توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیری امام رضا (ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیری امام رضا (ع) با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیری امام رضا (ع):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیری امام رضا (ع) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیری امام رضا (ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیری امام رضا (ع) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیری امام رضا (ع) :
طرح مسأله
روش شـناسی تـفسیری یکی از مهم ترین و کاربردیترین علوم در حوزه قرآن پژوهی است که با تأمـل در آن می توان به شیوه های مختلف فهم و تفسیر قرآن آشنایی پیدا کرد و نزدیک ترین و مرتبط ترین آن به مـتن را الگـوی خـود قرار داد. از سویی، با توجه بـه اینـکه مـیزان آشنایی مفسر با متن و مؤلـف، ارتبـاط مستقیم با فهم دارد، لذا لازم است انتخاب آشناترین و مربوط ترین فرد به متن ـ برای الگـوگیری از وی ـ در اولویت قرار داشـته بـاشد. بـر این اسـاس، مطالعـ روایـات تفسـیری صـادره از حضـرات معصـومین (عـلیهم السـلام) به سبب قرابت آنها با متن قرآن و عالم وحی، از دو بعد اهمیت مضاعف پیدا میکند: اول از حیث ارتباط مستقیم با محتوا و دوم بـه جـهـت اولویـت و ضـرورت الگـوگیری از شـیوه تفسـیری آن عالمان راستین (علیهم السلام).
انس امـام رضا (ع) با قرآن به گونه ای بود که کلام ایشان، پاسخهای ایشان و مثال های ایشـان، همـه برگرفته از قـرآن بــود (ر.ک؛ صــدوق، ۱۳۷۸، ج ۲: ۱۸۰ و بـحرانـی، ۱۴۳۰ق.، ج ۲۲: ۱۸۰ و ۱۹۶). ایـن مسأله به قدری ظهور داشت کـه قـرآن را در سـه روز خـتم مـیکردنـد (ر.ک؛ هـمـان) و خــود ایشـان فرموده اند که اگر اراده میکردم کمتر از سه روز نیز ختم میکردم، لکن در یکایک آیـات و اینکـه بــرای چـه و در چـه وقتی نازل شده اند، تفکر مینمودم (ر.ک؛ همان).
ارتباط مستمر با قرآن و دقـت در گـزاره هـای آن به ویژه توجه به فضـا و زمـان نـزول آیـات، از جملـه نکات روش شناختی قابل استفاده ای است کـه مـیتواند الگـویی برای ما در فهم و تفسیر باشد. در لابـه لای برخی متون روایی، آیاتی از قرآن مشاهده میشود که بـرخی از آنـها حسب مواضع مختلف، مسـتند امـام رضا (عل) قرار گرفته که میتوان با اسـتخراج شـیوه ای کـه از سوی ایشان در فهـم آیـات بـه کـار رفتـه، نکـاتی روش شناختی در تفسیر قرآن را به دست آورد. این جـستار در صـدد است تا شیوه ای که در فهم و انتقال معنای آیات به کار رفته، رصد نماید تـا در صـورت امـکان بتواند به الگـویی در فهـم و تفسـیر قـرآن نایـل شود.
این روایات برگرفته از منابعی چون عیون أخـبار الرضــا (شـیخ صـدوق؛ م. ۳۸۱ ق.)، معـانی الأخبـار (همان)، الخرائج و الجرائح (سعید بن هبالله قطب راونـدی؛ م. ۵۷۳ ق.)، الإرشــاد (شــیخ مفیـد)، تفسـیر منسوب به امام حسن عسکری (ع)، الکافی (کلینی)، المحاسن (برقی)، قرب الإسناد (عبدالله بــن جـعفـر حـمیری؛ قرن ۳ ق.)، تفسیر عیاشی و عوالم العلوم (بحرانی) است.
نکت مهم آنکه این بـررسی بـنا به صحیح انگاری احادیث انجام گرفته اسـت، چـون بررسـی صـحت و سقم آنها نوشتاری دیگر میطلبد. بـه کـارگیری برخی اصطلاحات چون تفسیر توضیحی، تفسـیر عملـی و تفسیر تطبیقی به منظور دسـته بـندی روایات بوده است که مراد از این نامگذاریها ذیل هـر یکـ بـیان شـده است، ولی نکت کلی در این خصوص آن است کـه اگـر کارکرد تفسـیر، رفـع ابهـام باشـد (ر.ک؛ معرفـت، ۱۳۷۸: ۲۷۳) هر عملی در جهت این پرده برداری، مـصداقی از تـفسیر، تلقی مـیگـردد. لـذا اصـطلاحات مذکور هـمگی در راسـتای بیان شـیوه هـای تـفسیر و رفع ابهام است.
۱) تفسیر ارشادی
مـراد از این تعبیر آن است که ذیل آیه ای سخنانی از سوی امام رضا (ع) بیان شده که در فهـم آیـه، مـؤثر و راهـگشاست. بدیهی است هر سخنی که از زبـان آن حضرت به صورت حـدیث و روایت جـاری شده، ارشاد به حکم الهـی اسـت که به نمونه هایی از آن اشاره می شود.
۱ـ نقل شده است که ابن أبـی سعید مـکاری بر امام رضـا (ع) وارد شـد و پرســید: چـگونـه اســت اگـر شخصی هـنگام مـرگ خود بگوید هر بـنده قـدیمی که برای مـن اسـت، در راه خـدا آزاد اسـت؟! امـام (ع) فرمودند: آری! همانگونه که خداوند می فرماید: «… حـتی عـاد کالعرجون القدیم» (یـس / ۳۹)، لـذا هـر مملوکی که شـش مـاه بر او بـگـذرد، قــدیم اســت و آزاد (صـدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۱۹؛ همـان، ۱۳۷۸ق.، ج ۱: ۳۰۹ و بحرانی، ۱۴۳۰ق.، ج ۲۲: ۴۴۷).
این آیه مـربوط به حرکت ماه و منازل آن است: «والقمر قدرناه منـازل حتـی عـاد کـالعرجون القدیم» و عبارت «…کالعرجون القـدیم» تـشبیهی است که شکل ماه را به تـصویر مـیکشد، ولـی امــام (ع) در این عـبارت تـشبیهی، حکمی الهـی را بـیـان مــینماینـد، ولـی بـه نظـر مـیرسـد وجـه شـبه در تصویرسازی آی متفاوت از تصویرسازی کلام امام (ع) است. آنچه در آیه مورد نظر است، شـباهت شـکلی سـاقه درخت خرماست که در شرایط زمانی خاص، شـبیه هـلال مـاه مـیگردد، ولی آنـچه در کـلام امـام (ع) مد نظر است، حالت انفکاک و مرحل جدا شدن ساقه از درخت است. گویا بـا ایـن تشـبیه مرحلـ جـدا شدن مملوک از مالک را ترسیم مینماید؛ یعنی همانگونه که در آی مذکور، حـالتی از ساقه پـس از طـی مقطعی از زمان به قدیم تعبیر شد، همچنین با گذشت مقطعی از زمان، بـه مملـوک نیـز قـدیم اطـلاق گردید، اگر چه وجه شبه در هر یک غیر از دیگری است. این کلام نشان از آن دارد کـه امـام معصـوم (ع) از تعبیری واحد (=کالعرجون القدیم) که به ظاهر مربوط به موضوعی دیگـر اسـت (= تحـولات قمـر)، معنایی دیگر و متفاوت (= زمان اطلاق قدیم به مملوک) بیـان کـرده انـد. بـه دیگـر سـخن، از پدیـده ای طـبیعی، نـکته ای فقهی ارائه کرده اند.
۲ـ نامه ای از امام رضا (ع) در جواب بزنطی نقل شده که آن حضرت ذیل آی «فإن لم یسـتجیبوا لک فاعلم أنما یتبعون أهواءهم ومن أضل ممن اتبع هـواه بـغیر هـدی…» (القصـص /۵۰) توضـیح میدهند کـه مـراد کسی است که بدون توجه به امامی از ائم هدی، رأی خود را دین خود گرفته اسـت، نامه را بـه پایـان مـیرسـانند (ر.ک؛ حمیـری، ۱۴۱۳ق.: ۳۵۰؛ مجلسـی، بـیتـا، ج ۲۶: ۲۲۴ و بحرانـی، ۱۴۳۰ق.، ج ۲۲: ۴۳۴).
این توضیح بیان از آن دارد کـه جـایگاه امام معصوم (ع) در دین، شأنی اصـیل، رکـین و بنیـادی اسـت که بی توجهی به آن به مثاب تبعیت از هوای نفس، گمراهی و خروج از گستره هدایت اسـت. خـود ایـن تفسیر از آیه به نوعی میتواند القایی روش شناختی نیز داشته باشد. با توجه به اینکه سـخن مـعصـوم (ع) برگرفته از وحی و در راستای تبیین وحی است، لذا نمیتوان بدون مراجعه به آن، ادعـای فهـم کامـل و دقیق داشت. بنابراین، عدم توجه به معصوم (ع) در مواجهه بـا کـلام الهـی، آثـاری چـون خطـا و عـدم دستیابی بـه مـراد کلام خـواهد داشت، اگر نگوییم که موجب ضلالت و خروج از هدایت می شود.
۳ـ روایت دیگری آورده شده که امام رضا (ع) فرمود: «عـده ای کوشش میکنند نور خدا را زمانی که پیامبر اکرم (ص) از دنیا رفت، خـاموش کـنند و خـدا جز این نمیخواهد که نور خود را تمام سـازد. علـی بن أبیحمزه نیز خیلی تلاش کرد تا نور خـدا را پس از شـهادت موسی بن جعفر خاموش کند و خدا جـز این نخواست که نور خود را تمام نـماید و خـداوند شـما را به مقامی هدایت کرد که دیگران جاهـل بـه آن هستند. پس بر این منت الهی که بـه شما ارزانی داشته، خدا را ستایش کنیـد. همانـا جعفـر صـادق (ع) میفرمود: «… فمستقر ومستودع…» (الأنـعام / ۹۸)؛ «مستقر» یعنی «ایمان ثـابت» و «مـستودع» یعنـی «ایمان به عاریه گرفته شده» و خداوند شما را به مقامی هدایت کرد که دیگران جاهـل بـه آن هسـتند.
پس بر این منت الهی که به شما ارزانی داشته، خدا را سـتایش کنیـد: (مـجلسـی، بـیتـا، ج ۴۹: ۲۶۲ و بحرانی، ۱۴۳۰ق.، ج ۲۲: ۴۴۴ ـ ۴۴۳).
اول اینکه بخش اول این روایت دال بر آی «یریدون أن یطفؤوا نور الله بأفواههم ویأبی اللـه إلا أن یتم نوره ولو کره الکافرون» (التوبه / ۳۲ و نیز، الصف / ۸) است که مراد از نـور خـدا در ایـن آیـه، پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام) بـیان شـده است. به دیگر سخن، مصـادیق ولایـت، به نور خدا تطبیق داده شده است.
دوم اینکه در بخش دوم که اشاره به فرمایش حضرت صادق (ع) دارد، جمل توضـیحی ذیـل آیـه از امام جعفر صادق (ع) است یا از خود امام رضا (ع). با مـراجعه بـه دیگر منابع مشخص مـیشـود کـه ایـن سخن از چند امام (علیهم السلام) نقل شده است؛ بـه عنـوان نمونـه در تفسـیر عیاشـی (ر.ک؛ عیاشـی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۳۷۲) هم به ابوالحسن دوم، امام کاظم (ع) و هم (ر.ک؛ همان: ۳۷۳) به امــام صــادق (ع) نسبت داده شده است. در بحارالأنوار نیز موارد متعدد دیگری ذکر شده است که اسناد این توضیح را بـه امام صادق (ع) قطعی تر می نماید (ر.ک؛ مجلسی، بیتـا، ج ۴۸: ۱۵۹ و ۲۶۲؛ ج ۴۹: ۲۶۳؛ ج ۶۶: ۲۲۲).
روایت دیگری نیز در تفسیر عیاشی، با توضیح مفصل تـری بـدین مـضـمون کـه «فالمسـتقر قـوم یعطـون الإیمـان و یسـتقر فـی قلوبهم و المستودع قوم یعطون الإیمان ثم یسلبونه» از امام صـادق (ع) بیـان شـده است (ر.ک؛ همان: ۳۷۲). قریب به این مضمون در تفسیر قمی نیز ذکـر شـده اسـت (ر.ک؛ قمـی، ۱۳۶۷، ج ۱: ۲۱۲). این توضیح مفصل، ایمان عاریه ای را به وضوح تـبیین مـی نماید.
میتوان گفت اگرچه توضیح ذیل روایت منقول در برخی منابع شاید از امام رضا (ع) نباشد، بـا ایـن حال، علاوه بر آنکه خود این روایت از امـام رضـا (ع) اسـت که نشان از تأیید مطلب مذکور دارد، همچنین کلام صادر شده از نـاحی هر یک از معصومان (علیهم السلام) تفاوتی ماهوی با یکدیگر ندارند.
لازم به توضیح است که در متن کتاب عوالم العـلـوم (ج ۲۲: ۴۴۴)، اولا ایـن روایـت از قــرب الإســناد حمیری نقل شده است که گویا چنین روایتی در آن کتاب مندرج نـیست ـ البـته در حد تتبع نگارنـده ـ و ثانیا کلم «معار» ـ در روایت منقول از قرب الإسناد در کتاب عوالم العلـوم ـ بـه اشـتباه «مـعـاد» ثـبـت شـده است که ظاهرا نادرست میباشد، چرا که در سایر منابع، همـان «معـار» ثـبـت شــده اســت (بـرای نمونه، ر.ک؛ ابن شعب حرانی، ۱۴۰۴ق.: ۴۴۴؛ عیاشی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۳۷۲؛ مجلسی، بی تـا، ج ۴۸: ۱۵۹ و ۲۶۲ و نیز، ج ۶۶: ۲۲۲).
۲) تفسیر عملی
در مـواردی مـشاهده مـیشود که امام رضا (ع) با عمل خود، آیـه را تفسـیر مـینماینـد کـه از آن بـه تفسیر عملی یاد کرده ایم. بـرخی از مـواردی که در این حیطه جای دارد، عبارتند از:
۱ـ مورد اول روایتی است مربوط به آی ۱۱۰ از سوره مبارک کهف کـه مـستند امـام (ع) قـرار گرفتـه است. وشاء ـ یکی از اصحاب امام (ع)ـ میگوید روزی بر امـام رضـا (ع) وارد شـدم و ایشـان را در حــال وضـو گرفتن دیدم. خواستم کمک کنم، ولی ایشان مانع شدند. علت را پرسیدم و ایشـان آیـ «… فمـن کان یرجـو لقـاء ربـه فلیعمل عملا صالحا ولا یشـرک بعبـاده ربـه أحـدا:. .. پـس هـر کـه بـه لقـای پروردگارش امید دارد، بـاید کـاری شایسته انجام دهد، و هـیچ کـس را در عبـادت پروردگـارش شـریک نکند» (الکهف / ۱۱۰) را قرائت کـردند و بـیان داشـتند که من وضو میگیرم برای نماز که عبـادت اسـت و من اکراه دارم از اینکه کسی در این امر شـریکم بـاشـد (کـلینـی، ۱۳۶۲، ج ۳: ۷۰ و بحرانـی، ۱۴۳۰ق.، ج ۲۲: ۱۹۷). در واقع، امام رضا (ع) با شرکت ندادن وشاء در وضوی خود، ضمن اینـکـه آیـ مــذکور را بـه صورت روشن تبیین و تفسیر فرمودند، همچنین به مصـداقی از شـرک خداونـد نیـز آگـاهی دادنـد. در حقیقت، ایشـان بـا این واکنش عملی، مفهوم شرک را تفسیر فرمودند و تـوهم انحصـار شـرک در امـوری خاص را از ذهـن مـخاطب زدودند.
۲ـ در روایت دیگری از قول معمر بن خلاد چـنین آمـده اسـت که هرگـاه امـام رضـا (ع) غـذا تنـاول مـیفرمود، ظـرفی در کنار طعام خود آماده میکرد و بهترین قسمت غذا را در آن مینهاد تا بـه مسـاکین داده شـود. سـپس این آیه را تلاوت می کردند: «فـلا اقـتحم العقبـ: ولـی او از آن گـردنـ مـهـم نـگذشـت» (البلد/ ۱۱)[۱]و میفرمود: «خداوند میدانست که هـر انـسانی قادر بر آزادسازی برده نمیباشد، لذا با اطعـام طعام راه بهشت را بر آنها فـراهم نـمـود» (برقـی، ۱۳۳۰ق.، ج ۲: ۳۹۲؛ کلینـی، ۱۳۶۲، ج ۴: ۵۳؛ بحرانـی، ۱۴۳۰ق. ، ج ۲۲: ۱۹۸).
این نوع بـیان از سوی امام (ع)، در واقع، جـایگاه گـزاره های قرآنی را به شکل مـلموس و عـینـی تبیـین میکند و موجبات فهم عملی آنها را فراهم مینماید. لذا نکت روش شـناختی قابـل بـرداشـت در اینـگونـه روایات آن است که تفسیر آیات قرآن صـرفا مـحدود بـه توضیحات ذهنی و انـتزاعی نـیسـت و نشـان از آن دارد که حداقل بـخشی از آیات را مـیتوان با فعل و عمل نیز تفسیر و تشریح نمود.
۳) تفسیر تطبیقی
مراد از این نوع تفسیر این است کـه امـام رضا (ع) ذیل آیات قرآنی، مضامین آنها را بـه یـک مـصـداق تـطبیق داده اند و یا اینـکه رفـتاری را ـ اعـم از رفتار خود یا دیگران ـ مـنطبق بر گزاره هـای قرآنـی تفسـیر می نمایند.
۱ـ۳) تطبیق مصداقی به آیات قرآنی
در بخشی از روایات مشاهده میشود کـه امـام رضا (ع) شخص خود را به عنوان یک مـصداق عـینـی و خـارجی بـا مـضمون آیه ای از آیات قرآن تطبیق مـینمایند کـه به آنها اشاره می شود:
۱ـ یکی از این موارد روایتی است که در آن ابن أبی کثیر میگوید کـه بـعد از وفـات امام موسی کـاظم (ع) مردم در امر امامت تـوقف کـردند. نـزد امـام رضـا (ع) بـودم کـه آن را نهـان داشـتم و بـا خـود آیـ «…أبشرا منا واحدا نتبعه…: آیا ما از بشری از جنس خـود پیـروی کنـیم؟!» (القمـر/ ۲۴) را خوانـدم کـه ایشان همانند برقی سریع از کنارم عبور کردند و گفتنـد: «أنا والله البـشـر الـذی یجـب علیـک أن تتبعنی». من نیز از خدا و ایشان مغذرت خواستم کـه ایشـان در جـواب فرمودنـد: مـورد غفـران واقـع شدی» (صدوق، ۱۳۷۸، ج ۲: ۲۱۷ و بحرانی، ۱۴۳۰ق. ، ج ۲۲: ۸۸). از این روایـت دو مطلـب مـیتـوان استنباط کرد: اول اینکه امام (ع) بر دلها آگاه و عـالم اسـت و دو دیگر آنکه خـود را مصـداقی از مضـمون آی مذکور معرفی فرمودند.
این آیه و آیات قبل و بعد آن مربوط به اقوام پیشین است که چنین سخنانی را در مورد پیامبر عصر خود بر زبان رانده اند: «کذبت ثـمود بـالنذر * فقالوا أبشرا منا واحدا نتبعـه إنـا إذا لفـی ضـلال و سعر* أألقی الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب أشر: طایف ثمـود (نیـز) انـذارهای الهــی را تـکـذیب کردند * و گفتند: آیا ما از بشری از جـنس خـود پیروی کنیم؟! اگر چنـین کنـیم، در گمراهـی و جنـون خواهیم بود*آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده است؟! نه، او آدم بسیار دروغگوی هوسبازی است» (القمر /۲۵ـ۲۳). به دیگـر سـخن، پذیرفتن پیامبر خدا بـرایشان دشـوار می نمود. گویا برای ابن أبی کثیر نیـز چنین مشکلی پیش آمده بود!
۲ـ در روایتی منقول دیگر چنین آمده که روزی مـأمون از امـام رضـا (ع) دربـاره بـالاترین فضـیلت امیرالمؤمنین علی (ع) ـ که قرآن به آن دلالت داشـته باشد ـ پرسید. امام (ع) وی را به فضیلت حضـرت علی (ع) در مباهله رهنمون ساخت که قرآن میفرماید: «…فمن حآجک فیه…:… هرگاه بعد از علـم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تـو بــه محاجـه و ســتیز برخیزنـد…» (آل عمـران / ۶۱)[۲] پیامبر اسلام (ص) به حکم خداوند، امـام حسـن (ع) و امـام حسـین (ع) را بـه عنـوان دو فرزنـد خویش و حضرت فـاطم زهرا (س) را به عنوان نسـاء خـویش و امیرالمـؤمنین (ع) را بـه عنـوان نفـس خویش خـواندند… (ر.ک؛ بـحرانی، ۱۴۳۰ق.، ج ۲۲: ۲۹۶ ـ ۲۹۵). در این روایت، اهـل بیت پیـامبر اسـلام (ص) به عنوان مصداق مضامین آی مذکور معرفی شده اند.
لازم به ذکر است که بحرانی این روایت را مـستند بـه دو کتاب عیون أخبار الرضا و المحاسن میکند که سید مرتضی از شیخ مفید روایت کرده اسـت، ولی بـا مـراجعه به عیون أخبار الرضـا (ج ۱: ۲۳۲ــ۲۳۱) عین عبارت نقل شده در کتاب عوالم العلوم مشاهده نمیشود، بلکه انـدکی اختلاف در مـتن آنهـا وجـود دارد. با مراجعه به بحارالأنوار مجلسی مشاهده میشود که عـین عبارت بحرانی با اســتناد بــه قـول سـید مرتضی به نقل از شیخ مفید ـ و احتمالا از کتاب الفصول سـید مرتضـی ـ آمـده اسـت (ر.ک؛ مجلسـی، بیتا، ج ۱۰: ۳۵۰ و ج ۴۹: ۱۸۸).
۳ـ مورد دیگری نیز در این خصوص نقل شده است که مأمون در مجلسی خطاب به علمای عـراق و خـراسان، از آنها معنای آی «ثم أورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا.. .» (فاطر / ۳۲) را می پرسـد.
آنها آیه را به کل امت معنی میکنند. سپس مأمون نظر امام رضا (ع) را در این باره جویا مـیشـود کـه امام (ع) می فرماید: «خـداوند عـترت طاهره را در این آیـه اراده کـرده اسـت.. .» (صـدوق، ۱۳۷۸ق.، ج ۱: ۲۲۹ و بحرانی، ۱۴۳۰ق.: ۲۹۸).
۴ـ در حدیثی نقل شده است که گفتگویی میان امام رضا (ع) و عمرو بن هذاب صورت گرفت و امام (ع) او را از واقعه ای که در روزهای آتی دامنگیر ابن هذاب خواهد شد، بـاخبر مــیسـازد، ولـی وی منکـر میشود و ادعا میکند که کسی جز خدا، عالم به غیب نیست. امام رضا (ع) بـا اسـتناد بـه آیـ «عـالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحدا * إلا من ارتضی من رسول…: دانـای غـیب اوست و هیچ کس را بـر اسرار غیبش آگاه نمیسازد، * مگر رسولانی که آنان را برگزیـده…» (الجـن، ۲۶ و ۲۷) مـیفرمایـد کـه مرتضی نزد خدا، رسول خداست و ما ورث همان رسولی هستیم که خداوند او را بـر هــر آنـچـه از غیـبش خواسته، مطلع کرده اسـت. بـه مـا نیز علم آنچه بـوده و خواهـد بـود ـ تـا روز قیامـت ـ داده شـده اسـت (رواندی، بی تا، ج ۱: ۳۴۳ و بحرانی، ۱۴۳۰: ۱۳۷ـ ۱۳۶). این دو آیه حالت نفی و اثبات دارند که صـورت نـحوی آن بـا ترکیب نفی و استثنا شکل گرفته اسـت.
آی ۲۶ هر گـونه ظـهور علم به غیب را برای همه نفی می کند، ولـی آیـ ۲۷ بـا اسـتعمال ادات اسـتثناء، گروهی را از این حکم مستثنی نموده است و آنها را مشمول حـکمی (= عـلم بـه غیب) میداند کـه گـروه قبلی فاقد آن است. لذا چون گروه قـبلی ـ که به نوعی شامل گستره ای بس عظیم است ـ عالم بـه غیـب نیستند، گروه مستثنی شده، به اراده خدا، عـالم بـه غـیب هستند. از سـوی دیگـر، بـا عنایـت بـه مطلـب مندرج در روایت هم میتوان بـه نـکته ای تفسیری در آیه پی برد و هم، به تعیین مصداقی مفهوم رسـول در آیه.
نکت تفسیری آیه که از فرمایش امام رضا (ع) به دسـت مـی آید اینـکه دلالت کلم رسول محـدود بـه حضرت رسول اکرم (ص) نیست و بر امامان مـعصوم (عـلیهم الســلام) نیـز سـریان دارد. بـه تعبیـر دیگـر، افادات و فیوضات الهی علاوه بر پیامبر (ص)، به تبع ایشـان (ص) بـر حـضرات معصـومین (علـیهم السـلام) نیز شامل است. این نکته میتواند در سایر آیات نیز مورد توجه قرار گـیرد.
از هـمین نکت تفسیری میتوان به تطبیق مصداقی رسید که اهل بیـت پیـامبر (ص) نیـز از گـروهـی نـیستند کـه عالم به غیب نباشند (مدلول آی ۲۶)، بلکه مصداق کسانی هسـتند کـه علـم غیـب در آنهـا ظـهور پیدا مـی کند (مدلول آی ۲۷). به دیگر سخن، از مستثناها هستند.
۵ـ امام رضا (ع) در بخشی از نام خود در پاسـخ بـه نـام بزنطی، با اسـتناد بـه دو آیـ «… فاسـألوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون: اگر نمیدانید، از آگاهان بپرسید…« (النحل / ۴۳ و الأنـبیاء / ۷) و «و مـا کان المؤمنون لینفروا کآف فلولا نفر من کل فرق منهم طآئف لیتـفقهوا فــی الـدین و لینــذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلهم یحذرون: شایسته نیست مؤمنان همگی (به سوی میدان جهـاد) کـوچ کـنند، چـرا از هـر گروهی از آنان طایفه ای کوچ نمـیکنـد (و طایفـه ای در مدینـه بمانـد)، تـا در دیـن (و معارف و احکام اسـلام) آگـاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنها را بیم دهنـد؟! شـاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خـودداری کـنند» (التوبه / ۱۲۲) و توضیح اینکه «بر شماسـت سـؤال کردن و بر ماست پاسخ آن». مصداق اهـل الذکـر را به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السـلام) تـفسـیر و تـطبیق می نمایند (بحرانی، ۱۴۳۰ق.، ج ۲۲: ۴۳۴ ـ ۴۳۳). در ادامه نیز با ذکـر آیـ «فـإن لم یستجیبوا لک فاعلم أنما یتبعون أهواءهم ومن أضل ممن اتبع هواه بغیر هدی….: اگــر ایـن پیشــنهاد تـو را نپذیرند، بدان که آنـان تـنها از هوسهای خـود پیروی مـی کـنند و آیا گمراهتر از آن کس که پیـروی هـوای نفس خـویش کـرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، کسی پیدا می شود؟!…» (القصص / ۵۰) و این توضیح که مراد کـسی اسـت که بدون توجه به امامی از ائمـ هدی رأی خود را دین خـود گـرفته است، نامه را بـه پایان میرسانند (ر.ک؛ حـمیری، ۱۴۱۳ق.: ۳۵۰ و بـحرانی، ۱۴۳۰ق. ، ج ۲۲: ۴۳۴).
می توان گفت این بیان، بـه نـوعی اشـاره بـه لـزوم اجابـت کـلام اهـل الـذکـر یـا هـمـان اهـل البیـت (علیهم السلام) را دارد و اینـکه عـدم تـسلیم و تبعیت از آنها بـرابر تـبعیت از هوای نفس و خروج از هــدایت الهـی است. شایست ذکر است که این تفسیر از « اهل الذکر» غیر از تفسیری است که بعضی از مـفسـران از آن ارائه داده انـد. لازم به نظر میرسد که مـفسران در تـفسیر آیات بـه روایـات مـربوطـه عـنایـت داشــته باشند و نسبت به آنـها کم توجهی ننموده اند.
۶ـ در نامه ای که از سوی امام رضا (ع) به بزنطی نوشته شده، پس از بیان نـکاتی چـند، امام رضـا (ع) از امام باقر (ع) نقل مـیکنند کـه ایشـان بـا اسـتناد به آی «ذریـ بعضـها مــن بـعـض…: آنهـا فرزنـدان و (دودمانی) بودند کـه (از نظـر پـاکی و تقـوا و فضـیلت،) بعضـی از بعـض دیگـر گرفتـه شـده بودنـد…» (آل عـمران /۳۴) آن را بـه اهـل بیت (علیهم السلام) تفسیر کرده اند و تـوضیح مـیدهند کـه آخـرین آنـ ذریهـ از اولی است و اولی آن از آخری است (= این خانواده با یکدیگر پیوسـتگی دارنـد، اولـی آنهـا بـا آخـری و آخری آنها با اولی پیوسته است). اگر خبری دادند که در یکـی از آنهـا امـری بـه وقـوع مـی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.