تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی شامل 80 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جوان و بلوغ معنوی :

مقدمه

از منظر اسلام، موضوع بلوغ پدیده ای سرنوشت ساز و مبارک است که در زندگی هرانسانی رخ می دهد. در بلوغ جسمی، آدمی به واسط رشد اعضای بدن و ورود به سنینی ویژه، تغییر و تحولاتی در روح و جسم خود احساس می کند. بلوغ جسمانی به منزل واسطه و پلی است که دو مرحل کودکی و جوانی را به هم پیوند می زند و انسان را از دوران ضعف و ناتوانی به مرحل رشد و نیرومندی می رساند. هرجوانی بر اثر بلوغ، شایستگی آن را پیدا می کند که مورد توجه و عنایت خداوند قرار گیرد و لیاقت انجام تکالیف شرعی را پیدا می کند.

“سید بن طاووس “از فقها و عارفان بزرگ اسلامی، به فرزند خویش می نویسد: «فرزندم محمد!من با تاریخ دقیقی که از تولد تو در دست دارم، هرسال روز بلوغ تو را جشن می گیرم؛ چون تو در فلان ساعت از این روز لیاقت و شایستگی یافتی که مورد تکالیف شرعی پروردگار متعال قرار بگیری!»[۱]

انواع بلوغ

بلوغ[۲] انواعی دارد که از جمل آنها می توان به:

۱- بلوغ شرعی: همان سن تکلیف می باشد.

۲- بلوغ جنسی: شخص از نظر جسمی توانایی انجام مسائل جنسی را داشته باشد.

۳- بلوغ جسمی: که اکثر اعضا و اندامهای بدن به رشد خود می رسند و بدن شکل و فرم متفاوتی پیدا می کند.

۴- بلوغ اخلاقی: که با کسب فضایل و سجایای مقرر و پسندید جامعه، از قبیل صراحت لهجه، راستگویی، امانت داری، درست کاری و پذیرش مسئولیت، نمایان می شود.

۵- بلوغ معنوی: همراه بودن فرد با احساس بندگی خداوند که ظهور آن در انجام فرایض و اجتناب از محرمات و گناهان است.

۶- بلوغ اجتماعی: افراد با پایبندی به قوانین اجتماعی که در آن زندگی می کنند، با دیگران ارتباط صحیحی برقرار کرده و همزیستی مسالمت آمیزی را دارا می شوند.

۷- بلوغ اقتصادی: فرد بتواند برای پول و سرمایه ای که در اختیار اوست، برنامه و مصرف منطقی داشته باشد و از انجام کارها و مخارج سفیهانه دوری گزیند.

۸- بلوغ سیاسی: رشد سیاسی افراد و تشخیص بازیهای سیاسی در مسائل مهم عرص سیاست و قرار نگرفتن در دام صیادان و فریب کاران این عرصه.

بلوغ عقلانی و معنوی

بدون تردید، بلوغ جسمانی نمی تواند با بلوغ عقلانی و معنوی[۳] بی ارتباط باشد؛ چرا که از دیدگاه اسلام، کمال و شایستگی انسانها با عقل و اندیش آنان سنجیده می شود؛ لذا اگر فردی از نظر سنی و جسمی به رشد و کمال رسیده؛ اما از نظر عقلانی رشد کافی نکرده باشد، برای او نمی توان ارزش واقعی قائل شد. گرچه رشد ظاهری و تقویمی در میان مردم مقیاسی برای رسیدن به کمال محسوب می شود؛ ولی از نظر مکتب اسلام، ارزش اعمال هرفردی به بلوغ عقلانی وی بستگی دارد.

به همین دلیل، فقهای بزرگوار امامیه در مسائل فقهی اصرار دارند که فرد مکلّف بالغ و عاقل باشد، و این اشاره به جدایی ناپذیر بودن بلوغ جسمانی از رشد عقلی و معنوی دارد.

روزی “اسحاق بن عمار”به پیشوای ششم، امام صادق علیه السلام عرض کرد: «فدایت شوم!من همسایه ای دارم که در انجام نماز و پرداخت صدقه و رفتن به حج تلاش خوبی دارد و فراوان این اعمال را انجام می دهد و از نظر ظاهری هم عیبی در او دیده نمی شود.»امام علیه السلام فرمود: «یا إسحاق! کیف عقله؟؛ ای اسحاق!عقل و فکرش چطور است؟»گفت: «قربانت گردم!او عقل و اندیش درستی ندارد. »امام علیه السلام فرمود: «پس این اعمال برای او نفعی ندارد و با انجام آنها ارزش و مقامش بالا نمی رود.»[۴]

امام صادق علیه السّلام به نقل از رسول گرامی صلّی اللّه علیه و اله فرموده است: «إذا بلغکم عن رجل حسن حال فانظروا فی حسن عقله فإنّما یجازی بعقله؛[۵] اگر از احوال شایسته و صفات نیک فردی به شما خبر دادند، از میزان عمل و فکرش بپرسید و آن را بنگرید؛ چرا که ارزش و پاداش انسانها به عقل آنهاست.»

بنابراین، بلوغ و رشد جسمانی، مقیاسی برای ارزش و کمال انسان است؛ البته به شرط آنکه با رشد عقلانی و توسع فکر و اندیشه، همراه باشد.

تقارن بلوغ معنوی و جسمانی

بر اساس خلقت انسانها و فطرت الهی بشر که فرمود:

«فطّرت اللّه الّتی فطر النّاس علیّها لا تبدیل لخلق اللّه»[۶]؛

«این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده، و دگرگونی در آفرینش الهی نیست.» معمولا بلوغ معنوی، عقلانی و جسمانی مقارن نیز در وجود افراد پدید می آید. به این جهت جوانان و نوجوانان که در اوایل بلوغ قرار دارند، بیشتر به ارزشها و اصول انسانی و فطری اهمیت می دهند؛ لذا امام صادق علیه السّلام فرمود:

«علیک بالأحداث فإنّهم أشرع إلی کل خیر؛[۷]

توجه زیاد به جوانان داشته باش که ایشان در کارهای نیک شتاب بیشتری دارند.»

برخی صاحب نظران، نظیر “موریس دبس” معتقدند که جوانان با ندای ارزشها به لرزه در می آیند.

عده ای دیگر بر آنند که معنویات داربست وجودی نسل جوان است. از یک سو، گرایش آنان به معنویت، همچون یک نیاز فطری از درونشان سر برمی آورد و از سوی دیگر، آنان مایلند که دنیا را اصلاح کنند. به موازات پیچیدگیها و دشواریهای زندگی، نیاز جوانان به معنویست جدی تر می شود و اگر مشاهده می شود که کششهای معنوی در این دوران بیش از سایر سنین زندگی است، رمز آن را باید در فطرت زلال خود آنان جست.[۸]

وظایف والدین در دوران بلوغ

مسئولیت والدین و مربیان در تعذیل و هدایت فرزندان بسی سنگین و خطیر است؛ زیرا کسی از کودک توقع صفات انسانی و مکارم اخلاق و امور عقلانی ندارند. به تدریج، با رشد بدن نیروی درک نیز در وجود طفل رشد می کند و قدرت تشخیص نیک و بد در وی شکوفا می گردد. در این موقع، وظیف پدران و مادران این است که در تربیت اخلاقی و عقلانی فرزندان خود بکوشند و به تناسب فهم آنها، راه و روش صحیح زندگی را به آنان بیاموزند و صفات انسانی را در نهادشان پرورش دهند. با فرا رسیدن دوران بلوغ، مزاج کودکان طوفانی می شود و انقلاب و دگرگونی همه جانبه ای در جسم و روح آنان پدید می آید. به موازات آشکار شدن خواهشهای غریزی، فطرت و تمایلات عالی اخلاقی نیز بیدار می شوند و با ندای درونی و جذبه های روحانی، جوانان را به ایمان و تقوا می خوانند و به مکارم اخلاق و فضایل انسانی می کشانند.[۹] اینجاست که والدین و مربیان وظیفه شناس به کمک انسان می آیند و در تعدیل و تنظیم غرایز مادی و معنوی به او یاری می رسانند.

رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله در تقسیم سه دوره عمر انسان می فرماید: «الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین؛[۱۰] فرزند هفت سال آقا و سرور است و هفت سال [دوم]عبد و فرمانبر و هفت سال [سوم]، وزیر [،مشاور و معاون والدین].»

ارتباط میان نسلها

همچنان که اشاره شد، تقارن بلوغ جسمانی و معنوی جوانان، تکیه گاهی مطمئن در دنیای پرشتاب امروزی است. بنابراین، می توان برای تحکیم ارتباط بین نسل گذشته و نسل نو، که از مشکلات جامع امروز ماست، از نیروهای خدادادی جوانان استفاده کرد. معنویت خواهی، عدالت طلبی، سادگی و بی تکلّفی، مسئولیت دادن و مشورت کردن، برقراری رابطه عاطفی و کلامی، تشویق و تأیید رفتارهای مثبت و… از جمله مواردی است که می توان در نزدیک کردن نسلها از آنها یاری گرفت.

نگاهی به آمار شهدای انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی و رویکرد جوانان و نوجوانان به معنویت و ارزشهای اسلامی، بیانگر صحت این مدعاست. استقبال بی نظیر جوانان از مراسم معنوی سوگواری ابا عبد اللّه علیه السّلام و یا مراسم معنوی مانند اعتکاف نیز حکایت از این معنا دارد.

این نوجوانان عاشق، اسوه های شایسته ای برای تمام آزاد مردان و حقیقت طلبان عالم هستند. آنها با اینکه به سن شرعی و قانونی نرسیده بودند، در اوج بلوغ معنوی و کمال انسانی قرار داشتند؛ البته این نخبگان منحصر به عصر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و اهل بیت علیهم السّلام نیستند؛ بلکه در هر عصر و زمانی می توان رشدیافتگان کم سن وسالی را مشاهده کرد که از زمان خود بسی جلوتر و از انسانهای تجربه دیده و سالمند خیلی بهترند.

نوجوانانی که در عرصه های فرهنگی، نظامی و اجتماعی با سن اندک خود آنچنان درخشیده اند که ملتی را تحت تأثیر اندیشه ها و رفتار تحسین برانگیز خود قرار داده اند.

شهید”حسین فهمیده” یکی از این رشدیافتگان عصر ما بود. این دلاور قهرمان که با سن اندک خود توانست با جان نثاری در راه اسلام و کشور، ضرب مهلکی به دشمن وارد کرده و در زمر پیشگامان عشق و شهادت قرار گیرد و امروز به عنوان اسوه و الگوی نسل جوان مسلمان مطرح گردیده و از تاریخ سازان عصر ما محسوب می شود.

امام خمینی رحمه اللّه در ستایش از حرکت شهادت طلبان او در پیام تاریخی ۲۲ بهمن ۱۳۵۹ فرموده: «رهبر ما آن طفل دوازده ساله ای است که با قلب کوچک خود-که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگ تر است- با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.»[۱۱]

در اینجا به نمونه هایی دیگر از رشد علمی و معنوی برخی جوانان و نوجوانان در عصرهای مختلف اشاره می شود:

شاهدی از تاریخ

هنگامی که “عمر بن عبد العزیز” به خلافت رسید، مردم گروه گروه برای عرض تبریک به مرکز خلافت می آمدند و به حضورش می رسیدند.

روزی جمعی از اهل حجاز بر او وارد شدند. خلیفه بعد از دیدار ابتدایی متوجه شد که پسربچه ای آماده است تا از میان آن جمع سخن بگوید. به این جهت با تحقیر به او گفت: «بچه! برو و بگذار بزرگ ترها صحبت کنند.»

پسر گفت: «این خلیفه!اگر بزرگسالی ملاک است، پس چرا شما بر مسند خلافت قرار گرفته اید، با اینکه بزرگ تر از شما هم اینجا حضور دارند؟» عمر بن العزیز از تیزهوشی و حاضرجوابی او متعجب شد و گفت: «راست می گویی و حق باتوست. اکنون حرف دلت را بگو! » آن نوجوان هوشمند گفت: «ای امیر! ما از راه دور آمده ایم تا به شما تبریک بگوییم و منظورمان از این عمل، شکر الهی است که خلیف خوبی مثل شما به مردم عطا کرده است، وگرنه مجبور نبودیم به این سفر بیاییم؛ زیرا نه از تو می ترسیم و نه طمعی داریم؛ اما اینکه از تو نمی ترسیم، برای این است که تو اهل ظلم و ستم بر مردم نیستی، و علت اینکه طمع نداریم این است که ما از هرجهت در رفاه و نعمت هستیم.»

وقتی سخن آن نوجوان تمام شد، خلیفه از او خواست وی را موعظه کند. نوجوان گفت: «ای خلیفه!دو چیز زمامداران را مغرور می کند: اول، حلم خداوند؛ دوم: مدح و چاپلوسی اشخاص از آنها. خیلی مواظب باش که از آنان نباشی؛ زیرا اگر از آن عده شدی، لغزش پیدا می کنی و در زمر گروهی قرار می گیری که خداوند متعال در حق آنان فرمود:

و لا تکونوا کالّذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون[۱۲]؛

«از آن افراد نباشید که ادعای شنیدن می کنند با اینکه نمی شوند.»

در پایان، خلیفه از سن و سال او پرسید. معلوم شد که بیش از دوازده سال ندارد. آنگاه خلیفه او را تحسین کرد و در مورد وی و عظمت علم و دانش او این شعر را خواند: «دانش بیاموز که آدمی زاد دانشمند به دنیا نمی آید و هیچ گاه دانا با نادان هم رتبه نیست. بزرگ قوم هرگاه فهم و دانش نداشته باشد، در مجالس و محافل کوچک و خوار دیده می شود.»[۱۳]

مجتهد ده ساله

“محمد” فرزند”علامه حلی” در سن ده سالگی به درج رفیع اجتهاد نایل آمد. او همانند پدر بزرگوارش، قبل از اینکه به سن بلوغ برسد، از تحصیل نزد استاد بی نیاز شد و به مرتبه ای از فضایل و کمالات رسید که به “فخر المحققین “لقب یافت. این لقب برای اولین بار از پدرش، علامه حلی، شنیده شد. این نوجوان نابغه مورد ستایش و عنایت بسیاری از علما و دانشمندان قرار گرفت.

“فاضل هندی” فقیه بزرگوار امامیه، در آغاز کتاب«کشف اللثام» که شرح قواعد علامه است، بعد از نقل سخنان فخر المحققین، دربار این فقیه نوجوان می گوید: «ممکن است بعضی از گفت وی تعجب کنند که چگونه در این سن(ده سالگی) به این مقام والا رسیده است. فخر المحققین در آن موقع حدود ده سال یا کمتر داشته و این لطف و مرحمت الهی است که به هرکس بخواهد، عنایت می کند. من خود نیز قبل از آنکه سیزده سالم تمام شود، از تحصیلات معقول و منقول فارغ شدم و قبل از یازده سالگی کتاب «منیه الحریص» در شرح تلخیص را نوشتم و قبل از آن، ده کتاب تصنیف مختصر و مطوّل “تفتازانی” را تدریس می کردم.»[۱۴]

“قاضی نور اللّه شوشتری”نیز می نویسد: «وی در خدمت پدر بزرگوارش تربیت یافته و در سن ده سالگی نور اجتهاد از ناصی او تافته، چنان که خود نیز در شروع خطب قواعد، به آن پرداخته و این گونه بلوغ عقلانی و نبوغ در میان بزرگان ما همچون “سید بن طاووس”و “ابو علی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *