توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سبک استدلال های امام علی (ع) علیه مخالفان در نهج البلاغه، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سبک استدلال های امام علی (ع) علیه مخالفان در نهج البلاغه شامل 93 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل سبک استدلال های امام علی (ع) علیه مخالفان در نهج البلاغه:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل سبک استدلال های امام علی (ع) علیه مخالفان در نهج البلاغه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سبک استدلال های امام علی (ع) علیه مخالفان در نهج البلاغه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک استدلال های امام علی (ع) علیه مخالفان در نهج البلاغه :
مقدمه
نهج البلاغه، دربرگیرنده بخشی از خطب، نامه ها و کلمات قصار امام علی (ع) است که سید رضی (۳۵۹-۴۰۴ق) آن را گردآوری کرده است. سبک استدلال های امام با مخالفان در این کتاب، بر اساس اعتقادات خود آن حضرت نیست. اعتقاد امام به وجود نص بر خلافتش را همه، حتی شیخین می دانستند؛ اما آن حضرت در احتجاجات خویش با ابوبکر، روی نکات دیگری تأکید می کرد. در تأیید خلافت خود و در نامه به معاویه نیز احتجاج های خاصی را مطرح می نمود. پاسخ امام به عملکرد ابوموسی در جنگ های داخلی جهان اسلام و ادعاهای زبیر دربار اجباری بودن بیعت نیز به شیوه خاصی بود. در این مقاله برآنیم تا دلیل این موضوع را بررسی کنیم. به راستی، چرا امام در برخورد با مخالفان فکری و سیاسی، بر اساس اعتقاد خود استدلال نمی نمود؟ اعتقاد امام در مواجهه با دوستان یا در جمع مردم، با نوع استدلال ایشان در برخورد و محاجه با معاویه، طلحه، زبیر، ابوموسی اشعری، قاعدین، شیخین و… یکسان نیست.
استدلال های امام بر نادرستی انتخاب صورت گرفته در سقیفه
امام علی (ع) همواره به نص پیامبر (ص) بر خلافت خویش تأکید داشت (ابن ابی الحدید، ۱۳۴۱، ج۱۲، ص۷۸/ شوشتری، ۱۳۷۸، ج۹، ص۴۹۴، به نقل از احمد بن ابی طاهر در تاریخ بغداد / تقوی قاینی، ۱۳۶۱، ج۳، ص۲۰۰) و در خطب دوم نهج البلاغه نیز دربار اهل بیت (ص) می فرماید «و فیهم الوصیه و الوراثه»، که این اعتقاد آن حضرت را به نص می رساند؛ با وجود این، در خطبه ها و کلمات قصاری که ابوبکر را مورد خطاب قرار می دهد و با وی احتجاج می کند، به «نص» استناد نمی نماید؛ بلکه بر اساس سخنان و استدلال های خلیفه و مشاورانش، انتخاب وی را به چالش می کشد. این روش فلسفی چهارچوب دار، قابل نقض نبود. امام دربار استدلال های قریش بر ضد انصار در سقیفه، سؤال کرد که در سقیفه چه اتفاقی بین مهاجر و انصار افتاد. گفتند: قریش حجت آوردند که آنان درخت رسول اند، امام فرمود: «احتجوا بالشجره و اضاعوا الثمره»؛ حجت آوردند که درخت اند و خلافت را بردند؛ اما خاندان رسول را که میوه اند تباه کردند. (نهج البلاغه، خطبه۶۷، ص۲)
امام در واقع استدلال قریش و مهاجرین در برابر انصار و اوس و خزرج را منطقی می داند؛ ولی در برابر بنی هاشم نمی پذیرد و بنا به همان استدلال، هاشمیان را برای مقام خلافت شایسته تر می داند. امام در جایی دیگر می گوید: «واعجباه أ تکون الخلافه بالصحابه»؛ شگفتا که خلافت به صحابی بودن باشد (نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۹۰، ص۳۹۳) و به صحابی و خویشاوندی نباشد! (ابن ابی الحدید، ۱۳۴۱، ج۱۸، ص۴۱۶/ ابن میثم بحرانی، ۱۳۶۲، ج۵، ص۳۴۱/ عبده، بی تا، ج۳، ص۱۹۵) در سقیفه، مهاجرین و انصار در رقابت با هم، دلایلی را برای شایسته تر بودن خود مطرح نمودند؛ از جمله، مهاجرین تأکید کردند که پیامبر (ص) فرموده اند: «الأئمه من قریش» (ابن حجر عسقلانی، ۱۴۱۵ ق/۱۹۹۵م، ج۱، ص۶۹۹ ) همچنین مهاجرین زودتر مسلمان شده اند و خویشاوندان رسول اند (بلاذری، ۱۴۱۷ ق/۱۹۹۶م، ج۱، ص۵۸۱) و عرب به زیر بار حکومت غیر قریش نمی رود. (همان، ج۱، ص۵۸۳ ) پس از ماجرای سقیفه، امام علی (ع) در رد دلایل ابوبکر برای خلافت و تأکید بر برتری خود، فرمود:
فَإِن کُنتَ بِالشُّورَی مَلَکتَ أُمُورَهُم،
فَکَیفَ بِهَذَا وَ المُشِیرُونَ غُیَّبُ
وَ إِن کُنتَ بِالقُربَی حَجَجتَ خَصِیمَهُم،
فَغَیرُکَ أَولَی بِالنَّبِیِّ وَ أَقرَبُ
«اگر با شورا کار را در دست گرفتی، این چه شورایی است که رأی دهندگان در آن نبودند؛ و اگر با نسب بر مدعیان حجت آوردی، دیگری از تو به رسول خدا (ص) نزدیک تر بود. (نهج البلاغه، کلمه قصار ۱۹۰، ص۳۹۳)
وقتی خلیفه و مشاورانش تأکید علی (ع) بر نص را رد می کردند و سخنان پیامبر (ص) را بر بیان فضایل علی (ع) حمل می نمودند، ایشان بر اساس استدلال خود آنان تأکید می نمود که حتی اگر رسول خدا (ص) نام مرا برای خلافت نبرده باشد، تو بر اساس شورا انتخاب نشده ای و شورای سقیفه، شورایی واقعی نبود و هم صاحب نظران و گروه ها در آن نبودند؛ چنان که از بنی هاشم، حتی یک نفر در سقیفه نبود. آری، استدلال های نسبی مهاجرین و تأکید آنان به خویشاوندی با رسول خدا (ص)، برای انصار حجت بود؛ ولی برای بنی هاشم و علی (ع) پذیرفتنی نبود.
استدلال امام در برابر معاویه
یکی از مشکلات جدی حضرت امیر (ع) در دوران خلافتش، سرکشی معاویه بود، وی در عهد عمر و عثمان، حکومت ولایت شام را در اختیار داشت و به ویژه در عهد خلیفه سوم، سپاهی منظم پرورش داد که کورکورانه از وی اطاعت می کردند. او برای دستیابی به قدرت نیاز به بهانه ای داشت که قتل عثمان این بهانه را فراهم کرد. پس از قتل عثمان سواران معاویه، حاکم اعزامی امام علی (ع) به شام را از منطقه تبوک برگرداندند (دینوری، ۱۳۶۸، ص۱۶۱) و مشخص شد که معاویه حاضر به اطاعت از خلیفه جدید نیست. امام در نامه به معاویه و در استدلال بر حقانیت خویش، به نص یا سابقه اش در اسلام و سخنان حضرت رسول (ص) دربار خود اشاره نکرده است؛ چراکه در این صورت با انکار معاویه و توجیه و تأویل آن مواجه می شد. امام آنچه را که معاویه بر اساس آن به قدرت رسیده بود مطرح می کرد و مشروعیت خلافت خویش را بر اساس آن به وی یادآور می شد. قدرت معاویه ناشی از انتخاب او توسط عمر و تأیید اماراتش از جانب عثمان بود. معاویه و هم فکرانش اعتقاد داشتند ابوبکر، عمر و عثمان از آن روی بر حق اند که مهاجر و انصار با آنان بیعت کرده اند. امام نیز بر همین اساس خطاب به معاویه می فرماید: «انه بایعنی القوم الذین بایعوا ابابکر و عمر و عثمان علی ما بایعوهم علیه؛ فلم یکن للشاهد أن یختار و لا للغایب أن یرد…»؛ «مردمی که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند، هم بدانسان بیعت مرا پذیرفتند؛ پس کسی که حاضر است، نتواند دیگری را خلیفه گیرد و آن که غایب است، نتواند کرد حاضران را نپذیرد». (نهج البلاغه، نامه۶، ص۲۷۴) امام با این استدلال به معاویه می فهماند که حق مخالفت با منتخب مهاجر و انصار را ندارد. معاویه نیز هیچ گاه نتوانست به این استدلال امام پاسخ مناسبی بدهد.
در همین راستا، امام در جای دیگر نیز دربار خونخواهی عثمان توسط معاویه می فرماید: «و قد اکثرت فی قتله عثمان فادخل فیما دخل فیه الناس؛ ثم حَاکِمِ القومَ إلیَّ؛ أحملک و إیاهم علی کتاب الله تعالی»؛ «فراوان دربار کشندگان عثمان سخن راندی. پس نخست آنچه را مردم پذیرفته اند قبول دار؛ سپس داوری آنان را به من واگذار، تا تو و آنان را به پذیرفتن کتاب خدای تعالی ملزم گردانم». (نهج البلاغه، نامه۶۴، ص۳۵۰) امام در این نامه دربار کشته شدن عثمان، به مظلوم بودن یا نبودن وی اشاره نمی کند؛ بلکه استدلالی را مطرح می کند که محور آن اطاعت از خلیف منتخب مهاجر و انصار و طرح شکایت در دادگاه وی می باشد.
امام علی (ع) در پاسخ به این ادعای معاویه که خلفای پیشین از لحاظ رتبه و منزلت برترند، به افضلیت خویش در میان صحابه که بارها بدان پرداخته بود (ابن ابی الحدید، ۱۳۴۱، ج۱۱، ص۴۵-۴۶)، اشاره نمی کند؛ بلکه می فرماید: «فذکرتَ أمراً إن تمّ اعتزلک کلّه و إن نقض لم تلحقک ثلمته و ما أنت و الفاضل و المفضول و السائس و المسوس؟ و ما الطلقاء و ابناء الطلقاء و التمییز بین المهاجرین الاولین و ترتیب درجاتهم…»؛ «اگر آنچه گفته ای از هر جهت درست باشد، تو را چه بهره از آن؟ و اگر نادرست بود، تو را از آن چه زیان؟ تو را بدین چه کار که چه کسی برتر است و که فروتر؟ و که رعیت و که رهبر؟ آزادشدگان و فرزندان آزادشدگان را چه رسد فرق نهادن میان نخستین مهاجران و ترتیب رتبت آنان…». (نهج البلاغه، نامه۲۸، ص۲۹۱)
همچنین معاویه در نامه ای تأکید نموده بود که با لشکری از مهاجران و انصار به جنگ علی (ع) خواهد آمد. حضرت امیر در پاسخ فرمود: «و قد انقطعت الهجرهُ یومَ أُسِرَ أخوکَ»؛ «هجرت آن روز به پایان رسید که برادرت اسیر گردید». (نهج البلاغه، نامه۶۴، ص۳۴۹) چنان که می دانیم، معاویه و خاندانش در فتح مکه مسلمان شدند و پیامبر (ص) فرمود: هجرت بعد از فتح مکه اهمیتی ندارد و ارزش معنوی و وجوب هجرت به مدینه، با فتح مکه از بین رفت. عباس عموی رسول خدا (ص) بین مکه و مدینه، در مسیر سپاهیان اسلام برای فتح مکه مسلمان شد (طبری، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م، ج۳، ص۵۰ )
امام با این استدلال، مهاجر بودن معاویه را رد کرد و طبعاً ریاست او را بر مهاجران و انصار نیز بی معنا دانست. مهاجران نخستین و انصار نیز (به جز دو تن) با امام علی (ع) بودند و آن دو تن نیز نزدیک بود به علی (ع) بپیوندند که با التماس معاویه نزد وی ماندند (نصر بن مزاحم، ۱۴۰۴ق، ص۴۴۸) معاویه به فکر جذب بزرگان انصار بود و در این راه پیشنهادهایی وسوسه انگیز به قیس بن سعد داد (ثقفی کوفی، ۱۳۵۳، ج۱، ص۲۱۳) و نامه هایی به ابو ایوب انصاری نگاشت؛ (نصر بن مزاحم، ۱۴۰۴، ص۳۶۶) ولی در این راه موفق نبود.
استدلال های امام در پاسخ به ادعاهای طلحه و زبیر
طلحه و زبیر از نخستین افرادی بودند که با امام علی (ع) بیعت کردند و حکومت ولایاتی مهم در جهان اسلام را انتظار داشتند. آنان اعضای شورای شش نفره بودند که از دیدگاه خلیف دوم شایسته خلافت بودند همین انتخاب و سخنان خلیفه در شأن و مقام آنان باعث شد تا این دو مغرور شده، هیچ گاه در برابر عثمان و علی (ع) رام نشوند. آنان بر عثمان شوریدند تا ضمن برخورداری از حقوق بالای مالی، ادار ولایاتی مهم را هم برعهده بگیرند؛ اما با خلافت علی (ع) نه تنها به حکومت دست نیافتند، که حقوق کلانشان را نیز از دست رفته دیدند. ازاین رو، بر امام شوریدند و ادعا کردند که بیعتشان با علی (ع) اجباری بود. و در حالی بیعت کرده اند که شمشیر مالک اشتر بر گردنشان بوده است؛ (بلعمی، ۱۳۷۳، ج۳، ص۶۱۳) در حالی که امیرالمؤمنین (ع) هیچ کس را به بیعت وادار نکرد (دینوری، ۱۳۶۸، ص۱۴۳ ) و متخلفین از بیعت نیز آزاد بودند. حتی آنان که برای دفع فتن جمل با امام هماهنگ نشدند، برخلاف نظر مالک آزاد بودند. (همان، ۱۴۳ ) با وجود این، استدلال امام بر ضد زبیر و طلحه، بر اقرار خود ایشان و جملات و سخنانشان استوار بود. امام ضمن خطبه ای، دربار بیعت اجباری زبیر فرمود: «یزعم أنه قد بایع بیده و لم یبایع بقلبه فقد اقر بالبیعه و ادعی الولیجه فلیأت علیها بِأمرٍ یعرف و إلّا فلیدخل فیما خرج منه»؛ «پندارد با دستش بیعت کرده است، نه با دلش. پس بدانچه به دستش کرده اعتراف می کند، و به آنچه به دلش بوده ادعا. پس بر آنچه ادعا کند، دلیل روشن باید. یا در آنچه بود و از آن بیرون رفت، درآید». (نهج البلاغه، خطب ۸، ص۱۴) امام می فرماید: طبق سخنان خود زبیر، بیعت صورت گرفته است و او باید برای ادعای اختیاری نبودن بیعت، برهانی روشن ارائه دهد. امام در جایی دیگر نیز در این باره می فرماید: «اگر شما از روی رضا با من بیعت کردید، تا زود است باز آیید و به خدا توبه نمایید؛ و اگر به نادلخواه با من بیعت نمودید، با نمودن فرمانبرداری و پنهان داشتن نافرمانی، راه بازخواست را برای من بر خود گشودید و به جانم سوگند که شما از دیگر مهاجران در تقیه و کتمان سزواراتر نبودید…». (نهج البلاغه، نام ۵۴، ص۳۴۲)
استدلال علی (ع) در برابر موضع گیری های ابوموسی اشعری
عبدالله بن قیس، معروف به ابوموسی اشعری، از فرماندهان نظامی عهد عمر و آخرین حاکم و امیر کوفه در دوران عثمان بود. وی پس از آنکه مردم کوفه سعید بن عاص را به آن شهر راه ندادند، امارت کوفه را بر عهده گرفت. مردم کوفه عماره بن شهاب، حاکم اعزامی علی (ع) را نیز به شهر راه ندادند و اعلام کردند که خود حاکمشان را انتخاب می کنند. مالک اشتر، پس از گرفتن ضمانت از ابوموسی، باعث ابقای امارت وی در کوفه گردید.
زمانی که موضوع شورش طلحه و زبیر و عایشه بر علی (ع) پیش آمد، امام از ابوموسی خواست کوفیان را به یاری ایشان بفرستد؛ اما عبدالله بن قیس برخلاف دستور امام، مردم را به خانه نشینی و شرکت نکردن در این جنگ توصیه کرد. ابوموسی از سردمداران قاعدین بود و به مردم کوفه می گفت: از پیامبر خدا (ص) شنیدم که می فرمود: فتنه ای ایجاد خواهد شد که خفته در آن، بهتر از نشسته، نشسته بهتر از ایستاده، ایستاده بهتر از رونده، رونده بهتر از دونده و دونده بهتر از سواره است. (ابن ابی الحدید، ۱۳۴۱، ج۱۴ص۱۸/ طبری ۱۹۶۷م/۱۳۸۷ق، ص۴۸۷/ شوشتری، ۱۳۷۶، ج۱۰، ص۶۴) امام برخلاف دیدگاه کسانی همچون ابوموسی، معتقد بود یا باید با فتنه انگیزان بجنگم یا به آنچه خداوند بر محمد (ص) فرو فرستاده است، کافر شوم؛ و من جنگیدن با فتنه گران را آسان تر از غل و زنجیر دوزخ یافته ام. (دینوری، ۱۳۶۸، ص۱۸۷/ الجمل، ص۴۹/ نهج البلاغه، خطبه۴۳ و ۵۴) با وجود این، امام در برخورد با قاعدین و استدلال بر ضد آنان، با استفاده از سخنان خود ایشان محکومشان می نماید. عبدالله بن قیس در ابتدای خلافت علی (ع) با بیان روایات متعدد از زبان رسول اکرم (ص) فراوان به کناره گیری از ماجراهای جنگ های داخلی در جهان اسلام تأکید می کرد و گروه بر حق را «بی طرفان» و کناره گیران از این ماجراها می دانست. وی در این راستا به برخورد و تهدید سفرای اعزامی علی (ع) برای یاری خواستن از کوفیان پرداخت؛ با این حال، زمانی که مردم عراق و اشعث بن قیس کندی او را به عنوان حکم و داور عراقیان انتخاب کردند، وارد این ماجراها شده و با عمرو بن عاص به مذاکره پرداخت.
علی (ع) بدون اشاره به اعتقاد خود در مبارزه با فتنه انگیزان و واجب بودن آن، دربار بطلان اقدام ابوموسی و عملکردش می فرمود: «و إنما عهدکم بعبدالله بن قیس بالأمس یقول إنها فتنه فاقطعوا أوتارَکم و شیموا سیوفَکم فإن کان صادقاً فقد أخطأ بِمَسِیرِهِ غَیرَ مُستَکرَهٍ و إن کان کاذباً فقد لَزِمَتهُ التُّهمَهُ»؛ «دیدید دیروز عبدالله پسر قیس چه می گفت: فتنه ای آغاز شده است؛ پس زه کمان های خود را باز کنید و شمشیرهای خویش را در نیام نهید. اگر ابوموسی در آنچه گفت راستگو بود، با آمدنش نزد ما، بی آنکه مجبور باشد، خطا کرد؛ و اگر دروغگو بود، راه تهمت را بر خود وا کرد». (نهج البلاغه، خطبه ۲۳۸، ص۲۶۸) امام در پاسخ به یکی از پیروان قاعدین که می گفت در جنگ جمل شرکت نمی کنم و روش عبدالله بن عمر را در پیش می گیرم، فرمود: «خذلوا الحقَّ و لم ینصروا الباطلَ»؛ [کناره گیران از نبرد، با عملکرد خویش] حق را خوار ساخته و باطل را نیز یاری نکردند». (نهج البلاغه، کلمه قصار ۱۸، ص۳۶
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.