تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن شامل 92 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای امام زمان (عج) از دیدگاه قرآن :

آی اول: بقیه الله

در سوره هود، آیه ۸۶؛ از زبان حضرت هود(ع) خطاب به قوم خود می فرماید: «بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ وَ ما أَنَا عـَلَیکمْ بـِحَفیظٍ»؛ «آنچه خدا برای شما باقی گذارده (از سرمایه های حلال)، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید. و من، پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم.»

مفسران قرآن، کلمه «بقیه الله» را بـه سـود مـتعارف حلال در تجارت تفسیر کرده اند، و این تـعبیر یا بـه خـاطر آن است که چون سود حلال اندک مطابق فطرت و به فرمان خدا است «بقیه الله» است. یا اینکه تحصیل حلال باعث دوام نعمت الهی و بقای بـرکات مـی شود، و یا اشـاره به پاداش و ثوابهای معنوی است که تا ابد باقی مـی ماند، هـر چند دنیا و تمام آنچه در آن است، فانی شود.[۱]

از طـرف دیگـر در روایات مـتعددی می خوانیم که «بقیه الله» به وجود مقدس حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) یا امام دیگـر تـفسیر شده است که چند نمونه نقل می شود:

الف) شیخ صدوق(ره) با سند معتبر از «احمد بن اسحاق قـمی» روایت کرده اسـت که مـی گوید: محضر امام حسن عسکری(ع) مشرّف شدم. می خواستم درباره امام بعد از او سؤال کنـم. حـضرت بـدون اینکه من چیزی بگویم، فرمود: خدای حکیم هیچ گاه زمین را خالی از حجت نمی گذارد. عرض کردم: امـام بـعد از شما کیست؟ برخاست و از داخل خانه پسربچه سه ساله ای در آغوش خود آورد که صورتش مثل ماه کامل نـورانی بـود، فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدا و حجتهای او احترام نداشتی، فرزندم را به تـو نـشان نـمی دادم! مَثَل این فرزندم در این امّت مَثَل حضرت خضر و ذی القرنین است، مدت طولانی غایب می شود که در آنـ مـدت از هلاکت نجات نمی یابد، مگر کسی که خدا او را در اعتقاد به امامت این امام ثابت بدارد و تـوفیق دعـا بـرای تعجیل در فرجش عنایت فرماید.

احمد بن اسحاق می گوید: عرض کردم: مولای من! آیا علامتی هست که قلبم بـه آن مـطمئن گردد؟ در این لحظه دیدم آن کودک با زبان فصیح عربی فرمود: «أَنَا بَقِیهُ اللَّهِ فِی أَرْضـِهِ وَ الْمـُنْتَقِمُ مـِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَینٍ یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاق؛ من بقیه الله در زمین و انتقام گـیرنده از دشـمنان خـدا هستم، این احمد بن اسحاق! پس از دیدن با چشم، دیگر علامت نخواه!»

در پایان امام حسن عـسکری(ع) فـرمود: «یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ غَیبٌ مِنْ غَیبِ اللَّهِ فـَخُذْ ما آتَیتُک وَ اکتُمْهُ وَ کنْ مِنَ الشَّاکرِینَ تَکنْ غَداً فِی عِلِّیینَ؛[۲] ای احمد بن اسحاق! این،امر الهی و سرّی از اسـرار خـدا و غیبی از غیبهای خدا است، آنچه را که به تو دادم بگیر و مخفی کن و از شاکران بـاش تـا فردا در «علیین» با ما بـاشی.»

ب) و در حـدیث دیگر بـا چـند واسـطه از «محمد بن مسلم» روایت کرده است که می گوید: امـام بـاقر(ع) پس از بیان برخی از علایم ظهور، فرمود: «فَعِنْدَ ذَلِک خُرُوجُ قَائِمِنَا فَإِذَا خَرَجَ أَسـْنَدَ ظـَهْرَهُ إِلَی الْکعْبَهِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیهِ ثَلَاثُمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عـَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا ینْطِقُ بـِهِ هـَذِهِ الْآیهُ بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنـْتُمْ مُؤْمِنِینَ ثُمَّ یقُولُ أَنَا بَقِیهُ اللَّهِ فِی أَرْضِه وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیکمْ فَلَا یسـَلِّمُ عـَلَیهِ مُسْلِمٌ إِلَّا قَالَ: السَّلَامُ عَلَیک یا بـَقِیهَ اللهِ فـِی أرْضِهِ؛[۳] در آن هنگام، قـائم مـا ظـهور می کند، وقتی که ظهور کرد، بـه کعبه تکیه می دهد و سیصد و سیزده نفر دور او جمع می شوند، و اولین حرفی که می زند، این آیه است: «بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» سپس می گوید: من، بـقیه الله و خـلیفه او در زمـین و حـجت خـدا بر شما هـستم، پس از آن هـیچ مسلمانی بر او سلام نمی دهد، مگر اینکه می گوید: السَّلَامُ عَلَیک یا بَقِیهَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ.»

ج) شیخ کلینی(ره) بـا چـند واسـطه از «عمر بن زاهر» روایت کرده است که می گوید: مردی از امـام صـادق(ع) پرسـید: آیا بـه حـضرت قـائم می توان به عنوان «امیرالمؤمنین» سلام داد؟

فرمود: «لَا، ذَاک اسْمٌ سَمَّی اللَّهُ بِهِ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ(ع) لَمْ یسَمَّ بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا یتَسَمَّی بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا کافِرٌ؛ نه، آن نام را خدا مخصوص امیرمؤمنان علی(ع) کرده اسـت، پیش از او کسی به این نام، نامیده نشده و بعد از او نیز کسی این نام را برخود نمی بندد، مگر کافر.»

عرض کردم: فدایت شوم! پس چگونه به او سلام داده می شود؟ فرمود: می گویند: «السَّلَامُ عَلَیک یا بَقِیهَ اللَّه»، سپس این آیه را تلاوت نمود: «بَقِیتُ اللَّهِ خـَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»[۴]

د) در ضمن داستان طولانی سفر اجباری امام باقر(ع) به شام بـا دسـتور هشام بن عبد الملک آمده است: هنگامی که اهل «مَدین» دروازه شهر را به روی امام بستند، بالای کوهی که مُشرِف به شهر بود رفت و با صدای بـلند فـرمود: «یا أَهْلَ الْمَدِینَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا أَنـَا بـَقِیهُ اللَّهِ یقُولُ اللَّهُ “بَقِیهُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَ ما أَنَا عَلَیکمْ بِحَفِیظ”؛ ای اهل شهری که ساکنانش ظالمند! من «بقیه الله» هستم که خدا در قرآن مـی فرماید: «بـَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکم» تـا اینـکه پیرمردی از ساکنان شهر به مردم گفت: به خدا سوگند! این دعوت حضرت شعیب(ع) است. اگر دروازه را باز نکنید و به استقبالش نروید، عذاب الهی شما را می گیرد! لذا به استقبال امام شتافتند…. »[۵]

هـ.) از «نجمه » مادر امام رضا(ع) روایت شده است که ضمن بیان جریان حمل و ولادت امام رضا(ع) می گوید: هنگامی که متولد شد، دستش را بـه زمـین گذاشت، سـرش را به طرف آسمان بلند نمود و لبهایش را حرکت داد. گویا تکلّم می کرد و شهادتین و اقرار به امامان را می گفت، در این لحظه پدرش مـوسی بن جعفر(ع) وارد شده و فرمود: «هَنِیئاً لَک یا نَجْمَهُ کرَامَهُ رَبِّک؛ ای نجمه! کرامت پروردگـارت گـوارایت بـاد» نوزاد را در پارچ سفید به او دادم، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و با آب فرات «تحنیک» نمود، سپس بـه مـن برگرداند و فرمود: «خُذِیهِ فَإِنَّهُ بَقِیهُ اللَّهِ تَعَالَی فِی أَرْضِهِ؛ این (نوزاد) را بگیر که او بـقیه الله در زمـین اسـت.»[۶]

تا اینجا عنوان «بقیه الله به مصادیق متعدد (سود حلال، پاداش الهـی، مهدی موعود (ع) امام بـاقر(ع) و امـام رضا(ع)) تطبیق شده و در ظاهر با همدیگر اختلاف دارند، جهت حلّ این اختلاف ظاهری، رجوع می کنیم به تفسیر نمونه که پیرامون این مبحث نکته ای در آنجا آمده و با نقل آن، این مطلب را به پایان می بریم.

«آیات قرآن هـر چند در مورد خاصی نازل شده باشد، مفاهیم جامعی دارد که می تواند در اعصار و قرون بعد بر مصداقهای کلی تر و وسیع تر تطبیق شود.

درست است که در آیه مورد بحث، مخاطب قوم شعیب اند، و منظور از “بقیه الله” سود و سرمایه حـلال و یا پاداش الهی است؛ ولی هر موجود نافع که از طرف خدا برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد “بقیه الله”محسوب می شود. تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ “بقیه الله” اند. تمام رهبران راسـتین که پس از مبارزه با یک دشمن سرسخت برای یک قوم و ملت باقی می مانند، از این نظر “بقیه الله” اند.

همچنین سربازان مبارزی که پس از پیروزی از میدان جنگ بازمی گردند، آنها نیز “بقیه الله” اند.

و از آنجا که مهدی مـوعود(ع) آخـرین پیشوا و بزرگ ترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اسلام – است، یکی از روشن ترین مصادیق “بقیه الله” می باشد و از همه به این لقب شایسته تر است، به خصوص که تنها باقیمانده بعد از پیامبران و امامان است.»[۷] “

لذا در دعـای مـعروف «نُدبه» عرض می کنیم: «أَینَ بـَقِیهُ اللَّهِ الَّتـِی لَا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَهِ الْهَادِیهِ أَینَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَه…؛ کجاست بقیه و بجامانده خداوند که بیرون از خاندان عترت هدایتگر نیست و کجاست آنـ کـس کـه برای کندن ریشه ظالمان مهیا و آماده گردیده.»

آیـ دوم: مضطر حقیقی

در سوره نمل، در ضمن پنج آیه (۶۰ ـ ۶۴) با مطرح کردن پنج سؤال ـ به صورت استفهام تقریری ـ مشرکان را تحت محاکمه قرار داده و روشـن ترین دلایل تـوحید را بـا اشاره به دوازده نمونه از مواهب بزرگ خدای مهربان، بیان مـی کند. و در سؤال سوم (آیه ۶۲) می فرماید: «أَمَّنْ یجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یکشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُکمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ»؛ «[آیا معبودهای بی ارزش شـما بـهتر اسـت] یا کسی که دعای مضطرّ را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد؟ و شما را خلفای زمین قـرار مـی دهد. آیا معبودی با خدا است؟»

منظور از «مضطر» کسی است که چشم از عالم اسباب برگیرد و تمام قلب و روحش را در اختیار خـدا قـرار دهـد. همه چیز را از آنِ او بداند و حل هر مشکلی را به دست او ببیند، و این درک و دید را انسان در حـال اضـطرار و نـاچاری بهتر از حالات دیگر احساس می کند.

در روایات متعددی آمده است که: منظور از «مضطر» وجود مقدس حضرت ولی عـصر(ع) اسـت.

از امـام صادق(ع) روایت شده است که در تفسیر این آیه فرموده است: «نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ(عج) هُوَ وَ اللَّهِ الْمُضْطَرُّ إِذَا صـَلَّی فـِی الْمَقَامِ رَکعَتَینِ وَ دَعَا اللَّهَ فَأَجَابَهُ وَ یکشِفُ السُّوءَ وَ یجْعَلُهُ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ؛[۸] این آیه دربار قائم آل محمد(ع) نازل شده است. به خـدا سـوگند! مضطرّ اوست، هنگامی که در مقام ابراهیم(ع) دو رکعت نماز می خواند و به درگاه خدا روی مـی آورد و د عـا مـی کند، خدا دعای او را اجابت می کند، ناراحتیها را برطرف می سازد و او را خلیف روی زمین قرار می دهد.»

در «تفسیر نمونه» پس از نقل دو روایت در این مـورد، مـی نویسد: «بدون شک، منظور از این تفسیر، منحصر ساختن مفهوم آیه به وجود مبارک مهدی (ع) نـیست؛ بـلکه آیه مفهوم گسترده ای دارد که یکی از مصداقهای روشن آن، وجود مهدی(ع) است که در آن زمان که همه جا را فساد گرفته باشد، درها بـسته شـده، کارد به استخوان رسیده، بشریت در بن بست سختی قرار گرفته، و حالت اضطرار در کل عالم نـمایان اسـت، در آن هنگام، در مقدس ترین نقط روی زمین دست به دعـا بـرمی دارد و تـقاضای کشف سوء می کند و خداوند این دعا را سرآغاز انـقلاب مـقدس جهانی او قرار می دهد و به مصداق «وَ یجْعَلُکمْ خُلَفاءَ الْأَرْض»؛ او و یارانش را خلفای روی زمین می کند.»[۹]

عـنوان «مـضطر» نیز هـمچون عـنوان «بـقیه الله» در دعای «ندبه» به امام زمان(ع) اطـلاق شـده است، آنجا که می گوییم: «أَینَ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یجَابُ إِذَا دَعَا.»

آی سوم: مای حـیات

سـوره ملک، آیه ۳۰ می فرماید: «قُلْ أَرَأَیتُمْ إِنْ أَصـْبَحَ ماؤُکمْ غَوْراً فَمَنْ یأْتـِیکمْ بـِماءٍ مَعِین»؛ «بگو: به من خـبر دهـد اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می تواند آب جاری و گوارا در دسترس شـما قـرار دهد؟!»

در این آیه «ماء مَعِین» را بـه آب جـاری تـفسیر کرده اند؛[۱۰] ولی در روایات متعددی از اهل بیت(ع) بـه وجـود مبارک امام عصر (ع) تطبیق شده است که به نقل دو نمونه بسنده می کنیم:

الف ) «علی بـن جـعفر» تفسیر این آیه را از برادرش امام کاظم(ع) پرسید، امـام(ع) در جـواب او فرمود: «إِذَا غـَابَ عـَنْکمْ إِمـَامُکمْ فَمَنْ یأْتِیکمْ بِإِمَامٍ جـَدِیدٍ؛[۱۱] زمانی که امام شما غایب شـود، چـه کسـی مـی تواند بـرای شما امام جـدید بیاورد؟»

ب) ابـو بصیر در تفسیر آیه از امام باقر(ع) روایت کرده است: هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ یقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُکمْ غَائِباً عَنْکمْ لَا تـَدْرُونَ أَینَ هـُوَ فَمَنْ یأْتِیکمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ یأْتِیکمْ بِأَخْبَارِ السـَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ حـَلَالِ اللَّهِ وَ حـَرَامِهِ، ثـُمَّ قَالَ: وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِیلُ الْآیهِ وَ لَا بُدَّ أَنْ یجِی ءَ تَأْوِیلُهَا؛[۱۲] این آیه درباره امـام قائم (مهدی)(عج) نازل شده است، می گوید: اگر امام شما غایب گردد، و ندانید کجا است، چه کسی برای شما امام ظاهر می آورد که اخبار آسمانها و زمین، و حلال و حرام خدا را برای شـما شـرح دهد؟ سپس امام فرمود: به خدا سوگند! تأویل این آیه هنوز نیامده و سرانجام خواهد آمد.»

در «تفسیر نمونه» پس از نقل روایت فوق، می نویسد: «روایات در این زمینه فراوان است، باید توجه داشت که همه از باب “تطبیق” است، و به تـعبیر دیگـر، ظاهر آیه مربوط به آب جاری است، که مای حیات موجودات زنده است، و باطن آیه، مربوط به وجود امام، علم و عدالت جهان گستر او است که آن نیز مای حـیات جـامع انسانی است.

بارها گفته ایم: آیات قـرآن معانی متعدد، ظاهر و باطن دارد؛ ولی این نکته را نیز مؤکداً تکرار می کنیم: پی بردن به بطون آیات، جز برای پیامبر و امام معصوم ممکن نیست، و هیچ کس حق ندارد چیزی بـه عـنوان باطن آیه از پیش خود مطرح کنـد، آنـچه ما می گوییم، مربوط به ظواهر آیات است، و آنچه مربوط به بطون آیات است، فقط باید از معصومین بشنویم.»[۱۳]

آی چهارم: مظفّر و منصور

سوره إسراء، آیه ۳۳ می فرماید: «وَ مَنْ قُتِلَ مـَظْلُوماً فـَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً»؛ «و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم؛ امّا در قتل اسراف نکند؛ چرا که او مورد حمایت است.»

آی شـریفه، یک قـانون کلی دربار افـراد به ناحق کشته شده، و حق قصاص ولی آنها را بیان می کند؛ ولی در روایات متعددی عنوان «مقتول» به امام حسین (ع) و عنوان «مـنصور» به حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء تطبیق شده است که به نـقل چـهار نـمونه از آنها بسنده می کنیم:

الف) از امام باقر(ع) روایت شده است که در تفسیر آیه فوق فرمود: منظور حسین(ع) است، و در تفسیر «فَلا یسْرِفْ فـِی الْقـَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً» فرمود: «سَمَّی اللَّهُ الْمَهْدِی الْمَنْصُورَ کمَا سُمِّی أَحْمَدُ [وَ مُحَمَّدٌ] مـَحْمُوداً وَ کمـَا سـُمِّی عِیسَی الْمَسِیحَ (ع)؛[۱۴] خدا مـهدی(ع) را [منصور] نامیده، همان گونه که احمد محمد(ص) را [محمود] و عیسی(ع) را [مسیح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *