تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زن در حیات بشری :

زن در گذشته

زن در حجاز

اعراب جاهلیت، دختران را از ترس اسیری و فقر زنده به گور می نمودند. قرآن کریم این عمل زشت آنان را چنین مذمت نموده است:

وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کظِیمٌ * یتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ یمْسِکهُ عَلی هُونٍ أَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یحْکمُونَ.[۱]

هرگاه یکى از آنها را به دختر بشارت دهند، صورتش سیاه مى‏شود و به شدت خشمگین مى‏گردد و به خاطر آن بشارت بد از قبیله خود متوارى گشته و نمى‏داند آیا او را با ننگ و عار نگه دارد یا در خاک پنهانش نماید چه حکم بدى است.

روزی عربی نزد حضرت رسالت صلی اللَّه علیه و آله آمد و عرض کرد: گناهی کرده ام آیا توبه دارد؟ و آنگاه گناه خود را چنین شرح داد: مسافرت بودم همسرم بچه زائید، وقتی از سفر برگشتم، گفت: مرده است، بعد از سه سال روزی دختری در خانه دیدم، گفتم: از کیست؟ زنم گفت: دختر خودمان است، همان است که سه سال پیش در سفر بودی زائیده بودم، به امانت سپردم که بزرگ شود، شاید ببینی و از قتل آن درگذری. من چیزی نگفتم. روزی او را با خود به صحرا بردم چاله ای کندم دختر را در چاله انداختم وی شیرین زبانی می کرد و من خاک می ریختم. می گفت: مگر چه کرده ام؟ ولی من توجه نمی نمودم، اکنون نمی دانم خدا مرا می بخشد یا نه! رسول خدا به شدت متأثر شدند و سیلاب اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: از من دور شو تا شومی تو مرا نگیرد.

زن در یونان

ازدواج در یونان اجباری بود، و زن حق ارث و طلاق نداشت، او به مثابه یک کالا مورد داد و ستد قرار می گرفت. زن را با گندم و حبوبات معاوضه می نمودند، و جزء به همین اندازه ارجی به او نمی نهادند.

زن در روم

دختر از خود اراده ای نداشت و پدر حق داشت او را بفروشد و یا قرض بدهد و حتی به کرایه بسپارد. خرید و فروش دختران و به رهن سپردن آنان قبحی نداشت.

زن در استرالیا

زن چون حیوان اهلی بود و در برخی نقاط هنگام قحطی از گوشت وی استفاده می شد.

زن در هند

هندوها هنگام مردن مرد، جسد زنش را می سوزاندند، که البته اکنون نیز مطابق آئینشان می بایست چنین کنند ولی قوانین دولتی مانع آنها می شود. وقتی شعله آتش میت بلند می شد زن وظیفه داشت خود را به شعله آتش شوهر اندازد و دراز بکشد تا بدن وی در کنار شوهرش خاکستر شود و البته اگر زنی توان چنین کاری نمی داشت، می بایست سر بتراشد و از آن منطقه بیرون رود.

زن در ایران

زن حق اظهار نظر نداشت و از ارثیه محروم بود. ازدواج وی بالاجبار صورت می پذیرفت.

نکاح شغار و به اصطلاح زن به زن، بدون قرار دادن مهر، عادی بود. در قتلها وخونریزیها، زن مرغوبترین کالا برای اهداء به اولیاء مقتول بود. آن زن در منزل جدید هیچ اعتباری نداشت و چون به جای خون آمده بود، از هر نوع بدرفتاری در حقّ وی خودداری نمی کردند.

زن در جوامع کنونی غرب

هر چند به ظاهر، جوامع غربی به زن به عنوان یک انسان مستقل می نگرند، و برای او استقلال رأی، استقلال در تفکر و… قائلند اما همه اینها زیر چتر مادی بودن وی قرار گرفته است.

بنابراین دیدگاه، زن به واسطه وجود قوه ارضاء غرایز مرد در وی، یک وسیله ای است برای کامیابی و خوشگذرانی و یا ابزاری است برای دستیابی به مطامع اقتصادی.

به همین خاطر گروهی برای رسیدن به اهداف خود و سیطره ای محدود یا نامحدود بر انسان ها از زن بهره می برند و در همین مسیر و تنها به همین جهت برای وی احترامی شایان قائل هستند.

سیاستمداران، برای سیطره ملت ها از زن استفاده می کنند، و با ارضاء میل جنسی مخالفین خود، به اهداف از قبل معین شده نزدیک تر می شوند.

هیچ گاه فراموش نمی شود اسپانیا که قرن ها تحت حکومت اسلامی بود و مسیحیت با انواع حربه های نظامی و جنگ های پی در پی قادر به تسخیر آن نگردید، به یکباره زنان اروپایی را وارد کشور اسلامی اسپانیا نمودند و شیوع فساد و فحشای جنسی با دخترکان بزک کرده اروپایی موجب هدم اسلام در آن منطقه گردید و اکنون اسپانیا، با وجود آثار گسترده اسلامی باقیمانده از آن اعصار کشوری اسلامی شمرده نمی شود.

بازرگانان و تاجران برای فروش کالاهای خود از زن بهره می برند، صدای زیبای آنها در تبلیغ کالاها، چهره آراسته و بدن عریان زن در کنار اجناس و یا به عنوان خدمه فروش و یا حداقل عکس وی بر کالا موجب جلب مشتری می شود.

ساخت ترانه ها و فیلم ها، نیز شیوه ای دیگر از بهره بری از زن در تمدن غرب است.

کاباره ها، دانس ها و… میلیاردها ثروت را در یک شب نصیب ثروت اندوزان می نمایند، دولتها نیز برای کلوپها و خانه های فساد و فحشا، جواز کسب صادر می کنند و مراکز اداری هم عوارض و مالیات خاصی بر آنها وضع می نمایند.

زن نزد یهود و مسیحیت

در کتاب های یهود و مسیحیت تعابیر خشنی در مورد زن به کار رفته است که متأسفانه برخی عبارات آنها قابل توجیه نیست.

کتاب «القرآن و القصه الحدیثه» به گوشه هایی از نظرات و عقاید پیروان امروزی این دو دین، در مورد زن پرداخته است، که به دو نمونه از آنها اشاره می شود.

«المحامی» نویسنده این کتاب بخشی از «سِفر ایوب» از کتاب تورات را چنین نقل می کند:

المرئه اشد مراره من الموت، و لا ینجو من شرّها الّا الرجل الذی یحبّه اللَّه، و کل الف رجل ینجو رجل واحد و لکن لا توجد امرئه طیبه علی وجه الا طلاق.

تلخى زن، از مرگ بدتر است و هیچ مردى جز آن کس که خداوند وى را دوست داشته باشد، از شرّ وى خلاص نمى‏گردد، و از هر هزار مرد، یک مرد چنین نجات نمى‏یابد، و البته یک زن شایسته در تمام گیتى یافت نمى‏شود.

و نیز به نقل از «قدیس ترتولیان» از علماء مسیحیت آورده است:

المرئه هی مدخل الشیطان الی قلب الرجل و نفسه و هی تخالف دائماً تعالیم الله و تغری الرجل علی الخروج عن دینه.[۲]

زن راه عبور و ورود شیطان است، او قلب و نفس مرد است و دائماً با تعالیم الهى به مخالفت بر مى‏خیزد، و مرد را وادار مى‏کند که از دین خود دست بردارد.

زن از دیدگاه اسلام

زن از دیدگاه اسلام چون مرد موجودی دو بعدی است، و در کنار بعد جسمانی وی، و مهمتر از آن بعد روحانی او قرار گرفته است و همان گونه که مرد برای ترویج بعد روانی خود باید اندیشه کند و آن را به کار بندد، زن نیز همان طور بایستی در مسیر وارستگی روان خود تلاش نماید.

اکنون و به عنوان مقدمه بحث، به دو نمونه از دیدگاه مساوی اسلام به مرد و زن توجه کنید.

زن همانند مرد مورد خطاب خداوند قرار گرفته و به مخاطب شدن وحی الهی مزین شده است.

وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکهُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاک وَ طَهَّرَک وَ اصْطَفاک عَلی نِساءِ الْعالَمِینَ* یا مَرْیمُ اقْنُتِی لِرَبِّک وَ اسْجُدِی وَ ارْکعِی مَعَ الرَّاکعِینَ.[۳]

هنگامى که فرشتگان گفتند: اى مریم خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان برترى داده است، اى مریم به شکرانه این نعمت براى پروردگارت خضوع و سجده نما و با رکوع‏کنندگان رکوع کن.

وَ أَوْحَینا إِلی أُمِّ مُوسی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیمِّ وَ لا تَخافِی وَ لا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیک وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ.[۴]

ما به مادر موسى وحى کردیم که او را شیر ده و هنگامى که بر او ترسیدى وى را در دریا افکن و نترس و غمگین نباش که ما او را به تو باز مى‏گردانیم و او را از رسولان قرار مى‏دهیم.

زن نیز چون مرد موظف به انجام عبادات و واجبات است.

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاهً طَیبَهً وَ لَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یعْمَلُونَ.[۵]

هر کس کار شایسته انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که مؤمن است او را به زندگى پاکى زنده مى‏داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالشان خواهیم داد.

وَ قُلْنا یا آدَمُ اسْکنْ أَنْتَ وَ زَوْجُک الْجَنَّهَ وَ کلا مِنْها رَغَداً حَیثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکونا مِنَ الظَّالِمِینَ.[۶]

و گفتیم اى آدم تو با همسرت در بهشت سکونت کن و از نعمت‏هاى آن بخورید، ولى نزدیک این درخت نشوید که از ستمکاران خواهید بود.

احترام زن در قرآن

زن محور سکون و آرامش است، چنانچه در آیه ذیل صریحاً بدان اشاره شده است.

هُوَ الَّذِی خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیسْکنَ إِلَیها… .[۷]

اوست خدایى که شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد تا در کنار او بیاساید.

همین مضمون در سوره روم، آیه ۲۱ نیز آمده است.

نهایت اینکه در قرآن، «انسان» مطرح است، نه زن و نه مرد. در سوره الرحمن که عروس قرآن شمرده می شود، چنین آمده است:

الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَیانَ.[۸]

خداوند رحمن قرآن را تعلیم نمود، انسان را آفرید و به او بیان آموخت.

خداوند معلم است و رحمانیت خود را تدریس می کند و بنابر اینکه هر معلمی رشته خود را تدریس می کند، سرلوحه صفات خداوند، رحمانیت اوست. او انسان را خلق نموده، مخلوق در این آیه، نه زن است و نه مرد، بلکه انسان است. خداوند به او یعنی انسان، بیان آموخته است. محور و معیار اساسی در همه جا انسان است نه چیز دیگر.

از سوی دیگر، انسان دارای دو حیث است، حیث جسمانی و حیث روحانی. بی تردید انسانیت انسان به روان اوست و روان همه انسان ها یکی است و مذکر و مؤنث ندارد، تذکیر و تأنیث از عوارض جسم است و روح مجرد که اندام ندارد مذکر و مؤنث هم ندارد.

احترام زن در روایات

در اخبار و احادیث، پیرامون شیوه صحیح معاشرت با زنان دستوراتی مهم وارد شده است که نمونه هایی از آنها را آورده ایم.

قال رسول الله صلی اللَّه علیه و آله: اخْبَرَنی اخی جَبْرائیلُ وَ لَمْ یزَلْ یوصینی بالنِّساءِ حَتَّی ظَنَنْتُ انْ لا یحِلَّ لِزَوْجِها انْ یقُولَ لَها افٍّ.[۹]

برادرم جبرائیل به من خبر داد و چنان در مورد زنان، مرا سفارش کرد که گمان کردم بر شوهرش جایز نیست به وى اف بگوید.

و ایضاً عنه صلی اللَّه علیه و آله: خَیرُکمْ خَیرُکمْ لِاهْلِهِ وَ انَا خَیرُکمْ لِاهْلی.[۱۰]

بهترین شما بهترین شما براى زنانشان است و من نسبت به شما بهترین براى همسرانم هستم.

قال علی علیه السلام: وَ انَّهُنَّ امانَهُ اللَّهِ عِنْدَکمْ فَلا تُضارُّوهُنَّ وَ لا تَعْضِلُوهُنَّ.[۱۱]

زنان امانت خداوند نزد شما هستند، پس آنها را آزار نرسانید و بر آنها سخت‏گیرى نکنید.

شبهات

همانطوریکه دیدیم، اسلام برای زن، ارزشی والا قائل بوده و قداستی مضاعف به وی بخشیده است. اما با این وصف دستوراتی که وجهه عملی در جزئیات شریعت داشته و در این اوامر برای زن نقش دوم در نظر گرفته اند، موجب ایجاد شبهاتی شده است. در این قسمت از مبحث، پنج شبهه از شبهات مطرح شده در جامعه را در همین مورد، برای تنویر اذهان بیان نموده و جواب خواهیم گفت.

۱- قوام مرد بر زن

صریح آیات قرآن و بسیاری از روایات حکایت از قوام و برتری مرد بر زن دارد. قبل از هر چیز به دو آیه ذیل توجه کنید.

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ… .[۱۲]

مردان سرپرست زنانند به خاطر برترى‏هایى که خداوند به آنها داده است و به خاطر انفاق اموال.

… وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکیمٌ.[۱۳]

و براى زنان همانند وظایفى که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‏اى قرار داده شده است و مردان بر آنها برترى دارند و خداوند توانا و حکیم است.

اینک در پاسخ این شبهه به چند مطلب توجه کنید.

۱- زن و مرد دو موجود مستقل هستند، دو مقوله از هم جدا، با مکانیسم های مختلف ظاهری و باطنی می باشند. این دو اگر با هم باشند می توانند حوائج و نیازهای دیگری و نیز خود را تأمین کنند. زن هم نیاز مرد را تأمین می نماید و هم حاجت و نیاز خود را و همین طور مرد.

هر انسانی یک دسته نیازهای فردی و اجتماعی از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن، ارضاء میل جنسی، مهر و عطوفت، وجود یک تکیه گاه سالم، دفع تجاوز به حریم های وی، رفع موانع و مشکلات زندگی و… دارد.

این نیازها جز با وصلت زن و مرد به شکل متعارف برآورده نمی گردد و چنانچه بیان نمودیم، تنها حاجت و نیاز این دو، امیال جنسی نیست و لذا هیچ گاه نیاز آنان با فحشای جنسی برآورده نمی شود. چه اینکه چنین نوعی از ارضاء جنسی در واقع کوبیدن شهوت جنسی است نه ارضاء آن، زیرا آثار زیانبار روانی شهوترانی و فحشاء، مانع از ایجاد حالت سرور حاصله از ارضاء طبیعی می گردد.

به هر حال زن و مرد مکمل یکدیگرند و وجود هر کدام بدون دیگری نقصی آشکار است، چه اینکه تعادل و توازن در طبیعت به وجود هر دو نیازمند است، بداهت این نکته چنان است که کسی را یارای تشکیک در آن نیست و سؤال از اینکه چرا خداوند این دو موجود را گوناگون خلق کرده. مثل این است که پرسیده شود چرا همه عالم نبات نیست؟ و جماد و حیوان چرا خلق شده؟ و یا چرا انسان همه اش مغز نیست؟ و سایر اعضاء چرا به وجود آمده است!!

۲- مطلب دوم اینکه هر واحد اجتماعی محتاج به ریاست و حکومتی است که نظم و انضباط اجتماعی بیافریند. واحد اجتماعی خرد و کلان بدون نظم، از هم پاشیده می شود. نظم نیز مرهون وحدت تصمیم گیری است.

جامعه ای که فرد واحدی بر آن حکومت نکند، جامعه ای منضبط نیست. جهان امروز را مشاهده کنید، ملت هایی که ریاست رئیسی واحد را پذیرفته اند، آرامش دارند و از نعمت امنیت برخوردارند، اما کشورهایی که چند رئیس بر آنها حکومت می کند و یا جوامعی که قدرتمندان آن برای کسب منسب به جان هم افتاده اند، جامعه ای منظم نیست و هر روز آشوبی چه در صحنه سیاست و یا اقتصاد و فرهنگ صورت می پذیرد و جامعه را دچار کشمکش فیزیکی و یا جنگ روانی می نماید.

خداوند متعال در اثبات وحدانیت خالق هستی می فرماید:

لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا… .[۱۴]

اگر در آسمان و زمین جز «الله» خدایان دیگرى مى‏بود نظام جهان به هم مى‏خورد.

جهانی که خدای واحد داشته باشد منظم است، نظم موجود در هستی، در گردش کرات، در چرخه حیات و… حکایت از وحدت خالق می کند.

با بیان این دو مقدمه، از آنجا که خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است، حصول این نتیجه قطعی می گردد که در خانواده هم می بایست یک نفر ریاست خانواده را بر عهده بگیرد.

حال چه کسی؟ مرد یا زن؟

مکانیسم بدن زن و مرد مختلف است. خداوند متعال برای اینکه این دو بتوانند نیازهای یکدیگر را تکمیل کنند، برای هر کدام محسّناتی خلق نموده است. یکی احساسات قوی دارد چون با فرزندان در ارتباط بیشتری است، دیگری عواطفش بدان حد نیست و نسبتاً ضعیف محسوب می شود، چون با اعمال خشن و زبر، بیشتر مرتبط می باشد. به این مثال توجه کنید.

مرد و زن، کودک بیمار خود را نزد پزشک می برند، پزشک آمپول تجویز می کند. کودک بیمار که از شدت بیماری آه و ناله اش بلند بود، با دیدن آمپول، هراس بیشتری می یابد.

حال چه کنند؟ آمپول را تزریق کنند یا نه؟ مرد با قوت و قدرت، مقدمات تزریق را مهیا می کند، ولی آنچه در ته قلب زن می گذرد آن است که درمانی دیگر یافت شود و آمپول نزنند و البته در مورد درمان دیگر نیز همین ماجرا تکرار می شود.

حال صحیح است بگوییم پدر، فرزندش را دوست ندارد که چنین با صعوبت فرزند را روی تخت تزریقات و یا زیر تیغ جراح قرار می دهد؟

آیا صحیح است بگوییم مادر و تنها او، بچه را دوست دارد و رفتن خاری ضعیف را به بدن فرزند تحمل نمی کند، چه رسد به تزریق و تیغ و قیچی جراحی؟

خیر اینها هر دو بچه را دوست دارند، هر دو برای سلامتی وی تلاش می کنند. اما احساسات قوی مادری قادر نیست آه بچه را بشنود، و اکنون را می بیند و اشک های حلقه زده در چشم فرزند را. و پدر به آینده چشم دوخته است و سلامت کامل او.

البته همین احساس قوی و روح پر از عاطفه مادر است که «نه ماه» سنگینی بچه را در شکم تحمل می کند و درد زائیدن را نیز که سختی و شدت آن را جز زنان نمی دانند، برخود گوارا می بیند و دو سال بچه را در دامنش نگه می دارد. و شب ها یک پلک را به هم می نهد و با پلک دیگر نظاره گر بیداری بچه و آماده شنیدن صدای گریه اوست، تا به سینه اش بچسباند و مهر خودش را با شیر وارد جانش کند.

در سنگینی درد زایمان همان بس که در روایات آمده است، زنی که از شدت درد زایمان بمیرد با شهداء محشور می شود و لذا بهشت بر او واجب است.

قال الرضا علیه السلام: ایما امْرَئَهٍ ماتَتْ فی وِلادَتِها حَشَرَهَا اللَّهُ مَعَ الشُّهَداءِ.[۱۵]

هر زنى در حال وضع حمل بمیرد خداوند او را با شهدا محشور مى‏کند.

خداوند متعال در وجود هر کدام از دو جنس مرد و زن حسناتی را آفریده است که یا در دیگری نیست و یا به شدت ضعیف است.

زن با احساسات شدید چون گل، محتاج پناهگاهی چون تیغ است که وی را از شرّ دشمنان و دغل پیشگان مصون نگه دارد، و بنیه دفاعی مرد و روح قوی وی چنین حاجتی را ارضاء می کند. وی بیشتر از زن با اجتماع درگیر است، امّا زن به واسطه احساس لطیف، بدن نحیف، ایام حمل و حیض و عفت و حیا و… همیشه قادر به حضوری چون مرد در اجتماع نیست، بر این اساس مرد، سردی و گرمی زمانه را بیشتر چشیده و در برابر مشکلات اجتماعی تاب مقاومت بیشتری دارد، از این رو در کانون خانواده ریاست به عهده او گذاشته شده است.

البته آنچه را که گفتیم اگر در کنار شیوه اعمال ریاست مرد در خانواده بر طبق روایات و احادیث قرار بدهیم، متوجه این نکته می شویم که ریاست در خانواده، یک ریاست قهری نیست، بلکه بایستی توأم با صلح و صفا و سازش باشد.

۱- مرد حق ندارد خارج از وظایف چیزی را از زن بخواهد و او را به کاری اجبار نماید.

۲- مرد حق تنبیه بدنی زن را ندارد که اگر چنین کند و صورت زن سرخ، کبود یا سیاه شود بایستی به ترتیب ۵/ ۱- ۳- ۶- مثقال طلا به عنوان دیه پرداخت کند و البته اگر موضع ضرب غیر صورت و چهره باشد، این ارقام نصف می گردد.

تنبیه بدنی پایین تر از سرخ شدن بدن، به طوری که رنگ پوست تغییر نکند، تنها در موارد نشوز و به صورت محدود جایز است.

قال رسول الله صلی اللَّه علیه و آله: فَای رَجُلٍ لَطَمَ امْرَئَتَهُ لَطْمَهً امَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مالِک خازنَ النّیرانِ، فَیلْطِمَهُ عَلی حَرِّ وَجْهِهِ سَبْعینَ لَطْمَهً فی نارِ جَهَنَّمَ.[۱۶]

هر مردى همسر خود را یک سیلى بزند خداوند عز و جل به خازن آتش دستور مى‏دهد که هفتاد سیلى با آن گرما و حرارت در جهنم به صورتش بزند.

۳- پرداخت مهریه، نفقه و… لازم است به شکل قانونی و خشک نباشد. بلکه می بایست توام با گذشت و ایثار صورت گیرد.

آیات و روایاتی که در این خصوص آمده است، گویای این قضیه است که محیط خانواده، محیط اجرای قانون خشک نیست و… .

با این بیان که ما در تفسیر آیه شریفه عرض نمودیم، در می یابیم که قوام مرد بر زن و برتری وی چیزی مطابق و مقتضای حکم عقل است و همه زنان معقول هم آن را می پذیرند و توجیهات واهی و بی اساس برخی که اصل قوام را زیر سؤال می برند و با انگشت گذاشتن به برخی مثال ها چون فعالیت زنان در بیرون منزل، تهیه نفقه از سوی آنها و غیره می خواهند حکم کلی الهی را مخدوش کنند، حکایت از جهالت و نادانی آنان نسبت به آیات و اخبار و یا عنادشان با دین می نماید و بس. البته ناگفته نماند که همیشه در سنجش بین دو چیز، بایستی معیار سنجش واحد باشد والا چنین قیاسی نامعقول است. به عنوان مثال، می شود گفت: این گوهر از آن گوهر بهتر یا بدتر است. ولی نمی توان گوهر را با آب مقایسه کرد و گفت: گوهر بهتر است یا آب؟ اینها دو مقوله از هم جدا می باشند. زن و مرد نیز چنینند. سؤال از اینکه کدام بهتر از دیگری است، سؤال بجائی نیست، اینها دو موجود مستقل و هر کدام مکمّل دیگری می باشند. و هر دو برای تکمیل هم لازمند. مرد بدون زن و نیز زن بدون مرد، عضوی ناقص بوده و چرخه طبیعت را متوقف می نماید.

۲- مشورت با زنان

در برخی روایات وارد شده است که با زنان مشورت نک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *