تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان شامل 28 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خلبان شجاع و قهرمان :

امیر جانباز خلبان «محمد عبدالحسینی» راوی کتاب «مهمان صخره ‌ها» در جمع فرهنگیان در شب خاطره حوزه هنری با اشاره به خاطره خود از بازگشت دوباره به محل اسارت و دیدار با برخی از اعضای جدا شده حزب دموکرات کردستان خاطره این دیدار را اینطور روایت کرد: «شرایط من در اسارت طوری نبود که بتوانم اطلاعات و اسم‌ ها را در خاطرم نگه دارم، چون شرایط سختی داشتم. زمانی که قرار شد کتاب مهمان صخره‌ها را بنویسم، بسیاری از اسم ‌‎ها و مکان ‌ها را از یاد برده بودم. اسارت من در عراق اتفاق نیفتاد بلکه در ایران توسط حزب دموکرات به اسارت گرفته شدم و حدود پنج ماه این اسارت به طول انجامید. بعد از اینکه کتاب نوشته شد، می‌ دانستم نواقص زیادی دارد.

اواخر کار کتاب بود که اتفاقی جالب افتاد. یکی از دوستانم که از خلبانان قدیمی بود و به شغل خوار و بار فروشی روی آورده بود تصویری از خود با لباس خلبانی را در مغازه نصب کرده بود. یکی از مشتری ‌ها که عکس را می ‌بیند، سوال می ‌کند که شما خلبان هستید؟ دوستم می ‌گوید بله، می ‌گوید من دنبال خلبانی به نام عبدالحسینی می ‌گردم شما او را می ‌شناسید؟ دوستم پاسخ می‌‎دهد بله از دوستانم است، آن شخص می ‌گوید من همان کردی بودم که او را اسیر کردم و برای او دکتر معالج بردم و اگر امکانش باشد، می ‌خواهم او را ببینم.

دوستم با من تماس گرفت، ماجرا را تعریف کرد و شماره آن فرد کُرد را به من داد. خیلی زود تماس گرفتم و فهمیدم این شخص «حمزه آریا» است؛ فردی که فردای اسارت برای من دکتر آورد. این موضوع را به فال نیک گرفتم و با خودم گفتم این فرد می ‌تواند اطلاعات لازم را در اختیارم قرار دهد. با خانم صبوری نویسنده کتاب در این خصوص صحبت کردم که ایشان هم از موضوع استقبال کرد و به سراغ حمزه آریا رفتیم. در اولین دیدار موهای سفید شده و پای قطعش به چشمم آمد، گویا از نظام امان‌نامه گرفته و ساکن تهران شده بود. اطلاعات زیادی از او گرفتیم؛ مثل اسم افراد و نام مکان ‌ها و برای رونمایی از کتاب هم ایشان را دعوت کردیم.

این ماجرا گذشت تا دو سال پیش در خانه بودم که ساعت ۱۱ شب کسی تماس گرفت، آقایی با لهجه آذری اسم من را پرسید و گفت من از مخابرات تبریز تماس گرفتم، برادرم کتاب شما را خوانده و دنبال تلفن شما می ‌گشته، من در مخابرات شماره شما را پیدا کردم و اگر اجازه دهید برادرم با شما تماس بگیرد. موافقت کردم و چند دقیقه بعد برادرش با من تماس گرفت، تعریف کرد زمانی که من اسیر بودم، او ژاندارم مهاباد بود و تمامی افرادی که در کتاب نام برده شده را می ‌شناسد و دوست دارد با هم به منطقه برویم.

من هم از خداخواسته دوست داشتم بدانم جایی که با هواپیما فرود آمدم و اسیر شدم کجا بود مخصوصا که دوست داشتم چند خانواده ‌ای که به من لطف زیادی داشتند را ببینم. خانواده ‌ای به نام «کاک خدر» بود که خودشان را به خطر انداخته و من را از مهلکه ‌ای نجات دادند که بعدا برایشان دردسر شد.

یک ماه پیش موفق شدم بروم هریس و با هم به مهاباد برویم. فرد کردی که من را با اسب جابه‌جا می کرد پیدا کردیم. تا من را دید جا خورد. گفتم برویم منطقه ای که با چتر فرود آمدم ببینیم. با ماشین جیپی که تهیه کردیم به منطقه رفتیم، وقتی محل را دیدیم تازه فهمیدم کجا بوده است، منطقه ای بسیار صعب العبور بود.

در کتاب به این موضوع اشاره کردم که ماموریت من در سال ۶۲، زمانی انجام شد که عملیات والفجر ۲ آغاز شده بود و پایگاه همدان ماموریت داشت پوشش هوایی به منطقه بدهد، علاوه بر این پوشش، باید مراقب شهر همدان هم می ‌بودیم چرا که قبل از این به نمازجمعه شهر همدان حمله شده بود. آن روز قرار بود ساعت ۱۱ پرواز کنیم اما چون باید هواپیمای تانکر هم می ‌بود آقای انصاری تماس گرفت که هواپیمای تانکر بالا نیست شما زودتر بالا بیا که ما سوختمان تمام شده و باید برگردیم. با عجله سوار هواپیما شدیم و پرواز کردیم.

۲۰ دقیقه اطراف همدان گردش کردیم و بعد به سنندج رفتیم، وقت برگشت به سمت کرمانشاه رادار خبر داد دو هواپیما در حال حرکت به سمت خاک ایران هستند. ما سریع گردش کردیم و در رادار مشاهده کردیم که دو هواپیما در ارتفاع ۱۵ هزار پایی در حال حرکت به سمت خاک ایران هستند. فاصله زیادی با زمین داشتیم. کم کم دو گروه هواپیما نزدیک هم شدند. آن زمان تازه هواپیماهای میراژ وارد عراق شده بود و موشک های مج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *