تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن :

بی کفایتی امرای مسلمان و جهل عظیم توده ها به دسایس دشمنان و ملل امپریالیست کمک می کرد. این خواب آلودگی مسلمانان موجب شد غربی ها به آسانی دستاوردهای تمدّن اسلامی را به نفع خود مصادره کنند و با کمال ناجوانمردی، نقش مسلمانان را عمداً به فراموشی بسپارند و یا حتی آن را وارونه جلوه دهند. شاید در روند واژگون سازی تاریخ توسط نویسندگان غرب، فرهنگ و تمدّن اسلامی بیش از همه فرهنگ ها و تمدّن های موجود در جهان مورد حمله قرار گرفت؛ زیرا اروپا در شکل مسیحی گری و یهودی گری خود، دشمنی تاریخی و دیرپایی با مسلمانان داشت و این کشورهای اسلامی بودند که به عنوان قدرت های بزرگ وقت، در عمل مانع توسعه طلبی های جهان غرب به شمار می آمدند. این مقاله به علل افول تمدّن اسلامی پرداخته است و نقش جنگ های صلیبی و هجوم مغول ها را در این زمینه مورد بررسی قرار می دهد.

مقدّمه

ظهور و انحطاط تمدّن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است. اسلام طی پنج قرن از سال ۸۱ ـ ۵۹۷ هـ. ق (۷۰۰ـ ۱۲۰۰ م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، اخلاق و رفتار، سطح زندگانی، وضع قوانین منصفانه انسانی، ادبیات، دانشوری، علم، طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود. هنر اسلامی همه نیروی خود را در تزیین به کار برد که تاکنون هنری از آن سبقت نگرفته است. در دیار اسلام، هنر و فرهنگ میان مردمِ بیشتر مناطق مسیحی قرون وسطا رواج و تعمیم داشت. پادشاهان خطّاط بودند و چه بسا تاجران که مانند پزشکان فیلسوف بودند. چنان به نظر می رسد که مسلمانان شریف تر از مسیحیان بوده اند، پیمان ها را بهتر رعایت می کردند، نسبت به مغلوبان رحیم تر بودند و در تاریخ خود، به ندرت دست به آن نوع وحشیگری زدند که مسیحیان در هنگام تسلّط بر بیت المقدس (۴۹۳ ق / ۱۰۹۹ م) مرتکب شدند. در آن هنگام که شریعت اسلام روش قضائی مترقّی داشت که به وسیله قاضیان روشنفکر اجرا می شد، قوانین مسیحی به استفاده از روش «اوردالی» به وسیله جنگ تن به تن، آب یا آتش ادامه می داد.([۱])

اروپا در قرون وسطا

تنها در دوران های طلایی تاریخ بوده است که جامعه ای می توانسته همانند اسلام، در مدتی به همین کوتاهی چهار قرن فاصله از زمان ظهور، این همه مردان معروف در زمینه حکومت، تعلیم، ادبیات، لغت شناسی، جغرافیا، تاریخ، ریاضیات، نجوم، شیمی، فلسفه و پزشکی به وجود آورد که در قسمت اعظم آن، ابتکاراتی گران بها داشته باشند، آن هم در زمانی که در طرف دیگر عالم، یعنی جهان مسیحی، فقر و فحشا و ستم و جهالت بیداد می کرد! خرافات، چه در زندگی عادی و چه در عقاید ـ به اصطلاح ـ علمی در اوج بوده و کسی را نیز یارای مقابله و معارضه با آن نه. ویل دورانت از قول ادوارد فریمن، تاریخ نویس انگلیسی، قرن یازدهم را «عصر فسق» می خواند([۲]) و تامس رایت یکی دیگر از تاریخ نویسان خردمند انگلستان، می نویسد: جامعه قرون وسطایی جامعه ای بود به غایت هرزه و شهوت پرست.([۳]) نویسنده مزبور در فصل سی ام کتاب پنجم (عصر ایمان) مطالبی از فسق و هرزگی مسیحیان در قرون منتهی به قرن یازدهم بیان می کند که این مقال جای ذکر آنها نیست.([۴])

البته سراسر دوران قرون وسطا و قرون پس از آن نیز مبتلا به چنین مواردی بوده است. شاید با توجه به این مسئله است که جواهر لعل نهرو در یکی از نامه های خود به دخترش، به کنایه می نویسد: شاید اروپایی ها از آن جهت خود را متمدّن تر می شمارند که تصور می کنند انسانی که یک تفنگ دارد از انسان بدون سلاح قوی تر است و بدین دلیل متمدّن تر است! وی ادامه می دهد: ساختمان های زیبا، تابلوهای زیبا و کتاب های گوناگون اگر چه زیباست و مسلّماً نشانه های تمدّن، اما بهترین نشانه تمدّن، وجود انسانی عالی و نیک است به دور از خودخواهی.([۵]) به هر حال، در قرون وسطا جهان غرب و عمدتاً مسیحی در عقب ماندگی به شدت جاهلانه دست و پا می زد. آنها معتقد بودند ـ و هنوز هم بر این عقیده اند ـ که انسان وقتی از مادر زاده می شود ذاتاً به خاطر گناه آدم و حوا، گناه کار است و چاره آن برگزاری مراسم غسل تعمید است که به عنوان کفّاره گناه آدم و حوا و به منظور زدودن ناپاکی از کودکان تازه متولّد شده صورت می گیرد و طی مراسمی کودک با حضور کشیش شست و شو داده می شود، و هر کس غسل تعمید داده نشود به دوزخ خواهد رفت. اما انسان گناهان دیگری نیز در طول زندگی اش مرتکب می شود. چاره آن چیست؟ می گویند: همین که حضرت عیسی (علیه السلام) به صلیب آویخته شد کفّاره گناهان همه مسیحیانی است که از آن پس تا قیامت، مرتکب گناه شوند. تنها یک شرط وجود دارد و آن هم اقرار به گناه نزد یک کشیش است.([۶])

مسیحیان مراسم دیگری هم دارند: از جمله مراسم «عشای ربّانی» که در آن، کشیش مقداری نان و شراب را به مردم می خوراند. این مراسم «قداس» نامیده می شود. ویل دورانت می گوید: مهم ترین قسمت مراسم «قداس» عبارت است از: قلب ماهیت، یعنی تبدیل ورقه های نان و جامی مملوّ از شراب به جسم و خون مسیح بر اثر قوّه معجزه آسایی که اختصاص به کشیش دارد. غرض اصلی از مراسم «قداس» آن است که مؤمن با خوردن نان مطهّر و نوشیدن شراب مقدّس، در جسم و خون و روح و الوهیت «ابن» یعنی دومین اقنوم از اقانیم ثلاثه شرکت جوید.([۷]) یکی از رهبران کلیسا می گوید: تمامی هوا چیزی نیست، مگر توده غلیظی از شیاطین که همواره و در همه جا به کمین نشسته اند.([۸]) اسقف ها و کشیش ها بهشت جاودانه الهی را با گرفتن پول به مردم می فروختند و نیز برای آمرزش در برابر طاعت، پول می گرفتند. کلیسا بعضی از افراد روحانی را، که قاعدتاً از رهبانان بودند، مأمور کرد به عنوان تحصیل دار، با فروش آمرزش در برابر طاعت و توبه، مبالغی گرد آورند.([۹])

علاوه بر این، در همه کشورهای اروپایی، مسیحیان موظّف بودند علاوه بر پرداخت یک دهم محصول خود به کلیسای محل، پیش از مرگ در وصیت خود، مقداری از اموال خود را وقف کلیسا نمایند و گرنه ملعون بودند و از دفن آنها در قبرستان مسیحیان جلوگیری می شد. وصیت نامه هیچ کس قانونی و معتبر نبود، مگر آنکه در حضور کشیشی نوشته شده باشد و هر محرّری غیر از این عمل می کرد مستوجب تکفیر می شد. همچنین کلیسا می توانست املاک کسی را در قبال وامی که به او داده است، ضبط کند؛ تا آنجا که یک پنجم انگلستان و یک سوم آلمان از آن کلیسا بود.([۱۰]) یکی از مسیحیان مؤمن می گوید: ما معتقدیم که جسم خاکی در نتیجه قدرتی که درخور وصف و وهم نیست، به جوهر خداوند مبدّل می شود، و حال آنکه ظاهر و برخی مشخصات همان وجود خارجی از نظر غایب می ماند تا مردم از مشاهده آن جوارح عریان و خون آلود دچار هراس نشوند و مؤمنان به ثمرات کامل تر ایمان نایل آیند. در عین حال، جسم خداوند دست نخورده، تمام و کمال، بدون آلودگی یا جراحتی در آسمان است.([۱۱]) بدین روی، در سال ۱۲۱۵م این عقیده یکی از مهم ترین اصول دین مسیح اعلام شد و در سال ۱۵۶۰م اعلام گردید: هر ذرّه ای از نان مقدّس ـ هر قدر هم کوچک باشد ـ حاوی تمام جسم، خون و روح عیسی مسیح (علیه السلام)است. و این عقیده تا امروز نیز مورد احترام جوامع اروپایی و آمریکایی است.([۱۲]) در سال ۱۲۲۹م امر شد هیچ کس از افراد غیر روحانی نباید هیچ نوع کتاب مذهبی و مقدّسی را در تملّک داشته باشد، مگر کتاب مزامیر را. علاوه بر این، کتاب مقدّس فقط باید به زبان لاتینی خوانده شود.([۱۳]) یکی از ثمرات جنگ های صلیبی برای اروپاییان رواج حمّام های عمومی بخار بود، به تقلید از گرمابه های مسلمانان. کلیسا با گرمابه های عمومی نظر خوشی نداشت؛ زیرا این گونه مراکز را مقدّمه واداشتن مردم به اعمال منافی عفّت می دانست. این در حالی است که از مدت ها پیش از آن، در تمام شهرهای اسلامی، حمّام های عمومی در تمامی محلّه ها وجود داشت و مردم مسلمان نظافت را از نشانه های ایمان می شمردند. علاوه بر این، حتی مسیحیان داشتن مستراح را در خانه هایشان بد می دانستند. ویل دورانت می نویسد: در قرن سیزدهم، پاریسی ها بول دان های خود را آزادانه از فراز پنجره به معابر خالی می کردند و تنها تأمینی که عابر بیچاره داشت اخطار صاحب خانه بود که با صدای بلند می گفت: خیس نشوی! مردم در حیاط ها، روی پلکان ها و از بالای بالاخانه ها، حتی در کاخ «لوور»، پیشاب می ریختند. پس از بروز طاعون در سال ۱۵۳۱م به موجب فرمان مخصوص، به عموم مالکان و خانه داران پاریسی اخطار شد که برای هر خانه ای مستراحی احداث کنند؛ اما بیشتر مردم زیر بار نرفتند.([۱۴]) از نظر تغذیه، متعارف ترین انواع گوشت عبارت بود از: گوشت خوک. خوک ها زباله معابر را می خوردند و مردم خوک ها را.([۱۵])

در اروپا، هر کس را که متهم به بدعت گذاری می شد با انواع شکنجه ها به قتل می رساندند. این شکنجه ها عبارت بودند از: شلاق زدن متهمان، سوزانیدن، کشیدن جوارح از اطراف، حبس انفرادی در سیاه چال های تنگ و تاریک، کشیدن پاهای متهم روی زغال های سوزان، زنجیر کردن و مجبور کردن متهم تا روی مدفوع خود بنشیند.([۱۶]) دادگاه های تفتیش عقاید هر سخنی را که با تحریفات و خرافه های مسیحی مخالفت داشت، مبارزه با دین می دانستند و گوینده را به عنوان بدعت گزار به مرگ محکوم می کردند و او را در آتش می سوزاندند، و اگر متهم اظهار ندامت می کرد به حبس ابد محکوم می شد. جمیع اموال بدعت گذاران ضبط می شد و وارثان آنها از حق ارث محروم می گردیدند. همچنین کودکان آنها حق تصدّی مشاغل حسّاس و مناصب عالی را نداشتند و مقامات حکومتی موظّف بودند خانه های آنها را خراب کنند.([۱۷]) در سال ۱۱۸۳م به دست یاری اسقف اعظم «رس» جمع کثیری از نجبا، روحانیان، شهسواران، دهقانان، دوشیزگان، زنان شوهردار و بیوگان را زنده زنده در آتش سوزانیدند و اموال آنها را ضبط و بین خود تقسیم کردند.([۱۸]) به قول مارسل کاشن، در کتاب “علم و دین” در دوره قرون وسطا، پنج میلیون نفر را به جرم فکر کردن و تخطّی از فرمان پاپ به دار آویختند و (بعضی را) تا حدّ مرگ در سیاه چال های تاریک و مرطوب نگه داشتند.([۱۹]) تنها از سال ۱۴۸۱ـ ۱۴۹۹م ـ یعنی طی ۱۸ سال ـ بنا به دستور محکمه «تفتیش عقاید»، ۱۰۲۲۰ نفر را زنده سوزانیدند، ۶۸۶۰ نفر را شقّه کردند و ۹۷۰۲۳ نفر را به قدری شکنجه دادند که نابود شدند. دائره المعارف قرن بیستم می نویسد: در قرون وسطا به دستور محکمه «تفتیش عقاید»، تنها ۳۵۰۰۰۰ نفر از دانشمندان و متفکران را زنده زنده سوزانیدند.([۲۰]) در جریان جنگ های صلیبی مورّخان از وحشیگری و سنگدلی مسیحیان وقایعی دردناک نقل کرده اند؛ از جمله اینکه چگونه زنان را به ضرب دشنه به قتل می رساندند، ساق پای کودکان شیرخوار را گرفته، به زور آنها را از پستان های مادران شان جدا می ساختند و به بالای دیوارها پرتاپ می کردند، یا با کوفتن آنها به ستون ها، گردن شان را می شکستند! و چطور هفتاد هزار مسلمانی را که در شهر مانده بودند، به هلاکت رساندند. کشیشی که خود شاهد چنین وقایعی بوده است، می نویسد: چیزهای بدیعی از هر سو به چشم می خورد؛ گروهی از مسلمانان را سر از تن جدا کردند، گروهی دیگر را با تبر کشتند یا مجبور کردند که از برج ها به زیر افکنده شوند، پاره ای را چندین روز شکنجه دادند، آنگاه در آتش سوزانیدند. در کوچه ها، توده هایی از سر و دست و پای کشتگان دیده می شد.([۲۱])

در قرون وسطا، با وجود آنکه زنان مسیحی از تعلیمات مدرسه تقریباً بی بهره بودند،([۲۲]) در جهان اسلام، زن در مقام تدریس بود.([۲۳]) به موجب قوانین کلیسا، زن چنین موجودی بود: شرّی ضروری، وسوسه ای طبیعی، مصیبتی مطلوب، خطری خانگی، جذبه ای مهلک، و آسیبی رنگارنگ. زن همان حوّای مجسّم در همه جا بود که آدمی را از فردوس برین محروم ساخت. آلت مطلوبی بود در دست شیطان برای اغفال مردان و فرستادن آنها به دوزخ.([۲۴]) اساساً مسیحیان قرون وسطا به سختی می پذیرفتند که زن نیز انسان است و دارای حقوقی انسانی. زن تنها موجودی شریر بود که می بایست توسط مرد رام شود و مورد سوء استفاده همه جانبه قرار گیرد. به همین دلیل است که توماس آکویناس می گوید: کودکان باید پدران خود را بیش از مادران شان دوست بدارند،([۲۵]) اگرچه هنوز هم زن در نگاه غربی ها جایگاه بهتری نسبت به گذشته ندارد. مؤلّف کتاب “سیمای تمدّن غرب” می نویسد: طبق قانونی که در حدود ۱۸۵۰م در انگلستان وضع گردید، زنان از اتباع کشور به حساب نمی آمدند و هیچ مالکیتی پیدا نمی کردند و حتی مالک لباس هایی که به تن داشتند، نبودند. هانری هشتم به موجب فرمانی که در انگلستان صادر کرد، زنان از مطالعه کتاب مقدّس ممنوع نمود. ([۲۶]) مردم در اجرای برخی از جشن ها، تشریفات کلیسایی را اقتباس کردند و به صورت تقلیدهای پر سر و صدایی درآوردند که از شوخی های بی پیرایه آغاز می شد و به هجوگویی های فضاحت بار می رسید. «بووه»، «سانس» و سایر شهرهای فرانسه طی سالیانی چند، چهاردهم ژانویه را به عنوان «عید الاغ» جشن می گرفتند. تشریفات این جشن بدین قرار بود که ابتدا دوشیزه زیبایی را که به ظاهر معرّف مریم عذرا (علیها السلام) در فرار به مصر بود، بر خری می نشاندند. خر را به داخل کلیسایی رهبری می کردند و وادارش می کردند در آنجا کنده زند. او را در کنار محراب قرار می دادند. سپس به «قداس» و سرودهایی در تجلیل او گوش فرامی دادند و در پایان، هم کشیش و هم مؤمنان حاضر در کلیسا سه بار در حرمت حیوانی که مادر آنچه خداوندشان می دانستند را از چنگ هرودس پادشاه نجات بخشیده و عیسی را بر پشت خود تا اورشلیم حمل کرده بود، عرعر می کردند!([۲۷])

اینها مشتی از خروار است، به عنوان نمونه نقل شد تا معلوم شود که تمدّن اسلامی در چه زمانه ای پدید آمد و چه اثرات مهمی بر روی کل جهان، به ویژه جهان غرب، گذاشت. خلاصه آنکه به اعتراف ویل دورانت، عالَم مسیحی قرون وسطایی از نظر شهوات، خشونت، بدمستی، ستمگری، بی ادبی، کفرگویی، آز، دزدی، بی امانتی و دغل بازی، همان قدر آکنده و غنی بود که عصر لامذهب خود ما.([۲۸])

اروپا پس از آشنایی با تمدّن اسلام

در مقابل، اسلام با خاصیت علم دوستی اش در برخورد با «مسیحیت خشک فرانکی» اروپا، این بربریت ژرمنی غالب بر تمدّن رم را مسحور خود کرد، روشنفکران شان را جذب نمود و خشک مقدّس های شان را متعادل ساخت. اروپا دچار وحشت شد که در این سوی دنیا، قدرت و صنعت و علم و تجارت است و در آن سو، جهل و زبونی و محدودیت. این شکست «تمدّن مسیحی ژرمنی»، که ضد علم و هنر و فرهنگ بود، ختم رهبری فکری مذهب در اروپا بود. آن مسیحیت، محکوم و به کنار گذاشته شد؛ زیرا از تمدّن اسلامی در هر مرحله و در هر بخش از زندگی، شکست خورد. از آن پس، اروپایی روشنفکر زبان عربی می آموخت، کتاب های عربی می خواند و به قول خودش، از این بی دین ها می بایست چیزهایی بیاموزد. پاپ همه جا فریادش بلند بود که جوان های مملکت شان سراغ کتاب های علمی اسلامی می روند و از کتاب عیسی روی می گردانند. روشن است که اروپایی، مسلمان نشد ولی مسیحی هم نماند. او از اسلام، فقط علم دوستی، حقیقت جویی، دست و دل بازی در برابر مسائل طبیعی و ورود به امور صنعتی و جهان و افلاک را با دید ریاضی و محاسباتی آموخت. جنگ جویی و تجارت و عشق به زندگی و دل دادگی به هنر و نظافت و نظم خانه را آموخت. نسل جدید اروپا مذهبش در این چیزها، که از اسلام آموخت، غرق شد؛ مذهبی دیگر برایش نماند. مسیحیت عیسوی ژرمنی پس از شکست معنوی اش، دیگر قد راست نکرد. اروپا دنبال ایمان جدید و خدای جدید می گشت. این خستگان از «تثلیث»، به علم دوستی اسلامی، که مدت پانصد سال به آنان تلقین شده بود، گرویدند. دیگر تنها چیزی که می توانست باور تمدّن جدید اروپایی را برانگیزد، علم بود.

علم مذهب و خدای دوران جدید اروپا شد. منظور از «دوران جدید»، تمدّنی است که از اومانیسم تا به حال می بینیم. در این دوران، مذهب در اروپا وجود ندارد. مسیحیت وسیله ای است برای فرانکی های متمدّن شده که آنها اگرچه با فرانک های قرون وسطا از یک قوم هستند، ولی در دو دوران تمدّن کاملا متفاوت باید به حساب آیند. اینها فرزندان ژرمن های مسیحی شکست خورده از اسلام هستند که به مذهب علم دوست اسلام درآمده اند. اما علم دوستی بدون عیسویت، بدون ترمز و بی بند و بار، کار اروپا را ـ همان گونه که می بینیم ـ به علم پرستی کشاند و مسیحیت و پاپ را در کلیساهای تاریک، با دیوارهای قطورش حبس کرد. اروپای خوشبخت (!) به قدری از اسلام تأثیر یافت که اکنون در تجزیه عواملی که تمدّن کنونی اروپا می سازد، بیش از مسیحیت، اسلام را می یابیم.([۲۹]) تمدّن اسلامی از طریق تاجران مسلمان و زائران مسیحی و مسافران معمولی و جهانگردان و به ویژه جنگجویان صلیبی، به همراه اجناس و آداب و رسوم و اختراعات و تألیفات اسلامی، وارد اروپا شد و زندگی اروپایی را از همه جهت، غنی و پربار کرد و آنان را در آستانه خیزش علمی و رشد اقتصادی قرار داد.

افول تمدّن اسلامی

اما چرا تمدّن اسلامی با این همه عظمت و شکوه و ارزش و جلال و گستردگی جغرافیایی و عمق، از بین رفت؟ عوامل چندگانه ای را می توان برای آن جست و جو کرد. مسلّم است که زلزله ها، امراض فراگیر، قحطی ها، مهاجرت و مانند آن نمی توانند پایه های اساسی تمدّن را نابود کنند، مگر اینکه از جمله عذاب های الهی باشند که در آن صورت، وضع فرق می کند. تمدّن ها و اقوامی که در قرآن به نابودی آنها توسط عذاب های آسمانی و الهی اشاره شده، بخشی از آنها توسط همین بلایای طبیعی از قبیل سیل و زلزله و طوفان نابود شده اند. اما در مورد تمدّن اسلامی، این مسئله به گونه ای دیگر است. به قول ویل دورانت، هیچ یک از تمدّن های تاریخ همچون تمدّن اسلام، دچار ویرانی ناگهانی نشده است. مثلا فتح روم توسط بربرها به تدریج و در دو قرن صورت گرفت و در فاصله هر حمله تا حمله بعدی، قسمت متصرّفه این امکان را داشت که تجدید قوایی بکند و فاتحان ژرمنی در دل نسبت به دولت محتضری که به ویرانی آن کمک کرده بودند، احترام می گذاشتند و احیاناً بعضی از آنان برای حفظ آن، کوشش می کردند. ولی تاخت و تاز مغولان فقط چهل سال بود. نیامده بودند که فتح کنند و بمانند، بلکه می خواستند بکشند و غارت کنند و حاصل را به مغولستان ببرند. وقتی موج خونین مغول باز پس رفت، آنچه بر جای ماند عبارت بود از: اقتصادی به شدت آشفته، قنات هایی ویران یا کور، مدرسه ها و کتاب خانه هایی سوخته، دولت هایی چنان فقیر و ضعیف و از هم گسیخته که قدرت اداره کشور را نداشتند و نفوسی که به نیم تقلیل یافته و روحیه باخته بودند. اما پیش از حمله خارجی، لذت طلبی «اپیکوری»، خستگی جسمی و روحی، بزدلی و بی لیاقتی جنگی، فرقه گرایی و جهل مذهبی، فساد، و هرج و مرج سیاسی، دولت را به اضمحلال کشانیده بود. این عوامل و نه تغییر اقلیم بود که فقر و فلاکت و ویرانی را جایگزین رهبری جهانی آسیای باختری کرد و ده ها شهر آباد و معتبر بین النهرین و ایران و قفقاز و ماوراءالنهر را به فقر و بیماری و عقب ماندگی کنونی دچار ساخت.

مغولان به گونه ای کشتار کردند که در این کشتار عمومی، هزاران دانشور، عالم و شاعر تلف شدند، کتابخانه ها و گنجینه هایی که طی قرن ها فراهم آمده بود در یک هفته ویران یا غارت شد، صدها هزار جلد کتاب سوخت.([۳۰]) حمله مغولان به سرزمین های اسلامی، به ویژه ایران از سال ۱۲۱۹ـ ۱۲۵۸م (یعنی تقریباً ۶۱۶ـ ۶۵۶ هـ.ق) در قرن هفتم بود. کمی پیش از آن، جنگ های صلیبی به اوج خود رسیده بود. این جنگ ها که از سال ۱۰۹۵ـ ۱۲۹۱م (قریب ۴۹۲ـ ۶۸۸ هـ.ق) به طول انجامید، عامل مهم دیگری در تضعیف تمدّن اسلامی و افول آن بود. گوستاو لوبون می نویسد: در جریان جنگ های صلیبی، که لشکری از مسیحیان به شهرهای اسلامی هجوم آوردند، یکی از تفریحات شان این بود که کودکانی را که بر سر راه می دیدند، می گرفتند و قطعه قطعه می کردند و سپس در آتش می سوزانند و نیز دست به کشتار و قتل و غارت می زدند و جنایاتی مرتکب شدند و اعمال وحشیانه ای انجام دادند که قلم از بیان آن شرم دارد! هر صفحه ای از کتاب مورّخان نصارای آن زمان را ورق بزنیم، دلیل های روشنی بر وحشی گری قشون صلیب به چشم می خورد و تنها داستانی که در شهر «مارات» اتفاق افتاد و آن را روبرت راهب که خود شاهد و ناظر بوده است، نقل می کند برای اثبات مطلب کافی است. مورّخ مزبور می گوید: لشکر ما در میان کوچه ها و میدان ها و پشت بام ها گردش می کردند تا عطش خود را از خون مردم فرو نشانند. عیناً مانند شیر ماده ای بودند که بچه اش را ربوده باشند. اصلا هیچ انسانی را زنده نمی گذاردند و برای اینکه زودتر مردم را بکشند، هرچند تن را با یک ریسمان به دار می آویختند. قشون ما هر چه را می ی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *