تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها، محتوای خود را در قالب 63 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیوه های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش ها :

کودکان و نوجوانان ممکن است بنابر عللی راه خطا و انحراف پیش گرفته و دچار لغزش شوند. در این گونه موارد باید اولیاء و مربیان با تدابیر معقول و اتخاذ روش های صحیح، از ناسازگاری ها و رفتارهای غلط کودکان جلوگیری نمایند.

هنگامی که علی علیه السلام از فرزندش امام حسن سوال کرد:

فرزندم! راه جلوگیری از لغزش ها چگونه است؟ امام مجتبی فرمود:

بدی ها را با نیکی از میان برداشتن.

[۱]

با توجه به این حدیث در مقابله با لغزش ها و رفتار ناپسند کودکان باید از روش های صحیح استفاده نمود. مثلا پرخاشگری یک کودک را نمی توان با خشونت اصلاح کرد. از این قبیل است سایر ناهنجاری های کودکان و نوجوانان مانند:

فرار از مسولیت، دزدی، تقلب، ناسازگاری با دیگران، حسادت، دروغگویی، کم رویی و حیای بی جا، خیالبافی، ترس، اضطراب و… و ده ها رفتار نامطلوب که ممکن است در کودکان و نوجوانان مشاهده شود. بعضی از روش هایی که در اصلاح رفتار ناهنجار فرزندان می شود پیش گرفت و در سیره تربیتی امام حسن علیه السلام نیز به آن پرداخته شده به قرار زیر است:

۱. توجه به ریشه ها و عوامل ناهنجاری ها

والدین دلسوز و دوراندیش می دانند که هر معلولی، علتی دارد و هر رفتار ناهنجاری که از فرزندان سر می زند، دارای ریشه و زمینه خاصی است. اگر بخواهیم معلولی را تغییر دهیم و رفتاری را عوض کنیم، باید به علل و زمینه های آن توجه کرد و ریشه ها و زمینه های آن را از بین برد. مثلا در همان داستان مرد شامی که قبلا گذشت و آن شخص به امام حسن علیه السلام سخنان اهانت آمیز گفت، رفتار امام، منطقی ترین شیوه اصلاح آن شخص بود. چرا که آن حضرت به ریشه ها و زمینه هایی که ممکن بود، آن مرد را دچار ناراحتی های روحی و روانی نماید و موجبات عصبانیت و پرخاشگری را به وجود آورد توجه کرده و به او فرمود: آیا گرسنه ای؟ بدهکاری؟ نیازمندی؟…

همچنین امام مجتبی علیه السلام در گفتار حکیمانه ای با اشاره به ریشه لغزش ها و رفتارهای غلط افراد می فرماید:

هلاک الناس فی ثلاث: الکبر و الحرص و الحسد

[۲]

؛

ریشه انحراف و گناهان که مردم را به نابودی می کشاند سه چیز است: غرور و خودخواهی، حرص و طمع و حسد.

آن حضرت در گفتار دیگری این سخن را توضیح داده و فرمود:

خودخواهی موجب نابودی دین است و علت بدبختی شیطان همین بود. حرص و طمع، دشمن جان و برهم زننده راحتی و آسایش انسان است و برای همین آدم از بهشت رانده شد. حسد جلودار و راهنمای زشتی ها برای انسان است و علت قتل هابیل توسط قابیل همین خصلت ناپسند بود.

[۳]

نقل یک داستان تربیتی از عصر خودمان این نکته مهم اصلاح گرایانه را روشنتر می کند و مطالعه آن، ما را به عمق مساله، بیشتر آشنا کرده و در اصلاح رفتار کودکان و نوجوانان به ما یادآور می شود که چگونه یک مربی باید به ریشه ها و زمینه های خطا توجه نماید.

داستان معلم و دانش آموز فقیر

امروز وقتی وارد کلاس شدم، سرم سنگین بود، اصلا حوصله نداشتم. آن همه کار و مشغله در خانه، دیگر توان و رقمی برایم نگذاشته بود از یک طرف باید لباس بچه ها را می شستم و اتو می کردم و از یک طرف دیگر حواسم را به غذای روی اجاق گاز می سپردم که نسوزد. مهدی ۴ ساله که یکسره نق می زد و برای هر چیز هم بهانه می گرفت. فائزه هم به دنبالم می دوید و اشکالات درسش را می پرسید.. . خلاصه، با آن همه کار دیگر توان و حوصله ای برای مدرسه رفتن و درس دادن نداشتم، اما به هر ترتیب به راه افتادم.. .

– خوب بچه ها! تمرین های ریاضی خود را روی میز بگذارید. صادقی! تو هم برو پای تخته و مساله اول را حل کن! در این هنگام صدای در کلاس به گوش رسید. همه بچه ها ساکت شدند و چشم به در دوختند. زهرا با سری افکنده جلوی در کلاس ایستاده و منتظر اجازه من بود. با عصبانیت به طرفش رفتم و با همان کتابی که در دستم بود، محکم بر سرش کوبیدم و گفتم: خاک بر سرت! باز هم که دیر آمدی بدبخت! چند دفعه به تو بگویم که وقتی دیر به مدرسه می رسی، حق نداری سر کلاس بیایی! حالا هم برو کمی توی برف ها قدم بزن تا حالت جا بیاید، در ضمن، در کلاس را هم ببند تا مطمئن شوی حق داخل شدن به کلاس را نداری؟

با صدای زنگ، مانند مرغی که از قفس آزاد شده باشم، فوری خود را به دفتر مدرسه رساندم. یک چای داغ می توانست مرا از آن بی حالی و کسالت بیرون آورد. همان طور که استکان چای در دستم بود، یکی از بچه های کلاس نفس زنان وارد شد و نامه ای به دستم داد و گفت: خانم! این کاغذ را زهرا به من داد تا به شما برسانم و بعد هم از مدرسه فرار کرد. با بی حوصلگی جواب دادم: به جهنم! برود و برنگردد، و بعد هم کاغذ را داخل جیب مانتو گذاشتم و به همکارانم مشغول حرف زدن شدم. ساعت بعد بچه ها امتحان علوم داشتند. وقتی سوال ها را به آن ها دادم، پشت میز رفتم و کاغذ زهرا را باز کردم، نوشته بود:

آموزگار عزیزم! با نوشتن این نامه می خواستم از شما خداحافظی کنم. آیا تاکنون از من پرسیده اید که پدر و مادرم کیستند؟ من از کجا می آیم و چرا هر روز رنگم از روز قبل زردتر می شد؟ پس گوش کنید تا برایتان بگویم. من در یک خانواده پرجمعیت با پنج برادر و سه خواهر در کنار پدر و مادری زحمت کش زندگی می کنم. پدرم کارگر شهرداری است. صبح از خانه بیرون می رود و نزدیک غروب با چهره ای چروکیده و کمری خمیده، خسته و غمگین به خانه بر می گردد. راستی اگر نامه ام را در دفتر می خوانید، سرتان را بلند کنید و به تک تک خانم معلم ها نگاه کنید. من و مادرم به منزل سه نفر از آن ها می رویم و برایشان کار می کنیم. اگر باورتان نمی شود، با صدای بلند از آن ها بپرسید. شب که می شود، خسته و خواب آلود در گوشه ای می نشینم و درس هایم را که شما به عجله از رو خوانده اید، مرور می کنم، ولی چیزی نمی فهمم. سر کلاس، وقتی از شما دوباره سوال می کنم، بر سرم فریاد می زنی و می گویی: می خواستی گوش کنی، مگه کر بودی؟! و من وقتی درس ها را نمی فهمم، باور می کنم که کودن و نفهم هستم.

حالا هم که فصل زمستان رسیده، کار بیرون از منزل بیشتر انجام می دهم، تا شاید بتوانم با پول آن برای خودم یک لباس گرم و یک چکمه بخرم تا مریض نشوم و در گوشه منزل نیفتم. چون در آن صورت پدر و مادرم تنها می مانند و کسی نیست که به آن ها کمک کند. امروز وقتی با کتاب خودتان روی سرم کوبیدید، زیر بار غم و اندوه شکسته شدم. موقعی که پا به حیاط گذاشتم، سرما تا مغز استخوانم نفوذ کرد. پدر و مادر من بی سواد هستند، مرا چه به درس خواندن، این کارها لایق بچه های بالای شهر است که پدر و مادر باسواد دارند. اما معلم عزیز! خواستم بگویم که ما هم مثل آن ها قلب داریم، هر چند در کودکی، گل خشکیده و پژمرده ای شده ایم، چون به قول شما من و امثال من باید کلفتی کنیم، نه خانمی…- زهرا.

… خودم را جلوی در خانه زهرا دیدم. یک جعبه شیرینی و مقداری میوه در دستانم بود. با ناراحتی و اکراه زنگ در را به صدا درآوردم. در یک لحظه جلوی در منزل، یک مشت بچه قد و نیم قد ایستاده بودند. وقتی با اصرار مادر زهرا وارد اتاق آن ها شدم و بر روی آن زیلو نشستم، سرم را پایین انداختم تا چشمان اندوهگین و سخنگوی آنان را نبینم. چشمانی که به من می گفتند: می دانستیم شما قلب مهربانی دارید! وقتی زهرا را برای دلجویی به سینه ام می فشردم، به آهستگی در گوشش گفتم: امروز بزرگترین درس زندگی را از تو آموختم و تولدی دیگر یافتم. از این پس باید تک تک شاگردانم را بشناسم، چرا که هر کدام از آن ها دنیایی متفاوت از دیگری دارند

[۴]

.

برای آگاهی بیشتر والدین و مربیان و خوانندگان، برخی از علل لغزش های کودکان و نوجوانان را در این جا متذکر می شویم:

ناآگاهی از زشتی عمل، فقر و ناکامی، فقدان عزت نفس و احساس حقارت، ترس از مجازات بزرگ ترها، عدم اعتماد به نفس، محرومیت های اخلاقی و اجتماعی، اعمال روش های نامطلوب و خشونت آمیز، بی توجهی والدین به مساله تربیت اخلاقی و دینی، بی تفاوت بودن والدین در احکام دین و مساله حلال و حرام، تاثیر عوامل فرهنگی بیگانگان، آزادی های نامحدود توسط والدین و مسئولین فرهنگی و تربیتی، عدم نظارت صحیح والدین به رفت و آمدهای خانوادگی، کنترل نکردن دوستان و روابط فرزندان، رفت و آمدهای خانوادگی، کنترل نکردن دوستان و روابط فرزندان، بدآموزی های وسایل ارتباط جمعی، بهاندادن به افراد تربیت یافته و درستکار، نقل کردن لغزش ها و انحرافات دیگران در حضور کودکان (بدون اینکه توضیحی داده و عواقب خلاف کاری افراد خاطی را به جمع گوشزد کنیم)، عادی جلوه دادن خلاف ها و ناهنجاری های جامعه (و گفتن اینکه در این زمان آدم درستکار یافت نمی شود و همه به خلافکاری و… روی آورده اند)، و سایر مواردی که می تواند زمینه ناهنجاری ها و رفتارهای نامطلوب در کودکان و نوجوانان را فراهم آورد.

۲. یادآوری غیرمستقیم

در این شیوه علاوه بر اینکه شخصیت و احترام مخاطب واقعی محفوظ می ماند، به صورت غیرمستقیم، خطای شخص به وی گوشزد می گردد. این شیوه اصلاحی با برنامه های تربیتی قرآن و اهل بیت علیهم السلام هماهنگ است. امام صادق علیه السلام می فرماید:

بسیاری از خطابات قرآن به عنوان سرزنش پیامبر نازل شده ولی مقصود خداوند دیگران بوده اند.

[۵]

خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: اگر پدر یا مادرت نزد تو به پیری رسیدند، با آنان درشتی مکن.

[۶]

این در حالی است که پیامبر صلی الله علیه و آله پدر و مادرش را در دوران طفولیت از دست داده بود. یا به حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان معبود غیر از خداوند انتخاب کنند؟!

[۷]

در حالی که مقصود خداوند، دیگران هستند و خداوند متعال به طور غیرمستقیم آنان را مخاطب قرار داده است.

همچنین در سیره تربیتی امام مجتبی علیه السلام مواردی هست که آن بزرگوار از یادآوری غیرمستقیم استفاده کرده است، مانند داستان پیرمردی که وضو را بلد نبود و بعضی موارد دیگر که در بخش شیوه های هنری بیان گردید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *