تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام شامل 118 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه حضرت علی اکبر علیه السلام :

۱. مقدمه

حضرت علی اکبر(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان سال ۳۳ یا ۴۳قمری در مدینه منوره دیده بـه جـهان گشود. پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب(ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است (اصفهانی، ۱۴۰۸: ۵۲). درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شده که وی جـوانی خـوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و صورت شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) به شمار می ر فت و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی بن ابی طالب(ع) به ارث برده بود (ابن طاووس، ۱۳۷۸: ۱۳۹).

ایشان در دامان و مکتب امـام حسین(ع) تـربیت یافت. وی نخستین شهید بـنی هاشم در روز عـاشورا بـود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است:

السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل؛ (خوارزمی، : /۳۴)

سلام بر تو ای اولین کشته شـده از نـسل بـهترین سلاله.

درباره سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اخـتلاف وجـود دارد؛ به طوری که در منابع تاریخی و مقاتل، سن ۱۸، ۱۹، ۲۵ و ۲۸ سال ذکر شده است (مفید،۱۴۱۴: ۴۵۹). درباره این که وی از امام زین العابدین(ع)، بزرگ تر یـا کـوچک تر بـود، میان مورخان اتفاقی نیست؛ اما از امام زین العابدین(ع) روایتی نـقل شده که بر بزرگ تر بودن وی از امام سجاد(ع) از جهت سنی دلالت دارد. آن حضرت فرمود:

کان لی اخ یقال له علیّ اکبر مـنّی قـتله النـاس؛ (ازدی کوفی، ۱۴۱۷: ۲۶۵)

برای من برادری به نام علی بود که بزرگ تر از مـن بـود و مردم او را کشتند.

۲. شخصیت ایمانی حضرت علی اکبر(ع)

درباره مقام معنوی و شخصیت ایمانی حضرت علی اکبر(ع) نـقل قـول های بـسیاری هست؛ اما بهترین سخن در خصوص فضایل ایشان، توصیفات امام حسین(ع) از فرزند خـویش اسـت:

الف) در تـوقفگاهی به نام «بنی مقاتل»، امام حسین(ع) را خواب سبکی فرا گرفت که پس از آن، آیه استرجاع بـر زبـان جـاری کرد. در گفت وگویی که بین پدر و پسر رخ داد، علی اکبر(ع) عرض کرد: «ای پدر! وقتی بر حق بودن مـا قـطعی است، دیگر از مرگ در راه آن باکی نداریم». هنگامی که امام(ع) چنین معرفتی را از پسـر دیـد، فـرمود: «خدایت پاداشی نیکو عطا کند! نیکوترین پاداش که باید فرزندی از پدر دریافت نماید» (سماوی، ۱۴۱۹: ۸۶؛مفید، ۱۴۱۳: ۲/ ۸۲؛ ابـن اثیر، ۱۴۱۱: ۴/۵۳؛ مـجلسی، ۱۴۱۱: ۷۵؛ کوفی، ۱۴۱۱: ۸۷۳). این چنین دلداری دادن به امام معصوم که سبب شادی و خرسندی او گردد، گـواه مـعرفت و درک والای ایـن جوان است.

ب)حضرت امام حسین(ع) به هنگام بدرقه جوانش به سوی میدان، این آیه را تـلاوت فـرمود:

(إِنَّ اللهَ اصْطَفَی آدَمَ و نُوحًا و آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعَالَمِین). (آل عمران: ۳۳)

با تـوجه بـه مـفاد این آیه، مقام خاندان نبوت و شجره طیبه اش برای علی اکبر(ع) به اثبات می رسد. جایگاه ویـژه ایـشان نـزد امام حسین(ع) تا بدان جاست که وقت شهادت فرزندش، زندگی پس از او را فـنا و مـرگ می داند (ابن حیون،۱۴۰۹: ۳/ ۱۵۳؛ مجلسی،۱۴۰۳: ۴۵ /۴۴ ).

۳. اعتبار مصدری زیارت نامه علی اکبر(ع)

این زیارت نامه در کتاب کهن کامل الزیارات نـقل شـده است (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۲۳۹). نجاشی از این کتاب با عنوان «الزیارات» و شیخ طوسی در کتاب الفـهرست از آن بـا عنوان «جامع الزیارات» یاد کرده، ولی مشهورترین نـام آن، «کـامل الزیاره» است (تهرانی، ۱۴۲۰: ۱۷/۲۵۵). همچنین مرحوم مجلسی نـیز ایـن زیارت نامه را در کتاب بحارالانوار به نقل از همین کتاب کامل الزیارات آورده است (مجلسی، ۱۴۰۳: ۹۸ / ۱۷۳).

مؤلف کـتاب کـامل الزیارات، ابی القاسم جعفر بن مـحمد بـن جعفر بـن مـوسی بـن قولویه، درگذشت سال ۳۶۷ یا ۳۶۸ق است (تـهرانی، ۱۴۲۰: ۱۷/۲۵۵).

ابـن قولویه توسط بزرگان علم رجال از جمله نجاشی و شیخ طوسی، مدح و توثیق شده اسـت. نـجاشی درباره او می گوید:

ابوالقاسم بن قولویه از بـزرگان اصحاب ما و از بزرگان ثـقه در حـدیث و از بزرگان در فقه بود… هر چـه شـما درباره مردم از نیکویی ها و زیبایی ها بگویید، ابن قولویه فوق آن است. (نجاشی،۱۴۰۷:۱۲۳)

شیخ طوسی دربـاره ابـن قولویه می گوید:

جعفر بن محمد بـن قـولویه قـمی ملقب به ابـاالقاسم، فـردی ثقه است که بـه تـعداد ابواب فقه تألیفات دارد. (طوسی، بی تا:۱۰۹)

با استناد به کلام مرحوم ابن قولویه مبنی بـر عـدم نقل از غیر ثقات در اول کتابش (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۴) مـی توان قـائل شد کـه هـمه روایـات این کتاب صحیح السـندند. البته زیارت نامه مورد بحث، از لحاظ سندی توسط راویان بسیار جلیل القدر و موثقی همچون ابی حمزه ثـمالی، عـلی بن مهزیار و فرزندان بزرگوارشان نقل شـده اسـت.

۴. مـتن و تـرجمه زیـارت نامه

حَدَّثَنِی أَبُو عـَبْدِ الرَّحـْمَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ الْعَسْکَرِیُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مـَهْزِیَارَ عـَنْ أَبـِیهِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبـِی عـُمَیْرٍ عـَنْ مـُحَمَّدِ بـْنِ مـَرْوَانَ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ الصادق(ع)… فَهُوَ عِنْدَ رِجْلِ الْحُسَیْنِ فَإِذَا وَقَفْتَ عَلَیْهِ فَقُلِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ- وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ وَ ابْنَ خَلِیفَهِ رَسـُولِ اللَّهِ وَ ابْنَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ مُضَاعَفَهً کُلَّمَا طَلَعَتْ شَمْسٌ أَوْ غَرَبَتْ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی رُوحِکَ وَ بَدَنِکَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی مِنْ مَذْبُوحٍ وَ مَقْتُولٍ مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمـِّی دَمـَکَ الْمُرْتَقَی بِهِ إِلَی حَبِیبِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی مِنْ مُقَدَّمٍ بَیْنَ یَدِی أَبِیکَ یَحْتَسِبُکَ وَ یَبْکِی عَلَیْکَ مُحْتَرِقاً عَلَیْکَ قَلْبُهُ یَرْفَعُ دَمَکَ بِکَفِّهِ إِلَی أَعْنَانِ السَّمَاءِ- لَا یَرْجِعُ مِنْهُ قَطْرَهٌ وَ لَا تَسْکُنُ عَلَیْکَ مـِنْ أَبـِیکَ زَفْرَهٌ وَدَّعَکَ لِلْفِرَاقِ- فَمَکَانُکُمَا عِنْدَ اللَّهِ مَعَ آبَائِکَ الْمَاضِینَ وَ مَعَ أُمَّهَاتِکَ فِی الْجِنَانِ مُنَّعَمِینَ- أَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ مِمَّنْ قَتَلَکَ وَ ذَبَحَکَ ثُمَّ انْکَبَّ عَلَی الْقـَبْرِ وَ ضـَعْ یَدَیْکَ [یَدَکَ ] عَلَیْهِ وَ قُلْ سـَلَامُ اللَّهـِ وَ سَلَامُ مَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیَائِهِ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِینَ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ وَ ابْنَ مَوْلَایَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَی عِتْرَتِکَ وَ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ آبَائِکَ وَ أَبـْنَائِکَ وَ أُمـَّهَاتِکَ الْأَخْیَارِ الْأَبْرَارِ الَّذِینَ أَذْهـَبَ اللَّهـُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیراً. السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنِ اسْتَخَفَّ بِحَقِّکُمْ وَ قَتَلَکُمْ لَعـَنَ اللَّهـُ مَنْ بَقِیَ مِنْهُمْ وَ مَنْ مَضَی نَفْسِی فِدَاؤُکُمْ وَ لِمَضْجَعِکُمْ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکُمْ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً. ثُمَّ ضَعْ خَدَّکَ عَلَی الْقَبْرِ وَ قُلْ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْحَسَنِ ثَلَاثاً بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمـِّی أَتـَیْتُکَ زَائِراً وَافِداً عـَائِذاً مِمَّا جَنَیْتُ عَلَی نَفْسِی وَ احْتَطَبْتُ عَلَی ظَهْرِی- أَسْأَلُ اللَّهَ وَلِیَّکَ وَ وَلِیِّی أَنْ یَجْعَلَ حَظِّی مِنْ زِیَارَتِکَ عـِتْقَ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ وَ تَدْعُو بِمَا أَحْبَبْت؛ (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۲۳۹)

ای فرزند رسول خدا و ای فـرزند جـانشین رسـول خدا و ای فرزند دختر رسول خدا، سلام بر تو و رحمت و برکات خدا بر تو باد، هر دم که خـورشید طـلوع و غروب کند. سلام بر تو و رحمت و برکات خدا بر تو باد.

پدر و مادرم فـدای تـو ایـ سربریده و ای کشت بی گناه، پدر و مادرم فدای خون تو که به سوی حبیب خدا (پیامبر) اوج گرفت. پدر و مـادرم فدای تو که پدرت تو را (مانند هدیه ای گران بها ) با دستان خود (برای خدا) تـقدیم کرد، در حالی که بـر تـو می گریست و دل می سوزاند و خون تو را به سوی آسمان می پاشید و قطره ای از آن بازنمی گشت و پدرت از گریه آرام نگرفت، هنگامی که تو را وداع می گفت. پس جایگاه شما نزد خدا، با پدران و مادرانتان، در بهشت و برخوردار از نعمت های بهشتی است. به سـوی خدا دوری می جویم از آن که تو را کشت و تو را سر برید.

سلام خدا و رحمت و برکات او و سلام فرشتگان مقرب و پیامبران و بندگان شایست خدا بر تو ای مولا و فرزند مولای من. درود خدا بر تو بر عترت و خـاندان و پدران و فـرزندان و مادران تو که شایسته و نیک بودند و خداوند هر گونه پلیدی را از آنان دور ساخت و آنان را پاکیزه و طاهر گردانید. سلام بر تو ای فرزند رسول خدا و ای فرزند امیرالمؤمنین و ای فرزند حسین بن علی و رحـمت و بـرکات خدا بر تو.

خداوند لعنت کند کسی که با تو جنگید و کسی که حق شما را نادیده گرفت و شما را کشت. و تمام رفتگان و زندگان آنان را خدا لعنت کند. جانم به فـدای شـما و مرقد شما. درود و سلام فراوان خدا بر شما باد.

درود خدا بر تو ای اباالحسن، پدر و مادرم به فدایت، به سوی تو آمدم و تو را زیارت می کنم و از جنایت هایی که بر نفس خود روا داشته ام و گـناهانی کـه بـر دوش خود حمل کرده ام به تـو پنـاه مـی آورم. از خداوند که ولیّ تو و ولیّ من است می خواهم که بهر مرا از زیارتت نجات از آتش دوزخ قرار دهد.

۵. تحلیل گزیده هایی از زیارت نامه

در ایـن بـخش، بـه تحلیل گزیده هایی از این زیارت نامه می پردازیم:

۵-۱. معجزه خون در کـربلا

چـنان که از عبارت «یَرْفَعُ دَمَکَ بِکَفِّهِ إِلَی أَعْنَانِ السَّمَاءِ، لَا یَرْجِعُ مِنْهُ…» برمی آید، امام حسین(ع) با قرار گرفتن بر بالین علی اکبر(ع) هـنگام شـهادتش، مـقداری از خون بدن ایشان را در دست هایش جمع کرد و به سوی آسمان پرتـاب نمود و ازآن خون، بر خلاف قوانین طبیعت، دیگر خونی به زمین برنگشت. این اتفاق، از کرامت و معجزه ای از سوی امام(ع) حـکایت دارد.

۵-۱-۱. گـزارش های تـاریخی

درباره پاشیدن خون به آسمان در واقعه عاشورا توسط امام حسین(ع) بـه سـه نفر اشاره شده است: اول، جناب علی اکبر(ع)؛ دوم، طفل شیرخواره علی اصغر(ع) و سوم، خود حضرت سیدالشهدا (ع). مـقتل الحـسین ابـن مقرم، لحظه آخر شهادت حضرت علی اکبر(ع) را این چنین نقل می کند:

… سپس دسـت خـود را از خـون طاهر او پر کرد و به آسمان پاشید؛ یک قطره از آن فرود نیامد. (مقرم، ۱۳۸۷: ۱۲۸)

۵-۱-۲. فلسفه خون پاشـیدن بـه آسـمان

به نظر می رسد هدف امام حسین(ع) برای چنین عملی این بود که هرچه صـحنه کـربلا را خونین تر جلوه می دادند، صدای او نیز بیشتر به گوش جهانیان می رسید؛ چنان که شهید مـطهری مـی گوید:

امـام حسین(ع) پیام خونین خودش را روی صفحه لرزان هوا ثبت کرد، ولی چون توأم با خون و رنگ قـرمز بـود، در دل ها حک شد. امروز شما میلیون ها افراد از عرب و عجم را می بینید که پیام امـام حـسین را مـی دانند: «انّی لا أرَی الْمَوْتَ إلّا سَعادَهً وَ لَا الْحَیوهَ مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرَماً». (مطهری، ۱۳۸۴: ۱۷ /۱۵۰)

البته می توان به فلسفه خون پاشیدن بـه آسـمان از سوی امام حسین(ع) به اموری همچون بیدار کردن وجدان های خفته از راه این اعـجاز، نـماد فـرستادن خون قربانی به سوی خداوند، ثبت در تاریخ و…اشاره کرد.

۵-۲.تولّی و تبرّی

در این فراز از زیارت نامه حـضرت عـلی اکبر(ع) این گونه ایشان را خطاب می کنیم:

أَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ مِمَّنْ قَتَلَکَ وَ ذَبَحَکَ؛

به سوی خـدا دوری مـی جویم از آن که تو را کشت و تو را سر برید.

از جمله موضوعات اعتقادی در اسلام، «تولی» و «تبری» به معنای دوستی بـا دوسـتان خدا و دشمنی با دشمنان خداست.

از نظر اسلام، حیات و سعادت فرد مسلمان و امـّت اسـلامی در گرو شناخت فریض «تولّی و تبرّی» و التزام بـه آن اسـت. در سـیر پیشوایان الهی، اهمیّت تولّی نسبت به اهل بیت(ع) و دوسـتان و پیروان آنان و تبرّی نسبت به کفّار و دشمنان آنان مشاهده می شود. همچنین در اسلام، تـولّی و تـبرّی تا آن جا اهمیت دارد که از عـقیده صـرف خارج شـده و بـه فـریضه تبدیل گشته است. لذا این دو اصل، از جـمله فـروع دین نیز محسوب می گردند(طیب،۱۳۸۷: ۶/ ).

۵-۲-۱. معانی لغوی تولّی و تبرّی

تولّی بر وزن تـرقّی، مـصدر باب تفعّل از ماده «ولیّ» و در لغت بـه معنای پذیرش ولایت و کـسی را ولیـّ خود قرار دادن است. «ولیّ» در زبـان عـرب به معنای دوست، یاور و سرپرست آمده است؛ چنان که مصدر آن – ولایت – نیز به مـعنای دوسـتی، یاوری و سرپرستی به کار رفـته اسـت. بـنابراین، تولّی هم مـی تواند بـه معنای پذیرش دوستی و کـسی را دوسـت خود قرار دادن باشد و هم به معنای پذیرش سرپرستی و کسی را سرپرست خود قرار دادن. اما بـا تـوجه به موارد به کار رفتن ایـن کـلمه در آیات و روایـات، مـی توان گـفت دوستی و سرپرستی لازم و ملزوم یـکدیگرند و پذیرش دوستی، مقدمه پذیرش سرپرستی است؛ چرا که دل سپردن، مقدمه سرسپردن است و انسان تا بـه کـسی دل نبندد، نمی تواند سرسپرد او شود و چنان که بـاید و شـاید تـسلیم او گـردد.

«تـبرّی» نیز بر هـمان وزن و از هـمان مصدر از ماده «برء» و به معنای بیزاری جستن، بیزار شدن و دوری گزیدن آمده است (ابن منظور،۱۴۱۴: ۱۵/ ۴۰۷؛ فیومی،۱۴۱۴:۴۷؛ دهـخدا،۱۳۷۷: ۴/۵۷۵، مـاده تـبری).

۵-۲-۲. معنای اصطلاحی تولّی و تبرّی

تولّی و تبرّی، یـعنی انـسان از لحـاظ عـاطفی، قـلب خـود را از محبت و علاقه خدا، پیامبران و ائمه معصوم و علمای راستین دین و مؤمنان واقعی پر کند و در عین حال، بغض و کینه دشمنان آنها را به دل بگیرد و از نظر سیاسی و اجتماعی، سرپرستی، رهبری، دوستی و حـکومت الهی را بپذیرد و از حکومت دشمنان اسلام دوری جوید(شکوری، ۱۳۹۴: ۴۲۹).

۵-۲-۳. تولّی و تبرّی در نزد شیعه و اهل تسنن

تولّی و تبرّی، مورد تأیید شیعه و اهل تسنن است، اگرچه در تعیین مصادیق آن اختلاف نظرهایی وجود دارد؛ اما در مجموع، احـادیث فـراوانی در کتب اسلامی اعم از شیعه و اهل تسنن در زمینه تولّی و تبرّی نقل شده است. در این جا به بخشی از این احادیث اشاره می شود:

الف) در حدیثی از رسول خدا نقل شده است که فرمود:

أَوْثـَقُ عـُرَی الْإِیمَانِ الْحُبُّ فِی اللَّهِ، وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ، وَ تَوَالِی أَوْلِیَاءِ اللَّهِ، وَ التَّبَرِّی مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ؛ (کلینی، ۱۴۲۹: ۳/ ۳۲۵)

محکم ترین دستگیره ایمان، دوست داشتن برای خدا، دشـمن داشـتن برای خدا و دوستی کردن اولیـای الهـی و دوری جستن از دشمنان خداست.

ب) در حدیثی دیگر از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:

قِیلَ لِلصادق(ع): إِنَّ فُلَاناً یُوَالِیکُمْ إِلَّا أَنَّهُ یَضْعُفُ عَنِ الْبَرَاءَهِ مِنْ عَدُوِّکُمْ. فَقَالَ: هـَیْهَاتَ! کـَذَبَ مَنِ ادَّعَی مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ یـتبرَّأْ مِنْ عَدُوِّنَا؛ (مجلسی، ۱۴۰۳: ۲۷ / ۵۸)

به امام صادق(ع) عرض شد: شخصی شما را دوست دارد، اما در برائت از دشمن شما ضعیف است. حضرت فرمود: هرگز چنین نیست! دروغ می گوید هر کس که ادعا می کند دوستدار مـاست، ولی از دشـمن ما بیزاری نمی جوید.

با توجه به حدیث فوق، تولّی و تبرّی باید همراه هم باشند. تبرّی می تواند به عنوان معیاری بر راستی آزمایی تولّی قرار گیرد و صرف ادعای محبّت اهل بیت(ع) بدون تـبرّی از دشـمنان آنها کـفایت نمی کند.

ج) امام صادق(ع) در حدیثی دیگر می فرماید:

هر کس کافری را دوست دارد، خدا را دشمن داشته و هر کس کافری را دشـمن دارد خدا را دوست داشته است. [سپس فرمود:] دوستِ دشمن خدا، دشمن خـداست. (صـدوق، ۱۳۷۶: )

از ایـن حدیث چنین به استنباط می شود که تولّی وتبرّی کاملاً متناظر با هم عمل می کنند.

د) تولّی و تبرّی از جـمله اعـتقادات اهل تسنن نیز به شمار می روند. به تعبیر فضل اللّه بن روزبهان – از دانشمندان اهـل تـسنن قـرن نهم و دهم هجری – اهل سنّت نیز بر آن اند که تولّی پیامبر(ص) و آل او و تبرّی از دشمنان او، بر هـر شخص مؤمن واجب است و کسی که ایشان را والی و متصرف امور خود نداند یا از دشـمنان ایشان تبرّی نجوید، مـؤمن نـیست (خنجی اصفهانی، ۱۴۱۷: ).

هـ ) در حدیثی دیگر، هیثمی – از علمای اهل سنّت – از علی بن الحسین(ع) نقل نموده که آن حضرت فرمود:

مَن اَحَبّنا للدنیا فاِنَّ صاحِبَ الدُنیا اَحَبّهُ البرّ و الفاجر، مَن احبّنا لِلّه کنّا نحنُ و هـُو یوم القیامَهِ کهاتین و اشار بِاِ صبَعِهِ السبابه والوسطی؛ (هیثمی، ۱۴۱۴: ۱۰/۲۸۱)

کسی که ما را برای دنیا دوست بدارد، [ارزشی ندارد؛ چون] نیکوکار و بدکار، دنیا را دوست دارند. و کسی که ما را برای خدا دوست بـدارد، مـا و او در کنار هم هستیم، مانند این دو [انگشت سبابه و وسط].

۵-۲-۴. مصادیق تولّی و تبرّی

تولّی و تبرّی از جهتی به حوزه قلب انسان مرتبط است و از سوی دیگر، این حب و بغض قلبی در اعمال و رفتار و زندگی مـا نـیز می تواند نمود داشته باشد. در این جا به بعضی از جلوه های تولّی و تبرّی در زندگی و رفتار انسان شیعه اشاره می شود:

الف) بزرگداشت مراسم های عزا و سرور اهل بیت(ع): مراسم های جشن و عزاداری برای اهل بیت(ع) در واقع تنها یـک مـراسم شاد یا غم انگیز و گریه آور نیست؛ بلکه این جلسات دارای ظاهری آشکار و باطنی پرمعنا هستند. کسانی که در این جلسات شرکت می کنند، در مرتبه اول محبّت پیامبر اکرم(ص) و فرزندان پاک و مطهر آنها بـاعث شـده کـه در این جلسات شرکت کنند و ادامـه دهـند راه و آرمـان های مقدس شان باشند و در مرتبه دوم، با تبرّی از دشمنان اهل بیت(ع) و اعمال آنان، مسیر خود را از دشمنان خاندان نبوت جدا کنند.

اگر در روایات بر اعمالی سـاده مـانند صـلوات فرستادن تأکید شده بدین، جهت است که صـلوات شـعار و نماد اظهار تولّی به پیامبر اکرم(ص) و خاندان مطهّرش است که باید ترویج و حفظ شود.

ب) نام گذاری ها: دشمنان اسلام همواره از تـجلّیات اسـلامی هـراس داشته اند، مثلا معاویه بخش نامه کرد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *