توضیحات
فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه شامل 111 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تدابیر پیامبر اعظم (ص) در حج با تاکید بر صلح حدیبیه :
مقدمه
انسان های بزرگ درطول حیات فردی، سیاسی و اجتماعی خود در بزنگاه های مهم تاریخی، تصمیماتی عظیم و مافوق تصور افراد عادی اتخاذ می کنند، که یقینا درایت، تدبیر، توکل، اخلاص، دوری از حب و بغض، زیرپاگذاشتن منیت، غرور و خودشیفتگی و غرق نشدن در شور و احساس و توجه به تعقل و دوراندیشی اسباب وصول نتایج مفید این تصمیم گیری ها است، در واقعه تاریخی صلح حدیبیه نیز، انسان کامل و اشرف مخلوقات و علت آفرینش یعنی پیامبر اکرم (ص) چنان با این مسئله برخورد می نمایند که نه تنها از یک بحران و جنگ و خونریزی جلوگیری می شود، بلکه به دوراز عصبیت و بر پایه آینده نگری و در نظرگرفتن مصالح جامعه، زیر صلحنامه ای را امضاء می کنند که خداوند متعال آن را فتح المبین می نامد. و نتایج آن در آینده ای نه چندان دور آثار با برکت و مثبتی بر جای می گذارد هرچند این تصمیم پیامبر(ص) با عکس العمل صحابی دلسوز اما احساسی مواجه می شود ولی آن وجود شریف هرگز تابع آن شور زودگذر نمی شوند. به جرأت می توان گفت پایه و اساس فتح مکه و برچیده شدن بت ها و گسترش سریع اسلام در اقصی نقاط عالم در همین صلح و فتح آشکار نهفته است. سؤالی که در این پژوهش مطرح است این است که؛ تدابیر پیامبر اعظم اسلام در واقعه صلح حدیبیه چه نقشی در آینده مسلمانان و حج گذاری آنان داشته است؟ فرضیه ای که می توان برای سوال مذکور مطرح کرد این است که؛ پیامبر مکرم اسلام با وجود مخالفت برخی از مسلمانان، پیمان صلح حدیبیه را با نگاهی به آینده این پیمان، با مشرکان به امضا رساند. نرمش قهرمانانه و استراتژی منعطف پیامبر اعظم در امضای این صلح باعث شد که نه تنها حج گذاری مسلمانان تداوم پیدا کند بلکه زمینه های فتح مکه در این صلحنامه نهفته است.
حرکت پیامبر جهت حج عمره
اواخر سال ششم هجرت، پیامبر اکرم (ص) در یک تصمیم شگفت از مردم مدینه خواستند بدون همراه آوردن سلاح جنگی برای انجام عمره آماده شوند حتی از قبایل مجاور مدینه که هنوز اسلام را نپذیرفته بودند دعوت بعمل آوردند. این اقدام علاوه بر اینکه یک عبادت بود اقتدار مسلمانان را نیز در حجاز به نمایش می گذاشت. واقدی در المغازی دلیل این سفر را این گونه بیان می کند: «رسول خدا در خواب دیدند که وارد خانه کعبه شده و سر خود را تراشیده و کلید کعبه را به دست مبارک خود گرفته اند و به همراه تعدادی از صحابه به عرفات رفته و در آن صحرا وقوف می نمایند. پس از این خواب بود که پیامبر اصحاب را برای عمره بجا آوردن دعوت نمودند، علی رغم اینکه مکه و قریش با پیامبر در حال جنگ بودند ولی اصحاب آن حضرت تردیدی در دعوت پیامبر نداشتند »(واقدی، ۱۳۶۱: ۲/ ۵۷۲).
مورخان درباب تعداد همراهان پیامبر ارقام متعددی را ذکر کرده اند. واقدی تعداد همراهان پیامبر را از هزار و چهارصد نفر تا هزار و پانصد و بیست نفر (واقدی، ۱۳۶۱: ۲/ ۵۷۴ ). و ابن هشام از هفتصد نفر تا هزار و چهارصد نفر (ابن هشام، بی تا: ۳/ ۳۲۲ ). و ابن سعد تا هزار و ششصد نفر ذکر کرده اند(ابن سعد، ۲/ ۹۵). طبری در کتاب خود اقوال مختلف را درباب تعداد یاران پیامبر ذکر کرده است. وی می نویسد: «حدیث دیگر از زهری هست که پیمبر با هزار و چند صد کس بود. مسلمه گوید: هزار و چهار صد کس بودیم که همراه پیمبر به حدیبیه رفتیم. ابن عباس گوید: کسانی که زیر درخت حدیبیه با پیمبر بیعت کردند هزار و پانصد و بیست و پنج کس بودند. عبد اللَّه بن ابی اوفی گوید: به روز بیعت زیر درخت هزار و سیصد کس بودیم و اسلمیان یک هشتم گروه مهاجران بودند. جابر بن عبد اللَّه انصاری نیز شمار همراهان پیمبر را در سفر حدیبیه هزار و- چهار صد کس گفته است»(طبری، ۱۳۷۵: ۳/ ۱۱۱۱). پیامبر (ص) و یارانشان در این سفر قربانی هایی نیز با خود به همراه داشتند. طبری از محمد بن مسلم زهری نقل می کند که: «بسال حدیبیه پیمبر برون شد که آهنگ زیارت کعبه داشت و قصد جنگ نداشت و هفتاد قربانی برد و هفتصد کس همراه داشت برای هر ده کس یک قربانی بود»(طبری، ۱۳۷۵: ۳/ ۱۱۱۱). ابن اثیر نیز در این باره می نویسد: «شترهای قربانی که هفتاد نفر بود، همراه خود برده بود که مردم بدانند فقط قصد زیارت خانه خدا را دارد نه جنگ»(ابن اثیر، ۱۳۷۱: ۷/ ۲۳۰). در هر حال به دستور پیامبر مسلمانان حق نداشتند هیچ گونه سلاحی جز سلاح مسافر به همراه داشته باشند(واقدی، ۱۳۶۱: ۲/ ۵۷۳). علاوه بر آن، از سوی پیامبر(ص) اعلام شد که قبایل بادیه نشین نیز او را در این سفر همراهی کنند. اما برخی از قبایل و گروهها از همراهی پیامبر(ص)، به بهانه امرار معاش و یا بی سرپرست ماندن زنان و فرزندانشان خودداری کردند. قرآن کریم درباره این گروهها می فرماید: «سَیقُولُ لَک الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَموَالُنَا وَ أَهلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا یقُولُونَ بأَلْسِنَتِهِم ما لَیسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن یمْلِک لَکم مِّنَ اللَّهِ شَیئًا إِنْ أَرَادَ بِکمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِکمْ نَفْعًا بَلْ کانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا»[۱] در مقابل مسلمانانی بودند که به وعده های خدا و پیامبر (ص) ایمان داشتند و با این باور با روحی آرام و قلبی مطمئن و بدون دغدغه و نگرانی، پیامبر(ص) را همراهی می کردند. خداوند ضمن ستایش از آنان به آنان اطمینان می دهد که لشکرهای آسمان و زمین از آن خداوند است. خداوند متعال در آیه ۴ سوره فتح می فرماید: «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کان اللَّهُ عَلِیمًا حَکیمًا» « اوست آن کس که در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره دانای سنجیده کار است.»
رسول خدا (ص) به همراه یارانشان در مسجد شجره مُحرم شدند و در حالی که دستگاه اطلاعاتی حضرت جلوتر به راه افتاده بود به سمت مکه حرکت فرمودند. در نزدیکی منطقه ای به نام «عسفان» خبر رسید که قریش از حرکت پیامبر(ص) مطلع گردیده و به «لات» و «عزی» سوگند یاد کرده اند که از ورود حضرت جلو گیری نمایند. زیرا تصور می کردند با توجه به وضعیت جنگی حاکم بر روابط خود با پیامبر(ص)، ورود آنان به مکه شکستی برای مکیان خواهد بود. بنابراین گروهی مسلح به فرماندهی سردار شجاع خود «خالد بن ولید» به منطق «ذی طوی» در نزدیکی مکه اعزام نمودند. رسول خدا (ص) برای پرهیز از رویارویی با قریش با تغییر مسیر و عبور از مناطق صعب العبور به منطقه ای به نام «حدیبیه »[۲] رسید، شتر حضرت در این منطقه زانو زد و حضرت فرمود: این حیوان به فرمان خداوند در این منطقه خوابید تا تکلیف روشن شود. مأموران قریش نیز از مسیر حرکت پیامبر اکرم (ص) آگاه شدند و خود را به آن منطقه رسانیدند. پیامبر(ص) پس از فرود آمدن در این منزل خطاب به یاران خود فرمود: اگر امروز قریش از من چیزی بخواهند که باعث تحکیم روابط خویشاوندی شود، من خواهم داد و راه مسالمت آمیز پیش خواهم گرفت (حق شناس، ۱۳۹۳: ۱۱۵-۱۰۸). ابن اثیر در رابطه با تصمیم پیامبر برای مسالمت جویی با کفار قریش می نویسد: «امروز روزیست که اگر قریش به هر چیزی که میخواهند مرا تکلیف کنند من برای صله رحم (خویش نوازی) قبول می کنم (انجام می دهم- می بخشم) به مردم هم فرمود فرود آیید. گفتند: در این وادی آب نیست که ما در پیرامون آن منزل کنیم (حضرت او) یک تیر از ترکش خود کشید و به یکی از یاران خود داد که او رفت و در یکی از چاههای (خشک) فرو برد. آب از آن جوشید. به حدی که مردم همه سیراب شدند. نام کسی که آن تیر را برد و بکار بست «ناجیه بن جندب بن عمیر» ساربان شترهای قربانی پیغمبر (ص) بود. آنان در آن حال بودند که ناگاه بدیل بن ورقاه خزاعی با جمعی از قوم خود «خزاعه» رسید خزاعه هم محل اعتماد و مورد وثوق پیغمبر (ص) در تهامه بودند. او (بدیل) گفت: من کعب بن لوی و عامر بن لوی (طایفه) پیرامون آب حدیبیه دیدم که آماده جنگ با تو و منع از ورود به خانه (خدا) می باشند. پیغمبر (ص) فرمود: ما برای نبرد نیامده ایم» (ابن اثیر، ۱۳۷۱: ۷/ ۲۳۱).
توقف پیامبر در حدیبیه، به دلیل شرایط ایجاد شده به درازا کشید. در این اثنا چندین بار سواران دشمن به کاروان پیامبر(ص) شبیخون زدند. متجاوزین قریش که تمایل به جنگ داشتند، حتی یکی از مسلمانان را کشتند تا آتش جنگ درگیرد؛ اما پیامبر اعظم (ص) هوشمندانه شرایط را کنترل نمود. در این هنگام قریش «بدیل بن ورقاء » را به سوی پیامبر (ص) فرستاد. او گفت قریش آماده جنگ است، اما پیامبر (ص) در پاسخ، پیشنهاد صلح را با فرستاده قریش مطرح نمود. دقت شود که مسئله صلح، ابتدا از طرف رهبر جامعه اسلامی به دشمن مستکبر پیشنهاد می شود. «بدیل» پیشنهاد پیامبر (ص) را به قریش انتقال داد، اما قریش آن را قبول نکرد. پس از او به ترتیب «عروه بن مسعود ثقفی»، «مکرر بن حفص» و «حلیس بن علقمه» به عنوان فرستاده های قریش، هر کدام نزد کاروان پیامبر (ص) آمدند، اما پیامبر (ص) به آنان اعلام نمود کاروان او یک کاروان عبادی و کاملاً صلح گراست. در مقابل، پیامبر اکرم (ص) «خراش بن امیه» و پس از او «عثمان» را برای تفهیم درخواست صلح، نزد قریش فرستاد. عثمان در بلدح با قریش صحبت کرد و سپس در پناه یکی از کفار بنی امیه وارد مکه شد. حضور او در مکه به دلایلی به دراز کشید، و وضعیتش برای مسلمانان مبهم شد. سرنوشت مبهم عثمان و اصرار قریش برای جلوگیری از ورود پیامبر به مکه و نیز برخی اخبار نگران کننده، پیامبر اعظم (ص) را بر آن داشت تا جهت تثبیت استراتژی صلح، دست به یک مانور قدرت بزند. پیامبر (ص) به مسلمانان اعلام آماده باش داد و سپس تمامی مسلمانان یک به یک با پیامبر(ص) بیعت نمودند. این مانور قدرت (بیعت رضوان) در حضور مشرکین صورت پذیرفت و در نهایت جهت تثبیت استراتژی صلح کارساز واقع شد. سران قریش «سهیل بن عمرو» را به نمایندگی نزد رسول خدا (ص) فرستادند. او گفت که ما نیز خواهان جنگ نیستیم و جنگ طلبی در خواست سفیهان قریش است. پس از چند دور مذاکره، مقرر شد تا متن مکتوبی برای صلح تهیه شود. این صلح که در محل حدیبیه منعقد شد به نام صلح حدیبیه معروف گردید (فخاری و برخوردار، ۱۳۹۲: ۵۶-۵۳). خداوند درباره بیعت شجره یا بیعت رضوان می فرماید: «لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبایعُونَک تحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکینَهَ عَلَیهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا»[۳] «وَ مَغَانِمَ کثِیرَهً یأْخُذُونَهَا وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکیمًا»[۴]
صلح حدیبیه
کاتب پیمان صلح حدیبیه «علی ابن ابی طالب (ع)» بود. هنگامی که آن حضرت در آغاز پیمان «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشتند، سهیل بن عمرو اعتراض کرد و گفت جای آن «بِاسمِکَ اللَّهُمَّ» نوشته شود و نیز وقتی علی (ع) نوشت این پیمانی است میان قریش و محمد رسول الله، باز هم نماینده جسور قریش معترض شد که ما محمد را به عنوان رسول الله نمی شناسیم. پیامبر(ص) با رعایت قاعد «اهم و مهم» یعنی حفظ و بقای اسلام دستور داد علی (ع)، «رسول الله» را از کنار نام او پاک کند و علی (ع) گفت ای پیامبر خدا! من نمی توانم آن را پاک کنم خودتان آن را پاک کنید و خود پیامبر (ص) پاک کرد و فرمود ای علی! اینچنین وضعیتی در آینده برای تو هم پیش می آید. طبری درباره این واقعه می نویسد: «علی بن ابی طالب گوید: آنگاه پیمبر مرا پیش خواند و گفت: «بنویس بسم اللَّه الرحمن الرحیم.» سهیل بن عمرو گفت: «من این را نمی شناسم بنویس باسمک اللهم. » پیمبر گفت: «بنویس بسمک اللهم. » و من نوشتم. پس از آن پیمبر گفت: «بنویس این صلحنامه محمد پیمبر خداست با سهیل بن عمرو. » سهیل گفت: «اگر تو را پیمبر خدا می دانستم که با تو جنگ نداشتم، اسم خودت و اسم پدرت را بنویس. » پیمبر گفت: «بنویس، این صلحنامه محمد بن عبد اللَّه است با سهیل بن عمرو» (طبری، ۱۳۷۵: ۳/ ۱۱۲۳). ابن اثیر نیز یه این موضوع اشاره کرده است: «آنگاه پیغمبر علی بن ابی طالب را خواند و فرمود: بنویس، بسم اللّه الرحمن الرحیم. سهیل گفت: ما چنین چیزی (عبارتی) را نمی شناسیم. بنویس: باسمک اللهم. «بنام تو خداوند» او هم (علی) چنین نوشت. سپس فرمود، بنویس، این است آنچه را محمد رسول اللّه برای صلح مقرر نموده. سهیل گفت: ما اگر تو را رسول اللّه بدانیم، هرگز با تو جنگ نمی کنیم. نام خود و پدر خویش را بنویس. پیغمبر به علی فرمود رسول اللّه را پاک کن. علی گفت: من هرگز آن را از نام تو پاک نمی کنم. پیغمبر آنرا گرفت و حال اینکه خوب نمی دانست و نمی توانست بنویسد «أمّی» بجای رسول اللّه نوشت. محمد بن عبد اللّه. به علی هم گفت: تو بمانند این مبتلا خواهی شد (اشاره به حکمیت صفین )» (ابن اثیر، ۱۳۷۱: ۷/ ۲۳۵-۲۳۴). دینوری ضمن یادآوری این موضوع درباره پیمان نامه امام (ع) با معاویه می نویسد: «گویند: مردم عراق و شام جمع شدند و نویسنده ای را آوردند و گفتند چنین بنویس بسم الله الرحمن الرحیم، این چیزی است که امیر مؤمنان بر آن حکم و موافقت فرموده است معاویه گفت اگر من اقرار داشته باشم که او امیر مؤمنان است و با او جنگ کنم، مرد بدی خواهم بود. عمرو عاص به نویسنده گفت: نام علی (ع) و نام پدرش را بنویس، احنف بن قیس گفت ای امیر مؤمنان با حذف این عنوان موافقت مفرمای که بیم دارم اگر آنرا نابود و محو فرمایی دیگر هرگز به تو برنگردد و این تقاضای آنان را مپذیر. علی (ع) تکبیر گفت و فرمود به خدا سوگند چنین موضوعی در زمان پیامبر (ص) برای من پیش آمد و منظور آن حضرت موضوع صلحنامه حدیبیه بود که قریش حاضر نشدند برای پیامبر (ص) عنوان رسول الله نوشته شود و پیامبر به نویسنده فرمود محمد بن عبد الله بنویس» (دینوری، ۱۳۸۳: ۲۳۸-۲۳۷). ابن مسکویه نیز به این موضوع اشاره کرده است. وی می نویسد: «علی گفت: شگفتا، رفتاری در برابر رفتاری و نمونه ای در برابر نمونه ای. به خدا، در حدیبیه دبیر پیامبر بودم که ناگهان گفتند: ما بر پیمبری تو گواهی ندهیم. این نام را از نوشته بردار و نام خود و نام پدرت را بنویس. پیمبر نیز چنان نوشت» (ابن مسکویه، ۱۳۶۹: ۱/ ۵۱۵).
در نهایت پیمان صلح منعقد شد و دو طرف به رعایت موارد ذیل ملزم گردیدند؛
– قریش و مسلمانان متعهد به هدف برقراری امنیت اجتماعی و صلح عمومی مدت ده سال جنگ و تجاوز بر ضد یکدیگر را ترک نمایند.
– هر فردی از افراد قریش اگر بدون اذن بزرگتر خود از مکه فرار کند و اسلام آورد، باید به قریش تحویل داده شود. اگر فردی از مسلمانان به سوی قریش بگریزد، قریش موظف نیست آن را تحویل مسلمانان بدهد.
– هر کس خواست با پیامبر (ص) هم پیمان شود، به سوی او رود و هر کس مایل بود با قریش هم پیمان شود، به سوی آنان رود. بنی بکر با قریش هم پیمان شدند و خزاعه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیمان دوستی منعقد ساخت (فاسی، ۱۳۸۶: ۲/ ۱۷۵ ).
– محمد و یاران او امسال از همین نقطه به مدینه باز می گردند ولی در سال های آینده می توانند آزادانه، خان خدا را زیارت کنند، با این شرایط که بیشتر از سه روز در مکه نمانند و سلاحی جز سلاح مسافر همراه نداشته باشند.
– مسلمانان مقیم مکه به موجب این پیمان می توانند آزادانه شعائر مذهبی خود را انجام دهند و قریش حق ندارد آنان را آزار دهد و یا تمسخر نماید و یا به تغییر دین خود مجبور نمایند.
– امضا کنندگان متعهد می شوند اموال یکدیگر را محترم شمارند و کین یکدیگر را نداشته باشند و حیله و نیرنگ علیه یکدیگر ننمایند.
– مسلمانانی که از مدینه وارد مکه می شوند، مال و جان آنان محترم است (طبری، ۱۳۷۵: ۳/ ۱۱۲۳).
پس ازاینکه پیامبراکرم (ص) از عقد صلح نامه فارغ شدند به یاران خویش فرمودند: برخیزید و قربانی های خود را ذبح کنید و سرهای خود را بتراشید، اما صحابه با اعلام اینکه ما حج بجا نیاورده ایم که این اعمال را انجام دهیم، امر رسول الله را اجابت ننمودند، پیامبر (ص) خود حلق نموده و قربانی کردند. اصحاب پس از دیدن این صحنه شروع به تراشیدن سرها و قربانی کردن نمودند. چنان ازدحامی شد که کم مانده بود زیر دست و پای هم هلاک شوند پس از آن بود که به فرمان پیامبر به مدینه بازگشتند و سوره مبارکه فتح نازل شد. «چون پیغمبر از آن کار آسوده شد، فرمود: برخیزید و قربان کنید، موی سرها را بتراشید. هیچ کس برنخاست (از فرط خشم و بدبینی). این فرمان را تکرار فرمود و باز کسی برنخاست. او نزد امّ سلمه رفته وضع را بیان فرمود. ام سلمه گفت یا رسول اللّه برخیز و خود بتنهایی قربان کن (شتر بکش- نحر کن ) و سر خود را بتراش و با هیچ کس سخن مگو. چون مردم آن اقدام را دیدند برخاستند و قربان کردند و سر تراشیدند و از شدت ازدحام نزدیک بود یکدیگر را هلاک کنند. آنگاه برای اسلام یک نحو فتح و ظفری پیش آمد که هرگز قبل از آن دیده نشده بود زیرا مردم در امان و از هر حیث آسوده شدند و در مدت دو سال بعد از آن واقعه، کسانی که داخل دین اسلام شدند بیشتر از تمام مدت بودند» (ابن اثیر، ۱۳۷۱: ۷/ ۲۳۶).
مشکلات پیامبر در رابطه با مفاد قرارداد صلح حدیبیه
مفاد برخی از مواد قرارداد برای مسلمانان ناراحت کننده بود و لذا افرادی از آنان به پیامبر (ص) اعتراض کردند و از جمله عمر به سختی و تندی اعتراض کرد: «وقتی سهیل پیش پیامبر رسید گفتگو بسیار شد آنگاه صلح در میان رفت و چون کار التیام یافت و جز نامه نوشتن نماند، عمر بن خطاب برجست و پیش ابوبکر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.