تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی شامل 77 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی :

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»[۱]

[ای مؤمنین چیزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمارید و تقوای الهی پیشه کنید که خداوند شنوا و داناست.]

خدای متعال خالق بشر است و به حوائج او از همه کس آشناتر می باشد، او قوانینی وضع نموده است که مخلوقانش راه سعادت را از شقاوت بازشناسند و در مسیر سعادت حرکت نمایند.

تبعیت از قوانین الهی متضمن سعادت فرد و جامعه است. پس افتادن از این قوانین، انسان را از کاروان ترقی باز می دارد و پیش افتادن بر آن نیز گامی دیگر از خطوات شیطانی و راه فریبی است برای دسته ای که پس افتادن آنها ممکن نیست.

پس و پیش افتادن انسان از دستورات خاندان عصمت و طهارت در صلوات مرویه از امام سجاد علیه السلام چنین نکوهش شده است:

«الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللّازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ»[۲]

[پیش افتادگان از ائمه طاهرین از دین خارج و عقب ماندگان از آنها در هلاکتی سخت و ملازمانشان به آنان ملحق هستند.]

پس افتادگان از دین به واسطه دوری آنها از آئین، غالباً نمی توانند ضربه ای به دین وارد نمایند ولی پیش افتادگان چون با قالب دینی وارد می شوند، پیشانی پینه بسته دارند، و ظاهرالصلاح گشته اند، بسادگی در دل توده انسان های عادی جای گرفته و به موقع خود سخت ترین ضربات را بر پیکر دین وارد می کنند. و متأسفانه تاریخ ما مملو است از ضرباتی که دینداران دروغین در قالب دین بر دین وارد نموده اند، ضرباتی که تحقق آن از دست بی دینان هرگز امکان نداشته است.

در بیان سبب نزول آیه ای که گذشت برخی مفسران آورده اند که عده ای از مسلمانها عبادات خود را قبل از دستور پیامبر بجای می آوردند و بدین وسیله از عمل آنها نهی شد.

این سبب و امثال آن مفهوم آیه را ضیق نمی نماید، بلکه معنای آیه بسیار گسترده تر از این بوده و هرگونه پیشی جستن از اولیاء دین «کاسه از آش داغتر شدن» را شامل می شود و از آن نهی می فرماید.

در این مقوله کوتاه نگاهی داریم به نمونه هائی از اعمال برخی مقدس مآبها که به نام دین در جای جای تاریخ ثبت نموده اند و البته قبل از آن به بهره گیری ابلیس از این طرفند به عنوان یکی از ابزارهای مهم اغوا اشاره می کنیم.

شیطان

ابلیس سابقه شش هزار سال عبادت داشت. او چنان عبادت می کرد که ملائک شیوه عبادت را از او می آموختند. امّا در مقابل یک دستور از ناحیه حق بازماند و خبث باطنی وی بیرون تراوید.

دقت در داستان ابلیس انسان را اگر دیوانه کند قابل ملامت نیست. موجودی که فرشتگان او را «خدا عزیزکرده» می دانستند و «عزازیل» می گفتند، با آن همه عبادت و ستایش بی وقفه، هرچند توانست هزاران سال طینت و سرشت آلوده خود را مخفی نگه دارد ولی آن سرشت فاسد و جِبلّ ناسالم بالاخره عیان گشت و او را رسوا و خوار ساخت.

خداوند با آزمایش او به سجده در مقابل آدم، بینش شیطان را ظاهر ساخت، او که در عبادت شهره آفاق بود، تصور می کرد کاری بس مهم انجام می دهد ولی در این سنجش، عبادت بدون مُخ او و اعمال بی روح وی عیان گشت، و چون به همین مقدار خویشتن را راضی ساخته بود، باز هم از خداعبادت بی بینش خواست امّا به وی عطا نگردید چه اینکه ارزش عبادت به بینش است نه قیام و قعود و حفظ ظواهر.

«انْ اعْفَیتَنی مِنَ السُّجُودِ لِادَمَ لَاعْبُدَنَّک عِبادَهً ما عَبَدَک احَدٌ قَطُّ مِثْلُها»[۳]

[اگر مرا از سجده آدم عفو کنی، تو را عبادتی کنم که احدی( قبل از من) چنان عبادتی نکرده باشد.]

اصحاب

از نظر برخی دانشمندان اهل سنت اصحاب پیامبر آنانند که حضرت را درک کرده و از او چیزی کسب کرده باشند و لذا معاندان پیامبر مکرم صلی الله علیه و آله که تشنه به خون حضرتش بودند یا آنانکه در انتظار ارتحال پیامبر خدا لحظه شماری می نمودند همه در زمره «یاران پیامبر» قرار می گیرند.

این تعریف هرچند از نظر لغت، تعریفی شایسته است اما اطلاق اصطلاح صحابه بر خیل عظیمی که پیامبر را دیده اند و یا سخنی از او فرا گرفته اند چندان ساده به نظر نمی رسد.

آیا می توان ابوسفیان را که جزء دشمنان سرسخت پیامبر بود و فتح مکه او را وادار به اختیار نمودن اسلام کرد و بعد از آن به معتقدات جدید خود پای بند نشد، یار پیغمبر شمرد؟

و آیا معاویه که در برابر خلیفه رسول خدا قیام کرد صحابه است و یا عمرو عاص که مکر و حیله اش معروف و در واقعه حکمیت پیامدهای زیانباری را به مسلمانان تحمیل کرد از اصحاب پیغمبر شمرده می شود و در کنار عمار و یاسر و مقداد قرار می گیرد؟ و…

چنین نگرشی از اهل سنت، نگرشی باطل است و آنها قبل از اینکه مورد استهزاء تحصیل کردگان خود قرار گیرند، بایستی در عقیده بی اساس و خلاف عقل و فطرت خودشان تجدیدنظر نمایند.

اما به هر حال

تاریخ گوشه هائی دردناک از فایل پاورپوینت کامل خشکه مقدسی اصحاب پیغمبر را ضبط نموده است که توجه به آنها عظمت روح پیامبر و گستره حلم او را آشکار می سازد. اینک به نمونه هائی از این موارد توجه کنید.

۱- در یکی از ماه های مبارک رمضان، پیامبر خدا به مسافرت رفتند. آن حضرت در منطقه «کراع الغیم» روزه خود را افطار نموده و به اصحاب دستور افطار دادند، همه افطار کردند جز عده ای قلیل که گفتند: مگر می شود روزه را افطار کرد، ما بر روزه خود می مانیم تا بهره بیشتری نزد خدا داشته باشیم![۴]

۲- در جاهلیت عرب، ازدواج با همسر پسرخوانده، بعد از اینکه پسرخوانده از دنیا رفته باشد یا زنش را مطلّقه نموده باشد، جایز نبود.

پیغمبر اسلام برای اینکه این خرافه را بشکند، دستور یافت با همسر مطلّقه «زید بن حارثه» که پسرخوانده پیامبر بودند، ازدواج کند. کوردلان بر پیامبر خرده گرفتند و او را متهم ساختند تا اینکه این آیه نازل گشت.

«ما کانَ عَلَی النَّبِی مِنْ حَرَجٍ فِیما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ، سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً»[۵]

[هیچگونه جرمی بر پیامبر در آنچه که خداوند بر او واجب کرده نیست، این سنّت الهی در مورد کسانی که پیش از این بوده اند، جاری بوده است. و فرمان خدا روی برنامه ای دقیق است.]

۳- در سال ششم هجری پیامبر مکرم عزم حجّ نمود، مشرکان مانع این حج شدند و معاهده حدیبیه امضاء گشت پیامبر خدا فرمودند: آنانکه با خود قربانی نیاورده اند هم اکنون از احرام خارج شوند و کسانی که قربانی آورده اند تا رسیدن قربانی ها به مکه صبر کنند.

دسته اول از احرام خارج شدند و با زنان خود همبستر گشتند، عده ای آنان را ملامت کردند که شما خجالت نکشیدید با اینکه رسول خدا در حال احرام است از احرام خارج شدید، پیامبر فرمود: من خود چنین گفته ام، من هم اگر قربانی نیاورده بودم، از احرام خارج می شدم.

آن حضرت به «عمر ابن خطاب» که محرم بود فرمود قربانی آورده ای؟ عمر گفت: خیر، حضرت فرمود: چرا با تقصیر از احرام خارج نمی شوی؟ عمر گفت: بر من گوارا نیست بر احرام باقی نمانم و تو بر احرام باشی!

۴- شبی رسول خدا صلی الله علیه و آله برای نماز عشاء تأخیر نمود، پیامبر خدا که چه بسا برای تفهیم وقت نماز عشاء تأخیر فرموده بود، مورد اعتراض خشکه مقدسها قرار گرفت، عمر در خانه پیامبر کوبید و گفت: زنها خوابیدند، بچه ها بخواب رفتند! پیامبر ناراحت شدند و فرمودند:

«لَیس لَکمْ انْ تُؤْذُونی وَلا تَأْمُرُونی وَانَّما عَلَیکمْ انْ تَسْمَعُوا وتُطیعُوا»[۶]

[شما نمی بایست مرا اذیت کنید و فرمان به من دهید. وظیفه شما شنیدن و اطاعت است.]

۵- عمر بن خطاب در زمان حکومت خود متعه حج و متعه زنان را برداشت، او گفت: این دو در عهد رسول خدا حلال بوده اند، و من مصلحت می دانم حرام نمایم.

«مُتْعَتانِ کانَتا عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ وَانَا انْهی عَنْهُما وَاعاقِبُ عَلَیهِما»[۷]

[دو متعه اند که در زمانه رسول خدا حلال بودند و من تحریم نمودم و هرکس مرتکب شود، عقاب می کنم.]

۶- روزی عمر برای نماز صبح دیر به مسجد آمد. مؤذن نزد وی رفت و متوجه شد بخواب رفته است. اذان گو با صدای بلند گفت: «الصلوه خیرٌ من النوم» یعنی نماز از خواب بهتر است. عمر از خواب برخاست و گفت: این چیز خوبی است همین را در اذان بجای «حی علی خیر العمل» بگوئید.

وی این عبارت را در اذان و اقامه نماز مانع جهاد می دید و خیال می کرد وقتی نماز از هر چیزی بهتر باشد کسی به جهاد نمی رود و لذا نمازی که اس و اساس دین است با خواب که حالت جسمانی و مادی انسان می باشد مقایسه کرد و آن را از خواب برتر دانست!

۷- اسامه بن زید بعد از خیبر برای ارشاد و تبلیغ به یکی از روستاهای آن وادی رفت. همه جز یک نفر به نام «مرداس بن نهیک» گریخته بودند وی دین اسلام را پذیرفته بود ولی اسامه او را از پای درآورد و شهید کرد. پیامبر بسیار از این موضوع ناراحت شد. اسامه با خود پیمان بست که هرگز قائل لا اله الّا اللَّه را نکشد و بر وی شمشیر نکشد. وی در زمان خلافت حضرت امیر علیه السلام به آن حضرت گفت: اگر به من بگوئی دست در دهان نهنگ بگذاری می گذارم ولی با گوینده لا اله الّا اللَّه جهاد نمی کنم.

۸- مردم ثقیف به حضور پیامبر رسیدند و شرایط خود را برای آوردن اسلام اعلام کردند، از جمله شروط آنها حلیت ربا، نشکسته شدن بت «لات» و نخواندن نماز، بود.

۹- در واقعه حنین هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مشغول تقسیم غنائم بود، شخصی نزدیک آمد و گفت: «ای محمد به عدالت تقسیم کن» حضرت خطاب به او فرمودند:

«وَیحَک مَنْ یعْدِلْ اذا لَمْ اعْدِلْ»[۸]

[وای بر تو چه کسی به عدالت رفتار می کند اگر من نکنم.]

۱۰- روزی آن حضرت مالی اندک را تقسیم می نمود، مردی سیاه چهره، بلند قامت سرتراشیده در حالیکه آثار سجود بر پیشانیش بود وارد گشت و گفت: «ای محمد، به خدا سوگند به عدالت رفتار نکردی»

حضرت ناراحت شد به حدی که رنگ وی سرخ گشت و فرمود:

«وَیحَک فَمَنْ یعْدِلْ اذا لَمْ اعْدِلْ»[۹]

اصحاب گفتند: بگذار او را به درک واصل کنیم، حضرت فرمود: آن وقت مشرکان می گویند من اصحابم را به قتل میرسانم!

البته ناگفته نماند که فواید احترام به پیامبر عاید خود انسان می شود، پیامبر نمی خواهد برای خود شخصیت بسازد، او کجا و توجه به خود کجا!

تشک و لحاف آن حضرت پارچه ای بود که قسمتی را زیر و نیمی از آن را رو می انداخت، آخر عمر، همسران پیامبر گفتند: دنده های رسول اللَّه نمایان شده است، شبی پارچه زیرین را چهارلا کردند، آنشب پیامبر اندکی دیرتر برخاست، وقتی متوجه زیر انداز شد، فرمود: چه کسی چنین کرده است؟ یکی گفت: بدن شما ضعیف شده، ما چنین کردیم. حضرت فرمود: شما به من ظلم نمودید!

روزی یکی از اصحاب وارد شد و حضرت تازه از خواب برخاسته بود. وی وقتی نگاهش به بدن حضرت افتاد، جای حصیر را بر بدن پیامبر خدا مشاهده نمود.

آن حضرت در مجالس حلقه ای می نشست به طوری که اگر ناشناس وارد می شد او را نمی شناخت و میگفت: «ایکمْ محَمَّد؟».

برخی پشت دیواری ماندند که قبل از پیامبر به وی سلام کنند، آن حضرت به آنان رسید و فرمود: «ای آنکه پشت دیواری سلام علیکم».

بر الاغ، قاطر و اسب سوار می شد و ابائی نداشت. مؤلف «حیوه الحیوان» نام ۳۴ نفر که ردیف پیامبر سوار شده اند، ذکر نموده است.

انَس نُه سال خدمت پیامبر بوده است. وی می گوید: شبی حضرت دیر آمدند.

من بگمان اینکه منزل کسی رفته است، غذای او را خوردم. پیامبر وارد خانه شد و چیزی نگفت، من به مسجد رفتم تا بپرسم که خانه چه کسی بوده؟ گفتند: منزل کسی نبوده همین جا به پرسش های مردم پاسخ می گفته است. وی در منزل یکبار شام نخواست که من خجالت بکشم و سحر با همان حالت روزه گرفت.

در سال نهم هجری که آن را «عام الوفود» می گویند: هیئت های مختلفی از قبایل عرب برای پذیرش اسلام به مدینه آمدند. وقتی سران بنی تمیم به حضور حضرت رسیدند، ابوبکر و عمر در مورد تصدی امارت بر این قبیله در حضور پیامبر با خود به مشاجره برخاس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *