تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره) با 62 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زندگی سیاسی آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره) :

آیت الله «سیدمحمود هاشمی شاهرودی» شاگرد آیت الله سیدمحمدباقر صدر، متفکر اسلامی و رهبری مذهبی- سیاسی دهه در نجف است. هاشمی شاهرودی نیز اصول و فقه را با او شناخت و مریدوار در جلسات درس او حاضر می شد. او از همان ابتدای پایان دروس مقدمات و سطح به «مسجد شیخ طوسی» رفت و در حلقه شاگردان صدر قرار گرفت. البته او پیش از این نیز با صدر آشنا بود: «من در دبیرستان بودم و شهید صدر در عراق به عنوان چهره فقیه نوپای جوان، با فکر و اندیشه های جدید مخصوصا در سطح دانشجو ها و نسل جوان مطرح شده بود؛ به ویژه کتاب هایی مثل «فلسفتنا» و مقالاتی در نشریه الاضواء می نوشت، از او در میان جوان ها چهره محبوبی ساخته بود… بعد که وارد حوزه شدیم، بعضی از اساتیدی که خدمتشان درس های سطح و به خصوص سطح عالی را مشغول شدیم، از شاگردان ایشان بودند. قهرا به ارتباط با ایشان انجامید… البته قبل از رفتن به درس ایشان، به جلسات و گعده هایی که در نجف بین علما و فضلا زیاد هم هست، می رفتم و خدمت ایشان رسیده بودم و ایشان هم ما را به سبب ابوی مان می شناختند.»

از شاگردی آیت الله سیدکاظم حائری تا امام خمینی و آیت الله خوئی

هاشمی شاهرودی «معالم الاصول، مکاسب محرمه و بیع و کفایه» را از سیدکاظم حائری و «مختصرالمعانی» را از سیدنورالدین اشکوری آموخت و نزدیکی این دو استاد به سیدمحمدباقر صدر راه آشنایی او را به استاد هموار کرد. آنگونه در این محفل گل کرد که صدر بر گوشه تقریرات او بر وزن دو کتاب مشهور خود یعنی «فلسفتنا» و «اقتصادنا» بر او نام «نابغتنا» گذاشت و او را از میان شاگردانش برگزید تا به درس خارج امام خمینی و آیت الله خوئی برود. این امر از آن جهت صورت گرفت تا نزدیکی صدر به این دو مرجع تقلید را نشان دهد و از این رو شاهرودی از این دو تلمذ کرد.

او پس از پایان درس روزانه امام خمینی به مباحثه و رفع اشکال نزد این استاد می پرداخت و تقریرات خود را به ایشان نشان می داد. همچنین در پای درس آیت الله خویی به بیان برخی اشکالات می پرداخت و این مرجع تقلید وقت به پاسخگویی برمی آمد تا آنجا که آیت الله صدر در کلاس های درس خود آن پاسخ ها را که «سیدمحمود» به او گفته بود، بیان می کرد و مباحثه غیرمستقیم صدر و خویی به واسطه هاشمی شاهرودی نقل می شد و دیگران از آن مباحثات بهره می بردند. شاگرد جوان صدر اندک اندک مشهورترین شاگرد او به حساب آمد و رابطه آنان در مقام «پدر و فرزندی» قرار گرفت. هاشمی شاهرودی بدون اشاره به خود در این باره می گوید: «واقعا شاگردان ایشان [آیت الله صدر] احساس می کردند که ایشان از پدر به آن ها نزدیک تر و در زندگیشان موثرتر و بر ایشان دلسوزتر است.» بدین ترتیب، او به همراه دیگر افراد حلقه هفت- هشت نفره شاگردان صدر در آغاز دهه با وجود تفاوت دیدگاه سیاسی صدر – خوئی خواهان اعلام مرجعیت استاد شد. چرا که صدر پس از فوت آیت الله سیدمحسن حکیم، آیت الله خوئی را به عنوان مرجع تقلید تایید کرده بود و همه را به ایشان ارجاع می داد، اما با گذشت چند سالی فاصله او با آیت الله خوئی به دلیل مباحث سیاسی و اجتماعی مبارزاتی زیاد شد. شاهرودی از آن رو که استاد مرجعیت را پذیرفته، اما حاضر به اعلام آن نبود، سعی کرد تا با انجام برخی مقدمات این اقدام را میسر کند. او در این باره می گوید: «ایشان مثلا اجازه ندادند، حاشیه شان را بر منهاج الصالحین در عراق چاپ کنیم. من به لبنان رفته بودم و اولین کتاب تقریرات اصول ایشان را چاپ کردم؛ در سال هجری قمری… [همچنین] اولین حاشیه ایشان بر منهاج الصالحین را در انتشارات دارالتعارف [لبنان] که متعلق به آقای عزیزی بود و حالا هم هست، چاپ کردیم.»

بازداشت به دست رژیم بعث

به دلیل برخی نگرش های سیاسی و تاسیس «حزب الدعوه الاسلامیه» در میان حوزه نجف با گشاده رویی با صدر برخورد نمی شد و از این رو بود که شاگردانی را به محضر استادان حوزه می فرستاد و از قبول مرجعیت استنکاف می کرد تا حسن نیت خود را به آنان ثابت کند و از دشمن تراشی در میان حوزویان دوری گزیند. نگرش های سیاسی صدر نه تنها نگاه غالب حوزه را با او همراه نکرد، بلکه شاگردان او هم به محاق دستگیری پیش رفتند. حزب بعث عراق با حمله به حوزه علمیه نجف برخی شاگردان او و همچنین «سیدمحمود هاشمی شاهرودی» را بازداشت کرد. اگرچه شاهرودی عضو حزب الدعوه نبود، اما در آن روز در زندان شکنجه شد که آثارش همچنان بر دستانش به یادگار مانده است، تا از مسائل تشکیلاتی این حزب سخن گوید و بازجویی پس دهد.

حمایت از انقلاب اسلامی ایران در عراق

او پس از آزادی از بازداشت، بار دیگر به محفل استاد بازگشت و تلمذ در محضر او را ادامه داد. البته او در این مدت به نمایندگی از صدر به «کنفرانس بانک اسلامی» در جده رفت که نظرات اقتصادی مطرح شده از سوی او مورد توجه مقامات سعودی عربستان و سایر نمایندگان کشور های اسلامی قرار گرفت، همچنین در این سال ها که مبارزات ایرانیان در گیرودار کش و قوس پیروزی به سر می برد و رهبر این مبارزات پس از مدتی از نجف به «پاریس» نقل مکان کرده بود، صدر هم در اثبات قرابت فامیلی و فکری و همراهی با هم لباسان خود نامه ای به «نوفل لوشاتو» می نویسد و عظمت این انقلاب را می ستاید که پس از پیروزی این انقلاب سیدمحمود به همراه هواداران و شاگردان صدر برابر مسجد خضرای آیت الله خوئی راهپیمایی ای در حمایت از آیت الله خمینی و بزرگداشت این انقلاب به راه می اندازند که نیرو های امنیتی رژیم بعث به مسبب این راهپیمایی پی می برند و در تماسی تهدیدآمیز به منزل آیت الله صدر می گویند سیدمحمود را بازداشت می کنیم. در پی این اتفاق و تهدید هاشمی شاهرودی، او به کویت رفت و پس از آن یعنی در اوایل فروردین وارد ایران شد. او پس از ورود به ایران تلاش کرد که استاد خویش را از نجف به ایران بیاورد تا از گزند رژیم صدام حسین در امان باشد.

آیت الله صدر: ایشان ذخیره ای برای شریعت و اسلام است

اما گویی رهبران جمهوری اسلامی فکر نمی کردند که رژیم عراق او را به قتل برساند. به هر حال اگرچه صدر به ایران نیامد، اما همچنان شاگرد در آب و تاب دوری بسر می برد و از هر امکانی برای ارتباط با استاد دریغ نمی کرد. خط تلفن ثابتی همواره میان استاد و شاگرد برقرار بود و خانواده شاهرودی تا قبل از جنگ ایران و عراق چند باری نامه رسان این دو بودند. شاهرودی نه تنها وکالت عام آیت الله صدر در ایران را داشت، بلکه کانال ارتباطی میان رهبر فقید انقلاب و آیت الله های نجف و به ویژه صدر را هم عهده دار بود. اگرچه دیگر شاگردان صدر هم در ایران بودند، اما هاشمی شاهرودی دیگر به نزدیک ترین شاگرد او مبدل شده بود و ترجمه کتاب های صدر با اجازه او منتشر می شد. این ارتباط به گونه ای بود که شاهرودی می گوید: «به تنها کسی که ایشان [آیت الله صدر به صورت مکتوب و]خطی اجازه اجتهاد دادند، من بودم، ولی این را هیچ جا مطرح نکردم.» آیت الله صدر نیز درباره او گفته بود: «ایشان [هاشمی شاهرودی] از مجتهدینی است که اسلام و مسلمین به او چشم دوخته و امید بسته اند. از خداوند بزرگ مسئلت دارم، ایشان را که ذخیره ای برای شریعت و اسلام است، در پناه خود محفوظ نگه دارد.»

محل ولادت و آغاز تحصیل

بدین سان بود که شاهرودی قصد اقامت دائم در موطن اصلی خود کرد. چرا که در سالیان دور، جدش که کفاشی حرفه اش بود، برای مجاورت با حرم امام حسین(ع) از ایران به کربلا مهاجرت کرد و پسرش سیدعلی – پدر محمود – همچون او در این حرفه مشغول به کار شد. پس از مدتی «سیدعلی» در کنار کفاشی به دروس حوزوی روی آورد و اولین تقریرنویس آن دوره نجف شد و فقه و اصول آیت الله خوئی را در قالب دو کتاب «دراسات فی الاصول» و «محاضرات فی الفقه الجعفری» به رشته تحریر درآورد. سیدعلی حتی یک روز کلاس های درس را ترک نکرد و تمامی نظرات آیت الله خوئی را تا زمان حیات نگاشت، اگرچه سیدعلی هاشمی شاهرودی مرجع تقلید نشده بود و به قول پسرش از علمای «سریع الفوت نجف» به حساب می آمد، اما مراسم تشییع او به دلیل جایگاهش همچون مراجع تقلید برگزار شد. سیدعلی در سن سالگی درگذشت؛ زمانی که پسرش سیدمحمود فقط سال داشت. مادر سیدمحمود نیز از خانواده علمای مشهد – فرزند آیت الله سیدعلی مددی موسوی قائنی- بود. سیدمحمود در مرداد در کربلا متولد شد که سه سال بعد به همراه خانواده به نجف رفت. او تحصیل خود را در مدرسه علوی- مدرسه ایرانیان مقیم عراق- آغاز کرد. اما در همان سال تحصیل پدر را از دست داد و به همراه خانواده تحت قیومیت عمویش به بغداد و کاظمین رفتند که پس از اندک زمانی او بار دیگر به نجف بازگشت و دوران دبیرستان را در مدرسه «منتدی النشر» مرحوم مظفر گذراند و اندک اندک تحصیل علوم حوزوی را آغاز کرد؛ اما در این میان عمو های او که از تجار بغداد بودند، مخالف جدی تحصیل علوم دینی توسط او بودند. اما سیدمحمود به دلیل روحانی بودن پدر و روحانی زاده بودن مادر و نیز ترغیب برخی از همسن و سالان طلبه او همچون «شیخ عبدالله لنکرانی» به شدت به علوم دینی علاقه مند شده بود و حتی در اواخر دبیرستان سعی می کرد که در امتحانات حضور نیابد تا به نوعی عموهایش را مجبور به قبول این تصمیم کند.

به هر حال سیدمحمود در ابتدا ادبیات عرب و صرف و نحو را در نزد شیخ عبدالله لنکرانی و محمدعلی مدرس افغانی آموخت و سپس مکاسب، رسائل، کفایه، لمعه و مختصرالمعانی توسط سیدکاظم حائری، سیدنورالدین اشکوری، سیدعلی شاهرودی، موحداصفهانی، راستی کاشانی و خاتم یزدی به او آموزش داده شد. او حدود سال داشت که به درس خارج «سی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *