تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال شامل 43 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سهم فرزندان و بستگان از بیت المال :

حضرت علی علیه السلام در تقسیم بیت المال، برای فرزندان و خویشانش بر دیگران امتیازی قائل نبود. حضرت، به حسن و حسین علیهماالسلام همان را می داد که به دیگر مسلمانان می داد.

حبیب بن ابی ثابت می گوید: عبدالله بن جعفر ابن ابی طالب (پسر برادر و داماد علی) خدمتش رسیده و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین! دستور بدهید در مئونه زندگی به من کمک شود. به خداسوگند! برای هزینه زندگی ، اصلاً چیزی نمانده است و چاره ای جز فروختن علوفه شترم ندارم.». علی علیه السلام در جواب فرمود: «به خدا سوگند! نمی توانم چیزی به تو بدهم، مگر این که به عمویت امر کنی چیزی سرقت کند و به تو بدهد.».[۱]

عبدالله بن ابی سفیان می گوید: یکی از دهقانان، لباسی به من و لباسی به حسن و حسین هدیه کرد. ما آن ها را پوشیدیم. روز جمعه علی علیه السلام در مدائن برای ایراد خطبه برپاخاست. لباس های جدید را بر تن حسن و حسین دید. کسی را نزد من و حسن و حسین فرستاد که «این لباس ها رااز کجا آورده اید؟». گفتیم: «یکی از دهقانان به ما هدیه کرده است.». علی علیه السلاملباس ها را از حسن و حسین گرفت و به بیت المال فرستاد.[۲]

امام صادق از پدرش امام باقر علیهماالسلام نقل می کند که فرمود: علی ابن ابی طالب علیه السلام لباس هایی را در میان مردم کوفه تقسیم می کرد. در آن لباس ها، کلاه حریری وجود داشت. امام حسن علیه السلامبه پدرش عرض کرد: «این کلاه را به من بدهید.». حضرت تقاضای او را قبول نکرد و در تقسیم آن بین مسلمانان قرعه کشید. قرعه، به نام یک جوان همدانی افتاد. آن را گرفت و بیرون رفت. بعداً به آن جوان گفته شد: «حسن بن علی آن را از پدرش تقاضا کرد، ولی مورد قبول واقع نشد.».

جوان همدانی آن کلاه را خدمت امام حسن علیه السلام تقدیم کرد و او پذیرفت.[۳]

علی بن ابی رافع می گوید: من، مسئول حفظ بیت المال علی ابن ابی طالب علیه السلام بودم. در

بیت المال، گلوبندی بود که از بصره آورده بودند. روزی، دختر علی ابن ابی طالب کسی را نزد من فرستاد و گفت: «شنیده ام در بیت المال، گلوبندی از لؤلؤ وجود دارد. ایام عید اضحی است. آن گلوبند رابه من عاریه بده تا در ایام عید از آن استفاده کنم.». در جواب گفتم: «می دهم به شرط این که عاریه مضمونه باشد.». دختر امیرالمؤمنین در جواب گفت: «بله؛ قبول دارم؛ عاریه مضمونه باشد و بعد از سه روز، آن را به بیت المال برمی گردانم.». باقبول این شرط، گلوبند را برایش فرستادم. امیرالمؤمنین علیه السلام آن گلوبند را بر گردن دخترش دید و شناخت. از او پرسید: «این گلوبند را از کجا تهیه کردی ؟ ». عرض کرد: «از خازن بیت المال به عنوان امانت گرفتم که بعد از عید برگردانم.».

علی ابن ابی طالب علیه السلام مرا احضار کرد و فرمود: «چرا به اموال مسلمانان خیانت کردی ؟ .». عرض کردم: «معاذ الله که به مسلمانان خیانت کرده باشم!». فرمود: «چرا گلوبند بیت المال را بدون اجازه من و مسلمانان عاریه دادی ؟ ». عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! دختر شما است و از من خواست که به عنوان عاریه مضمونه به او بدهم تا چند روز عید را از آن استفاده کند و فوراً آن را برگرداند. علاوه خود من هم ضامن او شدم.».

علی علیه السلام فرمود: «همین امروز، آن را بگیر و به بیت المال برگردان. مبادا این قبیل کارها از تو تکرار شود وگرنه به کیفر خواهی رسید. اگر دخترم نیز این را به عنوان عاریه مضمونه نگرفته بود، سزاوار کیفر بود.».

وقتی این خبر به دخترش رسید، عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین! من دختر تو هستم. آیا شایسته آن نبودم که در ایام عید از آن استفاده کنم؟». فرمود: «دخترم! آیا همه زنان مهاجر با چنین گلوبندی زینت می کنند؟».

پس گلوبند را گرفتم و به بیت المال برگردانیدم.[۴]

روزی عقیل، برادرامیرالمؤمنین علیه السلام وارد برآن حضرت شد و تقاضای کمک مادّی کرد. علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام فرمود: «به عمویت لباس بده.».

امام حسن پیراهن و عبایی به عقیل داد. شام را نیز در خدمت امیرالمؤمنین بود. شام، نان و نمک بود. عقیل عرض کرد: «شام شما همین است؟». فرمود: «مگراین ها از نعمت های خدانیستند؟ و للّه الحمدکثیراً.».

عرض کرد: «من مقروض هستم. قرضم را بپرداز تا مرخص شوم.». فرمود: «چه مبلغ قرض داری . ». عرض کرد: «یکصدهزار درهم.». فرمود: «نه؛ به خدا سوگند! من چنین مالی را در اختیار ندارم. صبر کن در موقع تقسیم بیت المال، از سهم خانوده ام چیزی به تو می دهم.». عقیل عرض کرد: «بیت المال، در اختیار شما است و مرا تا هنگام تقسیم معطل می کنی ! وانگهی مگر همه سهم شما چه مبلغ می شود؟ اگر همه را هم به من بدهی ، مشکلم حل نمی شود.». فرمود: «مگر من و شما با سایر مسلمانان چه تفاوتی داریم؟».

این گفت و شنود در بالای دارالاماره انجام می گرفت. آن جا، که بر صندوق های بازاریان اِشراف داشت.

حضرت علی علیه السلام به عقیل فرمود: «اگر سخن مرا قبول نداری ، برو قفل بعضی از این صندوق ها را بشکن و پول هایش رابردار.». عرض کرد: «اموال این صندوق ها مال تجّار است. آیا امر می کنی آن ها را بشکنم و پول هایش را بردارم؟!». امیرالمؤمنین علیه السلامفرمود: «آیا تو به من امر می کنی دَرِ بیت المال مسلمانان را باز کنم و اموالشان را به تو بدهم؟ اگر میل داری شمشیرت را بردار، من هم بردارم و با هم برویم به حیره. در آن جا تجّار ثروت مندی هستند. اموال بعض آنان را بگیریم.». عرض کرد: «آیا من به قصد دزدی این جا آمده ام؟». حضرت فرمود: «مال یک نفر را سرقت کنیم، بهتر است از گرفتن اموال همه مسلمانان.». عرض کرد: «پس اجازه می دهی من به سوی معاویه بروم؟». فرمود: «هر طور می خواهی عمل کن؟». عرض کرد: «پس هزینه سفرم را بده». حضرت به امام حسن فرمود: «چهار صد درهم به عمویت بده».[۵]

روزی دیگر عقیل خدمت علی علیه السلام رسید و تقاضای کمک کرد. حضرت، تقاضایش را نپذیرفت و برای تنبیه او، آهن گداخته ای رانزدیک بدنش برد. در این رابطه خود حضرت چنین می گوید:

به خدا سوگند! برادرم عقیل را دیدم که شدیداً در فقر بود. از من خواست تا پیمانه ای از گندم بیت المال را به او بدهم. کودکانش از گرسنگی ژولیده موی و نیلی رنگ گشته بودند. خواسته خود را مؤکداً تکرار می کرد. خوب به سخنش

گوش دادم. گمان کرد دینم را به او می فروشم و از سخنش پیروی می کنم و روش خود را در تقسیم بیت المال تغییر می دهم. قطعه آهنی را گداختم و به بدنش نزدیک کردم، تا عبرت بگیرد. از حرارت آهن گداخته، همانند بیمار، فریاد زد و نزدیک بود محترق شود. به او گفتم: «نوحه گران بر تو بگریند ای عقیل! تو از حرارت آهنی که یک انسان آن را داغ کرده، فریاد می زنی ، ولی می

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *