تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود شامل 100 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود :

چکیده

مسأله تشکیک وجود یکی از مسائل مهم فلسفه اسلامی محسوب می گردد که می توان از ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داد.یکی از این ابعاد چگونگی طرح آن در فلسفه اسلامی است.این مهم با بررسی خاستگاه مسأله تشکیک به انجام می رسد و این مقاله عهده دار بررسی آن می باشد.هرچند ممکن است در مسیر تاریخی تشکیک، این مبحث به الفاظ مشکک در منطق رسانده شود ولی طرح آن در فلسفه اسلامی خاستگاه مابعد الطبیعی دارد و آن، تقسیم وجود به واجب و ممکن و اشتراک وجود در این دو قسم است.به عقیده برخی، اشتراک وجود در واجب و ممکن، شائبه هم عرض محسوب شدن این دو قسم را به دنبال داشته است.فلاسفه در پاسخ، مسأله تشکیک وجود را مطرح می سازند.به دنبال بیان این خاستگاه، مشخص می گردد که چرا نمی توان در فلسفه ارسطو، تشکیک وجود را به عنوان یک مسأله جست وجو کرد؟و برپایه اصول فلسفه ابن سینا چگونه می توان آن را تبیین نمود؟همچنین تبیین نهایی مساله تشکیک در فلسفه متعالیه به دست می آید و تبیین می گردد که ملا صدرا در نظر نهایی و سطح دوم از فلسفه خویش با توجه به رد هرگونه دو گانگی(ثنویت)در وجود، از تشکیک وجود، گذر می کند.

واژه های کلیدی

تشکیک وجود، وجود، مشکک، اشتراک وجود، انقسام وجود، واجب و ممکن، علت و معلول، وجود حقیقی و مجازی.

مقدمه

مسأله تشکیک وجود از جایگاه خاصی در فلسفه اسلامی برخوردار است که پس از فلسفه متعالیه و طرح آن در کنار اصالت وجود، به عنوان دومین اصل حکمت متعالیه، نقش بسزایی در تبیین مسائل هستی شناسی اسلامی، ایفا نموده تا آنجا که بدون فهم این مسأله، اصالت وجود معنای کاملی نمی یابد(۱۶:ص ۵-۴).

تشکیک وجود علاوه بر آنکه از نظر ملا صدرا بیان کننده تأویل پذیری(هرمنوتیک) هستی می باشد، از نظر شارحان فلسفه وی مفهوم کلیدی تأویل پذیری خود فلسفه وی نیز هست که بدون درک آن، فهم حکمت متعالیه غیر ممکن خواهد بود(۷

۵

P :22

). از این رو می توان از ابعاد مختلف به این مسأله نگریست که هرکدام جایگاه مخصوص به خود را طلب می کند و نمی توان به همه آنها در یک گفتار اشاره کرد.در این مقاله فقط به خاستگاه طرح این مسأله خواهیم پرداخت.باید توجه داشت که طرح مسأله مذکور با طرح آن در منطق متفاوت است و هرچند ممکن است در مسیر تاریخی، آن را به منطق و تا مبحث الفاظ مشکک متصل نمایند(۱۱:ج ۱، ص ۴۲۷).اما طرح آن در فلسفه اسلامی در بستر دیگری فراهم آمده است که به طور کلی آن را با معنای منطقی اش متفاوت می سازد.در اینجا نخست به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چه مشکلی پیش روی فیلسوفان مسلمان بوده است که ایشان را بر آن داشته تا تشکیک را مطرح کنند؟باید اذعان داشت که مسأله تشکیک، در بستری مابعد الطبیعی که در تبادل با آموزه های دینی است، پدید آمده است.لذا خاستگاهی مابعد الطبیعی دارد که فقط در فلسفه اسلامی مجال طرح پیدا می کند در غیر این صورت طرح مسأله اساسا بی معنا خواهد بود.از این رو در فلسفه ارسطو نمی توان خاستگاهی برای طرح آن یافت.

این بررسی با بررسی مبانی نظریه تشکیک وجود متفاوت است.این نظریه گذشته از مبانی عام در امور عامه، دارای مبانی خاصی از جمله عینیت وجود، بساطت وجود و وحدت حقیقت وجود است که بررسی آن مجالی فراخ و گسترده می طلبد. همچنین این بررسی با اثبات نظریه تشکیک وجود در حکمت متعالیه، متفاوت است زیرا در اثبات نظریه مذکور به ارکان آن پرداخته شده و نظریه های رقیب و استدلالهای اثبات آن مورد بررسی قرار می گیرد که همه پس از بررسی طرح مسأله مذکور و خاستگاه آن، معنا می یابد.

تفاوت معنای منطقی با معنای فلسفی مسأله تشکیک

معنای منطقی تشکیک با الفاظ مشکک معرفی می گردد که مربوط است به مباحث الفاظ. در این مباحث پس از تقسیم الفاظ به کلی و جزئی، الفاظ کلی باز به کلی متواطی و کلی مشکک تقسیم می گردد.قسم اخیر که معنای منطقی تشکیک را تشکیل می دهد در آثار ابونصر فارابی(۹۵۰-۸۷۳ م/۳۳۹-۲۷۵ ق)انسجام یافته(۲۱:ص ۱۲)و سپس به عنوان یکی از مباحث منطق درآمده است.

اما مسأله تشکیک وجود در فلسفه اسلامی با عنوان معنای فلسفی مسأله تشکیک، کاملا از معنای منطقی آن متمایز می گردد.تفاوت عمده این دو تصویر به معنای وجود و عمومیت آن برمی گردد.تصویر منطقی از تشکیک، مبتنی بر عمومیتی از وجود است که در محدوده مقولات تبیین می شود و با معنای خاصی از موجود متناسب است.توضیح آنکه فارابی برای موجود چهار معنا بیان می دارد؛معنای نخست معنایی است که بر مقولات اطلاق می گردد و نسبت بدانها عمومیت دارد.معنای دوم معنای صادق برای موجود است که هر آنچه را مطابقی داشته باشد در بر می گیرد.معنای سوم معنایی است که بر هرچه خارج از ذهن دارای هویتی باشد، اطلاق می گردد و معنای چهارم معنای رابطی است(۲۰:ص ۱۲۵-۱۱۵).نخستین معنا، میراث نظام فلسفی ارسطویی است که نوع خاصی از اشتراک را برای وجود به ارمغان می آورد.براساس این معنا، وجود در میان مقولات مشترک است(۲:ص ۲۱)و بر آنها حمل می گردد اما حمل آن بر مقولات همچون حمل جنس که حملی بالسویه است، نمی باشد.بلکه به تقدیم و تأخر بر آنها حمل می شود(۵:ص ۱۱-۹).این، معنای مشکک بودن وجود در این باره است.اما معنای فلسفی تشکیک با معنای سوم وجود از معانی بیان شده فارابی، مناسب دارد.این معنا نسبت به معانی دیگر عمومیت بیشتری داشته و تمام موجودات اعم از ممکن و واجب را در بر می گیرد.

فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود

با توجه به تمایز بیان شده پرسش درباره زمینه طرح این مسأله در فلسفه معنا می یابد. این پرسش چنان که توضیح داده شد، خاستگاه این مسأله را مشخص می سازد.تتبع درباره خاستگاه موردنظر ما را به طرح نخستین آن در فلسفه مشاء می رساند.شناسایی و بررسی موقعیت مذکور پاسخ بدین پرسش را میسر می سازد که چرا این مسأله وارد فلسفه شده است و دغدغه فیلسوف در نخستین گام طرح آنچه بوده است؟در این تتبع به خواجه نصیر الدین طوسی(۱۲۷۴-۱۲۰۱ م/۶۷۲-۵۹۷ ق)می رسیم که برای نخستین بار با این مسأله به عنوان یکی از مسائل فلسفی برخورد کرده است و تشکیک را ذیل عبارات ابن سینا(۱۰۳۷-۹۸۰ م/۴۲۹-۳۷۰ ق)در شرح اشارات و تنبیهات، نمایان ساخته است(۱۸:ص ۳۴-۳۱).وی در پاسخ به اعتراض فخر الدین رازی(۱۲۰۹-۱۱۴۸ م/ ۶۰۶-۵۴۳ ق)بر اشتراک وجود میان دو قسم واجب و ممکن از تقسیم وجود، بدین راه حل روی می آورد.اعتراض او به مناسبت اقامه برهان بر اثبات واجب و بیان مقدمه ای است که در آن وجود به واجب و ممکن تقسیم می گردد(۳:ص ۱۹).این اعتراض در چند جای دیگر از آثار امام فخر رازی دیده می شود.وی در دو کتاب اربعین(۹:ص ۱۰۰) و مطالب عالیه(۱۰:ص ۲۹۵)اعتراضهای مفصلی بر قول ابو علی سینا وارد می سازد و آن را به دلایل متعدد مردود می داند.البته پیشینه این نزاع به پیش از امام فخر رازی بر می گردد.اما محمد غزالی(۱۱۱۳-۱۰۵۸ م/۵۰۵-۴۵۰ ق)به این شبهه در قالب «مشارکت نداشتن واجب در جنس»پرداخته(۱۹:ص ۱۵۸)و ابن رشد(۱۱۹۸-۱۱۲۶ م/ ۵۹۵-۵۲۰ ق)بدان پاسخ داده است که نهایتا وی در مقام پاسخ، به مشکک بودن وجود متمسک می گردد(۱:ص ۳۷۳-۳۶۹).

این موضع با همین مشخصات در حکمت متعالیه نیز تکرار می شود که در ابتدای سفر سوم از علم الهی و به مناسبت اثبات واجب، پدید می آید(۱۱:ج ۶، ص ۱۶-۱۴). صدر المتألهین شیرازی(۱۶۴۰-۱۵۷۲ م/۱۰۵۰-۹۷۹ ق)آنجا که در صدد بیان«برهان صدیقین» مبتنی بر اصل تشکیک وجود است این برهان را در غایت متانت و قوت می داند و به اشکالات وارد شده بر آن می پردازد.ملا صدرا مبنای اشکالات را عجز از درک صحیح مقصود از تشکیک وجود دانسته است(۱۱:ج ۶، ص ۱۷).همچنان که خواجه نصیر نیز جهل به معنای تشکیک را سبب اعتراض فخر رازی دانسته بود(۱۸:ص ۳۳).

بدین ترتیب مسأله تشکیک، در پاسخ به اشکالی ظهور کرده است که برخاسته از تقسیم وجود به واجب و ممکن است.نگرانی متکلمین در طرح اشکال، این بوده است که اشتراک وجود میان واجب و ممکن و قسیم شدن آنها منجر به همسنگ قرار دادن آنها در وجود شود و به تعالی واجب که از لوازم آموزه دینی توحید می باشد، لطمه وارد آورد.هم عرض شدن واجب و ممکن در پی اشتراک وجود، باعث چالش آن با آموزه توحید می شود که جهت رفع آن، مسأله تشکیک بروز می کند به عبارتی دیگر طرح این مسأله، پاسخ حکیمانه فیلسوفان مسلمان به شبهه ها و اشکالهای عرضه شده بر ورود خدا به عنوان یک مفهوم فلسفی در هستی شناسی است.البته با ورود آن در این حوزه نخست می بایست وضعیت وجود که بنیادی ترین مسأله متافیزیک است(۸:ص ۹۶)، با این مفهوم مشخص می گشت.در این گام فلاسفه مسلمان خدا را به عنوان آنچه که وجود برایش ضرورت دارد معرفی نموده، آن را واجب الوجود بالذات نام نهاده اند.اما به نظر مستشککین بر این اساس واجب داخل در تقسیم وجود شده و ذیل مقسم وجود همردیف با وجود می گردد و اشکال بالا طرح می گردد و چالش مورد بحث به وجود می آید.

به هر روی خواجه نصیر الدین طوسی نظر فخر رازی را پنداری غلط می شمرد و درباره منشأ این اشتباه می گوید:«و منشأ این اشتباه جهل به معنای تشکیک است»(۱۸: ص ۳۳).و پس از آن به بیان تشکیک می پردازد.چنانکه بیان شد چنین موقعیتی در موضع دفاع از تشکیک وجود برای ملا صدرا پدید می آید که ریشه در همان طرح نخستین مسأله دارد.البته متذکر می گردد که سخن در خاستگاه طرح این مسأله است و این تنظیر به معنای یکسان انگاشتن آنها نمی باشد زیرا آنها دارای دو شکل متفاوت هستند و معنای مطرح شده در شرح اشارات و تنبیهات را نمی توان در قالب حقیقت وجود انجام داد، زیرا در نظر گرفتن حقیقت وجود و عینیت بخشیدن بدان فرایندی است که در حکمت متعالیه به جایگاه خود رسیده و به عنوان یک اصل درمی آید و پیش از آن به عنوان یک اصل مطرح نیست.

براساس خاستگاه یاد شده می توان به خوبی به تحلیل مهم ترین مسائل مبحث تشکیک پرداخت.بررسی پیشینه بحث تشکیک در آثار ارسطو، تبیین علّی-معلولی آن نزد ابن سینا و موضع منتسب به وی، نحوه تبیین تشکیک وجود و نهایتا گذر از تشکیک وجود که از اهم مسائل آن می باشند، با بیان فایل پاورپوینت کامل خاستگاه مسأله تشکیک وجود تبیین بهتری می یابند.تقسیمات وجود از نظر ارسطو و ابن سینا

چنانکه بیان شد خاستگاه مسأله تشکیک، تقسیم وجود به واجب و ممکن و اشتراک وجود در این دو قسم می باشند.اما آیا ارسطو(۳۲۲-۳۸۴ ق.م)وجود را این گونه تقسیم نموده است؟!ارسطو به این مبحث(تقسیم وجود)می پردازد ولی این گونه تقسیم بندی در آثار وی یافت نمی شود، او وجود را به معنای«جوهر» (

aisuo

) می گیرد(۸: ص ۲۰۸)، جوهر به عقیده وی یا صورت محض است و یا مرکب از صورت و ماده؛ قسم اخیر اجسام هستند که در تغییر و حرکت هستند و در حرکت است که صورت و ماده معنا می یابند؛در واقع تا آن هنگام که حرکت باشد هر متحرکی دارای ماده و صورت است(۷:

a 192

)، اما اگر این جریان و سیر حرکتی متوقف شود دیگر فقط صورت خواهد بود که غایت تمام حرکات است و علت نهایی فعلیت یافتن هر قوه ای است ولی خود قوه ای ندارد و فعلیت محض است.این قسم در ادبیات فلسفی ارسطو «محرک نامتحرک»یا«محرک اول»نامیده می شود که تمام حرکتها بدان منتهی می گردد و دیگر موجودات مرکب از ماده و صورت، ممکن هستند.برای ارسطو مبدأ عالم، علت غایی است و نه علت فاعلی ایجادی.بدین صورت تمایز میان ماده و صورت در فلسفه ارسطو اصل قرار گرفته و براساس آن تقسیم وجود بنا می گردد.

ابن سینا با تحلیل نظریه ارسطویی تمایز میان ماده و صورت، آن را برای تبیین نحوه وجود ممکن، کافی ندانست چون مهمترین چیز در این باره نیاز به علت ایجادی در ممکن بود(۳:ص ۱۸-۱۳)که در نظریه ارسطو جایگاهی ندارد.وجود اشیاء ممکن، از غیر است و از خارج به آنها اعطا می گردد پس میان ذات و ماهیت آنها با وجود آنها فاصله است که این فاصله از ناحیه غیر پر می گردد.ممکن احتیاج به علت دارد چون ذاتش نسبت به وجود و عدم اقتضایی ندارد و برای آنکه اقتضای وجود یابد و وجود برایش ضرورت پیدا کند، احتیاج به علت دارد ولی در واجب چنین فاصله ای نیست و ذاتش عین وجودش است(۲:ص ۳۷۰-۳۶۷).این ویژگی در واجب مستقیما به تعریف ابن سینا از آن ارتباط می یابد.در نظر وی آنچه وجودش از خودش است و وجودش به خود ضرورت می یابد واجب الوجود است(۲:ص ۴۹)و در مقابل، ممکن آن است که وجودش به غیر ضرورت می یابد.از این رو ابن سینا موجود را به واجب و ممکن تقسیم می کند.فصل مقسم برای واجب الوجود:«یجب وجوده بذاته»(وجودش به خویشتن خویش ضرورت دارد)، و برای ممکن الوجود:«لم یجب وجوده بذاته»(وجودش به خویشتن خویش ضرورت ندارد)می باشد که دایر مدار مفهوم وجود است.وجود در هر دو قسم مشترک است.این اشتراک وجود مبنایی برای فلسفه مشاء محسوب می گردد که جهت دفع شبهات در این باره و رفع چالش آن با توحید واجب، خواجه نصیر الدین طوسی وجود را در این دو قسم، به تشکیک واقع می داند(۱۸:ص ۳۴-۳۱).

تبیین علی-معلولی تشکیک در فلسفه ابن سینا و انتساب قول به تباین وی

از دیگر تقسیمات وجود، تقسیم به علت و معلول است که در این تقسیم نیز همچون تقسیم به واجب و ممکن، وجود در اقسام آن مشترک است و اشتراک آن نیز به عمومیتی از وجود باز می گردد که تمام موجودات را در بر می گیرد، زیرا علت و معلول از لواحق«موجود بما هو موجود»محسوب می گردند و با تحلیلی که از واجب و ممکن نزد ابن سینا ارائه شد، نهایتا می توان این دو تقسیم را یکی دانست به ویژه آنکه بیان شد علت العلل نزد ابن سینا علت فاعلی است.البته از آنجایی که ابن سینا دو گونه فاعل (یعنی فاعل الهی و فاعل طبیعی)تعریف می کند(۲:ص ۲۵۷)، باید به یاد داشته باشیم که منظور از فاعل در اینجا فاعل الهی است که علت حقیقی بوده و اعطای وجود می کند.

علت و معلول در وجود مختلف هستند و اختلاف آنها در سه امر می باشد:تقدم و تأخر، بی نیازی و نیازمندی و وجوب و امکان؛که این سه به هم نزدیک بوده و می توان یکی را با دیگری تبیین کرد که در این میان وجوب و امکان جایگاه ویژه ای پیدا می کند.و از آنجایی که به عقیده ابن سینا وجوب وجود، همان«تأکد وجود»است و واجب بر«تأکد وجود»دلالت می کند(۲:ص ۲۵۷)، این اختلافات را می توان به اختلاف در«تأکد و ضعف»بازگرداند که البته ابن سینا خود به این اختلاف در کتاب مباحثات اشاره می کند(۶:ص ۴۱).این اختلاف به خوبی می تواند مبنای تشکیک وجود قرار گیرد که برپایه اصول مشائی از تبیینی علّی-معلولی استخراج گشته است.

بنابراین نمی توان قول به تباین را به عنوان رقیب نظریه تشکیک، به ابن سینا نسبت داد.هرچند که ریشه های انتساب این قول در مجالی دیگر-ان شاء اللّه-بررسی خواهد شد لیکن بنابر مطالب بیان شده می توان سببی از این انتساب را بررسی نمود تا همچنان که ملا صدرا بیان می دارد بی پایه بودن این انتساب مشخص گردد(۱۲:ص ۱۰۰). بنابر آنچه بیان شد نزد ابن سینا، واجب علت فاعلی است و رابطه میان واجب و ممکن رابطه علّت فاعلی با معلول آن است که همان بیان رابطه علیّت است.ابن سینا درتعریف علت فاعلی می گوید:«و مراد از فاعل، علی است که وجودی را مباین با ذاتش افاده کند»(۴:ص ۱۵۸-۱۵۷).از این عبارت برمی آید که میان علت و معلول مبانیت وجود دارد.لیکن ابن سینا خود مراد از تباین را توضیح می دهد.منظور وی از تعریف مذکور آن است که فاعل محل برای معلول نمی باشد به گونه ای که در آن قوه شی ء معلول نهفته باشد(۲:ص ۵۰).در واقع قید تباین برای خروج محل از علت فاعلی آمده است و نمی تواند محملی برای انتساب قول مذکور به ایشان گردد.البته این استبعاد در درجه نخست برپایه تبیین علی-معلولی بنا نهاده شده است که توضیح آن گذشت.

نحوه تبیین تشکیک وجود

هرچند تشکیک وجود به عنوان دومین اصل فلسفه ملا صدرا آمده است لیکن او مبحث خاصی را به طور مستقل به این مسأله اختصاص نداده و پیروان خویش را در حسرت وجود چنین مبحثی باقی گذاشته است(۱۱:ج ۱، ص ۴۳۲).نتیجه این مطلب آن است که ما تبیین منظم و منسجمی از تشکیک وجود در دست نداریم لیکن شارحان فلسفه وی به طرح آن همت گمارده اند.که با توجه به بیان خاستگاه مذکور موجه و اصولی است.

علامه سید محمد حسین طباطبایی در نهایه الحکمه پس از فصل اصالت وجود فصلی را به تشکیک وجود اختصاص داده است و نظریه تشکیک وجود را تبیین می نماید(۱۷:ص ۲۳).وی در مقدمه به بیان دو نوع کثرت می پردازد؛یکی کثرت ماهوی و دیگری کثرت وجودی، که نوع دوم در پی انقسامهای وجود بر آن عارض می گردد که مهمترین آنها هم تقسیم به واجب و ممکن است.بدین ترتیب تبیین تشکیک وجود از آغاز با خاستگاه آن که انقسام وجود به واجب و ممکن و نظایر آن است، شکل می گیرد و بدیهی است بدون تقسیم مذکور، سخن از تشکیک موضوعیت نمی یابد.چنان که ملا صدرا در مقام اثبات واجب و توحیدش سخن از برهانی به میان می آورد که مبتنی بر تشکیک است و یکی از مقدمات آن را، همچون ابن سینا، تقسیم وجود به واجب و ممکن می داند(۱۱:ج ۶، ص ۱۵-۱۴).هرچند در این تبیین از تقسیم وجود به واجب و ممکن سخن به میان آمده، لیکن مبنای این تقسیم با آنچه در فلسفه مشاء مطرح بود تفاوت دارد و این تفاوت به اصول حاکم بر فلسفه مشاء و فلسفه متعالیه باز می گردد.

تمایز میان وجود و ماهیت، اصل هستی شناسی فلسفه ابن سینا می باشد و بر همین اساس تقسیم مذکور ارائه می گردد؛زیرا تقسیم مذکور تقسیم موجود به اقسامی است که در یکی ترکیب وجود و ماهیت لحاظ شده است و در دیگری لحاظ نشده است.به عبارت دیگر تقسیم وجود به وجود ماهوی و غیر ماهوی است که بر اصل تمایز وجود از ماهیت بنا نهاده شده است.وجود ماهوی، وجودی است که عارض بر ماهیت است اما وجود غیر ماهوی، عین ماهیت آن است(۲:ص ۳۷۰).نهایتا در این تقسیم، وجود به وجود عارض و وجود غیر عارض تقسیم می شود که در حوزه مفهوم وجود قرار گرفته و به همان نسبت تشکیک منظور در این فلسفه«تشکیک عامی» دانسته می شود که در آن مابه الاشتراک، وجود عام انتزاعی و مابه الاختلاف، نحوه صدق این مفهوم عام بر دو مصداق واجب و ممکن است که این صدق، به طور یکسان نمی باشد.

اما اصل بنیادین فلسفه ملا صدرا تمایز حقیقت وجود از مفهوم آن است(۱۱: ج ۱، ص ۶۵-۶۳)و مطابق آن، تقسیم وجود به واجب و ممکن، وارد حوزه و قلمرو حقیقت وجود می گردد.بنابر اصل مذکور، عینیت و اصالت با وجود است(۱۱:ص ۳۸)، و دیگر نمی توان در تقسیم مذکور سخن از ماهیت به میان آورد چون ماهیت اعتباری است.بدین ترتیب ملا صدرا وجود را به وجود مستقل و وجود رابط تقسیم می کند که ویژگی قسم نخست، بی نیازی از غیر است که به آن واجب الوجود گفته می شود و صرف وجود است و ویژگی قسم دوم، نیازمندی به غیر است که به آن ممکن الوجود گفته می شود(۱۱:ج ۶، ص ۱۵)و این فقر و نیازمندی در وجود ممکن به عنوان وجودی رابط، تمام حیثیت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *