تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه آزادی در منظومه ی فکری شهید بهشتی رحمه الله :

مـقدمه

آزادی یـکی از مفاهیم بنیادی در فلسفه سیاسی اسلام محسوب می شود. در اسلام انسان واجد استعدادهای فراوان و تمایلات عالی اسـت و همین استعدادها و تمایلات منشأ آزادی وی شمرده می شود (عمید زنجانی، ۱۳۸۸، ص۴۱۸ ). با پیروزی انقلاب اسلامی ایـران به رهبری حضرت امـام خمینی(قدس سره) آزادی به عنوان یکی از آرمان های اساسی انقلاب مطرح گردید و از زمینه های اصلی تأسیس حکومتی با آموزه های شیعی در ایران شناخته شد. همزمان با تأسیس قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل آزادی به عنوان اصل اساسی در قـوانین و آموزه های انقلاب اسلامی و یکی از پایه های مشروعیت حکومت اسلامی عنوان شد. امام خمینی(قدس سره)، از کسانی بودند که بیشترین تأکید را بر آزادی و تأسیس نظامی متکی بر آزادی داشتند. شاگردان ایشان، از جمله شهید بهشتی رحمه الله، در طول حیات خـود نـیز بر آزادی به عنوان حق، در چهارچوب اسلام تأکید داشتند.

با این حال، امروزه با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی، مفهوم آزادی در اسلام و حدود آن متأثر از شرایط موجود درجهان و گسترشاندیشه های غربی همچون لیـبرالیسم و فـردگرایی تا حدی مورد فراموشی و غفلت واقع گردیده و به دقت مورد بررسی نظری قرار نگرفته است. در این میان شهید بهشتی رحمه الله به عنوان محقق و متفکر اسلامی که با درک دقیق شـرایط و شـناخت نیازهای زمان و اهمیت آزادی، به بررسی مفهوم آزادی مبادرت نمود و به عنوان یکی از شاگردان حضرت امام (قدس سره) جایگاه و اهمیت ویژه ای می یابد.

پیرو همین اهمیت و ارزش، در این پژوهش، به بررسی نگاه ایشان بـه مـفهوم آزادی پرداخـته می شود و از این منظر تلاش مـی شود تـا دیـدگاه وی درباره لیبرالیسم مورد کنکاش قرار گیرد. به نظر می رسد شهید بهشتی رحمه الله، به عنوان اندیشمند و متفکر اسلامی، در دیدگاه خود پیرامون مفهوم آزادی مـتأثر از مـبانی مـعرفت شناسانه، هستی شناسانه و انسان شناسانه اسلامی است، لذا در برخورد با اندیشه و تـفکر لیـبرالیسم، ضمن نقد مکتب لیبرالیسم مبانی معرفت شناسانه، و به عبارتی روشن تر، آبشخورهای فکری این مکتب را نیز مورد انتقاد قرار می دهند و در نـهایت تـلاش مـی کنند تا با نگاهی چند محوری به جایگاه انسان در هستی، مـنبع معرفت در اسلام و هدف مند بودن آفرینش، مفهومی اسلامی از آزادی را ارائه نمایند.

در این مقاله، از حیث روش، براساس رویکرد گیدنز، مبنی بر این کـه عـلم تـلاشی تفسیری است که در آن تئوری ها متضمن چهارچوب های معنایی هستند و علوم اجـتماعی بـه خلاف علوم طبیعی شامل هرمنوتیک مضاعف است، هنگام مواجهه با متون و تألیفات شهید بهشتی رحمه الله و خوانش آنـها، از تـفسیر مـضاعف بهره گرفته شده است (Giddens, 1996, p 3).

با پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از مهم ترین کارهایی کـه تـوسط نـیروهای پیرو خط امام (قدس سره) و اسلام فقاهتی صورت گرفت، تأسیس و راه اندازی حزب جمهوری اسلامی بود (بـهنود، ۱۳۷۷، ص۴۲۹ ). حـزب جـمهوری یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل گردید و هدف بنیان گذاران این حزب به دست گـرفتن مـستقیم قدرت سیاسی به خاطر اعتقاد به تجربه تلخ تاریخی گذشته ناشی از کنار مـاندن مـذهبیون از سـیاست و افتادن آن به دست غیرمذهبی ها و ضد مذهبی ها بود. شهید بهشتی ; از مهم ترین اعضاء آن حزب بود کـه بـر ضرورت تشکیل حزبی مکتبی براساس اسلام اصیل تأکید می کرد (جاسبی، ۱۳۷۹، صص۳۶۷ـ۳۶۶).

حزب جـمهوری، فـعال ترین جـریان فرهنگی انقلاب بود که چالش جدی با جریان های انحرافی فکری و سیاسی داشت. از مسائل حساس و مـورد تـأکید امام (قدس سره) و یارانشان که با دیگر جریان های فکری مورد اختلاف بود، بحث بـر سـر چـگونگی تدوین قانون اساسی بود (حسینی زاده، ۱۳۸۶، ص۲۹۱). بازرگان،ملی گراها و گروه های چپ، خواستار تأسیس مجلس مؤسسان جهت بـررسی پیـش نویس قـانون اساسی و الگوگیری از کشورهای غربی شدند (برزین، ۱۳۷۴، ص۲۹۵). در مقابل، طرفداران امام (قدس سره) و اسلام فقاهتی بـهره گیری از تـعالیم اسلام و نظارت فقهای دین بر نگارش قانون اساسی را خواستار بودند. با دستور حضرت امام (قدس سره) مقرر شـد مـجلس خبرگان این وظیفه را انجام دهد (اسماعیلی، ۱۳۸۰، ص۱۲۰ ). مجلس خبرگان با نائب رئیسی شـهید بهشتی رحمه الله تشکیل شد (بشیریه، ۱۳۸۴، ص۴۰)، که نقش مهمی را در تـدوین قـانون اسـاسی به عهده داشت (هدایت نیا گنجی، ۱۳۸۲، صص۲۷ـ۲۶). یـکی از اقـدامات مهم شهید بهشتی رحمه الله در جریان تأسیس قانون اساسی روشن کردن جایگاه ولایت فقیه در آن بـود؛ گـرچه بعضی از لیبرال ها و ملی گرایان همچون بـنی صدر بـا آن مـخالفت مـی کردند، ولی شـهید بهشتی رحمه الله با دلایل و براهین مستند بـه مـخالفان جواب می داد و سرانجام اصل ولایت فقیه در مجلس تصویب شد (حسینی زاده، ۱۳۸۶، ص۲۹۹).

حضور و تـلاش مـستمر شهید بهشتی رحمه الله برای پی ریزی شالودهای اسـلامی در چهارچوب حکومت، موجی از خـشم و نـفرت را در دل بسیاری از منافقین شکل داد و همین اقـدامات سـازنده ایشان منجر گردید تا در هفتم تیر ماه به همراه هفتاد و دو تن از همکارانش در دفـتر مـرکزی حزب جمهوری اسلامی، به دسـت مـنافقین، بـه شهادت برسد (رجـایی، ۱۳۸۲، ص۶۷۹).

از شـهید بهشتی رحمه الله تألیفاتی چند بـه یـادگار مانده است که در این میان می توان از «خدا از دیدگاه قرآن»، «نماز چیست؟»، «بانکداری و قوانین مالی اسـلام»، «یـک قشر جدید در جامعه»، «روحانیت در اسلام و در مـیان مـسلمین»، «مبارزه پیـروز»، «شـناخت دیـن »، «نقش ایمان در زندگی انـسان»، «کدام مسلک» و «شناخت و مالکیت» یاد کرد.

مبانی فکری شهید بهشتی رحمه الله

برای شناخت اندیشه و دیدگاه هـر مـتفکر و نظریه پرداز، در گام نخست لازم است به مـبانی و آبـشخورهای فـکری آنـها آگـاه بود. بنیادهای فـکری هـر نظریه پرداز را می توان در نگاه وی به انسان، جهان، منبع معرفت و جایگاه دولت دنبال نمود. درک و فهم دیدگاه نظریه پردازان نسبت بـه مـباحث یـاد شده در تعاریف آنها از مفاهیم و تحلیل شان از رویدادها مـؤثر اسـت. مـبانی مـعرفتی مـتفاوت، تـعاریف و تحلیل های متفاوتی را به دنبال خواهند داشت. در این میان شهید بهشتی رحمه الله به عنوان یک متفکر مسلمان مبانی اندیشه خود را براساس آموزه های اسلامپی ریزی نموده و در این گذر سخت به انـدیشه های اسلامی پای بند است. از این رو برای فهم درست اندیشه های وی لازم است به مبانی فکری و معرفتی وی توجه شود؛ چرا که فهم تعریف و جایگاه مفهوم آزادی در اندیشه ایشان در گرو شناخت درست مبانی فکری این شـهید عـالی قدر نهفته است. از این رو در مباحث زیر تلاش می شود مبانی فکری ایشان درباره هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و کارکرد و جایگاه دولت ارزیابی شود و در نهایت مفهوم و جایگاه آزادی در اندیشه ایشان مشخص گردد.

الف ـ هدف داری نظام آفـرینش

از دیـدگاه فلسفه اسلامی، خلق و آفرینش و تدبیر تمام هستی و همه موجودات، از جانب خداوند متعال صورت گرفته است و غیر از او هیچ رب و پروردگاری در جهان هستی نیست. آنچه در فـلسفه اسـلامی حاکم است، اصل توحید اسـت و هـمه مسائل با توجه به این اصل معنا پیدا می کند. شهید بهشتی رحمه الله نیز به عنوان یک متفکر مسلمان در کتاب حق و باطل در مورد هدف داری نظام آفـرینش مـی نویسد: «قرآن در آیات بسیاری اعـلام مـی کند که ما آسمان ها و زمین را به حق آفریده ایم: (وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الأرْضَ وَ ما بَینَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ) (حجر/۸۵)». وی با اشاره به این آیات متذکر می شود که «در این برداشت، حق بودن هستی در مقابل پوچ بـودن آن اسـت. این حق، یعنی این که جهان هستی هدف و جهتی دارد» (بهشتی، ۱۳۸۵، ص۵۴). وی متذکر می شود: «همه این مقطع آفرینش برای این است که میدانی رنگارنگ و متنوع برای عمل انسان به وجود بیاید و انـسان در مـسابقه به خـیرات و نیکی ها در این میدان گسترده و وسیع قرار بگیرد و نهان انسان با انتخاب راه و شیوه عملی که دارد آشکار گـردد» (بهشتی، ۱۳۸۵، صص۵۵ـ۵۴).

شهید بهشتی رحمه الله همچنین با بیان آیه ۱۱۵ سوره مؤمنون مـی نویسند: (أ فـَحَسِبْتُمْ أنـَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً وَ أنَّکمْ إِلَینا لا تُرْجَعُونَ)؛ اگر قرار بود عمل انسان و پاداش و کیفر عمل انسان در کار نباشد، آفرینش او عـبث و بـیهوده بود. آن چیزی که آفرینش آنان را از پوچ بودن بیرون می آورد این است که انسان سـرانجام و فـرجامی دارد» (بـهشتی، ۱۳۸۵، صص ۵۶ـ۵۵). وی به این نتیجه می رسد: «باید قوانین، مقررات و نظام های اجتماعی، همگی طوری تنظیم شوند کـه این میدان را برای مسابقه آگاهانه و آزادانه برای انسان آماده نگه دارند و هر عـاملی و هر مانعی به وجـود بـیاید و بخواهد مانع تحقق این هدف شود، باطل است» (بهشتی، ۱۳۸۵، ص۵۵).

ب ـ ماهیت انسان

شهید بهشتی رحمه الله در بحث انسان شناسی که منتج از هستی شناسی وی می باشد، نخستین ویژگی انسان را بافت رنگارنگ و متنوع وی عنوان می نماید. این موجود نه تـنها از نظر بافت جسمی نسبت به جانداران دیگر امتیازهای خاصی دارد، بلکه از بافت روحی و استعدادهای برتری نیز برخوردار است. به همین دلیل در بوته آزمایش قرار می گیرد (بهشتی، ۱۳۸۶، ص۱۳۷). در این آزمایش، به انسان ابزارهایی از جـمله وحـی، آزادی و حق انتخاب داده شده است، تا به آگاهی و شناخت برسد (اطهری و دیگران، ۱۳۹۲، ص۹۶). به تعبیر شهید بهشتی رحمه الله، «برای همین، انسان از نطفه ای در هم آمیخته آفریده شد تا بشود در معرض انتخاب قرار گیرد» (سـتوده و دیـگران، ۱۳۷۸، ص۸۷). در نگاه وی «انسان با انتخاب، آینده و سرنوشت خود را می سازد» (ستوده، ۱۳۷۸، ص۸۷).

شهید بهشتی رحمه الله در کتاب شناخت اسلام در مورد ماهیت انسان می نویسد: «انسان دارای ماهیت و طبیعتی عمومی است، اما ماهیت خاص خود را بـاید در سـایه کوشش و اراده شخصی بسازد» (بهشتی، ۱۳۸۶، ص۱۹۹). همچنین ایشان معتقدند این موجود از خمیرمایه ای برخوردار است که به راحتی می تواند با حق سازگاری کند (طالبی، ۱۳۸۵، ص۴). وی در این مورد می نویسد: «فطرت و خمیرمایه سرشت انسان نـه تـنها بـا حق سر جنگ ندارد، بـلکه بـا حـق پیوندی اصیل دارد، چون روح در او دمیده شده است » (بهشتی، ۱۳۸۵، ص۵۹).

شهید بهشتی رحمه الله در کتاب خود حزب جمهوری می نویسد: «از نظر جهان بینی اسلامی، انسان ویژگی خاصی دارد کـه مـربوط بـه روح الهی است. آیه های ششم تا نهم سوره «سـجده »، بـیست و نهم از سوره «حجر» و هفتاد و دوم از سوره «ص»، مربوط به این معناست: (ذلِک عالِمُ الْغَیبِ وَ الشَّهادَهِ الْعَزیزُ الرَّحیمُ الَّذی أحْسَنَ کلَّ شَی ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأ خـَلْقَ الإِنـْسانِ مـِنْ طینٍ ثُمَ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ ثـُمَ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَ الأبْصارَ وَ الأفْئِدَهَ قَلیلاً ما تَشْکرُونَ) (سجده/۶ـ۹)؛ آن است دانای نهان و آشـکار، تـوانای بـلند مرتبه پر مهر، که آفرینش هر چیز را به نیکویی پرداخت و در آفرینش انـسان از سـرشتن خاک او آغاز کرد، نخست خاک او را سرشت، و سپس انسان را آفرید، سپس دودمان او را از چکیده ای از آبی بی مقدار، سپس او را پرداخـت و از روح خـود در او دمـید (بهشتی، ۱۳۸۶، ص۸۶ ).

پیوند ذات و فطرت انسان با خدا از یک سو و به ودیعه نهادن حـق آزادی و انـتخاب بـه او منجر می گردد تا در اندیشه شهید بهشتی رحمه الله که متأثر از اندیشه اسلامی است، انسان مطابق بـا عـقل و وحـی، مسؤول ساختن خود و ساختن محیط خود معرفی گردد، چنانچه قرآن در این مورد می فرماید: (وَ لَتـُسْئَلُنَّ عـَمَّا کنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (نحل/۹۳). مطابق آراء شهید بهشتی رحمه الله، تأثیر محیط اجتماعی در فرد، هیچ گاه به مـرحله ای نـمی رسد کـه نقش خودسازی آگاهانه و آزادانه را به صفر برساند (طالبی، ۱۳۸۵، ص۴). در مجموع، انسان با روح الهی که در وجـودش اسـت مسؤول است از لابلای پیچ و خم هایی که در پیکرش و در رابطه پیکرش با محیط طبیعت و مـحیط اجـتماعی وجـود دارد، با اختیار خود و با کمک عقل و وحی که در کنار یکدیگر قرار دارند راه را به سـوی آیـنده تاریک یا روشن بگشاید. بنابراین، اصل اختیار در فلسفه اسلامی به عنوان یـکی از مـهم ترین ویـژگی ها و خصلت های وجود انسان در قالب «جبر و اختیار» مطرح شده است. بر این مبنا خداوند انسان را در بـرابر هـدایت حـکیمانه انبیا: آزاد قرار داده است؛ که در عین موظف بودن در برابر آینده، در انتخاب آزاد است.

ج ـ حـجیت مـعرفت شناختی وحی و عقل

معرفت شناسی اسلامی نیز تحت تأثیر هستی شناسی در مرحله اول و انسان شناسی در مرحله دوم است. از جمله راه های کسب مـعرفت در انـدیشه دینی وحیمی باشد که وظیفه دارد در حدودی که عقل ناقص است جبران کند (مـطهری، ۱۳۷۲ الف، ص۳۶۷). شـهید بهشتی رحمه الله هم در بحث معرفت شناسی، هم عقل و هـم وحـی را دارای اعـتبار می داند و منافاتی بین این دو نمی بیند. وی رابطه بـین عـلم و عقل و وحی را این گونه بیان می کند که: «وحی یک نورافکن است برای خـودش، عـلم و عقل هم نورافکن هایی هستند بـرای خـودشان. هم مـیدان مـشترک دارنـد و هم هر کدام میدان اختصاصی » (بـهشتی، ۱۳۹۰، ص۱۱۰). وی بـه سه صورت بین عقل و وحی پیوند برقرار می کند؛ اول این که عقل را عـطیه الهـی به انسان می داند، دوم این که عـقل را مانند وحی زبانی مـی داند و سـوم این که مرجع او برای نـشان دادن انـدیشه ورزی انسان خود وحی است، یعنی خود متن مقدس با قوه عقل و ادراک فهمیده مـی شود. بـه عبارت دیگر، خداوند دو هدیه زبـانی بـه انـسان داده است؛ یکی در خـلقت انـسان که عقل را با یـاد دادن اسـماء هدیه کرد، و یکی هم وحی را به صورت عالی ترین شکل و محتوای زبانی ـ که معجزه اسـت ـ داده اسـت.

نکته مورد توجه در منظومه فکری شـهید بهشتی رحمه الله تقدم عـقل بـر وحـی است. وی در این باره عـنوان می کند که «اسلام می خواهد مردم بیندیشند، نه این که مسائلی بر آنان تحمیل کند. لذا بـه کـار گرفتن عقل و اندیشه از اولین اصول جـهان بینی اسـلام اسـت. دسـت یـافتن به حقیقت و اصـالت داشـتن مبدأ و وحی و دیگر پایه های اعتقادی اسلام باید با دست یاری عقل و اندیشه باشد» (بهشتی، ۱۳۸۶، ص۴۳۰). شهید بهشتی رحمه الله در کـتاب حـق و بـاطل می نویسد: «ما اصرارمان همین است که اسـلام از وحـی پیـغمبر شـروع نـمی شود. اسـلام از روشن ترین شناخت های بشر شروع می شود و در مسیر خود به وحی و پیغمبر۹ برخورد می کند. ادامه راهش با عقل و وحی هر دو است» (بهشتی، ۱۳۷۸، ص۳۹). بنابر این همین تفسیر از عقل راه را برای شـناخت اسلام برای انسان هموار می کند. شهید بهشتی رحمه الله در این زمینه می گوید: «یکی از روشن ترین راه های شناخت اسلام، این است که جستجوگری ات را با معیارهای همه کس شناسی آغاز کنی که از زشت و زیبا و نیک و بـد داری. آن وقـت کدام آئین، آئین خداست؟ آئینی که در آن آئین از معروف (خوبی های شناخته شد نشان دار) حمایت می شود و از منکر (بدی های مردود و مطرود) نکوهش و با آنها مبارزه می شود» (بهشتی، ۱۳۷۹، ص۹۴).

د ـ ماهیت دولت

شهید بهشتی رحمه الله به دلیل ایـن کـه یک اندیشمند مکتبی است و مکتب را حاکم بر روابط اجتماعی و فردی انسان ها می داند، ماهیت و طبیعت دولت را مناسبات ارزشی و عدالت الهی می داند (طالبی دارابی، ۱۳۸۵، ص۴). ویـ در کـتاب شناخت اسلام متذکر می شود کـه جـهان واقعیتی است که براساس عدالت برپاست: «بِالعَدلِ قَامَتِ السَّموَاتِ وَ الارض؛ آسمان ها و زمین به عدالت برپاست» (بهشتی، ۱۳۸۶، ص۱۳۹). وی، پاسداری از حق و عدل را زیربنای حکومت حق و عادل می داند و مـعتقد اسـت که مسأله ایجاب مـی کند کـه همه مردم تلاش کنند تا سازمان اجتماعی آگاه و توانا، یعنی دولت، به وجود آورند. اصولاً، این نگرش ناشی از این تفکر است که اسلام دینی است که مشتمل بر سیاست و سیاست از دیـانت و حـتی از عبادت جدا نیست. از نظر شهید بهشتی رحمه الله، ضرورت وجود دولت در تأمین تکامل انسان و رسیدن به کمال الهی است. از این نظر، وی بر آن است که دولت بر کرامت انسان در درجه اول توجه کـند. نـظام سیاسی کـه شهید بهشتی رحمه الله از آن دفاع می کند، نظامی است مکتبی و متعهد. بنابراین، اگر بهزیستی معنوی و تعالی انسانی، ضرورت ایجاد دولت را اثـبات می کند، آزادی و اختیار آدمی حکومتی بر مبنای سعادت و کرامت را جستجو می کند (طـالبی دارابـی، ۱۳۸۵، ص۴).

بـنابر این از نگاه شهید بهشتی رحمه الله نظام آفرینش، میدانی گسترده برای تلاش آگاهانه انسان است. انسان موجودی است دارای آگـاهی و شـناخت و قدرت انتخاب. وی دولت را برای ایجاد عدالت در جامعه و رسیدن انسان بههدف هایش و ساختن آیـنده اش مـورد تـوجه قرار می دهد. ضرورت دولت تأمین شرایط برای انسان برای رسیدن به قرب الهی است. آنـچه در این مقوله خود جای سؤال دارد این است که بهشتی رحمه الله به عنوان متفکری اسـلامی و با درکی که از جـهان، انـسان و دولت ارائه می دهد چه جایگاهی را برای آزادی در نظر می گیرد.

معنا و چیستی آزادی

پس از آگاهی از مبانی معرفتی شهید بهشتی رحمه الله، هنگام بررسی مفهوم آزادی در منظومه فکری ایشان فرامی رسد. آیت الله بهشتی رحمه الله ضمن این که اعتقاد دارد متفکران در طول تاریخ، آزادی را به گـونه های مختلفی تعریف کرده اند، درباره عامل این اختلاف بر این باور است که این مفهوم نیز همچون مفاهیم دیگر، متأثر از زمان و پیشرفت زمان است و در هر زمان متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی و نـیازها و حـساسیت های موجود در جامعه و فرهنگ حاکم بر زمان معنای خاصی دارد (فارسی، ۱۳۶۱، ص۵۶). با توجه به مبانی فکری متعدد و برداشت های گوناگون از آزادی، باید نخست به این بحث پرداخت که معنای آن از نگاه شهید بهشتی رحمه الله چیست؟

آزادی در انـدیشه شـهید بهشتی رحمه الله اهمیت ویژه ای دارد که از نگرش ایشان به انسان سرچشمه می گیرد. در یک تقسیم بندی کلی دو نوع نگاه به انسان وجود دارد؛ نخست نگاه قیم مآبانه که معتقد است باید اندیشه ها و ارزش های دیـنی را بـه انسان ها تحمیل کرد، نگاه دیگر انسان را موجودی آزاد و انتخاب گر می بیند (لک زایی، ۱۳۸۲، ص۵۲).

شهید بهشتی رحمه الله، نگاه اسلام به مقوله انسان را با استناد به آیات قرآن این گونه بیان کرده است: «در جهان بینی اسـلام، انـسان شـدنی است مستمر و پویشی است خـودآگاه، انـتخاب گر و خـودساز. در نهاد و نهانش، کشش ها، خواست ها و انگیزه هایی آفریده شده که او را به این حرکت و پویش خودساز وامی دارد. او براساس آگاهی و با قدرت گزینشی آزادی که بـه او دادهـ شـده جلو می رود و ساخته می شود. قرآن در سوره کهف، آیـه ۲۸ مـی فرماید: (وَ قُلِ الْحَقُ مِنْ رَبِّکمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیکفُرْ)؛ بگو حق از جانب پروردگارتان است؛ هر کس می خواهد بـاور کـند و هـر کس می خواهد باور نکند، بنابراین اصل در زندگی این است کـه آزاد بماند و این آزادی او محدود نگردد، مگر محدودیت هایی که اگر رعایت نشود، به آزادی واقعی خود او، به آزادی دیگران لطمه زند» (بـهشتی، ۱۳۸۱، ص۲۰). بـنابراین، ایـن که پیامبران: مردم را به ایمان و توحید فراخوانده اند، نشان دهنده این است کـه اولاً، مـعتقد بوده اند انسان فطرتاً آزاد است و ثانیاً، دعوت به توحید و ایمان را باید آزادانه و آگاهانه برگزینند و هیچ اجباری در آن نـیست (لک زایـی، ۱۳۸۲، ص۵۲).

شـهید بهشتی رحمه الله معتقد است، «بزرگ ترین شعار اسلام آزادی است. از دید اسلام انسان تا آزاد نـباشد انـسان نـمی ماند (بهشتی، بی تا (ب)، صص۱۱۴ـ۱۱۳). شهید بهشتی رحمه الله می گوید نخستین خاستگاه انسان طبیعت است و آدمی باید بـتواند از آن بـرخاسته و فـراتر رود: «اولین مسأله این است که انسان از بردگی و بندگی طبیعت آزاد است. انسان آن توان را دارد که طـبیعت را رام و مـهار کند. در حقیقت خداوند به انسان این آزادی را داده که در پرتو آگاهی و اعمال آزادی بتواند مـحیط زنـدگی مـورد تمایل و خواست خودش را بسازد (بهشتی، ۱۳۸۱، ص۳۳).

به طور کلی علاوه بر جبر طبیعی، جبر اجـتماعی و جـبر تاریخی نیز نمی تواند آزادی انسان را سلب کند و آدمی با علم و آگاهی می تواند بر ایـن جـبر و مـحدودیت نیز فایق آید: «دیدگاه اسلام، این است که انسان محکوم جبر اجتماعی هم نیست» (بـهشتی، ۱۳۸۱، ص۵۰). شـهید بهشتی رحمه الله متذکر می گردد: «از نظر اسلام همان طور که در طبیعت قوانینی وجود دارد، در جـامعه هـم قـوانینی وجود دارد. بنابراین، انسان با شناخت و آگاهی و ایمان می تواند خودش را از حاکمیت و سلطه آنها آزاد کند» (بهشتی، ۱۳۸۱، صـص ۵۲ ـ۵۱ ).

تـأکید شـهید بهشتی رحمه الله بر گرایش ذاتی به آزادی و برخورداری انسان از قوه عقل در کنار اختیار و اراده مـنجر مـی گردد تا ایشان آزادی را تسلط انسان بر ساختن خویش و ساختن محیط خویش بیان کند و امتیاز انسان بر هـمه مـوجودات دیگر عالم طبیعت را در این بدانند که انسان می تواند بر طبیعت مسلط بـاشد و شـرایط را بر وفق خواسته و نیاز خود دگرگون کـند» (واحـد بـنیاد شهید انقلاب اسلامی، ۱۳۶۱، ص۱۱۸۳).

پیرو همین اندیشه اسـت کـه به انسان گفتند: ای انسان! آینده و سرنوشتت را خود بساز. هر خوشبختی و سعادتی و هر رنـج و تـیره بختی انسان ها محصول کار خود آنـهاست (سـتوده، ۱۳۷۸، ص۸۷). در قرآن آمـده اسـت: (لَهـا ما کسَبَتْ وَ عَلَیها مَا اکتَسَبَتْ) (بـقره/۲۸۶). از نـگاه شهید بهشتی رحمه الله: «نفی آزادی مساوی با مسخ شخصیت و انسانیت انسان است، زیرا دیـگر انـسان نمی تواند خالق شخصیت و معمار سرنوشت خـویش باشد» (فارسی، ۱۳۶۱، ص۵۷).

باید گـفت ایـن معنای آزادی، با خلاقیت رابطه دارد، زیـرا از نـگاه شهید بهشتی رحمه الله «خلاقیت فنی و صنعتی و چاره اندیشی های پیشرفته انسان در رویارویی با شرایط طبیعی مـیدان گـسترده ای برای آزادی به وجود آورده است. در پرتـو خـلاقیت، انـسان درجه بالایی از آزادی خـویش را تـأمین کرده است» (واحد بـنیاد شـهید انقلاب اسلامی، ۱۳۶۱، ص۱۱۸۳). در پرتو چنین سلطه ای است که انسان می تواند حاکم بر خود، محیط طـبیعی و جـامعه، نظام، حاکمیت و قدرت سیاسی شود و بـر هـمه تأثیر اسـاسی بـگذارد (لک زایی، ۱۳۸۲، ص۵۵ ).

نکته ای که شهید بهشتی رحمه الله در این رابطه متذکر می گردد این است که در اسلام آزادی های فردی، محدودیت های اجتماعی دارند. انسان آزاد اسـت، امـا در چهارچوب حدود الله و در چهارچوب قوانین الهی (بـهشتی، بـی تا (الف)، ص۱۰۵). بـا ایـن حـال ایشان با اسـتناد بـه قرآن مجید می گوید: « هیچ انسانی محکوم هیچ جبر اجتماعی نیست، ولی کیفیت و روابط و مناسبات اجتماعی و اقتصادی، روی انـتخاب آگـاهانه انـسان اثر می گذارد، اما نه در حد جبر. امـا مـحیط هایی هـستند کـه بـاروری و رشـد نیک خواهی، خیرخواهی و خداخواهی انسان راآسان تر می کنند. میدان ها و محیط هایی هستند که بعد شیطان پرستی، هواپرستی، خودپرستی و تباهی گرایی انسان را آسان تر می کنند» (بهشتی، ۱۳۸۱، ص۵۲).

شهید بهشتی رحمه الله ضمن تعریف آزادی، دو معنای متمایز آزادی را یـادآورمی شود که وابستگی تمامی با یکدیگر دارند. این دو معنای متمایز آزادی عبارتند از: «آزادی به معنای یک نیاز عمیق و درونی که هر فردی به طور طبیعی خواهان آن و دیگری، آزادی به معنای یک واقـعیت اجـتماعی» (فارسی، ۱۳۶۱، ص۵۸). معنای فردی آزادی، خواستی است ذاتی و درونی و به شخص انسان مربوطمی شود و معنای اجتماعی آن واقعیتی است اجتماعی که به نوع روابط اجتماعی مربوط می شود. در نگاه شهید بهشتی رحمه الله آزادی فردی یعنی «آزادی از قـید و بـند » و «انسان هنگامی قید و بند را احساس می کند که بدان آگاهی و نیز حساسیت داشته باشد». بنابراین، نخستین و مهم ترین عامل برای رسیدن به آزادی، آگاهی و شناخت اسـت (لک زایی، ۱۳۸۰، ص۱۶۲). از نظر شهید بهشتی رحمه الله، آزادی به مـفهوم فـردی آن، تنها به معنای رهایی از بندهای برونی نیست، به معنای آزادی از بندهای درونی هم هست. قدرت مادی نمی تواند آزادی را به ارمغان آورد، زیرا آزادی تنها وقتی معنا پیـدا مـی کند که تمامی بندها، کـه بـخش مهمی از آنها بندهای درونی است از میان برداشته شود و این تنها وقتی صورت می پذیرد که انسان در کنار قدرت های مادی، قدرت معنوی لازم را در جهت آزاد ساختن خویش داشته باشد (فارسی، ۱۳۶۱، ص۵۷ ).

شهید بهشتی رحمه الله، آزادی بیرونی را بـر آزادی درونـی مقدم می داند. زیرا، این مسأله یک خواست و یک نیاز درونی و اصیل است و انسان تنها می تواند به این نیاز درونی اش پاسخ گوید که در جامعه، آزاد زندگی کند؛ یعنی آزادی به عنوان یک واقـعیت اجـتماعی وجود داشـته باشد (لک زایی، ۱۳۸۵، ص۷). شهید بهشتی رحمه الله ضمن استناد به حدیث معروف حضرت رسول اکرم(ص)، «من أصبح و لا یهتم باُمور المـسلمین، فلیس بمسلم»، به احساس مسؤولیت یک مسلمان در رابطه با سایر مـسلمانان و انـسان ها اشـاره می کند و می گوید: «اگر یک انسان، یک حزب، یک تشکیلات، یک قشر، یک ملت و یک نژاد بخواهد بـه سـعادت برسد، یعنی مسؤولیت هایی را که به عهده دارد، انجام بدهد، طبق جهان بینی اسلام، باید بـه آزادی، بـه نـجات و رستگاری و فلاح همه انسان ها بپردازد» (واحد بنیاد شهید انقلاب اسلامی، ۱۳۶۱، ص۱۰۶۷).

آیت الله بهشتی رحمه الله بزرگ ترین مؤلفه انـقلاب اسلامی ایران را دست یابی به آزادی های اجتماعی در جامعه می داند (لک زایی، ۱۳۸۲، ص۴۹ ). ایشان ارج و تقدس از آزادی اجـتماعی را نیز به این دلیـل مـی داند که آزادی از یک خواسته و نیاز درونی ناشی می شود و به همین دلیل است که «کسی که از این نوع آزادی دفاع می کند، در حقیقت دفاع از کلیه خواست ها و نیازهای اصیل انسانی است» (بهشتی، ۱۳۶۱، ص۱۱۵۷).

شهید بهشتی رحمه الله، معنای دیـگری از آزادی را مطرح می کند که م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *