تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی چگونگی تقابل ائمه با جریان های غالیانه از آغاز تا دوره امام صادق (ع) :

طرح مسئله

نگاهی گذرا به گـرایش های غالیانه به عنوان پدیده ای نکوهش آمیز در جهان اسلام حاکی از آن است که بیشتر این باورها از مـتن تشیع پدیدار گشت؛ امـری کـه سبب گمانه زنی علیه شیعیان شد و توانست سرزنش های رقیب را تا اندازه زیادی علیه نظرگاه امامیه تشدید کند. چه بسا بتوان آغاز چنین جریانی را به طور عمده در پی فتوحات و ورود افکار گوناگون به جامعه اسلامی پیوند زد؛ بـدین بیان که آمیخته شدن فرهنگ های نوپیدا و ناشناخته با برخی مفاهیم دینی سبب کج فهمی عده ای از مسلمانان نسبت به صالحان برجسته شیعی شد. این پدیده با فعالیت های زیادی توانست در دوره امام صادق (ع) با مشخصه های فـرقه ای بـارور شود. بدون شک چنین نظرگاه تندی می توانست باورهای تشیع و در رأس آن امامان شیعی (ع را مورد اتهام قرار دهد. به همین جهت امامان اثناعشری (ع) با درک موقعیت خاص آن دوره به سختی با غالیان برخورد کردند؛ تا جـایی کـه می توان گفت بدون شک نوع تقابل ائمه (ع) با غالیان شدیدتر از جریان نواصب (دشمنان اهل بیت (ع) شمرده می شود.

این نوشتار به دنبال آن است که چگونگی تقابل اهل بیت (ع) با جریان غالیان از آغاز نـزول وحـی تا دوره امام صادق (ع) یعنی عصری که غالیان توانستند باورهای خویش را به فرقه های منسجم تبدیل کنند، مورد بررسی قرار دهد، و ائمه متأخر از امام ششم را به نوشتاری دیگر موکول مـی کند. بـاید تـوجه داشت بیشترین مبارزه امامان اثـناعشری (ع بـا غـالیانی بوده که گرایش های افراطی از غلو داشتند؛ گروه هایی که تصور خداانگارنه از بشر ترسیم می کردند و گمانه های نامیرایی و خلقت عالم را به ایشان نسبت مـی دادند. امـا دامـنه این برخورد محدود به چنین گرایش های تندی نـمی شد؛ بـلکه ائمه (ع) با هر گرایش غالیانه در هر اندازه ای تقابل داشتند.[۱]

علاوه بر مبارزه ای که امامان شیعه خود بانی آن بودند، عـالمان و مـتکلمان امـامی نیز آن را از نظرگاه خود دور نداشتند و به تبیین و معرفی گروه های مختلف غـالیان پرداختند؛ به طوری که از همان ابتدای غیبت امام دوازدهم (عج) این تقابل آشکار بود. اولین متکلم شیعه در دوره غیبت که بـه پدیـده غـلو نگاه ویژه دارد، حسن بن موسی نوبختی (۳۲۶ ق) می باشد. وی در فِرق الشیعه ضـمن بـررسی شاخه های مختلف غالیان، عقاید منتسب به ایشان را نیز ذکر می کند. نوبختی به ذکر باورهای ایشان بـسنده و از هـرگونه نـقد بر ایشان اجتناب می کند. وی عقایدی همچون الوهیت، نبوت و نامیرایی ائمه (ع) را از شـاخصه های اصـلی عـقاید غالیان می داند.[۲] الوهیت و نبوت نشان از آن دارد که غالیان، ائمه (ع) را فراتر از ابعاد بشری می دانستند. نوبختی گـرچه عـقایدی هـمچون غیبت، رجعت و مهدویت را نیز به ایـشان مـنتسب می داند، اما این باورها مورد تأکید اهل بیت (ع) و بر اساس آموزه های ایشان بوده و نظریه شـیعی مـحسوب مـی شود. نکته اینجاست که غالیان از این نظریه به نفع خود بهره می بردند و با تلفیقی مـیان بـاورهای غالیانه و آموزه های شیعی، نظریه های ناهمگونی ایجاد می کردند.[۳]

از دیگر متکلمان شیعه که به ایـن پدیـده پرداخـته است، شیخ مفید (۴۱۳ ق) می باشد. وی عقاید غالیان را در الوهیت، نامیرایی، علم غیب و قدیم بودن ارواح ائمه (ع) می داند. شیخ مـفید حـتی علاوه بر غالیانی که تصور خداانگارنه از بشر ترسیم می کردند، مفوضه را که گـرایش های مـعتدل تری از غـلو داشتند نیز در زمره غالیان می شمرد.[۴]

از دیگر علمای شیعه که در بحث غلو به مصادیقی مانند الوهـیت، ربـوبیت، نـبوت و حلول برای ائمه پرداخته اند، متکلمانی همچون سید مرتضی (۴۳۶ ق)،[۵] علامه حلی (۷۲۶ ق)[۶] و خواجه نـصیرالدین طـوسی (۶۷۳ ق)[۷] می باشند. در همه این موارد الوهیت و خداانگاری انسان ها وجه مشترک باورهای غالیان شمرده شده است.

اما تـقابل اولیـای دین به عنوان متولیان آن با غالیان را می توان به گونه های مختلف تقسیم کـرد؛ بـه طوری که این تقابل در ابتدا با تبیین و روشنگری آغـاز مـی شود و سـرانجام با تکامل جریان های غالیانه شدت بیشتری مـی یابد.

الف) روشـنگری

بررسی تاریخ اندیشه ادیان و اقوام گذشته حاکی از آن است که پدیده نکوهش آمیز غلو زایـیده جـهان اسلام نبوده، بلکه ریشه در افـکار گـذشتگان داشته اسـت.۶ بـه هـمین دلیل معرفی و تبیین جریان های انحرافی ازجـمله غـالیان با آغاز نزول وحی صورت پذیرفت تا مسلمانان را نسبت به چنین افـکاری آشـنا کند؛ به طوری که در آیات مختلف قرآن کـریم شاهد چنین روشنگری ای هـستیم. بـه عنوان نمونه در دو آیه شریفه ۷۹ و۸۰ سوره آل عـمران خـطر این پدیده چنین بیان شده است: ما کانَ لِبَشَر أنْ یُؤتِیَهُ اللّهُ الْکـِتابَ وَ الْحـُکْمَ وَ النـُّبُوَّهَ ثـُمَّ یَقُولَ لِلنّاس کـُونُوا عـِباداً لِی مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لکِنْ کُونُوا ربـّانِیِّینَ بما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ * وَ لا یَأ مُرَکُمْ أنْ تـَتَّخِذُوا الْمـَلائِکَهَ وَ النـَّبیِّینَ أرْباباً أیَأمُرُکُمْ بالْکُفْر بَعْدَ إذْ أنْتُمْ مُسْلِمُونَ. هـیچ بـشری را نـسزد کـه خـداوند بـه او کتاب آسمانی و مقام نبوت دهد، سپس او به مردم بگوید در برابر خدا مرا بندگی کنید؛ بلکه او می گوید: به سبب این کتاب آسمانی را تعلیم داده اید و از آن روی که حقایق آن را گـرفته اید، انسان های ربانی باشید و نسزد به شما دستور دهد که فرشتگان و انبیا را پروردگار خویش گیرید. آیا شما را بعد از آنکه اسلام آورده اید به کفر دستور می دهد؟

در آیه دیگری خداوند متعال در جریان مسیح (ع) کـه عـده ای آن حضرت را خدای خود می دانستند، چنین می فرماید: لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إ نَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابن مَرْیَمَ.[۸] آنان که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است، قطعاً کافر شدند.

در آیه شـریفه دیـگری در همین سوره نیز چنین می فرماید: قُلْ یا أهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبعُوا أهْواءَ قَوْم قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أضَلُّوا کـَثِیراً وَ ضـَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبیل. [۹]بگو ای اهـل کـتاب! در دین خدا به ناحق غلو نکنید و از خواسته ها و هوس های مردمی که در گذشته گمراه شدند و مردم بسیاری را گمراه کردند و از راه راست گمراه گشتند، پیروی نکنید.

از آیات مـذکور چـند نکته فهمیده می شود:

۱- وظـیفه شـاخص انبیای الهی آن است که توده مردم را متوجه پروردگار عالم کنند و نباید هیچ گونه ربوبیتی برای خود یا مخلوقی از جنس دیگر قائل شوند.

۲- خداوند متعال با ذکر مثال هایی از تاریخ کهن بشری، درصـدد اسـت تا مسلمانان را از بدفرجامی کسانی که باور خداانگارنه از مخلوقین داشته اند، برحذر دارد. در عین حال تصرف بعضی مخلوقات از جنس ملائک یا بشر را در برخی امور به صورت محدود اجازه داده است؛ اما همگی آن را نیز به اذن خـداوند سـبحان می داند.

۳- در ایـن آیات و همچنین آیات مشابه آن هیچ گونه حکم شرعی پیرامون چنین گروه هایی داده نشده، که این امر مـی تواند به دو جهت باشد: اولاً از آنجا که هنوز در این زمان فرقه ای شکل نـیافته بـود، بـیان احکام آن امری غیر ضروری می نمود؛ ثانیاً به طور معمول خداوند حکیم در بسیاری از امور بیان احکام را متوجه پیامبرش مـی کند و خـود به بیان آن نمی پردازد. به همین دلیل در این مرحله فقط به روشنگری پرداخته اسـت.

گـرایش های غـالیانه در دوره پیامبر اکرم (ص) به صورت محدود گزارش شده است. در چند مورد چنین گزارش هایی نقل شده است: شخصی بـه پیامبر اکرم (ص) عرض کرد: آیا به شما سجده نکنیم؟ حضرت فرمود: سزاوار نیست به غـیر از خدا برای کسی سـجده کـنید.[۱۰]

در گزارش دیگری چنین آمده است که مردی یهود و مردی مسیحی به حضرت عرض کردند: «یا محمد (ص)، أ ترید ان نعبدک و نتخذک رباً فقال (ص) معاذ اللّه ان نعبد غیر اللّه و أن نأمر بغیر عباده اللّه، فما بذلک بعثنی و لا بذلک أمـرنی؛ [۱۱] آیا می خواهی تو را عبادت کنیم و پروردگار خویش قرار دهیم؟ حضرت فرمودند: پناه بر خدا، از اینکه غیر خداوند را عبادت کنیم و اینکه امر کنم کسی غیر از خدا را عبادت کنید؛ من برای چنین امری مـبعوث نـشده ام و خداوند به من چنین فرمانی نداده است.»

در روایتی دیگر چنین آمده است: قال ابوعبداللّه (ع): عن آبائه (ع قال، قال رسول اللّه (ص): لا ترفعونی فوق قدری فان اللّه اتخذنی عبداً قبل ان یتخذنی نبیاً.[۱۲] مرا بـیش از حـد خودم بالا مبرید؛ چرا که خداوند مرا بنده خویش قرار داد، قبل از آنکه مرا به نبوت برگزیند.

با توجه به نقل های تاریخی می توان گفت گرایش های نکوهش آمیز غالیانه در دوره رسول خدا (ص) به صورت منسجم تـولد نـیافت، بلکه رگه های فکری آن در مسیحیان و یهودیان و حتی بت پرستان مجاور اسلام وجود داشته است. [۱۳]بنابراین بیم آن می رفت که این افکار در برخی مسلمانان رسوخ کند. به همین دلیل روش رسول خدا (ص) در این زمینه تـبیین آیـات واردشـده در این بخش و پرهیز از ورود در باورهای ایـن چنینی بـوده اسـت. از آنجا که در آن زمان فرد یا گروه خاصی از غالیان وجود نداشته اند یا دست کم گزارش قابل اعتنایی در این زمینه در دست نیست، بیشتر روایـات پیـامبر اکرم (ص) در ایـن زمینه جنبه آگاه سازی، بیان شاخصه های غلو و معرفی خـود و اهـل بیت به عنوان بندگان خدا بوده است؛ به طوری که آن حضرت هرگونه خرافه گرایی را مردود مـی دانست و عموم مسلمین را به اندیشه ورزی دعوت می کرد. داستان وفات پسر پیامبر (ابراهیم) شاهدی بر این ادعاست. نقل شده هـنگام دفـن فـرزند پیامبر (ص)، خورشیدگرفتگی پدید آمد؛ عده ای از مسلمانان گمان کردند خورشید به خاطر مرگ فـرزند رسـول خدا (ص) دچار این پدیده شد. پیامبر اکرم (ص) به شدت این گمانه را رد کردند و خورشید و ماه را نشانه ای از نشانه های خداوند متعال دانـستند کـه بـا مرگ کسی دچار گرفتگی نمی شود.[۱۴]

با گسترش فتوحات اسلامی، باورهای غالیانه وارد جـهان اسـلام شـد و عده ای را با خود همراه کرد. این دوره هم زمان با حکومت امیرمؤمنان (ع) می باشد و به نظر مـی رسد ویـژگی های شـخصیتی آن حضرت در زمان حکومتش زمینه را برای این امر فراهم کرد. در پاسخ این گمانه که چـرا قـبل از حکومت امام علی (ع) چنین گرایش هایی پیدا نشد، می توان گفت در دوره نزول وحی به خاطر هـشدار قـرآن کـریم و پیامبر اکرم (ص) و عدم ورود افکار بیگانه و همچنین شخصیت پیامبر اکرم (ص) که ویژگی های آن حضرت خود می توانسته هر شـخصی ازجـمله امام علی (ع) را تحت الشعاع خود قرار دهد، غلو زمینه ای برای رشد نیافت.[۱۵] گرچه در زمـان رسـول خدا (ص) روایـت هایی از آن حضرت وجود داشت که خطر پدید آمدن گرایش های غالیانه درباره امیرمؤمنان (ع) را در دوره های بعدی گـوشزد مـی کرد؛ به عنوان نمونه رسول خدا (ص) علی (ع) را به مسیح تشبیه می کند و مردم را نیز بر سـه گـروه مـی داند: گروهی که او را از حد خود بالاتر می برند، گروهی که در حق او تقصیر می کنند و گروهی نیز از شیعیان حـقیقی وی شـمرده مـی شوند.[۱۶]

روایتی دیگر حاکی از عدم معرفی کامل امیرمؤمنان (ع) برای مردم است؛ چرا که ایـن روایـت تأکید دارد معرفی حقیقی آن حضرت سبب پدید آمدن باورهای غالیانه خواهد شد.۴[۱۷]

در روایت دیگری از پیامبر (ص) چنین آمده: یـا عـلی (ع) یهلک فیک رجلان محبّ غال و مبغض قال.[۱۸] ای علی! دو گروه درباره تو بـه هـلاکت می رسند: گروهی که در دوستی تو حد را خـواهند گـذراند و گـروهی نیز که در دشمنی تو از حد فراتر مـی روند (نـواصب).

بـدون تردید این دسته روایات پیش بینی دو جریان انحرافی در تاریخ اسلام بوده است؛ چنان که بـعدها در گـزارش های تاریخی دیده می شود، گروهی در دشـمنی اهـل بیت (ع) بـه خصوص امیرمؤمنان (ع) به حدی راه انـحراف را در پیـش گرفتند که دشمنی حـضرت را سـنتی زشت در مساجد خود قرار دادند، و گروهی نیز محبت افراطی به حضرت پیدا کردند. [۱۹]

در زمـان خـلفا نیز به چند دلیل باورهای غـالیانه دربـاره امیرمؤمنان (ع) پدیـد نـیامد یـا حداقل از آن گزارشی نشده اسـت؛ ازجمله:

۱- روش خلفا کنار گذاشتن امیرمؤمنان (ع) بود که هم در بُعد اقتصادی (غصب فدک) و هم در بُعد سـیاسی (غـصب خلافت) و فرهنگی صورت پذیرفت. بنابراین طـبیعی بـود بـا عـدم طـرح ایشان در حاکمیت، مـردم بـه خصوص کسانی که تازه به اسلام گرایش پیدا کرده بودند، آن حضرت را نمی شناختند، یا وی را همانند دیگر اصـحاب پیامبر (ص) مـی دانستند.

۲- بـه طور عمده افرادی که با آن حضرت ارتـباط داشـتند، از صـحابه بـرجسته رسـول خدا (ص) هـمچون سلمان و ابوذر بوده اند. از آنجا که این دسته اصحاب ازجمله تربیت یافتگان مکتب نبوی بودند که خصوصیات پیامبر اکرم (ص) را از نزدیک دیده بودند، به همین دلیل آن دسته از ویژگی هایی که از امیرمؤمنان (ع) مـشاهده کرده بودند، بالاتر از آن را از پیامبر خدا (ص) دیده بودند. ازاین رو طبیعی بود که گرفتار چنین گرایش هایی نشوند. از طرفی این افراد به خاطر سعه وجودی خویش که تحت تأثیر اسلام تربیت یافته بودند، به هـیچ وجـه به سمت غلو و تعالیم انحرافی متمایل نمی شدند.

آنچه درباره گرایش های غالیانه نسبت به امیرمؤمنان (ع) نقل شده است، به دوره حکومت آن حضرت برمی گردد. گرچه گزارش زط ها[۲۰] در تاریخ به جهت سندی قابل خدشه اسـت، امـا می توان محتوای آن را پذیرفت. در این گزارش امیرمؤمنان (ع) به سختی با آنها برخورد کرد. نکته شایان ذکر اینکه، حتی اگر صحت گزارش تردیدبرانگیز زط ها را بپذیریم، ایـن افـراد دارای یک باور فرقه ای همانند کـیسانیه[۲۱] و خـطّابیه[۲۲] نبودند، بلکه عده ای از افراد تحت تأثیر احساسات خویش چنین ادعایی را مطرح کردند و از این باور غلط خویش دست نکشیدند. آنچه مسلّم است اینکه با برخورد حـضرت ایـن جریان تداوم نیافت و از بـین رفـت.

گرایش های غالیانه در عصر امیرمؤمنان (ع) محدود به چند گزارش بود که بیان شد؛ اما غالیان در زمان های بعد با اینکه با آن حضرت هم زمان نبودند، در عین حال بیشترین گـرایش های غـالیانه را نسبت بـه وی پیدا کردند.

به عنوان نمونه وقتی امام رضا (ع) شنید بعضی افراد صفات خداوند رب العالمین را به حضرت علی (ع) نـسبت می دهند، بدنش لرزید و عرق از سر و رویش جریان پیدا کرد و سپس فـرمود: «مـنزه اسـت خداوند! منزه است خداوند از آنچه ظالمان و کافران درباره او می گویند. آیا علی (ع) خورنده ای در میان خورندگان، نوشنده ای در میان نـوشندگان، ازدواج کننده ای در میان ازدواج کنندگان و گوینده ای در میان گویندگان نبود؟ آیا او نبود که در مقابل پروردگار خود در حالی کـه خـاضع و ذلیـل بود، به نماز می ایستاد و به سوی او راز و نیاز می کرد؟ آیا کسی که این صفات را دارد، خداست؟»[۲۳]

به هر ترتیب چـنین باوری در زمان امام علی (ع) مطرح نبوده، اما به جهات مختلف بعد از شهادت حـضرت خود را بازیافت و در انحای گـوناگون ادامـه پیدا کرد. آن حضرت در برخورد با غالیان ابتدا به تبیین و هشدار بسنده می کرد و در صورت عدم نتیجه با ایشان به شدت برخورد می نمود. در بعضی موارد نیز از غلات اظهار برائت می کرد؛ چنان که از حضرت نقل شـده: «اللهمّ انی بریء من الغلاه کبرآئه عیسی بن مریم من النصاری؛[۲۴] خدایا! من بیزاری می جویم از غلات، مانند عیسی پسر مریم که از نصاری (غالی) برائت جست.»

تاریخ درباره گرایش های غالیانه نسبت بـه امـام حسن و امام حسین (علیهما السلام) نقل خاصی نداشته است. چه بسا هم زمانی زندگی آن دو امام با پدر خویش سبب این امر گشته است؛ چرا که مسلمانان تحت تأثیر پدر از توجه به آن دو امام غافل بودند. البته نباید از نظر دور داشـت بـعد از شهادت امیرمؤمنان (ع) جریان خلافت به دست دشمنان ایشان افتاد. در آن شرایط نیز آن دو امام به شدت محصور شدند؛ به طوری که بررسی تاریخ دست کم در سال های ۴۰ تا ۶۰ ق گویای این واقعیت است که کمترین نـقل گـزارش های تاریخی درباره زندگی اهل بیت (ع در همین زمان بوده است.

در این میان تنها گزارشی که رنگ غالیانه داشته به جریان شهادت امام حسین (ع) برمی گردد؛ چنان که یکی از اصحاب نقل می کند از امام رضـا (ع) پرسـیدم کـه گروهی می گویند حسین بن عـلی (ع) کـشته نـشد، بلکه شخصی به نام حنظله بن سعد به جای آن حضرت کشته شد و امام حسین به آسمان ها عروج کرد، همان طور که عیسی بـن مـریم چـنین شد.[۲۵] البته این سؤال با جواب قاطع امـام رضـا (ع) مواجه شد. این مورد نیز در عصر سیدالشهدا (ع) مطرح نبوده است. به همین دلیل گزارش خاصی درباره غلو نسبت به آن دو امام نقل نشده اسـت.

در دوره امام سجاد (ع) (ش. ۹۴ ق) گرایش های غالیانه به صورت منسجم و فعال در قالب فرقه ای پایدار پدید نیامد؛ اما قیام مختار (۶۷ ق) در آن دوره صـورت پذیـرفت کـه به هر دلیل سبب شدت گرفتن جریان های غالیانه شد. گرچه نـگارنده بـر این باور است که مختار از غالیان نبوده، اما جنبش او آغازی بر جریان های منسجم غالیانه در جهان اسـلام شـد؛ بـه طوری که کیسانیه سال ها پس از کشته شدن مختار و مرگ محمد حنفیه (۸۱ ق) پدید آمد و خود را وابـسته بـه ایـشان می دانست. نگاهی به تاریخ کیسانیه نشان از رگه های فکری آن در زمان ابوهاشم (۹۴ ق) فرزند محمد حنفیه دارد کـه ایـن زمـان تقریباً معاصر شهادت امام سجاد (ع) می باشد.[۲۶]

در روایتی از امام سجاد (ع) در تبیین غلو چنین آمده اسـت: یـهودیان، عزیر را به اندازه ای دوست داشتند که شأن او را بسیار بالاتر از حد وی بردند؛ به همین سـبب عـزیر از آنـها نبود و ایشان نیز در کیش عزیر نبودند. مسیحیان حضرت عیسی (ع) را به اندازه ای دوست داشتند تا ایـنکه در حـق او گفتند آنچه که نباید می گفتند. برخی شیعیان ما به اندازه ای ما را دوست دارند تـا آنـکه مـی گویند در حق ما آنچه که یهود در حق عزیر و مسیحیان در حق عیسی گفتند؛ پس ایشان (غالیان) از ما نـیستند و مـا هم از آنها نیستیم.[۲۷]

این دسته روایات صرفاً جهت تبیین غلو و انذار شـیعیان در ایـن جـهت می باشد و از آن حضرت (ع) روایتی که دلالت بر برخورد سخت داشته باشد، در دست نیست. این نیز بـدان جـهت بـود که جریان های غالیانه آشکارا تا دوره امام سجاد (ع) فعالیتی منسجم نداشتند. ازاین رو ائمـه (ع) بـه طور عمده روند ارشادی در پیش گرفتند؛ به طوری که سعی بر این بود پس از تبیین موضوع غلو، خود را بـه عنوان بـندگان خدا معرفی کنند.

ب) تقابل و برخورد

در این بخش چگونگی مبارزه امام باقر و امـام صـادق (علیهم السلام) با جریان های غالیانه مورد ارزیابی قرار مـی گیرد. بـه نظر مـی رسد روش تقابل این دو امام از ائمه قبل از خود جـدا مـی باشد؛ در ائمه پیشین عمده مبارزه بر محور ارشاد و تبیین بوده، اما از دوره امام بـاقر (ع) و بـه خصوص امام صادق (ع) علاوه بر ایـن شـیوه، معرفی و بـرخورد بـا غـالیان نیز آغاز شد.

در این مرحله غـالیان بـه اندیشه انسجام یافته با باورهای مشخص تغییر شکل داده بودند. در این دوره به طور معمول افراد مـحور غـلو نبودند، بلکه افکار جهت دهنده جـریان غـالیانه بوده است. طبیعی بود در این شرایط شیوه مبارزه امامان شیعی (ع) نیز تغییر مـی یابد.

در دوره امـام باقر (ع) فرقه های غالیان شروع بـه تـکثیر کـردند. حضرت در این زمـان صـرفاً به توصیف غالیان نـمی پردازد؛ بـلکه افراد غالی را معرفی کرده و به طرد کامل ایشان توسط شیعیان دستور می دهد. در این دروه غـالیان در حـال گذار از مراحل ابتدایی به سمت فـرقه های مـنسجم بوده اند. بـسیاری از ایـن فـرقه ها در این زمان نیمه منسجم و در عـصر امام صادق (ع) به طور کامل شکل یافتند. امام (ع) این خطر را پیش بینی و با ذکر نام این افـراد، ایـشان را لعن می کند. این شیوه در امامان پیـشین کـمتر دیـده مـی شد. در روایـتی چنین آمده اسـت: «لعـن اللّه بنان التَبَان، و انَ بنانا لعنهُ اللّهُ کان یکذب علی ابی، اشهد أن ابی علی بن الحسین کـان عـبداً صـالحاً.»[۲۸] حضرت در این روایت با طرح نام بـرخی افـراد غـالی، فـرد مـورد نـظر را لعن می کند.

در روایتی دیگر از حضرت پرسیده می شود: حمزه بن عمار بربری[۲۹] درباره شما چنین گمانه های غالیانه دارد. حضرت در جواب می فرمایند: دروغ گفت؛ لعنت خدا بر او! شیطان نمی تواند به صورت نـبی یا وصی نبی درآید.[۳۰] در این روایت به تبیین ویژگی امام به عنوان وصی پرداخته می شود، که شیطان نمی تواند به صورت ایشان ظاهر شود و همچنین به سختی گوینده آن را نکوهش می کند. بنان در ادعـای عـجیب دیگری مدعی نبوت شد و حتی طی نامه ای امام باقر (ع) را به نبوت خویش دعوت کرد. نقل شده امام برای نشان دادن شدت کفر این ادعا به رساننده نامه که چنین گـرایش هایی داشـت دستور خوردن نامه را داد و وی نیز هلاک شد. این گزارش ها حاکی از به وجود آمدن گرایش های تند غالیانه است که امام نیز با تشخیص این امر بـه شدت بـا آن برخورد می کند.

همان طور که بـیان شـد، منازعات سیاسی در پایان دوره امویان به اوج خود رسید و این دولت را به خود مشغول کرد. در این دوره عباسیان توانستند با فعالیت های مخفیانه دولت بنی امیه را ساقط کنند. هـمین امـر سبب به وجود آمدن فـضای مـناسبی برای گرایش های گوناگون شد تا بتوانند به تقویت باورهای خود همت گمارند. نگاهی کوتاه به چگونگی رشد جریان های مختلف فکری ازجمله اعتزال، کلام، اهل حدیث و جریان های منحرف غالیانه در مدتی کـوتاه گـویای این مطلب است؛ گرچه تبلور باورهای اهل بیت (ع) نیز در همین زمان بوده است.

[مبارزه امام صادق (ع) با غالیان]

با آشکار شدن باورهای نکوهش آمیز غالیان و پدید آمدن فرقه هایی از ایشان، امـام صادق (ع) مبارزه خویش علیه ایشان را به گونه های مختلف ادامه دادند:

یـک. مـعرفی ویـژگی های گوناگون ائمه (ع)

همان طور که بیان شد، ائمه (ع) اهتمام داشتند در تقابل با جریان غالیان، ویژگی های خویش را بیان کـنند. در ایـن میان در دوره امام صادق (ع) به دلیل شکل گیری جریان های غالیانه، این تبیین به نحو آشکاری طرح شـده اسـت. در روایـتی چنین آمده که امام صادق (ع) به یکی از اصحاب خود به نام اسماعیل بن عبدالعزیز که افـکاری غالیانه داشت، فرمود: ای اسماعیل! برای من آبی در محل وضو بگذار تا وضـو بگیرم. وی با خود گـفت: مـن درباره او باورهای چنین و چنان داشتم (مثل اینکه او پروردگار، خالق و رازق است)؛ درحالی که او احتیاج به وضو گرفتن پیدا می کند. وقتی حضرت از محل وضو خارج شد، فرمود: ای اسماعیل! ساختمان را بیش از آنچه که ظرفیت دارد، بـالا نبرید که منهدم خواهد شد. ما را مخلوق قرار دهید و آنگاه هرچه می خواهید درباره ما بگویید.[۳۱] این روایت گویای آن است که فرد مورد نظر گمان فرابشری نسبت به امام داشت، کـه بـا هشدار امام مواجه می شود. حضرت در انتهای روایت تصریح دارد که ما بشر و مخلوق هستیم و هر آنچه از فضائل باشد، انتسابش به ما جایز و بیشتر از آن روا نیست.

در روایتی دیگر حضرت بعد از معرفی غلات، خـود را چـنین معرفی می کند: قال (ع) نحن خُزّان علم اللّه و تراجمه وحی اللّه و نحن قوم معصومون، أمر اللّه بطاعتنا، و نهی عن معصیتنا، نحن الحجه البالغه علی من دون السماء و فوق الارض.[۳۲] ما معدن علم خدا و عـالمان بـه وحی الهی و معصوم هستیم که خداوند متعال امر به اطاعت از ما و نهی از نافرمانی ما کرده است.

حضرت در روایتی دیگر ضمن برشمردن این ویژگی که ائمه نیز عبد خدا هـستند، هـرگونه اوصـاف خالقیت را از خود دور می کند. در روایتی نـیز چـنین آمـده: «ای صالح! [۳۳]به خدا سوگند که ما بنده و مخلوق هستیم و پروردگاری داریم که او را عبادت می کنیم و اگر او را عبادت نکنیم، ما را عذاب خـواهد کـرد.»[۳۴] ایـن روایت مفهوم عبد بودن ائمه هدی (ع) را نسبت بـه خـداوند متعال تبیین می کند.

حـضرت در روایـات دیـگری هرگونه ادعای نبوت نسبت به امامان شیعی (ع را مردود می داند و چـنین می فرماید: لعنت خدا بر کسی باد که بگوید ما پیامبر هستیم و نیز لعنت بر کسی باد که در ایـن مـطلب شـک کند.[۳۵] چه بسا قبول نبوت برای ائمه سرانجام به اعتقاد به خـدا بـودن ایشان منجر می شد؛ چرا که قرآن به پایان نبوت تصریح داشته و رد چنین باوری می توانست به تدریج به هـم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *