توضیحات
فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی شامل 113 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طرح و تأمین مطالبات زنان در حکومت نبوی :
۱)معناشناسی مطالبات
پیش از پرداختن به چگونگی طرح و تأمین حقوق (مطالبات) زنان در حکومت نبوی لازم است معنای «حق» و منشأ آن معلوم شود.
«حق» به معنای ثبوت و یا به معنای موجود ثابت یا وجود ثابت و در اصطلاح فقهی گاهی به معنای سلطنت است. همچنین به معنای امری که با واقع مطابقت و موافقت دارد و به معنای جزم است. حق از اسماء زیبای خداوند است، چون در صفات و ذات او نوعی ثبات و دوام و عدم تغییر وجود دارد. یک امتیاز است که صاحب آن دارد (کی نیا، ۱۳۴۷: صص ۱۳-۱۱).
«عدالت» که عام ترین واژه مورد قبول همه عقلاست، در مشهورترین و محکم ترین معنایش «دادن حق هر صاحب حقی» است. به عبارت دیگر عدالت و حق در هم تنیده شده اند. پس حق اصالتا دادنی است و در صورت عدم عدالت، حق گرفتنی خواهد شد. ابطال حق و تضییع آن ظلم و ضد عدالت است.
اما مهم این است که این حق چه منشأ و خاستگاهی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، مکاتب مختلفی پدید آمده است:
۱-مکتب حقوق طبیعی، فطری یا عقلی: طبق این دیدگاه مبنای حقوق، خصوصیات طبیعی و حیاتی انسان است (همان، ص ۵۵ ).
طبیعت، حق هر موجودی را تعیین می کند؛ مثلا طبیعت گیاه مستلزم استفاده از نور و مواد غذایی زمین است. پس حق طبیعی گیاه بهره مندی از آنهاست یا حق طبیعی حیوان گیاه خوار، استفاده از گیاه است تا تحقق خارجی پیدا کند. انسان هم نیازهای طبیعی دارد که بدون آن دوام ندارد. پس حق طبیعی او تأمین نیازهایش است.
۲-مکتب قرارداد اجتماعی: در این دیدگاه حق، ریشه در قراردادهای اجتماعی دارد. هرچه انسانها برای خود پسندیدند و توافق کردند، همان حقوق معتبر حاکم بر جامعه خواهد بود و هیچ حقی قبل از قرارداد و حاکم بر آّن وجود ندارد.
۳-نظریه حقوق الهی: از این نظر خداوند منشأ و اساس حقوق انسان است و حق دارد حقوقی را برای مردم تعیین کند و مردم مکلّف به پای بندی به آن هستند (مصباح یزدی، ۱۳۷۶: ج ۲، صص ۱۴۰-۱۳۷).
خداوند، طبیعت و قرارداد اجتماعی به عنوان منشأهای سه گانه حقوق مطرح شده اند. از سوی دیگر نیازهای بشر و مصالح او به عنوان ملاکات حق تعیین گردیده اند. بشر نیازهایی دارد که تبدیل به مطالبات و خواسته ها می شود، ولی این نیازها زمانی حق اند که به مصلحت بشر باشند. بشر مدنی و اجتماعی مطالبات متزاحمی دارد و آن چه تزاحم را حل می کند، رعایت مصالح است؛ یعنی مصالح اهم بر مصالح مهم ترجیح می یابند و سپس مصالح هستند که گاهی با نیازها و مطالبات هم خوانی ندارند؛ لذا حاکم بر آنها و تنظیم کننده آنها می باشند. اگر طبیعت را زبان گویای نیازها و قراردادهای اجتماعی را بیانگر شفاف مطالبات بدانیم، خداوند در ترکیب این نیازها و مطالبات با تشخیص مصالح واقعی بشر، در یک برآورد عادلانه و حکیمانه حقوق بشر را مصلحت محور تعیین می کند. به عبارت دیگر نیازهای مطالبه شده ای «حق» نام می گیرند که به مصلحت واقعی بشر باشند و کمال و سعادت حقیقی او را تأمین نمایند.
با این جمع بندی مکاتب حقوق طبیعی، حقوق اجتماعی و حقوق الهی هماهنگ می شوند؛ چرا که مسلما خداوند به نیازهای بشر و مطالبات او آ‘اه است، چون خالق اوست: «لقد خلقنا الانسان و نعلم ما نوسوس به نفسه؛ ما انسان را خلق کردیم و وسوسه های او را هم می دانیم» (ق، ۶۱ )، یعنی ریزترین و ناپیداترین زوایای وجودی او را می شناسیم. آن چه مؤید حقوق مصلحت محور الهی است، تعدیلی است که طرفداران نظریه قرارداد اجتماعی در نظریه حقوق طبیعی پدید آوردند؛ زیرا دریافتند که نیاز محوری صرف به هرج و مرج می انجامد و حریم ها هتک می شود؛ بنابراین این نظریه توسط نظریه حقوق الهی هم تعدیل می شود، چرا که قراردادهای اجتماعی نیز امکان فساد دارند و ممکن است یک اجتماع یا یک نژاد را بر نژاد دیگر برتر بدانند و به استعمار و استکبار بینجامند(کما که چنین شده است). حقوق الهی در نهایت به آن دسته از نیازها و مطالبات مهر حق می زند که به سود بشر باشد و کمال یابی او را تسریع کند.
حاصل آنکه، خداوند منشأ تعیین حق است که هم نیازها و هم مصالح انسان ها را لحاظ می کند. خداوند انسان را دوست دارد و کمال او را می خواهد و هر نیاز و مطالبه ای که کمال بشر را تأمین کند، حق غیر قابل سلب اوست. این است منشأ حق؛ یعنی خداوند حکیم براساس مصالح واقعی بشر حقوق او را تأیید و تأمین می کند و این مصالح را عقل و وحی با هم درک و دریافت می نمایند.
حال که حقوق عقلانی و وحیانی شد، زن و مرد نمی شناسد. حقوق هر دو بر اساس فرمول وحیانی عقلانی (نیاز-مطالبه-مصلحت) جلوه می کند. این حقوق محترم است و قابل خدشه نیست. نیاز زن و مصلحت او در دستگاه وحیانی عقلانی نبوی، تبدیل به حقوق زن می شود و همین فرآیند در خصوص حقوق مرد نیز صادق است؛ اما مثلث مزبور (نیاز-مطالبه-مصلحت) در مورد هریک از زن و مرد معلول فرآیند خاص خود است. طبیعت متفاوت زن نیازهای ویژه ای را می آفریند و مطالبات هماهنگ با نیازها و مصالح زنان در سیستم وحی و عقل، حقوقی ویژه ایجاد می کند.
پیامبر اعظم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) که متصل به وحی و عقل کل است، منظومه ای از حقوق را افاده و ارائه می کند که رونوشتی از تکوین است و سرشتی کمال آفرین دارد. کمال، سعادت و قرب چیزی نیست که معامله و مجامله پذیر باشد؛ بلکه با قاطعیت و جدیت باید تضمین و تأمین شود. شاید در مسیر کمال همه چیز خوشایند و پسند نباشد، ولی چاره ای از آن نیست. هرچه ما را به کمال و سعادت برساند، حق است و باید صیانت شود. حق آن نیست که ما می خواهیم یا طلب می کنیم؛ بلکه حق آن است که به مصلحت ماست و باید آن را مطالبه کنیم و خالق ما آن را تأسیس یا امضا می کند و همان مطلوب و مطالبه ماست، نه آن چه فرد یا جمع تشخیص می دهد و می نویسد.
رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) حقوق کمال آفرین و سعادت زا را از طریق وحی و عصمت و عقل اخذ می کرد و به بشر ارائه می داد. این حقوق واقعی، قابل دفاع و قابل مطالبه است، نه آن چه مثلا فمینیست ها گفته اند که نوعا مردانی هستند که به فکر احیای حقوق زنان افتاده اند. این خود حدیث شگفتی است که مردان بیش از زنان به فکر حقوق آنان هستند، در واقع بشر به فکر مصالح خود هستند تا مطالب زنان! حقوق زنان را به میان آوردند تا کام مردان تأمین شود و الا در یک جمع بندی آن چه فمینیسم به زنان داد و آن چه از آنان گرفت، معامله وحشتناکی را نشان می دهد که در جای خود بحث شده است (ر. ک. قوامی، ۱۳۸۴: ش ۱). ضربه مهلک فمینیست ها به زنان به همان اندازه مخرب بوده که ضربه مارکسیست ها به کارگران و اومانیست ها به انسان. حال، بشر به خود آمده و محاسبه می کند که چه فریب و ضربه ای خورده و چه نیازی به حقوق واقعی خود دارد.
آن چه ضرورت بررسی نگاه وحیانی و معصومانه پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) به حقوق زنان را در عصر ما ایجاب می کند، همین گیجی ناشی از دریافت این ضربات است که نوعا در سده ۹۱ و عمدتا در سد ۲۰ اتفاق افتاده است. حال که بشر یک توبه دسته جمعی کرده و به معنویت روی آورده و حقوق آسمانی خود را می جوید، نباید ضربه ای دیگر بخورد و به او داروی مهلک معنویت منهای شریعت بخورانند. بشریت باید حق خود را بگیرد و همان طور که در آغاز بحث اشاره شد، عدالت اعطای حق است، نه اخذ آن و کسی معطی حق است که عارف به آن باشد و پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) این چنین بود.
با این تفاصیل، تفسیر معناشناسی مطالبات زنان آشکار شد. زنان باید حقوقی را مطالبه کنند که حق واقعی آنها باشد و حکومت هم قبل از مطالبه آنان باید اعطاء حق کند، اما از آن جا که اولا حقوق زنان شناسایی نشده و ثانیا حقوق حقیقی و صادق از حقوق مجازی و کاذب بازشناسی نشده است، لذا زنان از حقوق واقعی خود محروم مانده اند. بدین خاطر است که با تحریکاتی به مطالبات حقوق مجازی روی می آورند و چیزی را طلب می کنند که چه بسا حق آنها نیست و اگر هم ایفاء شود، نهایتا به مصلحت آنها نیست و چیزی را طلب نمی کنند که حق واقعی آنهاست؛ زیرا نسبت به آن جاهل هستند. لذا دو ضرر می کنند؛ از انرژی اعتراض خود به حقوق کاذب می رسند و از عدم معرفت به حقوق واقعی خود آن را مطالبه نمی کنند. آن چه به این دو ضرر دامن می زند، گرد و غبار فمینیست های مرد است که حقوق مردان را به زنان تحمیل می کنند و زنان را تبدیل به مردان می نمایند و نسخه زیبای مدینه فاضله را به هم می زنند.
۲)مطالبات زنان در حکومت های مختلف
حکومت ها براساس مبانی معرفتی و نظری خاص خود تشکیل می شوند. اگر حکومتی مثل حکومت سلطنتی شاهانه باشد، اصل آن بر لذت و قدرت است و زنان در آن، تشکیل دهنده حرمسرا می شوند و به شکل کنیزکان به آنها نگریسته می شود. در حکومت اشرافیگری و اریستوکرات، زنان یا عامل تجمل و زینت و نمایش هستند یا خدمه درباریان و زنان اشراف.
در حکومت های مارکسیستی، زنان به شکل نیروی کار دوشادوش مردان در هر نوع میدان کار، باید کار کنند تا زنده بمانند؛ چرا که در چنین دیدگاهی اصالت با جامعه است نه فرد؛ لذا همه در خدمت جامعه پرولتاریا هستند. زن یک کارگر است و باید مثل اسب کار کند.
در حکومت های لیبرالیستی که اصالت را به فرد می دهند، زن و مرد به عنوان یک فرد از حقوق مساوی برخوردارند، اما حقوق مجازی. زن در این دیدگاه آزاد و مساوی با مرد است. آزادی و تساوی، زنان را تبدیل به یک جریان تجاری و اداری می کند. زنان در خدمت سرمایه گذاران، دیوان سالاران، امپراتوران رسانه ای و سلاطین ثروت قرار می گیرند. جاذبه های جنسی آنان به شکل رایگان و شایگان در خدمت تراست ها و کارتل ها قرار می گیرد. زنان در میدان مردان وارد می شوند و چون طبیعتا قدرت مبارزه مردانه را ندارند عقب می مانند و متضرر می شوند. در این شیوه حکومت، خانواده هم متضرر می شود.
در حکومت های دینی-استبدادی، زنان در کنج خانه ها به تولید فرزند و نظافت خانه می پردازند و از آنها به عنوان «ضعیفه» یاد می شود؛ زنان منزوی که محروم از حقوق اجتماعی خود هستند. جامعه ای مردسالار و مذکر که زنان در آن پنهان و بی نقش اند.
با اندک تاملی درمی یابیم که رگه های جدی از افراط و تفریط در نگرش های حکومتی مذکور مشاهده می شود که ما در این مقال و مجال دنبال مصادیق نیستیم. آن چه مهم است معرفی جریانات حکومتی موجود در حافظه تاریخ است. جریاناتی که امتحانات خود را پس داده و مردود شده اند و علت این مردودی فریاد همچنان بلند زنان است که گاهی به ناله های ضعیف تبدیل می شود. زنان غربی و شرقی در هر قاره تحت هر حکومت می نالند.
۳)طرح مسائل و مطالبات زنان در حکومت پیغمبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)
همان طور که در مقدمه بیان گردید، مطالبات و مسائل زنان بی پاسخ و لا ینحل مانده است و تمام مدعیان نوین و کهن عجز خود را از این امر نشان داده اند و شیوه آزمون و خطا، نتیجه ای رضایت بخش نداده است. علت این عجز ارائه حقوق مجازی به جای حقوق حقیقی و محرومیت زنان از حقوق حقیقی خود و همچنین تحریک زنان توسط مردان به مطالبات حقوق مجازی و کاذب که در حقیقت تأمین کننده مطامع خودشان است، می باشد. این مجموعه عوامل، ضرورت دست یابی به مجموعه حقوق واقعی زنان را در حکومتی که مبتنی بر وحی و عصمت است و خطا ندارد، ایجاب می کند. باید سفری به مدینه النبی داشت و در مدل حکومتی آن حضرت، مطالبات زنان و نحوه طرح و تأمین آنها را جستجو نمود. بشریت خسته و مردود، حالا گوش شنوا و چشم بینا پیدا کرده تا حقوق حقیقی خود را در یک حکومت بی اشتباه بشناسد.
۱-۳)مطالبات زنان در آیات قرآن
الف ) «ای پیامبر به همسرانت بگو: اگر زندگی دنیا و زرق و برق آن را می خواهید بیایید با هدیه ای شما را بهره مند کرده و به طرز نیکویی رها سازم و اگر خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می خواهید، خداوند برای نیکوکاران شما پاداش عظیمی آماده ساخته است» (احزاب، ۲۹ -۲۸).
شأن نزول:
۱- وقتی رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) از غزوه خیبر برگشت، در حالی که به گنج «آل ابی الحقیق» دست یافته بود، زنان او گفتند: از آن چه به چنگ آوردی به ما هم عطا کن. رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) به آنان فرمود: طبق فرمان خدا بین مسلمانان تقسیم کردم. زنان عصبانی شدند و گفتند: شاید فکر کردی اگر ما را طلاق دهی ما مردانی هم طراز خودمان برای ازدواج پیدا نخواهیم کرد؟!
سپس خداوند به پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) امر کرد ۲۹ روز در مشربه ام ابراهیم از زنان عزلت گزیند تا حیض و طهر آنها تنظیم شود (لابد برای طلاق) و بعد آیات فوق را خواند. پس از خواندن آیات فوق، ام سلمه برخاست و گفت: من تو را و خدایت را برگزیدم و اختیار کردم و پس از ام سلمه زنان دیگر زنان برخاستند و گفته او را تکرار کردند (طباطبایی، ۷۹۳۱ ق: ج ۶۱، ص ۴۱۳).
۲- زنان پیامبر از رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) تقاضای اموال و زیاد شدن نفقه نمودند و او را تحت فشار و اذیت قرار دادند (به خاطر حسادت بعضی بر بعضی). رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) یک ماه از آنان کناره گیری کرد و سپس (آیه تخییر) نازل شد (احزاب، ۹۲-۸۲). زنان پیامبر نه نفر بودند که یکی از آنها حفصه دختر عمر است. ابن عباس می گوید: حفصه و رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ) مشاجره کردند و حفصه گفت: یک مرد باید بین ما حَکَم شود. پیامبر دنبال عمر فرستاد، حفصه گفت: ای رسول خدا حرف بزن و جز حق نگو!! عمر دو سیلی به او زد. رسول خدا گفت: بس کن. عمر گفت: اگر رسول خدا نبود آن قدر می زدم تا بمیری ای دشمنک خدا! رسول خدا جز حق نمی گوید. رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) برخاست و یک ماه کناره گرفت و در غرفه ای ماند و به زنان نزدیک نشد و در همان جا غذا می خورد و می خوابید تا آیات فوق (تخییر) نازل شد» (طبرسی، ۹۷۳۱ ق: ج ۸-۷، صص ۵۵۵ -۴۵۵ ).
طبق دو شأن نزول فوق زنان پیامبر در طرح مسائل و مطالبات خود کاملا آزاد بوده اند و حتی با پیامبر مشاجره می کردند، از او غضبناک می شدند و سهم خواهی و زیاده خواهی داشتند و رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) را مجبور به انزوا و کناره گیری می کردند و پیامبر به آنها خشونت نمی کرد (برخلاف عمر خلیفه دوم)، تا خداوند با آیات تخییر آنها را بین اختیار خدا و رسول و آخرت و اختیار دنیا و آزادی و طلاق مخیر و آزاد گذاشت و آنها از این میان آزادانه خدا و رسول و آخرت را اختیار کردند. این همه آزادی در مطالبه و انتخاب، آن هم برای زنانی که در زمان جاهلیت زندگی می کنند که هم انسانیت زن و هم زن بودن او فراموش شده بود، شگفت آور است.
از این آیات و شأن نزول آنها حق تخییر و انتخاب برای زنان بین مادیت و معنویت به دست می آید و نتیجه این آزادگذاری در مطالبه و انتخاب، برگزیدن معنویت است. می توان نتیجه گرفت که اگر زنان در یک فضای دینی و در حکومت نبوی و در بیت شریف او در انتخاب، آزاد گذاشته شوند، به انتخاب برتر یعنی انتخاب معنوی و آسمانی دست می یازند. معلوم می شود حق مطالبه و انتخاب و حق آزادی در یک فضای واقعی و وحیانی و انسانی به ثمره ای شیرین می انجامد و زنان را از هوس و حرص باز می دارد. جالب است که زنان پیامبر طلاق را که آزادی از معنویات نبوی و وحیانی است انتخاب نکردند و آزادی واقعی را که ماندن در بیت نبوی است برگزیدند؛ یعنی با کمال آزادی از آزادی کاذب(طلاق از نبی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم))به آزادی واقعی روی آوردند.
پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم )می توانست با استفاده از قدرت سیاسی و اجتماعی خویش با همسران خود برخورد کرده و به آنها تفهیم کند که شرایط همین است و باید بسازند؛ وظیفه شان اطاعت از شوهر است؛ آن هم شوهری مثل رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) که حاکم سیاسی است. یا اینکه می توانست شرایط بهتری برای آنها فراهم کند و امکانات فوق العاده ای برای آنها تهیه نماید، کاری که قدرتمندان سیاسی می کنند؛ اما پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم )این کار را نکرد، بلکه فضای انتخاب آزادانه و آگاهانه را برای زنان فراهم آورد تا آنها انتخاب کردند.
ب) «خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد) خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می شنید و خداوند شنوا و بیناست» (مجادله، ۱).
شأن نزول: زنی به نام «خوله بنت خویلد» همسر «اوس بن صامت» زنی خوش اندام بود. در هنگام سجده، همسرش به او نگاه کرد و پس از نماز از او برای عمل زناشویی خواهش کرد. اما زن ابا کرد. مرد عصبانی شد و به او گفت: أَنتِ عَلَیَّ کَظَهرِ أُمِّی (بدن و پشت تو مانند بدن و پشت مادر من است) یعنی او اظهار کرد
که در جاهلیت با این گفته زن بر مرد حرام می شد، اما بعد پشیمان شد و گفت: تو بر من حرام هستی. زن گفت: این حرف را نزن، برو خدمت رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و حکم را از او سوال کن. مرد گفت: من خجالت می کشم. زن گفت: اجازه بده من سوال کنم. مرد اجازه داد. زن خدمت پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) همسر من اوس بن صامت است. وقتی با من ازدواج کرد، من جوان و ثروتمند بودم و فامیل فراوان داشتم که هر سه را از دست داده ام و اکنون پیر شده ام. حالا او با من اظهار کرده، ولی پشیمان شده است. آیا مشکل ما قابل حل است؟ رسول خدا (صلّی اللّه علی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.