توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی شامل 41 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دو امام از منظر آیتالله بهاءالدینی :
روز هایی که بر ما گذشت، تداعی گر بیست و دومین سالروز ارتحال عارف واصل و مرجع والامقام شیعه حضرت آیت الله العظمی حاج سیدرضا بهاءالدینی (قده) بود. او به رغم زهد و اعتزال از مناصب دنیوی، از حامیان جدی امام و رهبری و از همراهان نظام اسلامی بود و مواضع وی در گذرگاه های خطیر انقلاب، جملگی شاهدی بر این مدعاست. در مقالی که پیش روی شماست، تلاش شده است تا با استناد به برخی شواهد، این مقوله بیشتر تبیین گردد. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب و عموم علاقه مندان را مفید و مقبول آید.
بر محمل شهود
اهمیت و ارزش منظر حضرت آیت الله العظمی حاج سیدرضا بهاءالدینی در مورد مقولات و وقایع، منظر عرفاتی و مشهودات ماورایی اوست. به اذعان همه مرتبطان، وی در این فقره ید طولایی داشت و سالیانی طولانی به مراقبه و ریاضت پرداخته بود. حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی امام جمعه کنونی تهران در این باره می گوید: «به نظر می رسید حالتی که آقای بهاءالدینی داشت، حالت شهود بود، حضورش هم قوی بود. آدم وقتی خدمت آقای بهاءالدینی بود، واقعاً احساس حضور در محضر خدا را می کرد. گویا این خودِ آیینه خداست و خدا در وجودش جلوه دارد. در عین حال که با آدم حرف می زد، عالمش عالم عجیبی بود که جز تعبیر به حضور نمی شود چیزی گفت. دیگر اینکه نگاه هایش حاکی از این بود که ایشان یک چیز هایی را می بیند. بعضی از دوستان ما می گفتند که مکاشفات آقای بهاءالدینی آن قدر زیاد است که گاهی این رؤیت سَر را با رؤیت سِرّش اشتباه می کند! علی الدوام پسِ پرده را با آن چشم باطنش می دید، در عین حال که چشم ظاهرش هم باز بود».
حاج آقا روح الله به درد همه کاری می خورد!
درباره نگاه آیت الله العظمی حاج سیدرضا بهاءالدینی به مکانت علمی و عملی رهبر کبیر انقلاب، قبل از هر چیز مناسب است که زمام سخن را به دست خود وی بسپاریم. وی در خاطراتی که پس از رحلت امام خمینی و درباره سابقه طولانی خویش با ایشان نقل کرد، چنین گفت: «در سال های اول طلبگی که در مدرسه فیضیه بودم، با حاج آقا روح الله آشنا شدم. مدتی نگذشت که در رفاقت و دوستی ام با ایشان، بسیار صمیمی شدم و او را در حد بسیار بالایی از پاکی و تقوا دیدم. ایشان در جوانی علاقه شدیدی به اهل بیت (ع) اظهار می کرد و ارتباط تنگاتنگ معنوی با ائمه (ع) داشت. در ماه مبارک رمضان با هم در جلسه ای شرکت می کردیم که ابتدا قرائت قرآن بود و سپس تلاوت کلام معصومان. کتاب ارزشمند عبقات الانوار مرحوم میرحامد حسین را می آوردیم و از روی آن احادیثی گوهربار و سخنانی دلنشین از ائمه را می خواندیم. با آنکه حاج آقا روح الله از نظر مالی وضع مناسبی نداشت، جدیت و شور و عشق این جوان موجب شد یک جلد از کتاب عبقات را منتشر کند تا بقیه هم بتوانند از آن استفاده کنند… در سال عده ای در مورد مرجعیت نزد بنده آمدند و نظر مرا درباره دو نفر خواستند. عرض کردم فلانی آدم خوبی است، اما فقط به درد درس و بحث می خورد، ولی حاج آقا روح الله به درد همه کاری می خورد! این سخن به گوش آن فرد رسید و از دست من ناراحت شد تا اینکه قبل از انقلاب از دنیا رفت. یک شب به خواب من آمد و اظهار ناراحتی کرد. گفتم به خاطر آن حرف، چه کنم تا از دستم راضی شوی؟ گفت یک ختم قرآن برایم بخوان! من هم خواندم. مدتی بعد در سال که با پیروزی انقلاب مدرسه فیضیه بازگشایی شد، تعدادی از ارواح را دیدم که خوشحالند. یکی از آنان، روح همان شخص بود. در آن زمان بود که احساس کردم خود ایشان فهمیده است که آقا روح الله به درد هر کار می خورد… بعد از انقلاب با همه گرفتاری ای که امام داشتند و من داشتم، ارتباط خود را قطع نکردیم. در همان اوان پیروزی انقلاب اسلامی، شبی بعد از مغرب قرار بود امام برای بازدید به منزل ما تشریف بیاورند. آن شب کوچه منتهی به منزل ما مملو از ازدحام مردمی بود که در انتظار رؤیت امام، شعار سر می دادند. من در منزل مشغول روشن کردن سماور بودم که خبر دادند ایشان آمدند. وقتی سر بلند کردم امام را در آستانه در اتاق دیدم. بعد از سلام و احوالپرسی به ایشان گفتم آقا! حرکت شما الهی است، ولی نفوس مردم آمادگی و تحمل کافی ندارند. حضرت امام در جواب گفت آقای بهاءالدینی همه چیز در اختیار من است ولی خودم در اختیار خودم نیستم! من از گفته امام دو نتیجه می گیرم، یکی اینکه ایشان می فهماند که بر نفوس مردم، علاوه بر ولایت تشریعی، ولایت تکوینی دارد و اراده ایشان بر اراده مردم و دیگر شئون مسلط است، به طوری که قلوب مردم در اختیار ایشان است. دیگر اینکه مقام فنای فی الله و عبودیت و بندگی محض ایشان از این گفته آشکار می شود».
امام ولایت تکوینی دارد!
اطرافیان آیت الله بهاءالدینی درباره نگاه او به مکانت و مجاهدات امام خمینی نکته ها می گویند. از جمله این موارد گفته های حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی در این باره است: «ایشان معتقد بود که امام ولایت تکوینی دارد. ایشان می گفتند اینکه امام با یک صحبت یا یک نوشته، خلقی را بیرون می کشد یا تعطیل می کند، این جور نیست که بر اساس یک امر اعتباری این کار را بکند. ایشان در خلق تصرف می کند و حتی افرادی که در خط نیستند، همراهی می کنند. معتقد بود که این همان ولایت تکوینی است. یکی هم اینکه فرمودند امام که می آید و دستش را بالا می برد، نیت می کند و برای خدا دستش را بالا می برد. همه کارهایش برای خداست، دستش را هم که تکان می دهد، برای خداست».
آیت الله خلیل مبشر کاشانی از علمای معاصر قم نیز، در زمره چهره هایی است که آیت الله بهاءالدینی را از نزدیک درک کرده است. وی درباره رابطه معنوی و روحی آن بزرگ با امام خمینی می گوید: «آیت الله بهاءالدینی به مرحوم امام خمینی و مرحوم آیت الله سیدمصطفی خمینی علاقه زیادی داشت. برادر آیت الله بهاءالدینی یعنی مرحوم حاج آقا محمد بازرگان گفت بعد از قیام مرحوم امام و آزادی کوتاه مدت آیت الله خمینی که علما به دیدن ایشان رفتند و آقای خمینی از عده ای علما بازدید فرمود، روزی به دیدن اخوی آیت الله بهاءالدینی آمده قبل از ورود امام به برادرم گفتم چگونه پذیرایی کنیم. فرمود جعبه گزی در آن جاست بیاور، آوردم در آن را باز کردم دیدم دو دانه گز بیشتر نیست، گفتم آقا جعبه خالی است فقط دو دانه گز دارد. گفت همین کافی است، او (امام خمینی) اگر بخواهد میل کند یک
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.