تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟ با 57 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟ به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟ تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟ را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رضاشاه چه‌مقدماتی‌را برای کشف‌حجاب فراهم‌کرد؟ :

از زمان آغاز رویارویی و آشنایی ایرانیان با فرهنگ غرب، همواره دفاع از حقوق زنان از جمله شعارهای جامعه ی روشن فکری ایران بوده است. برای نمونه، فتحعلی آخوندزاده درباره ی لزوم تساوی حقوق زن و مرد گفته است: «…خردمندان جهان، زنان را در جمیع حقوق بشریت و آزادیت با مردان شریک شمرده اند.»[۱] آخوندزاده و دیگران به بهانه های گوناگون، به مقایسه ی نقش زنان در جوامع اروپایی-آمریکایی و جامعه ی سنتی ایرانی پرداخته و برای ایجاد هماهنگی میان این دو فرهنگ، نسخه های متفاوتی پیچیده اند که همه ی این نسخ در یک اصل مشترک اند: «برهنگی فرهنگی زنان ایرانی»

آیا نقش بخشی به زنان در امور تصمیم سازی و حتی اجرایی، از مسیر این جاده ی خطرناک فرهنگی و اجتماعی می گذرد؟ آیا حجاب مترادف با خانه نشینی و دخالت نکردن زنان در امور اجتماعی است؟ البته این یادداشت در پی ارائه ی پاسخ تفصیلی به این سؤالات نیست؛ هرچند تجربه ی تاریخی جامعه ی ایرانی، خود پاسخ منفی با آن ها داده است. حضور با حجاب و در عین حال مؤثر زنان ایرانی در طول پانزده سال مبارزه علیه رژیم پهلوی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تجریه ی نقض فرضیه ی کشف حجاب در ایران است.

کشف حجاب به دوره ای از تاریخ معاصر ایران اطلاق می شود که در آن، حکومت سعی داشت با اظهار این بهانه که حجاب، دشمن ترقی زنان ایرانی و بی حجابی، پل پیشرفت شان است، پرده از حریم خصوصی زنان بردارد و با رواج بی حجابی در جامعه، به اهداف سیاسی و فرهنگی ضددینی خود نائل شود. این یادداشت به بررسی ابعاد مختلف تصویب و اجرای قانون کشف حجاب در ایران می پردازد.

آغاز

علی رغم این تصور که همگان رضاشاه را بانی بنای حجاب زدایی از جامعه ی ایرانی می دانند، نگارنده معتقد است که مسئله ی تغییر پوشش در ایران به دوره ی قاجار و زمان مسافرت شاهان قاجار (مشخصاً ناصرالدین شاه) به اروپا می رسد که البته بیش از شخص شاه و دربار وی، توسط عده ای به فرنگ سفرکرده، مورد توجه واقع شد؛ هرچند رضاشاه نیز در عملیاتی کردن این ایده، تلاش گسترده ای از خود نشان داد. به عبارت دیگر، هرچند وی صاحب اصلی ایده ی کشف حجاب نبود، اما بار اصلی اجرایی کردن آن را بر دوش کشید.

برخی مورخین، قره العین یا زرین تاج را اولین زنی می دانند که در تاریخ معاصر ایران، پوشش از سر و تن برگرفت و در اجتماع ظاهر شد. قره العین، دختر ملاصالح برغانی از مجتهدین معروف قزوین (برادر ملا محمدتقی برغانی مجتهد مشهور و قدرتمند آن موقع ایران) و همسر ملا محمد برغانی که پسر عمویش نیز بود، پس از جذب شدن به فرقه ی گمراه بهائیت، همسر و سه فرزندش را رها و شروع به تبلیغ این مرام ساخته ی استعمار کرد.

بنا بر برخی اسناد تاریخی، وی نه تنها بی حجاب در مجامع ظاهر می شد، بلکه بدون هیچ ترس و واهمه ای، عقاید سخیف آنان را شرح و توصیف می کرد و به حضار بشارت می داد که از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند و یک زن می تواند با چند مرد، زندگی زناشویی کند.

اما براساس آنچه از منابع تاریخی به دست می آید، تأسی از ظواهر فرهنگ غربیان به حرم سرای ناصری و پس از سفر وی به اروپا و مشاهده ی بالرین های آن ها می رسد. یکی از شاه دخت هایی که تحت تأثیر لباس جدید قرار گرفت، تاج السلطنه است که از مروجان رفع حجاب به شمار می آید و حجاب را سد ترقی و عامل تمام عیوب و مفاسد اخلاق می داند: «…اول کاری که کردم تغییر لباس دادم؛ لباس فرنگی، سر برهنه، در حالی که هنوز در ایران لباسِ فرم قدیم را داشتند. پس از لباس، ترک نماز و طاعت را هم کردم، زیرا با آستین های تنگِ لباس های چسبیده، وضو ساختن مشکل بود…»[۲]

این نوع طرز تفکر در نشریات آن زمان مشروطه و پس از آن نیز دیده می شود. به عنوان نمونه، مجله ی «عالم نسوان» (تیر ) در شماره ی هفتم و هشتم، در مقاله ای با نام «زن در ایران»، به محرومیت زنان اشاره می نماید و از رفتاری که رجال این مملکت نسبت به زن ها اعمال می دارند، انتقاد می کند. نویسنده در این نوشته، به مقایسه ی رفتار با زنان در غرب اشاره کرده و می نویسد: «در آنجا زن ها مثل مردها در امور اجتماعی دخالت می نمایند، اما ما بیچاره ها هنوز عضو این هیئت جامعه شمرده نمی شویم.»[۳]

مجلات «ایران شهر» در برلین و «عالم نسوان» در تهران، که در ابتدا داعیه ی رفع حجاب نداشتند، یک سال بعد در مقالات خود به شدت به حجاب حمله می کنند. همچنین در یکی از شماره های مجله ی «ایران شهر»، حجاب مایه ی بدبختی، عامل هرزه کاری و قبایح دانسته شده و آمده است: «تا روزی که این کفن سیاه که زن های ایرانی را زنده به خود پیچیده، از میان برداشته نشود، ایران ترقی نخواهد کرد…»[۴]

از مجموع این اندیشه ها و نیز مقدمات عملی دولت پهلوی اول، که در ادامه خواهد آمد، روند حجاب زدایی از جامعه ی مسلمان ایران، سرعت گرفت که البته با مخالفت علما و مردم روبه رو شد و به شکست انجامید.

از مجموعه ی اسنادی که به جا مانده است، به طور خلاصه می توان مراحل زیر را از مقدمات این حرکت ضداسلامی برشمرد:

.قانون اتحاد شکل البسه (مرحله ی اول تغییر لباس)

برای رسمیت پیدا کردن کشف حجاب و اجبار مردم به پیروی از این اندیشه ی غربی، باید مقدمات قانونی آن فراهم می شد. لذا در تاریخ مرداد، هیئت وزیران و در دی ، مجلس شورای ملی، قانون «متحدالشکل شدن البسه ی اتباع ایرانی در داخله ی مملکت» را در چهار ماده و هشت تبصره، به تصویب رساند. طبق ماده ی اول این قانون، کلیه ی اتباع ذکور ایران، مکلف به پوشیدن لباس متحدالشکل بودند. در ماده ی دوم این قانون، هشت طبقه، از جمله مجتهدین مجاز از مرجع تقلید، مراجع امور شرعیه ی دهات و قصبات پس از امتحان، مفتیان اهل سنت دارای مجوز از دو مفتی سنی، پیش نمازان دارای محراب، محدثینی که از دو تن مجتهد مجاز اجازه ی روایت داشته باشند، طلاب و مدرسین فقه و اصول و روحانیون ایرانی غیرمسلم، مستثنی شدند. همچنین در ماده ی سوم، پیش بینی شد که شهرنشینان متخلف از این قانون، به یک تا پنج تومان جریمه ی نقدی یا یک تا هفت روز حبس محکوم شوند. متخلفین روستایی نیز به حبس از یک تا هفت روز محکوم می شدند.نظام نامه ی مربوط به قانون اتحاد شکل البسه، در جلسه ی بهمن ، به تصویب رسید.[۵][۶] همچنین بخشنامه های دولتی مختلفی هم برای هماهنگ ساختن و اتحاد شکل البسه ی مردان یا زنان صادر شد، اما به قول مخبرالسلطنه، «آثاری که از تغییر لباس بیشتر ظاهر شد، تمدن بلوارها بود که به کار لاله­زارها می­خورد و مردم بی بندوبار خواستار آن بودند.»

تصویب قانون اتحاد البسه با مخالفت هایی هم روبه رو شد. صدرالاشراف در این باره می گوید: «طبع مردم نه فقط از تغییر صورت، بلکه از عملیات شرعی که می گفتند مشتبه به اروپایی ها و نصاری است، متنفر بودند.»[۷] کنتس مادفون روزن نیز در کتاب خود، ذیل عنوان «سفری به دور ایران»، نظر یک پیرمرد شمالی را درباره ی کلاه پهلوی این گونه نقل می کند: «آن قدر از این کلاه نفرت دارم که مایلم آن را بدهم به زنم تا به جای ماهیتابه از آن استفاده کند.»[۸]

علاوه بر مردم عادی، حتی برخی از رجال سرشناس مانند مستوفی الممالک، مخبرالسلطنه و صدرالاشراف، با تجددگرایان همراهی نکردند و تا آنجا که زور و اجباری در کار نبود، از تغییر لباس (البته تا مدت محدودی) خودداری کردند.[۹]

.برگزاری دومین کنگره ی زنان شرق در ایران

از تا آذر سال کنگره ی اتحاد زنان شرق با حضور نمایندگان دَه کشور مانند ژاپن، ترکیه، هند، سوریه و مصر در تالار وزارت فرهنگ (عباسی) برگزار شد. در این کنگره، سه تن از بانوان عرب (نور خماده از بیروت، سیده فاطمه از عراق و حوری حنیفه از مصر) به همراه دو ایرانی (مستوره افشار، معاون کمیته ی برگزاری و صدیقه دولت آبادی، منشی) به ایراد سخنرانی پرداختند.[۱۰] تساوی حقوق زن و مرد در اسلام، لزوم تربیت و تعلیم زنان، احقاق حقوق طبیعی آنان، بیان عقب ماندگی زنان شرق از زنان اروپایی و آرزوی رسیدن به زن آمریکایی و اروپایی، از مباحث مطرح شده در این کنگره بود. گزارش این کنگره از زبان مخبرالسلطنه خواندنی است:

«هرچند که در این کنگره تصدیق کردند که مقام زن در اسلام محفوظ تر است و شکایات ابتر، اما متأسفانه خانم ها پرده های کنگره را دریدند و سراسیمه در میدان هواوهوس دویدند. مسکری نماند که نخوردند و منکری نماند که نکردند.»[۱۱]

.سفر رضاشاه به ترکیه

با جایگزینی محمدعلی فروغی به جای مخبرالسلطنه، در تاریخ شهریور ، سیاست های تجددمآبانه سرعت یافت. سفر رضاشاه به ترکیه (از خرداد تا تیر ) نقطه ی عطفی در قضیه ی کشف حجاب بود. تأثیر تجددگرایان ترکیه بر ایران، از دیدگاه نویسندگان داخلی و خارجی، چه قبل و چه پس از مسافرت رضاشاه به ترکیه، عنوان شده است. نشریه ی «ساندی اکسپرس»، مورخ آوریل ( فروردین )، نوشت: «اح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *