تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] شامل 114 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زندگی نامه مالک اشتر نخعی(۴) [سجایای او و نحو? شهادتش] :

مالک اشتر، بزرگمرد تقوا و کمالات و ماجرای شهادت او

مالک اشتر همچون استادش امیر مومنان علی (علیه السلام) جامع اضداد بود در عین اینکه شجاع و نترس بود، نسبت به زیر دستان قلبی رئوف و مهربان داشت و در عین آنکه قدرتمند و صاحب رای بود، با خویشتن داری و تحمل، تسلیم رای امیر مومنان علی (علیه السلام) بود، نیتی خالص و اراده ای پرتوان و قلبی ثابت و عزمی خلل ناپذیر داشت. عارفی تیزبین، ادیبی هوشمند، سخنوری توانا، جنگجویی پر تجربه، سیاست مداری بلند نظر ،مدیری وارسته و عارفی خوش اخلاق بود. در همه شئون زندگی در جایگاه رفیعی از ایمان و معرفت و اخلاق نیک قرار داشت. از این رو، او نه تنها در شجاعت بلکه در همه ابعاد انسانی، قهرمانِ قهرمانان بود. دوست و دشمن به عظمت روح و جوانمردی او اعتراف داشتند. در اینجا برای آگاهی بیشتر به ابعاد شخصیت مالک اشتر، کافی است که به این سخن امیر مومنان علی (علیه السلام) توجه عمیق کنیم، آنجا که فرمود:

رَحِمَ اللَّهُ مَالِکاً فَلَقَد کَان الأَشترُ لِی کَمَا کُنتُ لِرَسُولِ اللَّهِ؛ «خداوند مالک اشتر را رحمت کند. او برای من همان گونه بود که من برای رسول خدا (ص) بودم.» ()اگر در شان مالک اشتر هیچ سخنی جز این سخن نبود، کافی بود که اوج عظمت مالک اشتر را نشان بدهد.

اینک در اینجا به ذکر چند نمونه از کمالات مالک اشتر می پردازیم:

– مالک، مجموعه کمالات از دیدگاه دانشمند سنی

ابن ابی الحدید، دانشمند معروف اهل تسنن، مالک اشتر را چنین توصیف می کند: او مردی جنگجو، بخشنده، بلند مقام، بردبار، سخنور، و شاعر بود، و شدت را با نرمی می آمیخت. به هنگام اظهار قدرت، قدر نشان می داد، و به هنگام مدارا، مدارا می کرد. او نگهبان، پاسدار، شجاع، رییس، از بزرگان شیعه و شخصیت های برجسته به حساب می آمد و پیوند والا و شدید و خلل ناپذیر با امیر مومنان علی (علیه السلام) داشت. لِلَّهِ دَرُّ أمِّهِ عن الاشتر، لو أنّ إنساناً یُقسِمُ أنّ اللَّه تعالی؛ ما خَلق فی العرب و لا فی العجم أشجع منه الا استاذَه علیَّ بنَ ابی طالب لَمَا خَشِیتُ عَلَیهِ الإِثمَ. خدایا به مادرش پاداش دهد، که مالک اشتر را به دنیا آورد اگر کسی سوگند یاد کند که خداوند در عرب و عجم، قهرمانی دلیرتر از مالک اشتر، جز استادش علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیافریده است، من او را در این سوگند، گناهکار، و گزاف گو نمی دانم. ()

– چند ویژگی مالک اشتر، در نامه علی (علیه السلام)

محمد بن ابوبکر یار مخلص و شجاع حضرت علی (علیه السلام) از جانب آن حضرت استاندار مصر بود، ولی شرایط مصر به گونه ای بود که برای نگهداری و کنترل آن نیاز به وجود شخصی مانند مالک اشتر داشت. از این رو، حضرت علی (علیه السلام) محمد بن ابوبکر را عزل کرد و مالک اشتر را برای استانداری مصر نصب نمود. (ولی مالک در مسیر راه توسط ماموران نفوذی معاویه به شهادت رسید.) حضرت علی (علیه السلام) پس از خبر شهادت مالک اشتر نامه ای برای محمد بن ابوبکر نوشت. در بخشی از آن نامه، مالک اشتر را چنین معرفی کرد؛

این مردی را که والی مصر نمودم، دارای این ویژگی ها بود: کان رجلا لنا ناصحا، و علی عدوِّنا شدیداً، ناقما، فرحمه اللَّه فلقد استکمل أیامه و لَاقَی حمامَه و نحن عنه راضونَ أولَاهُ للَّه رضوانه و ضاعف الثواب له…. ؛«مالک اشتر ناصح و خیرخواه ما بود. او نسبت به دشمنان ما، سختگیر و در هم کوبنده بود. خدا او را رحمت کند که ایام زندگی را به پایان برد و با مرگ ملاقات کرد در حالی که ما از او راضی و خشنود هستیم! خداوند نعمت خشنودیش را بر او ارزانی دارد و چندان برابر پاداشش به او بیفزاید.» ()

– بزرگواری مالک اشتر در مورد آزادی اسیر

در جنگ صفین، یکی از سرداران سپاه معاویه شخصی به نام «اصبغ بن ضرار» در یکی از درگیری های شدید که مالک اشتر در رکاب امام علی (علیه السلام) با دشمن می جنگید، حضرت (ع) به مالک فریاد زد به جنگ اصبغ برود. مالک اشتر به سوی اصبغ حمله کرد، ولی اصبغ نتوانست در برابر مالک مقاومت کند و به اسارت مالک درآمد. مالک دستهای او را محکم بست و به اردوگاه خود آورد. آن روز پایان یافت و شب فرارسید، آن اسیر بسیار ناراحت بود؛ چرا که فکر می کرد فردای آن شب، روزِ اعدام اوست. او آن شب، سوز دل خود را در اشعاری بیان کرد و آن اشعار را بلند خواند، به طوری که مالک اشتر آن اشعار را از او شنید. او در آن اشعار گفته بود: «ای شب تا ابد و تا قیامت، شب باش! ای کاش این شب، روز نمی شد؛ زیرا از اینکه فردا اعدامم کنند، ترس و وحشت دارم….» مالک اشتر نسبت به اینکه نسبت به دشمن، سختگیر بود، در اینجا نسبت با آن اسیر بزرگواری کرد و دلش به حال او سوخت. آن شب به پایان رسید. صبح، مالک اشتر آن اسیر را نزد مومنان علی (علیه السلام) آورد و عرض کرد: این شخص از سپاهیان مسلح معاویه است. او را دیروز اسیر کردم. امشب در نزد ما بود و اشعاری اثر بخش خواند. اکنون او را به اینجا آوردم. اگر رأی شما کشتن این شخص است، او را بکش. ولی اگر بخشیدن این شخص راه دارد، او را به ما ببخش. حضرت علی (علیه السلام) فرمود: ای مالک! او را به تو بخشیدم. هرگاه در جنگ با اهل اسیر گرفتی، او را نکش، چرا که اسیر اهل قبله (مسلمان) کشته نمی شود. مالک اشتر، اصبغ را به خانه خود برد و آزاد کرد. ()

– مالک اشتر خار چشم معاویه (تبری)

مقام تبری مالک اشتر نسبت به معاویه به قدری شدید بود که وجود او، عرصه را برای معاویه تنگ کرد، و او همچون خاری در چشمان معاویه بود، و نزدیک بود که معاویه از غصه او دق کند. برای دریافت این حقیقت، به یکی از اشعار مالک اشتر دقت کنید:

بقیت وفری و انحرفت عن العلی

و لقیت أضیافی بوجه عبوس

إن لم أشن علی ابن هند غارهً

لو تخل یوما من نهاب نفوس

خیلا کأمثال السُّعالَی شزباً

تغدوا ببیض فی الکریهه شوس

حمی الحدید علیهم فکانه

و مضان برق او شعاع شموس

«ثروت اندوزی کنم (و به من نسبت خلق بدهند) و از مقام بلند انسانی به دور باشیم و با مهمانان خودم با چهره در هم گرفته ملاقات کنم (به من نسبت دهند که مهمان نواز نیستم. اگر با شدت و خشونت از هر سو بر فرزند هند، معاویه وارد نگردم و او را به باد غارت نگیرم و در کشتن او و هوادارانش یک روز فروگذار نمایم. با آن گروه سواران خود همانند غول های سبک و تیزروی هستند و همواره توسط شمشیرهای بلند با شدت و استواری هماورد می طلبند و حامل آهن های شعله وری هستند. که دارای درخشش برق یا شعاع خورشید می باشند.» () معاویه آنچنان از ناحیه مالک اشتر سرکوفته و عصبی شده بود، که در شام مجلس دعا برگذار نموده بود، تا مردم دعا کنند و برای نابودی مالک اشتر، به درگاه خدا استغاثه نمایند. ()

– به یاد دوست شهید، و تلاش برای انتقام خون او

مالک اشتر و عمار یاسر، با هم دوست صمیمی و هم خط و هم فکر بودند، و هر دو در سطح بالایی از اراده نیرومند و دشمن شناسی و نبرد با دشمن بودند. عمار یاسر، در جنگ صفین به شهادت رسید. شهادت او همان گونه که داغی جانکاه بر دل علی (علیه السلام) نهاد، داغی پرسوز بر دل مالک اشتر نهاد. شهادت عمار نه تنها روحیه مالک را تضعیف نکرد، بلکه قوت آن را چندان برابر نمود. پس از شهادت عمار، شدت خشم و حمله های مالک در مرحله جدیدی قرار گرفت و تندتر و پرتوان تر از قبل گردید. به طوری که طعم تلخ شکست و عقب نشینی را در کام معاویه و هوادارانش نهاد و او با این شدت عمل، انتقام خونِ جوشان دوستش، عمار را از دشمن گرفت و به راستی که روح پُرفتوح عمار را شاد کرد. ()

– اخلاق نیک و خویشتن داری مالک

روزی مالک اشتر در بازار کوفه عبور می کرد. یکی از بازاریان او را نشناخت. به خیال این که یک روستاییِ فقیری عبور می کند، مقداری ته مانده سبزی را به سوی او پرتاب کرد، و از تلخ کاری خود خندید. مالک بی آن که سخنی بگوید، از آنجا گذشت. مردی به آن بازاری گفت: آیا این شخصی را که مسخره کردی نشناختی؟ او گفت: نه، به گمانم یک رهگذره فقیر عادی بود. آن مرد گفت: او مالک اشتر، سردار بزرگ سپاه علی (علیه السلام) بود! بازاری با شنیدن این سخن، ترسان و لرزان شد و با شتاب به دنبال مالک به راه افتاد، تا به حضور او برسد و عذر خواهی کند. دید مالک به مسجد رفت و مشغول نماز شد. صبر کرد و پس از نماز به دست و پای مالک افتاد و بوسید و عذر خواهی کرد که من تو را نشناختم و بی ادبی کردم، مرا ببخش! مالک به او گفت: سوگند به خدا به مسجد نیامدم مگر این که برای تو طلب آمرزش کنم، تا خدا تو را ببخشد و خلاف تو را اصلاح کند. ()

– نفوذ اجتماعی مالک اشتر

مدتی پس از شهادت مالک اشتر، سپاه معاویه به شهر انبار یورش نموده و به قتل و غارت پرداختند، و زن هایی را اسیر نمودند. این خبر به امیر مومنان علی (علیه السلام) رسید. مردم را جمع کرده و برایشان سخنرانی کرد و آنان را به جنگ با سپاه معاویه دعوت نمود. مردم عراق بر اثر سستی و ضعف، نه تنها پاسخ مثبت ندادند؛ بلکه حرف های ناموزون زدند. در این هنگام، جای خالی مالک اشتر کاملا احساس می شد. یکی از کوفیان با صدای بلند گفت: استبان فقد الأشتر علی العراق، ان لو کان حیّاً لقَلَّ اللُّغط و لَعیمَ کلُّ امرءٍ ما یقولُ؛ جالی خالی مالک اشتر، بر مردم عراق آشکار شد. همانا اگر زنده بود گفتار سست و نابجا کم می شد و هر شخصی مراقب سخنش بود که چه می گوید؟ (واضح است که این سخن بیانگر نفوز اجتماعی مالک اشتر در میان مردم و ترس و واهمه مردم از اوست؛ ولی افسوس که مردم عراق، حضرت علی (علیه السلام) را که از هر جهت استاد مالک اشتر بود و خود مالک به این موضوع اقرار داشت، فراموش کردند و سخن از مالک اشتر به میان آوردند).

حضرت علی (علیه السلام) خطاب به جمعیت کرد و فرمود: هَبَلَتکُمُ الهَوَابِلُ لِأنّا أوجب علیکم حقّاً مِن الأشترِ و هَلِ الأشترُ علیکم مِن الحقُّ إلّا حق المسلم؟ «زنان بچه مرده بر شما گریه کنند! حق من بر حق مالک اشتر بر شما لازمتر است؛ آیا حق مالک اشتر بر شما جز حق مسلمانانِ دیگر است. !؟ (ولی من حق امامت بر شما دارم. )»()

– خطبه ها و اشعار مالک

از مالک اشتر، ده ها خطبه و صدها بیت شعر و رجز در کتب تاریخ و حدیث به یادگار مانده و بیانگر آن است که او سخنوری توانا، و ادیبی آگاه، و هنرمندی پر احساس، سرشار از ذوق و استعداد بوده است و عمق مطالب او در سطحی است که می توان او را به عنوان دانایی از دانایان بزرگ تاریخ برشمرد. در اینجا، نمونه هایی از اشعار و سخنرانی های او خاطرنشان شد، به امید آنکه اندیشمندان حق نگر، در این راستا نیز از کلاس مالک اشتر بهره مند گردند. مگر نه این است که حضرت علی (علیه السلام) او را تشبیه به کوه بلندی کرد که سواران را یارای حرکت به سوی قلّ آن نیست و پرندگان را توان پریدن بر فراز آن نمی باشد. ()

علامه سید محسن امین، سخنی از یکی از دانشمندان اهل تسنن به نام «استاد احمدی جُندی» در شأن مالک اشتر نقل می کند که در اینجا می آوریم: مالک اشتر یکی از شخصیتهای فرزانه تاریخ اسلامی، و از قهرمانان مبارز جنگ است که خصلت قهرمانی را در سطح عالی خود جمع کرده و به طور کامل از ارزش هایی مانند: شجاعت، فصاحت، بلاغت، سخاوت، ادب و اندیشه بلند برخوردار است. در عین حال، تاریخ نسبت به او رعایت انصاف نکرده است و خصال بزرگ و بی شمار او را تبیین ننموده است… ما نمی خواهیم در این مورد، با کلمات بازی کنیم؛ بلکه می خواهیم با این واژه ها، معانی بلند زندگی درخشان مالک اشتر را بازگو نماییم. در شأن قهرمانی که همه ارکان و قواعد کمال و پیروزی و ارزشها را در زندگی خود استوار ساخته و همه خطوط طلایی وزانت و عظمت انسانی در زندگی او ترسیم گشته است، تا به آنجا رسیده که به عنوان انسان نمونه، و مثال عالی یک انسان کامل بر تارک جهان می درخشد. ()

– مالک اشتر، سیاست مداری نیرومند

استان مصر (در آن عصر) از استانهای پرجمعیت، با سابقه، پر محصول و دارای مالیات بسیار بود و با آن وسعت و عمقی که داشت، برای خود یک کشوری پهناور بود و اداره آن به یک سیاست مدار قوی نیاز داشت.

محمد بن ابی بکر با آن همه اخلاص و تقوا و سابقه خوبی که در محضر علی (علیه السلام) داشت، دارای چنین سیاستی نبود. امام علی (علیه السلام) برای اداره استان مصر، مالک اشتر را برگزید و این انتخاب بیانگر شایستگی و کفایت سیاسی و دینی مالک در سطح عالی است.

تحلیل گران تاریخ می گویند: معاویه در هیچ مورد، مانند این مورد (شنیدن خبر نصب مالک اشتر به عنوان استاندار مصر) ناراحت نشد. معاویه به خوبی مالک را می شناخت و می دانست که سیاستمداری قوی به سوی مصر می رود که با سرپنج سیاست و تدبیرش، مصر را آرام می کند و محصول و مخازن مصر را در اختیار حکومت علی (علیه السلام) قرار می دهد. اگر مصر نبود، معاویه هرگز نمی توانست بودجه کشورش را تأمین کند. این بود که معاویه در مشورت با یارانش همچون عمرو عاص و…. چنین نتیجه گرفت که مالک را توسط مأموران نفوذی مسموم کند، و با ناجوانمردانه ترین و کثیف ترین نیرنگ، جوانمردترین و پاکترین فرد را از سر راه خود بردارد.

– مالک اشتر از سرداران سپاه امام قائم (عجل الله تعالی فرجه)

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمود: هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) قیام و ظهور کند، در پشت کوفه (نجف اشرف) بیست و هفت مرد ظاهر شده و به او می پیوندند. پانزده نفر آنان از قوم حضرت موسی (علیه السلام) هستند، که در راه هدایت گام بر می دارند، و در محور حق می گردند و هفت نفرشان ، اصحاب کهف هستند و بقیه ( نفر دیگر) عبارتند از: یوشع بن نون (وصی عیسی)، سلمان، ابودجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر، و در پایان فرمود: فیکونون بین یدیه أنصاراً و حُکّاماً: این بیست و هفت نفر، در پیشگاه حضرت قائم، به عنوان یاران و فرمانروایان آن حضرت می باشند.

این حدیث، هم بیانگر عظمت مالک اشتر است، که در عالم برزخ با افراد برجسته به دنیا مراجعت کرده و به امام قائم (عجل الله تعالی فرجه) می پیوندد و از سرداران سپاه آن حضرت می شود و هم درس دیگری به ما می آموزد و آن اینکه؛ منتظران و یاران حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) باید چگونه افرادی باشند، و اگر کسی خواسته باشد در این وادی گام بگذارد، باید از نظر فکر و اراده، شخصیت هایی مانند سلمان و مقداد و مالک اشتر را الگوی خود سازد. بنابراین مالک اشتر، نمونه ای از یاران نزدیک امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) است.

یکی از وصایای حضرت علی (علیه السلام) به مالک

یَا مالکُ! اِحفَظ عَنّی هذا الکلامَ و عِهِ، یا مالکُ! بَخسَ مُرُوَّتُهُ مَن ضَعُفَ یَقِینُهُ، وَ أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ؛ «ای مالک! این سخنان را از من فراگیر و به خاطر بسپار. ای مالک! آن کس که یقینش ضعیف است، جوانمردیش ناقص و ناچیز است و آن کس که در درون طمع داشته باشد، خود را حقیر کرده است و آن کس که ناراحتی هایش را فاش کند، به لذت خویش راضی شده است و آن کس که دیگران را بر اسرار خود آگاه می سازد، شخصیت خود را پایمان کرده است و آن کس که زبانش را بر خود امیر کند، شخصیت خود را در ورط هلاکت قرار داده است.

سپس فرمود: ای مالک! حرص شدید، با خطر درگیر است. کسی که امور دوردست را تحصیل کند، تلاشش بی نتیجه می گردد. خصلت بخل، ننگ است. ترسویی، مای نقص است. پاکی، سپر انسان است. شکر و سپاس، ثروت و فراوانی است. صبر و استقامت، شجاعت است. انسان فقیر در شهر خود غریب است. فقر، انسان زیرک را در بیان حجت خود لال می کند و رضا و خوشنودی به مقررات الهی، همنشین نیک است. ادب، لباس فاخر و نو است. درج مقام انسان بستگی به درج عقل او دارد. سین انسان، خزانه اسرار او است. اندیشه، آینه صاف و درخشان است. حلم و خویش داری خود، برجسته است. صدقه، درمان نتیجه بخش است. کردار انسانها در این دنیا، نصب العین آنان در آخرت است. حوادث عبرت انگیز، بیم دهند شایسته است. خوشرویی، دام دوستی است. ()

ماجرای شهادت جانسوز مالک اشتر

نامه علی (علیه السلام) به مالک اشتر

پس از پایان جنگ صفین، مالک اشتر همراه امیر مومنان علی (علیه السلام) به کوفه بازگشت، حضرت علی (علیه السلام) مالک را به جای خود که قبل از جنگ صفین در آنجا بود؛ یعنی فرمانداری جزیره فرستاد. (مالک در شهر نصیبین که یکی از شهرهای میان عراق و شام بود و جزء جزیره به حساب می آمد، سکونت گزید.) در این هنگام، محمد بن ابی بکر از جانب علی (علیه السلام) استاندار مصر بود، به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) از مصر گزارش رسید که در مصر عده ای از دشمنان با محمد بن ابی بکر درگیری دارند و محمد توانایی مقابله با آنان را ندارد. وقتی گزارش به علی (علیه السلام) رسید، آن حضرت فرمود: به نظر من هیچ کس شایسته برای استاندار شدن در مصر نیست، جز یکی از دو نفر؛ قیس بن سعد یا مالک اشتر. قیس بن سعد در آن وقت، رییس ستاد ارتش علی (علیه السلام) بود. از این رو، تنها مالک اشتر باقی مانده بود که به سوی مصر برود. حضرت علی (علیه السلام) نامه ای برای مالک اشتر که در آن هنگام در شهر نصیبین بود فرستاد. در آن نامه چنین نوشت: أمّا بعدُ: فانک مِمَّن أَستَظهِرُ به عَلَی إقامه الدّین و أَقمَعُ به نِخوهَ الأثیم، و أَسُدُّ به الثغر المخوف…؛ تو از کسانی هستی که من برای به پاداشتن دین از آنان کمک می گیرم و سرکشی و نخوت گنهکاران را به وسیله آنان در هم می کوبم و مرزهای مورد خطر را به وسیله آنان حفظ می نمایم: من محمد بن ابی بکر را استاندار مصر کردم؛ ولی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *