تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر شامل 57 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی عاشقانه ای از جنس صبر :

چرخش روزگار باعث شده تا هر دو ویلچرنشین شوند اما چرخش چرخ های ویلچر های شان انگیزه ای شده است تا آنها در مسیر زندگی، بدون پا قدم بردارند؛ مرز توانخواهی را جابه جا کنند و توانمندی را به نمایش بگذارند. زوج جوان تبریزی که ما عادت کرده ایم به آنها بگوییم معلول، بدون کمک بقیه، دست و پای یکدیگر شده اند؛ زندگی خوب و خوشی دارند و عشق و محبت شان، نُقل محفل فامیل و همسایه شده است.

روایتی عاشقانه از زوج ویلچر سوار

این زوج سخت کوش و صبور اگرچه هر دو روی ویلچر نشسته اند اما پیش از آن که معلولیت را بار سنگینی بر دوششان بدانند، ثابت کرده اند که بدون پا هم می توانند روی پای خودشان بایستند. بهمن بهکار و رقیه زارعی، هر دو جزو جامعه یک میلیون و هزار نفری توانخواه در کشور هستند که از طریق دورهمی های جامعه معلولیت و تشکیل کمیته های تخصصی با یکدیگر آشنا شده اند و سپس با مراجعه به روانشناس و مشاور، در دی ماه سال در بیت امام جمعه تبریز، به این آشنایی رسمیت بخشیدند. در یک روز سرد پائیزی تبریز به خاناین زوج می رویم، پذیرایی گرم و صمیمی رقیه خانم در همان ابتدا و خنده های سایمان کوچولو گرمایی نشات گرفته از عشق را برایمان جلوه گری می کند. خان نقلی شان با دکوراسیون سفید، مرتب و تمیز است، دو اتاق کوچک دارد و خبری از وسایل گران قیمت نیست، وسایل منزل نیز توسط خودشان مناسب سازی شده است. سایمان . ماهه که او را هدیه ای از جانب خداوند می دانند در گوشه ای از پذیرایی با عروسک زنبورعسل اش بازی می کند؛ انگار این نوزاد زیبا هم می داند که نباید پدر و مادرش را زیاد اذیت کند. به قول آقای بهکار، بچه مادر زرنگ، یک دست او را می گیرد ولی بچه مادر تنبل، دو دست اش را می گیرد و سایمانِ ما نیز از نوع اول است و هیچ سختی برای ما ندارد.

ایستاده بدون پا

قبل از اینکه سوالی بپرسم، آقای بهکار شروع به صحبت کردن می کند و ترجیح می دهم تا شنونده ای از روایت این قشر باشم که کمتر به سراغ شان رفته اند: «خواهر و برادر دارم که در سالگی و دقیقا زمانی که یک پسر دبیرستانی بودم، به یک باره آثار معلولیت در وجودم نمود پیدا کرد، ابتدا فکر کردیم رُماتیسم و یا آرتروز است ولی این علائم در سه برادر و یک خواهرم هم دیده شد و بعدها متوجه شدیم که ازدواج فامیلی پدر و مادر و ژنتیک دلیل اصلی این مشکلات ماست که در سن بزرگسالی خود را نشان داده است، حتی خواهرم یک ورزشکار و قهرمان کشوری هندبال بود، ازدواج کرد و بچه دار شد ولی بعدها دچار معلولیت شد».

صحبت هایش که به اینجا می رسد، صدای گریه سایمان بلند می شود، فرمان ویلچرش را به طرف صدای سایمان کوچولو می چرخاند و همسرش را صدا می زند، انگار وقت شیر دادن نوزاد کوچک شان رسیده؛ خانم زارعی هم با تبحر خاصی از روی ویلچر روی تخت بزرگی که کنار پذیرایی قرار دارد، روانه می شود؛ سایمان را بغل کرده و به او شیر می دهد.

تخت بزرگ چوبی در گوشه پذیرایی نیز به خاطر فکر بکر خانم زارعی مناسب سازی شده و ارتفاع آن دقیقا برابر با ارتفاع ویلچرهایشان است و به راحتی می توانند به کمک دست هایشان در آن جابجا شوند، به عبارتی بیشترین محدوده حرکتی شان همان جاست و صبحانه، ناهار، شام را روی آن می خورند. سایمان در حال شیر خوردن است و آقای بهکار نگاهش را از ما می گیرد و با یک چشم نظاره گر آن تصویر زیباست و از طرف دیگر به حرف هایش ادامه می دهد: «اولین روزهایی که متوجه معلولیتم شدم نمی توانستم با آن کنار بیاییم و مثل همه افرادی که در شرایط من بودند به خدا گلایه می کردم که چرا من!». او ادامه می دهد: «سخت بود صبح که چشمانم را باز می کردم تا شب که به رختخواب بروم در حسرت انجام هزار و یک کار ریز و درشت بمانم، از دست دادن توانایی پوشیدن کفش، از خانه بیرون رفتن و غرق شدن در ترافیک شهری چیزهایی بود من دیگر از دست داده بودم در حالی که این موضوعات برای یک فرد سالم عادی است ولی به خود آمده و دو راه کار جلوی خود گذاشتم».

عاشقانه ای از جنس صبر

«با خود گفتم اگر می خواهم یک معلول با توانایی جسمی باشم باید درس و مشق را کنار گذاشته و به جسم ام برسم ولی اگر می خواهم یک معلول باسواد باشم باید درس بخوانم و این شد که راهکار دوم را انتخاب کردم؛ وارد دانشگاه شده و سپس با استفاده از طرح استخدام سه درصدی معلولان وارد دادگستری آذربایجان شرقی شدم». در این میان خانم زارعی یک جا بند نمی شود و به همه کارهایش رسیدگی می کند از شیر دادن سایمان گرفته تا آوردن شیرینی و میوه برای ما و حتی گذاشتن شیرینی در دهان آقای بهکار.

مناسب سازی خانه نیز تا حدودی مناسب دو زوج معلول است ولی همان طور که آقای بهکار می گفت، به علت اجاره ای بودن خانه، امکان تغییر آنچنانی ندارند ولی در حد توان ایجاد رمپ قابل جابه جایی با ارتفاع کم، بالابر قابل استفاده در سرویس بهداشتی و خودرو را در خانه انجام داده اند. «هر خانه ای مناسب برای معلولان نیست زیرا برای ما خانه ای لازم است که اولا نزدیک محل کارم باشد و در ثانی باید شرایط خاص خود از جمله طبقه اول بودن، آسانسور و سرویس بهداشتی بزرگ، نبود ارتفاع خاصی در خانه و آشپزخانه را دارا باشد که معمولا برادر همسرم زحمت بررسی خانه برای ما را بر عهده دارد و همه این شرایط را مد نظر قرار می دهد ولی به علت اینکه خانه های اطراف محل کارم گران قیمت هستند، این کار را برای ما سخت تر می کند». او از وضعیت نامناسب پل های عابر پیاده و آسانسورهای همیشه خاموش کنار آن و سرویس بهداشتی نامناسب شهری و نبود حمل و نقل عمومی مناسب برای معلولین نیز گلایه های دارد: « اگر بنده به عنوان یک معلول جسمانی بخواهم از خانه به زعفرانیه یا شهرک باغمیشه بروم، این شرایط برای من فراهم نیست یا مشکلاتی از قبیل عرض زیاد جوی های آب، نبود پُل های مناسب، خاموش بودن آسانسور کنار پُل های عابر پیاده، ارتفاع زیاد عابر بانک ها، نبود خط ویژه برای عبور معلولان، نبود جای پارک برای معلولان، سرویس بهداشتی های نامناسب پارک ها، رمپ هایی با شیب زیاد از این دست مشکلات است که ما هر لحظه با آن دست به گریبانیم».

ایستاده در تلاطم زندگی بدون پا

در این میان خانم زارعی سایمان را در بغل خود می گیرد و به سمت ما می آید و می گوید: «قبل از مناسب سازی شهری باید مناسب سازی ذهنی و فرهنگی هم ایجاد شود و من نمی دانم که متولی این کارها کیست ولی برخی حرف ها، نگاه ها و کارها ما را از درون می سوزاند». «شما فکر کنید یکی از جلوی ما رد می شود و زود آه کشیده و خدا را شکر می کند که خودشان معلول نیستند و یا می گویند که مادرت بمیرد چقدرم زیباست، حتی یکبار در اتوبوس زنی ما را دید و با خشم گفت که چرا وقتی من بچه ام را می زنم حتما باید خدا یکی مثل این را جلوی راهم سبز کند!»اشک دور چشم رقیه خانم حلقه زده ولی بغضش را فروخورده و ادامه می دهد: دلم خون می شود وقتی یادم می افتد زمانی که پدرم به قدری پولدار بود ولی وقتی فوت شد هیچی نداشت زیرا دار و ندار خود را برای بهبودی من خرج کرد، بهبودی که هیچ وقت در من ندید ».

ضرورت مناسب سازی فرهنگی

خانم زارعی با بغضی که در گلو دارد، می گوید: «بدترین حرفی که شنیده ایم این بود که ببینید چه کرده اند که الان کفاره گناه شان را می دهند در حالی که من ماهه بودم که تب کرده و فلج شده ام و همسرم نیز به علت مشکلات ژنتیکی و در سن نوجوانی دچار معلولیت شده است؛ پدرم قبلا به قدری پولدار بود ولی وقتی فوت شد هیچی نداشت زیرا دار و ندار خود را برای بهبودی من خرج کرد». او ترمزهای ویلچرش را باز می کند و به سمت گهواره سایمان می رود تا او را داخل آن بگذارد، می گوید: «وقتی فردی معلول می شود، دچار افسردگی شدید شده و باید یک کار درمان و روانشناس خبره ای باشد تا او را از این وضعیت نجات دهد زیرا خانواده معلول دچار یک خلاء شده و نمی دانند در ابتدا باید چه کار کنند و بلافاصله با تفکر بهبودی به سراغ دکتر می روند و وقتی بهبودی حاصل نمی شود، سرخورده می شوند و وجود آن کار درمان و مشاور همان مشکل بزرگی است که ما داریم و به قول آقای بهکار به ما خدمات گله ای می دهند و بهزیستی هم مقصر نیست زیرا بودجه کم است و تعداد افراد تحت پوشش بسیار زیاد است». آقای بهکار هم در تکمیل صحبت های همسرش اضافه می کند: «معلولان به دو بخش پسیو و اکتیو تقسیم شده اند و معلولان اکتیو جزو افرادی هستند که خودشان می توانند از عهده کارهایشان بیاییند و برای انجام فیزیوتراپی بروند ولی معلولانی مانند من که حالت پسیو دارد به یک فرد دیگر هم نیاز دارد که با ما تمرین کند و یا اینکه خدمات بالینی بستری دریافت کنیم که بسیار هزینه بر است».

پیوند صبر و استقامت در مسیر عاشقی

او مشکل ازدواج و کار

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *