تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل آموزه های تربیتی دعای عرفه با تاکید بر مبانی، اصول و روش های تربیتی :

۱. مقدمه

تربیت ایجاد تحولات ثمربخش در محیط زندگی انسان به منظور ساختن و شکوفایی استعدادهای آدمی در حد کمال است؛ بنابراین تربیت یکی از ضروریات انکارناپذیر برای بشر و عامل مدد رسانی در سیر زندگی است. در اهمیت تربیت همین بس که امام علی(ع) در نامه ۵۳ نهج البلاغه، یکی از وظایف حاکم را اصلاح اهلش دانسته و فرمودند: «…وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِه» امام صادق(ع) نیز در این زمینه می فرماید: «إِنْ أُجِّلْتَ فِی عُمُرِک یوْمَینِ فَاجْعَلْ أَحَدَهُمَا لِأَدَبک لِتسْتَعِینَ بهِ عَلَی یوْمِ مَوْتِک» اگر از عمرت تنها دو روز باقی باشد یک روز از آن را به فراگیری ادب و تربیت اختصاص بده تا روز مرگت از سرمایه های اخلاقی روز قبل یاری بخواهی. (بروجردی، ۱۳۸۶ ش، ج ۲۴، ص ۳۵۲)

۱-۱. بیان مسأله

اسلام برای تربیت اهمیت خاصی قائل است. به عنوان مثال در جای جای قرآن هر جا که از رسولان صحبت به میان می آید، تعلیم و تربیت و تزکیه را برنامه اصلی آنان می شمارد. خداوند متعال به تمام انسان ها، آزادی را عنایت فرموده و این اجازه را به آنها داده که در تحصیل علم و دانش با جدّیت و کوشش و در راه بهبود وضع معنوی و مادی به پیش بروند و به آن مقامی برسند که از ملائکه هم برتر بلکه به مقام خلافت الهی برسند.

اگر انسان از تعلیم و تربیت صحیح و دینی برخوردار باشد و الهی بار آید، می تواند جامعه را به سوی کمالات انسانی و الهی سوق دهد، افراد جامعه را از نابودی و فرو رفتن در انحرافات اخلاقی و فساد اجتماعی نجات دهد و جامعه ای به وجود آورد که الگوی همه انسان ها قرار گیرد. برای این هدف لازم است که تربیت اصیل و مبانی، اصول و روش های آن از طریق منبع و مرجعی صحیح و اسلامی در اختیار رهروان این راه قرار گیرد. مسأله تربیت، همواره مورد توجه اولیای دین بوده و آن بزرگواران در ادعیه و روایات فراوانی، تربیت را مورد اهتمام و تأکید قرار داده اند. یکی از این ادعیه، دعای عرفه امام حسین (ع) است که توجه ویژه ای به مسأله تربیت معطوف فرموده اند. برای کاربردی کردن این اصول و روش های تربیتی در زندگی روزمره نیاز جدی به استخراج این اصول و روش های تربیتی از متن دعای عرفه احساس می شود و هدف این پژوهش پرداخت به این مهم است.

۱-۲. سؤالات پژوهش

۱. مهم ترین مبانی تربیتی استفاده شده در دعای عرفه چیست؟

۲. مهم ترین اصول تربیتی به کار رفته در دعای عرفه چیست؟

۳. چه روش های تربیتی در مضامین دعای عرفه به کار رفته است؟

۱-۳. پیشینه پژوهش

۱. مقاله «آیین بندگی در نظام تربیت ناب حسینی مبتنی بر دعای عرفه»، مکرم سائل، محمد جواد و بهشتی، سعید، مجله «پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی»، زمستان ۱۳۹۰ – شماره ۱۳

نویسنده در این مقاله با الهام از مضامین دعای عرفه مملوکیت مطلق، تعلق مطلق، تفکر در آثار و آیات و شرم نقصان و استغفار مداوم را مطرح نموده و در ادامه به تربیت عارفانه اشاره کرده و حقیقت بندگی، محبت، اطاعت محض، تجلی وجه اجتماعی بندگی و. .. را برشمرده است.

۲. پایان نامه «تحلیل دعای عرفه امام حسین (ع)براساس مبانی تربیتی در اسلام»، دانشگاه الزهرا (س) – دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی. ۱۳۹۳. کارشناسی ارشد، راهنما: عزت خادمی، استاد مشاور: فاطمه رضازاده، دانشجو: ساره کربلایی

نویسنده برای رسیدن به هدف مذکور به اهداف جزئی شامل: دعا در لغت و اصطلاح، زمینه بحث تاریخی دعا، دعا از منظر قرآن و روایات، آشنایی با آداب دعا، و نقش تربیتی دعا دراسلام و آثار آن، تربیت در لغت و اصطلاح، تعلیم و تربیت در اسلام و اهداف، اصول و مبانی تربیتی آن و تحلیل دعای عرفه بر اساس این مبانی پرداخته و پس از تجزیه تحلیل یافته ها، نتایج ذیل دست یافته است: نقش دعا در تربیت اسلام بسیار مهم وحائز اهمیت است. تربیت سبب رشد استعدادها و قرار گرفتن انسان در مسیر اعتدال می شود و زمانی که تربیت با دعا عجین و یکی شود علاوه بر آن روح و روان انسان را از رذایل اخلاقی تهذیب و به کمال نسبی خود می رساند و از جمله آثار آن: سبب قرب الهی، آرامش درونی، بصیرت یابی، اصلاح رفتار، اعتماد به نفس و نشاط دررونی می شود. مبانی تربیتی در اسلام با توجه به کتاب باقری: تاثیر ظاهر برباطن، تاثیر باطن بر ظاهر، ظهور تدریجی شاکله، تاثیر شرایط برانسان، مقاومت و تاثیر گذاری برشرایط، جذبه حسن واحسان، تطور وسع آدمی، کرامت، اندیشه ورزی، آشنایی و بیگانگی با خدا، ضعف و دلبستگی، آزمندی و شتاب است. و دعای عرفه با توجه به مبانی تربیتی بالا، به جز تاثیر ظاهر بر باطن وتاثیر شرایط بر انسان، تقریبا همگی مبانی ذکر شده را شامل می شود. وی کتاب باقری را مبنای کار خود در بررسی مبانی تربیتی قرارداده و به بحث و بررسی این مبانی در دعای عرفه پرداخته است.

پژوهش حاضر برعکس موارد فوق، علاوه بر مبانی، به اصول و بویژه روش های تربیتی دعای عرفه می پردازد تا الگوها و راهکارهای صحیحی جهت تربیت اسلامی انسان برای رسیدن به کمال و قرب الهی ارائه دهد.

۲. مفاهیم نظری تحقیق

در این قسمت از پژوهش به نظریه های مختلف در تعریف تربیت و نیز مؤلفه های موجود در تعریف آن پرداخته می شود.

۲-۱. مفهوم شناسی تربیت

۲-۱-۱. تربیت در لغت

واژه تربیت، مصدر باب تفعیل است و برای آن «ربب» و « ربو» را ذکر کرده اند. از نظر راغب «ربو» ریشه اصلی و اوّلی واژه تربیت است. (راغب، ص۳۴۰) ابن منظور نیز ریشه ربو را برگزیده و معتقد است این ریشه شامل پرورش و رشد همه ی ابعاد انسان از هر لحاظ می شود. (ابن منظور، ج ۱۴، ص۳۰۵) صاحب العین نیز ریشه آن را (ربو) به مفهوم غذا دادن و بزرگ کردن گرفته، (فراهیدی، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۸۳) اما برخی دیگر آن را از ریشه «ربب» گرفته و می گویند: «رب در اصل به معنای مالک و صاحب چیزی است که به تربیت و اصلاح آن می پردازد و باید توجه داشت که رب از ماده «ربب» است، نه «ربو» (یعنی ماده اشتقاق آن مضاعف است و نه ناقص) و به هر روی در معنای آن پرورش و تربیت نهفته است. (مکارم شیرازی و دیگران. ۱۳۷۴ ش، ج ۱، ص۳۰)

برخی از محققان معاصر تربیت اسلامی معتقدند که معنی ریشه اول (ربب) ناظر به همه ابعاد وجود انسان است و ریشه دوم (ربو) تنها به پرورش ابعاد جسمی و مادی است. در قرآن مفهوم تربیت از ریشه (ربو) چندان مورد توجه قرار نگرفته و در مواردی که این کلمه در ارتباط با انسان به کار رفته است عمدتاً مفهوم رشد و نمود جسمی مراد بوده است. (باقری، ۱۳۸۶، ج۱، ص۵۲) بنابر آنچه ذکر شد تربیت دارای یک ریشه قطعی و ثابت نیست بلکه بین دو ریشه «ربو» و «ربب» مردد است، گاهی ریشه «ربو» در معنای «ربب» و گاهی هم ریشه «ربب» در معنای «ربو» استعمال گردیده است.

۲-۱-۲. تربیت در اصطلاح

از آنجا که موضوع تربیت انسان است و انسان نیز موجودی پیچیده و دارای ابعاد مختلفی است، بنابراین ارائه تعریفی که تمام ابعاد وجودی و ساخت های مختلف انسان را در بر بگیرد قدری سخت است و دلیل دیگر که کار ارائه تعریف تربیت را سخت می کند، ماهیت این علم است؛ به عبارتی تربیت بر خلاف علم روانشناسی علاوه بر هست ها با بایدها نیز سر و کار دارد؛ مثلاً روانشناسی به ما می گوید انسان چگونه یاد می گیرد ولی نمی تواند بگوید چه چیزی را باید یاد بگیرد. (کاردان و دیگران. ۱۳۸۶، ص۳۳۶) به همین خاطر مکاتب مختلف هر کدام به زاویه ای از زوایای وجودی انسان چشم دوخته اند. دانشمندان اسلامی هم به همین سیاق برای تربیت اسلامی تعاریف متعددی را ارائه داده اند:

انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ایجاد شرایط و عوامل لازم و کمک به شخص مورد تربیت تا بتواند استعدادهای نهفته اش را در تمام ابعاد وجود به طور هماهنگ پرورش داده، شکوفا سازد و به سوی هدف و کمال مطلوب تدریجاً حرکت کند.؛ (امینی، ۱۳۷۸ ش، ص۱۴) یا عبارت از به فعلیت رساندن قوا و استعدادهای انسان و ایجاد کردن تعادل و هماهنگی در آن ها، در جهت رسیدن به کمال مطلوب یعنی قرب خدا و متخلق شدن به اخلاق الهی و مؤدب شدن به آداب الهی است؛ (امین زاده، ۱۳۷۶، ص۹-۱۶) تعریف دیگر عبارت است از شناخت خدا به عنوان رب یگانه انسان و جهان و برگزیدن او به عنوان رب خویش و تن دادن به ربوبیت او و تن زدن از ربوبیت غیراو. (باقری، ج۱، ص ۶۱)

شهید مطهری نیز درتعریف تربیت چنین می نویسد: «تربیت در انسان به معنای پرورش دادن استعدادهای اوست و این استعدادها در انسان عبارت از: استعداد عقلی (علمی و حقیقت جویی) استعداد اخلاقی (وجدان اخلاقی)، بعد دینی (حس تقدیس و پرستش)، بعد هنری و ذوقی یا بعد زیبایی و استعداد خلاقیت ابتکار و ابداع.» (رک: مطهری، ۱۳۶۹، ص۵۶-۵۷) برخی دیگر نیز در تعریف تربیت می گویند: «تربیت هدایت جریان رشد، یعنی اتخاذ تدابیر مقتضی جهت فراهم آوردن شرایط مساعد برای رشد در جهت مطلوب است.» (شکوهی، ۱۳۷۰، ص۳۰) بنابراین آنچه وجه مشترک کلیه تعاریف است؛ فراهم نمودن شرایط بروز و ظهور قوای وجودی هر موجود (اسدی گرمارودی، ص۱۶) در زمینه کمال مطلوب یا قرب الهی است.

۲-۲. مفاهیم ومولفه های مطرح در تربیت

تعاریف تربیت که از متخصصان این علم مطرح گردید هرکدام واجد مولفه هایی از مفهوم تربیت اسلامی است؛ برای تحلیل مفهوم تربیت اسلامی باید این مفاهیم را شناسایی، تعریف و سپس جایگاه آنها را در مفهوم تربیت اسلامی مورد کند وکاو قرار داد. مؤلفه های مورد نظر در تعاریف منتخب تعلیم و تربیت اسلامی چنین است:

۲-۲-۱. تعریف مبانی

مبانی به معنای شالوده و اساس است و در تربیت، گزاره هایی است که بیانگر ویژگی های عمومی آدمی است و به شکل قضایای حاوی (است) قابل بیان هستند. (باقری، ص۸۹) به بیان دیگر مبانی تعلیم و تربیت، از موقعیت انسان و امکانات و محدودیت های او و از ضرورت هایی که حیات آدمی همواره تحت تأثیر آنهاست بحث می کند. (شکوهی، ص۶۱)

در واقع مبانی یک سری ویژگی ها و صفات (منفی و مثبت) انسانی است که در هم انسان ها وجود دارد و اصول تربیتی بر آنها مبتنی هستند. از جمله مبانی که در کتاب های تربیتی از آنها نام برده شده کمال خواهی، خداگرایی، میل به جاودانگی، دنیا دوستی و حب به ذات است که از میان این مبانی مبنای کمال خواهی و خداگرایی از دعای عرفه قابل استنباط است.

۲-۲-۲. تعریف اصول

«اصل» به معنای ریشه و اساس و بنیان و تکیه گاه آمده است. اصول به مانند تکیه گاه نظری و عملی تربیت است که بر اساس آن می توان روش ها و شیوه های تربیتی را أخذ کرد و به عنوان راهکار های اساسی، در فعالیت های تربیتی مورد استفاده قرار داد. (هوشیار، ۱۳۷۲، ص۲۰) معمولاً اصول تربیت قواعد همگانی است که می توان آنها را به منزله دستورالعمل کلی در نظر گرفت و از آن به عنوان راهنمای عمل در تدابیر تربیتی استفاده نمود؛ یعنی این اصول مبنای اصول استخراج روش های تربیتی به شمار می رود و روش ها مترتب بر این اصول است. (باقری، ج۱، ص ۸۸ -۸۷)

اصول به منزله معیار یا قاعده کلی است که با در دست داشتن آن می توان در مواجه با شرایط تازه تر و پیچیده تر با نظر به اقتضای معیار مذکور به ابداع روش تربیتی مناسب اقدام کرد. (باقری، همان) در کتاب های تربیتی از اصول زیادی نام برده شده که به عنوان مثال به چند نمونه اشاره می شود: اصل تغییر پذیری، اصل تدریج و تداوم، اصل عزت و شرافت انسانی، اصل مسئولیت، اصل لزوم به عمل و و مبارزه با جهل، که با دقت در دعای عرفه می توان اصل تدریج و تداوم را یافت که در سراسر دعای عرفه امام حسین (ع) موج می زند.

۲-۲-۳. تعریف روش

روش به مجموعه شیوه ها و تدابیری گفته می شود که برای شناخت حقیقت و برکناری از لغزش به کار می رود. بطور دقیق تر روش مجموعه ابزار یا فنونی که آدمی را در مسیر رسیدن از مجهولات به معلومات راهبری نمایند. (فرهمینی فراهانی، ۱۳۷۹، ص۳۶۹) و نیز گفته شده منظور از روش، وسایل و وسائطی است که با استفاده از آن، شخص می تواند معارف و تعلیمات حق و اخلاق پسندیده را در خود یا دیگری پیاده کرده و عمق بخشد و ناپاکی ها و زشتی ها را از روح خود و یا دیگری بزداید. (موسوی کاشمری،.]بی تا[، ص۳)

از جمله روش ها و راه کارهایی که در کتاب های تربیتی به عنوان آئین و روش های تربیتی نام برده می‎شود می توان به تفکر، مشارطه، مراقبه، محاسبه، مؤاخذه، یادآوری، تکریم شخصیت، محبت ورزی، بشارت و انذار، داستان سرایی، عبرت آموزی، الگوگیری و اسوه پذیری، رفق و مدارا، تشویق و تنبیه و… اشاره کرد. (ر.ک موسوی کاشمری، ص۱۴۳ -۱۳۹؛ اسدی گرمارودی، ص۹۳-۳۳)

۳. مبانی، اصول و روشهای تربیتی دعای عرفه

دعای عرفه امام حسین (ع) مفاهیم و مضامین تربیتی فراوانی را در خود جای داده است. در این پژوهش بر اساس مؤلفه های موجود در تعریف تربیت(مبانی، اصول و روش ها) به این مضامین اشاره می شود.

۳-۱. مبانی تربیتی در دعای عرفه

از مهم ترین مبانی تربیتی که در دعای عرفه امام حسین (ع) قابل دریافت و بررسی است، خداگرایی فطری و کمال جویی است.

۳-۱-۱. خداگرایی فطری

در نهاد و فطرت بشر، نوعی گرایش و شناخت و بینش غیر اکتسابی نسبت به ذات پاک خداوند وجود دارد. هرکس در درون خود می یابد که به کسی یا چیزی علاقه دارد که گویی همواره روان او را مانند مغناطیس نیرومندی به سوی خود می کشاند. (مصباح یزدی، ]بی تا[، ص۲۹) این گرایش و شناخت غیراکتسابی احتیاج به استدلال و اثبات ندارد. خداوند در آیه ۱۲ سوره یونس می فرماید: «إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِما..»؛ و چون انسان را آسیبی رسد، ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده می خواند.

از جمله نمونه های این گرایش فطری در دعای عرفه این کلام امام حسین(علیه السّلام) است که می فرماید: «مقِرّاً بأنّکَ رَبی» (قمی، ص۵۲۸) که در آن اقرار به ربوبیّت خداوند شده است و نیز «فَلا کافِی لَنا سِواک وَلا رَبَّ لَنا غیرُک» (همان، ص۵۴۷). امام(ع) گرایش خاص خود را به برترین و کامل ترین موجود، یعنی خداوند بیان می فرماید. گرایش به خدا به عنوان خالق انسان و رفع کننده نیازها و مشکلات او، در انسان وجود دارد؛ یعنی صبغه آدمی صبغه الهی است: «صِبْغَهَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُون» (بقره/۱۳۸) و انسان بر فطرت خداوندی آفریده شده است: «فَأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها لا تَبْدِیلَ لِخلْقِ الله» (روم/۳۰) و زبان دل آدمیان به پروردگاری الله گواهی می دهد: «لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیقُولُنَّ اللَّه» (زخرف/۸۷) و «وَ لَئِن سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السماواتِ وَ الْأَرْض لَیقُولُنَّ اللَّه» (لقمان/۲۵) و این نشان می دهد که یک معرفت اولیه قلبی، نسبت به کانون هستی و تمایل به او در آدمی وجود دارد.

عبارت «فَقَد دَفَعَتنِی العَوالِمُ إلَیکَ» (قمی، ص۵۲۹) نیز بیانگر فطرت خداگرایی امام حسین(ع) است. خداوند متعال در آیه ۱۷۲سوره اعراف نیز می فرماید: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّک مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ». ظاهر کلی این آیه دلالت بر عهد و میثاق گرفتن خدا از انسان برای اتمام حجت بر ربوبیت خودش است. اما روایات معصومین(ع) همسویی این آیه را با آیه فطرت ثابت می کند. از جمله این روایات، روایتی است که زراره از امام صادق (ع) روایت کرده است که این آیه را به قراردادن معرفت در قلب های بنی آدم تفسیر کرده است: «… قال ثبت المعرفه فی قلوبهم» (مجلسی، بحارالانوار، ج۳، ص۳۸۰)

۳-۱-۲. کمال جویی

از دیگر مبانی تربیتی در این دعا کمال جویی است که از جمله گرایش های مهم و بنیادین فطری انسان محسوب می شود. البته، غریزه عشق به کمال اختصاص به عالم انسانیت ندارد، بلکه حیوانات هم به طور کامل از آن برخوردارند، آن ها هم، کمال خود را طالب هستند و به سوی آن می روند که مناسب زندگی آن ها باشد و از آنچه که به ضرر آن ها تمام می شود،گریزانند. منتها امتیاز انسان از حیوان این است که غریزه عشق به کمال در انسان به مراتب قوی تر از حیوان است؛ زیرا از راهنمائی عقل برخوردارند. (مکارم شیرازی، ۱۳۴۴، ص۲۷) به خاطر همین ویژگی است که انسان فطرتاً طالب کمال نامحدود است. (مصباح، ]بی تا[، ص۱۶۴) دلیل وجود چنین گرایشی شهود با علم حضوری فطری است.

با دقت نظر در دعای عرفه امام حسین (ع) عبارت هایی دیده می شود که دلالت بر حس کمال جوئی آن حضرت در ابعاد مختلف دارد:

۳-۱-۲-۱. بُعد کمال دنیوی

الف) سلامتی: امام(ع) با عبارت «وَ مَتِّعْنی بِجَوارِحی وَاجْعَلْ سَمْعی وَبَصَری اَلْوارِثَینِ منّی» (قمی، ص۵۲۴) کمال سلامتی را از خدا خواسته و فرموده: مرا از جوارح بدنم بهره مند کن و گوش و چشمم را وارث من قرار بده. این عبارت امام حسین(ع) مشابه دعای پیامبر(ص) است که در نماز صبحشان خواندند: «اللَّهُمَّ مَتِّعْنِی بسَمْعِی بصَرِی وَ اجعَلْهُمَا الْوَارِثَینِ مِنِّی…» (مجلسی، بحار الأنوار، ج ۸۳، ص۱۳۰) امام علی(ع) نیز در دعای کمیل از خداوند منان این چنین درخواست می فرماید: «یا رَبِّ قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحِی واشدُد عَلَی العَزِیمَهِ جَوانِحِی» به اعضا و جوارحم در مقام بندگیت قوت بخش و ارکان وجودم را به خوف و خشیت سخت بنیان ساز.

ب) برکت در رزق و روزی: «وَفیما رَزَقتَنی فبارِک لی» (قمی، ص۵۳۵) در آنچه که روزیم دادی برکتم بده. واژه «برکت» دلالت بر دوام و بقا و عدم زوال دارد. (راغب، ص۱۱۹) هر نعمتی که خدا به کسی داده است، اعم از مال و فرزند، علم…، ممکن است خیر و برکت داشته باشد و موجب دوام و بقای یاد، و آثار آن متنعم گردد و ممکن است بدون برکت باشد و چنین اثر و ثمری نداشته باشد. (ر.ک: جوادی آملی، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۱۴۹) بدیهی است که بسیاری از ثروتمندانی که صاحبان نعمت و اولاد هستند، نه تنها از نعمت ها و سرمایه های خود بهره ای نبرده اند؛ بلکه حتی باعث بدبختی آن ها شده است. لذا در این بند امام کمال رزق و روزی را از خدا خواسته و فرموده: «در آنچه از نعمت هایت روزیم کرده ای برکت و خوشبختی به من عنایت کن.» امام صادق(ع) نیز در دعایی برکت در روزی را از خدا خواستند: «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ… وَ رِزْقاً وَاسِعاً غَیرَ مَمْنُونٍ وَ لَا مَحْظُورٍ فَارْزُقْنِی وَ بارِک لِی فیمَا رَزَقْتَنِی وَ اجْعَلْ غِنَای فِی نَفْسِی…» (طوسی، ۱۴۰۷ ق، ج ۳، ص۷۵)

ج) یاری در مقابله با ظالمان

امام در بند دیگری از دعا، کمال پیروزی بر دشمن را از خدا می خواهد و می فرماید: «وَانْصُرْنی عَلی مَنْ ظَلَمَنی وَاَرِنی فیهِ ثاری وَماءرِبی وَاَقِرَّ بِذلِک» (قمی، ص۵۳۴) (مرا بر آن کس که به من ستم کرده یاری ده و انتقام گیری مرا و آرزویم را درباره اش به من بنمایان.)

دو احتمال بر این کلام امام (ع) وارد است. احتمال اول: مقصود از ظالم شخص خاصی نبوده است؛ بلکه امام(ع) به طور کلی از خداوند درخواست پیروزی بر ظالم را کرده است و احتمال دوم: امام(ع) در این فقره از دعا، از آینده خبر می دهد: اینکه عاقبت این سفر که از مدینه بیرون آمد، شهادت است. این احتمال نزدیک تر است؛ چرا که امام(ع) در این بند به ستمکاری دشمن و خون خود اشاره می کند. (زمردیان، ص۳۶۹؛ نقوی، ۱۳۷۱، ص۱۴۲) این عبارت امام(ع) این آیه از قرآن را به ذهن تداعی می کند؛ هنگامی که طالوت و سپاه او، با لشکر نیرومند جالوت، روبرو شدند گفتند: «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَینا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقدامَنا وَ انصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ».

۳-۱-۲-۲- کمال معنوی و قرب إلی الله

الف) سعادت جویی از طریق تقوا

«واَسعِدْنی بِتَقویک» (قمی، ص۵۳۳) مرا به تقوای از خود سعادتمند گردان. در این عبارت امام(ع) تقوا را که از بالاترین درجات سعادت است از خدا می طلبد؛ تقوایی را که امام(ع) در این بند خواسته تقوایی است که در آزمایش دینی و محک قانونی آسمانی است؛ تقوایی است الهی که صددرصد ضامن سعادت و رستگاری دنیا و آخرت است. (زمردیان، ص۳۴) که مصداق این آیه شریفه است: «وَ أَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّهِ خالِدِینَ فیها ما دامتِ السماواتُ وَ الْأَرْض إِلاَّ ما شاءَ رَبُّک عَطاءً غَیرَ مَجْذُوذ» (هود/۱۰۸)

ب) ترک معصیت

کمال معنوی دیگری که امام (ع) از خدا می طلبد، توفیق بر ترک معصیت است. ایشان می فرمایند: «وَلا تُشْقِنی بِمَعصِیَتِکَ» (قمی، ص۵۳۳)؛ (مرا با عصیان به مقام تو بدبختم نکن) معصیت و نافرمانی خدا باعث بدبختی انسان می شود، در حالی که هیچ یک از آدمیان فطرتاً خواهان بدبختی نیست؛ لذا امام(ع) در این بند این کمال را از خدا می خواهد. «شقاوت» مصدر «شَقِی یشْقَی» به معنای بدبختی (راغب ، ص۴۶۰) و محروم شدن از خیرات (طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۷) که خلاف سعادت است؛ به عبارت دیگر، شقاوت عدم قابلیت رحمت است که از عصیان و عدم ایمان به وجود می آید. (قرشی بنایی، ج۴، ص۶۱) «معصیت» مصدر «عَصَی یعْصِی» به معنای سرکشی و اطاعت نکردن از فرمان است. (راغب، ص۵۷۰) لذا امام(ع) درخواست دوری از عصیان و گناه نمود تا از این نوع شقاوت و بدبختی نجات و خلاصی یابد و از گزند جایگاه اشقیاء که در دوزخ هستند، محفوظ و برکنار باشد.

ج) دور بودن از شیطان

«وَ اخْسَأْ شَیطَانِی» (قمی، ص۵۳۴) شیطانم را از من دور کن. در این بند امام(ع) از خداوند خواسته که شیطان و اهریمن را از او دور کند. شیطان به دلیل تسلط و قدرتی که دارد اگر در انسان نفوذ کند او را به سوی راه هایی می کشاند که مطلوب یک انسان واقعی نیست و امام (ع) کمال دور بودن از شیطان را از خدا می خواهد. این کلام امام(ع) مطابق مضمون آیه ۱۷ سوره حجر است که خداوند می فرماید: «وَ حفِظْناها منْ کلِّ شَیطانٍ رَجِیمٍ»؛ و حفظش نمودیم از هر شیطان رانده شده.

د) درجه عالی دنیوی و اخروی

امام حسین (ع) درجه عالی ای را در دنیا و آخرت از خدا خواسته و فرموده: «وَاْجَعْلْ لی یا اِلهی الدَّرَجَهَ الْعُلْیا فِی الاْخِرَهِ وَالاْوْلی» (قمی، ص۵۳۴)؛ (بالاترین رتبه دنیا و آخرت را برایم قرار بده). تقاضای امام(ع) در این بند از دعا در رفعت مقام و ارتقا به مراتب عالی درجات مقام قرب در دنیا و آخرت می باشد؛ چون مقامی بالاتر از مقام قرب به سوی حق تعالی نیست؛ (رک. زمردیان، ص ۳۴۸؛ نقوی، ص۳۸۲) و این میسر نمی شود مگر به اراده و مشیت حق تعالی. همچنان که در داستان حضرت یوسف آمده است: «نرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّک حَکیمٌ عَلِیمٌ». (انعام/۸۳)

۳-۲. اصل تربیتی تداوم و تدریج در دعای عرفه

یکی از شؤون اساسی که در جهت نیل به مقصود، تحقق آن ضروری است و بدون آن احتمال رسیدن به نتیجه بسیار ناچیز می شود، اصل مداومت و تدریج است. هیچ انسانی جز با حرکت تدریجی و مناسب، به کمالات الهی دست نمی یابد. همچنین، عکس این مطلب نیز صادق است؛ یعنی هیچ انسانی یکباره و دفعتاً تباه نمی شود.

سیر تربیت یک امر تدریجی است و جز با استمرار و رعایت توانایی و قدرت افراد تحقّق نمی یابد. این امر در هر حرکت و فعل تربیتی باید مد نظر قرار گیرد تا تربیت به نتیجه برسد. (دلشاد تهرانی، ۱۳۳۴، ص۴۶) از آنجا که شروع به هر حرکتی به منظور رسیدن به مقصودی است و همه سختی ها و تعقّبات راه با تصوّر نیل به هدف، قابل تحمل می شود و نقط افضل کار، نقط اتمام و نتیج کار است و این نیز بدون مداومت داشتن بر عمل حاصل نمی آید. بنابراین، این اصل یکی از اصول مهمّ تربیتی محسوب می شود و اثر زیادی در تربیت افراد دارد. با دقّت نظر در دعای عرفه امام حسین(ع) روشن می شود که امام(ع) به صورت مداوم و پیوسته اهداف و اغراض خود را در این دعا بیان می دارد. به عنوان مثال امام (ع) در یادآوری نعمت های الهی، نعمت های خداوند را به صورت یک جا و پیوسته یادآوری نمی کند؛ بلکه به صورت مداوم و تدریجاً در سراسر دعا ذکر فرموده است.

۳-۳. روش های تربیتی دعای عرفه

روش عبارت از مجموعه فعالیت ها و شیوه هایی است که برای شناخت حقیقت و برکناری از لغزش ها برای رسیدن به هدف به کار برده می شود و در واقع می توان این گونه گفت: روش های تربیت به فعالیت های نظام دار و هدفدار و هدایت کننده ای گفته می شود که مربی به منظور برکناری از لغزش و شناخت حقیقت با استفاده از امکانات موجود، اجرا می کند تا تربیت شونده به هدف رشد و کمال نایل گردد.

از جمله روش های تربیتی که در دعای عرفه امام حسین(ع) می توان ذکر کرد، روش یادآوری نعمت ها، روش احسان در برابر اسائه و روش الگوگیری از داستان سرایی قرآن کریم است. هر یک از این روش های تربیتی در ادامه با عنایت به فرازهای مربوط به دعا بررسی می شود.

۳-۳-۱. روش یادآوری نعمت ها

خداوند مهربان نعمت های بسیار گسترده ای به انسان عطا فرموده است که قابل شمارش نیست. قرآن کریم در این خصوص می فرماید: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» (نحل/۱۸) در این میان غفلت و فراموشی آفت بزرگی است که انسان را دچار خود کرده است. یادآوری نعمت ها روش تربیتی بسیار مؤثری است که مربیان بزرگ بشریت؛ یعنی خداوند و انبیا و اولیای الهی، آن را به طور گسترده مورد استفاده قرار داده اند و سایر مربیان نیز باید با الهام گرفتن از آنان این شیوه را به کار برند. امام حسین(ع) در بند های مختلف دعای عرفه از این روش مهمّ تربیتی بهره جسته و نعمت های مختلفی را یادآوری می فرماید که از جمل آنها می توان به نعمت «توجه و عنایت خداوند»، نعمت «خلقت و کیفیت آن»، نعمت های «امنیت» و «حفاظت» و «مادی» و «معنوی» اشاره نمود. آنچه در زیر می آید وارسی تذکّر امام به این نعمت هاست.

۳-۳-۱-۱. نعمت عنایت

«اِبْتَدَاْتَنی بِنِعْمَتِک قَبْلَ اَنْ اَکونَ شَیئاً مذْکُورا» (قمی، ص۵۲۸)؛ (وجود مرا به رحمت خود آغاز کردی پیش از آن که چیز قابل ذکری باشم.) اولین نعمتی که امام حسین (ع) از آن نام می برند، نعمت توجه و عنایت خدا قبل از وجود است. با اندکی تأمل درمی یابیم که این یادآوری امام(ع) برگرفته از آی اول سوره انسان است که خداوند می فرماید: «هَلْ أَتی عَلَی الْإِنسانِ حینٌ منَ الدَّهْرِ لَمْ یکنْ شَیئاً مَذْکورا» (دهر/۱) (آیا انسان را آن هنگام از روزگار [به یاد] آید که چیزی درخورِ یادکرد نبود؟) این آیه نیز اشاره به برهه ای از زمان دارد که انسان چیز قابل ذکری نبود؛ برخلاف سایر موجودات مانند افلاک و کرات و زمین که موجود و قابل اشاره بودند. (طباطبائی، المیزان، ج ۲۰، ص۱۲۰)

امام(ع) در ادامه عنایت و لطف دیگر خداوند را یادآور می شود و می فرماید: «لَم تخْرِجْنی لِرَاْفتِک بی وَلُطْفِک لی وَاِحْسانِک اِلَی فی دَوْلَهِ اَئِمَّهِ الْکفْرِ الَّذین نقَضُوا عَهْدَک وَکَذَّبُوا رُسُلَک» (قمی، ص۵۲۸) در این بند از دعا امام(ع) از این که خداوند آغاز زندگیش را در زمان تیره و سیاه حکمرانان کفر که پیمان خدا را می شکستند و پیامبران او را تکذیب می کردند قرار نداد بلکه ایشان را در زمانی که مناسب با رسالت پیامبر(ص) بود و هدایتش را در آن برهه از زمان میسر و راه رسیدن به مقامات عالیه و مکارم اخلاقی فراهم بود، به عنوان یک نعمت الهی یادآوری می کند. (مدرس بستان آبادی، ص۶۴) با کمی تتبّع در می یابیم این کلام امام(ع) اشاره به آیات ۲۷ سوره بقره، ۱۲ سوره توبه، ۲۵ سوره فاطر و ۱۴ سوره ص دارد.

۳-۳-۱-۲. نعمت خلقت و آفرینش

مراحل مختلف خلقت و آفرینش از نعمت های دیگری است که امام حسین(ع) به آن اشاره دارد. امام(ع) با عبارت «وَخَلَقْتَنی مِنَ التُّرابِ» (قمی، ص۵۳۴) به اولین مرحل خلقت که خلقت از خاک است اشاره می فرماید؛ چون مراتب تکوّن و پیدایش انسان چه مرتب نطفه و چه علقه و چه مضغه و چه مراتب بعد از آن همه از مواد غذایی زمین است که پدر و مادر او می خورند و فرزند در صلب پدر و رحم مادر رشد می کند. (مکارم شیرازی و دیگران، ج ۱۶، ص۳۹۰) در حقیقت این کلام امام حاکی از سخن خدا در سور روم است، آنجا که می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَکمْ مِنْ تُرابٍ» (روم/۲۰) خداوند در آی دیگر نیز به آفرینش انسان از خاک که اولین و مهم ترین موهبت الهی بر اوست تأکید می فرماید: «هُوَ الَّذِی خلَقَکمْ منْ ترابٍ ثم منْ نطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ یخْرِجُکمْ طِفْلاً». (غافر/۶۷). امام(ع) تنها به ماد آفرینش خود که خاک است، اکتفا نمی کند؛ بلکه یادآور این نکته نیز می شود که خدا او را از بهترین خاک آفریده است: «خَلَقْتَنی مِنْ خَیرِ الثَّری».

سپس امام(ع) به خلقت تدریجی اش بر اینکه به صورت نطفه از صلبی به صلب دیگر منتقل می شود و خلقتش از منی و سکونتش در ظلمات سه گانه اشاره دارد: «فلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلی رَحِمٍ فی تَقادُمٍ مِنَ الاْیامِ الْماضِیهِ وَالْقُرُونِ الْخالِیهِ… فابْتَدَعْتَ خَلْقی مِنْ مَنِی یمْنی وَاَسْکنْتَنی فی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَینَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ» (قمی، ص۵۲۸) همیشه در روزگاران پیش و قرن های گذشته از صلبی به سوی رحمی در حرکت و ارتحال بودم… سپس خلقت مرا از آب گندیده ای ایجاد نموده ای و آن را در تاریکی های سه گانه گوشت و خون و پوست قرار دادی.

در کلام امام(ع) عبارت «مِنْ مَنِی یمْنی» برگرفته از آیه قرآن است آنجا که خداوند به تحول و تکامل نطفه انسان در مراحل مختلف عالم جنین استناد می کند و می فرماید:

«أَلَمْ یک نُطْفَهً مِنْ مَنِی یمْنی» (قیامت /۳۷) و عبارت سکونت در ظلمات سه گانه مطابق است با مضمون آیه «یخْلُقُکمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکمْ خلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِکمُ اللَّه» (زمر/۶) مفسران در تفسیر ظلمات سه گانه گفته اند که منظور از آن تاریکی شکم و تاریکی رحم و تاریکی مشیمه (تخمدان) است. (ابن کثیر، ۱۴۱۹ ق، ج ۷، ص۷۶؛ ثعلبی، ۱۴۲۲ ق، ج ۸، ص۲۲۲؛ مکارم شیرازی و دیگران، ج ۱۹، ص۳۸۴)

۳-۳-۱-۳. نعمت کیفیت آفرینش

امام(ع) نه تنها به خلقتش از خاک، آن هم از بهترین خاک و خلقتش از منی اشاره دارد؛ بلکه کیفیت آفرینش را نیز یادآور شده و در چند فراز به این امر پرداخته است، در یکجا می فرماید: «فَجَعَلْتَنی خَلْقا سَوِیاً رَحْمَه» (قمی، ص۵۳۴) (مرا مخلوقی مستوی الخلقه قرار دادی.) سویّ به گفته راغب چیزی را گویند که از افراط و تفریط در اندازه و کیفیت به دور باشد. (راغب، ص۴۴۰) این کلام امام(ع) یعنی هر عضوی از اعضای پیکرش با نظم بندی عجیبی موزون و هماهنگ شده است. (رک. زمردیان، ص ۳۸۷؛ مدرس بستان آبادی، ص۱۸۶) در جای دیگر می فرماید: «فَعَدَّلْتَ فِطْرَتی» فطرتم را معتدل ساختی، که مصداق این آیه شریفه را می رساند: «الَّذِی خَلَقَک فَسَوَّاک فَعَدَلَک». مقصود از فطرت طبیعت است و مراد از اعتدال همان اعتدال قوه غضبیه، شهویه، تفکرات و غرائز درونی و خصائص انسانی و اخلاقی انسانی است. (رک. مدرس بستان آبادی، ص۱۸۶؛ نقوی، ص۱۵۲)

امام(ع) در ادامه نه تنها به اعتدال در فطرت و باطن خلقتش اشاره دارد؛ بلکه زیبایی حسن و صورت خلقت خویش را نیز یادآور می‎شود و می فرماید: «رَبِّ بِما اَنْشَاءْتَنی فَاَحْسَنْتَ صُورَتی» (قمی، ص۵۳۴)

نعمت زیبایی حسن و صورت در خلقت انسان قابل انکار و تردید نیست. این جمله امام اشاره است به اینکه مرا از نطفه به نیکوترین صورت آفریدی. (نقوی، ص۱۵۳) قرآن درباره زیبائی خلقت بیانات گوناگونی را آورده، از جمله آیه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیم» (تین/۴) و آیه «وَ صوَّرَکمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکمْ وَ رَزَقَکمْ مِنَ الطَّیباتِ» (غافر/۶۴) علامه طباطبائی در المیزان در ذیل آیه «وَ صَوَّرَکمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکم» (تغابن/۳) می گوید: «صورت هر چیز قیام او و نحوه وجودی اوست. حسن صورت عبارت است از تناسب تجهیزات آن نسبت به یکدیگر، و تناسب مجموع آن ها با آن غرضی که به خاطر آن غرض بوجود آمده است.» (طباطبایی، المیزان، ج ۱۹، ص۲۹۵)

۳-۳-۱-۴. نعمت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *