تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان شامل 59 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بصیرت امام صادق و حیله های عباسیان :

تزویر و تدبیر

فساد فراگیر بنی امیه، مخالفان زیادی را به وجود آورد. حسّ انزجار و تنفر نسبت به بنی امیه، به خصوص از زمان حادث کربلا و شهادت امام حسین در میان اقشار مردم، اعمّ از عرب و ایرانی شدت یافت و به دنبال آن قیامهایی صورت گرفت، ستم آنان و کارگزارانشان در نواحی گوناگون، خیزش علیه خلفای بنی امیه را وارد مرحله ای جدّی ساخت و مردم بین موضوع اسلام و دستگاه خلافت اموی، تفکیک قائل گردیدند.[۱]

فشار سیاسی و اختناق امویان متوجه تمام هاشمیان بود و در این باره علوی و عباسی تفاوتی نمی کردند؛ چنان که «عبدالله بن عباس» که به دانشمند امت معروف بود، در مجلس معاویه مورد تحقیر و دشنام قرار گرفت و معاویه با صراحت به وی گفت: از شما بنی هاشم در دل من ناراحتی است و سزاوارم که از خاندانتان انتقام بگیرم.[۲]

«ولید بن عبدالملک» علی، فرزند عبدالله بن عباس را تازیانه زد و وی را وارونه بر شتری سوار کرد و منادی فریاد می زد: «این فرد، دروغگوست.»

ابراهیم عباسی نیز توسط امویان در چاهی افکنده شد و خفه گردید؛ [۳] از این رو عباسیان درصدد فرصتی بودند تا بتوانند امویان را از میان بردارند.

ناگفته نماند که آغازگر حرکت عباسیان علیه امویان، علویان بودند. بدین ترتیب که «ابو هاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه» که از چهره های برجست علویان بود، بعد از آنکه متوجه شد «هشام بن عبدالملک» تصمیم به قتل وی گرفته است، هست مرکزی مبلّغان و داعیان علیه امویان را تشکیل داد و افرادی از خاندان بنی عباس را به هنگام مرگ خود از اقدامات پنهانی خویش علیه امویان مطلع ساخت.

«محمد بن علی بن عبدالله بن عباس» که فردی کارآزموده و باهوش بود، بعد از مرگ ابو هاشم موفق گردید بر مبلّغان تسلّط یابد و آنان را به رهبریِ «معاویه بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب» در اطراف پراکنده سازد و خود را در معرض خلافت قرار دهد. بعد از مرگ او، فرزند بزرگش «ابراهیم امام» راه پدر را دنبال کرد و به صورت پنهانی مبلّغانی را به نقاط مختلف فرستاد که برادرانش «سفاح» و «منصور» او را در این امر یاری می کردند.

ارزیابی عباسیان از اوضاع این بود که انگیزه های دینی و اعتقادی مردم و شایسته دانستن خاندان رسالت برای رهبری جامع اسلامی، اساسی ترین عامل در تحرّک و خیزش مردم علیه جنایات و ستم‏های بنی امیه است؛ گرایش عمومی انقلابیون به این خاندان باعظمت و برخورداری از محبوبیّت و موقعیت اجتماعی و تکیه کردن آنان در مبارزات خود بر شعار «الرضا من آل محمد» و پذیرش زمامداری فردی از اهل بیت رسول خدا که مورد رضایت و پسند همگان باشد، مؤید این نگرش است. داعیان و مروّجان عباسی که مخفیانه جریانها را تعقیب می کردند، با استفاده از این فضای مهیّا شده و نیز نسبتی که با عباس، عموی پیامبر اکرم داشتند، به تحریک احساسات مردم به نفع خویش پرداختند.

انتخاب خراسان به عنوان کانونی برای این دعوت بر همین مبنا بود؛ برای این دعوت بر همین مبنا بود؛ زیرا ارادتمندان اهل بیت در حجاز اندک بودند، کوفیان و اهل بصره نیز به دلیل پیمان شکنی‏ها و خیانت‏هایی که بر اهل بیت پیامبر همچون امیرمؤمنان، امام حسن و امام حسین (ع) و افرادی از این خاندان، روا داشته بودند، مورد اعتماد نبودند. مردم شام نیز هوادار عثمان و بنی امیه بودند. بنابراین، هیچ جایی بهتر و مناسب تر از خراسان وجود نداشت؛ زیرا مردم آن، یکپارچه دوستدار اهل بیت بودند. با توجه به ارزیابی یاد شده، «ابراهیم امام»، مبلّغان و داعیان خود را به سوی این قلمرو، روانه داشت و با نوشتن نامه های فراوان برای سران و چهره های بانفوذ این دیار، زمینه را برای سرنگونی رژیم اموی و روی کار آمدن عباسیان فراهم ساخت.[۴]

بنابراین عباسیان از وصیت «ابوهاشم علوی» بهره جستند و در سال ۱۰۰ ق دعوت خویش را بر پایه هایی استوار و سامان یافته شروع کردند؛ در حالی که برخی از رهبران علوی، بی آنکه راه‏های پیروزی را برای جنبش خود هموار کرده باشند، به قیام خود ادامه دادند و همین عامل به شکست جنبشهایی چون قیام «زید بن علی»، خروش پسرش «یحیی» و جنبش «عبدالله بن عبد الملک بن جعفر بن ابی طالب» انجامید.[۵]

«علویان» باور داشتند که وقتی عباسیان بدون نام بردن از کسی به زمامداری فرد مورد رضایت از آل محمد دعوت می کردند، نیرنگی بیش نمی باشد؛ زیرا عباسیان خود به تنهایی، زمام خلافت را به دست گرفتند و دیگران را کنار زدند، هم چنان که از وصیت ابو هاشم، راهی را برگزیدند که آنان را به قدرت برساند؛ از همین رو به همان شکل که با امویان مبارزه می کردند، ایستادگی در برابر عباسیان را نیز آغاز نمودند. [۶]

بنی عباس در آغاز ادعا می کردند هدفشان، سرنگونی دولت فاسد بنی امیه است و می کوشیدند غرض اصلی خود را که دور کردن علویان از حکومت بود مخفی سازند؛ حتی در خراسان اعلام کردند برای خونخواهی فرزند آل فاطمه (س) قیام کرده ایم؛ زیرا می خواستند از حمایت شیعیان بهره مند گردند و بنی عباس بر اثر فداکاری‏های شیعیان و علویان اوج گرفتند و مقام خود را استوار ساختند، نه تنها آنان را کنار زدند و در حقشان بی اعتنایی نمودند؛ بلکه نهایت قساوت قلب و ستم را درباره آنها آشکار ساختند.[۷]

استاد شهید آیت الله مطهری یادآور گردیده است: پسران عبدالله (ابراهیم، سفاح و ابو جعفر) که انصافاً هر سه نفر نابغه بودند، مخفیانه مبلغینی تربیت می کردند و یک تشکیلات محرمانه ای به وجود آوردند و خودشان در حجاز، عراق و شام مخفی بودند و این جریانها را رهبری می کردند و نمایندگان آنان در اطراف و اکناف، بیش از همه در خراسان، مردم را به شورش علیه امویان دعوت می کردند؛ ولی شخص جانشین را مشخص نمی کردند؛ سخنان عده ای که خواسته اند به قیام خراسان، رنگ ایرانی و ملّی بدهند و بگویند مردم بر حسب تعصبهای قومی و ملّی، این خیزش‏ها را ترتیب دادند، دور از حقیقت است. مردم از بنی امیه ناراضی بودند؛ چون از اسلام فاصله گرفته بودند و در این راستا تمام شعارهای آنان اسلامی بود، هیچ مدرکی و سندی نشان نمی دهد که اهل خراسان می خواسته اند از زیر بار اسلام شانه خالی کنند؛ بلکه آنان با دستگاه خلافت برای دفاع از ارزشهای دینی مبارزه کردند و در اولین روز در سال ۱۲۹ ق در مرو که قیام خود را ظاهر ساختند، روز عید فطر را برای شروع این حرکت برگزیدند و آیه قرآن درباره جهاد بر روی پرچم آنان دیده می شد. بنی عباس با تشکیلات محرمانه ای این خیزش را اداره و به نفع خود مصادره کردند و در رهبری، انحراف به وجود آوردند. [۸]

گردش در گرایش

یکی از داعیان بنی عباس «ابوسلمه خلال» متوفای ۱۳۲ ق و مشهور به «وزیر آل محمد» بود. ابراهیم امام، دوبار ابوسلمه را برای رسیدگی به امور شیعیان خراسان مأمور کرد که در مرتبه دوم، ابو مسلم نیز برای معرفی به نقبای دعوت عباسی با وی همراه بود. با فرار ابو العباس سفاح و منصور عباسی به کوفه، در پی دستگیری ابراهیم امام در آبادی حمیمه، ابوسلمه ایشان را در خانه «ولید بن سعد» وابسته به بنی هاشم فرود آورد و خود عهده دار خدمت آنان گردید. در این هنگام بود که ابوسلمه بر آن شد تا از دعوت عباسیان برگردد و یکی از علویان را به خلافت بردارد[۹] و در واقع، زمامداری را به فرزندان حضرت علی بازگرداند. برخی منابع نیز خاطر نشان ساخته اند که اگرچه ابوسلمه با جدّیت و اهتمام فراوان دست به کار دعوت عباسیان شد؛ ولی چون انگیزه ها و اهداف آنان را نیک آزمود و مشخص گردید آنها می خواهند قدرت طلبی و خلافکاری امویان را ادامه دهند، از ایشان اعراض نمود و به آل ابی طالب گرایید. [۱۰]

انتخاب ابومسلم خراسانی به فرماندهی انقلاب در خراسان از عوامل چرخش ابوسلمه در ارادت به عباسیان بود. اختلاف و دشمنی بین ابومسلم و ابوسلمه خلال، از نام وی به ابوالعباس سفّاح آشکار می گردد که در بخشی از آن آمده است: «خداوند ریختن خون او را بر تو روا داشته است؛ زیرا پیمان خویش را شکسته و رفتار خود را دگرگون ساخته و راهی دیگر پیش گرفته است.» اما ابوالعباس این توصیه را نپذیرفت و گفت: «مرا نشاید که دولتم را با کشتن مردی از هوادارانم آغاز کنم؛ به ویژه کسی مثل ابو سلمه که خود، بنیان گذار این دعوت است و خود را در معرض خطرها قرار داده و جان و مال خویش را بذل کرده و خیر رهبر خویش را خواسته و با دشمن به پیکار برخاسته است.»

حتی منصور عباسی نیز ابو العباس را به کشتن ابوسلمه سفارش کرد که وی نپذیرفت. همگی سفاح را نصیحت کردند که حداقل خود را از نقشه ها و نیرنگ‏های او در امان نگه دارد؛ ولی او پاسخ داد: هرگز این گونه نمی باشد؛ زیرا شب و روز، پنهان و آشکار، در تنهایی و با جماعت از او احساس ایمنی می کنم. [۱۱] هنگامی که ابوسلمه، سفاح و منصور را پنهان کرد و کار آن دو را از چشم رهبران دعوت و شیعیان پوشیده داشت، احتمال داشت ابو سلمه از بیعت وی امتناع کند؛ به همین سبب وقتی در آغاز آمدن سفاح به کوفه، ابوسلمه به دیدارش رفت، ابوالعباس سفاح از هوادارانش خواست هوشیار باشند و در صورت خودداری ابوسلمه از بیعت، وی را بکشند؛ اما ابوسلمه پندارهای ابوالعباس را عقیم گذاش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *