تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک :

فایل پاورپوینت کامل روش های قابل نقد در سیر و سلوک

جمعی از عارفان عصر ما هنگامی که از آن ها روش سیر و سلوک را می خواهند آن را در شعر زیر خلاصه کرده و به سؤال کنندگان تحویل می دهند:

«صَمت و جوع و سهر و عزلت و ذکری به دوام * * * نا تمامان جهان را کند این پنج، تمام»

البته هر یک از امور پنج گانه مذکور در این شعر می تواند در سیر و سلوک شرعی به انسان کمک کند، مشروط به این که حد و حدود آن رعایت گردد.

* * *

۱. اهمیت سکوت در پیمودن این راه

در روایات بسیاری که از معصومین: به ما رسیده است، سکوت یکی از اخلاق انبیا و شعار اوصیا و بابی از ابواب حکمت و راهنما به هر خیر و خوبی شمرده شده است؛ ازجمله مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار در حدیثی از رسول خدا(صل الله علیه و آله) چنین نقل می کند: «اذا رَأَیْتُمْ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً فَادْنُوا مِنْهُ فَانَّهُ یُلْقِی الْحِکْمَهَ وَالْمُؤمِنُ قَلیلُ الْکَلامِ کَثیرُ الْعَمَلِ وَالْمُنافِقُ کَثیرُ الْکَلامِ قَلیلُ الْعَمَلِ»(۱)؛ (هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می کند، و مؤمن کمتر سخن می گوید و بسیار عمل می کند و منافق بسیار سخن می گوید و کمتر عمل می کند».

در حدیث دیگری از امیرمؤمنان(علیه السلام) آمده است: «إِنْ أَحْبَبْتَ سَلَامَهَ نفسک وَ سَتَرَ معایبک فَأَقْلِلْ کلامک وَ اکْثِرْ صَمْتَکَ یَتَوفَّرْ فِکْرُکَ وَ یَسْتَنِر قَلْبُکَ وَ یَسلَمَ الْنَّاسُ مِنْ یَدِکَ»(۲)؛ (اگر دوست داری روح تو سالم باشد و عیوبت پنهان گردد کمتر سخن بگو و بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و قلبت نورانی گردد، و مردم از دست [و زبان] تو سالم بمانند!).

در کتاب شریف کافی از امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) می خوانیم: «اِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِکْمَهِ اِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الْمَحَبَّهَ اِنَّهُ دَلِیل عَلَی کُلِّ خَیْرٍ»(۳)؛ (سکوت دری از درهای دانش است، سکوت محبت مردم را به انسان جلب می کند و راهنمای همه خوبی هاست).

روایت در این زمینه در منابع معتبر فراوان است. با حدیث دیگری از رسول خدا(صل الله علیه و آله) بیان اهمیت صمت و صبر و سکوت را پایان می دهیم: «قَالَ فِی لَیْلَهِ الْمِعْرَاجِ یَا رَبِّ مَا أَوَّلُ الْعِبَادَهِ قَالَ أَوَّلُ الْعِبَادَهِ الصَّمْتُ وَ الصَّوْم»(۴)؛ پیامبر(صل الله علیه و آله) می فرماید: در شب معراج از پروردگار متعال پرسیدم: نخستین عبادت چیست؟ فرمود: نخستین عبادت سکوت وروزه است).

ولی بدون شک افراط در هر کاری نادرست است؛ در بسیاری از موارد سخن گفتن نه تنها مطلوب، بلکه واجب است. مانند تعلیم و تعلّم، امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد جاهل و تسلیت گفتن به مصیبت زده و راهنمایی گمراهان و مشتبهان.

در این باره حدیث جالبی از امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل شده است؛ از آن حضرت سؤال شد: سخن گفتن افضل است یا سکوت؟ امام(علیه السلام) فرمود: «لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُما آفات فَاذا سَلِما مِنَ الاْفاتِ فَالْکَلامُ افْضَلُ مِنَ السُّکُوتِ. قِیْلَ کَیْفَ ذلِکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ قالَ: لاِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ ما بَعَثَ اْلانْبیاءَ وَ الاوصیاءَ بِالسُّکُوتِ، انَّما بَعَثَهُمْ بِالْکَلامِ، وَ لا استَحَقَّتِ الْجَنَّهُ بِالسُّکُوتِ وَ لا اْستَوْجَبَتْ وِلایَهً بِالسُّکُوتِ وَلا تَوَقَّیَتِ النَّارُ بِالسُکُوتِ انَّما ذلِکَ کُلُّهُ بِالْکَلامِ، ما کُنْتُ لاِعْدِلَ الْقَمَرَ بِالشَّمْسِ انَّکَ تَصِفُ فَضْلَ السُّکُوتِ بِالْکَلامِ و لَسْتَ تَصِفُ فَضْلَ الْکَلامِ بِالسُّکُوتِ»(۵)؛ (هرکدام از این دو آفاتی دارد، هرگاه هر دو از آفت در امان باشد، سخن گفتن از سکوت افضل است. عرض شد: ای پسر رسول خدا! چگونه؟ فرمود: خداوند متعال، پیامبران و اوصیای آن ها را به سکوت مبعوث و مأمور نکرد، بلکه آن ها را به سخن گفتن مبعوث کرد، هرگز بهشت با سکوت به دست نمی آید، و ولایت الهی با سکوت حاصل نمی شود، و از آتش دوزخ با سکوت رهایی حاصل نمی شود، همه این ها به وسیله کلام و سخن به دست می آید، من هرگز ماه را با خورشید یکسان نمی کنم، حتّی هنگامی که می خواهی فضیلت سکوت را بگویی با کلام آن را بیان می کنی و هرگز فضیلت کلام را با سکوت شرح نمی دهی!).

با دقت در آیات ۷۰ و ۷۱ سوره احزاب که درواقع از آیات سیروسلوکی محسوب می شود مشاهده می کنیم که خداوند دعوت به قول سدید (سخنان صحیح ومفید) کرده است نه دعوت به سکوت: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیدآ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُم وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً»؛ (ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد؛ و هرکس خدا و رسولش را اطاعت کند، به رستگاری [و پیروزی] عظیمی دست یافته است!).

«سدید» از ماده «سدّ» به معنای محکم و استوار و خلل ناپذیر و موافق حق و واقع است یعنی سخنی که همچون سد محکم باشد و جلوی امواج فساد و باطل را بگیرد.

و قابل توجه این که در حدیثی در تاریخ پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) می خوانیم: «ما جَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ(صل الله علیه و آله) عَلی هذَا الْمِنْبَرِ قَطُّ الاَّ تَلا هذِهِ الآیَهَ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِیداً»(۶)؛ (هرگز پیامبر بر این منبر ننشست، مگر این که این آیه را تلاوت فرمود: ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی را پیشه کنید و سخن حق و درست بگویید).

این را نیز می دانیم که روزه سکوت در شریعت اسلامی نامشروع است. یعنی کسی تصمیم بگیرد از صبح تا شام یا در طول یک شبانه روز یا بیشتر سکوت اختیار کند. زیرا سکوت و سخن گفتن هرکدام جایی و مقامی دارد و هریک از آن ها دارای جنبه های مفید و جنبه های منفی است. بنابراین آنچه بعضی از ارباب سیروسلوک به پیروان خود توصیه می کنند که در همه جا و در هر مجلسی و در برابر هرکس سکوت اختیار کنند، مسیر صحیحی نیست، هرچند سخن گفتن آفات فراوانی دارد که می تواند روح انسان را آلوده وقلب انسان را تاریک و او را از خدا دور سازد.

ولی متأسفانه در عرفان های کاذب گاه سکوت در حد افراط انجام می شود به طوری که انسان از نتیجه آن وحشت می کند.

در حالات خواجه ربیع معروف آمده است: او در دوران امیرمؤمنان علی(علیه السلام) جزء سپاهیان آن حضرت بود. یک روز خدمت امیرمؤمنان عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! ما در این جنگ ها شک داریم، می ترسیم جنگ شرعی نباشد چون با اهل قبله می جنگیم، ما با مردمی می جنگیم که همانند ما شهادتین می گویند، مانند ما نماز می خوانند و مانند ما رو به قبله می ایستند. خواهش می کنم کاری به من واگذار کن که در آن شک وجود نداشته باشد. فرمود: بسیار خوب! تو را به جای دیگری می فرستم. او به سوی یکی از سرحدات فرستاده شد… (به منطقه خراسان آمد). گوشه ای را انتخاب کرده، شب و روز مشغول نماز خواندن بود و جز ذکر خدا سخنی دیگر بر زبانش جاری نمی شد، تنها یک جمله به عنوان اظهار تأسف از شهادت حسین بن علی(علیه السلام) می گوید: «وای بر این امت که فرزند پیغمبرشان را شهید کردند». بعد پشیمان می شود که چرا این حرف دنیایی را بر زبان جاری کرد چرا سبحان الله و الحمدلله نگفت.(۷)

شبیه همین معنا را با کمی تفاوت مرحوم آیت الله خویی در معجم رجال الحدیث در شرح حال ربیع بن خثیم آورده است.(۸)

چرا سکوت، رهروان راه خداوند را کمک می کند؟ (سرچشمه اصلی گناه)

اگر تعجب نکنید حققت این است که قسمت عمده ای از گناهان کبیره با زبان انجام می شود، تا آن جا که مرحوم فیض کاشانی در محجه البیضاء و غزالی در احیاء العلوم بحث مشروحی تحت عنوان گناهان زبان (آفات اللسان) ذکر کرده اند ازجمله غزالی بیست نوع انحراف و آفت برای زبان شمرده است.

۱. گفتگو درباره اموری که به انسان مربوط نیست

۲. بیهوده گویی و پرحرفی

۳. توصیف گناه، مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده

۴. جدال و مراء (جر و بحث هایی که برای تحقیر دیگران و برتری جویی انجام می شود)

۵. خصومت و نزاع در سخن

۶. تکلف در سخن گفتن و لفاظی کردن

۷. دشنام و بد زبانی

۸. لعن کسی که مستحق لعن نیست

۹. غنا و خوانندگی (لهوی)

۱۰. شوخی های رکیک و زشت

۱۱. استهزای دیگران

۱۲. فاش کردن اسرار مردم

۱۳. وعده های دروغ

۱۴. دروغ گفتن

۱۵. غیبت کردن

۱۶. سخن چینی

۱۷. گفتارهای منافقانه

۱۸. مدح نابجا

۱۹. نسنجیده سخن گفتن

۲۰. پرگویی و سؤال از مسائل پیچیده ای که درک آن از توان فکری سؤال کننده خارج است.

البته منظور فیض کاشانی و غزالی، احصای تمام گناهان و کارهای خلافی که با زبان انجام می شود نبوده است به همین دلیل موارد مهم دیگری نیز می توان بر آن افزود، مانند موارد ده گانه زیر:

۱. تهمت زدن به افراد بی گناه

۲. شهادت باطل در محضر قاضی یا غیر آن

۳. خودستایی های مبالغه آمیز

۴. نشر شایعات و اکاذیب

۵. بی ادبی و خشونت در کلام

۶. اصرار بی جا (مانند اصرار بنی اسرائیل در برابر موسی(علیه السلام) در داستان معروف گاو)

۷. ایذاء دیگران با گفتار (نیش زدن با زبان و زخم زبان زدن)

۸. مذمت کسی که سزاوار مذمت نیست

۹. کفران و ناسپاسی با زبان

۱۰. تبلیغ باطل و تشویق به گناه (امر به منکر و نهی از معروف)

البته دربرابر این کارهای خلاف و احیاناً گناهان کبیره و خطرناک، عبادات و واجبات و مستحبات مهمی با زبان انجام می شود.

گفتن ذکر خدا، تلاوت آیات قرآن، عباداتی همچون نماز، درود وصلوات بر اولیای خدا، امر به معروف و نهی از منکر، تعلیم جاهل و ارشاد گمراه، تسلی دادن خاطر مؤمن مصیبت دیده، اصلاح ذات البین، موعظه و اندرز، جلوگیری از نزاع های خونین یا متلاشی شدن خانواده ها از طلاق، و شهادت و قضاوت به حق و مانند آن، همه از اموری است که با زبان انجام می شود و اگر این امور تعطیل شود جامعه اسلامی غرق گناه و انواع آلودگی ها خواهد شد.

نکته دوم این که سخن گفتن نیرو و انرژی زیادی از انسان می گیرد، تا آن جا که می گویند: یک ساعت سخنرانی کردن نیرویی به اندازه هفت یا هشت ساعت کار جسمانی را به خود اختصاص می دهد.

بنابراین هرچه انسان زیاد سخن بگوید نیروهای روحی زیادی را بر باد می دهد و هرگاه کم سخن بگوید این نیروها و انرژی ها متمرکز می شود و انسان را وادار به تفکر و اندیشه بیشتر و دستیابی به حکمت و دانش و صفای قلب می کند.

۲. جوع (کم خوردن)

منظور از جوع و گرسنگی که در کلام عارفان و سالکان آمده دو چیز است:

کم خوراکی و روزه داری. یعنی فقط به آن اندازه غذا بخورد که قدرت بر عبادت پروردگار و انجام وظایف زندگی داشته باشد و از پرخوری پرهیز کند که پرخوری موجب بیماری های جسمی و کسالت های روحی و دور ماندن از نشاط برای مناجات با پروردگار و حتی مطالعات علمی است.

در مدح جوع، به معنای کم خوردن غذا و پرهیز از پرخوری روایات زیادی از معصومین: به ما رسیده است. در غررالحکم در فصل جوع، روایات متعددی از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده است، ازجمله می فرماید: «مَنِ اقْتَصَرَ فِی أَکْلِهِ کَثُرَتْ صِحَّتُهُ وَصَلَحَتْ فِکْرَتُهُ»(۹)؛ (کسی که کم خوری کند سلامتی او تقویت می شود و فکرش صالح و نورانی می گردد).

در حدیث دیگری می فرماید: «نِعْمَ عَوْنُ الْوَرَعِ التَّجَوُّع»(۱۰)؛ (بهترین کمک برای پرهیز از گناه، کم خوردن است).

و در حدیث دیگر می فرماید: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی أَشَرِ النَّفْسِ وَ کَسْرِ عَادَتِهَا التَّجَوُّعُ»(۱۱)؛ (بهترین کمک برای جلوگیری از طغیان نفس و نیز برای شکستن عادت های نادرست آن، کم خوردن است). البته روایات متعدد دیگری در آن جا و در غیر آن آمده است که کم خوردن مایه سلامتی جسم است تا آن جا که در حدیثی از امیرمؤمنان(علیه السلام) آمده است: «لا یَجْتَمِعُ الجُوعُ و المَرَض»(۱۲)؛ «کم خوردن با بیماری هرگز جمع نمی شود [آن ها که کم خوراک اند بیمار نمی شوند]).

در حدیث دیگری که مرحوم کلینی در کتاب کافی از امام باقر(علیه السلام) در باب «کراهیه کثره الاکل» نقل می کند می خوانیم: «مَا مِنْ شَیءٍ أَبْغَضَ اِلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ بَطْنٍ مَمْلُوءٍ»(۱۳)؛ (هیچ چیز نزد خداوند منفورتر از شکم مملو از غذا نیست). در حدیث دیگری در همان کتاب از همان امام بزرگوار آمده است: «اِذَا شَبِعَ الْبَطْنُ طَغَی»(۱۴)؛ (هنگامی که انسان، پرخوری کند طغیان خواهد کرد). از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است که به یکی از یارانش فرمود: «أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ اِذَا خَفَّ بَطْنُهُ و أَبْغَضُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ اِلَی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ اِذَا امْتَلاََ بَطْنُهُ»(۱۵)؛ (نزدیک ترین حال انسان به خداوند زمانی است که شکم او [براثر کم خوری] سبک باشد و مبغوض ترین حال بنده نزد خدا زمانی است که شکم او پر باشد).

دلیل بر این که منظور از جوع در روایات اسلامی «کم خوردن» است نه «هیچ نخوردن» حدیثی است که اصبغ بن نباته از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نقل می کند که فرمود: «لا تَجْلِسْ عَلَی الطَّعَامِ اِلاَّ وَ أَنْتَ جَائِعٌ وَ لا تَقُمْ عَنِ الطَّعَامِ اِلاَّ وَ أَنْتَ تَشْتَهِیهِ»(۱۶)؛ (بر کنار سفره غذا منشین مگر این که گرسنه باشی و از کنار سفره برنخیز مگر این که هنوز اشتها به غذا داری). امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در نهج البلاغه افراد پرخور را به گوسفند پرواری تشبیه کرده که پیوسته به علفش می اندیشد: «فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ کَالْبَهِیمَهِ الْمَرْبُوطَهِ هَمُّهَا عَلَفُهَا»(۱۷)؛ (من آفریده نشده ام که خوردن غذاهای گوارا مرا به خود مشغول دارد همانند حیوان پرواری که همتش علف اوست).

مرحوم فیض کاشانی در محجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء با استفاده از سخنان غزالی در احیاء العلوم ده فایده برای جوع (کم خوردن) ذکر کرده است، ازجمله:

اول، صفای قلب وروشن شدن فکر، زیرا پرخوری منشأ بلادت و کودنی و نابینایی قلب است.

دوم، رقّت قلب، به گونه ای که انسان را برای درک لذت مناجات و استفاده از ذکر الله با حضور قلب آماده می کند.

سوم، زوال لذات توأم با خودکامگی که همراه با غفلت از خداست.

چهارم، کم خوراکی، که شهوت معاصی را درهم می شکند و از استیلاء نفس اماره جلوگیری می کند.

پنجم، سبب می شود که انسان بتواند شب زنده داری کند زیرا پرخوری سبب پرخوابی است.

اضافه بر اینها، کم خوردن سبب صحت بدن و دفع انواع بیماری هایی می شود که فکر انسان را به خود مشغول می سازد و از عبادت پروردگار بازمی دارد و همچنین کم خوراکی سبب هزینه های کمتری در زندگی می گردد به گونه ای که انسان می تواند اضافات را به نیازمندان بدهد و از فیض کمک به محرومان بهره گیرد؛ و فواید دیگر.

بسیاری از این فواید یا همه آن ها در روزه داری وجود دارد و روزه داران می توانند با انجام یک عبادت مشروع، به تمام این ها برسند، البته در صورتی که در غذای افطار و سُحور رعایت اعتدال کنند.

اما باید به این نکته توجه داشت که افراط در گرسنگی و به اصطلاح، ریاضت های شاقّ و بسیار سخت نه تنها در اسلام مطلوب نیست بلکه به علت زیان هایی که برای سلامتی انسان دارد حرام است، زیرا این افراط گری ها سبب ضعف و ناتوانی و انواع بیماری ها و از دست دادن سلامت جسم و روح می شود.

بنابراین، ریاضت هایی همچون ریاضت مرتاضان هند که گاه روزانه به بادامی قناعت می کنند نه مطلوب است و نه به سالکان الی الله در رسیدن به مقصود خود کمک می کند.

۳. سَهَر (شب زنده داری)

سَهَر (بر وزن قمر) در اصل به معنای شب بیداری است ولی منظور عارفان، شب بیدار بودن برای راز و نیاز با پروردگار و اقامه نماز شب با آداب آن است.

در قرآن مجید در سوره ذاریات در مدح متقین و پرهیزکاران چنین آمده است: «کانُوا قَلیلاً مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ وَب الاْسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُون»(۱۸)؛ (آن ها کمی از شب را می خوابیدند و در سحرگاهان استغفار می کردند).

همچنین درباره گروهی از مؤمنان در سوره سجده آمده است: «تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»(۱۹)؛ (پهلوها یشان از بسترها در دل شب دور می شود [و به پا می خیزند و رو به درگاه خدا می آورند] و پروردگار خود را با بیم و امید می خوانند، و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند!).

در آغاز سوره مزمّل درباره پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) چنین آمده است: «قُمِ اللَّیْلَ اِلاَّ قَلِیلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»(۲۰)؛ (شب را، جز کمی، به پا خیز! نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقت و تأمّل بخوان!).

و در پایان سوره نیز اشاره به شب زنده داری پیامبر(صل الله علیه و آله) و یارانش کرده، می فرماید: «اِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَی اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَطائِفَه مِنَ الَّذینَ مَعَکَ»(۲۱)؛ (پروردگارت می داند که تو و گروهی از آن ها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می خیزند).

درمورد تأثیر بسیار مثبت مناجات سحرگاهان و نماز شب در آن هنگام، روایات بسیاری از معصومین: به ما رسیده که نشان می دهد یکی از بهترین وسایل برای رسیدن به مقام محمود و شایسته همان نافله اللیل است و آثاری که در صفای روح و پاکی دل و قرب به خدا دارد در کمتر عبادتی دیده می شود.

در روایات اسلامی نیز سَهَر به معنای شب زنده داری همراه با تلاوت قرآن و نماز و عبادت و ذکر الله، یکی از عوامل پیشرفت و قرب الی الله ذکر شده است.

روایات متعددی در این زمینه از امام امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نقل شده است، ازجمله: «السَّهَرُ رَوْضَهُ الْمُشْتَاقِین»(۲۲)؛ (شب زنده داری باغ مشتاقان است).

«سَهَرُ العُیُونِ بِذِکر اللهِ خِلصانُ العارفینَ وَحلوانُ المُقَرَّبین»(۲۳)؛ (شب زنده داری با یاد خداوند مایه خلوص عارفان و شیرینی مقربان است).

نیز می فرماید: «سَهَرُ العُیونِ بِذِکرِ اللهِ فُرْصُهُ السُّعَداءِ و نُزْهَهُ الاْوْلِیاء»(۲۴)؛ (شب بیداری همراه با ذکر خدا فرصتی برای سعادتمندان و شادابی و خرمی برای اولیاءالله است). همچنین می فرماید: «سَهَرُ اللَّیْلِ بِذِکْرِ اللَّهِ غَنِیمَهُ الاْوْلِیَاءِ وَسَجِیَّهُ الاَتْقِیَاء»(۲۵)؛ (شب زنده داری با ذکر خداوند غنیمت اولیای الهی و صفت پرهیزکاران است).

امام سجاد(علیه السلام) در دعای روز عرفه عرضه می دارد: «وَ اعْمُرْ لَیْلِی بِاِیقَاظِی فِیهِ لِعِبَادَتِکَ، وَ تَفَرُّدِی بِالتَّهَجُّدِ لَکَ، و تَجَرُّدِی بِسُکُونِی اِلَیْکَ، و اِنْزَالِ حَوَائِجِی بِکَ»(۲۶)؛ (قلب من را با بیدار ماندن در شب برای عبادتت و تهجد برای تو و مجرد شدن جهت اعتماد به ذات پاکت و درخواست حوائجم از تو آباد کن).

امام امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز در خطبه ۱۲۱ نهج البلاغه از یارانی یاد می کند که دارای صفات بسیار برجسته ای بودند ازجمله: لب هایی خشکیده به واسطه کثرت دعا و رنگ هایی پریده به دلیل شب زنده داری؛ «ذُبُلُ الشِّفَاهِ مِنَ الدُّعَاءِ صُفْرُ الاْلوَانِ مِنَ السَّهَرِ». البته گاهی بیدار ماندن در شب برای حل مشکلات علمی است به ویژه در ساعات سحر و پایان شب که روح آمادگی فراوانی بعد از استراحت دارد و در روایات اسلامی نیز به آن ترغیب شده است؛ از جمله در حدیثی از رسول خدا(صل الله علیه و آله) می خوانیم که فرمود: «لا سَهَرَ اِلاَّ فِی ثَلاثٍ مُتَهَجِّدٍ بِالْقُرْآنِ وَ فِی طَلَبِ الْعِلْمِ أَوْ عَرُوسٍ تُهْدَی اِلَی زَوْجِهَا»(۲۷)؛ (شب بیداری تنها برای سه چیز مطلوب است: تلاوت قرآن [خواه در نماز باشد یا غیر نماز]، و طلب علم، و عروسی که [آغاز ازدواج اوست و] به خانه همسر می رود).

این نکته نیز واضح است که مهم ترین عبادت سالکان الی الله یعنی نماز شب همراه با شب زنده داری است. ساعاتی که قلب انسان کاملاً آمادگی برای توجه به خدا دارد و از امور دنیا فارغ است.

یکی از شعرای معروف در این زمینه شعر جالبی دارد، می گوید:

«بِقَدْرِ الْکَدِّ تُکْتَسَبُ الْمَعالی وَمَنْ طَلَبَ الْعُلی سَهَرَ اللّیالی *** تَرُومُ الْعِزَّ ثُمَّ تَنامُ لَیْلاً یَغُوصُ الْبَحْرَ مَنْ طَلَبَ اللَّئالی»(۲۸)؛ (افتخارات، به اندازه کوشش و زحمت به دست می آید و کسی که طالب افتخار و برتری است، باید شب بیدار بماند).

تو عزت می خواهی سپس تمام شب را تا به صبح می خوابی در حالی که آن ها که طالب لؤلؤ و گوهرند باید در دریا فرو روند.

ناگفته پیداست که در هر چیزی افراط گری نامطلوب است. بدن انسان نیاز به خواب واستراحت دارد و بدون آن اعصاب او درهم می ریزد بنابراین باید بخشی از شب را استراحت کرد تا روح آماده راز و نیاز با پروردگار شود و آن ها که در این کار افراط می کنند نه تنها پیشرفتی در کمالات معنوی نخواهند داشت بلکه باعث عقب گرد آن ها می شود.

قرآن مجید خواب شبانه را یکی از نعمت های بزرگ خدا شمرده است: «وَمِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ»(۲۹)؛ (یکی از نشانه های خدا، خوابی است که شما در شب و در روز [خواب نیمروز] دارید [که مایه آرامش روح و آمادگی جسم برای هرگونه فعالیت مفید است]).

سیره امامان معصوم: و یاران آن ها نیز همین معنا را تأیید می کند و هنگامی که آن را با روش طرفداران عرفان کاذب و تصوف مقایسه می کنیم می بینیم که چقدر در میان آن ها فاصله است. در کتاب اسرار التوحید فی مقامات ابی سعید چنین می خوانیم که ابوسعید که از سران معروف صوفیه است در جوانی شب ها پس از آنکه اهل خانه به خواب می رفتند آهسته برخاسته، به مسجد می آمد. در گوشه مسجد چاه آبی بود. طنابی را به وسط چوبی بسته و سر دیگر طناب را به پای خود می بست و سپس چوب را روی دهانه چاه می گذاشت و خود را در وسط چاه تا نزدیک طلوع صبح معلق می ساخت و قرآن می خواند. آخر شب از چاه بیرون می آمد و آهسته به خانه برمی گشت تا پدر و مادرش نفهمند.(۳۰)

درباره شبلی که در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری می زیست و او هم از سران این گروه است چنین آمده است: در آغاز که مجاهده بر دست گرفت، سال های دراز شب نمک در چشم کشیدی تا در خواب نشود و گویند که هفت من نمک در چشم کرده بود.(۳۱) راستی عجب چشم با دوامی داشته است!

و امثال این حکایات درباره عرفان های کاذب و عارفان صوفی منش فراوان است که ذکر آنها به طول می انجامد و مایه تأسف بسیار است که در میان مسلمین چنین افراد بی خبر از تعلیمات اسلام پیدا شوند و این نشان می دهد که آن ها ریاضت های خود را از غیر مسلمین گرفته اند.

۴. عُزلت (کناره گیری از غوغاها)

گوشه گیری و عزلت یکی دیگر از اموری است که جمعی از ارباب سیر و سلوک توصیه می کنند و در شعر مورد بحث که برای کامل شدن نا تمامان جهان پنج موضوع پیشنهاد شده، عزلت چهارمین موضوع را تشکیل می دهد.

در فتوحات مکیه، جلد ۱، باب ۵۳ نیز عزلت یکی از چهار چیزی برشمرده شده که در مسیر سیر و سلوک الی الله به انسان کمک می کند. (جوع و سهر و صمت و عزلت).

عزلت را می توان به دو قسم تقسیم کرد: عزلت مثبت که آثار مطلوبی در صفای روح و پیشرفت به سوی قرب خدا دارد و عزلت منفی که انسان را از خدا و خلق خدا دور می سازد.

در قرآن مجید موارد متعددی از عزلت مثبت دیده می شود؛ ازجمله آن، عزلت اصحاب کهف است که در آیه ۱۶ سوره کهف انعکاس یافته است: «وَا ذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ اِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا اِلَی الْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیُهَیِّی لَکُمْ مِنْ أَمْرِکُمْ مِرفَقاً»؛ (و[به آن ها گفتیم:] هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می پرستند کناره گیری کردید، به غار پناه برید؛ که پروردگارتان [سایه] رحمتش را بر شما می گستراند؛ و در این امر، آرامشی برای شما فراهم می سازد!).

در آیه ۴۸ سوره مریم اشاره به عزلت ابراهیم(علیه السلام) از قوم بت پرست شده است آنجا که می فرماید: «وَ أَعْتَزِلُکُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّی عَسی أَلاَّ أَکُونَ بِدُعاءِ رَبِّی شَقِیا»؛ (و از شما، و آنچه غیر خدا می خوانید، کناره گیری می کنم؛ و پروردگارم را می خوانم؛ و امیدوارم در خواندن پروردگارم بی پاسخ نمانم!).

و در آیه بعد از آن می افزاید: «فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ اِسْحاقَ وَیَعْقُوبَ وَکُلا جَعَلْنا نَبِیا»؛ (هنگامی که از آنان و آنچه غیر خدا می پرستیدند کناره گیری کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم؛ و هریک را پیامبری [بزرگ] قرار دادیم!).

و درمورد مریم(علیه السلام) نیز به مدتی از زندگی او که عزلت انتخاب کرد اشاره شده، هرچند واژه عزلت در آن به کار نرفته است. در آیه ۱۶ سوره مریم می خوانیم: «وَاذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ اِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیا»؛ (و در این کتاب [آسمانی]، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانواده اش جدا شد، و در ناحیه شرقی [بیت المقدس] قرار گرفت).

درمورد موسی بن عمران(علیه السلام) نیز یک دوران عزلت چهل روزه در آیه ۱۴۲ سوره اعراف آمده است که به کوه طور برای گرفتن الواح تورات رفت: «وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثینَ لَیْلَهً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَهً وَ قالَ مُوسی لاَخیهِ هارُونَ اخْلُفْنی فی قَوْمی و أَصْلِح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *