توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی اسامی سوره های قرآن :
اشاره
قرآن کریم در قالب مجموعه آیاتی نازل شده که خداوند متعال آنها را به سوره نام دار ساخته است. از زمان رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ، هریک از سوره ها به نام ویژه ای شهرت یافته و نخستین نام سوره ها از زبان آن حضرت شنیده شده است. پرسشی که در این جا مطرح شده این است که: آیا این نام گذاری بر مبنای اصول خاصی و یا حکمت های ویژه ای صورت گرفته است یا این که به صورت اتفاقی و صرفاً برای تشخیص سوره ها از یکدیگر بوده است؟ این نوشتار ضمن رد فرضیه ی «بی نظمی و پریشان پویی» در تسمیه ی سوره ها، بر این دیدگاه است که «عقل گرایی»، «روش مندی» و «به گزینی» در گزینش نام سوره ها دخالت داشته است. به طوری که این نام گذاری خود دارای پیام های حکیمانه ای برای مخاطبان است. این مقاله در دو بخش سامان یافته است؛ در بخش نخست، عناوین سوره ها در بیست طبقه ی کلی طبقه بندی شده است. در بخش دوم، ضمن برشمردن نام یک یک سوره ها، جایگاه هریک از آنها در طبقه های یاد شده تعیین گردیده است.
۱.مقدمه
قرآن کریم دارای ۱۱۴ سوره است که هریک به نام ویژه ای نام دار است. برخی از سوره ها علاوه بر نام اصلی، به چند نام فرعی دیگر نیز شناخته می شوند. درباره ی نام گذاری سوره ها، پرسش های چندی مطرح است؛ پرسش های زیر از آن جمله اند:
ـ آیا نام سوره ها توقیفی است؟
ـ آیا این نام ها همچون خود سوره ها وحی الهی است،
ـ آیا سوره ها توسط شخص رسول اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله ـ نام گذاری شده است؟
ـ آیا در این نام گذاری هدف خاصی مورد نظر بوده است،
در این نوشتار، پرسش اخیر را مورد تحقیق قرار داده و نشان داده ایم که در جریان نام گذاری سوره ها ـ صرف نظر از این که چه کسی انجام داده است ـ نوعی کوشش منظم و معقول دست اندر کار بوده است. ما کوشیده ایم نام های موجود در مصحف را از نظر جایگاهشان در خود سوره ها طبقه بندی کنیم.
۲.طبقه بندی نام های سوره ها
در نام گذاری سوره های قرآن کریم شیوه های متعدد و متنوعی به کار گرفته شده و کوششی حکیمانه اعمال گشته است به نحوی که می توان ساز و کار نام گذاری سوره ها را فرآیندی هدف مند برای بیان نمودن «مضامین اصلی قرآن کریم» در «پیکره ی نام سوره ها» به حساب آورد. این شیوه ها را در ۲۰ عنوان به شرح ذیل طبقه بندی کرده ایم:
۱.نامیدن سوره ها به نامی که بیان گر مکان سوره در قرآن کریم است، نظیر «فاتحه».
۲.نامیدن سوره به نامی که در سرتاسر قرآن کریم، اختصاصاً در همان سوره آمده و این ویژگی، شاخص ممتازی برای تمییز و تشخیص آن سوره است، مانند: «انفال» و «قریش».
۳.نامیدن سوره به نامی که بیانگر بخشی از محتوای سوره و از قبیل نامیدن کلّ به جزء است، مانند: «توبه» و «مریم».
۴.نامیدن سوره به کلمه ای که نماد پدیده یا رخدادی اعجازآمیز یا ملکوتی است و صرفاً در همان سوره ذکر شده است، مانند: «مائده» و «کهف».
۵.نامیدن سوره به اسمی که آیه ها ی سوره، پاک در عِنان آن عنوان روان اند، مانند: «یوسف». «نوح».
۶.نامیدن سوره به ساختاری صرفی، برگرفته از صیغه ای از یک فعل که آن صیغه ی فعل، صرفاً در همان سوره آمده و در جای دیگری از قرآن نیامده است، مانند: «إسراء» و «إنفطار».
۷.نامیدن سوره به حرف یا حروف مقطّّّعه ی مرموز در آغاز سوره ها که گاه به تنهایی آیه ای هستند و گاه جزیی از یک آیه، مانند: «طه» و «ص».
۸.نامیدن سوره به نامی که عنوان جامع مصداق های فراوانی در سوره محسوب می گردد، مانند: «أنبیاء».
۹.نامیدن سوره به نامی نمایانگر روح روان در سوره، مانند: «مؤمنون» و «فتح».
۱۰.نامیدن سوره به کلمه ی ردیف در آیه ی نخست، مانند: «کوثر» و «فلق».
۱۱.نامیدن سوره به کلمه ی ردیف در آیه ی دوم، مانند: «روم» و «علق».
۱۲.نامیدن سوره به کلمه ی ردیف در آیه ی پایانی، مانند: «ماعون» و «مسد».
۱۳.نامیدن سوره به کلمه ی ردیف در ۲ یا در چند آیه، مانند: «قدر» و «ناس».
۱۴.نامیدن سوره به کلید واژه ای از آیه ی نخست، مانند: «نساء» و «همزه».
۱۵.نامیدن سوره به کلید واژه ای از آیه های دیگر سوره، مانند: «أنعام» و «حجرات».
۱۶.نامیدن سوره به فعل واژه ای از آیه ی نخست، مانند: «فُصِّلت» و «عبس».
۱۷.نامیدن سوره به نامی که به تنهایی آیه ی نخست سوره محسوب می گردد، مانند: «رحمان» و «قارعه».
۱۸.نامیدن سوره به «مقسَمٌ به» در آیه ی نخست، پس از حرف سوگند، مانند: «طور» و «تین».
۱۹.نامیدن سوره به نامی که در آن سوره با مصداق و تأویل خاصّ، از نظایرش در سوره های دیگر ممتاز گشته است، مانند: «صافّات» و «دخان».
۲۰.نامیدن سوره به کلید واژه ای جغرافیایی مربوط به روایتی تاریخی که به طور اختصاصی در همان سوره روایت شده است، مانند: «سبأ» و «أحقاف».
۳.وجه تسمیه ی سوره ها و جایگاه هریک در طبقات
پس از بیان طبقات بیست گانه، اینک وجه تسمیه و جایگاه نام هریک از سوره ها را در این طبقات به تفصیل یادآور می شویم.
۱.الفاتحه: این نام بیان گر نقش و جایگاهی است که این سوره در قلمرو عددی مصحف به عنوان حسن مطلع قرآن، به خود اختصاص داده است.[۱] در قرآن کریم، از مادّه ی «فتح» ساختار اسم فاعل وجود ندارد. نام اصلی این سوره «فاتحه الکتاب» است؛ یعنی گشاینده و آغازگر کتاب الهی.
۲.البقره: کلید واژه ای از یک قصّه ی تاریخی است که در سرتاسر قرآن کریم، فقط یک بار در همین سوره مطرح گشته است.[۲]
۳.آل عمران: کلید واژه ای است که به سبب غنای حجم و مضمون مطالب، نقش عمده و اصلی را در ستون فقرات آن سوره یافته است[۳] و در سرتاسر قرآن یک بار، و در همین سوره آمده است.
۴.النساء: نامی است که در آغاز، میانه و پایان سوره، همواره حضور دارد و سوره از مطالبی درباره ی آن، تقریباً پرگشته است.[۴]
۵.المائده: واژه ای است که اختصاصاً در همین سوره آمده و مهم ترین نماد ماجرایی اعجازآمیز است.[۵]
۶.الانعام: نام واژه ای است که سوره به گونه ای مفصل و مبسوط به آن پرداخته[۶] و ۶ بار در سوره، مکرَّر گشته است. «انعام، چارپایانی که برای چریدن به صحرا برده می شوند و در آغل تعلیف نمی شوند».
۷.الأعراف: واژه ای است که اختصاصاً در همین سوره آمده و کلید واژه ای نمادین حادثه ای است که در آینده رخ می نماید.[۷] کلمه ی «اعراف» فقط دوبار در قرآن و در همین سوره به کار رفته است.
۸.الأنفال: نام واژه ای است که اختصاصاً در این سوره ذکر شده و حکم ویژه ی آن بیان گشته است.[۸] این کلمه که به معنای «غنیمت های جنگی و ثروت های عمومی» است، ۲ بار در آیه ی نخست سوره آمده است.
۹.التوبه: نامیدن کلّ به جزء، یعنی نامیدن یک سوره به نام واژه ای که در آن ذکر شده و جزئی از محتوای سوره را به خود، ویژه ساخته است. «علّت نام گذاری این سوره کاربرد مکرّر کلمه ی «توبه» با اشتقاقات مختلف آن (۱۷ بار) و احکام آن و دو مصداق مهم از توبه پذیری خداوند در این سوره است.»[۹]
۱۰.یونس: نام واژه ای است که پیوندخوردگان به آن (یونس و قوم یونس)، در سنجش با همبران و همالان (پیام آوران دیگر و اقوامشان) وضعیتی استثنایی و سرنوشتی متفاوت یافته اند و همین عنصر، این نام را در سوره برجسته ساخته است.[۱۰] این کلمه، ۴ بار در قرآن ذکر شده که یک مورد آن در این سوره است و فقط در همین سوره (آیه ۹۸) از عنصر فوق سخن رفته است.
۱۱.هود: نام واژه ای است که داستانش طولانی تر از هر سوره ی دیگر در این سوره مذکور افتاده است.[۱۱] این واژه، ۵ بار در این سوره و ۲ بار نیز در سوره های دیگر آمده است.
۱۲.یوسف: نام واژه ای است که یگانه ستون فقرات سوره می باشد و سوره صرفاًًًً درباره ی او و داستان اوست. داستان یوسف در سوره به تفصیل بیان شده است، «برخلاف سایر قصّه های قرآن که در چند سوره آمده است، این داستان به نحو یکپارچه آمده و بیش ترین آیات این سوره به همین داستان اختصاص دارد.»[۱۲] این نام واژه، ۲۷ بار در قرآن آمده که ۲۵ مورد آن در این سوره است.
۱۳.الرعد: نام واژه ای است که در سوره، وصفی شگرف و غیرعادی یافته است.[۱۳] یعنی تسبیح الهی گفتن رعد: «وَ یسَبِّحُ الرَّعدُ بِحَمْدِه» «رعد: ۱۳».
۱۴.ابراهیم: واژه ای است که سوره را، از سوره هایی که با حروف مقطّعه ی همسان (الر) آغاز گشته اند، متمایز کرده است.[۱۴] و عنوان منتخب (ابراهیم) ـ در سنجش با دیگرانی که در سوره مذکور افتاده اند و در سنجش با سوره های دیگری که از او سخن گفته اند ـ در همه ی مواردی که در این سوره از وی سخن رفته است، با این ویژگی ممتاز گشته که در حال مخاطبه با خداوند در قالب دعاست و سخنان خود، از جمله برخی مطالب بی نظیر و تازه ـ که در دگر سوره ها نیامده اند ـ را به همین شیوه بیان می دارد، یعنی در هیأت سخن گفتن و نیایش با خداوند و ستایش حضرت ذوالجلال. واژه ی «ابراهیم» ۶۹ بار در قرآن آمده که یک مورد آن در همین سوره است.
۱۵.الحجر: واژه ای است که فقط یک بار در قرآن و در همین سوره آمده است.[۱۵] این کلمه، نام مکان خاصّی است که در آیه ی ۸۴، مردمانی بدان منسوب گشته اند: «اصحاب الحجر».
۱۶.النحل: مانند مورد پیشین.[۱۶]
۱۷.الإسراء: واژه ای برگرفته از ساختاری صرفی است که فقط یک بار در قرآن و در همین سوره ذکر شده است و مقصود از ساختار صرفی، فعل ماضی «أسری» است که به سیر دادن شبانگاهی پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و از آن جا به آسمان ها و «عندالله» اشاره دارد.[۱۷]
۱۸.الکهف: مانند شماره ی (۲). این کلمه، در مجموع ۶ بار در قرآن آمده که همه ی موارد در همین سوره و مربوط به یک ماجراست.
۱۹.مریم: نام واژه ای است که این سوره، بیش و پیش از دیگران، درباره ی آن و برخی وابسته های آن، به گونه ای کم نظیر، کلام را توسعه داده است.[۱۸] این واژه در ۳۴ جای قرآن آمده که ۳ بار آن، در همین سوره مذکور افتاده است.
۲۰.طه: نامیدن این سوره به حروف مقطّعه ی آغازگر سوره هاست.[۱۹] چون این سوره، با حروف مقطّعه ی (طه) آغاز شده و فقط یک بار در همین سوره آمده است.
۲۱.الأنبیاء: کلمه ای است که از عین آن در سوره، اثر و نشانی نیست؛ لیکن مصداق های فراوانی از آن (نام های پیامبران) در سوره ذکر شده، به نحوی که از جهت تعداد مصادیق، در سرتاسر قرآن کریم رتبه ی دوم را حائز گشته است و سوره ی انعام که رتبه ی اول را داراست، به سبب مبحث گسترده ای که درباره ی انعام در آن آمده، چنین نام گرفته و نام «انبیاء» را برای سوره ی بیست و یکم باقی گذارده است.[۲۰]
۲۲.الحجّ: کلید واژه ای است که نماد برجسته ی موضوع با اهمیتی است که از زبان پیامبری بزرگ مطرح و مردم به آن موضوع دعوت و حُرُمات و شعایر آن تکریم شده است.[۲۱]
۲۳.المؤمنون: واژه ای است که نماد روح جاری در سوره، یعنی روح ایمان، می باشد. «این سوره با اشاره به «مؤمنون» آغاز می شود و اوصاف عالیه ی مؤمنان راستین را (در همان طلیعه ی سوره) بیان می کند.»[۲۲]
۲۴.النور: کلید واژه ای یکی از محوری ترین آیه ها ی سوره، بل کلِّ قرآن است. «کلمه ی نور ۷ بار در این سوره به کار رفته که یکی از زیباترین و معروف ترین آیات قرآنی به نام آیه ی نور (آیه ی ۴۵) را در بر دارد… و کلمه ی نور ۵ بار در این آیه آمده است.»[۲۳]
۲۵.الفرقان: یگانه کلید واژه ی آیه ی نخستین سوره است. «کلمه ی فرقان (جداگر حق و باطل)… از نام های معروف قرآن است و در آیه ی نخست این سوره به جای قرآن و به معنای آن به کار رفته و به همین سبب نامی برای سوره گردیده است.»[۲۴]
۲۶.الشعراء: ساختاری صرفی است که اختصاصاً در این سوره دیده می شود و ذیل آن به بیان حال «شعراء» پرداخته شده و به شاعران حق گو و شاعران باطل گو اشاره شده است.[۲۵]
۲۷.النَّمل: نام واژه ای (مورچه) است که اختصاصاً در این سوره به چشم می خورد. و از این روی، شاخص فارق ممتازی برای سوره است. «داستان مورچگان در این سوره در ضمن داستان حضرت سلیمان آمده است.»
گره به باد مزن گرچه بر مراد وزد که این سخن به مثل مور با سلیمان گفت[۲۶]
۲۸.القصص: واژه ای نمادین است و اشاره دارد به فصلی مشبَع از داستانی یگانه که به تفصیل در سوره ذکر شده است و جنبه های دیگر همان داستان در سایر سوره ها رخ نموده اند. مقصود «داستان حضرت موسی ـ علیه السلام ـ » است که به تفصیل بیان شده است «از آیه ی ۳ ـ ۴۶ (۵۰)» و در آیه ی ۲۵ نیز این داستان، قصص نامیده شده است.»[۲۷]
۲۹.العنکبوت: مانند مورد (۲۷).[۲۸] کلمه ی عنکبوت در قرآن دو بار به کار رفته که آن هم در همین سوره (آیه ۴۱) و در قالب یک تمثیل است.
۳۰.الرُّوم: مانند مورد (۲۷) «وجه تسمیه ی این سوره به «روم» اشاره و پیشگویی شکست ایرانیان از روم است. کلمه ی «روم» در آغاز این سوره (بعد از حروف مقطّعه) به کار رفته است.[۲۹]
۳۱.لقمان: مانند مورد (۲۷) از وجوه مشخصه ی این چهره ی ممتاز، اندرزهای خردمندانه ی اوست. این نام واژه، دو بار در قرآن کریم و تنها در همین سوره مذکور افتاده و «حکمت ها، مواعظ و نصایح لقمان نسبت به فرزندش در ضمن ۸ آیه (از آیه ۱۲ ـ ۱۹) به تفصیل آمده است.»
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر[۳۰]
32.السجده: واژهای است فارق و ممیز این سوره از سورههایی که با آن وجه مشترکی دارند. وجه اشتراک در این مورد خاصّ، شروع برخی سورهها (بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان و سجده) با یکی از انواع حروف مقطّعهی آغازگر سورهها (الم) میباشد. بدین سان این نام (السجده)، کوتاه شده ی نامی است که تقدیر آن چنین است: سوره الم السجده».[۳۱]
واژهی «سجده» که مصدر نوع از سجود و به معنای پیشانی بر زمین نهادن است در قرآن کریم نیامده است، ولی مشتقات آن به کرّات در قرآن آمدهاند که بر ۹۲ مورد بالغ میگردد و در این سوره تنها یکی از مشتقات آن (سجّداً جمع ساجد = اسم فاعل) ذکر شده است.
۳۳ ـ الأحزاب: کلیدواژهای است که در این سوره، مذکور افتاده است و اشاره دارد به گروههایی از مشرکان که رخدادی (جنگی) را به همین نام در اسلام، رقم زدند و سببساز گشتند.[۳۲]واژهی «احزاب» (ساختار جمع مکسّر) ۱۱ بار در قرآن کریم آمده که از آن میان، ۳ بار در همین سوره است.
۳۴ ـ سبأ: کلیدواژهی جغرافیایی است برگرفته از رخدادی تاریخی که اختصاصاً در این سوره آمده است. لسان الغیب این سرزمین مرفّه و آبادان را، پیش از سیل عَرِم، به گلشن مانند کرده است. حافظ به آن «سبا» اشاره دارد که در سوره نمل ضمن داستان سلیمان ـ علیه السّلام ـ و ملکه سبا مذکور افتاده است.(نمل:۲۲)
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است که مژدهی طرب از گلشن سبا آورد[۳۳]
یک مورد دیگر ورود واژهی «سبأ» در قرآن در همین سوره (سبأ آیه ۱۵) و دربارهی «قوم سبأ» و داستانشان است.
۳۵ ـ فاطر: واژهای است برگرفته از آغازین واژگان آیهی نخستین که در صدر این سوره آشیانه گرفته و در سورههای دیگر، این واژه در چنین جایگاهی منزل نیافته است.[۳۴] کلمهی «فاطر» یک بار در این سوره (الحمدلله فاطر السماوات والأرض) فاطر: ۱ و ۵ بار در سورههای دیگر مذکور افتاده است.
۳۶ ـ یس: نامیدن سوره به حروف مقطّعهای است که اختصاصاً در بدایت همین سوره، مذکور افتاده است. «حروف مقطّعه گاه آیهای به شمار میآیند، از جمله در این سوره. و به نظر بعضی از مفسّران، این کلمه مانند کلمات معمولی معنای خاصّی هم دارد.»[۳۵]
۳۷.الصافات: واژهای است که علاوه بر دارا بودن طنین خاصّ و برجستگی ساختاری, ویژگی ورود اختصاصی در این سوره به مفهومی خاص (فرشتگان صف در صف) را, در خود نهفته و افزون بر آن یک بار دیگر در همین سوره و به همین معنا، با ساختار جمع مذکر سالم (الصافون ـ آیه ۱۶۵) آمده است. امّا در سورههای دیگر دو بار, آن هم به صورت نکره (صافّاتٍ) و در توصیف پرندگان ذکر شده است.[۳۶]
۳۸.ص: مانند مورد (۳۶)[۳۷] این «حرف مقطّعه» جزئی از آیهی نخست سوره است که در طلیعهی آیه و سوره و بر پیشانی آن (سوره) میدرخشد.
۳۹.الزمر: واژهای بوده که اختصاصاً در همین سوره ذکر شده است. «تصریح به این کلمه (زمر: گروهها) در اشاره به بردن گروه بهشتیان به بهشت و راندن گروه دوزخیان به دوزخ [در آیهی ۷۱ و ۷۳] است».[۳۸] این واژه در قرآن کریم فقط دوبار و در همین سوره رخ نموده است.
۴۰.غافر: ساختار صرفی مفردی است ـ که به معنای کسی که بر روی گناهان پرده میافکند و کلیهی آثار و عواقب سوء دنیوی و اخروی آنها را محو و نابود میسازد ـ که اختصاصاً در این سوره و در بخش (ثلث) نخست آن به چشم میخورد.[۳۹]این ساختار (اسم فاعل) در سراسر قرآن کریم فقط یک بار دیگر، آن هم به صورت جمع (الغافرین) در سورهی اعراف مذکور افتاده است.
۴۱.فُصِّلت: فعل واژهای است که در بخش نخست این سوره آمده و فارق و ممیز سوره است از سورههایی (غافر، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف = حوامیم = حامیمات) که با او وجه مشترکی دارند. وجه اشتراکشان آن است که همهی این سورهها با نوع واحدی از حروف مقطّعهی آغازگر سورهها (حم) آغاز شدهاند. کلمهی «فصلت» دوبار در این سوره و یک بار نیز در سورهی هود آمده است.
۴۲.الشوری: کلید واژهای است که اختصاصاً در این سوره مذکور افتاده است. «و به مسلمانان گفته است که کارشان را به مشورت برگزار کنند».[۴۰] در قرآن کریم، واژهی «شوری» صرفاً یک بار، در همین سوره ذکر شده است.
۴۳.الزخرف: ساختار صرفی ـ نحوی ویژهی بینظیری (نکره منصوب = زخرفاً) در سنجش با همسانان کم شمار خود در قرآن کریم (زخرفَها ـ یک بار) و (زخرفٍ ـ دو بار) است. همین ساختار و ندرت ورود، واژهی زخرف را در قرآن و در سوره ممتاز و برجسته ساخته و حفظ و تشخیص آن را آسان کرده و در جایگاه نام سوره نشانده است.[۴۱]
۴۴.الدخان: واژه ای است بسیار کمیاب که در سرتاسر قرآن کریم فقط دو بار رخ نموده و یک بار آن در همین سوره با مصداق خاصّ و بینظیری (دودی که آسمان به صبح قیامت برآورَد) جلوهگر شده است.[۴۲] «فَارْتَقِبْ یوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ» (دخان (۴۴) ۱۰)؛ «پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برمیآورد، واژهی «دخان» در سورهی فصّلت (آیهی ۱۱) نیز آمده که ناظر به آغاز آفرینش آسمانهاست.
۴۵.الجاثیه: تک واژهای است که فقط یک بار اختصاصاً در این سوره مذکور افتاده و درجای دیگری از قرآن دیده نمیشود.[۴۳] ساختار این کلمه، اسم فاعل (الفاعله)و به معنای «به زانو در آمده» میباشد که در آیهی ۲۸ سوره، مذکور افتاده است و به زانو در آمدن هر امّتی در قیامت برای گرفتن نامهی اعمالش و جزای متناسب با آن را به تصویر نموده است: «وَ تَری کلَّ أُمَّهٍ جاثِیهً کلُّ أُمَّهٍ تُدْعی إِلی کتابِهَا…».
۴۶.الأحقاف: واژهای جغرافیایی که برای یک بار فقط در این سوره آمده و نام خانه و سرزمین مردمانی (قوم عاد) بوده است که چندی بر گذرگاه شتابناک تاریخ، چهره نمودند و چون دورانشان سپری گشت در پس غبار سالیان و قرون، رخ نهفتند.[۴۴] «وَ اذْکرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ…» (آیهی ۲۱)؛ «و برادر عادیان (=هود) را به یادآور، آنگاه که قوم خویش را در ریگستان بیم داد».
۴۷.محمّد: نام واژهای است که در نزدیکترین نقطه به پیشانی سوره یعنی محلّ درخشش نام وعنوان سوره قرار گرفته است؛ به عبارت دیگر، این نام در بخش (ثلث) نخست سوره (آیهی ۲)، قرار گرفته است امّا در سورههای دیگر در جایی دور از طلیعهی سوره، جلوهگری میکند؛ یعنی در بخش (ثلث) پایانی آل عمران (آیهی ۱۴۴)؛ در بخش (ثلث) میانی احزاب (آیهی ۴۰) و در بخش (ثلث) پایانی فتح (آیهی ۲۹).
بنابراین در میان این چهار سوره، سزاوارتر به این نام خجسته، همین سورهای است که اکنون «محمّد» میخوانندش.[۴۵] از جنبهی مفهوم شناسی هم، سوره به طور یکپارچه دربارهی محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و پیروانش است و مطالب و موضوعات متنوّع و مهمّی دربارهی آنان و بعض، جزئیات تاریخ اسلام در دوران پیامبری ـ صلّی الله علیه و آله ـ را، در بر دارد.
۴۸.الفتح: کلید واژهای از آیهی نخست این سوره است که در نوع خود، فشردهای گویا و آیینهای تمام نما از جهتگیری سوره و مضامین و مندرجات آن است. «آیات سوره از فتح مُبین یعنی صلح حدیبیه و به دنبال آن فتح مکه و پیروزی نهایی اسلام بر شرک و مشرکان در جزیره العرب سخن میگوید.[۴۶] واژهی «فتح» در قرآن کریم ۱۲ بار به صورت مرفوع، منصوب، مجرور و معرفه و نکره آمده که از آن میان سه بار در همین سوره و در هیأت نکرهی منصوب، چهره نموده است.
۴۹.الحجرات: تک واژهای است که اختصاصاً در این سوره مذکور افتاده و نشانهی خوبی برای شناسایی وتشخیص سوره میباشد. افزون بر این، چون این نام یادآور ماجرا و سفارشی اخلاقی، در حقّ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است؛ از آن جا که محور سوره، معرّفی و نهی از خلقیات بد و توصیه به خلقیات نیک میباشد، عنوان «الحجرات» ـ به مثابهی تجسم نمادین و قرینهی یادآور خُلق و خویها ـ گزینشی بسیار مناسب و مضمون نما برای این سوره میباشد: «إِنَّ الَّذِینَ ینادُونَک مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَکثَرُهُمْ لا یعْقِلُونَ» (آیهی ۴)؛ «کسانی که تو را از پشت اتاقها (ی مسکونی تو) به فریاد میخوانند، بیشترشان نمیفهمند.» در این سوره از جمله دربارهی حجرههای متعلّق به همسران رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و لزوم حفظ حرمت وحریم آن و ادب آموختن به یاران پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مورد چگونگی مراجعهشان به خانهی حضرت سخن به میان آمده است.[۴۷]
۵۰.ق: حرف واژهی «ق» از حروف مقطعهی فواتح سورهاست. حروف مقطّعهی فواتح سُوَر گاه دو، یا چند حرفند و گاهی یک حرف بیشتر نیستند. تک حرف قاف به عنوان یکی از حروف مقطّعهی آغازگر سورهها ـ با چنین ویژگی و جایگاهی ـ تنها یک بار و در آغاز همین سوره دیده میشود.[۴۸]
۵۱.الذاریات: وصف واژهای است که اختصاصاً در آغاز این سوره به چشم میخورد.[۴۹] «وَ الذَّارِیاتِ ذَرْواً» (آیهی ۱)؛ «سوگند به (بادهای) برانگیزندهی پراکندهگرِ ذرّه فشان». واژهی «الذاریات» تنها یک بار در قرآن کریم ـ در طلیعهی همین سوره ـ مذکور افتاده است.
۵۲.الطور: آغازین آیه و آغازین واژهی این سوره، پس از حذف حرف سوگند، میباشد. بر روی هم این کلمه ده بار در قرآن کریم آمده که یک بار آن در مطلع همین سوره است.
۵۳.النجم: آغازین واژه از نخستین آیهی این سوره، پس از حذف حرف سوگند، میباشد. کلمهی «نجم» چهار بار در قرآن کریم آمده که از آن میان یک بار در این سوره بوده است. ساختار جمع آن (نجوم) نیز نه بار در قرآن مجید ذکر شده است.
۵۴.القمر: أنجامین واژهی آیهی نخست (کلمهی ردیف) میباشد: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ»؛ «نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه». واژهی «قمر» ۲۶ بار در قرآن کریم آمده که یک بار آن در همین سوره است.
۵۵.الرحمان: آیهی نخست این سوره میباشد که کلید واژهای است مضمون نمای سوره؛ زیرا محور سوره، خداوند مهربان و بیان نعمتهای اوست. کلمهی «الرحمان» با محاسبهی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» در سرتاسر قرآن کریم ۱۶۹ بار ذکر شده است که از آن میان دو بار در همین سوره آمده است.
۵۶.الواقعه: أنجامین واژه (واژهی ردیف)، در آیهی نخست این سوره است که از نظر مضمونی به عنوان کلید واژهای نمادین و جامع، پوشش دهندهی بیشترین آیههای این سوره است که همه در پیوند با رستاخیز و قیامتِ واقعه (رخ دهنده و وقوع یابنده) میباشند: «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ»؛ «آن واقعه (بزرگ قیامت) چون وقوع یابد»…. این واژه، دو بار در قرآن کریم ذکر شده که یک بار آن در همین سوره است.
۵۷.الحدید: نامْ واژهای است که در یکی از چند آیهی اصلی و محوری سوره در بخش (ث
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.