توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی فلسفه قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علامه کاشف الغطاء؛ نقد و بررسی کتاب السیاسه الحسینیه :
مقدمه
بشر به همراه دشمن قسم خورده خود، ابلیس پای بر کره خاکی نهاد و تنها راه نجات از گزند این دشمن، پیروی از پیام های آفریننده اش بود، امّا به این دلیل که آن نفرین شده، از راه خواسته های نفس و نه عقل سلیم، به اغوای انسان می پردازد، برخی از آدمیان راه او را می پیمایند و به جای آیات الهی، به وسوسه های او گوش فرا می دهند و به جای تلمّذ در مجلس پیام آوران هدایت به شاگردی در هاویه او می نشینند تا حدّی که خود، شیطان اِنسی می گردند. این جاست که دشمنی و جنگ میان آدمیان نیز پیش می آید.
واقعه عاشورا، صحنه پیکار سربازان رحمان با شیطان صفتان است؛ پیکاری نابرابر که در یک طرف میدان مقرّب ترین بندگان به خدا، حسین بن علی (ع) با یاران اندک امّا استوار و با صلابت قراردارد و در طرف دیگر دورترین افراد از درگاه ایزدی، عمرسعد وقاص، با هزاران عِدّه و عُدّه.
امام حسین (ع) به عنوان حجّت خدا و آگاه از حال و آینده، به همراه اصحاب و خانواده (زنان و کودکان و…) در این میدان کارزار حضور داشت. جنگ به شهادتِ جبهه حق، امام حسین (ع) و یارانش و اسارت خانواده انجامید.
این سرانجام، پرسش های بسیاری را در ذهن آیندگان برانگیخت که چرا امام (ع) با علم و آگاهی از عاقبت جنگ، به شهادت خود و اسارت خانواده اقدام کرد؟ آیا حکمت هایی در این عزم نهفته بود؟ یا امام (ع) اقدامات پیشگیرانه ای نیز انجام داده بودند اما تقدیر چنین رقم خورده بود که بهشتیان در عروج به جایگاه جاودان خود شتاب و دوزخیان تا قعر هاویه گمراهی سقوط کنند؟
دانشمندان مسلمان به ویژه عالمان شیعه و دلسوخته اهل بیت (علیهم السلام)؛ همانانی که چشمه اشک دیدگانشان بر مصائب ائمه (علیهم السلام) به ویژه واقعه عاشورا، هیچ گاه خشک نمی شود و تا رستاخیز و در صحنه قیامت جاری است (شوشتری، بی تا، ص۱۳۷)، پاسخ های حکیمانه ای به این پرسش ها داده اند از جمله این فقیهان علّامه محمدحسین آل کاشف الغطاء است که پاسخ هایش در کتابی به عنوان «السیاسه الحسینیه»گردآمده است.
ویژگی های کتاب
این کتاب در ۳۴ صفحه با چاپ سنگی و در قطع رقعی گردآمده و از سه بخش تشکیل شده است: طرح شبهه و پاسخ های عبدالمهدی (شاگرد) و عبدالحلیم (فرزند علّامه) و خود علّامه که مشتمل بر نقاط قوّت و ضعفی است.
الف. امتیازات
مهم ترین امتیازات کتاب عبارتند از:
۱- تشویق طلاب جوان توسط علّامه به تحلیل حوادث تاریخی و استفاده بهینه از محفوظات؛
۲- ابتنای پاسخ ها بر اعتقادات شیعه به اصل امامت، صفات او به خصوص صفات علم غیب، عصمت، حکمت، وجوب اطاعت و… ؛
۳- تبلور بُعد عاطفی و روح مودت نسبت به امام حسین (ع) در پاسخ ها؛
۴- برخورداری از روشی تحلیلی؛
۵- نوآوری در پاسخ ها؛
ب. نقاط ضعف
این کتاب چون هر کتاب دیگری از جهات شکلی و محتوایی دچار نقاط ضعف چندی است. چون:
۱- تکیه بر دیدگاه شخصی در غالب موارد و عدم نقل دیدگاه های دیگر
۲- برخورد خصمانه با شبهه گر
۳- عدم استناد به ادله نقلی و تاریخی بیشتر به ویژه سخنان امام حسین (ع)
۴- عدم ذکر منابع نقل ها (آیه، حدیث، حوادث تاریخی و…)
۵- تکیه پاسخ گویان بر محفوظات ذهنی و عدم تتبع در کتب و کاوش منابع بیشتر
۶- پرداختن به فلسفه قیام به جای علّت آن (پرسش شبهه گر)
۷- استناد دیدگاه شخصی به امام (ع)
۸- ضعف علمی بعضی از پاسخ ها
۹- عدم برخورداری اثر از قالب نوشتاری خاص (کتاب یا مقاله یا جزوه) و وانهادنشان به صورت برگه یادداشت
انگیزه مؤلف
آرزوی دیرینه این دانشمند به دست آوردن فرصتی بود تا بیشتر در حکمت های قیام عاشورا غور و ژرف نگری کند که از قضا کسی از اهل بصره، شبهه یا پرسشی را بر اقدام عالمانه امام (ع) به شهادت خود و اسارت خانواده مطرح می کند. شیخ عبدالمهدی شاگرد کاشف الغطاء، پاسخ کوتاهی می دهد به این بیان که هتک حرمت، پلیدی امویان را آشکارتر می سازد و امام (ع) می خواست که با همه اشکال، (قتل، سوزاندن خیمه ها و اسارت خانواده) مظلومیت خود را نشان دهد تا آتش بیداد امویان را خاموش کند؛ اما شبهه گر قانع نمی شود و عبدالمهدی ناگزیر می شود که با نامه ای از کاشف الغطاء توضیح بیشتر بخواهد. علّامه کاشف الغطاء به علّت مشغله های علمی بسیار، از فرزند فقیه خود می خواهد که پاسخ لازم را بدهد و بدین منظور تنها بر اندیشه خود اتکا کند مگر در موارد ضروری که به کتب تاریخ مراجعه نماید (همان، ص۳).
پاسخ فرزند علّامه
فرزند علّامه پاسخ را با شش مقدمه آغاز می کند:
الف. مقدمات پاسخ
۱- شک خاستگاه شبهه است.
۲- از پیامدهای شک: شبهه، تباهی و اختلاف عقاید و تغییر خط فکری است.
۳- هر عقیده ای در معرض شک است.
۴- گریزی از بروز شبهه نیست.
۵- راهکار حلّ شبهه مراجعه به خردمندان و صاحبان اندیشه سالم است.
۶- واقعه کربلا در معرض تهاجم بیشترین شبهه ها بوده است.
ب. اصل پاسخ
فرزند علّامه ابتدا جایگاه واقعه کربلا را در میان جنگ های سیاسی روشن می کند با این بیان که واقعه کربلا جنگی مذهبی و داخلی بود. از نظر او این واقعه با انگیزه دفاع از حق و اتیان وظیفه دینی انجام گرفت پس قابل نقد نیست. با وجود این برای تعّمق و ژرف اندیشی در این حادثه ابتدا باید جایگاه دینی امام حسین (ع) را شناخت. نتیجه این معرفت، اعتقاد به شخصیت مقدس و خطاناپذیر امام (ع) است؛ او با اذن خدا از علم غیب آگاه است و حوادث را پیش از وقوع می داند.
فرزند علّامه علّت شبهه را تضاد علم غیبی امام (ع) از سرانجام قیام با اقدام او می داند، لذا در پاسخ در رفع این تضاد می کوشد به این بیان که همان طور که امام می دانست اگر قیام کند شهید می شود، همان طور هم آگاه بود که اگر در مدینه بماند نیز شهید خواهد شد؛ زیرا یزید بن معاویه به کارگزارانش فرمان داده بود هر جا حسین (ع) را یافتند، بکشند حتی اگر به پرده های کعبه پناه برده باشد (همان، ص۴؛ موسوی مقرم، ۱۳۷۲، ص۱۶۵).
امام (ع) در پی این فرمان پیوسته در معرض ترور بود و می دانست که آخر او را خواهند کشت. لذا به منظور تأثیرگذاری شهادتش بر افکار و احساسات عرب و جهان اسلام و نیز پیشگیری از شکستن حرمت مدینه در پی قتل او، اقدام به خروج و قیام کرد تا با شهادت خود و اسارت خانواده اش آن تأثیر بزرگ ایجاد شود و اگر قیام نمی کرد خونش بدون هیچ تأثیری به هدر می رفت.
فرزند علّامه سپس شبهه گر را مخاطب قرار داده و ادّعایش را در عدم حسن معنوی در این اقدام رد می کند با این بیان که اقدام امام (ع) به شهادت خود و اسارت خانواده بزرگ ترین ره آوردهای معنوی را داشته است:
۱- شرافت جاودان خود و بنی هاشم
۲- آشکار شدن مظلومیت خود
۳- پدید آمدن پیروان بسیار (همان، ص۵)
امام (ع) برای دستیابی به این آثار ابزاری جز قیام و همراهی خانواده نداشت زیرا ابزار یا سیاسی است چون شایعه پراکنی که لازمه اش ایجاد جنگ روانی و دروغ گویی است که از شأن و شخصیت امام حسین (ع) به دور است و ابزار دیگر، جنگی است؛ مانند قیام با شمشیر که امام (ع) راهی جز استفاده از این ابزار نداشت. امّا اگر در مکّه یا مدینه انجام می گرفت تنها به کشته شدن او و یارانش می انجامید و آن تأثیر بزرگ را در تاریخ بر جای نمی گذاشت، چنان که برای عبدالله بن زبیر و امثال او پیش آمد که در صفحه های تاریخ اثری باقی نگذاشتند (همان، ص۶). بر این اساس جایی برای انتقاد بر اقدام امام (ع) به شهادت خود و اسارت خانواده نمی ماند (ر. ک: کاشف الغطاء، بی تا، ص۷-۱).
فرزند علّامه به این مقدار از پاسخ اکتفا می کند و پیش از ارسال به شبهه گر، آن را بر پدر عرضه می کند. علّامه با مطالعه پاسخ، آن را برای شبهه گر قانع کننده نمی بیند و نیازمند توضیح بیشتر می داند لذا وقت ملاقات حضوری به فرزند خود داده و در طی چند جلسه پاسخ های مؤثر و قاطعی را به شبهه می دهد و فرزند املای پدر را تحریر می کند که به صورت رساله ای بدیع و نوین در موضوع خود درآمده است.
– ابهام در پاسخ فرزند علّامه
به نظر ما (مؤلف مقاله) فرزند علّامه، چگونگی تأثیر اقدام امام (ع) را مهمل گذاشته است؛ یعنی چه چیزی باعث شد تا اقدام امام (ع) آن تأثیرهای سه گانه را بر جان مردم بگذارد؟ واقعه کربلا چگونه برای مردم نقل شده بود؟ چه کسانی آن را نقل کردند؟ آیا ناقلان، شاهد عینی صحنه بودند؟ در مصائب شریک بودند؟ چه شناختی از هر دو جبهه داشتند؟ و صدها پرسش دیگر که با پاسخ به آن ها می توان نحوه تأثیر را روشن کرد. با توجّه به این ابهامات، علّامه شبهه را از نو بررسی و تنقیح می کند و دو پاسخ نقضی و حلی می دهد:
– بررسی پاسخ علّامه محمدحسین کاشف الغطاء
۱- تنقیح شبهه: علّامه نامه شیخ عبدالمهدی را می خواند و شبهه را دارای دو جانب می فهمد:
۱) امام حسین (ع) هنگام قیام می دانست کشته خواهد شد و خانواده اش اسیر خواهند گشت.
۲) امام (ع) با این اقدام خود و خانواده را در معرض هتک حرمت قرار داد.
۲- پاسخ: علّامه ابتدا بر مبنای اعتقاد شیعه به امامت اهل بیت (علیهم السلام) پاسخ نقضی می دهد. سپس در پاسخ حلّی پنج یا شش فلسفه را برای اقدام حکیمانه امام (ع) به استقبال از شهادت و به همراه بردن اهل بیت بیان می کند که همه پاسخ ها بنا بر احتمال به امام (ع) استناد داده شده و هیچ گونه دلیلی تاریخی و… بر صحت این استناد نقل نمی کند و تنها از اندیشه خود کمک می گیرد.
الف. پاسخ نقضی بر مبانی اعتقادی شیعه
علّامه در این پاسخ، اعتبار شبهه را از وجهه دینی و بر مبنای اعتقادی شیعه به امامت ساقط می کند به این دلیل که امام (ع) معصوم است و همه تصمیمات و اقداماتش صائب و مستند به علم سابق الهی است؛ هر پیامبر یا امامی سندی دارد که در آن سرنوشتش رقم خورده است که کشته یا سموم یا اسیر یا به نوعی در دین خدا قربانی خواهد شد. بنابراین بررسی این تقدیر و پرسش از فلسفه آن از دوش مردم عامی برداشته شده و چیزی جز زحمت اضافی نیست به ویژه که ممکن است خود معصوم نیز از همه رازها آگاه نباشد.
علّامه، علم الهی معصوم (ع) را عامل تسلیمش در برابر سرنوشت می داند. امام (ع) در سند تقریرات خود همین خطوط را می نگرد که «باید در فلان زمان جانت را فدا کنی» او نیز بدون هیچ چون و چرایی تسلیم فرمان خدا می شود و حقّ پرسش از حکمت و مصلحت نهفته در این تقدیر را ندارد. زیرا یقین دارد که حکم خداوند یگانه و تصمیماتش همه برخاسته از نهایت مصلحت ها و برترین حکمت هاست.
علّامه اثبات این مقامات را مستند به ادّله ای می داند که خرد فلاسفه و نظر دانش آموختگان دانشگاه ها و مورخان از آن قاصر است و نیز همه مقامات را شاخه هایی از یک ریشه می داند و آن عنایت ازلی خداوند به آن بزرگواران (ع)، بلکه به مردم جهان است. زیرا رهبری و هدایت مردم بر عهده آن رهبران معصوم است که باید از آن جایگاه خاص برخوردار باشند.
علّامه هدف از رهبری خلق را به کمال رساندن آنان می داند که این امکان پذیر نیست مگر با تسلیم شدن در برابر رهبران الهی؛ آن انسان هایی که به ستاک رفیع کمال بشری نائل آمده اند. این تسلیم نابخردانه نیست زیرا آن بزرگواران (ع) با عنایت ازلی مورد تأیید و حمایت قرار دارند و از خطا، اشتباه و گناه بدورند. مردم باید بر این تأیید و عصمت به طور مستدّل، اعتقاد یابند، در این صورت است که دیگر جای هیچ شک، شبهه، نقد و اعتراضی بر هیچ یک از عملکردهای معصوم (ع) نخواهد دید گرچه آن اقدام به ظاهر از دیدگاه خرد محدود و اندیشه های قاصر بشر عادی، زشت و نادرست نماید.
علّامه در پایانِ پاسخ نقضی به دو نص استناد می کند:
۱- آیه: «فلَا وَ رَبِّک لَا یؤْمِنُونَ حتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا»(نساء /۶۵)؛ نه سوگند به پروردگارت که ایمان نمی آورند مگر تو را در اختلافاتشان حاکم کنند سپس قضاوت تو را بر خود دشوار نیابند و به طور کامل تسلیم شوند.
۲- حدیث امام صادق (ع): «نَحنُ أسرارُ الله المُوَدَّعَهُ فی هَیاکِلِ البَشَرِیَّه یا سَلمانُ، اُترُکُونا عَنِ الرُّبُوبِیَّه ثمّ قُولُوا فینا ما استَطَعتُم فإنّ البَحرَ لا یُنزَفُ و سِرَّ الغَیبِ لا یُعرَفُ و کَلِمَهَ الله لا تُوصَفُ و مَن قالَ هُنالِک لِمَ و مِمَّ وَ بِمَ، فَقَد کَفَرَ» (ر.ک: حافظ البرسی، ۱۴۲۲، ص۱۰۵) ما رازهای خداییم که در هیکل انسانی قرار داده شده ایم. ای سلمان! ما را از پروردگاری فرود آرید، سپس هرچه می توانید در توصیفمان بگویید، زیرا دریا ته نمی کشد و راز نهان شناخته نمی شود و کلمه خدا قابل توصیف نیست و هر کس اعتراضی کند و بگوید برای چه، از کجا (به چه دلیل) و به چه سبب، بدون شک کفر ورزیده است. علّامه (کفر) موجود در روایت را به تاریکی (و گمراهی) تفسیر می کند که چنین کسی حقیقت را بر خود و دیگران تاریک می کند (ر.ک: کاشف الغطاء، بی تا، ج۳، ص۱۰).
– نقد پاسخ نقضی علّامه
۱- نفی تشیع شبهه گر
علّامه بدون تحقیق از اعتقادات شبهه گر او را غیرشیعی پنداشته است و تنها دلیلش طرح چنین پرسشی از سوی اوست (همان). در حالی که چنین پرسش هایی از جوانان شیعی، مخلص و عزادار اهل بیت (ع) بسیار مطرح می شود. چنان که ما در روزگار خود، حتی در میان اعضای خانواده هایمان، بسیار با آن مواجهیم. پس احتمال دارد که سائل به منظور رفع شبهه از خود، آن پرسش را کرده باشد و عدم اقناع او با پاسخ عبدالمهدی، اجمال و ابهام آن بوده باشد. مؤید احتمال ما بصری بودن سائل است که معمولا بصریان شیعه اند.
۲- عدم دقت به سبک ادبی پرسش
سائل، پرسش خود را با جمله شرطیه «إذا کان الحسین (ع) عالما بقتله فی خروجه إلی کربلا و سبی عیاله فقد عرض بعرضه إلی الهتک…» (همان، ص۲) مطرح کرده است. با این سبک به نظر می رسد که او علم غیب امام (ع) را نفی می کند، زیرا قیام منتهی به حوادثی شد که در صورت آگاهی قبلی، مورد پسند خرد عامه نبود و در ذهن خود چنین نتیجه گرفته که «امام (ع) از سرانجام قیام آگاه نبوده اند.» مؤید احتمال ما ردّ پاسخ اجمالی عبدالمهدی با این عبارت بود که «ابزار خاموش کردن آتش قدرت امویان، برای امام حسین (ع) با آن جایگاه دینی که داشت، کم نبوده تا نیاز به اسارت خانواده داشته باشد» (همان، ص۳).
علاوه بر آن، سائل در این پاسخ به جایگاه عظیم دینی امام (ع) اعتراف کرده است. بنابراین نمی توان به سادگی و به صرف طرح یک پرسش از علم امام (ع) یا فلسفه قیام حضرت، تشیع سائل را نفی کنیم.
۳- عدم اثبات علم غیب امام (ع)
علّامه کاشف الغطاء تنها به علم غیب امام (ع) از سرانجام قیام اشاره کرده امّا به اصل مقام علمی و شمولش بر علم غیب، نپرداخته است. لذا ضرورت داشت به اثبات این مقام با ادله قرآنی و روایی می پرداخت که ما به نقل دو دلیل اکتفا می کنیم:
– ادله اثبات آگاهی امام (ع) از غیب
ابتدا باید گفت علم غیب به معنی دانستن امور ناپیدا و نهان است و دو قسم عام و خاص دارد؛ نوع اول از راه دقت و ژرف نگری و نوع دوم از افاضه الهی به دست می آید. حال به بیان ادله می پردازیم:
۱- دلیل عقلی: عمومیت علم غیب
در واقع به حکم عقل، هر خردمندی برای کوچک ترین کاری که بخواهد تصمیم بگیرد بدون فکر و بررسی شرایط حال و آینده، ابزار و عوامل موفّقیت و شکست به آن اقدام نمی کند. عمق این اندیشه، آگاهی از آینده را به میزان بالایی به ارمغان می آورد.
به این دلیل شاهدیم که در طول تاریخ بعضی از رهبران سیاسی حوادث آینده را تا یک قرن هم پیش بینی می کرده اند و غالباً محقق می شده است. بر این اساس، عموم انسان ها از علم غیب به معنای عام (پیش بینی) بهره مندند ولی گستر آن نسبت به افراد متفاوت است. عوامل تأثیرگذار بر این موهبت عبارتند از: قوت عقل، قدرت و میزان خردورزی، دوراندیشی، استفاده از ابزارهای مناسب و کارا، میزان همت و تلاش برای نیل به هدف، حذف موانع و وفود عوامل وصول، گستره مسئولیت، والایی هدف، ظرفیت و شایستگی وجودی فرد، اراده و عنایت الهی و… .
امام حسین (ع) نیز به عنوان رهبر دینی که مسئولیت وسیع رهبری شیعه بلکه امت اسلامی را بر دوش داشتند. هنگام قیام همه شرایط را در نظر گرفته بودند و از پیشینه تبهکاری بنی امیّه در دشمنی با اهل بیت (علیهم السلام)، فساد سیاسی و دلبستگی آنان به دنیا و حکومت، اغواگری و تحریف عقاید مسلمانان، عواقب تحریف معانی قرآن، منع نشر حدیث نبوی، جعل حدیث ضدّ امیرمؤمنان علی (ع) و… (ر. ک: شیخ صدوق، ۱۳۸۱، ص۱۱۶) کاملاً آگاه بودند و بارها نامه های اعتراض آمیز بر ظلم و فساد معاویه بن ابوسفیان به او فرستاده بودند و از عواقب همایش مِنای خود در اعتراض به عملکرد معاویه و پیشگیری از حکومت یزید آگاه بودند (ر. ک: گروهی از تاریخ پژوهان، ۱۳۸۹) و می دانستند که از نظر آن هیأت حاکمه جائر، این اعتراضات و فعالیت های سیاسی جرم بوده و عاملش مستوجب قتل است.
بنابراین امام (ع) به دلیل تحلیل عقلی حوادث سیاسی، شکی در سرانجام شهادت خود به دست خاندان اموی نداشتند و این پیش بینی منافاتی با اقدامات ابتدایی پیشگیرانه در مدینه و مکه و تصمیم نهایی بر شهادت ندارد. توضیح بیشتر در نقد پاسخ های آتی خواهد آمد. امّا اسارت خانواده با آن وضع فجیع و بی سابقه که اهل بیت (علیهم السلام) متحمل شدند نه تنها در جنگ های داخلی مسلمانان سابقه نداشت بلکه فرهنگ مقابله به مثل در میان عرب نهادینه بود و پیامبر اکرم (ص) مکیان از جمله بنی امیّه را در فتح مکه آزاد کرد (حسنی، ۱۳۷۳، ص۶۰۴). بنابراین نظریه تحلیل عقلی، چنین حادثه ای پیش بینی نمی شد (تنها حادثه ای که تصور می شد حضور اهل بیت هنگام شهادت امام (ع) بود که صحنه ای بسیار دردناک برای آنان است. چنان که ابن عباس هنگام خروج امام از مکّه، این صحنه را حدس زده بود (موسوی مقرم، ۱۳۷۲، ص۱۶۸).
البته باید گفت: عقل به تنهایی منشأ علم غیب نیست بلکه عوامل معنوی دیگری چون وحی، الهام، رؤیای صادقه و تأییدات الهی بر تصورات عقلی در افاضه این موهبت مؤثرند. علم غیب حجج الهی، پیامبران و ائمه (علیهم السلام) غالبا در پی عوامل اخیر است که منظور از علم غیب مصطلح، علمی است که از این راه ها به دست آید.
علم غیب امام حسین (ع) به شهادت خود و اسارت خانواده از طرقی چون وحی جبرئیل بر پیامبر اکرم (ص) (ر. ک: ابن عساکر، ۱۴۱۵ و حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲، ج۳، ص۱۷۶) و اخبار حضرت به فاطمه (س) (ر. ک: شوشتری، بی تا، ص۱۱۷) و امیرمؤمنان (ع) (میلانی، ۱۴۱۳، ج۶، ص۴۲ -۴۵) و ایشان نیز از طریق رؤیای صادقه ای به حسنین (ع) که هنگام عزم به ترک مدینه، بر مزار جدّ بزرگوارشان حضرت نبی اکرم (ص) دیده بودند که به ایشان فرمود: «ای حسین (ع)، همه مشتاق توییم و به سوی ما بشتاب که در بهشت مقاماتی داری که جز با شهادت به آن نمی رسی» (موسوی مقرم، ۱۳۷۲، ص ۶۳).
۲- دلیل قرآنی
آیاتی که دلالت بر علم غیب ائمه (علیهم السلام) می کنند، بسیارند از جمله آیه ذیل: «عالِمُ الغَیبِ فَلا یُظهِرُ عَلیَ غَیبِهِ أحَدٌ إلّا مَنِ ارتَضَی مِن رَسولٍ…» (جن/۲۶)؛ دانای نهان است و کسی بر علم نهانش دست نمی یابد مگر پیامبری که مورد رضایتش باشد…»
امام رضا (ع) در تفسیر این آیه فرمودند: «رسول خدا (ص) نزد خدا مورد رضایت بود و ما وارثان آن پیامبریم که خدا او را بر هر مقدار که بخواهد از علم غیبش آگاه کرد پس ما از حوادث گذشته و آینده تا قیامت آگاهیم» (فیض کاشانی، ۱۴۱۵، ج۵، ص۲۳۸).
۳- دلیل روایی
احادیثی که تصریح به گستر بی منتهای علم ائمه (علیهم السلام) می کند، بسیارند. در برخی روایات، امام (ع) بر این موهبت، دلیل عقلی ارائه می کند. برای نمونه امام باقر (ع) فرمودند: «خداوند بزرگوارتر از آن است که اطاعت را واجب کند که او را از علم آسمان و زمینش محجوب کرده باشد» (کلینی، ۱۴۰۱، ج۱، ص۲۶۲).
ب. پاسخ تفصیلی پیرامون فلسفه های اقدامات امام (ع)
علّامه پس از پاسخ اجمالی که بر مبنای اعتقاد به عصمت و تسلیم در برابر امام (ع) بود، به پاسخی تفصیلی پیرامون فلسفه اقدام عالمانه امام (ع) به شهادت خود و اسارت خانواده می پردازد و در مجموع شش وجه را بیان می کند. امّا این وجوه همه بر اساس حدس و احتمالند؛ لذا استناد آن ها به امام (ع) بر خلاف ادب علمی است.
علّامه بیشتر بحث را به فلسفه اسارت اهل بیت اختصاص می دهد و فلسفه مستشرق آلمانی «مسیو ماربین» را نقل می کند که شهادت امام (ع) گرچه در راه دین و به منظور افشای خوی پلید یزید بن معاویه در هتک حرمت نبوی و انگیزش افکار و احساسات مردم علیه بنی امیّه بود، امّا صرف شهادت برای این هدف کافی نبود زیرا کشته شدن نزد عرب امری عادی و کم اهمیت است، امّا اسارت حریم، بسیار زشت و ننگین است و چهره کریه و کینه توزی و پلیدی دشمن را بیشتر نشان می دهد. لذا امام (ع) در پاسخ به مخالفانِ حمل خانواده فرمودند: «شاءَ الله أن یَراهُنَّ سَبایا»(ابن طاووس، ۱۳۸۱، ص۹۱).
علامه این فلسفه را قانع کننده نمی داند، لذا خود فلسفه هایی را مطرح می کند:
۱- هتک آن حریمی از نظر دین و عقل جایز نیست که موجب مخدوش گشتن شرافت، عفت و مصونیّت زنان پرده نشین و نجیب گردد و هیچ فایده ای دینی نداشته باشد. امّا اگر این هتک حریم باعث تقویت مقدسات، پاکی، بزرگورای و عزّت گردد، اهانت آور و زشت به شمار نمی آید. افزون بر آن که آن زنان آزاده گرچه روبندشان دریده شده، ولی همچنان پوشیده بودند و از تجاوز لشکریان یزید چون ستاره ای دور بودند (کاشف الغطاء، بی تا، ص۱۲).
۲- علّامه در فلسفه دوم به خصوصیات عالی اخلاقی امام حسین (ع) اشاره می کند، خصوصیاتی که او را از بیعت با معاویه، صبر بر ادامه تعهد به صلح نامه امام حسن (ع) به مدت ده سال پس از شهادت برادر بزرگوارشان تا مرگ معاویه در آخر امتناع از بیعت با یزید.
امام (ع) با هدف آگاه شدن جهان اسلام از امتناع بیعت او با یزید به همراه خانواده مدینه را به قصد مکّه ترک و بزرگراه را به عنوان مسیر انتخاب می کند. حضرت هنگام ترک مکه به سمت عراق، به علّت عزت نفس والای خود، خوش نداشت که هم چون فراریان ترسو تنها همراه با پسران و بردگانش سوار بر اسب بیرون رود بلکه می خواست با ابهت شاهی و جلال و حشمت در کاروانی عظیم از خانواده، یاران، خادمان و کالاها و ثروت بسیار سفر کند. پس به همراه بردن خانواده یکی از ابزارهای این شکوه است (همان، ص۱۴ -۱۳).
علّامه چنین می پندارد اگر امام بدون خانواده خارج می شد، بیشتر شبیه بی خانمانان عرب، جنگجویان، تجارت گران و راهزنان می نمود، در حالی که ساحت سرور شرافتمندان به دور است که آن پستی را برای خود بخواهد لذا با خانواده رفت تا در آرامش، وقار و اطمینان بسیار، حالت بزرگ ترین و قدرتمندترین شاهان دنیا را داشته باشد. علّامه شاهد بر مدّعا را رفتار انسانی امام (ع) در سیراب کردن لشکریان حرّ بن یزید ریاحی از ذخیره آب خود میداند که اضافه بر نیاز شش یا هفت هزار جاندار (انسان ها، اسبان، قاطران و شتران) همراه امام بود.
دلیل دیگر علّامه بر هیأت ملوکی کاروان امام (ع) ثروت بسیار همراه حضرت (ع) کالاها و پول نقد و زیورآلات و…) بود؛ امامی که با این ابهت شاهی بود، خوش نمی داشت خانواده را در مدینه رها کند، تا بعدها از کاروانیان خبر مردان خود را بگیرند.
– نقد فلسفه دوم
به نظر می رسد علّامه در تشبیه امام (ع) به شاهان و این که امام خود خواسته باشد با شکوه شاهان خارج شود، به خطا رفته است. زیرا لازمه به همراه داشتن ثروت بسیار، کسب شکوه شاهی نیست بلکه به علّت عروض نیاز در سفری که خویشان و یاران بسیاری همراهند ثروت بسیار نیز مورد نیاز است. افزون بر آن بردن خانواده در چنین سفری بر ترس می افزاید، زیرا امام (ع) به قصد نجات جان خود از ترور شدن، مدینه و مکّه را ترک کرد و هنگام خروج از مدینه به آیه ذیل استناد کرد: «فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا یتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»(قصص/۲۱)؛ در حالی از مصر خارج شد که پیرامون را زیر نظر داشت و گفت: «پروردگارا، مرا از مردم ستمگر رهایی بخش» لذا به نظر می رسد پاسخ علمی بهتری می توان داد.
علل به همراه بردن زنان و تلاش بر پیشگیری از اسارت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.