تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام شامل 102 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام :

فایل پاورپوینت کامل زندگی پر برکت اهلبیت علیهم السلام

یکی از چیزهایی که خیلی به انسان آرامش می دهد و خیر و برکت در زندگی ما بسیار زیاد می کند، این است که خودمان را نسبت به خدا و اهل بیت و همه بدهکار بدانیم، طلبکار ندانیم. اگر ما خودمان را طلبکار دانستیم، مرتب ناامنی و ناآرامشی و توقع و گلایه و شکایت و درگیری داریم و روح و جسم ما اذیت و آزار می شود.

من کلام بزرگی را تکرار می کنم که فرمود: انسان های فرهیخته و برجسته و بزرگ کسانی هستند که از خودشان توقع دارند. افراد پست و لئیم و کوچک از دیگران توقع دارند. آرامش در دوری از مشکلات نیست، بلکه آرامش در کنار آمدن با مشکلات و شکر و صبر کردن با مشکلات است. این حالت طلبکاری را اگر ما از خودمان دور کنیم، یعنی جداً به آرامش عجیبی می رسیم. این را با خود تمرین کنیم و مرتب بگوییم: ما بدهکار هستیم. به دیگران بدهکار هستیم. به خدا بدهکار هستیم. این روحیه تقویت شود. حالت طلب نباشد که بخواهیم مرتب بگیریم. به یک معنی ساده تر بعضی ها مظهر «یا قابض» هستند و بعضی ها مظهر «یا باسط» هستند. «باسط» یعنی بسط و دهندگی، مرتب می خواهد به دیگران خیر برساند. مثل مادری که مرتب می خواهد به فرزندانش، به همسرش خیر برساند. بعضی ها مظهر «یا قابض» هستند. یعنی حالت گدایی دارند، یعنی فقط می خواهد بگیرد. این حالتی که فقط فکر گرفتن است، خیلی حالت بدی است. بیاییم صفت خدایی پیدا کنیم، و حالت دهندگی داشته باشیم و خدای مهربان روی سر ما می ریزد. یعنی هرچقدر ما دهندگی مان زیاد شود، و خدای مهربان روی سر ما می ریزد. یعنی هرچقدر ما دهندگی مان زیاد شود، حتی ما در روایت داریم یکی از چیزهایی که خیر و برکت و رزق را زیاد می کند، انفاق و سخاوت است. یکی از چیزهایی که خیر و برکت را زیاد می کند، انفاق و سخاوت است.

امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه می فرماید: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَه» (شرح نهج البلاغه/ج۱۹/ص۱۰۱) هروقت بی پول شدید، کم پول شدید و دچار فقر شدید، بیایید با صدقه دادن با خدا معامله کنید. به خدا بگو: من که ندارم، دارم می دهم. رحمت خدا و لطف خدا بر شما سرازیر می شود. اهلبیت هم همینطور بودند، در عین نداشتن باز انفاق می کردند.

رمز موفقیت پیغمبرها، امامان و اولیای خدا در همین یک کلمه است. که همیشه خودشان را بدهکار می بینند. طلبکار نمی بینند. این رمز موفقیت آنها بوده است. حضرت امیر، حضرت زهرا، حسنین، فضه (س)، سه شب افطار خودشان را به مسکین و یتیم و اسیر دادند. در سوره ی مبارکه ی «هل اتی» هم آمده است. چه چیزی باعث شد که این همه سوره ی مفصل و با نعمت های فوق العاده ای که در هیچ کجای قرآن نداریم، «شراب طهور، زنجبیل، سلسبیل»، «یطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ» (واقعه/۱۷)، این تعبیرها هیچ کجای دیگر قرآن نیست. چه شد که خدا این همه نعمت روی سر آنها ریخت؟ اینها که آن زمان ثروتمند نبودند. خودشان هم نان جو را قرض کردند. مبلغش هم پنج نان جو بوده است، این چیز زیادی نبوده است. ولی چطور شده که خدای روی سر اینها اینقدر نعمت ریخته است. با همه ی این فداکاری ها خودشان را باز بدهکار می دیدند. «إِنَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکوراً» (انسان/۹) یعنی رمزی که خدا بر اینها قرار داده و الطاف ویژه ای که در این سوره ها آمده مفسران را واقعاً مبهوت کرده است، می گویند: خدا بر اینها چقدر نعمت محیا کرده است؟ می گویند: ما اینها را به خاطر خدا داریم، نه هیچ طلبی نداریم. نه از خدا عذر می خواهیم و نه از مردم، نه از خدا شکر می خواهیم و نه از مردم شکر می خواهیم. اینکه خدا فرموده «إِنَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکوراً» اینها بر زبان نیاورده بودند. خدا از قلب اینها خبر دارد. ما معمولاً خدمت می کنیم، دنبال این هستیم که برگردد. پول و قرضی در کار ما متأسفانه خیلی زیاد است. دعوت می کنیم، ما را دعوت کنند. کادو می بریم، کادو می برند. چرا کادو نمی بریم؟ می گوید: نیاورده من هم نمی برم. این حرف غلطی است، نباید معامله کرد. خوب اینکه معامله می شود. ما نباید روابطمان با خدا یا اهلبیت و مردم تجارتی باشد. نخواهیم در جیب همدیگر نگاه کنیم. برای خودمان کار کنیم. خدا از دلشان خبر دارد. به زبان هم نیاوردند. «إِنَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکوراً» نه تشکر می خواهیم، نه مزد می خواهیم. خدا بسیاری از نعمت های بزرگ را در این سوره بیان می کند، بعد می فرماید: «إِنَّ هذا کانَ لَکمْ جَزاءً وَ کانَ سَعْیکمْ مَشْکوراً» (انسان/۲۲) حالا که اینقدر شما خالص، بی غرض، بی طمع کار کردید، من این همه چیز در اختیار شما می گذارم، این جزای شماست، حالت طلبکارانه از خدا نداشته باشیم. انبیاء هم که همه هستی شان را دادند، طلب نداشتند. ما کاری نکردیم که طلب داشته باشیم. آنها که همه هستی شان را فدا کردند، باز خودشان را بدهکار می دیدند. می گفتند: خدایا این قربانی قلیل را قبول کن. ما کاری نکردیم.

نکته ی این چیست، چون نعمت ها و لطف خدا را می دیدند، این اتفاق می افتاد، وگرنه به همین سادگی نیست که باز در مقابل این همه اتفاق که می افتد، باز خودمان را طلبکار نبینیم؟

اینها معرفت و محبت است. یعنی معرفت و محبت دارند که مالکشان خداست. نعمت برای خداست. خدا را می بینند و خودشان را نمی بینند. همین شعری که الآن خواندید، «لطفی کن و این مَن، مَن را کنار بگذار» تعبیری خیلی قشنگی است. اینکه من را کنار بگذاریم. خدا را می دیدند و خودش را نمی دیدند. یعنی ممنون خدا بودند که توفیق این ایثار را به ما دادی. ممنون خدا بودند که توفیق این ایثار را به ما دادی. ممنون خدا بودند که این سخاوت را به ما دادی. ممنون خدا بودند که این نعمت را به ما دادی. یعنی این لطف ها و نعمت ها را خوب می دیدند. خوب می دیدند از خدا می دیدند. خودمان را مالک و صاحب اختیار می بینیم، مرتب از دیگران توقع و انتظار داریم. چرا تلفن نزد؟ چرا پیامک نزد؟

ما خانواده های زیادی داریم که بینشان دعوا هست به خاطر اینکه می گویند: به تلفن یا پیامک من جواب نداده است. خوب شاید پیام شما به طرف نرسیده باشد. طرف دستشویی بوده، مشغول نماز بوده است، مشغول سخنرانی بوده است. نمی توانسته جواب بدهد. زن و شوهرهای فراوانی با هم درگیری دارند، خانم به آقا زنگ زده، آقا سر کار بوده، ارباب رجوع دورش بوده، نتوانسته جواب حاج خانم را همان موقع بوده است. یا زنگ نخورده است. با حالت طلبکار، دعوا، حتی با حالت طلاق می گوید: من سه بار زنگ زدم شما تلفن مرا جواب ندادی. یا خانم ها تلفن شان در کیف است، کیفشان هم از خودشان فاصله دارد. مثل ما نیست که در جیبمان باشد. بسیار دعوا دیدم که تو چرا تلفن مرا همان موقع جواب ندادی؟ این چه حالتی است؟ واقعاً کسی بتواند این حالت منیت را بشکند، به همه ی رفاه ها و خوشی ها و آسایش ها رسیده است. حالت طلبکاری را از خودمان دور کنیم.

خیر و تمام خوبی ها

یک روایت زیبایی از امام سجاد(ع) هست که کلمات کوتاه و پر از معنا است. می فرماید: «رَأَیتُ الْخَیرَ کلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِی أَیدِی النَّاس» (کافی/ج۲/ص۱۴۸)، «رَأَیتُ الْخَیرَ» ما دنبال خیر و برکت هستیم، یک معنای برکت خیر است. چه کنیم خیر و برکت در زندگی ما زیاد شود؟ مثل چشمه ای که همینطور می جوشد و آب بیرون می ریزد. کلمه ی خیر به صورت «الخیر» آمده است، یعنی مطلق خوبی ها و همه ی خوبی ها، باز حضرت فرمودند: «کلَّهُ» یعنی تمام خوبی ها، باز این را کنار «بیدک الخیر» بگذارید که هفته ی گذشته گفتیم. یعنی همه ی خوبی ها نزد اهلبیت است. می خواهی به اهلبیت برسی، به خدا برسی، می خواهی به سرچشمه و منبع همه ی خوبی ها برسی. امام سجاد این راهکار را نشان داده است. «رَأَیتُ الْخَیرَ کلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِی أَیدِی النَّاس » امام سجاد که کاشف حقایق و علوم حقایق هست، می فرماید: من تمام خوبِ ها را دیدم که در این یک کلمه جمع شده است. «فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِی أَیدِی النَّاس» دندان طلب، دندان طمع از مردم را بکنیم. یعنی به دیگران چشم داشت نداشته باشند. پدر من برای من کار کند. دوست من برای من کار کند. دولت برای من کار کند. من خودم برای خودم کار کنم. بزرگان از خودشان توقع دارند، پست ها وکوچکترها از دیگران توقع دارند. من چه کردم؟ من یک کاری کنم؟ اگر امید من به دیگران باشد، زمین می خورم. تمام خوبی ها در این است که انسان طمعش را از خلق و مخلوق ببرد! به خدا امید داشته باشد و طلبکار نباشد.

یک سؤال خوبی در پیامک ها بود که شما می گویی: ما از خدا طلبکار نباشیم، پس چرا گفتند: دعا کنید؟ دعا طلبکاری نیست، دعا التماس و تضرع است. درخواست است، این خیلی خوب است. حالت طلب نباشد، که اگر ندهد، با خدا دعوا کنم. خیلی پیام داشتیم که من چند سال است از خدا همسر می خواهم، پول می خواهم، خانه می خواهم، ماشین می خواهم، دعا کردم به من نداده است. پس من دیگر نماز نمی خوانم. با خدا قهر هستم. من دیگر دعا نمی کنم. دعا با ادب، با التماس باشد و با حالت طلبکارانه نباشد. هیچ کس از خدا طلب ندارد. «وَ یا ذَا الْمَنِّ وَ لَا یمَنُّ عَلَیک» خدا به همه ما منت دارد، هیچ کس بر خدا منت ندارد. ما منت پذیر خدا باشیم. نه اینکه از خدا طلبکار باشیم. به قول حافظ که می گوید:

حافظ وظیفه ی تو دعا کردن است و بس *** در فکر آن مباش که نشنید یا شنید

یعنی تو وظیفه ات عرض ادب و التماس و تضرع است. خدا این را دوست دارد و تو را نزدیک می کند. اصلاً خود دعا عبادت است. ولو اینکه حاجت هم نخواهیم و به ما ندهد. «رَأَیتُ الْخَیرَ کلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِی أَیدِی النَّاس» کسی که از مردم قطع امید کرد، به خدا وصل می شود. اعتماد به نفسش بالا می رود و روی پای خودش می ایستد و حرکت می کند. شعر زیبایی حافظ دارد که می گوید:

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن *** منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

بعد می فرماید:

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم *** که در طریقت ما کافری است رنجیدن

علت رنجش چیست؟ چون خودمان را طلبکار می بینیم. خانم از آقا طلب دارد، آقا از خانم طلب دارد، از همسایه طلب دارد، از پدر و مادر طلب دارد، پدر و مادر از اولاد طلب دارند، بچه ی من اینطور کرد، من او را بزرگ کردم، رنجش ها و گلایه ها شروع می شود. می گوید: ما وفا می کنیم، ملامت هم می کشیم، ولی خوش هستیم. چون من خودخواهی را کشتیم و از بین بردیم. باید این بت بزرگ را شکست! می گوید: در طریقت ما کافری است، رنجیدن. یعنی آنهایی که از خدا یا خلق خدا می رنجند، من پرست هستند. بت پرست و کافر پرست هستند. خلاصه ی اخلاق در دو کلمه است، «مَرنج و مَرنجان»! رنجش پیدا نکردن خیلی بالاتر است. ممکن است آدم مواظب باشد و کسی را آزار ندهد، ولی اینکه از آزار دیگران رنجش نکردن یک دل بزرگ و وسیع می خواهد.

حضرت یونس(ع) کمی رنجش پیدا کرد. قوم او در شهر نینوا بودند. تقریباً ۱۱۰ هزار جمعیت داشته است. هرچه تلاش کرد و زحمت کشید اینها در راه نیامدند. ناراحت شد، رنجش پیدا کرد و نفرین کرد. بعد گذاشت و رفت و به او وعده دادند که سه روز دیگر بلا و عذاب می آید و همه را از بین می برد. رنجش پیدا کرد. آیه ای است که هر شب در نماز غفیله می خوانیم. این خیلی به ما توجه می دهد. «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیهِ» (انبیاء/۸۷) ذا النون، به معنی ماهی است. «ذالنون» صاحب ماهی است. «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً» رفت در حالی که غضب و رنجش پیدا کرده بود. فکر کرد خدا به او گیر نمی دهد. به خاطر رنجش و نفرینی که به او کرده بود، گیر نمی دهد. ولی خدا به خاطر این رنجشی که پیدا کرد، این ترک اولی برای پیغمبر بوده است. به او گیر داد و او را در شکم ماهی حبس کرد. که چرا رنجش پیدا کردی و نفرین کردی؟ در بعضی از روایات داریم، اگر نفرین کردی، چرا چاره اندیشی برای آنها نکردی؟ باز یک کاری می کردی و یک راه حلی پیدا می کردی، بلا و عذاب برگردد. حضرت یونس یک ترک اولی و یک رنجش کرد، خدا او را در شکم ماهی حبس کرد. زندان و حبس خدا خیلی عجیب است. «فَنادی فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» (انبیاء/۸۷) آیت الله بهجت(ره) فرمودند: این ذکر یونسیه، چه ذکر قوی است که یونس را از ته دریا به اوج عزت می رساند. «لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» من از این ذکر یونسیه خیلی خوشم می آید. اگر این ذکر را با توجه بگویید، عرفا گفتند: چهارصد بار، من می گویم: یکبار هم کافی است. کسی با حقیقت بگوید و من را کنار بگذارد، حضرت یونس هم چهارصد بار نگفته است. خدا می فرماید: وقتی یونس این را گفت، «وَ نجَّینَاهُ مِنَ الْغَم وَ کذَالِک نُجِی الْمُؤْمِنِین» (انبیاء/۸۸) از تمام غم و غصه ها او را نجات دادیم و همچنین مؤمنین هم اگر در این گردونه ی ذکر یونسیه بیایند، و همینطور خدا را بخوانند، خدا وعده داده است که «وَ کذَالِک نُجِی الْمُؤْمِنِین».

«وَ نجَّینَاهُ مِنَ الْغَم» از بحران و غم و غصه و فشار روحی و رنجش نجاتش دادیم. «لَّا إِلَاهَ إِلَّا أَنتَ» جز تو خدایی نیست. «سُبْحَانَک» یک خط کش بگذاریم و بگوییم: خدایا همه ی خوبی ها برای توست. خیال ما راحت می شود. «ما أَصابَک مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَک مِنْ سَیئَهٍ فَمِنْ نَفْسِک» (نساء/۷۹) خدایا من همه ی خوبی ها را به تو نسبت می دهم. از هر عیبی، از هر نقص و کمبودی تو پاک هستی. هیچ طلبی از تو ندارم. «سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» این را یونس پیغمبر می گوید. یک رنجشی پیدا کرد و نفرین کرد. پدر و مادرهایی که زود نفرین می کنند، افرادی که به آنها ستم شده، فامیل، دوست، آشنا زود نفرین می کنند. حالا به دشمنان اهلبیت نفرین می کنیم، «رُحَماءُ بَینَهُم» (فتح/۲۹) بین خودمان یک روایت دیدم که به یک نفر ظلم شد، شروع به نفرین کرد. خدا گفت: اینجا تو مظلوم هستی. چند جای دیگر هم تو ظالم بودی، آنها هم بر تو نفرین کردند. چه کار کنم؟ گفت: خدایا من دخیل تو هستم، نه برای من را مستجاب کن، نه برای دیگران را مستجاب کن.

یک روایت خیلی زیبایی دیدم، این بشاره است. پیغمبر خدا(ص) فرمودند: خدایا من از تو می خواهم که نفرین دوست بر دوست را مستجاب نکنی. گاهی پدر و مادرها روزی صد بار به بچه نفرین می کنند. گاهی بچه عصبانی می شود، به پدر و مادر نفرین می کند. این حرف پیغمبر خودش خیلی از بلاها را دور می کند و الا اگر اینها واقعاً جدی نفرینشان بگیرد، سنگ روی سنگ بند نمی شود. پیغمبر جلوی همه ی اینها را گرفته است. «إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»، «اِنَّ» اسمیه و تأکید است. «کنتُ» یعنی مرتب، یکوقت یک آدم ستمکاری، می گوید: من ستمکار هستم. یکوقت پیغمبر می گوید. آیه ی قرآن است. ذکر یونسیه، ذکر بلندی است. چون ما اقرار می کنیم، «إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» من به خودم ستم کردم. من بدهکار هستم. من بد هستم. من مقصر هستم. من نباید رنجش می کردم. «إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» در این جمله تأکید زیادی هست.

خداوند در سوره ی مبارکه ی صافات می فرماید: «فَلَوْ لَا أَنَّهُ کاَنَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ، لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ» (صافات/۱۴۳ و۱۴۴) اگر حضرت یونس(ع) این ذکر را در قعر دریا و شکم ماهی نمی گفتند، من تا روز قیامت او را حبس می کردم. تا در این گردونه نیایی، که دست بالا نکنی، اقرار نکنی، خودت را زمین نزنی، لازم ن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *