تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲ شامل 60 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲ را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲ با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲ با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲ را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه حکمای مشاء، اشراق و حکمت متعالیه۲ :

اشاره

در بحث پیشین گفتیم که یکی از علل روی آوری فیلسوفان به برهان صدیقین، تلاش برای دست یابی به برهان با کم ترین مقروضات و مقدمات می باشد. واژه صدیّق و مشتقات آن را تبیین نمودیم؛ تلقی مشائین را از این برهان بیان کردیم که به جای نظرکردن در حقیقت وجود به مفهوم وجود، و به جای تکیه به ربطی بودن وجود ممکن، بر امکان ذاتی تأکید رفته بود. سپس تحلیل شیخ اشراق در حقیقت نور و مراتب آن بیان شد.

در این شماره به تلقی خاصّ صدرا از برهان صدیقین، سپس به بیان آراء شارحان و مفسّران حکمت متعالیه می پردازیم.

یکی از بهترین دستاوردهای مکتب حکمت متعالیه، ارائه تقریری خاص از برهان صدیقین است که تنها با اصول و مبانی حکمت متعالیه قابل تفسیر می باشد.

ما ابتدا تقریر صدرا از این برهان را از کتاب اسفار نقل و سپس به بررسی و توضیح آن می پردازیم. اصولی که برهان صدرا بر آن مبتنی است عبارتند از:

۱. اصالت وجود

۲. تشکیک در وجود

۳. معلول عین ربط است، به علت (مفتقرالذات است به سوی علت، بلکه ذات او عین افتقار و احتیاج است.)

هر یک از این اصول در جای خود، به وسیله برهان اثبات شده است.

با توجه به این اصول، جناب صدرا برهان خویش را چنین تقریر می کنند:

«… و تقریره ان الوجود کمامرّ حقیقه عینیّه واحده بسیطه، لااختلاف بین افرادها لذاتها الا بالکمال و النقص و الشده و الضعف او بامور زائده کما فی افراد ماهیّه نوعیّه و غایه کمالها مالااتم منه و هوالذی لا یکون متعلقا بغیره و لا یتصور ما هو اتمّ منه، اذ کلم ناقص متعلق بغیره متقرٌ الی تمامه و قد تبین فیما سبق ان التمام قبل النقص و الفعل قبل القوه و الوجود قبل العدم و بیّن ایضا ان تمام الشی ء هو الشی ء و ما یفصل علیه فاذن الوجود اما مستغن عن غیره و امّا مفتقر لذاته الی غیره و الاول، هو الواجب الوجود و هو صرف الوجود الذی لا اتمّ منه و لا یشوبه عدم و لا نقصٌ و الثانی، هو ما سواه من افعاله و آثاره و لا قوام لما سواه الابه لما مرّه ان حقیقه الوجود لا نقص لها و انّما یلحقه النقص لاجل المعلولیه. و ذلک لان المعلول لا یمکن ان یکون فی فضیله الوجود مساویا لعلته فلوکم یکن الوجود مجعولاً ذاقاهر: یوجده و یحصلّه (کما یقتضیه) لا یتصور ان یکون له نحو من القصور لان حقیقه الوجود کما علمت بسیطه لاحد لها و لا تعیّن الاّ محض الفعلیه و الحصول و الاّ لکان فیه ترکیب اوله مهیه غیر الموجودیه و قدمرّ ایضا انّ الوجود اذا کان معلولاً کان مجعولاً بنفسه جعلاً بسیطا و کان ذاته بذاته مفتقرا الی جاعلٍ و هو متعلق الجوهر والذات بجاعله فاذن ثبت واتضح انَّ الوجود امّا تام الحقیقه واجب الهویه و امّا مفتقرالذات الیه متعلق الجوهریه و علی ایّ القسمین یثبت و یتبیّن ان وجود الواجب غنی الهویه عما سواه و هذا هو ما اردناه.»(۱)

پس از این بیان مفصل، بیانی اجمالی و مختصری دارند که آوردن آن در تبیین سخن ایشان به ما کمک می کند:

«… از آن جا که حقیقت وجود، امری بسیط بوده و نه ماهیت است که مقتضی است هر کمال را در درجه اتمّ آن، که نهایتی برای او به لحاظ شدت کمال نمی توان تصور کرد؛ زیرا هر مرتبه ای پایین تر از این مرتبه، صرف حقیقت وجود نیست، بلکه وجود همراه با قصور و نقصان است و قصور هر چیزی غیر از خود آن چیز است بالضروره و لذا قصور وجود، همان وجود نیست، بلکه غیر از خود وجود می باشد، بلکه قصور وجود، عبارت است از عدم وجود و این عدم وجود، همانا لازم می آید وجود را نه برای اصل وجود و تحقق داشتن آن، بلکه برای وقوع آن وجود در مرتبه تالیه و مراتب پایین تر از آن.

(پس قصور وجود، در واقع، همان دارا نبودن مرحله ای از وجود است که همان مرتبه پایین تر از کمالات مرتبه بالاتر است. چون دارای کمالات مرتبه بالاتر نیست، لذا قاصر است.)

پس قصورات و اعدام، همانا عارض می شوند بر ثوابی از این جهت که ثانی اند. پس، اول بر آن کمالی اتمی است که حدی برای او نیست تمام تر از او تصور نمی شود و قصور و نیاز ناشی می شوند از افاضه و جعل و به واسطه همان جعل نیز آن نقص و نیاز برطرف می گردد؛ چرا که هویات ثوابی، به لحاظ ذات، به اول وابسته اند؛ پس جبران می شود نقص ایشان به واسطه کمال اول و فقر ایشان به واسطه غنای او.»(۲)

این استدلال، برخلاف استدلال مشائین، به خود حقیقت وجود نظر شده است، نه به مفهوم آن و آنچه که واسطه واقع شده است، فقر وجودی است که به معنای عین الربط بودن وجود در معلول نسبت به وجود علت می باشد، بر خلاف برهان مشایی که در آن از امکان ذاتی که از اوصاف ماهیت است استفاده می شد.

تقریر شهید مطهری از سخن ملاصدرا

ایشان پس از ذکر چند مقدمه که برهان را بر آن استوار کرده اند، به تقریر آن می پردازند. مقدمات یادشده عبارتند از:

۱. اصالت وجود

۲. وحدت تشکیکی وجود

۳. حقیقت وجود، عدم را نمی پذیرد.

۴. حقیقت وجود، بما هو هو، و قطع نظر از هر حیث و جهتی که بدان ضمیمه شود، مساوی با کمال و فعلیت محض است و همه نقایص به اعدام برمی گردند.

۵. راه یافتن عدم و شؤون آن در وجود، ناشی از معلولیت و تأخّر از مرتبه علت است. پس از ذکر این مقدمات، برهان را چنین تقریر می کنند:

«… اکنون می گوییم: حقیقت هستی موجود است به معنای این که عین موجودیت است و عدم بر آن محال است و از طرفی حقیقت هستی در ذات خود، یعنی در موجودیت و در واقعیت داشتن خود، مشروط به هیچ شرطی و مقید به هیچ قیدی نیست، هستی چون که هستی است، موجود است، نه به ملاک دیگر و مناط دیگر و نه به فرض وجود شیی ء دیگر؛ یعنی هستی در ذات خود، مشروط به شرطی نیست و از سوی دیگر، کمال و عظمت و شدت و استغناء و جلال و بزرگی و فعلیت و لاحدی که نقطه مقابل نقص و کوچکی و امکان و محدودیت و نیاز می باشد، از وجود و هستی برمی خیزند؛ یعنی جز وجود حقیقتی ندارند؛ پس هستی در ذات خود، مساوی با نامشروط بودن به چیز دیگر، یعنی با وجوب ذاتی ازلی و هم مساوی است با کمال و عظمت و شدت و فعلیت. نتیجه می گیریم که حقیقت هستی، در ذات خود، قطع نظر از هر تعینی که از خارج به آن ملحق گردد، مساوی است با ذات لایزال حق. پس اصالت وجود، عقل ما را مستقیما به ذات حق رهبری می کند نه چیز دیگر غیر حق را که البته جز افعال و آثار و ظهورات وتجلیات او نخواهد بود…»(۳)

ناب استاد مصباح تقریر ملاصدرا را چنین توضیح می دهند:

«این تقریر مبتنی بر اصولی است که عبارتند از:

۱. اصالت وجود

۲. ذات مراتب بودن وجود (تشکیکی بودن)

۳. معلول به حسب ذات خود، محتاج به سوی علت است بلکه عین ربط نسبت به علت است.

اثبات هر یک از این مقدمات در جای خود آمده است.

پس با توجه به این اصول، برهان صدرا چنین تقریر می شود:

اگر وجود اصیل، بی نیاز از غیر باشد فهوالمطلوب، ولی اگر مستغنی بالذات نباشد، در این صورت معلول، مفتقرالذات به سوی غنی بالذات خواهد بود؛ زیرا تحقق امر مفتقرالذاتی که عین تعلق و ربط است، بدون وجود مستقل غنی تام، محال است.»(۴)

مزیت های این تقریر

مزیت های این تقریر از برهان صدیقین را می توان در نکات ذیل دانست:

۱. عدم نیاز این تقریر به بطلان تسلسل و در حقیقت، این خود دلیلی بر بطلان تسلسل در ناحیه علل است.

۲. نظر کردن به سوی حقیقت وجود که امری اصیل و عینی است؛ بر خلاف برهان شیخ که آنچه در آن جا اخذ شده بود، عنوان موجود بود که قابل انطباق بر ماهیت نیز هست و حال آن که در حکمت متعالیه، ماهیت، امری اعتباری بیش نیست.

۳. استفاده از امکان وجودی یا فقر وجودی که مقتضای بساطت و اصالت وجود است؛ برخلاف روش مشایی که در آن از امکان ذاتی ماهوی استفاده می شود.

۴. مزیت اصلی این نحوه از تقریر، این است که متناسب با مبانی و اصول پیشین حکمت متعالیه (اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود ربطی بودن وجود معلول نسبت به علت) است.

۵. این برهان، علاوه بر اثبات اصل وجود حضرت باری، مستلزم اثبات و ارائه توحید حقّه حقیقیه و اثبات علم و قدرت و اراده و قیومیّت و سایر صفات حسنی و اسمای الهی است.(۵)

منظور از حقیقت وجود

حقیقت وجود، دارای استعمالات متعددی است که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱. گاه مرادف با ماهیت و در مقابل وجود است.

۲. گاه مرادف با وجود عینی است. (حقیقه الوجود اصیله)

۳. گاه درباره خداوند تبارک و تعالی به کار می رود. (در السنه عرفا)

۴. گاه به معنای وجود ساری و جاری در جمیع موجودات به کار می رود. (در بحث تشکیک)

۵. گاه به معنای کنه و ذات دست نیافتنی به کار می رود (حقیقه الوجود مجهوله کنهه)

۶. گاه به معنای وجود صرف خالی از حد و ماهیت و…

منظور از حقیقت وجود، در این برهان را خود ملاصدرا در کتاب مشاعر توضیح داده است.


 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *