توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان شامل 35 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهید متوسلیان به روایت همرزمان :
سردار حاج احمد متوسلیان ۱۳۳۲ در محله جنوب شهر تهران و در خانواده ای پر جمعیت متولد شد. حاج احمد در دوران نوجوانی علاوه بر تحصیل در یک مدرسه شبانه کنار پدر در شیرینی فروشی شان کمک می کرد. پس از گرفتن دیپلم به سربازی رفت و همان ایام مشغول مبارزه علیه رژیم طاغوت نیز بود. حاج احمد مدتی در خرم آباد مشغول کار شد اما به دلیل فعالیت های ضد رژیم به مدت ۵ ماه به زندان شاهنشاهی افتاد.
پس از پیروزی انقلاب حاج احمد به نهاد انقلابی سپاه رفت و با شروع غائله کردستان همراه تعدادی از همرزمان و دوستانش برای مبارزه با ضد انقلاب عازم غرب کشور شد. مبارزه با ضد انقلاب و یاری رساندن به مردم غرب تا جایی پیش رفت که وقتی او می خواست از آن منطقه برود مردم کرد می گریستند.
حاج احمد سال ۶۰ لشکر ۲۷ محمد رسول الله را تشکیل داد و برای انجام عملیات الی بیت المقدس عازم جبهه جنوب شد. پس از پیروزی در عملیات، احمد متوسلیان در اواخر خرداد سال ۱۳۶۱ طی ماموریتی به همراه یک هیات عالی رتبه دیپلماتیک از مسئولین سیاسی – نظامی کشورمان راهی سوریه شد و سپس به لبنان رفت.
در چهاردهم تیر سال ۱۳۶۱، اتومبیل هیات نمایندگی دیپلماتیک کشورمان حین ورود به شهر بیروت و در هنگام عبور از پست ایست و بازرسی، توسط مزدوران حزب فالانژ که اتومبیل را متوقف کردند و به این ترتیب چهار سرنشین خودرو مزبور به رغم مصونیت دیپلماتیک – توسط آدم ربایان دست نشانده رژیم تروریستی تل آویو گروگان گرفته شده شدند.
این چهار نفر عبارتند از: «محسن موسوی»، «احمد متوسلیان»، «تقی رستگار مقدم» و خبرنگار عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی – ایرنا – «کاظم اخوان»که از سرنوشت آنان تاکنون اطلاعی در دست نیست.
آنچه در ادامه می خوانید خاطراتی است از حاج احمد متوسلیان که توسط دوستانش روایت شده است.
کسی آمده به اسم احمد متوسلیان، این بابا پدر ما را درآورده!
یکی از همرزمان متوسلیان تعریف می کند که همراه حاج احمد با لباس کُردی، کنار جاده ایستاده بودیم که ماشینی به ما نزدیک شد. دو نفر از افراد کومله داخل ماشین بودند. آنها به خیال اینکه ما هم از خودشان هستیم، نگه داشتند و ما را سوار کردند. من که زبان کردی بلد بودم، شروع به صحبت با آنها کردم و پرسیدم: «از نیروهایی که تازه از سپاه تهران اومدن چه خبر؟»یکی از آنها با ناله گفت: «چی بگم، توی اون ها یه کسی اومده به اسم احمد متوسلیان، این بابا پدر ما رو درآورده، از موقعی که اومده، تمام کار و کاسبی ما کساد شده، به تمام کمین های ما ضدکمین می زنه. عملیات هاش خانمان سوزه.»
در تمام این مدت حاج احمد ساکت و آرام نشسته بود و جاده را نگاه می کرد. در یک آن، وقتی فرصت را مناسب دیدم، به سرعت اسلحه راپشت سر یکی از آنها گرفتم، آنها باورشان نمی شد. ماشین را نگه داشتند. با کمک حاج احمد دست و پای آنها را بستیم و حرکت کردیم. در راه خطاب به یکی از کردها گفتم: «اگر احمد متوسلیان رو ببینی، اونو می شناسی؟» مرد کرد گفت: «نه! قیافه شو ندیدم» یک نگاه به حاج احمد انداختم و به مرد کرد گفتم: «اون مردی که کنارت نشسته احمد متوسلیانه» مرد کرد نگاهی به حاج احمد کرد و حاج احمد هم در چشمان او خیره شد. هنوز حاج احمد چشم از چشم او برنداشته بود ماشین را نگه داشتیم و او را پیاده شد.
خاطره دیدار حاج احمد با امام(ره)
یکی از همرزمان جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان، خاطره دیدار حاج احمد با امام (ره) را اینگونه روایت می کند: در فضایی که بنی صدر برای اختلاف بین نیروهای سپاه و ارتش در غرب تلاش می کرد، سختی ها و تلخ کامی ها به وجود می آمد که تنها سنگ صبور حاج احمد و دیگر سرداران سپاه غرب، فرمانده سپاه منطقه ۷ کرمانشاه، حاج محمد بروجردی بود. مکاتبات حاج احمد، به عنوان زبده ترین فرمانده جبهه های کردستان با فرمانده مافوق خود، سردار کبیر «محمد بروجردی» در این مقطع، سرشار از جملاتی آتشین در اعتراض به خیانت ها و کارشکنی های متعمدانه بنی صدر بود که این نامه ها نیز که بنا بر مصلحت اندیشی دلسوزانه سردار بروجردی، تندی های آنها گرفته شده بود، باز چنان آتشناک بود که ماشین جعل و تهمت و شایعه سازی جبهه متحد ضدانقلاب به کار افتاد. طرفداران بنی صدر برای مشوش ساختن سیمای احمد متوسلیان دست به کار شدند. از جمله شایعاتی که لیبرال ها علیه او سر زبان ها انداختند، این بود که فرمانده سپاه مریوان، منافق است! البته وقتی این شایعه به گوش احمد رسید، با حلم و صبر عجیبی با این قضیه برخورد کرد. با آن که از درون می سوخت، هیچ به روی خودش نیاورد و فقط می خندید! کار به حدی بالا گرفت که یک روز خبر رسید از دفتر حضرت امام (ره) او را خواسته اند. حاج احمد سخت نگران وضعیت حساس جبهه مریوان در آن روزهای دشوار جنگ های کردستان بود. به تهران آمد و خود را به دفتر حضرت امام (ره) معرفی کرد… گفت: «به تهران رفتم تا ببینم چه کارم دارند.» دیدم قرار است به دست بوسی حضرت امام (ره) برویم. در دفتر به من گفتند: «شما احمد متوسلیان هستید؟» گفتم: «بله». گفتند: الان که خدمت حضرت امام می روی، مثل حالا که در چشم های ما نگاه می کنی، آنجا به چشم های امام نگاه نکن! فقط جواب سؤالات آقا را بده، هیچ مسأله ای هم نیست. نگران نباش.
سپس من را به خدمت امام (ره) بردند. دیگر نفهمیدم چه شد… بغض گلویم را گرفته بود. خدایا! مگر می شد باور کرد؟! مرا به خدمت امام آورده اند!… امام(ره) فرمودند: «احمد! شما را می گو
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.