توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 60 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعقل و تفکر، کلید شناخت حق و باطل :
از وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) سؤال کردند که حجت خدا امروز بر مردم چیست؟ ابن السکّیت که از علمای معروف بود از وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) سؤال کرد حجت خدا امروز بر مردم چیست؟ مردم با چه معیاری حق را از باطل، صدق را از کذب، خیر را از شر و حَسن را از قبیح تشخیص بدهند؟ «فَقَالَ ع الْعَقْل» عقل میزان خوبی است حجت خوبی است. وقتی وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) این مطلب را در پاسخ به سؤال ابن السکّیت فرمود، ابن السکّیت گفت: «هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْجَوَابُ»،[۱]جواب حقیقی آن است که حجت خدا بر مردم، عقل است.
این عقل عبارت است از عقل برهانی است. آن قدر قدرتمند است که هم وهم را از خودپردازی و خیال را از خودپروازی و همچنین شهوت و غضب را از پرواز و پرداز بیجا عقال کند. از وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) رسیده است که عقل را عقل میگویند؛ برای اینکه هم در بخش اندیشه، زانوی سرکش وهم و خیال را عقال کند و هم در بخش انگیزه، زانوی سرکش شهوت و غضب را عقال کند. آنکه بیدلیل حرف میزند یا حرفی را بیدلیل میپذیرد؛ معلوم میشود در محدوده وهم و خیال است، نه عقل. قرآن کریم از گروهی که خیالپرواز و خودپرداز هستند تعبیر به مختال میکند. باب «تفعّل» آن در قرآن کریم استعمال نشده؛ اما باب «افتعال» آن استعمال شده که خدا لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ،[۲] این «مختال»، همان صیغه اسم فاعل و اسم مفعول فعل «اختیال» است. «مختال»؛ یعنی کسی که در محدوده خیال فکر میکند. برهانی دست او نیست، هم بیبرهان حرف میزند هم بیبرهان میپذیرد. گروهی که مختالاند عاقل نیستند، آن قدرت اندیشه را ندارند که جلوی وهم را بگیرند، جلوی خیال را بگیرند، با برهان قلم بزنند با برهان قدم بزنند، این را قرآن میگوید مختال. مختال محبوب خدا نیست.
وجود مبارک رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) فرمود: این عقل را عقل میگویند که زانوی سرکش وهم و خیال را در بخش علم و اندیشه، زانوهای سرکش شهوت و غضب را در بخش انگیزه بتواند عقال کند. «عقال»[۳]آن وسیلهای است که شتربانها زانوی شتر چموش و جموح و سرکش را عقال میکنند. اینکه میگویند: «اعْقِلْ وَ تَوَکَّل»؛[۴]بعد گفتند: «با توکّل زانوی اشتر ببند»؛[۵] یعنی بتواند جلوی وهم را بگیرد، جلوی خیال را بگیرد. به قول حوزویان، اگر این قدرت را پیدا کرد، دیگر به دام آن سیزده قسم مغالطه نمیافتد. مغاطله این است که انسان، شبیه دلیل را دلیل خیال کند، شبیه حق را حق خیال کند. این کار را میگویند مغالطه و اگر کسی عاقل باشد در بخش علمی، جلوی این خودپردازی و خودپروازی وهم و خیال را عقال میکند، حرفی میزند که اگر بعدها هم محقّقان بیایند میپذیرند. این میشود محقّق، این میشود عالم. و در بخش شهوت و غضب نه بیراهه میرود و نه راه کسی را میبندد. شهوت را تعدیل میکند و نه تعطیل. غضب را تعدیل میکند و نه تعطیل. این دو نیرو از بهترین برکات الهی هستند. این قدرت غضب تعدیل شده جهاد هشت ساله ایران را به خوبی حلّ کرد. این غضب از بهترین قدرتها و نعمتهای الهی است؛ منتها باید بجا مصرف بشود و آن دفاع از شرف و مرز و بوم یک کشور اسلامی است. بنابراین وقتی ابن السکّیت که از علمای بزرگ آن عصر بود، از امام رضا (سلام الله علیه) سؤال میکند که حجت خدا بر مردم امروز چیست؟ فرمود: «الْعَقْل»؛ بعد ابن السکّیت گفت: «هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْجَوَابُ». این یک حدیث.
حدیث دیگری که از وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) رسیده است این است که فرمود: «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه وَ عَدُوُّهُ جَهْلُه»؛[۶]دوست هر فرد و ملّتی عقل آن فرد یا ملّت است، دشمن هر فرد یا ملّتی جهل آن ملّت است. اوّل عقل را معنا کردند. عقل؛ یعنی قدرتی که بتواند دهن آدم را ببندد. چشم آدم را کنترل کند، هر محرم و نامحرمی را نبیند. هر بد و خوبی را نگوید. هر زشت و زیبایی را نگوید. هر حق و باطلی را ننویسد و جامعه را ملتهب نکند. کسی که راست میگوید، حق میگوید، هم خود راحت است هم جامعه را راحت نگه میدارد. فرمود: اگر کسی عاقل شد، دوست او همین عقل است. درست است که زن و بچه خودش را دوست میدارد، اینها وسیلهاند نه هدف. این امام است ما در زیارت اینها میگویم: «کَلامُکُم نُورٌ»،[۷] در زیارت اینها در مشاهد مشرف عرض میکنیم: «کَلامُکُم نُورٌ». وقتی از امام رضا سؤال میکنند که دوست آدم کیست؟ یا خود حضرت ابتدائاً میگوید: «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه»؛ انسان یک دوست بیشتر ندارد و آن فهم اوست، مگر ما چند تا دوست داریم؟ این را آقایان طلبهها هم میدانند که وقتی خبر مقدم بر مبتدا شد، نکتهای دارد. این «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه»، این «صدیق» خبر مقدم و «عقل» مبتدای مؤخر است. تقدیم این خبر بر آن مبتدا برای افاده حصر است؛ یعنی انسان یک رفیق دارد و آن فهم اوست، همین؛ بقیه ابزار هستند. این را ما میگوییم: «کَلامُکُم نُورٌ». ما دو تا رفیق، چهار تا رفیق، ده تا رفیق که نداریم. یک رفیق داریم و آن ادب ماست، و آن فهم ماست. بارها به عرض شما رسید، ما الآن کشور ما گرفتار بدگویی و بدخواهی و دعوا و زد و خورد دائمی است. ما الآن هشتاد میلیون هستیم، بیست میلیون که زن و بچه کودک و پیرمرد و پیرزن هستند که به حساب نمیآیند. میشود شصت میلیون، این شصت میلیون مرتّب داریم با هم دعوا میکنیم، چرا؟ برای اینکه ما همه ما شنیدیم و گفتیم و دیدیم که پانزده میلیون پرونده در دستگاه قضایی هست. این پانزده میلیون، برای پانزده میلیونی که هر کسی با خودش پرونده دارد یا با شخصی پرونده دارد؟ هر پروندهای لااقل مربوط به دو نفر است. پس سی میلیون پرونده دارند. این سی میلیون که در آسمان زندگی نمیکنند، در فضا زندگی نمیکنند، در جامعه زندگی میکنند هر کسی یک زن و بچهای دارد، حداقل یا شوهر دارد یا همسر دارد. سی میلیون میشود شصت میلیون. خانهای که پرونده دارد شکایت دارد یا زندانی دارد یا باید زندان برود، میشود شصت میلیون. ما شصت میلیون باهم داریم مرتّب دعوا میکنیم. آن وقت زیارت امام رضا هم میرویم! آنجا هم میگوییم: «کَلامُکُم نُورٌ».
حضرت فرمود: انسان یک دوست دارد و آن فهم اوست. نفرمود عقل هر کسی دوست اوست. مبتدا را که مقدم ذکر نکرد. خبر را مقدم ذکر کرد. این که خبر را قبل از مبتدا ذکر کرد، برای افاده حصر است؛ یعنی انسان فقط و فقط یک دوست دارد و آن فهم اوست. این است! ما به زیارت چنین ائمهای میرویم، «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه وَ عَدُوُّهُ جَهْلُه»؛ انسان یک دشمن دارد و آن بیادبی اوست. بیعقلی اوست. حرفی میزند خلاف، خودش را به زحمت میاندازد. کاری میکند خلاف، خودش را به زحمت میاندازد. این میشود امام رضا، این میشود مشهد رضوی، این هم «کَلامُکُم نُورٌ». این است که اینها میمانند این حرف ماندنی است، چون با فطرت ما سازگار است با نظام هستی ما سازگار است. «عدو کلّ امرئ جهله»، «صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُه»، در یک فصل عقل را معین کرده است که تنها میزان است، در فصل دوم مشخص کرد تنها دوست آدم ادب اوست. این حرف رضاست. ما شیعه اینها هستیم. اینکه میگوییم: «کَلامُکُم نُورٌ»، برای همین بیانات نورانی است.
بعد همین امام رضا (صلوات الله و سلامه علیه) فرمود عبادت، چیز بسیار خوبی است، نماز و روزه واجب که سرجایش محفوظ است؛ اما نمازهای مستحبی، روزههای مستحبی، آنها هم خیلی معیار نیست، «لَیْسَتِ الْعِبَادَهُ کَثْرَهَ الصِّیَامِ وَ الصَّلَاهِ»؛ آن نمازهای مستحبی، روزهها مستحبی ثوابش محفوظ است؛ اما اینها عبادت نیست. «وَ إِنَّمَا الْعِبَادَهُ کَثْرَهُ التَّفَکُّرِ فِی أَمْرِ اللَّه»،[۸]فکر در تدبیر الهی، موحّدانه زندگی کردن، این عبادت است. بعضی از بزرگان دینی ما و اهل معرفت گفتند، هیچ کسی گناه نمیکند مگر اینکه در آن محدوده مشرک است. شما این بخش پایانی سوره مبارکه «یوسف» را ملاحظه بکنید! فرمود: وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ؛[۹] فرمود اکثر موحدان و مسلمانها مشرک هستند! یک شرک ضعیف و مرموزی در درون اینها نهادینه شده است. وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ. از امام(سلام الله علیه) سؤال کردند که چگونه میشود که اکثر مسلمانها مشرک باشند؟ فرمود همین که میگویی خدا هست ولی! اوّل خدا دوم فلان شخص! اگر خدا هست دومی که ندارد.[۱۰] چند تا کار را هم ضمیمه میکنیم میگوییم خدا هست ولی! اوّل خدا، دوم فلان شخص! وقتی از امام(سلام الله علیه) سؤال میکنند که چگونه اکثر مؤمنین مشرک هستند؟ فرمود همین است. میگویند اوّل خدا، دوم فلان شخص! خدا اوّلی نیست که دومی داشته باشد. خدا هست ولی! این بیراهه را هم باز میرود. اما آن بزرگان اهل معرفت که تحلیل کردند این آیه را دقیقاً وصف کردند گفتند کسی که معصیت میکند وقتی شما این گناه او را بررسی کنید میبینید که سر از شرک در میآورد، چرا؟ برای اینکه اگر کسی گناهی میکند؛ یک وقت است که به خاطر سهو است، یک وقت است که به خاطر نسیان است، یک وقت الجاء است، اکراه است اضطرار است اجبار است، اینها که گناه نیست.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.