تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی واخلاقی علامه طباطبایی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی واخلاقی علامه طباطبایی شامل 45 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی واخلاقی علامه طباطبایی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی واخلاقی علامه طباطبایی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی واخلاقی علامه طباطبایی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی واخلاقی علامه طباطبایی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی واخلاقی علامه طباطبایی :

اخلاق قرآنی

درباره حضرت رسول اکرم (ص) وارد شده است که اخلاق ایشان قرآن بود: «کان خلقه القرآن» (مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۱۶۳، ۹۱)؛ یعنی اگر عصاره زندگی رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به شکل کتاب تدوین یابد، قرآن کریم خواهد بود و اگر قرآن کریم به صورت یک انسان درآید، رسول خدا (ص) خواهد شد. شاگردان مکتب پیامبر (ص) نیز که یکی از آنان استاد علاّمهِ بود، به همان اندازه که به پیامبر (ص) انتساب و اقتدا داشتند، اخلاقشان قرآنی بود.

علاّمه طباطبایی فرهیخته ای بود دارای عدل، تقوا، تواضع، ادب، زهد، احسان، قناعت، صفا، صمیمیت، رأفت و دیگر فضایل قرآنی انسانی، زیرا وی عمری در خدمت قرآن کریم زندگی کرد و درباره قرآن سخن گفت، نگاشت و نشر داد و بر این پایه، هم معارف قرآن در جانش مستقر شده بود و هم آثار قرآن مجید در سیره آموزنده او به خوبی مشهود بود.

هر آیه ای را که خدای سبحان در قرآن کریم نصب العین انسان کامل می داند، در سیمای این مرد بزرگ و مفسّر عظیم الشأن یافت می شد. مجلس او مجلس ادب اسلامی و خلق الهی و سرشار از برکات علمی و معنوی بود و «ترک اولی» کمتر در ایشان اتفاق می افتاد. نام هیچ کس را به بدی بر زبان نمی راند و بدِ کسی را نمی خواست، بلکه خیر و سعادت همگان را آرزو داشت.

اگر رنجی به ایشان می رسید، برای رضای خداوند، صابرانه آن را تحمّل می کرد و شکیبایی را از دست نمی داد. صبر و شکر ایشان فراوان و اهل حلم و انابه بود و چون در برابر حق خاضع بود، هرگز به فکر جاه و مقام نبود و در مجالس ایشان هرگز زخارف دنیا مطرح نمی شد و هیچ گاه سخن از این نبود که چه کسی به چه مقام و نوایی رسیده است.

ایشان نسبت به پرسش گران، بسیار رئوف و مهربان بود و در مجالس به هر پرسشی پاسخ مناسبی می داد و ویژگی پیامبر (ص) «بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیم» (سوره توبه، آیه ۱۲۸) در حدّ و سعه وجودی ایشان آشکار بود. وی سعی داشت هر سؤالی را که در زمینه معارف و حقایق الهی از ایشان می شد، پاسخ گوید؛ پاسخی درخور و شایسته فهم پرسشگر.

از حضرت عیسی (ع) سؤال شد که با چه کسی همنشین باشیم؟ فرمود: در مجلس کسی حضور یابید که دارای سه ویژگی باشد: ۱. دیدار او شما را به یاد خدا اندازد. ۲. گفتار و اندیشه او بر منطق و دانش شما بیفزاید و فرهنگ فکری او بالندگی دهد.۳. کردار او شما را به آخرت تشویق کند.

این سه اصل در وجود علاّمهِ مشاهده می شد؛ هم تقوا و وارستگی داشت و از این رو بین حق و باطل به خوبی تشخیص می داد و هم نورانیتی داشت که در حدّ خود در هیچ مسئله ای از مسائل جهان بینی، معرفتی و شهودی، درمانده و بدون تحلیل نبود و در واقع، خداوند معلّم او بود و استادانی چیره دست را به تربیت او واداشت و از شاگردانی دانشمند برخوردار شد که هر یک در آسمان فضیلت و معرفت، ستارگانی بودند که گرداگرد آفتاب وجودش می گشتند و پس از وفاتش سپهر دانش را زینت بخش گشتند.

زهد

دنیا کوچک تر از آن بود که ایشان را به خود وابسته کند و رازش این است که خداوند در قرآن به پیامبر اکرم (ص) می فرماید: درخت دنیا هرگز برای کسی میوه ای نمی شود که از آن خرسند گردد، بلکه ثمر آن هماره در حدّ شکوفه است و وقتی این شکوفه بخواهد میوه شود، بر اثر سرمای زودرس می ریزد.

پیامبر (ص) نیز توجّه می دهد که دنیاگرایان در سرزمین سردسیری درخت غرس کرده اند و نمی دانند که چنین درختی هرگز میوه نمی دهد.

بنابراین، زندگی دنیا در حدّ یک شکوفه است و هرگز به بَر نمی نشیند و دنیا چون انسان را از یاد خدا غافل می کند، پَست است و جاه، مال، فرزند و همسر هم احیاناً در مظانّ آن قرار می گیرند، از این رو علاّمه هرگز در فکر میوه چیدن از این درختی نبود که باری جز شکوفه ندارد.

او در برابر رزق دنیا، معارف، حقایق و علوم الهی را شجره طوبا و رزق کریم می شمرد. این درخت طیب، ریشه، ساقه و میوه اش پاک و پاکیزه است، از این رو خود را به مسائل دنیا متوجه و آلوده نمی ساخت.

همان زهدی که در کلمات پیشوایان دین و در آیات قرآن کریم آمده است، در وجود علاّمه طباطبایی جلوه گر بود. در کلمات معصومان علیهم السلام زهد در دو جمله بیان شده است: «هرگاه چیزی از دست دادید، اندوهگین نشوید و وقتی چیزی به شما رسید، فرحناک نگردید؛ لِکیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکم ولاتَفرَحوا بِما ءاتکم» (سوره حدید، آیه ۲۳)، زیرا مواهب دنیا چنان است که با آمدنش چیز ارزشمندی نصیب انسان نمی شود و چون می رود، شی ء ارجمندی از کف او نرفته است، پس نه آمدن آن نشاطآور است و نه رفتن آن اندوه زا، زیرا در دادن و گرفتن آن آزمایش خداوند است.

باری، معنای زهد، روی گردانی از چیزی است که ذاتاً کم ارزش یا بی مقدار است، بنابراین زاهد راستین کسی است که از دنیای بی مقدار و کم ارزش اعم از مال، مقام و جاه روی گردان باشد و ارزشی برای آن قائل نباشد و ولی زاهد خدا کسی است که از این ناحیه، نه از کسی بهراسد و نه غم و اندوهی به خود راه دهد.

ما این حقیقت را در تمام مدتی که در محضر علاّمهِ بودیم، ادراک می کردیم. ایشان گاهی از سالیان سختی یاد می کرد که متّفقین در تبریز بودند و هیچ گونه آرامشی نبود.

ایشان می فرمود: «سالیانی بر من گذشت که هیچ آرامشی نداشتم»، در حالی که ایشان بسیاری از رساله های عمیق فلسفی را در همان دوران ناآرامی آذربایجان نوشته اند. ایشان گرچه آرامش ظاهری نداشت؛ ولی چون از بنیادی مستحکم برخوردار بود، چیزی ایشان را متزلزل نمی ساخت و ترس و بیمی در او پدید نمی آورد که این خود نشانه زهد است.

زهد بدین معنا نیست که انسان دنیا را برای دنیا ترک کند؛ مثلاً لباس فاخر نپوشد و غذای مطبوع نخورد و بر مَرکب خوب سوار نشود تا نزد مردم، زاهد به حساب آید و محبوب شود، بلکه زاهد کسی است که غیر خدا را واگذارد و خدا را ترجیح دهد؛ نه اینکه متاع اندک دنیا را بدهد تا متاع بیشتر آخرت را دریافت کند یا مادّی را بدهد و به خیال خود، به معنوی برسد؛ روزه بگیرد و انفاق کند تا بهشت برین را به کف آورد.

زهد راستین برای خدا و در خفاست تا مردم نفهمند او زهد دارد؛ در سیرت، زاهد و در صورت، عادی است، بر این اساس، ما زهد کامل را در وجود علاّمه طباطبایی می دیدیم. البته منشأ این زهد، همان بیان نورانی امیرمؤمنان علیه السلام است که فرمود: «عَظُمَ الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳(

شکیبایی و صبر

در سالیانی که به حضور علاّمه شرفیاب می شدیم – بیش از ۲۶ سال – حوادث توانفرسایی رخ می نمود که در طی آنها هرگز حلم و بردباری را از دست نمی داد و به فکر انتقامجویی نبود و هر سخنی که بر ضدّ ایشان گفته یا نوشته می شد، تحمّل می کرد.

گرچه انسانها بدون دشمنِ کینه توز نیستند؛ ولی آنان که از ولایت، نور، نبوغ و فروغ بیشتری برخوردارند، دشمنان فراوان تری دارند: «اِنّا جَعَلنَا الشَّیطینَ اَولِیاءَ لِلَّذینَ لایؤمِنون؛ ما شیاطین را دوست و سرپرستان کافران قرا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *