توضیحات
فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن شامل 82 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شناخت و معرفت خداوند در قرآن :
عوامل و انگیزه هایی وجود دارد که شخص را وادار به این می کنند تا در مسیر خداشناسی قدم بردارد و معرفت او را جویا شود. این مسأله از نظر علم اخلاق از اهمیت والایی برخوردار است زیرا انسان با شناختن چنین عوامل و انگیزه هایی می تواند از رهگذر تقویت آنها خودش یا دیگران را در زمینه خداشناسی به تلاش بیشتری وا دارد و یا با شناساندن و تأیید و تحریک آنها شخص را وادار کند تا بطور خودکار، دنبال کسب معرفت برود. بنابراین، برای یک معلم اخلاق و مربّی، شناختن این انگیزه ها ضروری به نظر می رسد. چنانکه شناخت راه های تقویت و تحریک آنها نیز لازم است. از این رو، در اینجا ما نیز تا آنجا که مجال داشته باشیم برای بیان مسأله فوق به بررسی برخی از این عوامل و انگیزه می پردازیم:
الف) از جمله انگیزه هایی که در زمینه مطلق علوم و همه معارف و شناخت های انسان تأثیر مثبت دارد عبارت است از «فطرت حقیقت طلبی». آفریدگار متعالی، انسان را به گونه ای آفریده است که فطرتاً و از درون خود طالب شناخت حقایق است و پیوسته در جستجوی این گمشده خویش به طرح سؤالات و حلّ مسائل در زمینه های متنوّع و موضوعات گوناگون می پردازد. و از همین جاست که در زمینه معارف و علوم تا کنون پیشرفت چشمگیری کرده است و فلسفه و علوم مختلف و رشته های گوناگون تخصّصی را که روز به روز انشعاب بیشتری می یابند به وجود آورده و از این رهگذر به اختراعات و اکتشافات و ترقّی و تعالی در زندگی دست یافته است.
حقیقت جویی یک میل فطری و جبری است که در درون هر انسانی ریشه دارد و احیاناً از آن به غریزه کنجکاوی تعبیر می شود. این گرایش، به هر نامی که از آن یاد کنیم، در واقع جزئی از حقیقت انسان است و در سرشت و نهاد انسان و اعماق هستی وی ریشه دارد که هر گاه از آن غفلت کنیم در واقع بخشی از انسانیت و پاره ای از وجود خویش غفلت کرده ایم. بنابراین، انسانیت و کمال انسانی انسان این اقتضا را دارد تا به جستجوی حقایق و درک آنها بپردازد و اگر در این کار کوتاهی کند در واقع به انسانیت او لطمه خورده است و تا حدّ حیوانیت و پایین تر، سقوط خواهد کرد.
بنابراین ما می توانیم، با ایجاد پیوند میان «حقیقت جویی» و «کمال جویی» در انسان که از آن عام تر و وسیع تر و عمیق تر خواهد بود و یا بهتر است بگوییم: با آگاهی دادن و تنبّه نسبت به این پیوند واقعی که در بین این دو گرایش وجود دارد، افراد را در این زمینه وادار به تلاش و فعّالیت بیشتری کنیم؛ چرا که، هیچ انسانی مایل نیست ناقص باشد و یا در قعر حیوانیت سقوط کند و از انسانیت و کمال انسانی دور شود. و اگر متوجّه شود، کوتاه آمدن در درک حقایق به این معنا خواهد بود، سعی و تلاش خود را، تا آنجا که برایش میسّر باشد، برای پیشگیری از سقوط، بیشتر خواهد کرد، به طرح سؤالاتی می پردازد و آماده پاسخ جویی یا پاسخ گویی به مسائلی می شود که طبعاً، یکی از مهمترین آنها این سؤال ریشه دار خواهد بود که: آیا جهان آفریننده ای دارد یا نه؟ و اگر دارد صفات و افعال او چه هستند؟
البته، این غریزه در همه افراد کارآیی لازم را ندارد؛ بلکه، قشر محدودی از اجتماع هستند که این انگیزه در ایشان قوی است و صرفاً به تحریک فطری و به منظور حقیقت جویی، دنبال علم و معرفت و درک حقیقت می روند. غالب کسانی که به دنبال کسب معارف و از جمله توحید و خداشناسی و مسائل مربوطه می روند دست کم، باید در آنان انگیزه های دیگری نیز به این انگیزه حقیقت جویی ضمیمه شود و آن را تقویت کند تا بتوانند در این مسیر قدم بردارند و کم هستند کسانی که همّت بلند دارند و می خواهند حقایق را و در رأس همه، آفریننده هستی را صرفاً، بخاطر درک حقیقت و بالا بردن معرفت خویش مورد جستجو قرار دهند.
شاید بتوان گفت: این که در قرآن، در موارد بسیار فراوانی بر حقّ و حقیقت تکیه می کند تأییدی بر این سخن ماست و خود این اهتمام، دلیل بر این است که قرآن وجود این گرایش را در انسان پذیرفته است و تکیه بر آن را به عنوان یک عامل مؤثّر تربیتی قبول دارد. از این رو، به آیاتی بر می خوریم نظیر آیه: «الحَقُّ مِن رَبِّک فَلا تَکونَنَّ مِنَ المُمتَرینَ؛[۱] (تو که به دنبال حق می گردی) حقّ از پروردگار توست پس نباید از شک کنندگان (و مردّد و دو دل) باشی».
و آیه: «فَهَدی اللهُ الَّذینَ آمَنُوا لِمَا اختَلَفُوا فیهِ مِنَ الحَقِّ بِاِذنِه؛[۲] پس خداوند هدایت کرد کسانی را که ایمان آورده اند، در زمینه آنچه را که در آن اختلاف می کردند از حقّ».
این گونه آیات وجود چنین گرایشی را در انسان مفروض گرفته است و در زمینه وجود چنین گرایشی از این طریق بطور متنوّع درباره حقّ سخن می گوید؛ زیرا، اگر چنین گرایشی در انسان نباشد؛ اصولاً، این گونه تأکید بر حقّ بی معنی خواهد بود. و از رهگذر وجود این گرایش با تعیین مصداق حقّ آن را جهت می دهد به سوی اهداف خاصّ خود. به عبارت دیگر قرآن کریم اصل فطرت گرایش به حقّ را در انسان پذیرفته است و پس از پذیرش، از دو راه آن را تقویت و تأیید و هدایت می کند یکی از راه دست گذاردن روی این گرایش تنبّه و توجّه دادن انسان بوجود آن و تحریک و برانگیختن آن، و دوم از راه تعیین مصداق و شناساندن حق که باعث روشن تر شدن و مشخص تر شدن متعلق این گرایش و جهت آن و نهایتاً حرکت و فعّالیت انسان به سوی شناخت و معرفت حقایق و نیز بزرگترین و بالاترین آنها که وجود خدای متعال است.
ب) انگیزه دیگری که در انسان وجود دارد و به تناسب این بحث می توان روی آن دست گذارد، «حبّ ذات» است که در نقش یک عامل درونی نیرومند، انسان را وا می دارد تا کمالات خویش را دنبال کند و فضیلت و شرافت انسانی را در خویش محفوظ بدارد. از دیدگاه «فلسفه» و «علم النّفس»، یکی از فروع حبّ ذات (یا خودخواهی و خوددوستی) که گاهی نیز از آن به «کرامت خواهی» تعبیر می شود، این است که انسان به شدت خواهان آن است که انسانیتش حفظ شود و با حیوانات فرق داشته باشد. و از آنجا که زندگی و کرامت انسانی و مقام انسانیت _ بر خلاف زندگی حیوانی مبتنی بر قوانین کور و سیر غریزی که در آن تعقّل و گزینش عقلانی را جایی نیست و یا بسیار ضعیف است _ کاملاً وابسته به این است که زندگی انسان بر پایه های عقلانی استوار و رفتارش بر گزینش عقلانی متّکی باشد و در چارچوب ایدئولوژی و جهان بینی و قالب ها و استانداردهای معقول و منطقی، ظاهر شود.
بنابراین، در زندگی انسانی، رفتار انسان در قالب هایی ارزشی و عقلانی ظاهر می شود که آنها نیز به نوبه خود، مبتنی بر شناخت ها و بینش های عقلانی و در رأس همه آنها خداشناسی خواهد بود. و به عبارتی اگر انسان خدا را نشناسد،در واقع، جهان بینی صحیح و عقلانی ندارد و با فقدان جهان بینی معقول، از داشتن ایدئولوژی درست محروم خواهد بود که در این صورت، رفتار صحیح و انسانی از وی صادر نمی شود.
در این زمینه به آیات قرآن بر می خوریم که به طرز ظریف و در عین حال، روشنی بر این حقیقت تکیه می کند و کسانی را که فاقد معارف باشند و بر اساس قوانین و اصول عقلانی و منطقی، زندگی خویش را پی ریزی نکرده باشند تا حدّ حیوانات و حتی حدّی پست تر و گمراه تر از حیوانات تنزّل می دهد آنجا که می گوید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِک هُمُ الْغافِلُونَ؛[۳]و محققاً، آفریدیم برای جهنّم بسیاری از جنّ و انس را برایشان دل هایی است که با آنها نمی فهمند و برایشان چشم هایی است که با آنها نمی بینند و برایشان گوش هایی است که با آنها نمی شنوند، آنان همانند چهارپایانند؛ بلکه آنان (از چهارپایان) گمراه ترند آنان همان غفلت زدگان هستند».
در اینجا حقیقتی را یادآوری می کنیم که آیات قرآن در دو مورد به این حقیقت پرداخته است در مورد نخست می گوید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کفَرُوا فَهُمْ لا یؤْمِنُونَ؛ [۴]که بدترین جانوران در پیشگاه خداوند کسانیند که کفر ورزیدند پس آنان ایمان نمی آورند». و در مورد دوم می گوید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکمُ الَّذِینَ لا یعْقِلُونَ؛ [۵] که بدترین جانوران در پیشگاه خداوند (انسان) کر و لال است کسانی هستند که نمی اندیشند».
اکنون، اگر، این دو آیه را با هم تطبیق کنیم، نتیجه خواهیم گرفت که نبود ایمان معلول یک نوع کوری باطنی و نداشتن علم صحیح و به کار نبردن عقل است. بنابراین، راه کسب ایمان درست به کار گرفتن عقل و خرد است که از رهگذر آن به معرفت صحیحی دست یابیم تا زمینه پیدایش ایمان در ما فراهم شود.
در واقع آیاتی که همانند آیات فوق این گونه روی ادراکات انسانی تکیه می کنند که فقدان آن را با فقدان انسانیت همراه و همسو می دانند و از این رهگذر می کوشند تا ایشان را وادار به تلاش در مسیر به کار گرفتن اندیشه و اکتساب معارف حقّه کنند نظیر آیه: «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکثَرَهُمْ یسْمَعُونَ أَوْ یعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً؛[۶]آیا باور داری که بیشتر آنان می شنوند یا می اندیشند نیستند آنان جز همانند چهارپایان بلکه آنان گمراه ترند».
در واقع این گونه آیات را می توان گفت: روی همین انگیزه کرامت خواهی انسان تأکید دارند و بر این اساس که این گرایش در نهاد انسان ریشه دارد به عنوان یک عامل تربیتی از آن در مسیر رشد و تعالی انسان استفاده می کنند. و بدین منظور که میل به کمال و کرامت خواهی را در انسان هم تحریک و تقویت و هم به سوی مقصد صحیح آن هدایت کنند، نیندیشیدن و به طرز صحیح استفاده نکردن از قوای ادراکی، نعمت های بزرگی که خداوند در اختیار بشر قرار داده است، را به عنوان سقوط در مقام پست حیوانی مطرح می سازند.
ج) سوّمین انگیزه ای که در این زمینه می توان روی آن دست گذارد و در تحصیل معرفت می تواند مؤثّر باشد عبارت است از فطرت حق شناسی و بجای آوردن سپاس و شکر منعم. هر انسانی دارای فطرت سالم، هنگامی که مورد احسان شخصی قرار گرفت، خود را مدیون شخصی می داند که به وی احسان کرده است و پیوسته در این فکر است که بخاطر این احسان، به نحوی از وی سپاس گزاری کند. چنین تمایلی در اعماق فطرت انسان ریشه دارد و در مواقع مناسب آثار خود را ظاهر می سازد مگر آنکه عواملی مانع از تأثیر این گرایش شوند و یا انحرافی در فطرت انسان در اثر برخی از کار و کردارها به وجود آمده باشد.
از آنجا که انسان در این عالم به تناسب سطح فکر و اندیشه اش، این حقیقت را درک می کند که از نعم فراوانی برخوردار است و هر چه از اندیشه عمیق تر و دقّت فراوان تر برخوردار باشد و بهتر بتواند ظرافت ها و نعمت های دقیق تر و ظریف تر را درک کند بیشتر و وسیع تر و عمیق تر خویش را غرق در نعمت ها می بیند و طبعاً، این سؤال برایش طرح می شود که این نعمت ها از آن کیست؟ و من مورد احسان چه شخصی قرار گرفته ام؟ و در اینجاست که فطرت حق شناسی نیز جزء نیرومندترین عواملی است که وی را در این زمینه وادار به تلاش و جستجو می کند تا منعم خویش باز شناسد و شکر و سپاس نعم وی را بجای آورد. و یا اگر برایش ممکن باشد حتّی به نحوی این احسان ها و انعام ها را جبران کند. او در واقع این کار را وظیفه انسانی خودش تلقّی می کند و کوتاهی در آن برایش با ناراحتی درونی و عذاب وجدان و پشیمانی همراه خواهد بود. درست مثل کسی که از طریق بانک مبلغ گزافی برایش حواله شود ولی صاحب پول و امضاء کننده حواله را نشناسد. که فطرتاً تا آنجا که برایش مقدور باشد سعی در شناخت وی خواهد کرد و این حس حق شناسی او را آرام نمی گذارد تا یا وی را بیابد و به نحوی این لطف او را جبران کند و یا از یافتن وی مأیوس گردد.
در واقع، این یک گرایش فطری و غیر اکتسابی است که خداوند در نهاد انسان قرار داده است و بخشی از حقیقت انسان خواهد بود آن چنان که گویی کمبود و نقصی در خویش احساس می کند و در تلاش است تا با آن برطرف سازد و انسانیت خویش را کامل کند.
د) انگیزه دیگری که می تواند انسان را وادار به تلاش در مسیر شناخت حقّ کند «تمایل به تقرّب» و نزدیک شدن به یک مقام بلندمرتبه و یک موجود کامل قدرتمند است. انسان در این اندیشه است که اگر خدایی بر جهان هستی حاکم باشد می تواند با هدایت او راه کمال خویش باز یابد و با اطاعت دستوراتش به وی نزدیک شود و در جوار رحمتش قرار گیرد و این به نوبه خود، انگیزه می شود برای اینکه به جستجو پردازد تا او را بشناسند. و این در واقع جزء خواست های فطری انسان است و از حبّ ذات و ح
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.