توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام معصومان: امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام معصومان: امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام معصومان: امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام معصومان: امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام معصومان: امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام معصومان: امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام :
روایات امام کاظم علیه السلام
زمینه های صدور
رحلت امام صادق (ع) مقارن با اوج گرفتن قدرت خاندان عباسی بود. عباسیان پس از در دست گرفتن حکومت با رهبری ابوالعباس سفاح، در عصر منصور دوانیقی توانستند با سرکوب مخالفان و رقبا، حکومت خود را تثبیت کنند و بر اقتدار خویش بیفزایند. از میان بردن برخی مدعیان عباسی، قتل ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و همچنین سرکوب قیام های نفس زکیه و باخمری، موجب تثبیت و اقتدار حکومت عباسی شد.
عباسیان به آل علی علیهم السلام نگاهی متفاوت از امویان داشتند. آنان خود از بنی هاشم به شمار می آمدند و از مسائل داخلی خاندان خود باخبر بودند. از برخی روایات به روشنی می توان دریافت که حرکت فرزندان عباس به سوی قدرت از سال ها قبل آغاز شد و آنان با وجود بیعت با محمد بن عبدالله بن حسن _ معروف به نفس زکیه _ حرکت پنهانی خویش برای رسیدن به حکومت را ادامه می دادند.
آل عباس از جایگاه انحصاری و وصایت امام باقر و امام صادق علیهما السلام آگاه بودند و برای مقابله با علویان، چاره ای جز مقابله با این محور نمی دیدند. برخی گزارش ها در عصر امام باقر (ع) نشان از باور متفاوت منصور عباسی به آن حضرت دارد (اربلی، ۱۳۸۱: ج۲، ۱۴۲ ) و هادی عباسی نیز در جریان کشتار شهدای فخ در نزدیکی مکه، به صراحت از این نکته سخن گفته است (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۴۸، ۱۵۰). همچنین بر اساس گزارش غریبی که مأمون از اظهارات پدرش هارون داده است (صدوق، ۱۳۷۸: ج۱، ۸۸) می توان دریافت که هارون به امامت و خلافت امام کاظم (ع) باور داشت و با وجود این باور، او را محبوس کرد و پس از آن به شهادت رساند.
آغاز دوران اقتدار عباسیان هم زمان با اواخر عمر امام صادق (ع) بود. اگرچه منصور تضییقات فراوانی برای امام (ع) ایجاد کرد، ولی از اقدام علنی برای قتل امام (ع) خودداری نمود. با شهادت یا رحلت امام صادق علیه السلام، منصور دوانیقی با تغییر شیوه تلاش کرد سلسله وصایت را قطع کند و محور حرکت علوی را شکست دهد.[۱]وصیت امام صادق (ع) به چهار یا پنج نفر که یکی از ایشان شخص خلیفه است و پنهان نگه داشتن نام امام پس از خود، حتی از بسیاری از بزرگان شیعه، نشان از تصمیم حکومت برای اقدام علیه امام بعد دارد. این فضا را از برخی روایات اصحاب امام صادق (ع) نیز می توان دریافت؛ روایاتی که از اختناق شدید در مدینه پس از وفات آن حضرت و تلاش برای دستگیری یاران امام خبر می دهد و تقیه شدید امام کاظم (ع) حتی از اصحاب وفادار و ابراز نکردن امامت خویش به ایشان، از آن نشان دارد (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ۲۸۵؛ کشی، ۱۴۰۹: ۲۸۲).
اما تدبیر امام صادق (ع) در تعیین خلیفه به همراه سه یا چهار نفر دیگر به عنوان وصی و همچنین بروز فتنه فطحیه حکومت را از تصمیم خود منصرف کرد. فتنه فطحیه به جریانی اطلاق می شود که با ادعای امامت از سوی عبدالله _ فرزند بزرگ امام صادق (ع) _ شکل گرفت و با مرگ وی پس از هفت ماه به خاموشی گرایید. این فتنه اگرچه به تلاطم در جامعه شیعی و بروز برخی انحرافات انجامید، ولی حکومت را نیز از اقدام خشن نسبت به جامعه شیعه و امام معصوم بازداشت؛ زیرا پیدایش اختلاف و دودستگی در میان شیعه، به حکومت این امید را می داد که بدون نیاز به اقدام خشن بتواند حرکت اصیل شیعی را گرفتار اختلافات داخلی کند و بر تسلط و اقتدار خویش بیفزاید.
تدبیرهای امام صادق و امام کاظم (علیهما السلام) سبب شد جامعه شیعه نه تنها از چنین شرایط پیچیده ای عبور کند، بلکه ظرفیت های تازه ای در آن پدید آورد. امام صادق (ع) با تأسیس سازمان وکالت، از شیوه ای بهره جست که برای عباسیان ناشناخته بود و در سایه این سازمان توانست جامعه گسترده شیعه را راهبری کند.
این سازمان به شیعه این ظرفیت را بخشید که در شرایط ضعف دسترسی به امام به پویایی خود ادامه دهد. فهرست غریب اوصیای امام صادق (ع) از یک سو راه تشخیص امام بعدی را بر اهل دقت گشود[۲] و از دیگر سو، حکومت را از اقدام علیه امام بعد بازداشت. اگرچه ادعای عبدالله افطح، تلاطمی در جامعه شیعی پدید آورد، ولی حکومت را به این ساده انگاری انداخت که شیعیان دچار تشتت داخلی خواهند شد؛ حال آن که علمای شیعه از معیارهای درست برای تشخیص امام برخوردار بودند و از این رو فتنه عبدالله افطح با وجود عالمان بصیر دیری نپایید و افزون بر این، به خلوص و پختگی بیشتر جامعه شیعی انجامید.
افزایش شیعیان و گسترش سازمان وکالت، آفات خاص خود را نیز به همراه داشت؛ افزایش نفرات، این ذهنیت را پدید می آورد که با وجود امکانات و افراد، چرا ائمه (علیهم السلام) دست به قیام برای تشکیل حکومت حق نمی زنند و گسترش سازمان وکالت و فزونی امکانات و اختیارات وکیلان، زمینه های تازه ای را برای فساد پدید می آورد. فتنه وقف در چنین بستری شکل گرفت.
واقفه نام فرقه ای بود که مرگ امام کاظم (ع) را انکار کرده و او را مهدی و امام غایب پنداشتند؛ ادعایی که لازم آن عدم پذیرش امامت علی بن موسی الرضا (ع) بود. اگرچه این فرقه جدید، ادعای خود را به روایاتی مستند می کرد، ولی انگیزه سران آن عدم تحویل اموالی بود که از برخی ثروتمندان شیعه به عنوان وجوهات گرفته شده بود. [۳]یکی دو تن از وکیلان امام کاظم (ع) در ایام گرفتاری امام در زندان، دچار آلودگی های مالی و اخلاقی شدند و حاضر به تحویل اموال به امام رضا (ع) نبودند.
محورهای مباحث مهدوی در سخنان امام کاظم علیه السلام
۱- تولد، نام و نسب، ویژگی ها
تردید در اصل تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات امام کاظم (ع) به طور خاص، مورد توجه قرار گرفته که علامتی برای حجت دوازدهم در میان سایر حجت های خداست. امام کاظم (ع) از او به عنوان امامی تعبیر می کند که مردم تولدش را انکار خواهند کرد. [۴]این علامت نشان از مخفی بودن حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از ابتدای ولادت و از دور غریبی در امامت خبر می دهد دارد؛ امامتی که سراسر در پشت پرده شکل خواهد گرفت و عموم مردم از مشاهده و شناخت آن امام محروم خواهند بود. این علامت بر نادرست بودن ادعای واقفه نیز دلالت دارد و موعود بودن کسی را نفی می کند که همگان به تولد و حیات او باور دارند. همانند امامان پیشین در کلمات امام کاظم (ع) نیز تصریح به نام ائمه علیهم السلام دیده می شود. [۵]
اگرچه این نوع بیان، مخاطراتی برای ائمه علیهم السلام در پی دارد، ولی جایی برای شک و شبهه در سلسله وصایت باقی نمی گذارد. همچنین در روایتی دیگر به همسانی ترتیب نام های مقدس حجت های آغازین دین اسلام _ محمد صلی الله علیه و آله و سلم، علی و حسن علیهما السلام _ با حجت های آخر در سلسله معصومان _ محمد بن علی الجواد، علی بن محمد الهادی و حسن بن علی العسکری علیهم السلام _ توجه داده شده است که شیوه ای زیبا برای بیان یک علامت بر ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است. [۶]
در برخی سخنان امام کاظم (ع) از حضرت حجت به «الخامس من ولد السابع» تعبیر شده است (کلینی، ۱۴۰۷: ج ۱، ۳۳۶؛ صدوق، ۱۳۹۵: ج۲، ۳۶۱؛ خزاز رازی، ۱۴۰۱: ۲۶۹؛ همچنین روایت پیشین از خصیبی، ۱۴۱۹ ). در مقالات پیشین، سخنانی با اسلوب مشابه از سایر معصومان نقل کردیم که در راهگشایی از روایات پیشین چیزی کم ندارد؛ زیرا با پذیرش امامت گوینده، مسیری دیگر برای سلسله وصایت باقی نمی ماند؛ چرا که به جز سلسله معهود در نزد شیعه امامیه، چنین ترتیب پنج گانه ای درباره اولاد دیگر امام کاظم (ع) ادعا نشده است.
افزون بر این، بیان فوق بر ولادت فرزندی از نسل چهارم امام کاظم (ع) یعنی از امام عسکری دلالت دارد و دلیلی بر نفی تردیدهایی است که درباره وجود فرزندی برای حضرت عسکری ابراز شده است. اگرچه فتنه وقف، پس از رحلت امام کاظم (ع) شکل گرفت، ولی برخی روایات از توجه امام به این فتنه خبر می دهد. در این روایات، [۷] امام مخاطبان را از فاصله زمانی زیاد میان عصر خویش و تولد قائم آگاه می کند.
گسترش روزافزون تشیع، این توقع را در برخی اذهان پدید می آورد که قیام نزدیک بوده و امام کاظم (ع) همان مهدی موعود است؛ توهّمی که برداشت نادرست از برخی منقولات به آن دامن می زد. [۸]امام کاظم (ع) افزون بر تصحیح این منقولات به این نکته اشاره می کرد که اگرچه او نیز به امر پروردگار قیام کرده و حرکت الهی را تداوم می بخشد، اما آن که زمین را از لوث آلودگی ها پاک می کند، او نیست. [۹]همچنین مهیا نبودن شرایط برای قیام را یادآور می شود و این که قیام الهی پس از ابتلائات و امتحانات و از بین رفتن ناخالصی ها رخ خواهد داد و آن چه زمینه ساز است خلوص یاران است نه شمار زیاد ایشان (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۰۸ ).
۲- غیبت
در روایات امام کاظم (ع) مطالب بسیاری درباره حوادث عصر غیبت نمی توان یافت. نعمانی در کتاب «الغیبه» خود از امام کاظم (ع) نقل می کند که پس از غیبت، رحمتی که حاصل حضور امام است از دل ها رفته و دین دین داران در معرض خطر خواهد بود و ظهور رخ نخواهد داد، مگر پس از آن که خوبان از بدان جدا شوند و شیعیان از آلودگی ها پاک گردند تا جایی که کسی جز عدّ کمی باقی نماند. [۱۰]
امام کاظم (ع) همانند پدرانش (علیهم السلام) شیعیان را به انتظار فرج در عصر غیبت دعوت کرده و آن را برترین عبادات پس از معرفت و آگاهی به شمار آورده است. [۱۱]در سخن امام، انتظار نوعی عبادت و عمل تلقی شده است، نه یک حالت روانی. این عمل با این توقع انجام می شود که حادثه ظهور رخ دهد. منتظر کسی است که برای آن روز، خود و شرایط را آماده می کند. انتظار فراهم آوردن شرایط در درون و بیرون، برای حکومت حق است و از این رو پس از آگاهی معرفت، هیچ عملی را نمی توان در ردیف آن قرار داد. در این روایات، امام (ع) از وظایف شیعیان در عصر غیبت سخن گفته و ایشان را به اموری توصیه کرده است که با رعایت آن ها می توان به رضایت ایشان و همنشینی با آنان در بهشت دست یافت.
بیشترین توجه به عصر غیبت در ادعیه امام کاظم (ع) دیده می شود. دعا برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دعا برای فرج او، برای موفقیت او در کارها پس از ظهور و همچنین دعا برای این که خود از کسانی باشیم که در انتظار روزهای او هستیم. [۱۲]این ادعیه ما را با ویژگی ها و وظایف امام و همچنین تکالیف ما نسبت به او آشنا می کند و در دل ما محبت و دلبستگی به او را جای می دهد. دعا در عصر پر اختناق عباسی ظرفی برای گفتن بسیاری از حرف هاست؛ قالبی که کمتر ایجاد حساسیت می کند.
از جمله ادعیه امام کاظم علیه السلام، ذکری برای سجده شکر است که در آن، با نام بردن از یکایک امامان بر ولایت آنان شهادت داده می شود. در این دعا بر ولایت امام زمان نیز شهادت می دهیم، حتی در زمانی که او هنوز به دنیا نیامده و عصر امامت پدرانش نیز نرسیده است. این شهادت ها زمینه ساز پذیرش او و باعث پیوند عاطفی شیعیان با اوست. [۱۳]
همچنین نعمانی در کتاب الغیبه خویش، از علی بن ابوحمزه بطائنی نقل کرده است که حضرت کاظم فرمود: عباسیان تا هنگام ظهور سفیانی بر تخت حکومت خواهند ماند و هرکس بر آنان خروج کند، کشته خواهد شد. [۱۴]
روایت نخست از جهت محتوا با روایات سایر ائمه علیهم السلام همنواست، [۱۵] ولی روایت بطائنی با توجه به نقش ویژه او در پایه گذاری فرقه واقفه، وجود دو راوی ناشناخته در سند و همچنین به دلیل مخالفت با واقع مخدوش تلقی می شود.
در روایات حضرت کاظم علیه السلام، درباره عصر قریب به ظهور، ظهور و وقایع هم زمان با آن، جنگ ها تا شکل گیری حکومت جهانی، حکومت حجت خدا و وقایع پس از رحلت امام (ع) توضیحی دیده نمی شود. البته در تهذیب شیخ طوسی به برخی قوانین در حکومت آن حضرت اشاره شده است که به نظر می رسد قالبی برای بیان برخی قواعد در بحث ضمان است. ۳[۱۶]
روایات حضرت رضا
زمینه های صدور
آغاز امامت حضرت رضا (ع) با ظهور فرقه واقفه همراه شد؛ فرقه ای که با ادعای زنده بودن امام کاظم (ع) از سوی برخی وکلای ایشان شکل گرفت. این وکلا ادعا کردند امام در قید حیات است، به پس پرد غیبت رفته و بازخواهد گشت. پذیرش این سخن به معنای توقف سلسله امامت و پایان آن با امامت حضرت کاظم (ع) بود. اعتبار و جایگاه گذشته این افراد موجب شد جمع زیادی دچار تردید و انحراف شوند و تشتتی گسترده در جامعه شیعه پدید آید. امام رضا (ع) پس از رسیدن به مقام امامت در نخستین گام، با چنین ادعایی مواجه بود و باید پاسخ گوی کسانی می شد که از انگیزه های متفاوتی برخوردار بودند؛ برخی صرفاً این ادعا را برای باز پس ندادن اموال امام کاظم (ع) مطرح کردند و برخی به خاطر برداشت نادرست از بعضی روایات، چنین ادعایی را پذیرفته بودند. البته امور دیگری مانند غیبت طولانی امام (ع) در زندان هارون الرشید و گستردگی حرکت شیعی در جهان اسلام، احتمالاً در ایجاد و پرورش آغاز دوره ای جدید _ یعنی غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و پس از آن قیام و ظهور _ مؤثر بوده است.
بررسی شیوه برخورد امام رضا (ع) با انحراف وقف، مجالی دیگر می طلبد، [۱۷]اما آن چه در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد، شیوه ایشان در ارائه آموزه های مهدوی با توجه به این موضوع است. امام (ع) با کم فهمی از روایات و نقل هایی نادرست مواجه بود که مدعیان وقف برای اثبات اعتبار ادعایشان به آن ها تمسک می کردند. رجال کشی به سه مورد از این روایات اشاره کرده است:
۱- روایت ابوبصیر
حَدَّثَنِی علِیُّ بنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَهَ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بنُ الْحسَنِ الْوَاسِطِیُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یُونُسَ، قَالا: حدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ قِیَامَا الصیْرَفِیُّ، قالَ: حَجَجْتُ فِی سَنَهِ ثَلَاثٍ وَ تسْعِینَ وَ مائَهٍ، وَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! مَا فَعَلَ أَبُوکَ؟ قَالَ: مضَی کمَا مَضَی آبَاؤُهُ. قُلْتُ: فَکَیْفَ أَصنَعُ بحَدِیثٍ حدَّثَنِی بِهِ یَعْقُوبُ بنُ شعَیْبٍ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ: أَن أَبا عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنْ جَاءَکُمْ مَنْ یُخْبِرُکُمْ أَنَّ ابْنِی هَذَا مَاتَ وَ کفِّنَ وَ قبِرَ وَ نَفَضُوا أَیْدِیَهُمْ مِنْ تُرَابِ قَبْرِهِ فلَا تصَدِّقُوا بِهِ. فقَالَ: کذَبَ أَبو بَصِیرٍ لَیْسَ هَکَذَا حَدَّثَهُ، إِنَّمَا قَالَ: إِن جاءَکُمْ عنْ صاحِبِ هذَا الْأَمْرِ. (کشی، ۱۴۰۹: ۴۷۵ – ۴۷۶) راوی از امام رضا (ع) درباره سرانجام پدر می پرسد و امام از رحلت پدر، همانند رحلت اجداد بزرگوارش خبر می دهد. راوی از معنای حدیثی سؤال می کند که در آن امام صادق (ع) به ابوبصیر گفته است: اگر کسی به شما خبر داد که این فرزند من مرده، کفن شده و در قبر نهاده شده و دستشان را از خاک قبرش می ستردند، سخنشان را نپذیرید. امام رضا (ع) فرمود: «ابوبصیر خلاف واقع گفته است. برای او این گونه نگفته اند، فقط فرمود: اگر درباره صاحب این امر گفتند. »
این روایت نشان از ابهاماتی دارد که سبب آن، وجود اشتباه در نقل است. پس از وفات امام کاظم (ع) این نقل مورد سوءاستفاده واقفه قرار گرفت که البته پرچم دار علمی آن، علی بن حمزه بطائنی بود که شاگرد راوی همین حدیث _ یعنی ابوبصیر یحیی بن قاسم اسدی _ بوده است. امام رضا (ع) در حدیث یادشده با نقلی اشتباه که از سوی ابوبصیر رخ داده، مضمون درست را در اختیار پرسش گر قرار داده است؛ مضمونی که با روایات تولد حضرت حجت تأیید شده و حدیث ابوبصیر را از غرابت خارج می کند.
۲- روایت ذریح
حدَّثَنِی خَلَفُ بْنُ حَمَّادٍ، قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو سَعِیدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی طَلْحَهَ، عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام: جعِلْتُ فِدَاکَ! إِنَّهُ وَ اللَّهِ ما یلِجُ فِی صَدْرِی مِنْ أَمْرِکَ شَیْ ءٌ إِلَّا حَدِیثاً سَمِعْتُهُ مِنْ ذَرِیحٍ یَرْوِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام، قَالَ لِی: وَ مَا هُوَ؟ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: سَابِعُنَا قَائِمُنَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ. قَالَ: صَدَقْتَ وَ صَدَقَ ذَرِیحٌ وَ صدَقَ أَبوجَعْفَرٍ علیه السلام، فَازْدَدْتُ وَ اللَّهِ شَکّاً، ثُمَّ قَالَ: یَا دَاوُدَ بْنَ أَبِی خَالِدٍ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنَّ مُوسَی، قَالَ لِلْعَالِمِ (سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً) مَا سَأَلَهُ عَنْ شَیْ ءٍ، وَ کَذَلِکَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) لَوْ لَا أَنْ قالَ: إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَکَانَ کَمَا قَالَ، قَالَ: فَقَطَعْتُ عَلَیْهِ. (همو: ۳۷۳ – ۳۷۴)
در این روایت، داود رقّی از اطمینانش به امامت حضرت رضا (ع) می گوید و تنها مشکلش را حدیثی می داند که ذریح از امام باقر (ع) نقل کرده است؛ روایتی که در آن امام باقر (ع) می فرماید: هفتمین ما قائم ماست، اگر خدا بخواهد. امام رضا (ع) در پاسخ، او را به تعبیر «ان شاء الله» در کلام امام باقر (ع) توجه می دهد و آن را با عبارت موسای پیامبر خطاب به آن عالم مقایسه می کند که فرمود: (سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّه صابِرا ). [۱۸] امام در هر دو مورد، تحقق نیافتن سخن را به سبب این تعبیر دانسته است؛ یعنی اگر موسی و امام باقر علیهما السلام بدون قید «ان شاء الله» وعده می کردند، سخنشان محقق می شد و گفتن این قید به معنای واگذاری کار به خواست پروردگار بود. این سخن آخرین تردیدها را نسبت به امامت حضرت رضا (ع) از دل داود رقّی بیرون می برد.
البته جای این سؤال باقی است که امام باقر (ع) چرا این گونه سخن گفته است؟ با توجه یکسان نبودن طبقه ذریح محاربی با امام باقر (ع) و معهود نبودن نقل او از امام باقر (ع) روایت مرسله به شمار می رود و با عنایت به ناشناس ماندن راوی مستقیم از امام باقر (ع) تشخیص هدف ایشان از چنین سخنی دشوار است. [۱۹]
در نقلی مشابه از امام باقر علیه السلام، غلام امام باقر (ع) و ابوبصیر هر دو از ایشان نقل کرده اند که «منّا أثنی عشر محدثاً القائم السابع بعدی». [۲۰] با توجه به این نقل می توان احتمال داد مراد از «سَابِعُنَا قَائِمُنَا»، هفتمین فرزند امام باقر باشد _ که همان حضرت حجت خواهد بود _ ولی به هر صورت دلیل انتخاب این شیوه بیان چندان روشن نیست.
۳- روایت سَماعه بن مهران
این روایت احتمالاً با روایت اول یکی باشد؛ زیرا راوی از امام و امامی که از او روایت شده و بخش اول هر دو روایت کاملاً همسان است؛ گویی حسن بن قیاما پس از پرسش از سرانجام پدر امام رضا علیه السلام، دو سؤال مطرح کرده است که یک سؤال و جواب در روایت سوم و یک سؤال و دومین موعد ذکر شده برای قیام قائم، سال یکصد و چهل بوده که با اواخر دوره امام صادق (ع) مصادف است. این موعد با قائم بودن هفتمین امام سازگار است.
جواب دیگر در روایت اول ذکر شده است. توضیح امام رضا (ع) درباره روایت زرعه از سماعه با توضیح ایشان در روایت اول کاملاً یکسان بوده، از اشتباه راوی نخستین خبر داده است و این که در این روایت نیز تعبیر «ابنی» اشتباه راوی بوده و باید به جای آن، تعبیر «صاحب هذا الامر» قرار داده شود.
محورهای مباحث مهدوی در سخنان امام رضا علیه السلام
افزون بر روایات یادشده، از امام رضا (ع) روایات متعددی مشتمل بر آموزه های مهدوی صادر شده است؛ روایاتی در بیان نام، تولد، خصوصیات و علامات و غیبت آن حضرت و همچنین اشاراتی کوتاه به چگونگی ظهور و وقایعی که پیش از آن رخ خواهد داد.
۱- تولد، نام، نسب و خصوصیات
در توضیحات حضرت رضا (ع) نکات متعددی درباره تولد حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف می توان یافت. امام رضا (ع) در پاسخ به ابن نوح که آرزو می کرد اکنون که برای امام (ع) بیعت گرفته شده و به نام او سکه زده اند، حکومت نیز بدون خشونت به وی منتقل شود، فرمود: هرکس از اهل بیت مورد توجه عموم قرار گرفته و مرجعیت یابد، کشته شده یا در بستر خواهد مرد تا زمانی که خداوند جوانی از اهل بیت را برای این کار مبعوث کند که ولادت و رشدش پنهان، ولی دودمانش معلوم است. [۲۱]
امام به دو ویژگی از حضرت حجت اشاره می کند که به ظاهر قابل جمع نیست؛ پنهان بودن ولادت و رشد و معلوم بودن پدر و اجداد. اما مروری بر روایات ائمه اطهار علیهم السلام این تنافی را از بین می برد؛ زیرا در این روایات به شکل های مختلف پدران حضرت حجت معرفی شده اند و در نسب و خاندان ایشان ابهامی نیست، ولی اصل ولادت و همچنین رشد امام بر مردم پوشیده مانده است. این ویژگی را می توان علامتی دیگر برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دانست؛ زیرا هیچ یک از امامان واجد آن نبوده اند.
در حقیقت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از ابتدای تولد در غیبت از عموم به سر برده و مردم، شاهد رشد و بزرگ شدن او نبوده اند. این ویژگی مای ابتلای جامعه شیعه نیز بوده است؛ زیرا اصل بارداری همسر امام عسکری (ع) و همچنین شیرخوارگی و رشد آن امام، مورد تردید و انکار قرار گرفت[۲۲] و جامعه شیعی دچار امتحان و ابتلای الهی شد. [۲۳]برخی از مرگ او گفتند و برخی اصل وجودش را انکار کردند، درحالی که چنین غیبت هایی حتی درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز سابقه داشت. این ابتلا برای کسانی بود که در عصر غیبت زندگی می کردند، نه برای آنان که حضور امامان و مرگ آنان را شاهد بوده اند.
این علامت در روایات دیگر حضرت رضا (ع) به شکلی دیگر بیان شده است. در کافی و هدایه الکبری از ایشان نقل شده: لَا یُرَی جِسْمُهُ وَ لَا یُسَمَّی اسْمُهُ؛ جسمش دیده نمی شود و نامش را نمی برند. در نقل هدایه الکبری، دلیل نام نبردن از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این گونه توضیح داده شده که «تا نامش بر دشمنان مخفی بماند و او را نشناسند. »
شیو دیگری که امام در معرفی نسب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از آن استفاده کرده، تعیین رتبه او در میان نوادگان خویش است. در روایتی از «پدر او به عنوان سومین از فرزندانم» یاد کرده و در روایت دیگری او را با نام «چهارمین از فرزندانش» معرفی نموده است. [۲۴] پیش تر گفتیم این شیوه معرفی، مزایایی بسیار دارد: اول، قرین محکمی است بر وجود فرزندی برای امام عسکری (ع) که مورد انکار عموم مردم بوده است. دوم، راه را بر ادعای مهدویت از سوی دیگران می بندد و سوم، علامتی است قوی بر صحت ادعای امامت از سوی ائمه بعد؛ زیرا هیچ سلسله دیگری با این مشخصات در میان مدعیان امامت نبوده و نیست.
در برخی روایات، امام رضا (ع) به روشنی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نام برده و پدران، جایگاه و صفات او معرفی را کرده است: حَدَّثَنَا صَدَقَهُ بْنُ مُوسَی حَدَّثَنَا أَبِی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.