پاسخ گویی به این پرسش که زنان در این دوره در چه عرصه هایی حضور داشته اند و فعالیت های آنان را در دو عرصه نظامی سیاسی و فرهنگی علمی در عصر حکومت علوی تبیین می کند.
در آغاز مناسب است اشاره کوتاهی به جایگاه زن در دو عصر جاهلی و عرصه های حضور زنان در عصر نبوی و نیز خلفای سه گانه پس از ایشان داشته باشیم تا بتوان اهمیت حضور زنان را در عصر حکومت علوی را بهتر شناخت.
نگاهی به جایگاه زن در عصر جاهلی
زن در جامعه عصر جاهلی نه تنها از ارزش های انسانی و حقوق اجتماعی در زندگی محروم بود؛ بلکه در برخی قبایل وجود دختر، مایه سرافکندگی به شمار می رفت. از جمله ظلم هایی که در عصر جاهلی در مورد زنان اعمال می شد، زنده به گورکردن دختران در آن عصر بود؛ چرا که دختر نمی توانست هم چون مرد، در میدان جنگ حضور داشته و از قبیله خود دفاع کند و ممکن بود در درگیری ها به دست دشمنان افتاده و از آنان فرزند به دنیا آید و مایه ننگ برای قبیله گردد؛ لذا بنا بر صریح آیات قرآن (نحل، ۵۸ و ۵۹؛ زخرف، ۱۷) (مبرد، ج ۲، ص۶۵ ۶۳؛ ابن ابی الحدید، ۱۹۱۶ م، ج۱۳، ص۱۷۴؛ طباطبایی، بی تا، ج ۲، ص ۲۶۷) دست به کشتن او می زدند. این عادت زشت در میان قبایل تمیم، قیس، هذیل، کنده، بکر و قریش رواج داشت. البته این رسم در میان همه اعراب عمومیت نداشت و برخی از شخصیت های بزرگ، با این کار مخالفت می کردند. برای مثال عبدالمطلب (آلوسی، بی تا، ج۲، ص۱۸۷)، زیدبن عمرو بن نفیل (محاملی، ۱۴۱۲ق، ص۶۶؛ طبرانی، بی تا، ج۲۴، ص۸۲ ) و صعصعه بن ناجیه که دختران را به هنگام زنده به گور کردن پدرانشان از آنان گرفته و نگه داری می کردند (بلاذری، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۴۶۹؛ ابن هشام، بی تا، ج ۱ ص ۲۴۰ ). نمونه دیگر ظلم به زنان، نداشتن جایگاه انسانی و به ارث بردن او به عنوان یک مال در میان مردم یثرب بود وقتی مردی فوت می کرد، پسرش می توانست زن پدر را به راحتی تصاحب می کند. به گفته مفسران هنگامی که شخصی به نام ابوقیس بن اسلت از دنیا رفت، پسرش تصمیم گرفت طبق رسوم جاهلیت زن او را به ارث ببرد.کار او باعث شد تا زن نزد پیامبر (ص) رفته و شکایت کند. پس از آن بود که آیه (نساء: ۲۲) نازل شد و آنان را از این عمل نهی کرد (طبری، ۱۴۱۵ق، ج ۴ ص ۳۰۵). اگرچه در همان دوران تعدادی از زنان می کوشیدند تا با حضور خود در عرصه های ارزشی جامعه (ا بن هشام، بی تا، ج ۱، ص ۱۸۷؛ ابن سعد، ۱۴۱۰، ج ۸، ص ۱۲؛ بلاذری، ۱۴۱۷، ج۱، ص۹۷؛ طبری، بی تا، ج۲، ص۲۸۰؛ مقدسی، بی تا، ج۴، ص۱۳۷) یا عرصه های ضد ارزشی، جایگاه خود را به اثبات رسانند ولی با توجه به دیدگاه غالب مطرح شده، نمی توانستند آن گونه که باید، در جامعه حضور داشته باشند.
عرصه های حضور زنان در عصر نبوی
با بعثت نبی اکرم (ص) ارزش های جدیدی بر جامعه حجاز حاکم گشت و تغییراتی بنیادی در فرهنگ، اخلاق، آداب و سنن پدید آمد. یکی از ارزشمندترین پدیده های کمال خواهی، مسئله علم و گسترش آموزش بود که در سطح جامعه اسلامی آن روز بدون هیچ تمایزی فراگیر شد. ارزش نهادن پیامبر (ص) به امر تعلیم به گونه ای بود که شفاء، به حفصه همسر پیامبر (ص) خواندن و نوشتن آموخت و این آموزش به دستور رسول خدا (ص) انجام شد (ابن سعد،۱۴۱۰ق، ج۸، ص۶۷؛ بلاذری، ۱۹۸۸م، ص۴۵۴؛ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۶۹؛ ابن حجر، ۱۴۱۵ق،ج۸، ص۳۰۱- ۳۰۳). به گواهی متون معتبر تاریخی، آموزش در اسلام تنها منحصر به مردان نبود و رسول خدا (ص) روز خاصی را به تعلیم زنان اختصاص داده بود (بخاری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۴).
نمونه هایی ا ز حضور زنان در عرصه ها ی گوناگون در عصر نبوی را می توان چنین برشمرد: پیاده کردن روش صحیح زندگی، آموزش و راهنمایی فاطمه (س) (مجلسی، بی تا، ج۲، ص۳)، دفاع او از ولایت و رهبری امام علی (ع) بعد از رحلت پیامبر (ص) که گویای اندیشه عمیق، علم ودانایی حضرت زهرا (س) نمونه های پررنگی از حضور زنان، در عرصه های علمی و فرهنگی بود (ابن طیفور، بی تا، ص۲۰-۱۲؛ ابن ابی الحدید، ۱۹۶۱ق، ج ۱۶، ص۲۵۲ ۲۴۹، ۲۱۱). هم چنین ام سلمه، یکی از همسران رسول خدا (ص) که روایات زیادی را از پیامبر (ص) نقل کرده است (ا بن مبارک، ۱۴۱۱ ق، ص ۳۵؛ صنعانی، بی تا، ج۱ ص ۱۶۳، ج۲ ص۱۵۹؛ حمیدی، ص۱۳۸؛ ابن ابی الدنیا، بی تا، ص ۱۱۱؛ ابن ابی عاصم، بی تا، ص۱۰۰؛ نسائی، ۱۴۱۱ق، ج۱ص۱۰۵؛ ج۲، ص۸۲؛ ج ۳، ص۵۱؛ ج ۴ ص۱۵۴؛ عقیلی، ۱۴۱۸ق، ج ۲، ص۳؛ ج ۳، ص ۱۲۵، بخاری، بی تا، ج۱، ص۴۷؛ ج۴، ص۴)، گفت وگوی اسماء دختر یزید بن سکن با رسول خدا (ص)(ابن عبدالبر، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص ۱۷۸۸- ۱۷۸۷؛ سیوطی، بی تا، ج۲ ص۱۵۳) و زینب عطاره و پرسش او درباره عظمت الهی (صدوق، ۱۳۸۷ق، ص ۲۷۶)، شاهدی دیگر از حضور زنان در این عرصه است. فعالیت اقتصادی زینب دختر جحش، همسر رسول خدا (ص) (ابن سعد، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۸۶- ۸۷؛ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج ۴، ص ۱۸۵۱) و رائطه همسر عبدالله بن مسعود از یاران محدث پیامبر (ص) و زنی فعال در عرصه اقتصاد خانواده، نمونه هایی بر حضور زنان در زمان پیامبر (ص) در عرصه اقتصادی بود (ابن سعد، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۲۵) در عرصه سیاسی و اجتماعی نیز می توان به جریان هجرت و بیعت با پیامبر (ص)، شرکت در بیعت عقبه دوم اشاره کرد که از شعور سیاسی و حضور آنان در مسایل مهم جامعه آن دوره حکایت دارد (ابن سعد، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۰۶- ۳۰۳). هم چنین زنانی چون دره (ابن سعد، ۱۴۱۰ق،ص۸، ص۴۰؛ ابن حجر، ۱۴۱۵ق، ج ۸، ص۱۲۷و ۱۲۸ ) و ام کلثوم دختر عقبه بن أبی معیط (ابن عبدالبر، ۱۴۱۲ق، ج ۴، ص ۱۹۵۳و ۱۹۵۴؛ و…) که با مسلمان شدن دست به هجرت زدند. فتح مکه و امان دهی دو زن (ام هانی ام حکیم) حضور تأثیرگذار زنان را در عرصه سیاسی به خوبی نمایان می کند (یعقوبی، ۱۳۷۱، ج ۱، ص۴۱۹؛ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج ۴، ص ۱۹۳۵). حضور زنان در میادین جنگ نیز که به صورت های گوناگونی هم چون: آب رسانی و امداد مجروحان، حمل زخمی شدگان (واقدی، ۱۴۰۹ ق، ج۱، ص۲۹۲ و ۶۸۵؛ ابن هشام، بی تا، ج ۲، ص۹۱و ۹۹؛ طبری، بی تا، ج ۳، ص ۵۳۳؛ ابن سعد، ۱۴۱۰ ق، ج ۸، ص ۳۳۳؛ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲ق، ج ۴، ص۱۹۴۷؛ ابن اثیر، ج ۶، ص۲۵۹) و نیز امداد رسانی حضرت فاطمه (س) در جنگ احد و جلوگیری از خون ریزی زخم رسول خدا (ص)، نمونه هایی از حضور آنان در عرصه نظامی است (واقدی، ۱۴۰۹، ج ۱، ص ۲۵۰). حماسه رزمی و دفاع نسیبه در جنگ احد، باعث شد که جایگاه ویژه ای نزد پیامبرخدا (ص) پیدا کند. (واقدی، ۱۴۰۹ق، ج ۱، ص ۲۷۰ ۲۶۷)
حضور زنان در عصر خلفای سه گانه
با به دست گرفتن خلافت توسط ابوبکر بعد از رحلت رسول خدا (ص)، شیوه های حضور زنان در عرصه های مختلف آن گونه که در زمان رسول خدا (ص) صورت می گرفت، دنبال نشد؛ برای مثال حضور زنان در مسئله بیعت که نوعی حضور سیاسی اجتماعی در آن زمان بود. در عرصه های فرهنگی- علمی نیز به صورت حضوری کمرنگ در تاریخ ثبت شده است؛ برای مثال می توان حضور زنان در میدان جنگ را نام برد که مورخین در چند مورد گزارش کرده اند. (دینوری، ۱۳۱۷، ص۱۵۵و ۱۵۶، طبری، بی تا (الف )، ج ۵، ص۱۷۲۱، ۱۷۲۴، ۱۷۴۷، ج۴ ص۱۵۴۲؛ ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص۷۲، ۱۰۱، ۱۱۰، ۱۴۵؛ مسعودی، ۱۳۷۴، ج ۱، ص۶۷۱ و ۶۷۲ ) یا حضور دختر رسول خدا (ص) با اعتراض بر عملکرد خلیفه در جامعه آن روز مشاهده کرد (یعقوبی، ۱۳۷۱، ج ۲، ص ۱؛ طبری، ص ۱۱۸ ۱۰۹؛ ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص ۳۱ ۲۸؛ دینوری، ۱۳۷۴، ص ۲۹؛ ابن ابی الحدید، ۱۹۶۱، ج ۶، ص ۱۳، ج۱۶، ص۲۱۱، ۲۴۹، ۲۵۲؛ ابن طیفور، بی تا، ص۲۰ ۱۲؛ اربلی، ۱۴۰۵، ج۲، ص ۱۰۹)
در زمان خلیفه دوم نیز حضور گمرنگ زنان هم چنان ادامه یافت و حضور آنان در جامعه به جز موارد خاص و در برخی میادین جنگ (طبری، بی تا(الف)، ج ۵، ص۱۷۵۷- ۱۷۵۹)، در کتاب های تاریخی گزارش نشده است. این روند تا آن جا ادامه داشت که به همسران پیامبر (ص) نیز اجازه رفتن به حج داده نمی شد (یعقوبی، ۱۳۷۱، ج۲، ص۶۳). در زمان خلیفه سوم، حضور کم رنگ زنان، در عرصه ها ادامه یافت تا زمانی که برخی اقدامات عثمان باعث نارضایتی در میان مردم شد که از جمله اعتراض کنندگان به سیاست های وی، عایشه بود.(ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص ۴۳و ۴۴؛ ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص۳۷۵و ۳۷۶؛ یعقوبی، ۱۳۷۱، ج ۲، ص۷۱و۷۲)
حضور زنان در دوران حکومت امام علی (ع)
با مطالعه در گزارشات تاریخی این نکته به خوبی نمایان می شود که روش و سیره رسول خدا (ص) در مورد حضور اجتماعی زنان در زمان خلافت خلفای سه گانه ادامه پیدا نکرد و با به حکومت رسیدن امام علی (ع) و تلاش امام برای احیای سیره نبی اکرم (ص) در ابعاد گوناگون، حضور اجتماعی زنان بیشتر شد. عرصه های این حضور را می توان به سیاسی – نظامی و علمی – فرهنگی تقسیم کرد:
أ. حضور زنان در عرصه سیاسی و نظامی
یکی از مهم ترین عرصه های اجتماعی، عرصه سیاسی است که با ورود به آن می توان ضمن دستیابی به قدرت، به اهداف خود نیز رسید. فعالان سیاسی نمی توانند به مقاصد خود برسند، مگر این که هنر استفاده از امور سیاسی جامعه را داشته باشند. مردان و برخی از زنان در این میدان به رقابت پرداخته و می کوشند تا با سلطه بر امور سیاسی، فضای سیاسی جامعه را به نفع خود یا مقاصد رهبری جامعه رقم زنند. از جمله عرصه های حضور زنان در عصر حکومت امام علی (ع) صحنه سیاسی بود که به پشتیبانی از جایگاه رهبری امام، یا در مقابله با امام و به دو گونه حضور در میدان نظامی و غیر نظامی ظهور و بروز پیدا کرد. اینک مصادیقی از این حضور مورد بررسی قرار می گیرد:
ام سلمه
ام سلمه همسر رسول خدا (ص) از جمله زنانی بود که هم در عصر نبوی (ص) و هم در زمان امام علی (ع) حضور خوبی را در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به نمایش گذاشت. بیان روایت حدیث منزلت به منظور تبیین جایگاه بر حق رهبری امام علی (ع) بعد از پیامبر (ص) (ابن حیان، ۱۴۱۴، ص۱۵) و همراهی امام علی (ع) با قرآن (حسنی، ۱۳۷۱، ص۱۰۳؛ بلاذری، ۱۴۱۷، ج۲، ص ۳۵۵) از زبان وی را می توان شاهدی بر حضور او در صحنه سیاسی دانست.
ام سلمه پس از نبی اکرم (ص) به خاندان نبوت عشق می ورزید و همواره از حریم آنان دفاع می کرد (ابن سعد، ۱۴۱۰، ج۵، ص۳۸؛ بلاذری، ۱۴۱۷، ج۲، ص۱۸۳؛ ابن ابی العاصم، بی تا، ص۶۳؛ طبرانی، بی تا (ب)، ج۲۳، ص۲۴۹؛ صدوق، ۱۴۰۵، ص۲۷۱؛ الطبرسی، بی تا، ج۸، ص۲۴۳). صاحب المستدرک حدیثی از ام سلمه با این مضمون که سب علی (ع) همانند سب بر رسول خدا (ص) است، نقل می کند که گویای پشتیبانی او از حاکمیت امام علی (ع) و مخالفت با کسانی است که به دشمنی با آن حضرت برخاسته اند(بلاذری، ۱۴۱۷، ج۲، ص۱۸۲؛ نسایی، بی تا، ص۹۹؛ الحمیری، بی تا، ص۲۸؛ ابن عقده الکوفی، بی تا، ص ۳۳؛ نیسابوری، ۱۴۰۶، ج۳، ص۱۲۱). این نکته نیز قابل توجه است که دیدگاه زنان پیامبر (ص) به عنوان ام المؤمنین در میان مردم، از اهمیت خاصی برخوردار بوده و آنان می توانستند معارف زیادی را از رسول خدا (ص) بازگو نموده و به نسل بعد منتقل کنند. برای مثال می توان به سخنان ام سلمه در مکه قبل از فتنه جمل اشاره کرد که گفت: «… ای مردم! شما را به تقوای الهی دعوت می کنم. از علی (ع) تبعیت کنید. به خدا قسم، در زمان شما کسی بهتر از او نمی شناسم…» (بلاذری، ۱۴۱۷، ج ۲، ص ۲۲۴).
نمونه دیگری از فعالیت سیاسی ام سلمه، فرستادن نامه برای امام علی (ع) است که در آن به امام این گونه خطاب می کند: «امّا بعد، بدانند امیرالمؤمنین علی (ع) که طلحه و زبیر و عایشه در مکه جمعیتی ساخته اند… و اگر نه آن که خدای تعالی زنان پیامبر (ص) را نهی فرموده است از خانه بیرون آیند و رسول خدای (ص) به این مسئله اهتمام داشت، بیرون می آمدم… عمر بن أبی سلمه را که فرزند من است به خدمت تو فرستادم. … نامه را به پسرش عمر داد و او را به خدمت امام فرستاد. حضرت علی (ع) از حضور عمر بن أبی سلمه یکی از عالمان و راویان احادیث زمان پیامبر (ص) خوشحال شد» (ثقفی، ۱۳۵۳، ص۳۹۰؛ ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص ۳۹۹ و۴۱۰؛ بلاذری، ۱۴۱۷، ج۱، ص ۴۳۰؛ یعقوبی، ۱۳۷۱، ج ۲، ص۱۱۳). این نامه گویای توجه ام سلمه به مسائل جامعه و درک سیاسی او از حوادث اجتماع بود.
نمونه دیگر حضور وی را در عرصه سیاسی اجتماعی می توان در پشتیبانی از رهبری جامعه در جواب نامه عایشه دید: «عایشه! تو دروازه ای هستی میان رسول خدا (ص) و امت او، قرآن کریم کارهای تو را محدود کرده است… جواب رسول خدا (ص) را چه خواهی داد، در حالی که بر پشت شتری نشسته ای… خداوند بینای توست…، حجاب را برای خود هم چون دژ محکمی قرار ده تا زمانی که رسول خدا (ص) را دیدار کنی… و السلام »(ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص۸۳- ۷۹).
گزارش ابن قتیبه به گونه ای است که از جایگاه ویژه ام سلمه حتی در میان همسران رسول خدا (ص) حکایت دارد: «… عایشه گفت: ای امّ سلمه، قرب تو نزد محمّد مصطفی (ص) معلوم است. .. هدایایی که به جهت پیغمبر (ص) می آوردند به خانه تو فرستاده و نصیب هر یک از ما از خانه تو تقسیم می شد… عزیمت آن دارم که از جهت اصلاح ذات البین بدان جانب روم، تو را باید که با من موافقت نمایی… امّ سلمه گفت: من تعجّب می کنم که تو خون عثمان طلب می کنی. مگر نه تو مردمان را بر کشتن او تحریک می نمودی،. .. اکنون این چه کاری است که پیش گرفته و بر علی بن ابی طالب (ع) که پسر عمّ رسول خداست، بیرون می آیی… عایشه گفت: علی را چه رسد به اینکه بر ما مسلط شود…» (ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص ۷۳). ابن اعثم گفت و گوی دو همسر رسول خدا (ص) را مفصل تر در کتاب خود گزارش می کند که حکایتگر حضور عبدالله بن زبیر در این دیدار است: «اگر تو نشنیده ای، خاله تو این جا حاضر است از او بپرس تا با تو بگوید که آیا رسول خدا (ص) در حق علی (ع) نگفته است که علی خلیفه من است… از خدای تعالی بترس و از آن کلمه ای که مصطفی (ص) خبر داده، حذر کن… ای عایشه! زنهار که آن زن نباشی که سگان حوأب در روی او بانگ کنند.. عایشه آزرده خاطر از نزد ام سلمه بیرون شد. ..» (ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص ۴۱۰ ۳۹۹). نصایح ام سلمه به عایشه و یادآوری سخنان پیامبر (ص) درباره علی (ع)، جلوه دیگری از ولایت امیرمؤمنان (ع) در سراسر وجود این بانوی بزرگ است (مفید، بی تا، ج۱، ص۲۴۳). حساسیت ام سلمه تا جایی بود که نه تنها از امام علی (ع) پشتیبانی می کرد؛ بلکه از شیعیان و پیروان امام نیز دفاع می کرد: «… در مورد شیعه علی (ع) چه می گویید در حالی که شیعه علی (ع) در روز قیامت رستگار و نجات یافته اند» (بلاذری، ۱۴۱۷، ج ۲، ص ۴۰۵). طبرانی در کتاب خود، ۵۱۸ تن از راویانی که از ام سلمه درباره موارد مختلف از احکام فقهی، احوال رسول خدا (ص) و طهارت اهل بیت( (ع)) روایت کرده اند، ذکر می کند. (طبرانی، بی تا، ج ۲۳، ص ۴۲۱ ۲۴۸ )
عایشه
عایشه از جمله زنان پیامبر (ص) است که در صحنه های سیاسی- نظامی در دوران حکومت امام علی (ع) حضور داشته و «همان آغاز حاکمیت امام، به مخالفت با آن حضرت برخاست و در شمار یکی از برپاکنند گان اصلی جنگ جمل قرار گرفت. وقتی خبر بیعت مردم با امام علی (ع) به عایشه رسید، وی خارج از مدینه بود. به عایشه گفتند: «عثمان کشته شد و مردم با علی (ع) بیعت کردند ». عایشه گفت: «… به خدا سوگند، عثمان مظلومانه کشته شد. من خواهان خون او هستم». عبید در پاسخ عایشه گفت: «تو اولین کسی بودی که عثمان را سرزنش می کردی تا جایی که در مورد او گفتی: بکشید نعثل را که گناهکار است». عایشه گفت: «به خدا سوگند، من گفته ام… پایان سخن من از آغاز آن بهتر است» (ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص ۷۹ ).
پافشاری عایشه بر ادامه مخالفت با رهبری امام علی (ع) در جواب ام سلمه، به حضور فعال او در عرصه سیاسی- اجتماعی اشاره دارد: «چه نیکو نصیحتی، راه من آن نیست که تو گمان کرده ای… اگر بر کاری توانا باشم انجام می دهم و اگر برایم مقدور باشد، از ثروت خود در این راه می گذارم. و السلام» (ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص ۷۹). یعقوبی جواب نامه ام سلمه به عایشه را سرزنش آمیز نقل می کند (یعقوبی، ۱۳۷۱، ص ۱۰۸؛ ابن طیفور، بی تا، ص ۷۹و۸۰). ابن قتیبه لحن گفتگوی ام سلمه با عایشه را پرخاشگرانه تر گزارش می کند (ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص۸۳). «حضور عایشه قبل از شروع جنگ جمل تا آن حد تأثیرگذار بود که در نزاع های لفظی میان طلحه و زبیر و فرزندان آنان برای امامت نماز در راه، عایشه را به پا در میانی میان آنان می کشاند: «میان طلحه و زبیر نزاعی در گرفت… تا وقت نماز از دست رفت و مردم فریاد زدند: نماز، نماز. پس عایشه گفت: روزی محمد بن طلحه و روزی عبدالله بن زبیر نماز بخوانند. ..» (بلاذری، ۱۴۱۷، ج۲، ص۲۲۵؛ یعقوبی، ۱۳۷۱، ج ۲، ص ۸۷ ۸۲).
طبری حل اختلاف میان طلحه و زبیر را توسط عایشه و بهره برداری مروان از این دوگانگی پیش آمده بین آنان را این گونه نقل می کند: «هنگامی که مروان از مکه برون شد، اذان گفت. آنگاه بیامد و پیش طلحه و زبیر ایستاد و گفت: به کدامتان به عنوان خلیفه سلام کنم و به نام وی اذان گویم؟ عبد الله بن زبیر گفت: به ابوعبدالله. محمد بن طلحه گفت: به ابومحمد. عایشه کس پیش مروان فرستاد و گفت: چه می کنی؟ می خواهی در کار ما تفرقه افکنی؟ خواهرزاده من پیشوای نماز شود؟» (طبری، بی تا، ج ۶، ص ۲۳۶۲) این نکته قابل توجه است که بعد از نبرد جمل، عایشه از حضور در این جنگ خود را سرزنش می کرد: «..گاهی می گفت: کاش پس از آن که به بصره می شدم، بیست سال پیش مرده بودم…»(یعقوبی، ۱۳۷۱، ج ۲، ص ۱۸۱، ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص۴۴۰و۴۴۱؛ طبری، بی تا، ج ۶، ص۲۴۷۸؛ ابن اثیر، ۱۳۱۰، ج ۱، ص ۱۰). عبدالرحمن بن عتاب بن اسید پشیمانی عایشه را چنین نقل می کند: «اگر در خانه می نشستم و به جنگ جمل نمی رفتم برای من بهتر از این بود که از رسول خدا (ص) ده پسر به خوبی و عقل عبدالرحمن بن حارث می داشتم». (دینوری، ۱۳۷۱، ص۱۸۴)
میمونه
میمونه آخرین همسر پیامبر (ص) بود که رسول خدا (ص) در سال هفتم در عمره القضا در منطقه سرف (مکانی در شش مایلی مکه) با او ازدواج کرد (بلاذری، ۱۴۱۷، ج ۲، ص۲۱۸؛ واقدی، ۱۴۰۹، ج ۲، ص۷۳۸؛ ابن هشام، بی تا، ج ۲، ص۶۴۶؛ ابن سعد، ۱۴۱۰، ج ۲، ص۱۲۰و ۱۳۵ ). او به یکی از خواهران مؤمنه در تاریخ صدر اسلام مشهور شد (ابن سعد، ۱۴۱۰، ج ۸، ص ۷۳۸). نقش هدایتی او برای فردی که نمی توانست تشخیص دهد در فتنه جمل حق با کدام طرف است، قابل توجه بوده و گویای حضور همسران رسول خدا (ص) در عرصه سیاسی دوران حکومت امام علی (ع) است: «شخصی در مدینه به در خانه میمونه رفت. میمونه از او پرسید: از کجا می آیی؟ گفت: از کوفه. گفت از کدام قبیله ای؟ جواب داد: از قبیله ی بنی عامر هستم. میمونه سؤال کرد: برای چه آمدی؟ گفت: چون فتنه مردم را دیدم، ترسیدم گمراه شوم. میمونه گفت: آیا با علی (ع) بیعت کرده ای؟ گفت: آری. همسر پیامبر (ص) به او گفت: برگرد و از صف علی (ع) جدا مشو، به خدا قسم هر که با او باشد گمراه نخواهد شد و این جمله را سه بار تکرار کرد » (طبرانی، بی تا، ج۲۴، ص۱۰).
با نگاهی دقیق به این گزارش تاریخی می توان به دو نکته اساسی و مهم که میمونه به آن اشاره کرده، دست پیدا کرد: اولاً میمونه از آن شخص می پرسد با علی بیعت کرده ای؟ چرا که بیعت از مباحث مهم سیاسی بوده که در زمان پیامبر (ص) و بعد از رحلت ایشان بر آن بسیار تأکید می شد؛ به گونه ای که اگر کسی با خلیفه بیعت می کرد مسئولیتی بر دوش او قرار می گرفت و شخص باید پاسخگوی این تعهد اجتماعی می بود و ثانیاً با چه کسی باید بیعت کرد، گوشزد کردن یک مطلب مهم که تداعی حدیث پیامبر (ص) است که فرمود که علی (ع) با حق است. حق با علی (ع) است، از صف علی جدا نشو یعنی هرکه با علی باشد، گمراه نخواهد شد. این گفتگو نشان دهنده آشنایی میمونه با وضعیت و بحران های سیاسی جامعه اش بوده و این که چگونه کسانی را که در تشخیص حق از باطل دچار مشکل شده اند، به درستی به مسیر و انتخاب حق، هدایت و راهنمایی کرده و آنان را از تردید و ابهام دور می ساخت.
اسماء بنت عمیس
اسماء بنت عمیس از جمله زنانی است که در عصر نبوی (ص) در عرصه فرهنگی (ابن عقده الکوفی، بی تا، ص ۴۰ ) با نقل احادیث از رسول خدا (ص) درآگاهی بخشی به مردم و در عرصه سیاسی با هجرت به حبشه با همراهی همسرش جعفر بن ابی طالب (ا بن اثیر، ۱۴۰۹، ج ۶، ص۱۷) در تغییر معادلات سیاسی آن زمان تأثیرگذار بود.گفتگوی او با عمر در ارتباط با هجرت و جواب خواستن از رسول خدا (ص) شنیدنی است (ابن سعد، ۱۴۱۰، ج۸، ص ۲۱۹؛ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج۴، ص۱۹۲۳؛ ابن اثیر،۱۴۰۹، ج ۶، ص۱۵ ). گزارش ها او را نیز در شمار خواهران مؤمنه قرار داده اند (ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج۴، ص ۱۸۶۱). اسماء یکی از زنانی است که با نقل روایت (الذهبی، بی تا، ج۱، ص ۲۱۷) و شأن نزول آیه (أنّما وَلیُّکُم الله ( (ابن کرامه، ۱۴۲۰، ص ۶۲؛ ابن عساکر، ۱۴۱۵، ج ۱، ص۱۲۰) از حاکمیت حضرت علی (ع) دفاع می کرد. شنیدن خبر شهادت فرزندش، محمد بن ابی بکر و صبرکردن او بر این مصیبت با رفتن به مسجد، توجه مورخین را به خود جلب کرده است. (ثقفی، ۱۳۵۳، ص۱۵۰، ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج ۴، ص ۳۲۳۰؛ ابن اثیر، ۱۴۰۹، ج۶، ص۱۴ )
ام الفضل دختر حارث
ام الفضل دختر حارث، دومین زن مسلمان یا سومین زنی بود که بعد از حضرت خدیجه (س) اسلام آورد. وی از دیگر زنانی است که در دوره رسول خدا (ص) با پیشگامی در تشخیص حق و جسارت در اقدام پذیرش آن، بر خلاف جریان غالب زمان حرکت کرده و در عصر حکومت امام علی (ع) در حمایت از ولایت و رهبری امام در عرصه سیاسی، حضور خود را به نمایش گذارد (بلاذری، ۱۴۱۷، ج ۴، ص ۲؛ ابن سعد، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۱۷؛ ابن هشام، بی تا، ج ۱، ص۶۴۶؛ طبری، بی تا،ج ۲، ص۴۶۱؛ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج۲، ص ۴۹۷). زمانی که طلحه و زبیر به همراهی عایشه به سوی بصره حرکت کردند، ام الفضل احساس خطر کرده و نامه ای با این محتوا برای امام علی (ع) فرستاد: «…بداند امیرالمؤمنین که طلحه، زبیر و عایشه عزیمت بصره دارند و مردم را بر جنگ با تو تشویق کرده. .. خدای تعالی یار تو است و تو بر حقّی… و السّلام». وی نامه را به همراه صد دینار به شخصی به نام ظفر داده و به او گفت: «تلاش کن تا هر چه زودتر به خدمت امیرالمؤمنین علی (ع) برسی و این نامه بدو رسانی» (طبری، بی تا (الف )، ج ۶، ص ۲۳۵۸؛ ابن اعثم، ۱۳۷۲، ۴۱۰و۴۱۱؛ شیخ مفید، ۱۴۱۴، ص ۱۸ ). نامه ام الفضل به امام علی (ع) حکایتگر شعور بالای سیاسی وی با دنبال کردن حوادث سیاسی جامعه و تلاش برای رساندن هر چه سریع تر نامه به امام، بیانگر دغدغه فکری و نگرانی او در باب حاکمیت امام و خدشه دار شدن موقعیت رهبری مسلمانان است.
ام الخیر البارقیه
ام الخیر دختر حریش بن سراقه از دیگر زنانی است که در حکومت امام علی (ع) در عرصه سیاسی نظامی حضور فعالی داشت و به همین علت بعد از شهادت امام، به دربار معاویه در شام فرا خوانده شد (ضبی، ۱۴۰۳، ص۳۲ ۲۷). ام الخیر از جمله افرادی است که قلبش پر از محبت اهل بیت ((ع)) بود. حضور او در پیکار صفین و تشویق سپاه امام با سرودن شعرهای حماسی، نشان از زبان فصیح این زن دارد: «با روی گرداندن از جبهه امام علی (ع) به کجا می روید. از امیرالمؤمنین فرار می کنید یا از جنگ…». ام الخیر با اشعار خود یادآور بیعتی بود که مردم بر گردن داشتند و باید تا پای جان بر این بیعت بمانند. مناجات او با خدا در اوج درگیری دو سپاه، نشان از نگرانی این زن شجاع دارد: «خداوندا! صبر و شکیبایی کم شده… ای پروردگار! زمام دل ها به دست توست…» و در ادامه با مخاطب قرار دادن سپاه حاضر در میدان، چنین می سراید: «از اسلام روی گردانید و یا از حق برگشته اید… شما به کجا می روید.. به سوی امام عادل، وصی با وفا و صدیق اکبر بشتابید که این جنگ بر اساس کینه های بدر، احد و جاهلیت است…» (ابن طیفور، بی تا، ص ۳۹؛ ابن عبدالبر، ۱۴۱۲، ج ۱، ص ۳۵۵؛ الحسنی، ۱۳۷۱، ص ۲۸). این بینش یک زن آگاه است که به مردان در نبرد هشدار می دهد پشت کردن به جبهه علی (ع)، مساوی با از اسلام برگشتن و روی برگردن از حق است. دفاع ام الخیر و برشمردن فضایل امام علی (ع) در برابر معاویه حاکی از رشد آگاهی زنان در عصر حکومت امام علی (ع) دارد.
ام سنان
ام سنان از دیگر زنانی است که در زمان حکومت امام علی (ع) در صحنه های سیاسی – نظامی حاضر بود و پس از شهادت امام، هم چنان در برابر معاویه با شجاعت ایستاد و با کمال شهامت، یادآور عدالت حکومت امام علی (ع) در کاخ معاویه شد (ضبی، ۱۴۰۳، ص۲۶ ۲۳ ) «امّ سنان از مدینه به شام به سرای معاویه رفت تا از کارگزار او به خاطر کوتاهی و ظلمش شکایت کند. پس از ورود به کاخ، معاویه او را پیش خود فرا خواند. ام سنان سلام گفت و بنشست. معاویه گفت: ای امّ سنان! به چه مهم رنجه شده ای و از مدینه به شام آمده ای؟ مرا آن سخن های زشت و دشنام های ناخوش که روز جنگ صفین اهل شام را می دادی و تحریض هایی که قوم خود را بر جنگ ما می کردی فراموش نشده.. امّ سنان با دلیری تمام گفت: بله، این بیت ها را من گفته ام و اگر امیرالمؤمنین علی (ع) زنده بود، ما هرگز تو را نمی دیدیم؛ چه من او را از جان خویشتن دوست تر داشته ام و نمی توان که صفات علی (ع) را از هزار یکی بیان نمود. یکی از صفت های علی (ع) این بود که در حق امت رسول خدا (ص) مهربان بود… من نوبتی از برای انجام کاری نزد او رفتم، بر مصلّی ایستاده بود. چون مرا دید، نماز را شروع نکرد و گفت: ای امّ سنان! حاجت داری؟ گفتم: بله یا أبوالحسن! سپس حاجت خود بیان کردم که عامل صدقات زور می کند، امیرالمؤمنین بر سر مصلّی دوات و قلم و کاغذ طلب نمود و تهدید نامه ای بدو نوشت و آن نامه را سر به مهر به من داد و عذر خواست و بعد روی به سوی آسمان کرد و گفت: بار خدایا! تو بر من گواهی که من آن عامل را به ظلم نفرستادم و بر ظلم او راضی نبوده ام. پس خرجی راه به من عنایت فرمود. من به نزد آن عامل آمدم و نامه را دادم. برخواند و همان ساعت از سر ظلم باز آمد و مرا خوشدل ساخت…» (ابن اعثم، ۱۳۷۲ق، ص۵۵۴ ۵۴۰،؛ ابن ابی طیفور، بی تا، ص۶۳ و ۶۴)
توصیه ام سنان به معاویه در این دیدار مبنی بر عدم استفاده از افراد چابلوس که اطراف او بودند، بیانگر اندیشه سیاسی او در باب حاکمیت جامعه است: «اما در خدمت تو از این نوع خدمتکارانند که به هر وقت در غیبت و حضور از این کلمات می گویند و دل تو را با ما بد می کنند…» (ابن عبد ربه، ۱۴۱۲، ص ۳۰۵ – ۳۴۹؛ ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص ۵۵۳ ۵۵۰). توجه ام سنان در مسائل سیاسی جامعه و درخواست برکناری کارگزار معاویه در مدینه، شاهدی دیگر بر دنبال کردن مسائل جاری اجتماع توسط یک زن مسلمان تربیت شده دوران حاکمیت امام علی (ع) و درک و شعور سیاسی او می باشد؛ به گونه ای که در برابر حاکم می ایستد و به جرئت از او تغییر کارگزارش را می طلبد و در برابرمعاویه از علی بن ابی طالب (ع) و ویژگی های انسانی او به ویژه عدالتش سخن به میان می آورد و تصویری از حکومت علی (ع) و توجه حضرت به افراد جامعه و کارگزارانش و اهمیتی که برای این مهم قائل بوده به معاویه و افراد چاپلوسی که در خدمت او بودند، ارائه می دهد و آنگاه آن را با حاکمیت معاویه و ظلمی که به او شده و مقایسه می کند و تلویحاً به تحقیر او می پردازد.
زرقاء
زرقاء بنت عدی، نمونه دیگری از زنان تربیت شده و حاضر در صحنه های سیاسی- نظامی دوران حکومت امام علی (ع) بود که در جنگ صفین، مردان قبیله خود (همدان) را بر ادامه نبرد علیه سپاه معاویه تشویق می کرد؛ به گونه ا ی که سخنان او همچون پتکی سنگین بر گوش معاویه فرود آمد و باعث شد بعد از به حکومت رسیدن، او را به شام فرا خواند(ضبی، ۱۴۰۳، ص ۶۶ ۶۳ ). وقتی معاویه وی را سرزنش کرد، زرقاء آن را سعادتی بزرگ برشمرد: «… ای معاویه! کدام خوشبختی از این بزرگتر که من با علی مرتضی (ع) در آن چه انجام داده، شریک باشم و از ثواب در آن سرای مرا نصیبی باشد» محبت و ابراز علاقه زرقاء از رهبری امام علی (ع) تا آنجا بود که معاویه را به تعجب وا داشت: «معاویه گفت: مرا شگفت می آید که بعد از وفات علی، وفای شما را در محبّت او به زیادت می بینم. زرقاء گفت: سوگند به خدای که هنوز دوستی ما را با علی (ع) اندازه ندانسته ای» (ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص۵۷۵؛ ابن ابی طیفور، بی تا، ص۳۴ ۳۲)
دارمیه حجونیه
دارمیه حجونیه، زنی با فصاحت و قدرت احتجاج علیه مخالفین (ابن عبدربه، ۱۴۱۲، ص۳۵۳- ۳۵۲؛ ابن طیفور، بی تا، ص۷۳ – ۷۲ ) و از جمله زنانی بود که در فراخوانی معاویه به شام، اعتقاد خود را نسبت به ولایت امام علی (ع) ثابت کرد و با کمال شهامت به دفاع از رهبری حضرت علی (ع) برخاست. وقتی معاویه او را به دربار خود فرا خواند، از او پرسید به چه دلیل علی را دوست داری و با من به دشمنی می پردازی؟ دارمیه در جواب گفت: «علی را به سبب عدلش نسبت به رعیت دوست دارم و این که بیت المال را مساوی تقسیم می نمود. تو را دشمن می دارم؛ زیرا با علی جنگ کردی در امری که او بر تو برتر بود و چیزی را طلب کردی که در آن حقی نداشتی…». در ادامه به دیگر صفات خوب امام و ویژگی های حکومتداری و رهبری او اشاره می کند: «علی را دوست دارم… او دوستدار مساکین بود و اهل علم را دوست می داشت..» و رفتار ناپسند حاکمان نامشروع را این گونه بیان می کند: «تو را دشمن می دارم؛ زیرا خون مردم را به ناحق ریختی و به ستم قضاوت کردی. به خدا قسم وی را دیدم که قدرتی که تو را فریفته است، او را فریب نداد…» (ضبی، ۱۴۰۳، ص ۴۰ ۴۳؛ ابن دمشقی، ۱۴۱۶، ج ۲، ص۲۴۲؛ سید محسن امین، بی تا، ج۶، ص ۲۶۴)
شاید این مسئله به ذهن خواننده خطور کند که این گزارش چگونه می تواند حضور دارمیه را در صحنه سیاسی در عصر امام (ع) ثابت کند. در پاسخ باید گفت اگر فردی در متن مسایل سیاسی جامعه قرار نداشته نباشد و عملکرد زمامدار جامعه اسلامی را دنبال نکند و از رویدادهای اجتماعی آگاهی کاملی نداشته باشد، چگونه می تواند در برابر حاکمی همچون معاویه بایستد و بگوید یک حاکم اسلامی نباید از روی هوی و هوس و به ستم حکم کند و خون مردم را به ناحق بریزد و قدرت و ریاست او را بفریبد.
زنان محافظ
نمونه دیگر تاریخی که می توان شاهدی بر حضور زنان در عرصه سیاسی نظامی دانست، همراهی تعدادی از زنان بصره برای بردن عایشه به مدینه بودکه به دستور امام علی (ع) بعد از پایان جنگ جمل صورت گرفت: «علی چهل زن را به همراه عایشه فرستاد و به آنان فرمان داده بود که عمامه بر سر کنند و بر خود شمشیر ببندند و نگذارند کسی از کار آنان آگاه گردد. گویند عایشه در راه چنین می گفت: حساب علی بن ابی طالب با خداست، او مردانی را به همراه من فرستاده است. وقتی که به مدینه رسیدند و زنان عمامه خود را از سر برداشتند. عایشه با دیدن آنان گفت: خداوند بهشت را نصیب علی بن ابی طالب گرداند» (ابن قتیبه، ۱۴۱۰، ص۱۰۸و ۱۰۹؛ یعقوبی، بی تا، ج ۲، ص ۸۷ و ۱۸۱؛ یعقوبی عقیده دارد امام هفتاد زن به همراه عایشه فرستاد). این گزارش بیانگر آن است که زنانی که در این سفر به همراه عایشه بودند، از زنان معمولی نبوده اند و باید دوره های ویژه ای برای سوارکاری و چگونگی استفاده از ادوات جنگی آن زمان می دیدند؛ چرا که این سفر یک سفر عادی نبود و زنان به قدری نقش خود را در لباس مردان محافظ مسلح خوب ایفا کردند که در برخی گزارش ها عایشه تا نیمه راه (ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص۴۴۰- ۴۴۱) و در برخی نقل های تاریخی، تا رسیدن به مدینه این نکته را متوجه نشده بود که محافظان او همه زن هستند و برای پیشگیری از برخی تعرضات بدخواهان، در نقش مرد مسئولیت خود را انجام می دهند.
لیلی الغفاریه
لیلی غفاریه، یکی از زنان شجاع و صحابی رسول خدا (ص)، از جمله زنان حاضر در صحنه های سیاسی نظامی در حکومت امام علی (ع) بود که کوشید تا جایگاه و مقام رهبری امام را بر دیگر افراد یادآور شده و این مقام را تثبیت کند: «من در جنگ ها به همراه پیامبر (ص) شرکت می کردم و به مداوی مجروحان جنگ می پرداختم و زمانی که علی (ع) به طرف بصره حرکت کرد، با او همراه شدم. وقتی به عایشه برخوردم، به او گفتم: آیا از رسول خدا (ص) درباره فضلیت علی چیزی شنیده ای؟ عایشه گفت: بلی، علی بر پیامبر (ص) وارد شد، در حا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.