تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شرح توطئه نافرجام، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شرح توطئه نافرجام شامل 61 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شرح توطئه نافرجام:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شرح توطئه نافرجام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شرح توطئه نافرجام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شرح توطئه نافرجام را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح توطئه نافرجام :

پنجم اردیبشهت ماه سالروز شکست حمله نظامی آمریکا در طبس بواسطه طوفان شن

در شامگاه چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹ ه.ش هفت فروند هواپیمای غول پیکر نظامی ۱۳۰ – C و هشت فروند بال گرد نظامی مجهز امریکایی مرزهای هوای جنوبی ایران را بدون کوچک ترین مقاومتی پشت سر گذاشته و وارد حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران می گردند. یکی از پاسگاه های مرزی عبور آنها را گزارش می دهد، امّا به دلایلی نامعلوم به آن گزارش ترتیب اثر داده نمی شود.

هواپیماها و بال گردها پس از طی مسافتی بیش از هزار کیلومتر در حریم هوایی ایران بدون برخورد با هیچ گونه مانعی جهت سوخت گیری و احتمالاً برای هماهنگی شروع عملیات در یک فرودگاه متروکه – که در جنگ جهانی دوم در نزدیک رباط خان طبس توسط قوای متفقین ساخته شده بود – فرود می آیند. توطئه گران مجهز به تمامی تجهیزات نظامی و حتی تانک، موتور سیکلت های پرقدرت سریع و سنگین (تریل) اتومبیل جیپ و سلاح های مختلف بودند. زمان فرود اندکی قبل از نیمه شب چهارم اردیبهشت بود.

یک اتوبوس مسافربری از کوره راه نزدیک عبور می کند. با پنتاگون تماس گرفته شد که چه تصمیمی در مورد چهل سرنشین اتوبوس بگیرند، دستور داده شد که تمامی مسافران را بازداشت نموده و درون یک هواپیمای ۱۳۰ – C قرار داده و به طور موقت آنان را از ایران خارج سازند. یکی از ایرانیان گفت: آنها به ما گفتند که دوباره بر اتوبوس سوار می شویم، یک امریکایی اتوبوس ما را به نزدیک هواپیمایی راند. او به ما گفت: پیاده شویم و سوار هواپیما گردیم. حساس ترین لحظات مأموریت فرا می رسید. یکی از مسافران ایرانی گفت: ما در حال سوار شدن به داخل هواپیما بودیم که ناگهان مشاهده کردیم یکی از هواپیماها آتش گرفت. حقیقت مطلب این بود که یکی از بال گردها در زمین از هواپیمای ۱۳۰ C-بنزین گیری کرده بود، از زمین بلند شد تا بال گرد دیگری جهت سوخت گیری آماده شود، اما در این لحظه خلبان، بال گرد RH-S3D را به سرعت به سوی جلو راند. در این لحظه پروانه آن با بدنه هواپیما برخورد نمود و در همان موقع هر دو آتش گرفتند و هشت امریکایی هلاک گردیدند.

هم چنین قبل از آتش سوزی یک کامیون به طرف جاده می آمد که راننده اش پس از تیراندازی به سوی تانکر متواری شد. ترافیک غیر منتظره در جاده ای کویری و احتمال فاش شدن مأموریت، مرگ کماندوها و احتیاج فوری به رسانیدن زخمی ها به بیمارستان یک تصمیم بسیار دشواری را پیش می کشید که امریکایی ها باید هر چه زودتر صحرا را ترک کنند. زمانی باقی نمانده بود تا بدنه هواپپیما خنک شود و آنها اجساد را بیرون بکشند. در عوض نجات دهندگان باید در مرحله اول خود را از این وضع می رهانیدند. پس به سوی هواپیمای ۱۳۰-C رفتند و سوار آن شدند و پا به فرار گذاشتند. یکی از کسانی که در این مأموریت نقش داشت، با حضور جیمی کارتر در مصاحبه مطبوعاتی پس از عملیات نافرجام نجات، جزئیات چندی از این مأموریت را فاش نمود، اما وزیر دفاع امریکا – هارولد براون – سرّی تر برخورد می نمود و کم تر اطلاعات می داد.

حضور کارتر در یک مصاحبه مطبوعاتی، آن هم درست چند ساعت پس از فرار امریکایی ها از خاک ایران با چشمانی سرخ و ورم کرده حاکی از بی خوابی، خشم، ترس و ناامیدی نشان دهنده این موضوع بود که می خواست به عوامل خود در درون ایران بفهماند که عملیات عقیم مانده و آنان را از ادامه برنامه بازدارد.

نکته دیگر این که پس از آن از سوی کارتر و هارولد براون اعلام گردید که اسناد طبقه بندی شده و سرّی در صحنه عملیات باقی مانده، بال گردها مورد حمله واقع شده و همراه با اسناد باقی مانده نابود گردیدند. بال گردها مأموریت داشتند تا کماندوها را به یک اردوگاه دومی بعد از سوخت گیری در محلی که مخفی گاه کوهستانی نام داشت و خارج از تهران بود منتقل سازند تا از ردگیری رادارها و نیروهای دفاعی ایران در امان باشند. برخی از افراد نجات توسط کامیون هایی به محوطه سفارت امریکا در ایران (لانه جاسوسی) آورده می شدند؛ هرچند که این وسایل نقلیه از کجا می آمدند؟ مسئله ای سرّی بود. درست در زمانی که بال گردها بر فراز لانه جاسوسی پدیدار می شدند، مأموران نجات قصد ناتوان نمودن مأموران محافظ را داشتند، سپس گروگان ها و تیم مهاجم را به وعده گاهی که مشخص شده بود با هواپیما منتقل می نمودند.

روز جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ حدود ساعت ۱۲ نیم روز از تهران به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد خبری مبنی بر وجود چند هواپیما و بال گرد امریکایی در فرودگاه متروکه حوالی طبس که مسافرین اتوبوسی را به گروگان گرفته اند، گزارش شد. در ساعت ۳ بعد از ظهر همان روز از مرکز سپاه یزد پنج نفر به سرپرستی محمد منتظر قائم (فرمانده سپاه این ناحیه) عازم محل حادثه شدند، در حوالی محل حادثه آنان با تعدادی از پاسداران کمیته برخورد نمودند، عده ای از افراد ژاندارمری نیز در منطقه حضور داشتند، اما هیچ یک به محل هواپیما و بال گرد نزدیک نشده بودند، زیرا در همان هنگام چند فانتوم در ارتفاع زیاد در حال پرواز بر فراز منطقه بودند.

افراد ژاندارمری منطقه به پاسداران اعزامی می گویند: منطقه ناامن است و باید با مرکز تماس بگیرند. اگر فانتوم ها ایرانی هستند مشخص شود و مطلع گردند که منطقه را بمباران نکنند، زیرا نیروهای ایرانی در آن جا هستند.

اگرچه افراد ژاندارمری محل را ترک نمودند، ولی پاسداران به بال گردها نزدیک شدند. در یک سوی جاده دو فروند و در سوی دیگر چهار فروند بال گرد قرار داشت که یکی از آنها در حال سوختن بود. از میان افراد اعزامی شهید محمد منتظر قائم و یک نفر دیگر به محل نزدیک تر شدند و مراقب مین گذاری احتمالی بودند تا به خودرو جیپ باقی مانده که حامل مقداری اسلحه و مهمات بود رسیدند، آن را روشن نمودند و به کنار جاده آوردند، سپس به چند موتوسیکلت تریل که روی کیلومتر شمار آن کاملاً استتار شده بود رسیدند، در این بین متوجه توفان شنی که به آنها نزدیک می شد گردیدند، از اولین بال گرد که گذشتند به وسایلی چون لباس و ماسک برخورد کرده و آنها را به کنار جاده انتقال دادند. سپس شهید محمد منتظر قائم و یکی از پاسداران با احتیاط داخل یکی از بال گردها شدند که داخل آن یک تیربار کالیبر ۵۰ سوار شده و روی سه پایه نوار فشنگ به آن وصل شده و کاملاً آماده شلیک بود.

در گوشه دیگر حدود ۱۰ کیسه حاوی قطعات کالیبر ۵۰ سوار شده، چند جعبه فشنگ کالیبر ۵۰ تعدادی کیف مخصوص بی سیم صحرایی که پر از مواد منفجره آماده انفجار بود و یک کلاسور محتوی چند ورقه درجه بندی شده یافتند. هر کدام از آنها با مقداری وسایل و اسلحه نیروی دریایی امریکا از بال گرد خارج شدند.

در این هنگام توفان شن تمام شد و هوا کاملا صاف گردید. ناگهان سه یا چهار فانتوم از روی بال گردها عبور کردند، چرخی زده و به سوی آنها بازگشتند و با کالیبر ۵۰ به سمت بال گردی که دستگاه راداری در آن روشن بود شلیک کردند. در یک لحظه آن بال گرد منهدم شد و از بین رفت. فانتوم ها که دور شدند دو پاسدار به سرعت حدود صد متر از آنها فاصله گرفتند و روی زمین دراز کشیدند، اما فانتوم ها همچنان در حال پرواز بودند و به سوی دو پاسدار و دیگر نیروهای اعزامی از سپاه یزد که داخل جیب کنار جاده بودند، تیراندازی می نمودند. سرانجام در اثر انفجار یک راکت، برادر پاسدار محمد منتظر قائم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد به شهادت رسید و دو تن دیگر زخمی گردیدند که به طبس انتقال یافتند. پیکر مطهر شهید منتظر قائم شب هنگام بر شن های کویر آمیخته با خون خویش باقی می ماند و صبح گاهان برای بردن اولین شهید حمله نظامی مستقیم امریکا به ایران، به سوی کویر می آیند و این در حالی بود که یک دستش قطع شده و پاره های آهن راکت در قلبش فرو نشسته و به دیدار حق شتافته بود.

اهداف و مقاصد این تهاجم ناکام

از سوی تمامی خبرگزاری های جهان مخابره گردید که نیروهای کماندویی امریکایی با تجهیزات کامل نظامی برای نجات گروگان های لانه جاسوسی به سوی تهران رهسپار شدند، ولی به دلیل اشکال در برنامه در کویر ایران متوقف شده و افراد باقی مانده فرار کرده اند.

اما در پس این حرکت چه قضایایی نهفته بود و آنها می خواستند چه نقشه ای را عملی سازند؟ ساده اندیشی است اگر تصور کنیم که آنان صرفاً برای نجات ۵۲ گروگان آن همه بال گرد و هواپیما و سلاح و مهمات را به ایران انتقال داده بودند. آنان می خواستند مراکز مهمی چون منزل امام خمینی، مراکز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مدرسه فیضیه، مقر ریاست جمهوری، نخست وزیری، ستاد کمیته مرکزی، انبارهای مهمات ارتش را بمباران کنند. هم چنین شخصیت های مهم مملکتی را از بین برده ویک حکومت سوسیال دموکرات به سبک امریکایی و به ریاست شاهپور بختیار به روی کار آورند.

آنچه امام خمینی (قدس سره) پس از شکست حمله نظامی امریکا بیان فرمود، هم جواب این هدف واقعی امریکا و هم پاسخی برای مطالب ادعایی مبنی بر نجات گروگان هاست:

«کارتر گمان می کند با دست زدن به این مانورهای احمقانه، می تواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداکاری روگردان نیستند، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند، کارتر باز احساس کرده با چه ملتی روبه روست و با چه مکتبی بازی می کند. ملت ما ملت خون و مکتب ما [مکتب ] جهاد است. کارتر باید بداند که اگر این گروه به مرکز جاسوسی امریکا در تهران حمله کرده بودند اکنون هیچ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *