توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت شامل 44 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهید امنیت و عاشق شهادت :
شهید بیرانوند ارادت ویژه ای به مقام معظم رهبری داشت. این ارادت و عشق پدرم به مقام معظم رهبری در میان آشنایان و اقوام مثالزدنی بود. وقتی پدر سخنرانی های حضرت آقا را که در مناسبت های مختلف پخش می شد، مشاهده می کرد، با صدای بلند صلوات می فرستاد و با دقت به صحبت های ایشان گوش می داد. پدرم همیشه می گفت: «اطاعت از ولیامر واجب است و حضور حضرت آقا و رهبری ایشان در کشورمان از الطاف و نعمات خداوندی است.» تبعیت و پشتیبانی از ولایت فقیه را برای خودش ضروری می دانست.بهمن در پی تیراندازی افراد ناشناس به یک پمپ بنزین دراتوبان شهید چاغروند خرم آباد، یک تانکر سوخترسان منفجر شد و در جریان این حادثه، سرباز وظیفه نجم الدین باوی به شهادت رسید و سرگرد جابر بیرانوند به شدت مجروح شد. سرگرد به کما رفت تا اینکه به دلیل شدت جراحات وارده، روز بهمن در بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) تهران به فیض شهادت نائل آمد. شهادت این نیروی خدوم نیروی انتظامی در فضای مجازی و اجتماعی بسیار فراگیر شد و موجی از همدلی مردم را با خانواده شهید در پی داشت. دختر شهید می گوید: پدرم جابر بیرانوند متولد شش شهریور است. پدربزرگم کشاورز و مادر بزرگم خانه دار بودند. پدرم هنوز یک سالش نشده بود که مادرش را از دست داد. کودکی خاص داشت. بعد از اینکه دیپلمش را گرفت، وارد نیروی انتظامی شد.
پدر خیلی وقت ها، از علاقه اش به نیروی انتظامی برای ما و مادرمان صحبت کرده بود. اوایل ازدواج به مادرم گفته بود: «نیروی انتظامی جانش را برای امنیت مردم به خطر میاندازد و اگر روزی نیروهایش جانشان را در این راه از دست بدهند، هیچ وقت نباخته اند بلکه این یک معامله پرسود با خداست.»
پدرم سال در سن سالگی با مادرم که با هم نسبت فامیلی داشتند و در یک روستا زندگی می کردند، ازدواج می کند و یک سال بعد من به دنیا می آیم. تنها چهار ماه بیشتر نداشتم که پدر به استان البرز منتقل شد و ما هم به آنجا رفتیم.
مادرم از آن روزها برایم خیلی تعریف کرده است. میگفت: با انتقال پدرت به کرج، متوجه شدم زندگی با یک فرد نظامی سختیهای زیادی دارد و شاید این انتقالیها و مأموریت ها کم ترین آن باشد. تو تازه به جمع ما اضافه شده بودی و نبودن های پدر، اداره خانه را کمی سخت کرده بود. دانستم پدرت قبل از اینکه همسر من و پدر فرزندانم باشد، به کشورش تعلق دارد و حافظ امنیت مردمش است. اما به خاطر علاقه زیادی که به پدرت داشتم هیچ وقت نتوانستم شهادت یا جانبازی اش را تصور کنم. همیشه این دلهره همراه من بود که نکند یک روزی اتفاقی برای پدرت بیفتد.
پدر و مادرم سال کنار هم زندگی کردند. از سال که ازدواج کردند تا سال که بابا شهید شد. من دو برادر کوچک تر از خودم دارم. احمد رضا کلاس هفتم و بردیا کلاس ششم است و هر دو مشغول به تحصیل هستند و علاقه زیادی به شغل پدرم دارند. با همین سنِ کم بسیار درباره شهادت صحبت میکنند و همیشه می گویند اگر ما پلیس نشویم نمی توانیم شهید بشویم. پس حتماً باید همکار پدر باشیم. انشاءالله دعای رهبری هم در مورد ما اجابت شود.
بیستم مرداد ماه در پادگان شهید چمران ناجای کرج، مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، درجه گروهبان یکمی پدرم را که به عنوان فرمانده نمونه انتخاب شده بود، بر شانه هایش نصب می کند و می فرماید: انشاءالله که به درجه رفیع شهادت نائل شوی. سال پس از دعای حضرت آقا در بهمن ماه پدرم در اثر درگیری در خرمآباد به شهادت نائل آمد و به بالاترین درجه رسید. من زمان دیدار پدرم با رهبری فقط سه ماه از تولدم می گذشت. مادرم مراسم رژه رفتن پدر را از تلویزیون تماشا کرده بود. می گفت: به وجود پدرت افتخار کردم.
ارادت خاص به رهبری
پدرم ارادت ویژه ای به مقام معظم رهبری داشت. این ارادت و عشق پدرم به مقام معظم رهبری در میان آشنایان و اقوام مثالزدنی بود. وقتی پدر سخنرانی های حضرت آقا را که در مناسبت های مختلف پخش می شد، مشاهده می کرد، با صدای بلند صلوات می فرستاد و با دقت به صحبت های ایشان گوش می داد. پدرم همیشه می گفت: «اطاعت از ولیامر واجب است و حضور حضرت آقا و رهبری ایشان در کشورمان از الطاف و نعمات خداوندی است.» تبعیت و پشتیبانی از ولایت فقیه را برای خودش ضروری می دانست.
ویژگی اخلاقی شهید
شاخصه های اخلاقی زیادی داشت. از میان همه آنها، صداقت شان در کار و زندگی برایم الگو بود. اینکه تحت هیچ شرایطی دروغ نمیگفت حتی اگر به ضررش بود. همیشه و در همه حال صادق بود و اعتقاد داشت کسی که به دروغ سخنی می گوید یا قسم به دروغ می خورد، هیچ کاری از او بعید نیست. مسئولیت پذیری، خادم مردم و حافظ امنیت بودن از مشخصه های پدرم در محیط کارش بود. بابا به شدت منظم و مقرراتی بود. نظم شان از مرتب بودن و تمیزی همیشگی لباس های شان تا اداره و شرایط محیط کارش مشخص بود. به هر شهری که منتقل می شدیم فوراً به مقامات بالاتر معرفی و به مسئولیت های مهمی منصوب می شد. از جمله ریاست کلانتری های شهر اهواز که اداره کردن آنها به دلیل وسعت حوزه استحفاظی و شلوغی منطقه و مسائل دیگه بسیار سخت بود. این نقلمکان ها برای ما سخت بود چرا که بعد از چند سال اسکان و زندگی در شهری مجبور به انتقال مجدد می شدیم، اما همه این سختی ها با یاری خدا و حضور پدری مقتدر و مادری مهربان برای مان آسان می شد. پدر بسیار به انجام واجبات و مستحبات توجه داشت، اما کمبود زمان ایشان را از انجام مستحبات باز می داشت که با پرس و جویی که کرده بود خیالش راحت شده بود، چون دیگر مطمئن شده بود که حضور و خدمت به مردم و تأمین امنیت آنها دست کمی از انجام مستحبات ندارد. همیشه با شجاعت و دلاوری به مأموریت ها می رفت و کشفیات و دستگیری با سارق های مسلح زیادی در کارشان بود. در یکی از مأموریت ها مقدار زیادی مواد مخدر کشف کرده بودند و با پیشنهاد رشوه روبهرو شده بود که با قاطعیت رد کرده بود.
در بحث خانواده هم مهربانی و علاقه به خانواده و فرزندان از دیگر خصوصیات پدرم بود. ایشان به شدت در برابر تک تک رفتارها و حتی افکار من و برادرانم احساس مسئولیت می کرد. اگر به اشتباه کاری می کردیم، با لحن مهربان و گیرایش دلایل منطقی برایمان می آورد و ما را قانع می کرد. محبت زیادی نسبت به کودکان از خود نشان می داد. تا جایی که وقتی خبر شهادت پدرم به گوش بچه های فامیل و دوستان رسید همه شان از ته دل گریه می کردند؛ چرا که در نظر خود یک دوستی صمیمی را از دست داده بودند. وقتی به این نکات فکر می کنم و می بینم که پدرم چقدر به این مسائل توجه داشته با خود می گویم که حقیقتاً برگزیده شدن برای شهادت راهی طولانی ای را می طلبد.
جبهه مقاومت و دفاع از حریم آلالله (ع)
بابا چندین بار ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.