تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی شامل 99 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چرایی اصرار مأمون و انکار امام رضا (ع) در ماجرای ولایت‏عهدی :

مقدمه

دوران ۲۰ ساله امامت حضرت رضا (ع) (۲۰۳-۱۸۳ق ) را می توان در میان ادوار سلسله امامان قبل و بعد از ایشان دورانی منحصر به فرد دانست که در مسائل گوناگون اعتقادی ، فرهنگی و سیاسی می توان آن را بررسی کرد. در عرصه سیاست، بزرگ ترین رویداد تاریخ سیاسی ائمه در این دوره شکل گرفته و برای اولین بار حکومت، خلافتی را که سال ها تلاش و مبارزه برای دستیابی به آن صورت پذیرفته بود، در ظاهر به امام پیشکش کرد و در نهایت به پذیرش ولایت‏عهدی منجر شد. این رخداد را از زوایای مختلف می توان بررسی کرد، محققان و نویسندگان نیز هر کدام از منظر خویش به تحلیل موضوع پرداخته اند.

از جمله آثاری که در این زمینه بحث کرده اند عبارت اند از: الحیاه السیاسیه للامام الرضا به قلم جعفر مرتضی حسینی عاملی اثری است که تحلیل سیاسی دقیق و جامعی از مسئله ولایت‏عهدی ارائه کرده است . کتاب زندگی سیاسی و فرهنگی شیعیان بغداد تألیف سیدحسین موسوی پژوهش ارزشمندی است که تحلیل های مناسبی از اوضاع سیاسی و وضعیت زندگی شیعیان در این دوره ها به دست می دهد. در صفحه های پایانی فصل دوم، به جریان ولایت‏عهدی به مثابه رخداد و مسئله ای سیاسی اشاره اجمالی شده است.

پژوهش دیگر تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم به قلم جاسم حسین است که دربرگیرنده مطالعه جامعی در زمینه های تاریخی غیبت امام دوازدهم از زمان امام صادق (ع ) است . او در فصل دوم کتاب، فعالیت های مخفی امامیه و نقش و تأثیر امامان بر تکامل تدریجی غیبت را بررسی کرده و بسیار گذرا و خلاصه، مطلبی را با عنوان

«نگرش امام رضا (ع ) به قیام علویان علیه مأمون » در قالب قیام ابوالسرایا و انگیزه های مأمون در مسئله ولایت‏عهدی بررسی نموده است. رسول جعفریان در کتاب حیات فکری و سیاسی امامان شیعه در فصل مربوط به امام رضا (ع)، چگونگی تعامل و ارتباط امام با شیعیان و حکومت عباسی را بررسی کرده و ذیل این مباحث، مسئله ولایت‏عهدی را با نگاهی سیاسی تبیین کرده است. اثر دیگری که شایسته است از آن یاد شود، کتاب تاریخ سیاسی شیعیان اثنی عشری در ایران از ورود مسلمانان به ایران تا صفویه تألیف پروین ترکمنی آذر است که با توجه به حضور امام رضا (ع ) در خراسان و حضور تشیع در ایران، در حد چند صفحه به سیاست های مأمون و مسئله ولایت‏عهدی پرداخته است.

مقاله «تحلیلی بر قیام های علویان در دوران امام رضا (ع) و ارتباط آنها با ولایت‏عهدی » اثر نعمت الله صفری (مجله شیعه شناسی، شماره ۲۶) نیز تحلیل دقیق و ارزشمندی درباره این موضوع ارائه کرده است . همان طور که ملاحظه می شود، پژوهش های انجام شده هر کدام از زاویه ای به تحلیل موضوع پرداخته اند و اغلب آنها مسئله ولایت‏عهدی را ترفندی سیاسی از سوی مأمون و انکار امام رضا (ع) را واکنشی برای گرفتار نشدن در حقه و نقشه سیاسی خلیفه معرفی کرده اند.

برخلاف تحقیق های گسترده ای که در این زمینه انجام شد، منحصر کردن مسئله ولایت‏عهدی در انگیزه ها و اهداف سیاسی به مثابه عمل و عکس العمل سیاسی خالی از تحکم به نظر نمی رسد. در مقاله پیش رو تلاش می شود با شیوه کتابخانه ای و روش توصیفی _ تحلیلی، انحصار مذکور شکسته شود و جایی برای باورهای اعتقادی طرفین ماجرا نیز باز شود. برای این منظور مروری اجمالی بر هر کدام از شاخص های سیاسی – اعتقادی دخیل در ماجرای ولایت‏عهدی ضروری به نظر می رسد.

اوضاع سیاسی و نقش آن در ماجرای ولایت‏عهدی

فضای سیاسی دوران حاکمیت مأمون را نمی توان جدا از شخصیت و جایگاه ایشان در میان جامعه عرب و عباسیان دانست. مأمون از طرف پدر، هم عرب و هم عباسی محسوب می شد، اما مادر او کنیزی از دربار خلافت به نام «مراجل » بود. (طبری، ۱۳۸۷ق: ۸، ۳۶۰). از این رو، در مقایسه با برادرش محمد (امین ) موقعیت مناسبی در بین اشراف عرب نداشت. چگونگی به قدرت رسیدن وی نیز که با قتل برادرش – خلیفه محبوب اشراف عرب و بنی هاشم – همراه بود، به انضمام سپردن مقام وزارت و فرماندهی لشکریانش به ایرانی تازه مسلمان شده ای به نام فضل بن سهل، موقعیت و مقبولیت مأمون را نزد عرب ها بیش از پیش متزلزل کرده بود. (یعقوبی، ۱۳۷۱: ۲، ۴۵۰ -۴۴۵؛ ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۲، ۱۵۹).

در کوتاه زمانی پس از کشته شدن امین و استقرار حکومت مأمون، دستگاه حاکمیت با انبوهی از مسائل مواجه شد. علاوه بر اختلاف های داخلی ناشی از قتل امین و عزل و نصب های حکومتی در میان خود عباسیان، در بغداد- مرکز تجمع عباسیان – شورش هایی شکل می گرفت که به واسطه تدبیر فضل، مأمون از آنها بی خبر بود. در سال ۱۹۹ قمری، که هنوز کمتر از یک سال از دستیابی مأمون به حکومت نگذشته بود، علویانی که در دوره خلافت امین سکوت اختیار کرده بودند، از مناطق مرکزی عراق چون : کوفه ، بصره، حجاز، یمن و برخی نقاط شرقی مانند: فارس و اهواز با شعار «الرضا من آل محمد» تحرک هایی را آغاز کردند و به تهدیدی جدی برای حکومت (مأمون ) عباسی تبدیل شدند (ابن اثیر، ۱۳۸۵ق : ۴، ۱۴۷ ).

محمدبن ابراهیم بن اسماعیل معروف به ابن طباطبا (۱۹۹ق ) از جمله علویانی است که با شعار محوری «الرضا من آل محمد» در کوفه قیام کرد (طبری، ۱۳۸۷ق: ۸، ۵۲۹ ). ابن طباطبا با کمک و هم پیمانی یکی از فرماندهان ناراضی و جداشده از سپاه مأمون به نام سری بن منصور شیبانی توانست پس از بیعت مردم و اعراب اطراف کوفه بر آن شهر مسلط شود (اصفهانی، ۱۴۱۶: ۴۲۸ ). به دنبال این حرکت ائتلافی، سری بن منصور توانست به جایگاه جانشینی ابن طباطبا نائل آید، پس از پیروزی، اقدام به اعزام گروهای نظامی (سریه ) به مناطق مختلف کرد و به همین مناسبت ملقب به «ابوالسرایا» شد. به دلیل محبوبیت عمومی اهل بیت و شعار محوری «الرضا من آل محمد» پس از مرگ ناگهانی ابن طباطبا، ابوالسرایا به منظور حفظ ظاهری اصول یادشده، نوجوانی از نوادگان امام سجاد(ع ) به نام «محمد بن محمد بن زید» را به رهبری دینی قیام منصوب کرد، اما در حقیقت زمام همه امور را خودش عهده دار بود (ابن اثیر، ۱۳۸۵ق : ۴، ۱۴۹ ). از جمله کارهای مؤثر او می توان به ضرب سکه و تعیین حاکمان و والیانی علوی برای سرزمین های مختلف اسلامی اشاره کرد: ۱- ابراهیم فرزند امام کاظم (ع )؛ حاکم یمن؛ ۲- اسماعیل فرزند امام کاظم (ع )؛ حاکم فارس؛ ۳- زید فرزند دیگر امام کاظم (ع )؛ حاکم اهواز؛ ۴- محمدبن سلیمان از نوادگان امام حسن (ع )؛ حاکم مدینه؛ ۵- حسین بن حسن معروف به ابن افطس از نوادگان امام حسن (ع )؛ حاکم مدینه (همان ).

این اقدام نه تنها سرزمین های مذکور را تحت کنترل علویان درمی آورد و از سیطره حکومت عباسی خارج می کرد، بلکه عاملی جدی برای نفوذ روزافزون و رو به گسترش علویان در این مناطق بود که خطری به مراتب بزرگ تر برای عباسیان به حساب می آمد (عزام، ۲۰۰۹: ۱۳۱).

از جمله موارد مشابه می توان به قیام زیدبن موسی در تصرف بصره (ابن اثیر، ۱۳۸۵ق: ۲۷)، ابراهیم بن موسی در تصرف یمن و محمدبن جعفر معروف به محمد دیباج (مسعودی، ۱۳۷۴: ۴، ۲۷) اشاره کرد. در نگاه اول با این استدلال که عمده و اهم قیام های مذکور قبل از ماجرای ولایت‏عهدی، از سوی سپاهیان مأمون سرکوب شده بود، رابطه ای میان جنبش های علویان و مسئله ولایت‏عهدی دیده نمی شود، اما حقیقت این است که گرچه شورش ها و از جمله قیام ابوالسرایا قبل از این سرکوب شده بود، حجاز و یمن هنوز در اختیار علویان بود و در عراق و جاهای دیگر نیز هر آن احتمال شورش می رفت. شخصیت و ذکاوت سیاسی مأمون اقتضا می کرد که برای عبور از میان دو لبه قیچی مقبول نبودن خود نزد عباسیان و شورش های علویان، تدبیری مؤثر بیندیشد. از این رو، ایشان با طرح ولایت‏عهدی امام رضا (ع) ضمن آنکه می توانست شورش علویان را فرونشاند (صدوق، ۱۳۷۸: ۱، ۱۵۰)، می توانست خطر حرکت جامعه عرب و عباسیان را به کمترین نقطه ممکن برساند. توضیح مطلب اینکه مأمون با آگاهی از اعتقاد علویان به مسئله حاکمیت و اندیشه سیاسی آنان، واقف بود که مردم به ویژه در عراق و خراسان دوست‏دار و علاقه مند به خاندان پیامبر هستند و در هر زمان و مکانی که یکی از آنان علم مخالفت برمی افراشت ، به سرعت گروهی از مردم گرد وی را می گرفتند. بر همین مبنا، برای رفع خطر علویان، امام رضا (ع) را به عنوان اهل بیت از مدینه به مرو احضار، به اجبار او را ولی‏عهد خود کرد و «الرضا» نامید (طبری، ۱۳۸۷ق: ۷، ۱۳۹؛ اصفهانی، ۱۴۱۶: ۴۰۵، ۴۹۹؛ ابن اثیر، ۱۳۸۵ق: ۶، ۳۲۶) تا شعار «الرضا من آل محمد » علویان را تحقق بخشد و آنان را وادار به سکوت نماید.

از طرف دیگر، با واگذاری ولایت‏عهدی به امام رضا (ع ) در مقام فردی از خاندان بزرگ و مهم عربی، از یک سو تلقی غلبه عنصر فارسی بر حکومت را از ذهن جامعه عرب دور می کرد و از دیگر سو، پیام و زنگ خطر مهمی برای عباسیانی که در بغداد عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و او را از خلافت خلع کرده بودند به صدا درآورد، چراکه او می توانست به خوبی از این مسئله استفاده کند و با واگذاری ولایت‏عهدی به یکی از علویان، از آنها بخواهد اگر واقعا طالب ادامه حکومت در نسل عباسیان هستند، از مخالفت های خود دست بردارند و به مأمون ملحق شوند.

اندیشه اعتقادی مأمون و نقش آن در مسئله ولایت‏عهدی

مورخان و تحلیلگران تاریخی درباره مذهب و اندیشه اعتقادی مأمون دیدگاه های گوناگونی ارائه کرده اند. برخی به استناد شواهدی از تاریخ، وی را معتزلی خوانده و در مقابل، برخی به استناد شواهدی دیگر به او نسبت تشیع داده اند. بررسی ادله هر کدام از دیدگاه های مذکور خارج از رسالت این مقاله است، اما به تناسب موضوع نوشتار برای اینکه بتوانیم پیش فرضی برای عقاید مأمون در نظر بگیریم، باید مروری اجمالی بر این مسئله داشته باشیم.

مذهب اعتزال که از نیمه اول قرن دوم با تأکید بر اصل اختیار انسانی و ارزش خردورزی به مثابه مکتب کلامی ظهور کرده بود، توانست با همه فراز و فرودش شاکله قابل دفاعی به دست آورد و نقشی جدی در نظام فکری جهان اسلام برای خود رقم بزند. این اندیشه در گذر زمان ، شاخه ها و فرقه های متعددی پیدا کرد که همه آنها در پنج اصل اتفاق نظر دارند: توحید، عدل، المنزله بین المنزلتَین، وعد و وعید و امر به معروف و نهی از منکر. هر کدام از این اصول وجه تمایزی با دیگر مذاهب و مکاتب به حساب می آمد: توحید در مقابل ملاحده، معطله، دهریه و مشبه؛ عدل در مقابل مجبره ؛ وعد و وعید در مقابل مرجئه؛ منزل بین المنزلتین در مقابل خوارج؛ امر به معروف و نهی از منکر در مقابل امامیه (قاضی، ۱۳۸۳ق: ۱۲۴).

برخی چون ابن کثیر، مذهب مأمون را چنین بیان می کند: «مأمون ، مذهب اعتزال را اختیار کرده، به گروهی که از پیروان مذهب معتزله بودند پیوسته است و آنان وی را اغفال نمودند. از افرادی که در این جریان تأثیر مهمی داشته است ، بشر بن غیاث مریسی است » (ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۱۰، ۲۵۷). احمد امین مصری نیز بر این اندیشه صحه گذاشته و می گوید: «مأمون، معتزلی بوده، از عقاید معتزلی های بغداد پیروی می کرد و آنان نظرشان این بود که علی (ع ) و فرزندانش از تمام صحابه حتی ابوبکر و عمر، به خلافت سزاوارتر بودند» (بی تا: ۳، ۲۷۵ ). ابن کثیر در جای دیگر به سبب بعضی مواضع و اظهاراتی که از مأمون می دیدند، به وی نسبت تشیع داده و آورده است: «مأمون، هم مذهب تشیع و هم روش اعتزال داشته و اما از مذهب صحیح سنت بهره ای نداشت » (۱۴۰۷: ۱۰، ۲۵۷).

نشست و برخاست مأمون با نامداران معتزله و نیز واگذاری برخی مناصب عمده به برجستگانی از آنان، دلیل مدعیان اعتزال مأمون است. در منابع تاریخی نیز شواهدی درباره رابطه مأمون با عناصر برجسته ای از معتزلیان وجود دارد که در نگاه آغازین، مؤید اندیشه مذکور است: مأمون بارها از معلم خود، ابوالهزیل علاف، با تمجید و ستایش یاد می کرد (ابن المرتضی، ۱۹۸۸: ۴۹). خلیفه عباسی با معتزلیانی چون: نظّام (مسعودی، ۱۳۷۴: ۲۲۷ )، فوطی (ابن المرتضی، ۱۹۸۸: ۶۱) و ثمامه بن اشرس (ابن خلکان، بی تا: ۱۷۷؛ شهرستانی، ۱۳۶۸ق: ۷۱) ارتباط و معاشرت داشته است. همچنین، مأمون در وصیتی که به برادرش معتصم دارد از او می خواهد توصیه های ابن ابی داود- که از برجستگان معتزلی است – را به جان و دل بشنود (ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۳۲۲). این گروه مهم ترین شاخص و نمود تأثیرپذیری مأمون از سران معتزله را درباره مسئله خلق قرآن و جریان مطرح می کنند.

در مقابل نیز برخی منابع، ارتباط مأمون با عناصر ضد معتزلی را نشان می دهد. شرکت مأمون در تشییع جنازه بشر المریسی و نماز خواندن بر جنازه او که از مبلغان آموزه های ضرار بن عمر بود و از نظر کلامی نقطه مقابل اندیشه اعتزالی به حساب می آمد. همچنین، یحیی بن اکثم دشمن سرسخت معتزله، نزد مأمون قدر و منزلتی ویژه داشت و بعضی وقت ها همچون مستشاری مؤتمن برای او بود (خطیب بغدادی، بی تا: ۲۰۰-۱۹۹).

اما درباره تشیع مأمون، دومینیک سوردل ، مستشرق معروف، در مقاله ای مبسوط درخصوص سیاست مذهبی مأمون مواردی نظیر: ازدواج موقت، تعلق خاطرش به علویان و مسئله امامت را دلیل بر نزدیکی دیدگاه مأمون به تشیع قلمداد می کند (۱۹۶۲: ۲۷-۴۸). ایشان ابراز می دارد که ازدواج موقت سنت شیعی است که مأمون با مجاز دانستن آن تمایل های شیعی خود را آشکار می کند، اما حقیقت این است که مسئله متعه در تاریخ، فراز و فرودهای زیادی در میان جوامع شیعه و سنی داشته است (خطیب بغدادی، بی تا: ۱۹۹). از سوی دیگر، مأمون در مسئله امامت ، همان خصایص و اوصافی را که شیعیان برای امام قائل هستند به خلیفه نسبت می داد تا جایی که در دوران خلافتش امام و خلیفه را یکسان می دانست (صفوه، ۱۹۳۷: ۳۷۷ ). اما با وجود همه این شواهد نمی توان تقارنی همخوان میان اندیشه شیعه و مأمون به دست آورد.

از این رو، نمی توان صرف وجود ارتباط و مراوده خلیفه عباسی با معتزلیان را دلیلی بر اعتزال ایشان به حساب آورد، زیرا او همان طور که با معتزلیان مراوده داشته با دیگر متکلمان غیرمعتزلی نیز مرواده داشته است. به همین قیاس، وجود رگه هایی از باورهای شیعی در مأمون نمی تواند پشتوانه مقبولی برای اثبات تشیع او باشد، اما به یقین هر کدام از گزینه های تشیع و اعتزال را برای مأمون انتخاب کنیم، می توانیم از دل آن خاستگاهی اعتقادی برای مسئله ولایت‏عهدی در نظر بگیریم. چنانچه پیش فرض اعتقادی مأمون را تشیع قرار دهیم، پاسخ مسئله روشن است و نیازی به بحث و اطاله نیست ؛ اما در فرض باور اعتزالی برای مأمون، به منظور تطبیق بحث، مروری اجمالی بر اصول مذهب اعتزال ضروری به نظر می رسد.

مفروض است که مأمون، خلیفه مسلمین، (۲۱۸-۱۹۸ق ) که آزاداندیش و دانش دوست بود، مذهب اعتزال اختیار کرد. او با برگزاری مجالس و محافل علمی، زمینه مناسبی برای بسط و ترویج اندیشه های معتزله فراهم می کرد. روشن است که این اندیشه در سایه حمایت های حاکمیت، در فرهنگ حاکم بر جامعه اسلامی بسیار تأثیرگذار بوده است. از جمله موضوع های مورد بحث آن روزگار مسئله پیشوایی امت است که می توان این موضوع را در اندیشه اعتزال واکاوی کرد. رویکرد معتزله به موضوع امامت را در دو گروه می توان بررسی کرد: گروهی بر آن هستند که به حکم دینی بر امت اسلامی واجب است به نصب امام اقدام کنند. دسته ای دیگر وجوب امام را نپذیرفته و بر این باورند که مسلمانان در گزینش امام مختارند (ناشی اکبر، ۱۹۷۱: ۱۹). ابن ابی الحدید نیز آورده است که همه معتزله از آن رو که به طور عادی امور مردم بدون رئیسی که حکم براند ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *