تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاه ابن تیمیه درباره شأن نزول سوره هل اتی :

مقدمه

ابن تیمیه یکی از کسانی است که گروهی از اهل سنت به افکار و عقاید وی پایـ بند بـوده اند و از روش وی در نقد دیدگاه های دیگر فِرق استفاده می کنند. وی مبانی فکری سلفیه را مدون کرده و بنیان نظری آن را شکل داده است. لذا به عنوان نظریه پرداز سلفیه شناخته می شود.[۱] آیین وهابیت در قرن هجری بر اسـاس افـکار و آرای او پیـ ریزی شد، به گونه ای که شـناخت عـقاید وهـابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آرا و عقاید او است.[۲] وی کتابی به نام منهاج السنه النبویه [۳] در رد کتاب منهاج الکرامه علامه حلی نوشته است.[۴]

علامه حلی در کـتاب خـود بـرای اثبات امامت علی(ع) و فضایل وی به شأن نزول سـوره هـل اتی در فضیلت اهل بیت(ع) ذیل فصل سوم اشاره می کند. نیز برای اثبات امامت علی(ع) به چهل برهان از براهینی از آیـات قـرآنی اسـتناد می کند که از جمله آن برهان بیست ویکم است. وی می گوید سوره هـل اتی در شأن اهل بیت(ع) نازل شده است.[۵] ابن تیمیه برای رد شأن نزول این سوره در حق اهل بیت(ع) سیزده اشـکال در کـتاب مـنهاج السنه النبویه و دیگر کتبش ذکر می کند. به حدیث ثعلبی اشکال مـی کند و مـعتقد است این حدیث جعلی است و سوره هل اتی مکی است. او گفته است خادمه ای به نام فـضه وجـود نـدارد و پیامبر(ص) از نذر نهی کرده است.[۶] در دیگر کتب نیز برای رد این شأن نزول، می گوید سوره مکی است؛ وی به اتفاق علما و اجماع متمسک مـی شود.[۷] حـتی در کتاب دقائق التفسیر در تفسیر سوره هل اتی هیچ اشاره ای به شأن نـزول سـوره نـمی کند و در مصداق آیه (یوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیخَافُونَ…) سکوت می کند. او همین روش را در کتاب رساله فی المعانی المستنبطه تکرار کـرده اسـت.[۸]

در ایـن موضوع چند کتاب مستقل از شیعه و سنی نوشته شده که به برخی از اشـکالات عـمده پرداخته اند و یک مقاله درباره مکی یا مدنی بودن این سوره وجود دارد. تفاسیر مستقلی درباره تفسیر این سـوره نـوشته شده است. علامه طباطبایی نیز به تفسیر آن پرداخته است. در تمام اینها بـه بـخشی از اشکالات عمده پاسخ داده شده، اما این تـحقیق بـه دنـبال آن است که به تفصیل تمام شبهات ابن تیمیه را پاسـخ دهـد. زیرا ابن تیمیه خواسته است این فضیلت بزرگ علی(ع) و شأن نزول سوره هل اتـی در شـأن اهل بیت(ع) را انکار کند.

روش کـار، کـتاب خانه ای و تحلیلی اسـت، و از نـگاه اهـل سنت و مفسران آنها این موضوع را بـررسی مـی کند و درصدد پاسخ به شبهات ابن تیمیه است. ابن تیمیه از نگاه خودش به این مـسئله پرداخـته و با دلایلی خواسته است شأن نـزول این سوره را در حق اهل بیت(ع) رد کند، در حالی که نظر عـلمای اهـل سنت برخلاف نظر وی است.

مشخصات سوره هل اتی[۹]

سوره هل اتی هفتادوششمین سـوره قـرآن است و بدون هیچ اختلافی سـی ویک آیـه دارد[۱۰] و بـا توجه به اوایـل سـوره با نام های الانسان، الدهـر، هـل اتی و الابرار نامیده می شود.[۱۱]

به ترتیبِ نـزول، نـودوهفتمین سـوره اسـت کـه بـعد از سوره الرحمن و قبل از سوره طلاق نازل شده است.[۱۲]

دیدگاه مسلمانان درباره شأن نزول سوره هل اتی

بر اساس روایات پرشماری که در منابع شیعه[۱۳] و سنی[۱۴] آمده، سوره هـل اتی در شأن اهل بیت(ع) نازل شده است. علامه امینی در الغدیر ۳۴ تن از علمای اهل سنت از جمله اسکافی، ترمذی، طبری، ابن عبدربه قرطبی، ابن مردویه، ثعلبی، واحدی، زمخشری و خوارزمی را نام برده که این شـأن نـزول را گزارش کرده اند.[۱۵] در منابع حدیثی و روایی شیعه هم نقل شده که حضرت علی(ع) نیز چندین بار به آیات این سوره بر فضیلت خود احتجاج کرده است.[۱۶] از همین رو سوره هل اتـی بـنا بر اجماع علما و مفسران شیعه، حداقل قسمتی از آیات آغازین سوره که مقام ابرار و اعمال صالح آنها را بیان می کند، در شأن امام علی(ع) و حضرت فـاطمه زهـرا(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) اسـت[۱۷] و از جـمله آیاتی است که در فضایل اهل بیت(ع) نازل شده است.

علامه حلی برای اثبات امامت علی(ع) به سوره هل أتی اشاره می کند که در تفسیر ثـعلبی (قـرن پنجم) به طرق مـختلف آمـده است؛[۱۸] وی می گوید حسن و حسین بیمار شدند.

رسول خدا(ص) و عموم عرب و [عجم] [۱۹] به عـیادت آن دو رفـتند. پس پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: ای اباالحسن، کاش برای فرزندانت نذری می کردی! وی سه روز روزه نذر کرد. فاطمه، مادر آن دو (حسن و حسین ) و فـضه، کـنیزشان نیز سه روز، روزه نذر کردند. پس آن دو از بیماری شفا یافتند.. . سپس آنها سه روز روزه گرفتند و موقع افـطار روز اول مـسکین بـه در خانه آمد و همه اهل خانه، طعام را در راه خدا به وی بخشیدند؛ و در هنگام افطار روز دوم یتیمی به در خـانه آمد و همه اهل خانه طعام را به وی بخشیدند و همچنین روز سوم اسیر آمد و اطعامش دادنـد و خود با آب افطار کـردند… فـردای آن روز جبرئیل امین نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: ای محمد، بگیر آنچه را که خداوند در خصوص اهل بیتت، تو را به آن بشارت داده است. پیامبر فرمود: چه چیزی را بگیرم ای جبرئیل؟ پس این آیات را بر او خواند: (هل اتی عَلَی الْإِنـْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یکنْ شَیئًا مَذْکورًا)؛ «آیا زمان طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟!».

علامه حلی در ادامه می گوید: «پس سوره انسان دلالت بر فضایل فراوانی دارد که برای هیچ کس داشـتن چـنین فضایلی حاصل نشده و هیچ کس بدان دست نیافته، جز علی بن ابی طالب، پس علی(ع) از دیگران برتر و امام است».[۲۰]

اشکالات ابن تیمیه

ابن تیمیه اشکالاتی را مطرح می کند که می توان این اشکالات را در دو بخش بیان کـرد: اشـکالات سندی حدیث ثعلبی؛ اشکالات دلالی و متنی حدیث ثعلبی.

الف. اشکالات سندی حدیث ثعلبی

ابن تیمیه در ایـن بـخش سـه اشکال عمده را مطرح می کند. ما این اشکالات را تـحت دو عـنوان بررسی و نقد می کنیم.

۱. مناقشه در سند حدیث ثعلبی

الف. اولین اشکال ابن تیمیه در نقل و مناقشه سند حدیث ثعلبی این است که وی مـی گوید: «ابـتدا روایـت ثعلبی باید بررسی شود. در صحت نداشتن این روایت، اهل سنت و شـیعه اتفاق دارند. چنانچه یک روایت را ثعلبی و واحدی و مانند این دو نقل کرده باشند، دال بر صحت نمی شود».

ب. دومین اشکال ابـن تیمیه ایـن اسـت که: «روایت از نظر محدثانی که قولشان در این خصوص قابل استناد و مـعتبر اسـت، جعلی و ساختگی است، به طوری که در هیچ یک از کتب مرجع خود، از جمله صحاح و سنن، نقل نـکرده اند».[۲۱]

بـررسی و نـقد کلام ابن تیمیه

ابن تیمیه به روایاتی که موافق تفکر او نیست، با استناد بـه فـقدان آن در یـکی از صحاح و سنن یا کتبی که خود قبول دارد، برخلاف بسیاری از اهل سنت، نسبت جعل مـی دهد. در پاسـخ بـاید گفت:

۱. روایات شأن نزول این آیات منحصر به روایت ثعلبی نیست که ابن تیمیه فـقط بـه مناقشه در خصوص آن می پردازد.[۲۲] حدیث نزول سوره هل اتی در بسیاری از کتاب های موثق نزد اهـل سـنّت، از مـیان صحابه یا تابعانی همچون علی(ع)، عبدالله بن عباس، زید بن ارقم، سعید بن جبیر، قنبر خدمتکار علی(ع)، حسن بـصری، مـجاهد، عـطاء، ابوصالح، قتاده و ضحّاک، نقل شده است. این روایت از ابن عبّاس مشهور است.[۲۳]

علامه امینی در الغدیر[۲۴] بـرای رد کـسانی که این شأن نزول را جعلی دانسته اند، می گوید بسیاری از پیشوایان تفسیر و حدیث، حـدیث ذیـل آیـه را روایت کرده و در کتب حدیثی خود ثبت کرده اند. ابومحمّد عاصمی، یکی از علمای اهل سنت، کتابی دوجـلدی بـه نـام زین الفتی در تفسیر سوره هل اتی نوشته است.[۲۵] علامه امینی در ادامه، ۳۴ نـفر از نـاقلان این حدیث را نام می برد،[۲۶] از جمله:

ابوجعفر اسکافی (متوفای ۲۴۰ ه.ق.)، ابو عبداللّه محمّد بن علی ترمذی (متوفای ۲۸۵ ه.ق.)، مـحمّد بـن جریر طبری (متوفای ۳۱۰ ه.ق.)، شهاب الدین ابن عبد ربّه قرطبی مالکی (متوفای ۳۲۸ ه.ق.)، ابن مردویه ابـوبکر اصـفهانی (متوفای ۴۱۶ ه.ق.)، ابونعیم اصفهانی (متوفای ۴۳۰ ه.ق.)، ابو اسحاق ثـعلبی (مـتوفای ۴۳۷ ه.ق.)، ابـوالحسن واحدی نیشابوری (متوفای ۴۶۸ ه.ق.)، عبیدالله بن عبدالله بـن احـمد، معروف به حاکم حسکانی (متوفای ۴۷۰ ه.ق.)، حسین بن مسعود بغوی (متوفای ۵۱۶ ه.ق.) جارالله محمود بـن عـمر زمخشری (متوفای ۵۳۸ ه.ق.)، ابوالمظفر، سبط ابـن جـوزی حنفی (مـتوفای ۶۵۴ ه.ق.)، قـاضی نـاصرالدین بیضاوی (متوفای ۶۸۵ ه.ق.)، محب الدین طبری (متوفای ۶۹۴ ه.ق.)، حـافظ الدین نـسفی (متوفای ۷۰۱ یا ۷۱۰ ه.ق.)، ابواسحاق حموینی (متوفای ۷۲۲ ه.ق.)، علاءالدین علی بن محمّد خازن بغدادی (متوفای ۷۴۱ ه.ق.)، ابـن حجر عـسقلانی (مـتوفای ۸۵۲ ه.ق.)، شهاب الدین آلوسی (متوفای ۱۲۷۰ ه.ق.) و…. [۲۷]

۲. عـلامه حلی این روایت را از منابع اهل سنت ذکر کرده است.

۳. ابن تیمیه روایت صحیحی را که در این مـسئله، در دیـگر منابع صحیح اهل سنت وجود دارد، نـیاورده اسـت. بـرای الزام خـصم بـاید از منابع طرف مـقابل اسـتفاده می کرد و صرف ردکردن وی، دلیل بر نفی مطلبی نیست. با توجه به اینکه صاحبان کتب صحیحین، بـسیاری از روایـات صـحیح را ذکر نکرده اند، آیا اهل سنت به روایـات صـحیحی غـیر از روایـات صـحیحین اسـتناد نمی کنند؟ بر فرض که کسی چون ترمذی در سننش این روایت را نیاورده باشد و ابن جوزی این روایت را جعلی بداند، دلیل نمی شود که حرف بسیاری از علما را کنار بگذاریم.

اذعان علمای اهـل سنت بر صحت یا شهرت حدیث

الف. حاکم حسکانی می گوید: «طرق این حدیث صحیح بوده و علمای اهل سنت، صحت آن را تأیید کرده اند. این حدیث را عبدالله بن مبارک، از یعقوب بن قعقاع، از مجاهد، از ابـن عباس روایـت کرده است».[۲۸] حاکم حسکانی در مقدمه کتاب شواهد التنزیل، دلیل نوشتن کتابش را انکار شأن نزول هل اتی در شأن علی(ع) از سوی یکی از وعاظ کرامیّه می داند.[۲۹]

ب. سـید محمودآلوسی، از دانشمندان علوم قـرآن و حـدیث اهل سنت، این خبر را «مشهور» دانسته است.[۳۰]

ج. ابوالمظفر، سبط ابن جوزی حنفی (متوفای ۶۵۴ ه.ق.) در تذکره الخواص از طریق بغوی و ثعلبی آن را نقل کرده، و بر جدش ابن جوزی، که آن را در ردیف حدیث های مجعول شمرده، ایراد گـرفته و پس از آنـکه سندش را از ضعف پیراسته، می گوید: «من از سخن جدم و از انکاری که او از این حدیث کرده در شگفتم!».[۳۱]

د. حافظ گنجی شافعی (متوفای ۶۵۸ ه.ق.) در کتاب کفایه الطالب فی مناقب علیّ بن أبی طالب( این حدیث را با واسـطه از ابـوعبدالله محمد بـن فتوح بن عبدالله حُمیدی[۳۲] از کتاب فوائد، به تفصیل روایت می کند و در ادامه می گوید: «ابن جریر طبری این حدیث را در شأن نـزول سوره هل اتی به صورت طولانی روایت کرده است، اما مـن هـنگام نـوشتن این کتاب نسخه او را در اختیار نداشتم».[۳۳] این در حالی است که ابن تیمیه درباره تفسیر محمد بن جریر طبری مـی گوید: « از اصـحّ تفاسیر و اجلّ و اعظم آنها است، و از بدعت به دور است و از متّهمان نقل نمی کند».[۳۴]

ه. برخی دیـگر از دانـشمندان اهـل سنت اصل این ماجرا را صحیح دانسته و بر صحت آن تأکید کرده اند؛ سبط ابن جوزی[۳۵] و اسماعیل حـقی بروسوی[۳۶] از آن جمله اند.

ابن شهرآشـوب نــیز از اشـخاص و منابعی یاد می کند که به نزول سوره هل اتی در شأن علی و اهل بیتِ ایشان تصریح کـرده اند.[۳۷] در داستان احتجاج مأمون، خلیفه عباسی، بر چهل نفر از دانشمندان نیز نزول این سوره در شـأن علی(ع) ذکر شده است.[۳۸]

به این ترتیب، روایت فوق از روایاتی است که در میان اهل سنت مشهور[۳۹] بلکه متواتر است.[۴۰] ابن تیمیه، روایت به این مشهوری را جعلی و ضعیف می داند!

۲. انکار واقعیت یـا ردّ مـدنی بودن سوره!

اشکال سوم ابن تیمیه، که به عنوان دلیل دیگری بر کذب و دروغ بودن این حدیث آن را مطرح می کند این است که علی(ع) در مدینه با فاطمه ازدواج کرده، آن هم بعد از جنگ بـدر، و حـسن و حـسین در مدینه به دنیا آمدند و سـوره هـل اتـی به اتفاق اهل تفسیر و حدیث در مکه نازل شده و هیچ یک از علما، از جمله ابونعیم، خثیمه و ترمذی، که احادیث ضعیف فضایل علی را نـقل کـرده اند، نـگفته اند این سوره مدنی است.[۴۱]

سوره هل اتی؛ مـکی یـا مدنی؟

این مسئله اختلافی است. علمای شیعه، بدون اختلاف و به اتفاق، این سوره را مدنی دانسته اند،[۴۲] و بسیاری از مفسران و محدثان اهل سنت نـیز آن را مـدنی دانسته اند؛[۴۳] و برخی دیگر مدنی بودن سوره را صحیح تر مـی دانند.[۴۴]۱ مـجاهد از ابن عباس روایت کرده که این سوره مدنی است و قتاده، عکرمه، حسن بـصری، کـلبی، و جـابر بن زید نیز این را قبول دارند. [۴۵] علامه طباطبایی از سیاق آیات آن، به ویژه از آیات (یوفُونَ بِالنَّذْرِ) و (وَیطـْعِمُونَ الطـَّعَامَ) اسـتفاده کرده است که این آیات از داستانی واقعی خبر می دهد و از بودن «اسیر» در مـیان کـسانی که به دست آن ابرار اطعام شده اند نتیجه می گیرد که این آیات مدنی است. زیرا مسلمانان در مـکه اسـیری در اختیار نداشتند؛[۴۶] و معانی دیگری که برای اسیر در تفاسیر اهل سنت آمده، پذیـرفتنی نـیست.[۴۷]

حاکم حسکانی می گوید: «چگونه برخی ادعای اجـماع بـر مـکی بودن می کنند در حالی که قول اکثر علما بـر مـدنی بودن این سوره است».[۴۸] امام قاضی شوکانی می گوید مدنی بودن سوره دهر، سخن جمهور (اکـثریت) مـفسّران است؛[۴۹] و قرطبی نیز در تفسیر خـود، ایـن اعتقاد را بـه جـمهور مـفسّران نسبت داده است.[۵۰] همچنین، آلوسی بـا نـقل دیدگاه ابن عادل می نویسد او نیز مدنی بودن این سوره را باور اکثریت مفسران دانسته اسـت. وی مـی گوید: «شیعه نیز بر این اعتقاد اسـت».[۵۱]

در قرآنی که مجمع المـلک فـهد، در مـدینه مـنوره، تـحت نظر علمای بـرجسته و وهـابیان و پیروان ابن تیمیه منتشر می کند سوره هل اتی مدنی معرفی شده است. [۵۲] ابن تیمیه در منهاج السنه، بر تـفسیر بـغوی تـکیه کرده و تصریح می کند که بغوی، هیچ کـدام از احـادیثِ جـعلی را کـه ثـعلبی نـقل کرده، ذکر نکرده است، در حالی که بغوی یکی از مفسّرانی است که قائل به مدنی بودن سوره هل اتی است.[۵۳]

احمد کنانی، در کتاب نظره فی کتاب منهاج السنه النـبویه[۵۴] از قول علامه امینی، می نویسد:

۱. اینکه سوره مکی باشد منافاتی ندارد که بعضی از آیاتش مدنی باشد، چنان که در دیگر سور چنین است و سوره هایی را از قول مفسران اهل سنت ذکر می کند که برخی آیـاتش مـدنی است. همچنین، بعضی سوره ها دو بار نازل شده است؛ یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه؛ مثل سوره فاتحه.

۲. بهترین راه برای اینکه بدانیم کدام سوره یا آیه مدنی یا مـکی اسـت این است که تضافر نقل را در شأن نزول با سندهای مستفیض بشناسیم نه با اقوالی که سند ندارند؛ و علامه امینی نام ۳۴ نفر را برای اثـبات سـندیت حدیث از علمای اهل سنت آورده اسـت، کـه به جهت اختصار در ذیل بحث سندی حدیث ثعلبی اشاره شده است.

۳. علما در خصوص قول به مکی بودن سوره هل اتی اتفاق نظر ندارند، بلکه جـمهور عـلما برخلاف آن معتقدند سوره مـدنی اسـت، چنان که خازن در تفسیرش از مجاهد و جمهور علما نقل می کند. [۵۵] ابوجعفر نحاس در کتاب الناسخ والمنسوخ و سیوطی در الاتقان و بیهقی در دلائل النبوه و ابن ضریس در فضائل القرآن قائل به مدنی بودن سوره هـل اتـی هـستند.[۵۶]

۴. کسانی چون حسن و عکرمه و کلبی و غیر اینها که قائل اند آیاتی از این سوره مکی است، تصریح دارند کـه قـصه آیات اطعام مدنی است.

۵. ملازمه ای بین اینکه سوره مکی باشد ولی نزول آن بـعد از هـجرت بـاشد، وجود ندارد. زیرا ممکن است در حجه الوداع نازل شده باشد؛ همان طور که ابن جُبیر، حسن، ضحّاک، عـکرمه، عطا، و قتاده نقل کرده اند. این قول را ابن جریر و جمع دیگری اختیار کرده اند.[۵۷]

ب. اشکالات دلالی و مـتنی حدیث ثعلبی

بحث مـا تـا اینجا از جنبه سندی بود، ولی در ادامه به جنبه دلالت و متن حدیث ثعلبی می پردازیم و اشکالات ابن تیمیه را بررسی و نقد می کنیم.

۱. مناقشه در دلالت حدیث ثعلبی

اشکال چهارم ابن تیمیه در دلالت حدیث ثعلبی این است که وی می گوید: «ساختار ایـن روایت و الفاظ آن از ساخته های دروغ گویان نادان است. از جمله اینکه جد آن دو و عموم عرب، آن دو را عیادت کردند، در حالی که عموم عرب در مدینه نبودند و عرب های کافر هم به منظور عیادت به نزد آن دو نـمی آمدند. هـمچنین این گفته که: «ای اباالحسن، چرا برای دو فرزندت نذر نمی کنی!» سخنی جاهلانه است؛ زیرا علی دین را از عرب ها نمی گرفت، بلکه از پیامبر می گرفت!».

بررسی و نقد اشکال ابن تیمیه

بـسیاری از مـفسران و محدثان فریقین این ماجرا را با طرق معتبر و صحیح در کتاب های تفسیری و حدیثی نقل کرده اند.[۵۸] با توجه به روایات شیعه [۵۹] و روایات اهل سنت از منابع دیگر که در آن روایات، نشانی از عامه العرب نیست، زمـخشری، در کـتاب تـفسیر خود، الکشاف، می نویسد: «ابن عباس مـی گفت: بـه درستی کـه حسن و حسین مریض شدند. پیامبر اسلام (ص) با عده ای از مردم از آنها عیادت کرد، و سپس فرمود: یا اباالحسن! اگر برای فرزندان خود نـذر کـنی، بـهبود می یابند».[۶۰] همان طور که در این حدیث آمده نامی از عـامه العرب نـیست؛ و به قرینه مقام، مقصود از عامهالعرب، مسلمانان بوده است و اینها در مدینه بودند نه در جای دیگر.[۶۱] با توجه به نسخه خـطی چـاپ بـمبئی، به جای کلمه «قالوا»، «قال» دارد و طبق این روایت پیامبر(ص) علی(ع) را امر به نذر کرد.[۶۲]

۲. منهی بودن نذر از نگاه ابن تیمیه

اشکال پنجمی که ابن تیمیه در ردّ شأن نزول سوره هل اتی دارد، ایـن اسـت کـه، پیامبر(ص) از نذرکردن منع فرموده، چنان که در صحیحین آمده است؛[۶۳] و به طریق دیـگر روایـت شده که فرمود: «نذر انسان را به تقدیر خداوند برمی گرداند و برای نذر چیزی داده می شود کـه بـرای غـیر آن داده نمی شود».[۶۴] «و خداوند به خاطر وفای نذر مدح کرده است نه بر خـود عـقد نذر ».[۶۵] زیرا نذر مثل ظهار و طلاق است که مذموم است ولی پرداخت کفاره واجب است و مدح شـده؛ و هـمچنین کسی که چیزی را می فروشد یا کالایی را می خرد وقتی آنچه را بر عهده او اسـت بـه طرف مقابل ببخشاید، ستوده می شود.

نقد دیـدگاه ابـن تیمیه

نـذر یکی از احکام شرعی است که جواز آن بـین شـیعه و سنی مشترک و اجماعی است.[۶۶] به دلیلِ همین ممدوح بودن نذر، خود آن حضرت(ص) به علی(ع) دسـتور می دهد که ای اباالحسن بـرای شـفای فرزندانت نـذری کـن. کـار علی و فاطمه(ع) با آگاهی انجام مـی گیرد و اطـاعت خدا و رسول خدا(ص) است. چون با دستور پیامبر(ص) صورت گرفته است؛ آنـچنان کـه در تفسیر زمخشری آمده است؛[۶۷] و در تفسیر طـبری که ابن تیمیه آن را قبول دارد، طـبری مـی گوید: «نذر در این سوره، از نوع طـاعت خـدا است».[۶۸]

بر فرض نهی پیامبر(ص) از نذر، بزرگان علمای اهل سنت این روایت نـهی را بـر کراهت حمل کرده اند.[۶۹] ابن تیمیه در تـعریف سـنت، تـقریر پیامبر(ص) را حجت مـی داند.[۷۰]

اگر علی(ع) بنا بـه دسـتور پیامبر عمل کرده باشد در این صورت این روایت نهی از نذر را باید توجیه کرد. اگر بنا بر روایات ثعلبی، علی(ع) به امر غیرپیامبر(ص) نذر کرده باشد در این صورت پیامبر(ص) شـاهد ایـن نذر بوده و این عمل را تقریر کرده است. چون پیامبر(ص) ساکت بودند و نهی نکردند و این تقریر، خود دلیل بر مشروع بودن این عمل بوده اسـت.

امـا قول ابن تیمیه درباره این مـسئله، کـه خداوند وفا به نذر را مدح کرده نه خود عقد نذر را، کلامی بی اساس است. زیرا اگر این کار فعلی حرام است مرتکب آن مجرم و گناهکار اسـت و آن عـمل مذموم است نه سـتودنی. اگـر از نذرکردن منع شده باشد، بر وفای آن چه مدحی است؟! به علاوه این نذر طبق فرمان خود پیامبر(ص) صورت گرفته، چنان که در روایت زمخشری در تفسیرش گذشت، و کسی که طبق فرمان ایشان کاری را انجام دهـد، بـه آن اطاعت گفته می شود[۷۱] و یقیناً اطاعت از فرمان پیامبر(ص) مرضی خدا و ستودنی است. این سوره در مدح اهل بیت(ع) نازل شده است. به سبب این نذر، خداوند وفای به آن را مدح و ستایش فرمود[۷۲] و سـوره هـل اتی را در شـأن ایشان نازل کرد؛ و طبق این آیه (وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یشَاءَ اللَّهُ)[۷۳]آنچه اهل بیت(ع) انجام داده اند، مـرضی خدا است. وقتی ثابت شد این سوره شأن نزولش در حق عـلی و فـاطمه و حـسنین(ع) است دیگر این ایرادها جایگاهی ندارد.

و اما قیاس نذر با ظهار و طلاق و بیع و شراء حرفی بی سند اسـت و هـر کدام مسئله مستقلی است و احکام خاص خودش را دارد. در صورت صحیح بودن این قیاس از نظر ابـن تیمیه، بـیع و طـلاق نیز غیرمشروع وحرام خواهد بود! در حالی که هیچ کس به آن قائل نیست!

۳. تشکیک در وجود خادمه ای به نام فضه

اشکال ششمی که ابن تیمیه در روایت ثعلبی دارد، این است کـه علی و فاطمه(ع) کنیزی به نام فضه نداشتند و حتی هیچ کدام از نزدیکان پیامبر کنیزی با این نام نداشتند و در مدینه کنیزی که نام او فضه باشد شناخته شده نیست و هیچ کس از اهل علم و کسانی کـه احـوال کنیزان را به دقت بررسی کرده اند یادی از کنیزی به نام فضه نکرده اند.[۷۴]

بررسی و نقد اشکال ابن تیمیه

برخلاف دیدگاه ابن تیمیه، تعدادی از حافظان بزرگ اهل سنت، با استناد به حدیث نزول سوره هل اتـی، وجـود کنیزی به نام فضّه را ثابت کرده اند.[۷۵]

عالم بزرگ اهل سنت، حافظ ابن اثیر (شیبانی) در کتاب خود، ذیل ترجمه فضه، چنین آورده است: «فضّه نوبیه، کنیز حضرت فاطمه زهرا(ع) دختر رسـول اکـرم(ص) بود. ابوموسی بر اساس نوشته ای آن را برای ما روایت کرده است».

سپس در ادامه این سخن، حدیث نزول سوره هل اتی را از ابن عباس ذکر کرده است.[۷۶] همچنین قرطبی می گوید ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *