تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) شامل 71 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) (۱) :

از آنجا که سیره و روش زندگانی پیامبر اکرم (ص) متعالی ترین سرمشق و متکامل ترین «اسوه» برای هم انسانها است، شناخت سیر آن حضرت از ضروری ترین مسائل برای همگان، بخصوص برای مسلمانان می باشد. بحث و تحلیل پیرامون هم موضوعات سیره، تألیف کتابهایی را می طلبد و از گنجایش چندین مقاله خارج است، بنابراین باید یک یک موضوعات سیره را جداگانه مورد بررسی قرار داد. یکی از موضوعاتی که بخصوص در عصر ما مورد بحث و گفتگو و اختلاف نظرهاست، رابط دین و سیاست و چگونگی عملکرد رسول اکرم (ص) در این زمینه می باشد.

در این مقاله کوشیده ایم این بحث را به طور عملی و تحلیلی و مستند به قرآن مجید و سیر آن حضرت، مورد بررسی قرار دهیم که نتیج آن رفع اختلاف نظرهای دانشمندان و منصفان خواهد بود. پس از تعاریفی از اصطلاح «سیاست» و «دین» به سیر پیامبر اکرم (ص) پرداخته، روش عملی او را ارائه داده ایم و سرانجام رابط دین و سیاست، به گونه ای واضح و روشن، تبیین شده و اصول کلی سیر پیامبر اعظم (ص) مشخص گشته است.

با یک دنیا شور و اشتیاق، در فرودگاه «جدّه» در کشور عربستان، از هواپیما پیاده شدیم، از هوای بسیار گرم و مرطوب جده هیچ گونه هراسی نداشتیم، زیرا عاشقانه عازم کوی یار بودیم و در راه وصول به مقام قریش از خار و خس ها، غمی به دل راه نمی دادیم.

پس از ساعتی توقف در سالن هایی که شدیدا محدود و ارتباط ما را با خارج کاملا قطع کرده بودند، زن و مرد، به صف ایستادیم تا مأمورین عربستان پس از گشتن و بازرسی، به ما اجاز ورود به جایگاه مخصوص زائران را بدهند.

پیرامون مسائل حج، به خصوص در بعد عرفانی آن، مقالاتی را نوشته و فرصت تکثیر آنها را نیافته بودم و دوست داشتم که این مقالات را به همراه خود به مکّ مکرمه ببرم و در آنجا به عربی برگردانم و به عنوان هدیه ای به زبان عربی، در اختیار برادران و خواهران عرب بگذارم، به ناچار چند شماره از «مجل مکتب اسلام»[۱] را که حاوی مقالات اینجانب نیر بودند، همراه برده بودم.

سالنی که می بایست از آن می گذشتیم، دارای صندلیهای متعددی بود که در کنار دیوار تا منتهای سالن چیده شده بود و چند میز نیز به چشم می خورد که بر هرصندلی یک نفر از آقایان بازرس نشسته بودند و گویا هر کدام تخصص و مسئولیت ویژه ای را در گشتن و بازرسی حجاج داشتند.

نوبت این چاپ رسید و دست به مجله ها برده، یک یک آنها را بررسی کردند، هرکدام به دیگری رد می کرد تا همگی، مجله ها را ملاحظه کردند، هنگامی که با دیدن گذرنامه و تطبیق نامه نگارنده با نویسند مقاله حج، متوجه شدند که این جانب نویسند آن مقاله هستم قدری ابراز محبّت کردند. با یک یک آنان دست دادم و آنان را برادرانه در آغوش گرفتن و با گرمی و محبت اسلامی برخورد کردم. یکی از آقایان اظهار داشت: «بنشینید تا تبادل افکاری شود و در مورد مجله ها تصمیم بگیریم». اظهار داشتم: «لابد می دانید که اعضای کاروان ما منتظر من هستند و شب هنگام است، امکان دارد که دوستان ما نگران شوند!… ». یکی از آقایان که معلوم بود مافوق سایرین است، گفت: «متأسفانه نمی گذاریم این مجله را به داخل کشور ببرید!» گفتم: «برای چه؟» پاسخ داد: «این مجله نوشته های سیاسی دارد و ما موظفیم مطبوعات سیاسی را نگذاریم وارد کشور بشود ». در پاسخ گفتم: «همچنانکه از نام مجله پیداست، یک نشری اسلامی است که بسیار با مهبط وحی مناسب می باشد و هم نویسندگان آن افرادی اسلامی هستند» مجددا به یکی از مقالات دقت کردند و گفتند: «باید برویم پیش شخص دیگری که او متخصص مسائل سیاسی است».

در این میان احساس کردم که از سبک برخورد حقیر و سخنانم، اکثرشان تحت تأثیر قرار گرفته اند و تقریبا مایلند خواست من عملی شود. شخصی از این آقایان به همراه من آمد و با هم در ساختمانی دیگر به حضور شخص دیگری رفتیم پس از نقل جریان، او نیز برخاست و به سالن قبلی آمد و مجله ها را دید و گفت: «چون نوشته است (مکتب اسلام)قاعدتا مذهبی است و از تخصص من خارج است». بنابراین شد که در ساختمانی دیگر به حضور آقایی برویم که او در مسائل مذهبی صاحب نظر بود در این هنگام با نگاهی سؤال انگیز و پرمعنی، گفتم: «به راستی عجب از «ضیوف الرحمان» (مهمانان خدا پذیرایی) می کنید»؟! چایی تعارف کردند، گفتم: «به جای چایی این قدر مرا اینجا معطّل نکنید و طبق دستور پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) به علم و دانش و کتابت، نگارش، علم و هنر، احترام بگذارید». گفتند: اگر با ما چای ننوشید احساس خواهیم کرد که از ما ناراحت هستید» بالاخره با هم چای نوشیدیم و پس از آن تلفن کردند شخص دیگری آمد و با ژست خاصی زیاد به مجله ها نگریست و گفت: «این مجله سیاسی است و از تخصص من خارج است».

بی اختیار گفتم: «خدایا رحم کن» و با لبخند گفتم: «نمی شود یک آقای سیاسی-مذهبی بیاورید تا من از حضورتان بتوانم بروم؟» آنگاه ادامه دادم: «برادران عزیز چرا اسلام را از سیاست جدا می دانید؟ چرا اسلام را جدای از زندگانی انسانها تلقی می کنید؟ مگر نه این است که اسلام دین دنیا و آخرت است؟ مگر نه این است که در تفکر اسلامی، دنیا و آخرت در طول یکدیگر و اسلام برای تضمین سعادت و نیکبختی، در هردو جهان است؟». آنگاه اظهار داشتم: «این مجله ها را بنگرید که تماما پیرامون مصالح مسلمان و عظمت اسلام بحث و تحلیل دارد…».

همگی به جز یک نفر، مایل بودند که نسبت به این جانب سختگیری نشود ولی یکی از آنان، یکی از شماره های مجله را برداشته ورق می زد، که اتفاقا به یک مقاله پیرامون مسائل لبنان برخورد کرد، مانند اینکه موضوع بسیار عجیبی را کشف کرده باشد، گفت: «دیدید گفتم سیاسی است، پس این مقاله چیست؟». لحظاتی به او نگریستم و گفتم: «بسیار متأسفم که به اندیش برادران و خواهران مظلوم لبنان بودن را مخالف اسلام و آن را سیاستی بر خلاف اسلام می دانید، امیدوارم روزی فرارسد که شما به قدری از اسلام اطلاع داشته باشید که دیگر اسلام را از زندگی خویش جدا ننمایید و به القاآت و تلقینات شیاطین استعماری گوش ندهید و یا شناخت کامل از ثقافت و فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ استماری را از جامع خویش طرد نمایید. آیا اگر خود رسول اکرم (ص)در این زمان بودند، از مسائل لبنان، عراق با افغانستان و یا فلسطین و… غافل می شدند؟و همدردی کردن با ستمدیدگان و مظلومان را به جرم واژ سیاست، تعطیل می کردند؟مگر خود حضرتش نفرموده است: «کسی که روزی را آغاز نماید ولی به امور مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نیست» آیا غیر از این است که رسول اکرم (ص)همچنانکه برای تکمیل اخلاق جوامع مبعوث شده اند، برای تدبیر و سیاست امور جامعه نیز برانگیخته شده اند که به آن حضرت و سایر امامان گفته شده است: «أنتم ساسه العباد» [۲] «شما سیاستگذاران مردم هستید». و در وصف امام و پیشوای دینی گفته اند: «العارف بالسیاسه» [۳] «باید از سیاست، شناخت کافی داشته باشد». و در امر نبوت آمده است که: «ثمّ فوّض الی النبی (ص)امر الدین و الأمّه لیسوس عباده» [۴]«… سپس خدای متعال امر دین و امت را به پیامبرش واگذار کرد تا سیاستگزار بندگانش باشد». آیا می توانید بگویید رسول اکرم (ص) که حکومت الهی را تشکیل دادند، به مسائل سیاسی جامع اسلامی بی توجه و بی اعتنا بودند؟ خود آن بزرگوار بزرگترین سیاستمدار و مدبّر در روی زمین بودند، و درآیین سعادتبخش اسلام، اصولا عبادت، سیاست، اقتصاد و اخلاق، از یکدیگر جدا نیستند و همه با هم مرتبط می باشند، یک حرکت و عمل سیاسی عینا یک فعل عبادی و اخلاقی هم هست و هیچ فرد مسلمانی حق ندارد، تنها به یک بعد اسلام توجه؛ و از بعد دیگر روی گردان باشد، که در این صورت مشمول این آیه مبارکه خواهد شد «و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض…» «و می گویند به بعضی ایمان می آوریم و بعضی دیگر را کفر می ورزیم». در واقع اسلام کامل را نپذیرفته است و اسلام غیر کامل هم اسلام نیست.

پس از این گفته ها همگی سر به زیر انداخته از شنیدن سخنانم اظهار رضایت می کردند ولی معلوم بود ترس و وحشت پنهانی، اجازه به آنان نمی داد که عملا تصدیق نمایند و یکی از آنان گفت: «بله، چنین است که می گویید ولی به ما دستور داده اند که نوشته های سیاسی را توقیف کنیم و نگذاریم وارد کشور بشود». به حالت مضطربشان أسف خوردم و اظهار داشتم: «نه، مانعی ندارد و من راضی نیستم که شما به دردسر بیفتید، من مجله ها را نمی خواهم ». گفتند: «به عنوان امانت پیش ما باشد و در بازگشت از ما بگیرید». گفتم: «این جانب آنها را به(دار الإفتاء) وقف می کنم!».

و بالاخره نوشته هایی را که در مورد ابعاد عرفانی حج نوشته بودم، نتوانستم به مک مکرمه ببرم و در عین حال با طیب خاطر و مصافحه و صمیمیت، صورت یکدیگر را بوسیدیم و از همه خداحافظی کردیم.

ولی هرگز این خاطره را فراموش نکرده و نمی کنم و از اینکه برادران ما را تا این حد از اسلام حقیقی دور ساخته اند و نگذاشته اند زبان مکتب و دینشان را بفهمند، بسیار تأسف می خورم. در مهبط وحی، ورود فیلم های مبتذل و ضد انسانی و اخلاقی آزاد است، ولی ورود کتاب و نوشته هایی که آگاهی و بصیرت و بینش به خواننده ببخشد، ممنوع است.

استعمارگران به خوبی توانسته اند فرهنگ منحط خویش را با فرهنگا لهی اسلام مخلوط کرده، مسلمانان را از اسلام محمدی و علوی جدا کند، تا به این وسیله مسلمانان جهان را از یکدیگر جدا سازند و بر اثر ناآگاهی مسلمانان، اختلاف خانمانسوز در میانشان حاکم باشد و اربابان استعمارگر و مزدورانشان از این آب گل آلود، ماهی مقصود شوم خویش را بگیرند و منابع آنان را به چپاول و یغما ببرند[۵]

با توجه به نکات یاد شده و وجود چنین شبهه ها و بی خبری و ناآگاهی برخی، از فرهنگ اصیل اسلام و سیره و روش پیامبر اعظم (ص)و پیشوایان الهی علیهم السّلام پیش از آنکه به سیر سیاسی حضرت رسول اکرم (ص)بپردازیم، لازم است واژه و اصطلاح «سیاست » را معنا کرده، ارتباط آن را با اصول فرهنگی کمتب اسلام بیان نماییم تا بتوانیم به سیر سیاسی آن حضرت پی ببریم!همچنانکه ضروری است واژه و اصطلاح «سیره» را نیز به طور مشروح مورد توجه قرار دهیم[۶]

واژه و اصطلاح سیاست

سیاست، مصدر و از باب ساس یوس سیاسه می باشد و طبق تعریف «طریحی » هو القیام علی الشیء بما یصلحه » عبارت است از «تصمیم و قیام برای انجام هرکار، به گونه ای که مصلحت آن ایجاب کند و به نحو احسن انجام گیرد».

و این که در توصیف ائمه علیهم السّلام در زیارتنام جامع کبیره آمده است: «أنتم ساسه العباد » «شما سیاستگزاران بندگان خدا هستید»، یعنی شما به بهترین صورت، امور مردم را اجرا و انجام می دهید!و اینکه در بحث امامت، گفته شده است «الإمام عارف بالسیاسه»: مراد این است که امام و رهبر الهی جامعه، به کلی رموز و فنون تربیت نفوس و ادار امور اجتماع و تدبیر لازم، آگاهی دارد.

نیز در مورد ارسال رسل و پیامبران الهی بیان شده است: «ثم فوّض الی النبی (ص)امر الدین و الامه لیسوس عباده» [۷]«… سپس خدای متعال امر دین و امت (مردم)را به پیامبر واگذار کرد تا سیاستگزار بندگانش باشد».

و همچنین دربار بنی اسر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *