تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مناظرات امام حسین (ع) در جریان قیام عاشورا :

مقدمه

رسالت بزرگ پیامبر اکرم (ص) ابلاغ پیام سعادت بخش الهی به انسان ها بوده است. ائمه معصومین (علیهم السلام) که ادامه دهندگان این رسالت عظیم اند، در طول زندگانی افتخارآمیز خود به منظور دعوت الی الله و سوق دادن انسان ها به اسلام ناب، هر یک در جای خود تأثیر بسزایی بر شخصیت و رفتار انسان ها بر جای نهاده اند.

در اسلام تبلیغ به شیوه های مختلف انجام می پذیرد. قرآن کریم که کتاب سعادت، هدایت و برنامه زندگی هر مسلمان است و اجرای دستورات آن لازم است، بیان داشته که«أدْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّک بِالحْکمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الحْسَنَهِ وَ جَادِلْهُم بِالَّتی هِی أَحْسَنُ إِن رَبک هوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ »( نحل /۱۲۵ ). «مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث و مجادله بپرداز؛ به یقین پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه شده اند و نیز به راه یافتگان داناتر است».

ائمه معصومین (علیهم السلام) به عنوان برترین معلمان قرآن به احتجاج و مناظره با مخالفان پرداخته و پیروان خود را نیز به این امر تشویق کرده اند. امام حسین (ع) در جریان عاشورا از هر مجال و فرصتی جهت روشنگری و آگاه نمودن مسلمین در افشای فساد دستگاه حاکم اموی و انحراف اسلام از سیره پیامبر اکرم (ص) استفاده کرده و با گفت وگوهایی که با مخالفان و معاندان و نیز دوستان و نزدیکان داشتند، اهداف این قیام را روشن نمودند.

بنا به اهمیت مناظره و گفت وگو در تبیین اندیشه ها و باورها و نقش آن در دفاع از مبانی دینی و اعتقادی، این مقاله در صدد است تا نگاهی روش شناسانه به مناظراتی که امام حسین(ع) در جریان عاشورا به صورت شفاهی یا مکتوب، داشته بپردازد تا بتواند منطق حاکم بر مناظرات ایشان را در حوزه های ساختار، محتوا و اصول اخلاقی به دست آورد.

کلیات و مفاهیم

روش شناسی

روش شناسی (methodology ) عبارت است از مطالعه منتظم و منطقی اصولی که تفحص علمی را رهبری می کند. از این دیدگاه، روش شناسی به عنوان شاخه ای از منطق و یا حتی فلسفه است.

از دیدگاه دیگر، روش شناسی شاخه ای از علم است. بر اساس این دیدگاه روش شناسی عبارت است از ملاحظه زمینه های کلی برای اعتبار کار علمی. پس روش شناسی نه دقیقا یک رشته فلسفی و نه یک رشته علمی است.

برخی دیگر روش شناسی را مبحثی نظری می دانند که با تعقل، منطق و فلسفه پیوسته است. به صورت کلی می توان گفت؛ روش شناسی به نوعی فلسفه یا بینش در راه قوام روش ها اطلاق می شود (ساروخانی، ۱۳۹۳: ۲۲- ۲۴).

مناظره

مناظره در لغت به معنای نظر همراه با بصیرت است. در اصطلاح نیز به معنای نگاه با بصیرت دو طرف گفت وگو درباره مسأل مورد چالش برای اظهار صواب و حقیقت است (دهخدا، ۱۳۷۷: ذیل واژه مناظره ). در فرهنگ معین، مناظره به معنای مباحثه، مجادله و ستیهیدن آمده است (معین، ۱۳۶۳: ذیل واژه مناظره).

واژ مترادف مناظره، «مجادله» است. مناظره و جدل دقیقا به یک معنا نیستند. اما علامه مظفر در کتاب منطق خود، مجادله و مناظره را به یک معنی گرفته و معتقد است بهترین واژه در زبان عربی برای مناظره، همان لفظ جدل است چرا که انسان همواره با اختلاف آراء و عقاید در تمام زمینه ها مواجه است و ناگزیر باید مدافع رأی خود و ابطال رأی مخالف باشد. لذا همین امر باعث مناظره و جدال کلامی بین دو گروه مخالف و موافق می شود، به طوری که هر گروهی در پی کسب دلیل و حجتی است تا نظر خود را اثبات و نظر مخالف را ابطال کند (مظفر، ۱۳۷۲، ج۲: ۱۹۶-۱۹۷).

به نظر می رسد با توجه به آیه «ادْع إِلی سبِیلِ رَبک بالحْکمَهِ وَ الْموْعِظَهِ الحْسَنَهِ وَ جَادِلْهُم بالَّتی هی أَحْسَنُ(نحل/۱۲۵) مناظره خاص تر از مجادله است. مجادله بر دو نوع احسن و غیر احسن است و مناظره تنها به مجادل احسن اطلاق می شود که در آن بحث و گفت وگو بر اساس اصول صحیح و مقبول طرفین و تنها برای کشف حقیقت است و صرفا برای پیروزی بر خصم و اظهار قدرت و تفاخر از هر روش ممکن نیست.

الف: منطق حاکم بر ساختار مناظرات امام حسین(ع)
۱- پیش بردن بحث به صورت منظم

در تمام مناظراتی که از امام حسین (ع) در منابع مختلف ثبت شده و به دست ما رسیده است، نظم حاکم بر این مناظرات و گفت و گوها قابل مشاهده است. مثلا حضرت در خطبه «مِنا» ابتدا با روش مناسب پرسش گری که با تأیید مردم همراه بود، به معرفی خود و فضایل علی(ع) پرداخته و ذهن مردم را برای ادامه خطبه آماده کرده است. حضرت پس از گرفتن تأییدیه از مخاطبان، علت سقوط یهودیان در قرآن را بیان کرده و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را متذکر می شود و در ادامه ضمن یادآوری مسؤلیت خواص و بزرگان جامعه، علل نکوهش بزرگان امت اسلامی را بیان می دارد. از این پس با توجه به این که اذهان مخاطبان برای اصل بحث آماده شده است، علت حاکمیت فاسدان بنی امیه را تشریح کرده و به افشای حکومت ظالمان معاویه پرداخته است و در پایان با جملاتی نیایش گونه، فلسفه و اهداف حکومت اسلامی را بیان می نماید. بخش هایی از این خطبه چنین است:

«… انشدکم الله ا تعلمون ان علی بن ابی طالب کان اخا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حین آخی بین اصحابه فاخی بینه و بین نفسه، و قال: انت اخی و انا اخوک فی الدنیا و الآخره؟ قالوا: اللهم نعم… اعتبروا ایها الناس بما وعظ الله به اولیاءه من سوء ثنائه علی الاحبار اذ یقول: لولا ینهیهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم… … فبدأ الله بالامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه منه لعلمه بانها اذا ادیت و اقیمت استقامت الفرائض کلها هینها و صعبها… ثم انتم ایها العصابه عصابه بالعلم مشهوره، و بالخیر مذکوره، و بالنصیحه معروفه، و بالله فی انفس الناس مهابه یهابکم الشریف، و یکرمکم الضعیف، و یؤثرکم من لا فضل لکم علیه و لا یدلکم عنده، تشفعون فی الحوائج اذا امتنعت من طلابها، و تمشون فی الطریق بهیئه الملوک و کرامه الاکابر… »(نجمی، ۱۳۷۹: ۵۵-۶۹).

«شما را به خدا سوگند! آیا می دانید وقتی که رسول خدا (ص) در میان صحابه و یارانش، پیمان «اخوت» می بست برای اخوّت خویش، علی (ع) را انتخاب کرد؟ گفتند خدایا تو را گواه می گیریم که درست است… . ای مردم خداوند به اولیا و دوستانش با نکوهش از علمای یهود پندی داده تا عبرت بگیرید آن جا که می فرماید: چرا علمای دینی و احبار، یهودی ها را از سخنان گناه آمیز و خوردن حرام نهی و جلوگیری نمی کنند؟… . خداوند در این آیه امر به معروف و نهی از منکر را اولین فریضه قرار داد زیرا اگر به انجام این فریضه اقدام گردد، تمام فرایض چه آسان و چه دشوار عملی می شود… . ای گروهی که به علم و دانش شهرت دارید و از شما به نیکی یاد می شود و به خیرخواهی و اندرزگویی و به راهنمایی در جامعه معروف شده اید، و به خاطر خدا در دل مردم شکوه و مهابت پیدا کرده اید، به طوری که مرد مقتدر از شما بیم دارد و ناتوان به تکریم شما برمی خیزد و آن کس که نه برتری و نه قدرتی بر او دارید شما را بر خود برتری داده است و نعمت های خویش را از خود دریغ داشته به شما ارزانی می دارد، در موارد حوائج وقتی به دست مردم نمی رسد وساطت می کنید و در کوچه و خیابان با مهابت پادشاهان و شکوه بزرگان قدم برمی دارید… . » (نجمی، ۱۳۷۹: ۵۹-۷۳).

۲- اقرار گرفتن از خصم با سؤالات حساب شده

گاهی برای اثبات عقید خود، می توان از مخاطب اقرار گرفت و با استناد به همین اقرار نظر خویش را اثبات یا عقاید مخاطب را رد نمود. اگر این اقرار گرفتن با سؤالاتی همراه باشد که وجدان مخاطب را بیدار کند، به هیچ نحو او نخواهد توانست حق را انکار و نظر خود را توجیه کند.

از آن جا که مردم کوفه نامه های زیادی به آن حضرت نوشته و ایشان را به کوفه دعوت کرده بودند و چندی بعد کاملا از خواسته خود برگشته و در جمع سپاه دشمنان امام(ع) قرار گرفتند، امام حسین(ع) بارها با سوالاتی حساب شده از آنان سعی کرد وجدان کوفیان را بیدار سازد و آنان را به خود آورد.

حضرت (ع) روز عاشورا سوار بر اسب، میان دو سپاه قرار گرفت و بحث و مناظره با آنان را این گونه آغاز نمود: «أنشدکم الله هل تعرفوننی؟ قالوا: نعم، انت ابن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و سبطه. قال: أنشدکم الله هل تعلمون أنّ جدّی رسول الله (ص)؟ قالوا: اللهم نعم. قال: أنشدکم الله هل تعلمون أنّ أمّی فاطمه الزهراء بنت محمد المصطفی (ص)؟ قالوا اللهم نعم. قال: أنشدکم الله هل تعلمون أنّ أبی علی بن ابی طالب (ع) ؟ قالوا: اللهم نعم. قال: أنشدکم الله هل تعلمون أنّ جدّتی خدیجه بنت خویلد أول نساء هذه الأمه إسلاماً؟ قالوا: اللهم نعم… . »«شما را به خدا می خوانم آیا مرا می شناسید؟ گفتند: آری تو فرزند و سبط رسول خدایی. فرمود: شما را به خدا می خوانم آیا می دانید که مادرم فاطمه زهرا (س) دختر محمد مصطفی است؟ گفتند: آری فرمود: شما را به خدا می خوانم آیا می دانید که مادربزرگ من خدیجه، اول زن مسلمان این امت است؟” گفتند: آری…» ( شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۴۸۱-۴۸۳).

امام (ع) با پرسش های مکرر و منظم که از کوفیان می پرسد به معرفی خود پرداخته و اعتبار و نسب خویش را به یاد کوفیان می آورد تا آنان به زشتی اعمال خود پی ببرند. همچنین از آنان سؤال می کند که: «أَخبِرُونی، أَ تَطْلُبُونی بِقَتیل مِنْکمْ قَتَلْتُهُ؟ أَوْ مال اسْتَهْلَکتُهُ؟ أَوْ بِقِصاص مِنْ جَراحَه» به من بگویید: آیا کسی را از شما کشته ام که خونش را می خواهید؟! آیا مالی را از شما تباه کرده ام؟! آیا کسی را زخمی کرده ام تا قصاص جویید؟… ( شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۴۷۱). در این حال سکوت سنگینی بر سپاه دشمن سایه انداخته بود و کسی سخن نمی گفت.

یا در خطبه «مِنا» که در سال ۵۸ هجری در مکه بیان فرمودند، با سؤالاتی بسیار دقیق از مردم به معرفی خود پرداختند به گونه ای که آنان پانزده بار سخن امام را با جمل «اللهم نعم» تأیید کردند. (نجمی، ۱۳۷۹: ۵۵-۶۹).

۳- نقد دقیق سخن

با استفاده از این فن در مناظره می توان به حقیقت نزدیک شد. امام حسین (ع) با نقد گفتار و افعال معاویه او را محکوم به انجام افعال باطل کردند. امام حسین(ع) در مناظره ای با معاویه او را بر قتل شیعیان علی (ع) توبیخ کردند و در آنجا سخنان خود معاویه را به طور دقیق نقد کرده و برایش حجت آوردند: «… وَ قُلْتَ فِیمَا تَقُولُ انْظُرْ نَفْسَک وَ لِدِینِک وَ لِأُمَّهِ مُحَمَّدٍ ص وَ اتَّقِ شَقَّ عصَا هذِهِ الْأُمَّهِ وَ أَنْ تَرُدَّهُمْ فِی فِتْنَهٍ فلَا أَعْرِفُ فِتْنَهً أَعْظَمَ منْ وَلَایتک عَلَیهَا وَ لَا أَعْلَمُ نَظَراً لِنَفْسِی وَ وُلْدِی وَ أُمهِ جدِّی أَفْضَلَ مِنْ جِهَادِک فَإِنْ فَعَلْتُهُ فَهُوَ قُرْبَهٌ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ تَرَکتُهُ فأَسْتَغْفِرُ اللَّه لِذَنْبِی وَ أَسْأَلُهُ تَوْفِیقِی لِإِرْشَادِ أُمورِی وَ قلْتَ فیمَا تَقُولُ إن أُنکرْک تنْکرْنِی وَ إِنْ أَکدْک تَکدْنِی… . »(طبرسی، ۱۴۰۳، ج۲: ۲۹۷).

و در نامه ات گفته بودی ملاحظه خود و دینت و امّت محمّد را بکن، و از سرکشی و پراکندگی این امّت بپرهیز که تو را وارد فتنه ای کنند. و من فتنه ای را عظیم تر از ولایت تو بر اینان نمی دانم و هیچ نظری را برای خود و فرزندانم و امّت جدّم افضل از جهاد تو نمی دانم، که اگر آن را انجام دهم فقط قصدم قربت به خداوند است و اگر آن را ترک گویم، از خداوند به جهت این گناه استغفار می کنم و توفیق هدایت در کارهایم را دارم و ای معاویه! تو در قسمت دیگری از نامه ات گفته ای: اگر تو را انکار کنم تو نیز همان کنی، و اگر درباره ات کید کنم تو هم به حیله دست یازی. مگر رأی و نظر تو از وقتی که به دنیا آمده ای، جز کید صالحان بوده است!؟

هنگامی که معاویه سعی داشت با تعریف های جذاب از یزید، او را چهره ای محبوب جلوه دهد، امام (ع) سخنان او را این گونه نقد نمودند و به افشای چهره واقعی او پرداختند: «… و فهمتُ ما ذکرته عن یزید من اکتماله و سیاسته لأمه محمد، ترید أن توهّم الناس فی یزید، کأنک تصف محجوباً أو تنعت غائباً، أو تخبر عمّا کأنک احتویته بعلم خاص، و قد دلّ یزید من نفسه علی موقع رأیه، فخذ لیزید فیما أخذ به من استقرائه الکلاب المهارشه عند التحارش، و الحمّام السُبَّق لأترابهن، و القینات ذوات المعازف، و ضروب الملاهی – تجده ناصراً. و دع عنک ما تحاول!!» (شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۲۹۴).

… نیز دانستیم آن چه را که درباره یزید از کمال روحی و سیاست او نسبت به امّت محمد (ص) گفتی و تلاش داری ذهن مردم را درباره یزید به انحراف کشانی، گویا فرد ناشناسی را تعریف می کنی، یا صفات فرد پنهان شده ای را بیان می داری، یا چیزهایی از یزید می دانی که مردم نمی دانند، نه. یزید خود را به -همه شناساند، و افکارش را آشکارا بیان داشت. پس بگو که یزید با سگ های تحریک شده بازی می کند، و کبوتر باز است و با کبوتران مسابقه می دهد، با زنان معروف به فساد سرگرم است، و به انواع لهو و لعب بازی های حرام خوش می گذراند، او را می بینی که در این گونه از کارها نیرومند است، معاویه این گونه دگرگونی ها را که بوجود می آوری، رها کن.

۴- مقابله و مقایسه

یکی از فنون مناظره است که در آن به شکل مقایسه ای مقابله می شود تا روشن شود کدام یک مهم تر، مؤثرتر یا مقدم ترند. در اولین مجلسی که ولید از امام خواست تا با یزید بیعت کند امام حسین (ع) از این روش استفاده کرده و ارجحیت خود بر یزید را روشن نمود لذا خطاب به ولید، حاکم مدینه، فرمود: «أیها الأمیر! إنّا أهل بیت النبوه و معدن الرساله و مختلف الملائکه و محلّ الرحمه و بنا فتح الله و بنا ختم و یزید رجل فاسق شارب خمر قاتل النفس المحرمه معلن بالفسق، و مثلی لا یبایع مثله» ای امیر! ماییم خاندان نبوت و معدن رسالت و خاندان ما محل آمد و شد فرشتگان و محل نزول رحمت خدا هستند. خدا اسلام را از خاندان ما شروع کرد و تا آخر همگام با ما پیش خواهد برد. اما یزید مردی شراب خوار که دستش به خون افراد بی گناه آلوده است، او شخصی است که دستورات الهی را در هم شکسته، و در مقابل چشم مردم مرتکب فسق و فجور می گردد، آیا رواست شخصی همچون من با آن سوابق درخشان و اصالت خانوادگی با چنین مرد فاسقی بیعت کند؟ (نجمی، ۱۳۸۶: ۳۳).

همچنین امام در منزلگاه «بیضه» که برای سپاه خود و سپاه حرّ سخن می گفت از این روش جهت اثبات حقانیت قیام خود استفاده کرد و فرمود: «… قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَهَ الشَّیطَانِ وَ تَوَلَّوْا عَنْ طَاعَهِ الرَّحْمَنِ وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَیءِ وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ وَ حَرَّمُوا حَلَالَهُ وَ إِنِّی أَحقُّ بهَذَا الْأَمْرِ لِقَرَابَتِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص)» اینان به پیروی شیطان چسبیده اطاعت خدای رحمن را ترک گفته، تباهی ها را آشکار ساخته، حدود خداوندی را تعطیل کرده، بیت المال را در انحصار خود درآورده، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام ساخته اند و من از هر کس دیگر سزاوارترم که بر اینان شوریده در برابرشان بایستم. شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۴۰۵ ).

۵- تسجیل

فن تسجیل یعنی استفاده از الفاظی که وقوع مطلب را برای مخاطب مسجّل و حتمی می کند. در مناظرات امام حسین(ع) در جریان عاشورا، تسجیل بسیار به کار رفته است که به مواردی اشاره می شود: ایشان در پاسخ مردی کوفی به نام «ابوهره ازدی» که گفت؛ ای فرزند رسول خدا چرا از حرم خدا و جد خود بیرون آمدی؟ فرمودند: «… و أیم الله لتقتلنی الفئه الباغیه!» به خدا قسم! گروه ستمگر مرا خواهند کشت ( شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۳۸۸).

امام در پاسخ به عبدالله بن جعفر که نگران بود و از ایشان خواسته بود تا از مکه خارج نشوند مبادا کشته شوند، فرمودند: «… وَاللّه یابْنَ عمّی لَوْ کُنْتُ فی حُجْرِ هامَّهٍ مِنْ هَوامِّ الْاَرْضِ لَاسْتَخْرَجُونی وَ َقَتَلُونی؛ وَ اللّه یَا ابْنَ عَمّی لَیَعْتَدَنَّ عَلَیَّ کما اِعْتَدَتِ الیَهُودُ عَلَی السبْتِ … . » به خدا سوگند پسر عمو! اگر در آشیان بومی نیز باشم آنان مرا بیرون آورند و بکشند. آنان همچون یهود که بر (روز) سه شنبه ستم کردند، بر من ستم می کنند( شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۳۷۴).

زمانی که امام با همه خاندان خویش راهی مکه بود از شاهراه مدینه- مکه رهسپار شد. پسرعمویش، مسلم بن عقیل گفت اگر همچون عبدالله بن زبیر از راه دیگری می رفتیم، بهتر بود؛ زیرا نگرانم تعقیب کنندگان به ما دست یابند. پاسخ امام به مسلم به گونه ای بود که باور کند به هیج وجه از این راه باز نخواهد گشت: «لا و الله یابن العمّ لا فارقت هذا الطریق أبدا أو أنظر إلی أبیات مکه أو یقضی الله فی ذلک ما یحب و یرضی» نه پسر عمو به خدا سوگند از این راه جدا نمی شوم تا خانه های مکه را ببینم یا خدا آن چه را دوست دارد و می پسندد در این راه پیش آورد( شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۳۳۷).

۶- قرارگرفتن در جایگاه پرسش گر

با پرسش گری می توان خصم را وادار به پاسخ گویی کرد تا باطل او آشکار گردد.

امام (ع) در توبیخ معاویه بر قتل شیعیان علی (ع) با پرسش های پی در پی او را محکوم نمودند:

«أَ لَسْتَ قَاتِلَ حُجْرِ بنِ عدِی أَخی کنْدَهَ وَ أَصْحَابِهِ الصَّالِحِینَ الْمُطِیعِینَ الْعَابِدِینَ کانُوا ینْکرُونَ الظُّلْمَ وَ یسْتَعْظِمُونَ الْمُنْکرَ وَ الْبِدَعَ وَ یؤْثِرُونَ حُکمَ الْکتَابِ وَ لَا یخافُونَ فی اللَّهِ لَوْمَهَ لَائِمٍ فَقَتَلْتَهُمْ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً بَعْدَ مَا کنْتَ أَعْطَیتَهُمُ الْأَیمَانَ الْمغَلَّظَهَ وَ الْموَاثِیقَ الْمؤَکدَهَ لَا تَأْخُذُهُمْ بِحَدَثٍ کانَ بَینَک وَ بَینَهُمْ وَ لَا بِإِحْنَهٍ تَجِدُهَا فِی صَدْرِک عَلَیهِمْ أَ وَ لَسْتَ قَاتِلَ عَمْرِو بْنِ الْحمِقِ صاحِبِ رَسولِ اللَّهِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ الَّذِی أَبْلَتْهُ الْعِبَادَهُ فَصَفَّرَتْ لَوْنَهُ وَ نَحَّلَتْ جِسْمَهُ بَعْدَ أَنْ آمنْتَهُ وَ أَعطَیتَهُ مِنْ عُهُودِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِیثَاقِهِ مَا لَوْ أَعْطَیتَهُ الْعُصْمَ فَفَهَّمْتَهُ لَنَزَلَتْ إِلَیک مِنْ شَعَفِ الْجِبَالِ ثُمَّ قتَلْتَهُ جرْأَهً عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اسْتِخْفَافاً بِذَلِک الْعَهْدِ أَ وَ لَسْتَ الْمُدَّعِی زِیادَ بْنَ سُمَیهَ- الْموْلُودَ علَی فِرَاشِ عُبَیدِ عَبْدِ ثَقِیفٍ فَزَعَمْتَ أَنَّهُ ابنُ أَبیک… » ( طبرسی، ۱۴۰۳، ج۲: ۲۹۷).

مگر تو قاتل «حجر بن عدی» برادر کنده و أصحاب صالح مطیع عابد او نیستی، آنان منکر ظلم بوده و بدعت را بد شمرده و حکم کتاب خدا را پیش می انداختند، و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامت گری نمی ترسیدند، تو از سر ظلم و عدوان همه ایشان را پس از امان و عهد و میثاق محکم؛ بی آنکه مسأله ای میان تو و ایشان بوده و نه حقد و کینه ای که در سینه داشته باشی؛ از لب تیغ گذراندی!. مگر تو قاتل «عمرو بن حمق»؛ صحابه گرامی رسول خدا نیستی؛ بنده صالحی که شدّت عبادت او را تحلیل برده و رنگش را زرد و جسمش را نحیف کرده بود، پس از آن که او را به عهود و میثاق الهی امانش دادی، امانی که اگر به پرندگان داده بودی همه آن ها از بالای کوه بر تو نازل می شدند، سپس تو آن بزرگوار را از سر گستاخی و بی شرمی بر خدای و کوچک شمردن عهد و پیمان او به قتل رساندی! مگر تو آن نیستی که زیاد را همو که بر فراش بردگان عبد ثقیف به دنیا آمد برادر خود خواندی … .

۷- بیدار کردن فطرت

در مناظرات می توان با بیدار نمودن فطرت طرف مقابل او را به محاسبه و تفکر واداشت تا راه صواب و حقیقت بر او آشکار گشته و در برابر حق تسلیم شود. امام حسین(ع) از هر طریقی سعی در هدایت مسلمانان گمراهی داشت که در سپاه عمر بن سعد و رو در روی فرزند پیامبر خویش قرار گرفته بودند. در صبح روز عاشورا برهانی عقلی برای آنان بیان کرد شاید هدایت شوند. خطاب به سپاهیان عمر بن سعد پس از حمد و ثنای الهی، دعوت به تقوا و پرهیز از دنیا کرد و فرمود: «… فَإِنَّ الدُّنْیا لَوْ بَقِیتْ لِأحَد أَوْ بَقِی عَلَیها أَحَدٌ، کانَتِ الاْنْبِیاءُ أَحَقُّ بِالْبَقاءِ، وَ أَوْلی بِالرِّضی، وَ أَرْضی بِالْقَضاءِ، غَیرُ أَنَّ اللّهَ تَعالی خَلَقَ الدُّنْیا لِلْبَلاءِ، وَ خلَقَ أَهْلَها لِلْفَناءِ، فَجَدیدُها بال، وَ نَعیمُها مُضْمَحِلٌّ، وَ سُرُورُها مُکفَهِرٌّ، وَ الْمَنْزِلُ بُلْغَهٌ وَ الدّارُ قُلْعَهٌ، فَتَزَوَّدُوا، فَإِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقْوی، فَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ» (شریفی و دیگران، ۱۳۷۹: ۴۹۸).

… اگر دنیا برای کسی می ماند و یا کسی در آن می ماند، پیامبران به بقا شایسته تر بودند [چرا که آنان] به جلب رضایت، سزاوارتر و به قضای الهی خشنودتر بودند و حال آن که خداوند دنیا را برای آزمایش و امتحان و اهل آن را برای فنا و زوال آفریده است. تازه های آن کهنه می شود و نعمت هایش نابود می گردد و شادمانی آن آمیخته با غم است. [چرا که] دنیا منزلی است ناپایدار و خانه ای است که به ناچار باید از آن رخت بر بست. پس توشه راه بردارید و بهترین ره توشه، تقواست، تقوای الهی پیشه کنی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *