تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جغرافیای تاریخی داستان حضرت لوط (علیه السلام) :

مقدمه

در نگاه نخست به متن قرآن کریم، یکی از مواردی که چشمان جست وجوگرِ حقیقت را مجذوب خویش می سازد، وجود چشمگیرِ داستان های انبیای الهی ‰ و سرگذشت اقوام ستمکارشان است که برای صاحبان خرد سراسرموعظه و پند و اندرزند.

از جمله پیامبرانی که سرگذشت ایشان و قومشان در قرآن به تفصیل بیان شده حضرت لوط (علیه السلام) است. آن حضرت با ابراهیم (علیه السلام) نیز رابطه خانوادگی دارند و در میان قومی مبعوث شدند که به عمل زشت همجنس گرایی (لواط و مساحقه ) می پرداختند.

در مقاله حاضر درباره جغرافیای تاریخی سرزمین قوم حضرت لوط (علیه السلام) و داستان آن حضرت در قرآن کریم سخن می گوییم. همچنین این داستان را با داستان منقول در کتب عهدین به اجمال مقایسه می کنیم.

واژه لوط در معاجم و لغتنامه ها

ابن منظور در تعریف این واژه می نویسد: «لوط نام پیامبری است. . . و لاط الشی ء لِواطاً و لاوط یعنی اینکه کسی عمل قوم لوط را انجام داد». ۲

طریحی نیز در مجمع البحرین ذیل این واژه می نویسد: «لوط پیامبر» و او نخستین کسی است که به ابراهیم (علیه السلام) ایمان آورد. می گویند او پسر هاران بن تارخ، و پسر برادر ابراهیم خلیل (علیه السلام) است، و نیز گفته اند وی پسرخاله ابراهیم (علیه السلام) است و ساره، همسر ابراهیم (علیه السلام)، خواهر لوط (علیه السلام) بوده است. ۳

دهخدا می نویسد: «نام پیغمبری است (علیه السلام)، به مؤتفکات ». ۴

مؤلف منتهی الاءرب نیز ایشان را پسر برادر ابراهیم (علیه السلام)، یعنی پسر هاران بن تارخ معرفی می کند. ۵

همچنین مؤلف مجمل التواریخ و القصص گوید:

لوط بن هامان بن آزر، برادرزاده ابراهیم که با عم خویش از بابل مهاجرت کرد. قوله تعالی: فَآمَن لَه لُوطٌ وَقال اءِنِّی مُهاجِرٌ اءِلی رَبِّی اءِنَّه هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیم (عنکبوت، ۲۶) و از بابل به حرّان رفتند و به شام، و از آنجا به زمین فلسطین رفتند؛ جایی که مؤتفکات خوانند؛ و آنجا پنج پاره دیه بود و قوم لوط آنجا بودند. . . . خدای تعالی لوط را پیغامبری داد بر آن پنج دیه و نام آن ]ها[ صنعه وصعوه و عمره و دوما و سدوم ]بود[. ۶

در کتاب مفردات راغب اصفهانی نیز آمده است: «لوط، نام معروف لوط پیامبر است و اشتقاقش از لاط الشی ء بقلبی یلوط لوطا ولیطاً است یعنی وابستگی به دل و جان ». ۷

واژه لوط در قرآن کریم

نام این پیامبر، که در زبان عبری به معنای «پوشش »۸ است، در چهارده سوره قرآن کریم و ۲۷ بار ذکر شده است که عبارت اند از: سوره های انعام، ۸۶؛ اعراف، ۸۰؛ هود، ۷۰، ۷۴، ۷۷، ۸۱ و ۸۹؛ حجر، ۵۹ و ۶۱؛ انبیاء، ۷۱ و۷۴؛ حج، ۴۳؛ شعراء، ۱۶۰، ۱۶۱ و ۱۶۷؛ نمل، ۵۴ و ۵۶؛ عنکبوت، ۲۶، ۲۸، ۳۲ و ۳۳؛ صافات، ۱۳۲؛ ص، ۱۳؛ ق، ۱۲؛ قمر، ۳۳ و ۳۴؛ و تحریم، ۱۰-

لوط در تورات

در تورات نیز داستان حضرت لوط (علیه السلام) به منزله یکی از انبیای الهی آمده است؛ ولی تفاوت هایی با داستان نقل شده در قرآن دارد که در جای خود به آنها خواهیم پرداخت. درباره واژه لوط در قاموس کتاب مقدس چنین آمده است: «لوط (پوشش ) پسر حاران برادر ابرام است که در اورکلدانیان جایی که پدرش درگذشت متولد گردید. پس لوط، ابرام وتارخ را پیروی نموده به اتفاق ایشان به بین النهرین آمد». ۹

بر اساس نوشته قاموس کتاب مقدس لوط پس از رسیدن به بین النهرین، تصمیم گرفت به سرزمین کنعان یا به احتمال قوی مصر مسافرت کند. ۱۰

لوط (علیه السلام) از منظر صاحب نظران و مفسران قرآن

میان مفسران قرآن کریم و لغت دانان مشهور است که حضرت لوط (علیه السلام) پسر برادر حضرت ابراهیم (علیه السلام)، و پسرهاران بن تارخ بود. عده ای نیز گفته اند که لوط پسر خاله ابراهیم (علیه السلام) بوده، و بنابر این قول، ساره خواهر لوط بوده است. ۱۱ گفته اند لوط از پیغمبرانی بوده که ختنه شده به دنیا آمده است. ۱۲

صاحب نظران بر آن اند که حضور لوط (علیه السلام) در کنار حضرت ابراهیم (علیه السلام) در سفر آن حضرت مسلّم بوده وآن دو در سرزمین فلسطین ۱۳ یا اردن ۱۴ فرود آمده اند.

مهاجرت حضرت لوط (علیه السلام)

در باب مهاجرت حضرت لوط (علیه السلام)، این مطلب که او پس از ایمان به حضرت ابراهیم (علیه السلام) با ایشان مهاجرت کرده، مورد اتفاق است، ولی درباره مکان هایی که آن حضرت از آنها عبور کرده تا به محل قوم لوط رسیده، اختلاف نظروجود دارد.

بنابر نقلی، حضرت لوط (علیه السلام) به همراه حضرت ابراهیم (علیه السلام) از سرزمین بابل به حرّان و از آنجا به شام وسپس به فلسطین رفته است؛ ۱۵ و بنابر نقلی دیگر، آن حضرت پس از عبور از نهر فرات در عراق، به سوی شام و سپس به کنعان که شامل نواحی سوریه، نهر اردن، بحر المیت، لبنان و فلسطین است، مهاجرت کردند. ۱۶

در منابع دیگر، مسیر سفر آن حضرت از بابل به فلسطین ۱۷ یا از مصر به فلسطین ۱۸ ذکر شده است؛ در حالی که چنان که گذشت قاموس کتاب مقدس مهاجرت آن حضرت را از اورکلدانیان به بین النهرین و سپس به کنعان یا به احتمال قوی به مصر و از آنجا به اردن ذکر کرده است. ۱۹

آنچه از مطالعه متون به دست می آید این است که حضرت لوط (علیه السلام)، پیش از مهاجرت و هنگامی که در بابل بوده، هنوز به پیامبری مبعوث نشده بود و بعثت ایشان پس از ورود به سرزمین فلسطین یا اردن بوده است. ۲۰

مؤتفکات (شهرک های قوم حضرت لوط (علیه السلام) )

واژه مؤتفکات، محل نهایی مهاجرت حضرت لوط (علیه السلام)، سه بار در قرآن تکرار شده که دو بار آن به صورت جمع ویک بار به شکل مفرد آمده است:

أَلَم یاْتِهِم نَبَاُ الَّذِین مِن قَبْلِهِم قَوْم نُوح وَعادٍ وَثَمُودَ وَقَوْم اءِبْراهِیم وَاَصْحاب مَدْین وَالْمُوْتَفِکات؛ [۲۱] آیا گزارش ]حال [ کسانی که پیش از آنان بودند: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مَدین و شهرهای زیر و رو شده، به ایشان نرسیده است؟

وَجاءَ فِرْعَوْن وَمَن قَبْلَه وَالْمُوْتَفِکات بِالْخاطِئَه؛ [۲۲] و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و ]مردم [ شهرهای سرنگون شده ]سدوم و عاموره [ مرتکب خطا شدند.

وَاَنَّه اَهْلَک عاداً الاْولی * وَثَمُودَ فَما اَبْقی * وَقَوْم نُوح مِن قَبْل اءِنَّهُم کانُوا هُم اَظْلَم وَاَطْغی * وَالْمُوْتَفِکه اَهْوی؛ [۲۳] و هم اوست که عادیان قدیم را هلاک کرد؛ و ثمود را ]نیز هلاک کرد[ و ]کسی را[ باقی نگذاشت؛ و پیش تر ]از همه آنها[ قوم نوح را، زیراکه آنان ستمگرتر و سرکش تر بودند؛ و شهرها]ی سَدُوم و عاموره [ را فرو افکند.

درباره موقعیت جغرافیایی مؤتفکات گفته اند آن، اردن فعلی ۲۴ است که بلاد قوم لوط بوده است و زمین آن رامقلوبه می خوانند. ۲۵

البته عده ای، از جمله حمدالله مستوفی قزوینی، بلاد قوم لوط را بنا به اکثر روایات، فلسطین، واقع در جنوب شرقی بیت المقدس می دانند. وی می گوید: «و بلاد قوم لوط به اکثر روایات در فلسطین بوده است، در جنوب بیت المقدس مایل به شرق. . . ». ۲۶

وی همچنین به روایت دیگری اشاره کرده، می نویسد: «و ]بنا[ به بعضی روایات این بلاد در مفازه بوده که مابین کرمان و قهستان است، و تمشیت قطاع الطریق، و این روایت ضعیف است ». ۲۷

ولی قول صحیح همان است که پیش تر بدان اشاره شد؛ یعنی اردن هاشمی در سواحل دریای میت.

برای مؤتفکات دو معنا ذکر گردیده که عبارت اند از:

۱- بادهایی که از مسیر خود برمی گردند؛ ۲۸

۲- زیر و زبر شده و فرو افکنده. ۲۹

دهخدا نیز مؤتفکات را فلسطین فعلی می داند. ۳۰ ولی از آنجا که باستان شناسان، آثار قوم لوط (علیه السلام) رادر اردن پیدا کرده اند، قول اردن صحیح است؛ مگر اینکه بخواهیم این دو قول را به این صورت جمع کنیم که کشوراردن واقع در شرق فلسطین، شاید روزگاری به همراه فلسطین کشوری واحد بوده است.

درباره سفر حضرت لوط (علیه السلام) به مؤتفکات اقوال مختلفی مطرح شده است که اختلاف بارزی میان داستان آن حضرت در تورات با داستان نقل شده در منابع اسلامی و کتب تفسیری به چشم می خورد.

در قاموس کتاب مقدس، پس از بیان مسافرت حضرت ابراهیم و لوط ‡ به مصر و کنعان آمده است:

و چون (ابراهیم ) از مصر مراجعت نمود، اموال و مواشی و حواشی خود و لوط را برون از حوصله حساب دیده، از لوط درخواست نمود که از وی مفارقت گزیند؛ چه که حوصله آن جناب جنگ و نزاع شبانان خود را با شبانان لوط برنتابید لوط را بر اختیار هرجا که به نظرش نیکو آید مخیر فرمود. بنابراین لوط مرغزار اردن را که بهترین و نیکوترین علفزارهای اردن بود اختیار کرد. . . . [۳۱]

مشابه این داستان را مؤلف کتاب قصص قرآن این گونه روایت می کند:

ابراهیم از مصر کوچ کرد و لوط را در آن سفر همراه برد، و با ثروتی سرشار و اندوخته ای بی شمار به سرزمین فلسطین فرودآمدند، و دیری نگذشت که آن سرزمین بر اغنام و احشامشان تنگ شد. از این رو لوط از سرمنزل عمویش ابراهیم کوچ کرد ودر قریه «سدوم » منزل گزید. [۳۲]

علامه مجلسی داستان مهاجرت حضرت لوط (علیه السلام) را این گونه نقل می کند که مردم ماجرای همجنس بازی قوم لوط را به حضرت ابراهیم (علیه السلام) خبر دادند و به آن حضرت شکایت کردند، و ایشان حضرت لوط (علیه السلام) را به سوی آنان فرستاد تا ایشان را از عذاب الهی بیم داده، انذارشان کند. ۳۳

در جایی دیگر آمده است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) پس از ورود به سرزمین شام به سوی کنعان رهسپار گردید وچون متوجه شد مردم شهر سدوم و شهرک های اطراف دریای میت دچار انحراف جنسی شده اند، برادرزاده خودلوط (علیه السلام) را که در این سفر همراه ابراهیم (علیه السلام) بود به سوی مردم آن دیار روانه ساخت تا به هدایت و ارشادمردم بپردازد. ۳۴

مؤتفکات به چه شهرهایی اطلاق می شد؟

در باب اطلاق مؤتفکات به شهرها یا شهرک ها، اختلاف ناچیزی وجود دارد. برخی آن را چهار شهر و برخی پنج شهر یاولایت می دانند. در قاموس کتاب مقدس به این مسئله اشاره رفته که عذاب الهی بر شهرهای سدوم، عموره، ادمه، صبوئیم و بالع که همان صوغر است، نازل شد. ۳۵ ملاحظه می شود که این کتاب پنج ولایت برای مؤتفکات برشمرده است.

به نظر می رسد مؤلف کتاب باستان شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، نظر قاموس کتاب مقدس را تأیید کرده است؛ با این تفاوت که وی «سدوم » را شهر، و عموره و ادمه و صبوئیم و بالع (صوغر) را شهرک های اطراف سدوم ودریای میت (دریای لوط ) به شمار آورده است. ۳۶

عباس مهرین شوشتری در تعریف مؤتفکات می نویسد: «مؤتفکات (اشاره به شهرهای قوم لوط است به نام سدوم و گومره Sodom – Gomorrah)». ۳۷

یوسف حریری نیز می نویسد: «بنابر قصص، سرزمین سدوم مرکب بود از شهرهای سدوم، عموره، صوغر، صبوئیم (و بالع و یا ادمه )». ۳۸

به نظر می رسد وی مرتکب اشتباهی شده و آن اینکه بر اساس دیگر منابع، بالع همان صوغر است؛ در حالی که وی صوغر را شهری غیر از بالع می داند. همچنین وی سرزمین سدوم را متشکل از چهار شهر یاد شده دانسته، در حالی که بهتر بود به جای سرزمین سدوم، نام سرزمین مؤتفکات را به کار می برد.

آیت الله جعفر سبحانی چنین می نویسد:

حضرت لوط از کسانی است که به ابراهیم ایمان آورده بود و هم زمان با مهاجرت ابراهیم از بابل، او نیز مهاجرت کرد، و هر کدام به نقطه ای رفتند. لوط به سرزمینی که قرآن از آن به «مؤتفکات » یاد می کند و از چهار شهر به نام های سدوم، عموره، صوغر وصبوئیم تشکیل یافته بود، مهاجرت کرد. [۳۹]

وی سپس به جغرافیای تاریخی این سرزمین اشاره کرده، می نویسد:

امروز در سرزمین اردن دریایی است به نام «بحرالمیت ». محل این دریا قبلاً خشکی بوده و به خاطر زلزله ها، در گودی فرو رفته و آب دریا به آنجا کشیده شده است و اخیراً در ساحل این دریاچه، شهرهای قوم لوط پیدا شده است. [۴۰]

دهخدا نیز همان گونه که پیش تر اشاره شد، مؤتفکات را پنج پاره دیه اعلام می کند که البته اسامی این پنج پاره دیه تفاوت هایی با اسامی معروف موجود در دیگر کتب دارد که نام آنها صنعه و صعوه و عمره و دوما و سدوم است. ۴۱

به نظر می رسد اسامی صنعه و صعوه و عمره و دوما که در مجمل التواریخ و القصص و نیز در لغت نامه دهخداآمده، ۴۲ همان اسامی ای هستند که امروزه با عناوین عموره، ادمه، صوغر و صبوئیم نامیده می شوند. شایدعمره همان عموره، دوما، همان ادمه، و صعوه و صنعه همان صوغر و صبوئیم باشند.

در جایی دیگر، این اسامی به صورت های دیگری آمده است: «و آن (مؤتفکات ) بزرگ ترین بلاد و دارای پنج ولایت بود به نام های: صعبه، صغر، غمره، ادماه و سدوم ». ۴۳

در اینجا نیز به نظر می رسد صعبه همان صبوئیم، صغر همان صوغر، غمره همان عموره و ادماه همان ادمه باشند.

بنابراین درباره شهرک های مؤتفکات بر روی چهار شهر اتفاق نظر وجود دارد؛ ولی درباره یک شهر، برخی آن راجزو شهرک های مؤتفکات دانسته اند و برخی نه.

سدوم

این شهر همان دیاری است که حضرت لوط (علیه السلام) عازم آن شد تا قوم ستمکارش را از اعمال زشتی که انجام می دادند، برحذر دارد. درباره ویژگی های این شهر گفته اند:

نام قریه ای از قریه های قوم لوط، که قاضی آن را «سدوم » می گفتند، و این دلالت می کند بر آنکه وی اسم شهر است نه قاضی، ولی قاضی آن شهر مورد مثل گردیده است. در آن درختان و چشمه های بسیار بود، و در این زمان مقلوب است و در زمین آن گیاه و زرع نروید، و زمینش سیاه باشد و مفروش به سنگ های سیاه، و گویند آن سنگ هایی است که بر قوم لوط باریده شده بود. شهر «سدوم » اکنون «اسدم » نامیده می شود. [۴۴]

تفاوت داستان های قرآن با کتب عهدین

پیش از ورود به مبحث دیگر، که بررسی داستان حضرت لوط (علیه السلام) در قرآن کریم است، می باید به تفاوت میان داستان های قرآن کریم با همان داستان ها در کتب عهدین اشاره ای داشته باشیم.

آنچه قرآن کریم را از کتب عهدین متمایز می سازد، واقعیت، صدق و درستی داستان های آن است. قرآن کریم، کتابی است الهی و تحریف ناپذیر که هیچ گونه تحریفی در آن صورت نگرفته و این مسئله در میان مسلمانان جهان ومذاهب گوناگون اسلامی مورد اجماع است. شاهد این مدعا، وعده ای است که خداوند متعال، خود در این باره داده است: اءِنّا نَحْن نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَاءِنّا لَه لَحافِظُون؛ ۴۵ «بی تردید، ما این قرآن را به تدریج نازل کرده ایم، و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود».

شهید آیت الله سیدمحمدباقر حکیم می نویسد:

آنچه از اخبار و حوادث ]گوناگون [ در قرآن آمده، امور و حقایق ثابتی است که در آنها دروغ، خطا یا اشتباهی راه ندارد؛ ماننداشتباهاتی که در کتب عهدین وجود دارد؛ زیرا قرآن وحیی الهی است، و ذره ای در آسمان و زمین از چشم خداوند دورنمی ماند، و خداوند خیانت ها و انحراف های چشم ها و مکنونات و پوشیده های سینه ها را می داند و حال و گذشته و آینده درنزد او یکسان است. [۴۶]

از منظر مرحوم آیت الله معرفت نیز آنچه در کتب عهدین آمده، اولاً، صرفاً جنبه تاریخ نگاری دارد و هیچ گونه تعهدی در قبال صحت و سقم قضایا در آن وجود ندارد. برعکس، قرآن از تاریخ نویسی می پرهیزد، مگر در جایی که در هدایت مردم مؤثر باشد؛ ثانیاً، داستان های قرآن پاک و منزه است و مقام قداست پیامبران در آنها محفوظ مانده است؛ برخلاف قصص کتب عهدین که به انبیای عظام توهین کرده است. ۴۷ نمونه های بارز این توهین ها، توهین به حضرت آدم و حوا‡، ۴۸ حضرت نوح (علیه السلام)، ۴۹ حضرت ابراهیم علیه السلام ۵۰ و دیگر پیامبران است. در اینجا، محض نمونه، به گوشه هایی از داستان حضرت لوط (علیه السلام) که درکتب عهدین آمده اشاره می کنیم:

در اصحاح نوزدهم از سفر تکوین درباره داستان حضرت لوط (علیه السلام) با دو دخترش در کوه آمده است:

و دختر بزرگ به کوچک گفت: پدر ما پیر شده و مردی بر روی زمین نیست که برحسب عادت کل جهان به ما درآید * بیا تا پدرخود را شراب بنوشانیم و با او هم بستر شویم تا نسلی از پدر خود نگاهداریم * پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانیدندو دختر بزرگ آمده با پدر خویش همخواب شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد * و واقع شد که روز دیگر بزرگ به کوچک گفت اینک دوش با پدرم همخواب شدم امشب نیز او را شراب بنوشانیم و تو بیا و با وی همخواب شو تا نسلی از پدرخود نگاهداریم * آن شب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر کوچک همخواب وی شد و او از خوابیدن و از برخاستن وی آگاه نشد * پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند * و آن بزرگ پسری زاییده، او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدرموآبیان است * و کوچک نیز پسری بزاد و او را بن عمّی نام نهاد وی تا به حال پدر بنی عمّون است. [۵۱]

این نمونه کوچکی است از دروغ ها، خرافات و تحریفات تورات محرَّف فعلی که چنین تهمت های ناروایی را در حق پیامبران و دیگر بندگان صالح خداوند روا می دارد، اما قرآن کریم، که الفاظ و معارفش از جانب خداست، از هر گونه تحریف و نیز نسبت های ناروا به پیامبران ‰ به دور است.

گفتنی است درباره کلیات ماجرای قوم لوط نیز اختلافاتی میان تورات و قرآن کریم وجود دارد که از باب نمونه به مواردی از آن اشاره می کنیم:

در کتاب تورات ماجرای ازدواج دختران حضرت لوط (علیه السلام) با مردم آن شهر مطرح شده است ۵۲ درحالی که قرآن کریم به صراحت این مطلب را رد می کند؛ چراکه وقتی حضرت لوط (علیه السلام) تزویج دختران خود را به قومش پیشنهاد داد، آنان با بی شرمی هرچه تمام تر گفتند: لَقَدْ عَلِمْت ما لَنا فِی بَناتِک مِن حَق وَاءِنَّک لَتَعْلَم ما نُرِیدُ؛ ۵۳ «توخوب می دانی که ما را به دخترانت حاجتی نیست و تو خوب می دانی که ما چه می خواهیم » که این آیه نشان می دهدقوم لوط با پیشنهاد آن حضرت مخالفت کردند.

علامه طباطبایی موارد پرشماری از اختلافات موجود میان قرآن کریم و تورات را در داستان حضرت لوط (علیه السلام) بیان می کند که ذکر پاره ای از آنها خالی از وجه نیست. وی می نویسد:

در تورات آمده که فرشتگان مرسل برای بشارت دادن به ابراهیم و برای عذاب قوم لوط دو فرشته بودند، [۵۴] ولی قرآن از آنان به «رُسُل » تعبیر کرده [۵۵] که صیغه جمع است و اقل جمع سه نفر است. . . .

در تورات آمده که لوط دو دختر داشت [۵۶] ولی قرآن تعبیر به لفظ «بنات » کرده [۵۷] که صیغه جمع است وگفتیم که اقل جمع سه نفر است.

و در تورات آمده که ملائکه لوط را بیرون بردند و قوم را چنین و چنان عذاب کردند و زن او ستونی از نمک شد و جزئیاتی دیگرکه قرآن از اینها ساکت است.

و در تورات به طور صریح نسبت تجسم به خدای تعالی داده و نسبت زنای با محرم آن هم با دختران را به یک پیامبر داده، ولی قرآن کریم، هم خدای سبحان را منزه از تجسم می داند و هم انبیا و فرستادگان خدای را از ارتکاب گناه بری دانسته و ساحت آنها را از این آلودگی ها پاک می داند. [۵۸]

داستان حضرت لوط (علیه السلام) در قرآن کریم

حضرت لوط (علیه السلام) در میان قومی به پیامبری مبعوث شد که برخلاف بیشتر قوم هایی که داستانشان در قرآن کریم آمده و بت پرست و مشرک بودند، اعمال قبیحی چون همجنس بازی (لواط و مساحقه ) انجام می دادند، و طبیعی است که تذکرات حضرت لوط (علیه السلام) در این زمینه باشد. آن حضرت مردم سرزمین سدوم را مخاطب قرار داده، می فرماید: . . . اَتَاْتُون الْفاحِشَه ما سَبَقَکم بِها مِن اَحَدٍ مِن الْعالَمِین *

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *