توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تقدیم شنا به شهدای غواص؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تقدیم شنا به شهدای غواص با 41 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تقدیم شنا به شهدای غواص:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تقدیم شنا به شهدای غواص به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تقدیم شنا به شهدای غواص با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تقدیم شنا به شهدای غواص تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقدیم شنا به شهدای غواص :
پیش از اینکه کارمند، مربی شنا، غریق نجات یا حتی بانوی رکورددار شنا باشد؛ مادر است. زنی جوان که مادر ۲ فرزند است: «دنیای من خانواده من است. اینکه یک خانواده خوب و سالم داشته باشم از همه چیز برایم مهم تر است.» بزرگ ترین فرزندش پسری هفت ساله است که مادر پاسخ سؤال هایش را با عمل داده نه حرف: «بیشتر خانم ها عادت کرده اند وقتی مادر می شوند، خودشان را کنار بگذارند و خوشی شان را در آرزوهای فرزندانشان جستجو کنند. من اما دوست داشتم به جای اینکه به پسرم فقط بگویم که تلاش کند تا موفق شود این را به او نشان می دادم تا ثابت کنم، تاثیرِعمل از حرف بیشتر است.»
دست هایم را ببندید!
اکرم کناری بانوی شناگری ساکن امیدیه خوزستان است که ۱۷۵ دقیقه در مسافت ۵ هزار و ۶۵ متر با دستانی که از پشت بسته بود، به یاد شهدای غواص شنا کرد. بانویی جوان که می گوید: «مگر می شود در خوزستان زندگی کرد و هرروز یاد جنگ، شهدا و جانبازان نیفتاد. گره خورده با جنگ، خوزستان.» این بانوی جوان تلاش می کند، ۶ ماه دیگر این رکورد را با همین زمان و عنوان در کتاب گینس ثبت کند. دستانش را می توانستند از جلو ببندند و شنا به این شکل نسبت به دستان بسته از پشت راحت تر بود اما می گوید: «باید حق مطلب ادا می شد، جوان های رعنای غواص ما همین طور شهید شدند.»
دنیا، کفِ دستان من
تجربه شنای جدی و مربی گری او به دهه ۸۰ برمی گردد اما پیش ازاین ها با شنا مأنوس بوده، به قول خودش در خانواده کناری ها، شنا استعداد و علاقه ای ذاتی است. از آن وقت ها که ساکن گچساران بودند، از خاطره اولین روزی که استخر را دید، می گوید. روزی که به قول خودش دنیا را گذاشتند کف دست های یک دختربچه: «برادرها و اقوامم شناگرهای موفقی بودند. در خانه ما تا بوده حرف شنا بوده و هست. اولین باری که استخر را دیدم، خوب یادم هست. وقتی وارد آب شدم و مربی توی آب، تابم داد حس کردم دنیا مال من است. اصلاً نمی دانستم که می شود از آب هم ترسید. من قبل از آن ژیمناستیک و چند ورزش دیگر را تجربه کرده بودم اما گمشده من شنا بود که پیدایش کرده بودم. حس می کردم به همه آرزوهایم رسیده ام.» اینکه شنا را رها نکرد، باعلاقه و انگیزه بیشتری ادامه داد را گره می زند به نام یک مربی: «خانم میلانی مربی ما حس کرد در شنا استعداد دارم. رهایم نکرد. شهرستان ما امکانات چندانی برای ورزش به ویژه شنا نداشت، حواسش جمع ما بود و دلسوزمان. ما را به مسابقات می برد و انگیزه می داد.»
سفره دلِ پدر و مادرم
«من از بچگی با شهدا مأنوس بودم.» ارادت کناری به شهدا، ارادتی دیرینه است. وقتی می پرسند چرا شنایش را به شهدای غواص تقدیم کرده؟ چه آن هایی که خود این ماجرا برایشان سؤال است چه آن هایی که می خواهند بدانند این کار کاملاً دلی بوده یا نمادین؟ پاسخش شنیدنی است: «ذهنیتی از شنا با دستان بسته نداشتم. من یک آدم معمولی هستم. چادری و سخت محجبه نیستم اما پوششم به قول معروف، اداری و پوشیده است. بااین حال اعتقادات قلبی عمیقی دارم که حاصل تربیت مادرم است. او دوست داشت ما را مؤمن و محجبه ببیند. اوایل برای اینکه او خوشش بیاید و راضی باشد حجابمان را رعایت می کردیم و نماز می خواندیم، کمی بعد اما عشق خدا جایش را گرفت. وقتی نمازم دیر، دلم برای خدا تنگ می شد. علاقه ما به شهید و شهادت هم از همان جا؛ سرِ سفره دل و تربیت همان پدر و مادرم شروع شد.»
وقتی ۱۷۵ یک عدد نبود
«همه چیز خودبه خود روی عدد ۱۷۵ ایستاد و این رکورد ثبت شد.» جمله جذابی است. اکرم کناری با گفتن این جمله، ناگفته هایی از گره خوردن این رکورد به نام غواصان شهید را به زبان می آورد: «موفقیت ها و مقام های مختلفی در شنا به دست آورده بودم اما دلم می خواست رکورد هم بزنم. باخانم «مهناز کریمی» یکی از شناگران بنام و موفق و رکورددار شنا در رشته های مختلف تماس گرفتم و از او کمک خواستم. قبل از آن همدیگر را نمی شناختیم اما محبت کرد و تلفنی بارها راهنمایی ام کرد. این شنا را با زمان های مختلف و مسافت های متفاوت تمرین کردم اما بیشترین زمانی که ثبت شد، ۱۷۵ دقیقه بود. او به من گفت: ما ۱۷۵ شهید غواص داشتیم که مراسم تشییع آن ها در کشور یکی از به یادماندنی ترین تشییع ها بود. کنجکاو شدم، در فضای مجازی درباره شان خواندم. انگار همه چیز روی این عدد ایستاد و بیشتر از همه قلب من روی آن عدد. هربار که درباره شان می خواندم گریه می کردم.»
برادرهایم کارها را درست کردند
«کارها خوب پیش نمی رفت. همین که نیت کردم به یاد شهدا رکورد بزنم؛ یکهویی همه چیز ردیف شد.» کناری این ها را می گوید درحالی که صدایش هم پر از شعف است هم بغضی شیرین، جمله جالبی می گوید: «اگر از من بپرسی می گویم، شهدا کارها را درست کردند.» بانوی رکورددار شنا می گوید: «استخری که در آن تمرین می کردم، در این مدت چندین بار خراب و تعمیر شد. برنامه هماهنگی و دعوت از داوران برای ثبت رکورد و مقام مسئولی که حضورش الزامی بود؛ یک کلام همه کارها به هم گره خورده بود. همکارانم به خوبی سختی آن روزها را به یاد دارند. وقتی در دلم بی آنکه به کسی بگویم، نیت کردم برای شهدا رکورد بزنم تمام کارها در یک روز درست شد. هنوز وقتی یاد آن روزها می افتم حسی قلبم را گرم می کند. حسی که در آن لحظات آشوب و اضطراب به من می گفت: دلت قرص، اکرم! ۱۷۵ برادر داری که مثل کوه پشتت هستند. این ها خواب، خیال و شعار نیست. باور قلبی من است.»
جانباز صد در صد، پرکشید!
«دست خودم نیست. اسم شهید که می آید، گریه ام می گیرد.» بانویی که رکورددار شنا با دستان بسته است، این را می گوید تا از خوزستان بگوید از جستجوی موردعلاقه اش در فضای مجازی: «من اینجا زندگی می کنم؛ خوزستان. جایی که هنوز بوی جنگ می دهد. مربی شنا و نجات غریق هستم. هنوز شاگردانی دارم که پدرشان، برادرشان در جنگ شهید یا جانباز شده اند. توی خیابان مردانی را می بینم که گلوله پا یا دستشان را برده. تا همین چند وقت قبل، هفته یا ماهی نبود که اخبار زندگی جانبازی که به «جانباز صد درصد» معروف بود را دنبال نکنم. جانبازی که ازیک طرف برایش خوشحال بودم چون به آرزویش؛ شهادت رسید از طرفی اخباری که درباره او و همسر فداکارش می خواندم تمام شد. وقتی پر کشید و رفت، احساس خلاء کردم.»
خوزستان سیل زده را دریابید!
«مردم خوزستان عیارشان را در روزهای سخت جنگ و
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.