تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت شامل 53 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خیل عظیم شهادت :

گفتگو با اکرم اسماعیلی، خواهر شهیدان عبدالحمید و مهدی اسماعیلی برایم بسیار جالب بود. این خواهر شهید می گوید: «پیکر عبدالحمید را که دیدم، دستانش پر از خاک بود. در آخرین لحظات حیاتش به خاک چنگ زده بود. خشکی لب‌ هایش نشان می ‌داد بیشتر از یک روز آب نخورده بود. حمید را در بد شرایطی دیدم. آنقدر بی ‌تابی کردم که خبرش به گوش مهدی رسید. مهدی گفت راضی نیستم در شهادت من اینطور شیون کنی. مهدی که شهید شد، صدایم درنیامد.»

هشت سال دفاع مقدس مملو از صحنه ‌های دل کندن از عزیزان بود؛ مادران و پدرانی که چند فرزند شهید داشتند، نوعروسانی که خیلی زود همسر شهید می ‌شدند، خواهری که به برادرانش عشق می ‌ورزید و هر دو برادر را در جنگ از دست داد و خود نیز در جبهه‌ های جنگ حاضر شد. گفت‌وگوی ما با خواهر شهیدان عبدالحمید و مهدی اسماعیلی را پیش رو دارید. عبدالحمید در عملیات الی‌ بیت ‌المقدس و مهدی در کربلای آسمانی شدند.

خانواده‌ ای که دو شهید می دهد باید پیشینه‌ ای از فعالیت‌های انقلابی داشته باشد.

ما اصالتاً خوزستانی و ساکن استان مرکزی هستیم. پدرمان کارمند شرکت نفت بود و معمولاً چند صباحی به خاطر مأموریت‌های کاری ایشان، مجبور به مهاجرت و اسکان در استان‌ های دیگر می ‌شدیم. ما آن زمان به مدرسه اسلامی می‌رفتیم. از سال به بعد برادرهایم فعالیت ‌های انقلابی خودشان را شروع کردند. پخش اعلامیه و حضور در مساجد و جلسات مستمر از عمده فعالیت ‌های شان بود. من آن زمان محصل بودم. همه ما از این دست فعالیت‌ ها داشتیم، اما هیچ کدام جلوی همدیگر بروز نمی دادیم. برادرم مهدی علاقه خاصی به انقلاب داشت. همان سال فعالیت‌ های ش را آغاز کرد. به ما هم که در خانه بودیم، کار‌هایی را می‌ سپرد. گاهی نان زیادی تهیه می کرد و به خانه می ‌آورد و از ما می‌ خواست با آنها لقمه نان و پنیر درست کنیم یا سیب ‌زمینی‌ های پخته را لقمه بگیریم. می گفت فردا راهپیمایی داریم. اگر مردم حین راهپیمایی در جایی گیر کردند و مجبور شدند ساعت‌ ها پنهان شوند یا شرایط خاصی برایشان پیش آمد، از این لقمه‌ها بتوانند استفاده کنند. گاهی هم نوار‌های سخنرانی امام را به خانه می‌ آورد تا ما آنها را پیاده کنیم.

خود شما هم فعالیت انقلابی داشتید؟

من و برادرم مهدی با تشکیل سپاه، وارد سپاه شدیم. من از همان ابتدا در دفتر حزب با شهید بهشتی در امور فرهنگی همکاری داشتم. کمی بعد همراه با دوستانم دوره امدادگری را گذراندیم و آموزش‌های لازم را دیدیم که با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان امدادگر در مناطق جنگی حضور پیدا کردم. با آغاز جنگ همه اهل خانه ما راهی جبهه شدند. پدرم به منطقه اعزام شد.

عبدالحمید دیگر شهید خانواده‌مان از سال یعنی از اولین روز‌های جنگ تا زمان شهادتش در عملیات الی‌بیت‌المقدس حضور داشت و برادرم مهدی که پاسدار بود، از همان ابتدای جنگ تا زمان شهادتش در عملیات کربلای به جبهه رفت. خانه اول مهدی مناطق جنگی بود.

اولین شهید خانه‌تان کدام برادر بود؟

برادرم عبدالحمید که متولد ‌بود.

چطور برادری بود؟ کمی از شاخصه‌های اخلاقی‌اش بگویید.

از همان دوران کودکی شاد و بشاش بود. علاقه فراوانش به امیرالمؤمنین (ع) باعث شد تا توجه و مطالعه زیادی بر خطبه‌های نهج‌البلاغه داشته باشد. مخلص کلام عاشق امام علی (ع) بود. آنقدر عاشق بود که در عملیات الی‌بیت‌المقدس و با رمز علی‌بن‌ابیطالب (ع) به شهادت رسید. در میلاد امام علی (ع) هم به خاک سپرده شد. پدر به عبدالحمید پول تو جیبی می داد تا برای خودش لباس بگیرد. بعد از مدتی می دید همچنان عبدالحمید با همان لباس قبلی است، می گفت: مگر من پول ندادم لباس بگیری؟! بعد‌ها متوجه می ‌شدیم با آن پولی که به او می دادیم، مایحتاج خانواده‌های نیازمند را تهیه می کرد. عبدالحمید بعد از اخذ دیپلم فنی به هنرستان رفت و با توجه به نیاز مناطق محروم به معلم، برای تدریس به روستا‌های محروم رفت. برادرم حقوق و پاداشی که برای این کارش می گرفت، تماماً برای روستاییان هزینه می کرد. برایشان موتوربرق و موتورآب می گرفت تا مشکلشان حل شود. کلاس‌های درسشان را باز‌سازی و از شهر مواد مورد نیازشان را تهیه می کرد. برادرم عبدالحمید خیلی باسلیقه بود. یک مقطعی در جبهه سنگرهایشان نم داشت. وقتی آمده بود مرخصی مقداری نایلون خرید و به جبهه برد. برای اینکه بچه‌ها اذیت نشوند، تمام سنگر را نایلون‌کشی کرده بود.

اطراف منطقه‌شان زمین بایر بود. عبدالحمید تخم گل، سبزی و خیار گرفت و در آن زمین بایر کاشت. همیشه دنبال این بود که بقیه را خوشحال کند. می گفت بچه‌ها روحیه‌شان کسل نباشد. دنیا ارزش ندارد که آدم بخواهد زانوی غم بغل بگیرد و ناراحت باشد. خدا شادی را خلق کرده تا بنده‌هایش شاد باشند و باقی عمرشان را روحیه بگیرند. شاد بودن یکی از ناب‌ترین ویژگی‌های عبدالحمید بود.

برادرم مهدی خیلی مجروح می ‌شد. هر بار که مهدی با مجروحیت می‌آمد، عبدالحمید به مهدی می گفت: «تو هنوز رزم را یاد نگرفتی، نگاه کن من این همه در منطقه هستم اتفاقی برایم نمی‌افتد.»، اما خودش زود‌تر از مهدی شهید شد.

قبل از رسیدن خبر شهادت عبدالحمید، ما عزادار شهادت پسرعمه‌ ام مرتضی که سال داشت، بودیم. پسرعموی پدرم هم تازه به شهادت رسیده بود. از اردیبهشت سال گفتند مرحله اول عملیات الی‌بیت‌المقدس به اجرا درآمده است و تعدادی هم شهید داده‌ ایم و کسی به ما نگفت که عبدالحمید هم در میان این شهداست. البته ما با توجه به شرایط جسمی عبدالحمید اصلاً احتمال شرکت در عملیات و شهادت برادرم را نمی دادیم.

مگر چه مشکل جسمانی داشت؟

یکی از زانو‌های عبدالحمید در یکی از پاتک‌های دشمن قبل از عملیات آزادسازی خرمشهر مشکل پیدا کرده بود. به طوری که وقتی راه می‌رفت کشکک زانویش حرکت می کرد و پایش خالی می ‌شد. دکتر تأکید بر عمل جراحی داشت.

وقتی به مرخصی آمد، به عبدالحمید گفتیم حالا که دکتر تشخیص داده زانویت عمل شود، این کار را خیلی زود انجام بده. او هم پذیرفت و قرار شد تا معاینات، آزمایشات و اقدامات قبل از عمل را انجام بدهد. عبدالحمید عکس و آزمایش‌های قبل از عمل را انجام داد و مهیای عمل شد. همه چیز آماده بود که یک روز به خانه آمد و گفت: من باید به منطقه بروم. ما گفتیم: تو که قرار بود زانویت را عمل کنی؟ گفت: نه باید بروم، همه مدارک و عکس‌ها و آزمایش‌هایم را می‌برم تا در منطقه زیر نظر دوستم که پزشک است، این کار را انجام دهم. ما هم به تصور اینکه او همه مدارک را با خودش برده است و زانویش را عمل خواهد کرد، پذیرفتیم. اصلاً فکرش را نمی کردیم با این زانودرد وارد عملیات شود.

خبر شهادت را چه کسی به شما داد؟

ما هم این طرف درگیر مراسم شهدای خانواده بودیم که با خبر شدیم رزمنده‌ها در مرحله اول عملیات الی‌بیت‌المقدس شهدای زیادی داده‌ اند. مسئولیت یکی از عمو‌هایم این بود که اگر استان ما شهید داد به راه‌ اهن برود و شهدا را تحویل بگیرد.

در راه‌ اهن وقتی عمویم تابوت چند شهید را برمی دارد، چشمش به تابوتی می‌خورد که روی آن نوشته شده بود: شهیدعبدالحمید اسماعیلی. عمو از قطار پیاده می ‌شود. حالت گنگی به او دست می دهد. با خودش می گوید: نه این قطعاً تشابه اسمی است. بعد دوباره به قطار برمی گردد و تابوت را مجدد بیرون می کشد. تابوت‌های شهدا را به معراج منتقل می کنند. وقتی در معراج شهدا در تابوت را باز می کند، چهره غرق به خون عبدالحمید را می‌بیند و مطمئن می ‌شود که برادرم به شهادت رسیده است. برادرم اردیبهشت در دارخوین در مرحله اول عملیات الی‌بیت‌المقدس به شهادت رسیده بود. عمو با برادرم مهدی که در منطقه بود تماس می گیرد و خبر شهادت عبدالحمید را می دهد و از او می‌خواهد که به خانواده اطلاع بدهد، اما مهدی به عمو می گوید که من درگیر عملیات هستم، شما خودتان به خانواده اطلاع بدهید.

عمو که چاره‌ ای نداشت با عموی دیگرم تماس می گیرد و موضوع را با ایشان در میان می گذارد. وقتی عمو با پدرم تماس گرفت ما تصور کردیم که برای مهدی اتفاقی افتاده است، چون فکر می کردیم عبدالحمید به خاطر عمل زانویش در عملی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *