توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 77 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دعوت و تبلیغ به دین در قیام عاشورا :
یک اصل کلی در روایات ما هست که وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء)، چه درباره امیرالمؤمنین و چه درباره اهل بیت اینچنین می فرماید: «عَلِی مِنِّی وَ أَنَا مِنْه »،
[۱]
«حُسَینٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَینٍ»،
[۲]
«حَسَنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه»
[۳]
و سرّش هم این است که ذات اقدس الهی در قرآن کریم پیوند پیغمبر را با این ذوات قدسی با تعبیر وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکم
[۴]
مشخّص کرده است. اگر وجود مبارک حضرت امیر به منزله جان پیغمبر است، در اثر ولایت و مقام امامت است و این مقام امامت برای حسن بن علی و حسین بن علی (علیهم الصلاه و علیهم السلام) هست. بنابراین گرچه تعبیر آیه «مباهله»
[۵]
درباره خصوص حضرت امیر است، ولی خصیصه ای برای آن حضرت نیست؛ زیرا معیار امامت است که در همه این ذوات قدسی هست؛ لذا فرمود: «حَسَنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه»، «حُسَینٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَینٍ». وقتی «حُسَینٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَینٍ» شد، کار وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را حسین بن علی باید در حدّ امامت انجام دهد، این اصل اوّل. اصل دوم اینکه برنامه حیات بخش وجود مبارک پیامبر را ذات اقدس الهی بعد از تلاوت آیات سه اصل مهم قرار داد: یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ وَ یزَکیهِم
[۶]
که جامعه را با فرهنگ وحی آشنا می کند، جامعه را طاهر و طیب می کند و با حکمت که خیر کثیر است آشنا می کند؛ این برنامه رسمی آن حضرت است که خودش راهی این راه است و عدّه ای را هم به همراه می برد. در زیارت اربعین سالار شهیدان هم می خوانیم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک لِیسْتَنْقِذَ عِبَادَک مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیرَهِ الضَّلَالَه»،
[۷]
منتها وجود مبارک پیامبر در تمام مدّت عمر با تحمّل «مَا أُوذِی نَبِی مِثْلَ مَا أُوذِیتُ»
[۸]
به آن سه اصل عمل کرد و سالار شهیدان هم با بذل خون، جامعه را از جهل علمی و جهالت عملی نجات داد و به مقصد هم رسیده است! آنچه را که شما در جوامع کنونی می بینید، همه در کنار سفره سالارشهیدان نشستهاند، تقریباً پنج قرن عباسیه ـ بنی العبّاس ـ با این نام و قبر و علامت مبارزه کردند؛ به راستی بنی العبّاس با قبر حسین بن علی مبارزه کردند! آن قبر را شیار کردند، آن زمین را کشت کردند، به طوری که هیچ اثری از قبر مطهر نبود! امّا اینکه زینب کبری (سلام الله علیها) در شام قسم یاد می کند و می گوید: «فَوَاللهِ…لَا تَمْحُو ذِکرَنَا وَ لَا یرْحَضُ عَنْک»؛
[۹]
قسم به خدا نمی توانید نام ما را به فراموشی بسپارید، این بر اثر این است که ایشان «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهٌ غَیرُ مُعَلَّمَه»
[۱۰]
است، وگرنه کم نبودند سلسله انبیاء! چندهزار پیامبر آمدند و رفتند، اما بسیاری از اینها نامی از اینها نیست! این طور نیست که هرکسی پیغمبر بود یا امام بود جاودانه باشد، این جاودانگی با یک فیض خاصّی است.
در قرآن کریم فرمود انبیاء فراوانی آمدند که هم تعبیر به «تواتر» دارد و هم تعبیر به «تواصل»: أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا؛
[۱۱]
«تترا»، «تا»ی آن مثل تقواست، اصل آن «تاء» «واو» بود. اصل این «تترا» «وترا» بود، به متواتر می گویند «وترا»؛ به آدم باتقوا می گویند او «وَقْوا» است؛ ولی می گویند تقوا، این «تاء» که جزء کلمه نیست! این «وَقِی» «یقِی»، این «واو» تبدیل به آن «تاء» شده است، «تَتْرا» یعنی متواتر؛ یعنی ما انبیا را به صورت متواتر فرستادیم، نام چند نفر از این انبیاء در جهان هست؟ قبرشان کجاست؟ آثارشان چیست؟ همه ماندنی نیستند، چند نفر از این حواریون مسیحی ماندند؟ امّا زینب کبری سوگند یاد می کند، فرمود: قسم به خدا این نام زنده است! این بیان او در اثر «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهٌ غَیرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیرُ مُفَهَّمَه» است.
بنابراین اگر خداست، اینها را همتا یا به منزله جان پیغمبر می داند و اگر خود رسول است، فرمود: «حُسینٌ مِنِّی» و اگر زیارت اربعین است، فرمود او برای دو کار خون داد: یکی اینکه جامعه را عالم کند، دیگر اینکه جامعه را عادل کند و ما هم راهیان همین راه هستیم! سالارشهیدان فرمود این راه برای شما هم هست، امّا باید به دنبال ما حرکت کنید؛ آن سخنرانی نورانی حضرت در مکه هم همین است، نفرمود «مَنْ کانَ بَاذِلًا فِی الله مُهْجَتَه»، چون همه خون ها آن صلاحیت را ندارد که «بلاواسطه» به قُرب الهی بار یابد. به ماها گفتند ببینید حسین بن علی(سلام الله علیه) در مکه چه فرمود، او فرمود: «مَنْ کانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَه»؛
[۱۲]
ببینید ما چکار می کنیم، شما هم تابع ما باشید. درباره خود آن ذوات قدسی می گوییم «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک»، این می شود «بلاواسطه» و آن می شود «مع الواسطه». ما چطور خلق شدیم؟ ما که «بلاواسطه» خلق نشدیم و ما که صادره اول نیستیم! در بازگشت هم این چنین است، همه به لحاظ توحید از خدا هستند و به لحاظ معاد همه به خدا بر می گردند: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُون،
[۱۳]
امّا نه ما صادر اول هستیم و نه راجع نهایی! ما همان طوری که با ترتیب از خدا نازل شدیم، با ترتیب به لقای الهی بار می یابیم؛ نه اینکه همه ما به «لقاء الله» بار یابیم و شویم دَنا فَتَدَلَّی، این دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی
[۱۴]
برای کسی است که «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّه »
[۱۵]
نور او باشد. آن که اولین صادر است، آخرین راجع هم خواهد بود؛ امّا ماها از این وسط ها آمدیم و به همین وسط ها برمی گردیم. شما می بینید که همه این باران ها از دریاهاست:
سنت ابر است، اینکه هر چه گیرد ز بحر جمع کند جمله را باز به دریا دهد
[۱۶]
همه این باران ها به دریا می رسند، امّا بسیاری از اینها همراه نهر به همان ساحل می رسند و آرام می شوند؛ آن سیل خروشان است که این دریا را می شکافد و به وسط دریا می رسد، مگر هر آبی به وسط دریا می رسد؟! همه ما به فیض الهی به لقای الهی بار می یابیم، امّا این چنین نیست که همه ما به دَنا فَتَدَلَّی برسیم. براساس همان اصل، وجود مبارک حسین بن علی فرمود حداکثر تلاش شما این است که «مَنْ کانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَی لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیرْحَلْ مَعَنَا»، امّا نسبت به خود وجود مبارک حضرت در زیارت اربعین به خدا عرض می کنیم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک لِیسْتَنْقِذَ»، چرا؟ چون در صدر همین زیارت اربعین آمده است او حبیب توست! او خلیل توست! آن حبیب «فعیل» به معنای فاعل است، آن حبیب به معنی مفعول است؛ هم محبّ توست و هم محبوب توست!
شما در سوره «آل عمران» فرمودید: إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یحْبِبْکمُ اللَّه،
[۱۷]
از محبّ بودن به محبوب بودن هجرت کنید که هم اینها هجرت کردند؛ اینها حبیب به معنای محبوب هستند، اینها خلیل تو هستند که وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهیمَ خَلیلا.
[۱۸]
چون در صدر این زیارت آمده است: حسین بن علی(سلام الله علیه) محبوب و خلیل توست، خون این حبیب و خلیل در راه توست، آن گاه آن توان را دارد که جامعه را رهبری کند؛ رهبری آن حضرت در همین زیارت اربعین آمده است که «وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَه»؛
[۱۹]
او قائد است! رهبران، روحانیون، علما و مانند اینها دو قسم هستند: رهبری بعضی «قیادی» است و رهبری بعضی «سیاقی» است؛ بعضی ها دعوت به خیر می کنند، می گویند بروید به جبهه، بروید مدافع حرم باشید، بروید که ماها این طور هستیم، می گوییم بروید که کار خوبی هم است، دعوت و تبلیغ است؛ امّا رهبری «قیادی» این است که خودش پیشتاز است و می گوید بیایید! فرق امام و دیگران این بود که دیگران می گفتند به طرف جنگ بروید، امام فرمود به طرف جنگ بیایید، پیشگام بود و گفت بیایید! «قائد» یعنی کسی که خودش در جلو هست و می گوید من رفتم بیایید، اما «سائق» کسی است که دستور می دهد و می گوید بروید دین را یاری کنید. رهبری اینها که «سیاقی» است توفیق آنها خیلی نیست و رهبری آنهایی که «قیادی» است، توفیق آنها صد در صد است، فرمود من رفتم بیایید! «مَنْ کانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَی لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیرْحَلْ مَعَنَا فَإِنَّنِی رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی»، این طوری است! بنابراین رهبری حضرت رهبری «قیادی» بود، چه اینکه در صدر همین زیارت اربعین، بعد از محبّت و خُلّت، سخن از «قیاده» و رهبری قائدانه آن حضرت است. آن گاه کاری که وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیه والثّناء) انجام داده است که یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ ، یک؛ وَ الْحِکمَهَ، دو؛ وَ یزَکیهِم، سه؛ این کار را کرد.
الآن اینها که به زیارت اربعین مشرّف می شوند، با شوق حرکت می کنند؛ بسیاری از اینها شاید قدرت تحلیل نهضت سالار شهیدان را نداشته باشند، این «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه»
[۲۰]
که تنها ذلّت از دودمان یزید نیست! کسی که از نفس امّاره پیروی می کند، او ذلیل است، او خوار است، برای اینکه در بیانات نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) هست که «کمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَی أَمِیرٍ»،
[۲۱]
اگر در قیامت عدّه ای می گویند: رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَینا شِقْوَتُنا،
[۲۲]
برای همین بیان نورانی حضرت امیر است که فرمود یک عدّه ای در جبهه جهاد درون شکست خوده هستند؛ وقتی که ما را شکست دادند، ما متوجه این صحنه نیستیم که ما با یک دشمنی روبرو هستیم که این دشمن نه از ما مالی می خواهد و نه از ما خون، فقط اسارت می طلبد! چرا وجود مبارک پیامبر فرمود: «أَعْدَی عَدُوِّک نَفْسُک الَّتِی بَینَ جَنْبَیک»،
[۲۳]
برای اینکه دشمن نه می خوابد، نه غافل است، نه ساهی است، نه ناسی است و نه دور است، بلکه در درونِ دورن جا کرده است، بیدار است و منتظر غفلت ما است، إِنَّهُ یراکمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیثُ لا تَرَوْنَهُم
[۲۴]
هم که دامن گیر ما شده است؛ یک همچنین دشمنی که در درون ما است، روانکاو و روان شناس هم هست و می داند که مشکل ما چه است و چه چیزی می خواهیم، هر کسی را با همان خواسته های روانی اش فریب می دهد و نمی خوابد و با ما در جنگ است و قصد او هم خونریزی نیست تا ما کشته بشویم و راحت بشوم، قصد او گرفتن مال نیست، او از ما آبرو و دین می خواهد و ما را اسیر می برد «کمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَی أَمِیرٍ»، او سواری و مرکب می خواهد! اینها که به طرف «خِیل» حرکت می کنند، به طرف این اسب های بیابانی حرکت می کنند، قصدشان جنگ با اسب که نیست، جنگ آنها گرفتن اسب و سوار شدن بر اسب است. «إحتنک» در باب «افتعال»، یعنی «حَنَک» و «تحت حَنَک» را گرفته است؛ او در سوره «اسرا» سوگند یاد کرد: لَأَحْتَنِکنَّ ذُرِّیتَه ؛
[۲۵]
من «حَنَک» و «تحت حَنَک» اینها را می گیرم و سوار می شوم، دیدید این سوارکاری که بر اسب سوار است، دهنه و افسار اسب را در اختیار دارد و سواری می خواهد، گفت من سواری می خواهم! من خون نمی خواهم، من بکشم که چه؟ سوگند یاد کرد لَأَحْتَنِکنَّ ذُرِّیتَه ، یک همچنین دشمنی «أَعْدَی عَدُوِّ» است. دشمنان دیگر یا از ما خون می خواهند که جان ما و روح ما و دین ما محفوظ می ماند یا از ما مال می خواهند یا زمین می خواهند و خاک می خواهند؛ لذا حضرت فرمود: «أَعْدَی عَدُوِّک نَفْسُک الَّتِی بَینَ جَنْبَیک».
گر شود دشمن درونی نیست باکی از دشمن بیرونی نیست
[۲۶]
این «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» حضرت، تنها برای طرد استکبار برون نیست، برای طرد آن مستکبر دورن هم هست؛ وجود مبار
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.