تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی :

مقدمه

امنیت یکی از عناصر بنیادی زندگی اجتماعی و از لوازم ضروری تداوم آن است. نقش امنیت در شکل گیری شخصیت از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که «آبراهام مازلو» (از پیشگامان توسعه روانشناسی انسانگرا) سلسله مراتبی از نیازها را ارائه و در آن، پس از نیازهای فیزیولوژیکی، دومین نیازی را که فرد برای رسیدن به مراتب عالی نیازمند تأمین آن در حد مطلوب است، امنیت دانسته است. به رغم اینکه ماهیت مبهم و پیچیده امنیت اجازه پیشنهاد تعریف پذیرفته شده عمومی را در این عرصه نمی دهد، بسیاری از اندیشمندان نتوانسته اند در مقابل وسوسه تلاش برای تعریف آن مقاومت کنند که به عنوان نمونه برخی از تعاریف اندیشمندان این حوزه به شرح زیر ارائه می گردد: «امنیت حمایت یک ملت از حمله فیزیکی و مصون و محفوظ داشتن فعالیت اقتصادی آن از جریان های ویران کننده بیرونی است». (استنلی هافمن)، «امنیت رهایی از عدم امنیت است». (سی. آ. منینگ)، «امنیت آزادی نسبی از تهدیدهای آسیب رساننده است». (جان مارتس)، «امنیت یک ملت در برگیرنده وحدت سرزمینی، ثبات رژیم، درک شناخت ستیز منافع ملی و بین المللی و تأمین و تحفظ حیات ساکنین در برابر تهدید، عمل یا موقعیتی است که به هر طریقی به مسیر زندگی آنان لطمه وارد می سازد». (اقبالور رحمان)، «امنیت در بعد عینی به فقدان تهدیدات نسبت به ارزش ها و در جهتی ذهنی به فقدان ترس از اینکه چنین ارزش هایی مورد هجوم واقع بشوند می پردازد و آن ها را می سنجد». (ولفرز)، «تا زمانی که مورد تهدید واقع نشده ایم و امنیت خود را از دست نداده ایم، نمی توانیم تشخیص دهیم که امنیت چیست یا چقدر مهم است». (ریچارد اولمان) نیاز به امنیت در سطوح فردی و اجتماعی از بدیهیات عقلی است که کلام وحی و لسان معصومین (علیهم السلام) نیز مؤید آن است. پیامبر (ص) می فرمایند: «نعمتان مجهولتان الأمن و العافیه» و علی (ع) نیز در نامه معروفش به مالک اشتر (حاکم مصر) آورده اند که: «این مالک! تو باید به گونه ای حکومت کنی که مردم تو را به معنی واقعی تأمین کننده امنیتشان و نگهداری مالشان و دوست عزیز خودشان بدانند».

لازمه تأمین امنیت پایدار، بصیرت و دشمن شناسی است و ناتوان شمردن دشمن، آسیب زاست. امیر (علیه السلام) در کلامی بلیغ به سپاهیانش هشدار می دهد: «دشمن به خواب نرفته در حالی که شما را خواب غفلت ربوده است». و «برادر جنگ، بیداری و هوشیاری است و هر کس (از دشمن آسوده) بخوابد، دشمن از او به خواب نرفته است». قرآن کریم درباره ضرورت دشمن شناسی تأکیدات ویژه ای دارد از آن جمله: «اگر آن ها بر شما مسلط شوند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبانشان را به بدی کردن نسبت به شما می گشایند و دوست دارند شما به کفر بازگردید». (ممتحنه، آیه ۲)، «کفار دوست دارند که شما از سلاح ها و متاع های خود غافل شوید تا یک باره به شما هجوم آورند». (نساء، آیه ۱۰۲)، «این به خاطر آن است که هیچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آن ها نمی رسد و هیچ گامی که موجب خشم کافران شود، برنمی دارند و ضربه ای از دشمنی نمی خورند مگر اینکه به خاطر آن، عمل صالحی برای آن ها نوشته می شود، زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند». (توبه، آیه ۱۲۰)، «(نشانه های) دشمنان از دهانشان (کلامشان) آشکار شده و آنچه در دل هایشان پنهان می دارند، از آن مهم تر است».) (آل عمران، آیات ۱۱۸-۱۱۹)، «و هنگامی که تنها می شوند، از شدت خشم بر شما، سرانگشتان خود را به دندان می گزند! بگو: با همین خشمی که دارید، بمیرید». (همان)، «و بردگی و ذلّت مسلمانان را خواهانند». (صف، آیه ۶۱)، «هرگز یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد تا (به طور کامل تسلیم خواسته های آن ها شوی و) از آیین (تحریف شده) آنان پیروی کنی». (بقره، آیه ۱۲۰)، «این کسانی که ایمان آورده اید، هوشیاری و آمادگی خود را (در مقابله با دشمن) حفظ کنید و در دسته ای متعدد یا به صورت دسته واحد به سوی دشمن حرکت کنید». (نساء، آیه ۷۱)، «و هنگامی که در میان آن ها باشی (و در میدان جنگ) برای آن ها نماز به پا داری، باید دسته ای از آن ها با تو (به نماز) برخیزند و سلاح هایشان را با خود برگیرند و هنگامی که سجده کردند (و نماز را به پایان رساندند) باید به پشت سر شما (به میدان نبرد) بروند و آن دسته دیگر که نماز نخوانده اند (و مشغول پیکار بوده اند) بیایند و با تو نماز بخوانند؛ آن ها باید وسائل دفاعی (هوشیاری) و سلاح هایشان را (در حال نماز) با خود حمل کنند؛ (زیرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاح ها و متاع های خود غافل شوید تا یک باره به شما هجوم آورند». (نساء، آیه ۱۰۲)

در شأن نزول آیه مزبور آمده که هنگامی که پیامبر (ص) با عده ای از مسلمانان به عزم مکه وارد سرزمین حدیبیه شدند و جریان به گوش قریش رسید، خالد بن ولید به سرپرستی یک گروه دویست نفری برای جلوگیری از پیشروی مسلمانان به سوی مکه در کوه های نزدیک آن شهر مستقر شد. هنگام ظهر بلال اذان گفت و پیامبر (ص) با مسلمانان نماز ظهر را به جماعت ادا کردند. خالد از مشاهده این صحنه در فکر فرو رفت و به نفرات خود گفت: در موقع نماز عصر که در نظر آن ها بسیار پرارزش است و حتی از نور چشمان خود آن را گرامی تر می دارند، باید از فرصت استفاده کرد و با یک حمله برق آسا و غافلگیرانه کار آن ها را یکسره ساخت. در این هنگام آیه مزبور نازل شد و کیفیت نماز خوف را که از هر حمله غافلگیرانه ای جلوگیری می کند، بیان کرد. گفته می شود که خالد بن ولید با مشاهده این صحنه ایمان آورد و مسلمان شد.

برنامه های امنیتی پیامبر اسلام (ص) در دوران بعثت

پیامبر (ص) در ظرف مدت کوتاه بیست و سه سال بعد از بعثت توانستند چنان امنیتی در جامعه اسلامی ایجاد نمایند که همه مسلمانان و بلکه همه اهل کتاب در سایه آن از هر جهت در آرامش بسر می بردند.

با مروری بر سیره پیامبر (ص) می‌توان گفت که آن حضرت دو برنامه کلی کوتاه مدت و بلند مدت برای ایجاد و استمرار امنیت در سطح جامعه آن عصر داشته‌اند که هر دو نیز با موفقیت به اجرا درآمدند و توانستند علاوه بر ایجاد امنیت در سطح جامعه، به گسترش روز افزون دین مبین اسلام نیز کمک شایانی نمایند؛ در برنامه کوتاه مدت، هدف آن حضرت (ص) رفع خطرات احتمالی علیه مسلمانان بود که در آن، پیامبر (ص) برنامه‌های عملی و فوری و گاه موقت را اجرا کردند که به اتحاد مسلمانان و حفظ امنیت آنان انجامید در حالی که برنامه بلند مدت ایشان با هدف عمق بخشیدن به امنیت مسلمانان و هم پیمانان آنان و تشویق غیر مسلمانان به اسلام بود که در آن، پیامبر (ص) با فرهنگ سازی و کار مداوم به تحول درونی در مسلمانان دست زدند. شایان ذکر است که عمده مباحث تحقیق، راجع به امنیت ایجادی پیامبر (ص) در مدینه است، چرا که آن حضرت در مکه حکومتی نداشتند تا فرصتی برای اعمال امنیت داشته باشند و در آنجا عمدتاً دفاع از خود و یارانشان مورد توجه بوده است. پس از هجرت پیامبر (ص) و استقبال گسترده مردم از ایشان، طبیعی بود که به میزان گسترش دین، خطراتی که پیامبر (ص) و مسلمانان را تهدید می‌کرد نیز گسترش یابد همچنان که در مکه هر چه دعوت علنی‌تر می‌شد خطرات بیشتری مسلمانان را تهدید می‌کرد تا اینکه این بحران‌ها به هجرت پیامبر به مدینه انجامید.

الف) برنامه کوتاه مدت و عملی امنیتی پیامبر (ص) در مدینه

برخی از خطراتی که ممکن بود پیامبر (ص) و مسلمانان را در مدینه مورد تهدید قرار دهد عبارت بودند از: حمله گسترده قریشیان؛ یهود و بت‌پرستان مدینه و اطراف آن به خصوص از ناحیه کسانی که با تازه مسلمانان مدینه از یک قبیله بودند؛ بروز اختلافات قومی قبیله‌ای در بین مسلمانان مهاجری که از مکه آمده بودند و…

هریک از خطرات برشمرده می‌توانست در عدم موفقیت سیاست‌ها و برنامه‌های پیامبر (ص) و به هم زدن امنیت مدینه نقش بسزایی داشته باشد. پیامبر برای حفظ امنیت و جلوگیری از خطرات مذکور نیازمند برنامه‌ای عملی، فوری و کوتاه مدت بودند. باید دید که پیامبر (ص) چه اقداماتی در راستای فضاسازی برای ایجاد امنیت در مدینه انجام دادند:

ساخت مسجد

اقدام پیامبر (ص) در مدینه بنای مسجدی بود که با کمک تمامی مسلمانان به منزله محل اجتماعی و عبادت و میعادگاه همه ساخته شد. این مرکز در اتحاد و یکپارچگی آنان نیز نقش بسزایی داشت، مسلمانان بدون هیچ امتیازی در کنار یکدیگر می‌نشستند و پیامبر خدا نیز به گونه‌ای در حلقه آنان جای می‌گرفت که اگر بیگانه‌ای وارد می‌شد نمی‌فهمید کدام یک پیامبر خدا می‌باشند. مسلمانان با شنیدن صدای اذان، تمامی کارهای خویش را رها و شتابان به مسجد می‌آمدند و در نماز شرکت می‌جستند یا در جریان امور فوری قرار می‌گرفتند و این مرکزی بود که برای امور عبادی و سیاسی ساخته شد.

پیمان مدینه

از یکسو خطر غیرمسلمانان اهل مدینه و یهودیان اطراف روز به روز بیشتر می‌شد و از سوی دیگر خطر کفار قریش مسلمانان را تهدید می‌کرد؛ در این راستا پیامبر (ص)، پیمانی دفاعی که در آن مسلمانان، یهودیان و حتی مشرکان مدینه هم پیمان می‌شدند را منعقد کردند که براساس مفاد آن، امضاء کنندگان ملت واحدی دانسته شدند، هرگونه ظلم و ستم ممنوع شد، هر گروه رسوم زندگی سابق خویش را توانستند حفظ کنند، دفاع مشترک از یثرب به عهده همگان نهاده شد و تصریح شد که هر یک از گروه‌های مسلمان و یهود و به طور کلی تمام امضا کنندگان و هم پیمانان آنان که دیگری را به صلح با دشمن دعوت کرد باید بپذیرد مگر اینکه دشمن قصد مقابله با دین اسلام را داشته باشد همچنین تصریح شد که قریش و هم پیمانان آن‌ها پناه داده نمی‌شوند، داخل یثرب منطقه حرم اعلام شد و مناسبات افراد با یکدیگر بر اساس نیکی و خوبی تعیین شد و مرجع حل اختلافات نیز پیامبر (ص) دانسته شد.

پیمان برادری

پیامبر (ص) برای زدودن تعصبات قومی و قبیله‌ای و نژادی، انتساب افراد به قوم و قبیله خود را محدود نمودند. ایشان در یک اقدام مهم، مسلمانانی که از مکه به مدینه هجرت کرده بودند را «مهاجر» و اهالی مدینه را «انصار» نامیدند. این امر در اتحاد این دو گروه از مسلمانان (که از دو شهر متفاوت با فرهنگ و ویژگی‌های متفاوت بودند) و وحدت و یکپارچگی مسلمانان مدینه که از دو قبیله اوس و خزرج، مهر و موم‌ها هم با یکدیگر در تنش و درگیری بودند تأثیر بسزایی داشت؛ جامعه آن روز عربستان بشدت متعصب و پایبند عهد و پیمان و حلف بود و به قول دکتر شریعتی، «حلف، قوی‌ترین سنت اجتماعی عرب بود که پیامبر (ص) این سنت ریشه دار را گرفت و بدان روح انقلابی بخشید، رسم همچنان محفوظ ماند اما بجای پیمان قبایلی، پیمان اعتقادی و بجای دست دیگر، دست خدا روی دست‌ها قرار گرفت.»

یکی از اقداماتی که به استحکام هرچه بیشتر مسلمانان کمک کرد، پیمان برادری بود که بین مهاجرین و انصار بسته شد. مهاجر و انصار در محیط خاصی پرورش یافته بودند و در طرز تفکر و آداب و معاشرت و تعصبات قومی قبیله‌ای فاصله زیادی با یکدیگر داشتند؛ مهاجران که کاشانه خویش را ترک کرده و غالباً با دست خالی به مدینه آمده بودند در فقر شدیدی بسر می‌بردند: نه کاری داشتند، نه سرمایه‌ای و نا ابزاری برای کسب درآمد. تدبیر پیامبر (ص) برای ناامنی اقتصادی که پیامد هجرت این افراد بود، ایجاد اخوت بین آن دو گروه و بین هر یک از انصار با هر یک از مهاجرین بود که آن‌ها را به یکدیگر نزدیک کرد، کدورت‌ها را از بین برد و باعث شد انصار که خانه و درآمدی از خود داشتند مهاجران را در آنچه داشتند شریک کنند به گونه‌ای که برخی از انصار همه اموال خود را با برادر مهاجر خود تقسیم کردند.

پیمان با غیر مسلمانان اطراف مدینه

در پیمان مدینه تنها یهودیان و مشرکان ساکن مدینه اعم از اوس و خزرج و تیره‌های دیگر حضور داشتند اما یهود و طوایف مشرک اطراف مدینه می‌توانستند خطرساز شوند. پیامبر (ص) برای هم پیمان ساختن آنان با مسلمانان و به طور کلی با اهل مدینه، ابتدا با طوایف بزرگی همچون یهود بنی‌قریظه، بنی‌نضیر و بنی‌قین‌قاع پیمان بستند و آنان را از پناه دادن به دشمن یا جاسوسی برای آنان برحذر داشتند و سپس طوایف کوچک و بزرگ اطراف را با خود هم پیمان ساختند که به امنیت مدینه کمک شایانی نمود.

پیمان با قبائل مسیر تجارتی قریش

اقدام دیگر پیامبر (ص) اعزام گروه‌هایی برای انعقاد پیمان با قبایل مسیر تجارتی قریش بود. انعقاد پیمان با قبایل مسیر تجارتی تهدیدی برای منافع قریشیان بشمار می‌رفت که مسلمانان می‌توانستند از این گونه پیمان‌ها به نفع خود و مسلمانان مکه استفاده کنند با این روش، امنیت مسلمانان ساکن مکه بیشتر تأمین می‌شد؛ دشمن از توان و نیرومندی مسلمانان آگاه و پیامد آن امنیت بیشتر در برابر دشمن خارجی بود و اگر مسلمانی از مسلمانان مکه در کاروان قریشیان بود می‌توانست به هم‌پیمانان پیامبر (ص) پناه ببرد یا همراه گروه اعزامی به مدینه بیاید.

هم‌بستگی ادیان توحیدی

پس از تثبیت حکومت اسلامی به دست پیامبر (ص)، مأموریت دیگری از جانب خداوند متعال به پیامبر (ص) محول شد که با تکیه بر اصول مشترک اسلام و ادیان توحیدی، بین صاحبان این ادیان پیمان عقیدتی برقرار نماید و این گامی بود برای ایجاد امنیت هرچه بیشتر از راه وحدت ادیان چنانکه در قرآن آمده است: «بگو‌ ای اهل کتاب! بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را بجای خدا به خدایی نگیرد، پس اگر اعراض کردند بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم». (آل عمران، آیه ۶۴) این آیه را پیامبر (ص) در نامه‌های خود به سران کشورهایی که پیروان ادیان توحیدی بودند نیز آوردند و یکپارچگی و اتحاد صاحبان این ادیان را به آنان توصیه کردند که رفع کدورت‌ها موجب نزدیکی آنان با مسلمانان و تهدیدی برای مشرکان بود.

تألیف قلوب

ایجاد الفت و مهربانی در دل‌ها از موضوعاتی بود که پیامبر (ص) از راه آن در ایجاد و حفظ امنیت در مدینه کمک گرفت. در فقه سیاسی اسلام تألیف قلوب را نسبت به چند گروه لازم دانسته‌اند برخی از آن‌ها عبارتند از: کفاری که با تألیف قلوب به اسلام رغبت پیدا می‌کنند یا کفار مرز نشینانی که تألیف آنان مانع هجوم کفار بیگانه به کشور اسلامی است بعلاوه مسلمانان ضعیف الایمان یا مرزنشین نیز مشمول این عنوان می‌شوند. تألیف قلوب از موضوعاتی است که در قرآن مجید مورد اشاره قرار گرفته (توبه، آیه ۶۰) و بر هزینه بخشی از زکات در این مورد تأکید شده است.

ب) برنامه‌های بلند مدت امنیتی پیامبر (ص) در مدینه

پیامبر (ص) پایه ریزی بخشی از برنامه امنیتی خویش را از آغاز بعثت خود در مکه شروع کرده بودند. اخلاق و رفتار شخصی و توصیه‌های رفتاری ایشان یکی از پایه‌های امنیتی بود که بعدها آن را در مدینه در سطح گسترده‌ای دنبال کردند. پیامبر در مدینه با فرهنگ سازی در بین مسلمانان امنیتی عمیق و فراگیر برای آنان ایجاد کردند به گونه‌ای که با فقدان ایشان نیز جامعه از آثار آن بهره‌مند گردید. پیامبر (ص) پایه‌های برنامه بلند مدت امنیتی خویش را بر چند موضوع استوار ساخته بود که عبارت بودند از: ایمان و اعتقاد راسخ به خدا و اطاعت از او، اخلاق و رفتار نیک بخصوص اخلاق شخص آن حضرت به منزله حاکم جامعه، منش اجتماعی و اجرای عدالت اجتماعی به ویژه در رفتار متقابل شخص ایشان با مردم.

ایمان و اعتقاد به خدا

رابطه ایمان به خدا و آرامش و اطمینان رابطه‌ای واقعی و غیر قابل انکار است که در آیات متعددی از قرآن مجید نیز این موضوع با اشاره یا تصریح آمده است. در برخی از آیات، امنیت ثمره ایمان ذکر شده است: «کسانی که ایمان آورده و ایمانشان را به شرک نیالوده‌اند، آنان را ایمنی است و ایشان راه یافتگانند». (انعام، آیه ۸۲) در برخی آیات امنیت به منزله وعده الهی به افراد با ایمانی که عمل صالح انجام می‌دهند دانسته شده است: «خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که… و هر آینه بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند.» (نور، آیه ۵۵) در گروه دیگری از آیات خداوند با یادآوری امنیت و امدادهای غیبی در گذشته (انفال، آیات ۱۲، ۱۱، ۷) به مسلمانان دلداری داده و به آنان گوشزد می‌کند که خداوندی که شما را در فلان بحران از چنگ دشمن نجات داد دیگر بار نیز می‌تواند امنیتتان را بازگرداند. در آیاتی دیگر خداوند این نوید را به مسلمانان می‌دهد که آرامش درونی را از دشمن سلب می‌کنم و رعب و وحشت را بر آنان غالب می‌گردانم (آل عمران، آیه ۱۵۱؛ انفال، آیه ۱۲؛ احزاب، آیه ۲۶؛ حشر، آیه ۲) در آیات فوق خداوند از یک طرف مانع بروز تشویش و نگرانی مسلمانان و از سوی دیگر وحشت دشمن را به آنان گوشزد می‌کند و این امر در پرتو ایمان و اعتقاد راسخ به خداوند نتیجه‌ای جز آرامش، امنیت و پیروزی را به دنبال نخواهد داشت. ایمان به خدا قدرتی بی‌بدیل را در انسان ایجاد می‌کند که فرد جان بر کف به میدان جنگ قدم می‌گذارد تا به یکی از دو پاداش (احدی الحسنیین) پیروزی یا شهادت نائل آید و به فرموده قرآن مجید بیست نفر بر دویست نفر پیروز می‌شوند. (انفال، آیه ۶۵) پیامبر با مستحکم کردن پایه‌های ایمانی مردم برنامه درازمدت خود در ایجاد امنیت در جامعه اسلامی را تکمیل کردند، چه اینکه افرادی ثابت قدم، مقاوم و معتقد پشتوانه‌ای مهم برای امنیت بشمار می‌روند.

صفات و اخلاق فردی پیامبر

اخلاق والای پیامبر (ص) در اتحاد و یکپارچگی امت در صدر اسلام تأثیر بسزایی داشت. این اخلاق در حد بالایی بود و خداوند آن را «خلق و خوی بزرگ» (قلم، آیه ۴) نامید. پیامبر (ص) با داشتن چنین اخلاقی چنان مجذوب پیروانش شده بود که آن‌ها هیچ گاه خواسته‌های خویش را بر توصیه‌های ایشان مقدم نمی‌داشتند. برخی از صفات ایشان که در رضایتمندی مردم و ایجاد امنیت نقش بسزایی داشته عبارتند از: رحمت و مهربانی، سعه صدر، ساده زیستی، استقامت، رفتار و منش اجتماعی پیامبر (ص) در حکومت، عدالت اجتماعی، شفاف سازی، مشارکت، رعایت حقوق مردم، وفای به عهد و… . همه این‌ها مرهون منش و رفتار نیک و عادلانه پیامبر و تربیت والای پیروان ایشان بود همچنان که جرجی زیدان می‌گوید: «هنگامی که مسلمانان برای کارزار یرموک گرد آمدند، آنچه جزیه از مردم حمص (شام) گرفته بودند به آنان باز پس داد و گفتند: آنچه داده‌اید بستانید و ما را از هم پیمانی خود آزاد سازید. مردم حمص در پاسخ گفتند: هرگز از شما جدا نمی‌شویم. دادگستری و پرهیزکاری فرمانروایان شما بهتر از بیداد رومیان است ما با شما می‌مانیم و به همراهی فرماندار شما با ارتش هرقل می‌جنگیم.

سیره پیامبر (ص) در مواجه با دشمنان

پیامبر اکرم (ص)، شخصی سیاستمدار و دوراندیش بود پیوسته مراقب اوضاع دشمنان و جنب و جوش‌ها و توطئه‌های آنان بود و افراد زبردست و توانایی را به عناوین مختلف به اطراف مکه و میان تیره‌های مختلفی از مشرکان روانه می‌ساخت تا از تصمیمات مخالفان و توطئه‌های آنان آگاه شود، ابتکار این عمل در اسلام به وسیله پیامبر (ص) بوده است. در سیره پیامبر (ص) مراقبت از توطئه بیشتر بوده و معمولاً رسم پیامبر (ص) این بوده که دشمنان و توطئه‌گران را در مرحله توطئه‌چینی یا سرکوب می‌کرد یا آنان را می‌بخشید. به عنوان نمونه به شواهد تاریخی نیز اشاره می‌گردد:

کشتن سفیان بن خالد

یکی از اقدامات پیامبر (ص) از بین بردن یکی از چهره‌های معاند و متنفذ قبیله هُذَیل بود که در مرحله توطئه چینی او را از میان برد؛ رسول خدا (ص) خبر یافت که سفیان بن خالد از قبیله هذیل قصد فراهم کردن نیرو برای جنگ با مسلمانان دارد. آن حضرت در محرم سال چهارم، عبدالله بن اُنیس را فرستاد تا وی را به قتل برساند. عبدالله نزد وی آمده و گفت: شنیده است که او به قصد جنگ با محمد (ص) نیرو فراهم می‌کند و می‌خواهد به او ملحق شود، پس از اندکی راه که آشنایانش از گردش دور شدند، وی را به قتل رساند و به مدینه گریخت.

کشتن کعب بن اشرف

کعب بن اشرف از دشمنان سرسخت پیامبر (ص) بود که به آزار رسول خدا (ص) می‌پرداخت؛ وی پس از جنگ بدر به مکه رفت. اشعاری در مرثیه کشتگان قریش خواند و آنان را بر ضد مسلمانان تحریک کرد و نیز او نام برخی از زنان مسلمان را در اشعار خود می‌آورد و سبب آزار آن‌ها می‌شد. وقتی که کعب بن اشرف به مدینه آمد، محمد بن مسلمه و ابونائله تصمیم گرفتند با فریب کعب او را از خانه بیرون آورند؛ ابونائله ابتدا برای مکر خویش از رسول خدا (ص) اجازه گرفت. سپس به نزد کعب رفته و به او گفتند: آمدن این مرد – رسول خدا (ص) – برای ما بلا بود… و نیز گفتند: همراه عده‌ای قصد خوار کردن رسول خدا (ص) را دارند. بعداً کعب را از خانه اش بیرون بردند و در راه او را کشتند و گریختند و به سوی مسجد آمدند و پیامبر (ص) نیز در مسجد بود و با شنیدن صدای تکبیر آنان بیرون آمد و از ایشان استقبال کرد.

سرکوبی توطئه‌گران بنی‌نضیر

از جمله اقدامات پیامبر (ص) سرکوبی توطئه گران بنی‌نضیر بود که علت آن توطئه یهودیان برای قتل پیامبر (ص) بود که پیامبر (ص) برای برچیدن مرکز توطئه و فساد و جاسوسی، آن‌ها را از این منطقه بیرون کرد و اساس و اسباب آن‌ها ریشه کن نمود.

شکست دادن قبیله بنی‌المصطلق

غزوه بنی‌المصطلق، گروه و تیره‌ای از قبیله خزانه بودند که قصد توطئه علیه مسلمانان را داشتند. گزارش‌هایی به مدینه رسید که «حارث بن ابی ضرار» رئیس قبیله درصدد جمع آوری سلاح و سرباز است و می‌خواهد مدینه را محاصره کند؛ پیامبر (ص) همانند مواقع دیگر خواست فتنه را در نطفه خفه کند، با یاران خود به سوی قبیله بنی‌المصطلق حرکت کردند و در کنار چاه مریسیع با آن‌ها روبرو گردید؛ میان دو دسته درگیری شد. جانبازی مسلمانان و ترسی که در دل قبایل عرب از ناحیه مسلمانان افتاده بود، سبب شد که پس از زد و خورد کوتاهی با کشته شدن ده نفر از دشمن و یک نفر از مسلمانان – آن هم به طور اشتباهی – سپاه دشمن متفرق گردید و سرانجام اموال زیادی نصیب ارتش اسلام گشت و زنان آن‌ها به اسارت درآمدند.

سیره پیامبر (ص) در برخورد با جواسیس

قرآن کریم نسبت به عوامل نفوذی دشمن به مسلمانان سخت هشدار داده است: «در میان شما (کسانی هستند که جاسوسی می‌کنند) حرف‌های شما را شنیده و به دشمن می‌رسانند.» (توبه، آیه ۴۷) قرآن کریم در مورد یهودیانی که برای مشرکین جاسوسی می‌کردند می‌فرماید: «و از آن کسانی که بر آیین یهودند، سخنان شما را با دقت می‌شنوند تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند، آنان جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده‌اند، (مائده، آیه ۴۱) پیامبر (ص) با جاسوس بشدت برخورد می‌کردند و در بسیاری از موارد، دستور قتل آنان را صادر می‌نمودند. رسول خدا (ص) به قتل جاسوس ابوسفیان فرمان داد. سلمه بن اکوع در این باره نقل می‌کند: در یک سفر جنگی، جاسوسی از دشمن نزد رسول خدا (ص) آمد. کنار اصحاب نشست و پس از اندکی پا به فرار گذاشت. پیامبر (ص) فرمود: او را دستگیر کنید و به قتل برسانید. من از اصحاب سبقت گرفتم و او را کشتم و اموالش را گرفتم. پیامبر (ص) به من بیش از سهمیه ام داد.

الف) جاسوسی برای دشمنان

خیانت ابولبابه

خداوند مؤمنان را از خیانت به خدا، رسول و امانت‌های خود باز داشته است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ» (انفال، ۲۷) در ادامه، دارایی و فرزندان مؤمنان زمینه امتحان آنان خوانده شده و بر پاداش عظیم الهی کسانی که امانت‌های خدا و پیامبرش را پاس دارند تأکید می‌شود: «وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَ أَوْلاَدُکُمْ فِتْنَهٌ وَ أَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ» (انفال، ۲۸) از این آیه برمی‌آید که خیانت یاد شده با انگیزه حفظ دارایی‌ها و فرزندان از گزند دشمنان صورت پذیرفته است چنانکه جمله «وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ» نشان می‌دهد که آنان از خیانت بودن کار خویش آگاه بوده‌اند. بیشتر مفسران نزول آیات را در سال پنجم هجری و مرتبط با غزوه بنی‌قریظه و در شأن ابولبابه انصاری دانسته‌اند. براساس این دیدگاه، یهودیان بنی‌قریظه پس از ۲۱ روز محاصره شدن از سوی مسلمانان، خواستار صلح و خروج از مدینه شدند. پیامبر (ص) با رد این خواسته و با درخواست أوسیان به داوری سعد بن معاذ رئیس قبیله أوس رضایت داد. سعد به کشتن مردان جنگی، اسارت زنان و غنیمت دارایی آنان حکم کرد. یهودیان ابولبابه را به سبب الفت و روابط پیشین با وی برای مشورت طلبیدند و او با اشاره دست به گلوی خود به آنان فهماند که در صورت پذیرش داوری سعد همه مردان جنگی کشته خواهند شد. گفته‌اند که دارایی و زن و فرزندان ابولبابه در میان قبیله بین قریظه بود و او برای جلب حمایت آنان چنین کرد؛ همچنین آورده‌اند که وی پس از این خیانت و آشکار کردن راز جنگی مسلمانان به سختی نادم و اندوهگین شد و با بستن خود به ستونی در مسجد پیامبر (ص) سوگند یاد کرد که لب به آب و غذا نزد تا بمیرد یا توبه‌اش پذیرفته شود. هفت شبانه روز چنین کرد و توبه‌اش پذیرفته شد. بر اساس آیه یاد شده، انتقال اسرار سیاسی و نظامی مسلمان‌ها و دشمنان از مصادیق خیانت هم‌زمان به امانت خدا، رسول و خود مسلمانان خوانده شده که موجودیت، استقلال و منافع جامعه اسلامی و در نتیجه حیات و هویت دینی آن را به مخاطره می‌افکند.

جاسوسی حاطب بن ابی بلتعه

خداوند با اشاره به پاره‌ای از برخوردهای خصمانه و کینه توزانه دشمنان اسلام، مؤمنان را از همگرایی و ابراز مودت و دوستی نسبت به آنان نهی کرده و آن را مایه گمراهی خوانده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّهِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ… وَ مَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ» (ممتحنه، ۱) از آیات بعدی برمی‌آید که انگیزه این همگرایی و دوستی با دشمنان خدا نیز حفظ بستگان، فرزندان و دارایی‌ها از گزند آنان بوده است. از همین رو خداوند، مؤمنان را از روز قیامت بر حذر می‌دارد که در آن روز بستگان، فرزندان و دارایی آدمیان هیچ سودی به حال آنان نخواهد داشت، پس نباید دلبستگی به آنان زمینه ساز دوستی با دشمنان خدا شود: «لَن تَنفَعَکُمْ أَرْحَامُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (ممتحنه، ۳) عموم مفسران شیعه و سنی، آیه را در شأن حاطب بن ابی بلتعه دانسته‌اند. بر اساس این روایت هنگامی که رسول خدا (ص) در سال هشتم هجری، آماده فتح مکه می‌شد، برای رعایت اصل غافلگیری در جنگ، میان مردم شایع ساخت که به سوی خیبر می‌روند. حاطب، آگاه از مقصد اصلی حرکت، ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *