تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن شامل 72 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیوه های تبیین معارف در قرآن :

خدای سبحان رسالت های رسول اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ را تلاوت آیات بر مردم، تعلیم کتاب و حکمت به انسانها، و تزکیه جان های آنان معرفی می کند: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَه وَ…»[۱] و جامع همه ی این رسالت ها، «دعوت به سوی خدا» است که سرآغاز برنامه همه انبیای الهی است و روش های آن در قرآن کریم بیان شده است: «ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَه وَ الْمَوْعِظَه الْحَسَنَه وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ».[۲] خدای سبحان که شیوه های گوناگون دعوت را به رسول خود آموخت، خود نیز در بیان کردن و فهماندن معارف قرآنی آن را به کار گرفت.

سرّ استفاده از روش های گوناگون در دعوت و تعلیم، آن است که انسان ها گر چه از فرهنگ مشترک فطری برخوردارند، لیکن در هوشمندی و مراتب فهم یکسان نیستند و به تعبیر برخی روایات همانند معادن طلا و نقره متفاوتند: «النّاس معادن کمعادن الذّهب و الفضّه»[۳]برخی از مخاطبان قرآن کریم انسان های ساده اندیش و برخی حکیمان فرزانه و ژرف اندیشان باریک بینند.

از این رو، لازم است کتاب جهان شمول الهی، معارف فطری را با روش های متفاوت و در سطوح گوناگون تبیین کند تا ژرف اندیشان محقق به بهانه نازل بودن مطالبِ وحی خود را بی نیاز از آن نپندارند و ساده اندیشان مقلِّد نیز به دستاویز پیچیدگی معارف آن، خود را محروم نبینند. بر این اساس، قرآن کریم نه تنها از راه حکمت، موعظه و مجادله و گفته گوی نیکو ره آورد خویش را نشان داده است، بلکه بسیاری از معارف خود را در چهره مَثَل نمودار ساخته و از راه تمثیل آنها را تنزل داده است تا برای سرپیچی کننده گان از اطاعت خدا و مبتدیان تعلیم، و برای محقّقان و خردپیشگان تأیید، و در نتیجه فهمش برای همگان آسان باشد.

شیوه جمع میان حکمت، موعظه و مجادله و گفته گوی نیکو از یک سو و تمثیل و تشبیه و نقل داستان از سوی دیگر در دعوت و تعلیم، از ویژگیهای کتاب الهی است و در هیچ یک از کتب علوم عقلی و نقلی که مؤلّفان و مصنّفان آنها تنها به نشان دادن برهان های صرف و استدلال محض عقلی یا نقلی بسنده می کنند تداول ندارد.

غرض آن که، قرآن کریم افزون بر آن که برای نوع معارف خود برهان اقامه می کند برای عمومی کردن فهم آنها مَثَل نیز می زند: «وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یتَذَکرُونَ»[۴] چنانکه توحید را گاهی در چهره ی «برهان تمانع» عرضه می کند؛ برهانی که حکیمان و متکلمان، آن را به عنوان پیام وزین و سنگین تلقی می کنند و در فهم کیفیت اثبات لازم و ملزوم بودن مقدم (جزء اول در قضیه ی شرطیه) و تالی (جزء دوم در قضیه ی شرطیه) و بطلان تالی آن قیاس اختلاف دارند و گاهی در لباس مَثَلی ساده که هر امّی درس ناخوانده ای توان فهم آن را دارد.

توضیح آن که، برهان تمانع در قرآن کریم در قالب قیاسی استثنایی بیان شده است که قضیه ی شرطیه و مجموع مقدم و تالی آن در سوره ی انبیاء آمده است: «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَه إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا…»[۵]و قضیه ی حملیه و بطلان تالی آن در سوره ی ملک: «ما تَری فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطُورٍ* ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کرَّتَینِ ینْقَلِبْ إِلَیک الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِیرٌ».[۶] حاصل برهان قرآنی تمانع چنین است که تعدد خدایان مایه فساد نظام آسمانها و زمین است؛ لیکن در سلسله ی به هم پیوسته ی آفریده های خدای سبحان هیچ گونه تفاوت و گسیختگی نیست؛ در نظام آفرینش هر موجودی در مکان یا شرافت خاص خود قرار دارد و هیچ حلقه ای از این سلسله ی سرگردان نیست تا بر اثر فوت آن، پیوستگی سلسله نیز فوت شود و از این رو هر چه بیننده در پی یافتن فطور و شکافی در نظام محکم آفرینش پیش رود خسته و درمانده بر می گردد.

محتوای همین برهان در قالب مَثَلی ساده، این گونه بیان شده است: آیا خدمتگزاری که چند مولای درگیر و مخالف با هم داشته باشد با خدمتگزاری که یک مولای خوش خُلْق و سالم دارد یکسان است؟: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکاءُ مُتَشاکسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یسْتَوِیانِ مَثَلاً»[۷]یعنی، خدمات خدمتگزار دوم کاملاً منسجم و هماهنگ، لیکن خدمات خدمتگزار اول گسیخته و ناهماهنگ است.

حاصل این که، قرآن کریم گذشته از روش قاطع استدلال، پیمودن راه مَثَل را نیز سر راه انسانها قرار داده تا برای عده ای راهنما و برای گروهی راهگشا باشد؛ ولی باید به این نکته عنایت داشت که هرگز نباید درمحدوده ی مَثَل متوقّف شد؛ بلکه باید آن را روزنه ای به گستره ی چیزی که برای آن مثال آورده شد دانست و از آن عبور کرد و در سایه ی چنگ زدن به مَثَل بالا رفت و از موعظه و گفته گوی نیکو نیز بهره مند و از حکمت هم سرشار شد و آنگاه از مرحله ی «علم» به مقام «عقل» سفر کرد: «وَ تِلْک الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ»[۸] و سپس از «معقول»، پلی به سوی «مشهود» ساخت و از «حصول» به «حضور» و از «غیب» به «شهود» و از «علم» به «عین»راه یافت و از منزل اطمینان به مقصد لقای خدای سبحان رسید و از آن جا سیر بی کران «من الله إلی الله فی الله» را با نوای «آه من قلّه الزاد و طول الطریق و بُعْد السفر»[۹] و با مشاهده ی مقصود وحیرت ممدوح ادامه داد و با امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ هماهنگ شد که فرمودند: «إلهی هب لی کمال الانقطاع إلیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلی معدن العظمه و تصیر أرواحنا معلّقه بعزّ قدسک»[۱۰]

تفاوت قرآن با کتب علمی، در تبیین معارف

قرآن کریم چنانکه گذشت، در بیان معارف الهی شیوه های ویژه ای دارد. اکنون به بررسی تفاوت قرآن کریم با کتب علمی در بیان معارف می پردازیم:

خدای سبحان در مقام بیان رسالت های پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ گاهی از تلاوت آیات بر مردم و تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه جان ها سخن می گوید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَه.َ..»[۱۱] و گاهی سخن از خارج ساختن انسانها از تاریکی های جهل و تباهی ضلالت به نور هدایت دارد: «کتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیک لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلی صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ»[۱۲] و قرآن کریم را ره توشه ی رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در رساندن این رسالت ها و سرمایه ی او در تعلیم و تزکیه ی انسانها معرّفی می کند: «فَذَکرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یخافُ وَعِیدِ»[۱۳] «وَ کذلِک أَوْحَینا إِلَیک قُرْآناً عَرَبِیا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها…»[۱۴] «وَ کذلِک أَوْحَینا إِلَیک رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کنْتَ تَدْرِی مَا الْکتابُ وَ لاَ الْإِیمانُ وَ لکنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّک لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ».[۱۵]

بر این اساس، قرآن کریم نمی تواند مانند کتب علمی تنها به بیان مسائل علمی و جهان شناسانه بپردازد و یا مانند کتب اخلاقی تنها به اندرز بسنده کند یا همتای کتابهای فقهی و اصولی به ذکر احکام فرعی و مبانی آنها اکتفا کند و به طور کلی شیوه های رایج و معمول در کتب بشری را در پیش گیرد. این کتاب الهی در رسیدن به اهداف خود که با اهداف رسالت پیامبر جهانی، حضرت رسول اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ـ متحد است، روش های ویژه ای را برگزیده است، که به برخی از آنها اشاره می شود:

۱ـ استفاده ی گسترده از مثال زدن برای پایین آوردن معارف سنگین و متعالی، که بحث آن گذشت.

۲ـ بهره گیری از شیوه ی مجادله و گفتگوی نیکو و پایه قرار دادن پیش فرض های مورد قبول طرف مقابل، در احتجاج با کسانی که در برابر اصل دین یا خصوص قرآن سرسختی نشان می دهند.

۳ـ آمیختن «معارف و احکام» با «موعظه و اخلاق»، و «تعلیم کتاب و حکمت» با «تربیت و پاک کردن جانها» و پیوند زدن مسائل نظری با عملی و مسایل اجرایی با ضامن اجرای آن؛ مانند این که پس از دستور روزه داری به هدف آن، که به دست آوردن تقواست اشاره می کند: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ کما کتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ»[۱۶] و یا پس از بیان آفرینش لباسی که اندام انسان را می پوشاند و نگهبان تن است، از لباس تقوا سخن می گوید که جامه جان آدمی و بهترین نگهبان آن است: «یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیکمْ لِباساً یوارِی سَوْآتِکمْ وَ رِیشاً وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِک خَیرٌ…»[۱۷] و در فضایی که سخن از حج و عمره ی خانه ی خدا مطرح است، چون حج و عمره سفر را لازم دارد و سفر نیز خرجی می طلبد، از خرجی تقوا که در سیر و سلوک به سوی خدا بهترین ره توشه است نام می برد: «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَه لِلَّهِ…* الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ… وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوی».[۱۸]

همچنین در کنار بیان کردن برخی از احکام روزه، سفارش حفظ حدود و رعایت تقوای الهی آمده است: «تِلْک حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها کذلِک یبَینُ اللَّهُ آیاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَّقُونَ»[۱۹]و همراه با دستور دریافت زکات، پاک کردن و تزکیه ی جان آدمی مطرح است: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَه تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها…»[۲۰] و حتی در کنار ساده ترین دستورات مربوط به معاشرت های اجتماعی، مانند این که مهمان ناخوانده که قرار دیدار با صاحب خانه را قبلا تنظیم نکرده، در صورت خوش نداشتن و معذور بودن میزبان از پذیرش او، باید باز گردد، از پاکی روح سخن می گوید: «…وَ إِنْ قِیلَ لَکمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی لَکمْ»[۲۱]

۴ـ داوری حتمی نسبت به اقوال و نظراتی که از دیگران نقل می کند. قرآن کریم همانند برخی از کتاب های رایج، جامع اقوال نیست تا آرای مختلف را نقل کند و بین آنها داوری نکند، بلکه نقلهای آن با داوری همراه است. از این رو، اگر مطلبی را نقل کند و سخنی در ابطال و ردّ آن نیاورد نشانه ی امضا و پذیرش آن است؛ چنانکه از فرزند صالح حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ نقل می کند که معیار پذیرش عمل در نزد خدا تقواست: «قالَ إِنَّما یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»[۲۲]و آن را ردّ نمی کند و از این رو در برخی روایات این جمله با عنوان «کلام خدا» نامیده شده است[۲۳]و در کتب فقهی نیز به عنوان کلام خدا مطرح است. قرآن کریم بر اثر داشتن این ویژگی «قول فصل» نام گرفته است: «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ* وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ».[۲۴]

اما پس از نقل گفته ی منافقان، آن را باطل می کند: «یقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدِینَه لَیخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّه وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لکنَّ الْمُنافِقِینَ لا یعْلَمُونَ».[۲۵]سخن منافقان این بود ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *