تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ شامل 116 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عثمان چرا از سیره ابوبکر دراین زمینه پیروی نکرد؟ :

چرا عثمان شیوه خلیفگان پیشین را نمی پذیرد؟ و چرا آن سان که آن دو با صحابه رایزنی می کردند در احکام شرعی با صحابه رایزنی نمی کند و به جای آن می خواهد دراحکام دین خود به تنهایی احکام نوی برسازد و تشریع کند، بی آن که کسی دربرابر اوبایستد؟ صحابه در آن روزگار پیوسته می کوشیدند وحدت صفهای مؤمنان را پاس بدارند، اما خلیفه از این احساس همدلی دینی سوءاستفاده می کرد و در چهارچوب استوارسازی ارکان سیاست ویژه خویش عمل می کرد.

درباره ابن عوف نقل شده است که با آن که مخالف عثمان بود وقتی پس از اعتراض بر عثمان به واسطه تمام خواندن نماز در منی از حضور او می آمد به ابن مسعود برخورد.

ابن مسعود از او پرسید: مخالفت بد است.

به من رسید که او چهار رکعت نماز گزارد.

پس من و یارانم نیز چهار رکعت نماز گزاردیم.

عبد الرحمن بن عوف گفت: به من نیز رسید که چهار رکعت نماز گزارده است.

اما من با یارانم دو رکعت نماز گزاردم، ولی از این پس همان می کنیم که تو می گویی، یعنی چهار رکعت نماز می گزاریم ((۱)). همچنین در روایت است که به ابن مسعود گفتند: آیا تو خود برای ما حدیث نمی گویی که پیامبر(ص ) دو رکعت نماز گزارد و ابوبکر نیز دو رکعت نماز کرد؟ گفت: چر، و اکنون نیز همین حدیث را می گویم.

اما عثمان پیشوا بود و من با اومخالفت نمی کنم، که مخالفت شر است ((۲)).

به ابن عمر هم گفتند: تو بر عثمان خرده گرفتی [که چهار رکعت نمازمی گزارد] وآنگاه خود نیز چهار رکعت نماز گزاردی! گفت: مخالفت شر است ((۳)).

در طبقات ابن سعد نیز آمده است: تنی چند از مردمان کوفه به ابوذر که در ربذه بود گفتند: این مرد رفتاری با تو کرده است که خود می دانی. اینک آیا مرد آن هستی که به پیشوایی ما پرچمی برافرازی [تا همراه تو با او پیکار کنیم ]؟ گفت: نه، اگر عثمان مرا از باختر به خاور براند باز هم فرمانبرم ((۴)).

این تصویری از برخوردهای صحابه درباره خلیفه در شش سال آغازین خلافت اوست.

اما همین اینان هنگامی که دیدند دین در خطر است سیاست خویش را تغییردادند و رویاروی او ایستادند و برخی به قتل او فتوا دادند، چونان که عایشه می گفت: نعثل را بکشید که کافر شده است.

ثقفی در تاریخ خود از سعید بن مسیب نقل کرده است که گفت: مقداد و عمار پشت سرخلیفه نماز نمی خواندند و او را امیرمؤمنان نمی نامیدند. بر این پایه، از دیدگاه ما، انقلاب بر ضد عثمان دلایل شخصی نداشت و دلایل آن به اختلاس بستگان و نزدیکان خلیفه از بیت المال، به کارگماری فاسقان از سوی خلیفه، آزار صحابه، باز گرداندن رانده شدگان به مدینه و دیگر نوساخته های خلیفه محدودنمی شد، بلکه می توان این انقلاب را به انگیزه دینی مهمتری باز گرداند و آن عمل نکردن خلیفه به کتاب و سنت و انجام کارهایی است که در شریعت نبود.

همین است که برخی از صحابه را حتی بدان جا کشاند که با قتل خلیفه قصد تقرب به خداوند کنند! حتی می بینیم برخی از صحابه وصیت می کردند که پس از مرگشان خلیفه بر آنان نمازنگزارد ((۵)).

در تاریخ مدینه آمده است که عبداللّه بن مسعود گفت: این مرا خوشحال نمی کندکه تیری به سوی عثمان افکنده باشم و به خطا رود، و هرچند همسنگ احد طلا داشته باشم ((۶)).

او همچنین گفته بود: خون عثمان حلال است ((۷)).

حجاج بن غزیه انصاری می گوید: به خداوند سوگند اگر تا زمان برگشت از عصر تا شب بیشتر باقی نمانده باشد با ریختن خون وی به خداوند تقرب می جویم ((۸)).

شعبه بن حجاج از سعد بن ابراهیم، روایت کرده است که از عبدالرحمن بن عوف پرسیدم: چرا اصحاب رسول خدا(ص ) از عثمان دفاع نکردند؟ گفت: اصحاب رسول خدا(ص ) خود او را کشتند ((۹)).

ازابو سعید خدری روایت شده است که درباره کشته شدن عثمان از او پرسیدند: آیا کسی از اصحاب رسول خدا(ص ) شاهد قتل او بوده است؟ در پاسخ گفت: هشتصد تن قتل او را شاهد بودند.

او همچنین به علی (ع ) گفت: اگر خواستی شمشیر برگیر و من هم شمشیر برمی گیرم، گرچه او با پیمانی که با من سپرده مخالفت کرده است ((۱۰)).

آن سان که واقدی روایت کرده است ابن عمر گفت: به خداوند سوگند، هرکه درمیان ما بود یا خود در قتل شرکت داشت و یا از یاری خلیفه خودداری می ورزید ونظاره گر بود.

سعد بن ابی وقاص هم می گوید: ما از یاری خودداری ورزیدیم در حالی که اگر می خواستیم از او دفاع می کردیم.

این دو روایت اخیر بخوبی گویای آن است که صحابه می توانستند از خلیفه دفاع کنند، اما از این کار خودداری ورزیدند.

ما در مقابل این واقعیت، یا باید سعد و ابن عمر رافاقد غیرت دینی بدانیم و یا باید بگوییم از دیدگاه آنان قتل خلیفه جایز بوده است، فرض سومی امکان پذیر نیست. نامه مردمان مدینه به مردمان شهرهای دیگر یکی از نشانه های گویای این حقیقت است که شورش برضد عثمان انگیزه ای دینی داشت.

در این نامه آمده است: شما برای جهاد در راه خدا برخاسته اید و آیین محمد را می خواهید، که آنان که پیش از شما بودند(خلفکم ) و به روایت کامل ابن اثیر خلیفه شما (خلیفتکم ) دین محمد(ص ) را تباه کرده و وانهاده اند. . . پس برخیزید و فرا آیید و آیین محمد را به پا دارید ((۱۱)).

همچنین در نامه مهاجران دیرین خطاب به صحابه و تابعینی که در مصر بودند آمده است: اما بعد، به سوی ما آیید و خلافت رسول خدا را دریابید، پیش از این که علاقمندانش آن را دریابند. . . ، کتاب خدا تبدیل شده، سنت رسول خدا تغییر کرده واحکام دو خلیفه پیشین جای خود را به احکامی دیگر داده است.

اینک همه باقیماندگان صحابه و تابعین را که نامه ها را می خوانند به خداوند سوگند می دهیم که اگربه خدا و روزواپسین ایمان دارید به یاری ما آیید و حق را بر همان راه روشنی استوار سازید که پیامبرتان و خلیفگان او به شما سپردند.

از طرقی چند و به اسنادی فراوان نقل شده است که عمار می گفت: سه تن بر کفرعثمان گواهی می دهند و من چهارمین و استوارترین آنهایم، چرا که خداوند فرمود: هرکس بدانچه خداوند فرو فرستاده است حکم نکند کافر است ((۱۲)).

من گواهی می دهم که او به چیزی جز آنچه خداوند فرو فرستاده حکم کرده است.

همچنین به طرقی چند درباره زیدبن ارقم نقل شده است که از او پرسیدند: به چه دلیل به کفر عثمان حکم کردید؟ گفت: به سه چیز: ثروتهای عمومی را در اختیارثروتمندان قرار داد، اصحاب مهاجر رسول خدا(ص ) را به منزله آنهایی گرفت که با خدا ورسول او سر جنگ داشتند و به غیر کتاب خدا عمل کرد ((۱۳)).

افزون بر اینه، روایتهای فراوان دیگری حاکی از این وجود دارد که خلیفه سوم عمل به کتاب خدا و سنت رسول او و سیره دو خلیفه پیشین را وانهاده بود و همین خودبیشترین نقش را در قتل او داشت.

این عمل نکردن به کتاب خدا را هم نمی توان به مصداقهایی چون نزدیک ساختن خویشاوندان ناپیراسته به دستگاه خلافت محدود کرد. هرچند این خود در ضمن دایره عمل نکردن به کتاب خدا جای می گیرد.

اکنون این مقدمه را وا می نهیم و پژوهش اصلی خود را پی می گیریم، بدان امید که باآنچه گذشت کسی را به خشم نیاورده باشیم: چه این دیدگاهی است که مقتضای سخن طبری و ابن اثیر و دیگر مورخان است و احتمالا همین نیز یکی از آن عوامل و دلایل قتل خلیفه است که این مورخان برای رعایت حال عامه مردم از نقل آن بیم داشته اند.

با این همه، چونان که پیشتر هم گفتیم به عقیده ما بررسی متون تاریخی و آگاهی یافتن از حقیقت، ضرورتی علمی است که باید در همه روایتهای تاریخی در پی آن بود، و طرح یک دیدگاه یا برگزیدن و قویتر دانستن دیدگاهی دیگر در چنین پژوهشهایی عیب نیست، چه، در این گونه پژوهشها این ادله است که محقق را بدان می کشاند که دیدگاهی را برگزیند و دیدگاهی دیگر را وانهد.

این دیدگاه مورخان، و این که طبری و ابن اثیر داستان کسانی را که برای اقدام معاویه به تبعید ابوذر دلیل جسته اند، یا این که ابن اثیر چنین کارهایی را به رغم تواتر نقل، از جانب معاویه بعید می داند، زشت و ناستوده است، زیرا مورخ نباید در نقل رخدادهای تاریخ از کسی جانبداری کند.

به هر روی، مجموعه دلایلی همانند نامه صحابیان مدینه به مردمان دیگر شهره، نامه مهاجران به صحابیان و تابعین مصر و گفته ها و برخوردهای صحابه در برابر عثمان وسرانجام این که قتل او را روا شمردند و برخی آن را مایه تقرب به خداوند دانستند، اینهاهمه دست به دست هم می دهد و این احتمال را تقویت می کند که شورش بر ضد خلیفه عثمان در درون خود انگیزه ای دینی نهفته داشت و خلیفه قربانی نوساخته های دینی خود شد.

هر چند از دیدگاه ما عوامل اقتصادی و مالی نیز بی تاثیر نبود.

این در حالی است که از آن سوی کسی درباره قتل عمر بن خطاب یا علی بن ابی طالب (ع ) نگفته است که نوساخته های آنان علت کشته شدنشان بود.

بلکه برعکس مشاهده می کنیم مسلمانان برای این دو می گریند، تشییعشان می کنند، بر آنان نمازمی خوانند، با حزن و اندوه آنان را به خاک می سپارند.

قاتلشان را دستگیر می کنند، اما دربرخورد با قاتل یا قاتلان عثمان چنین نمی کنند و حتی او را در شش ساله دوم دوران خلافتش به بدعتگذاری و برساختن چیزهایی به نام دین متهم می کنند و پس از کشته شدنش نیز بی رغبتی اظهار می نمایند و حتی پیکر او را پس از گذشت سه روز به خاک می سپارند.

ما با طرح این سخنان در پی آن نیستیم که دیگران را هم بدانچه می گوییم ملزم سازیم، چه آنان خود اختیار دارند ومی توانند بپذیرند یا نپذیرند.

در داستان وضو، آن مردم چه کسانی بودند و چه منزلتی داشتند؟ در آنچه گذشت به مساءله زمان نزاع و اختلاف بر سر وضو و نیز طرفهای این نزاع و اختلاف پرداختیم و اینک جای آن است که برای کامل شدن این جستارببینیم آن برخی از مردم که در سخن عثمان آمده که با شیوه وضوی او مخالفت داشتندچه کسانی بودند.

اظهار نظر قطعی درباره فهرست نامهای این کسان کاری بجد دشوار است.

اماشواهد و قراین دست کم ما را بدین رهنمون می سازد که آنها از پیشتازان و فقیهان صحابه و از کسانی بودند که در مواضع و دیدگاههای متعددی با خلیفه مخالفت کرده بودند.

ما بر پایه سه دسته از قراین و شواهد زیر به نامهای برخی از این کسان پی می بریم: ۱ اجتهادهای عثمان و مخالفان این اجتهاده، که پیشتر و به صورتی خلاصه به مواردی از این اجتهادها و مخالفتها پرداختیم.

۲ مخالفان صحابی اجتهادهای عثمان که پیشتر نامهای آنان را آوردیم و بویژه ازکسانی که عثمان را بسیار خطاکار می دانستند و خود در این باب نامور شدند یادکردیم.

۳ دقت و تاءمل در این نکته که آیا این برخی از مردم چه کسانی بودند و آیا آنان آنچه را هم تاءیید کننده، شیوه وضوی عثمان است روایت کرده اند یا خیر.

برخی از مردم در برخورد با دیگر نوساخته ها

۱ نماز در منی پیشتر چندین بار درباره روایات تمام خواندن نماز در منی از سوی خلیفه سوم سخن گفتیم.

اینجا بار دیگر در آن روایتها می نگریم تا از این رهگذر نامهای مخالفان او در این مساءله را بیابیم و سپس ببینیم که آیا در مساءله وضو هم در صف مخالفان او بوده اند یا نه.

عبدالرحمن بن عوف از کسانی است که در حدیثی طولانی ((۱۴)) این دیدگاه و این پندار تازه خلیفه را نقد و رد کرد.

ابوهریره، ابن عمر و حتی عایشه هم روایت کرده اند که نماز در سفر دو رکعت است. گرچه عایشه چونان که در گفتارهای آینده خواهید خواند پس از کشته شدن عثمان نماز را تمام و چهار رکعتی خواند ((۱۵)). ابن عباس یکی از دیگر کسانی است که می گوید: رسول خدا(ص ) در زمانی که درامنیت بود و از هیچ کس جز خدا ترس نداشت [به منی ] بیرون شد و تا زمان بازگشت نمازرا دو رکعتی به جای آورد. سپس ابوبکر در زمانی که در امنیت بود و از هیچ کس جز خداترسی نداشت بیرون شد و تا بازگشت نمازرا دو رکعتی گزارد. سپس عثمان هم در دوسوم یا در پاره ای ازدوران خلافت خویش چنین کرد، اما پس از چندی نماز را چهاررکعتی خواند ((۱۶)).

از عروه روایت شده است که گفت: رسول خدا نماز چهار رکعتی را در منی دورکعتی خواند، ابوبکر نماز را در منی دو رکعتی خواند. عمر نماز را در منی دو رکعتی خواند. عثمان هم در دوره ای از حکومت خود نماز را در منی دو رکعتی خواند. اما پس ازچندی آن را تمام خواند ((۱۷)). عثمان خود نیز پس از اعتراض مردم اعتراف کرد که این نماز نه سنت رسول خداست و نه سنت دو خلیفه او.

از حمید درباره عثمان روایت شده است که نماز رادرمنی چهار رکعتی خواند و آنگاه خطبه ایراد کرد و در خطبه اش گفت: ای مردم، سنت فقط سنت رسول خدا(ص ) و سنت دو خلیفه اوست.

اما امسال از مردم رفتاری دیگر سرزد و من ترسیدم که آن را سنت گیرند ((۱۸)).

بر پایه آنچه گذشت چنین به دست می آید که دیدگاه تازه عثمان درباره نماز مسافردر منی مخالفت نامبردگان صحابی زیر را در پی داشته است: علی بن ابی طالب، عبد الرحمن بن عوف، عبداللّه بن مسعود، ابوهریره.

پیشتر از اینها نیز پیامبر اکرم (ص )، دو خلیفه پیشین، و خود عثمان در سالهای پیش بااین نظریه عملا مخالفت کرده بودند، چه، آنان نماز را شکسته می خواندند و بدین سان می توان آنان را نیز در شمارمخالفان یاد کرد.

همچنین در این زمینه عبداللّه بن عباس ((۱۹))، عبداللّه بن عمر ((۲۰))، عمران بن حصین ((۲۱))، انس بن مالک ((۲۲))، حفص بن عمر ((۲۳))، عروه بن زبیر ((۲۴))، وعایشه ((۲۵)) که همه از سران صحابه بودند با عثمان مخالفت کرده اند. بنابراین، فهرست مخالفان عثمان دراین دیدگاه تازه فقهی از قرار زیر است: پیامبر اکرم (ص ). ابوبکر. عمربن خطاب. علی بن ابی طالب. عبدالرحمن بن عوف. عبد اللّه بن عباس. ابوهریره. عبداللّه بن مسعود. عبداللّه بن عمر. انس بن مالک. عروه بن زبیر. عمران بن حصین. حفص بن عمر. عایشه بنت ابی بکر.

ما در اینجا روایت کنندگان نماز شکسته پیامبر در منی و همچنین روایت کنندگان شیوه دوخلیفه پیشین را در شمار مخالفان فقهی عثمان دانسته ایم، اما به هر روی احادیث مخالف با شیوه نماز عثمان آن اندازه فراوانند که شاید برشمردن همه آن ها کاری دشوارباشد.

ابن حجر عسقلانی می گوید: احمد و بیهقی در حدیثی درباره عثمان آورده اند: چون عثمان در منی چهار رکعت نماز گزارد مردم با او مخالفت کردند ((۲۶)). از ابن عباس نیز حدیثی بمانند این روایت شده است ((۲۷)).

بر این پایه روشن می شود مخالفان عثمان مردم فراوانی از صحابیان و تابعین بودند و خود جریانی قوی را در برابر رویکردتازه خلیفه تشکیل می دادند.

البته دراین میان به دست گرفتن زمام امور مسلمانان از سوی عثمان و سختگیری و خشونت او در برابر مخالفان، برخی از مخالفان صحابی فقیه او رابدان کشاند که یا سکوت گزینند و یا از بیم برخورد سخت خلیفه یا از بیم آن که اختلاف به نتایج ناخوشایندی برای آینده اسلام و مسلمانان بینجامد دربرخی از آرا و دیدگاههای خلیفه با او همسویی کنند. ازاین روست که می بینیم به رغم آن که به طور قطعی می دانندادعای عثمان باطل و بی دلیل است همانند او نماز می گزارند، و این همه یا از بیم جان است و یا برای جلوگیری از هرگونه فتنه، چرا که مخالفت و اختلاف انگیزی شراست ((۲۸)).

اعتراضهای صحابه به خلیفه نیزاشاره بدین دارد که آنان هر چند از سر ترس یاچشمداشت یا به انگیزه های دیگر او را همراهی می کردند، اما برای وی چنین حقی قائل نبودند که به نوساختن و بدعت گذاشتن در دین که در آیین مسلمانی کاری نارواست دست یازد.

حتی آنها که درنوپردازیهای دیگر عثمان او را همراهی می کردند نیز در آنچه ازپیامبر(ص ) درباره وضو روایت می کرد با او هماواز نبودند.

از همین روست که می بینیم روایت وصف وضوی پیامبر از زبان عثمان به راویانی چند محدود می شود که شمار آنان از شمار انگشتان دست افزون نیست.

در راءس این راویان اندک حمران بن ابان را نیزمی بینیم که از اسیران عین التمر بود و درسال سوم خلافت عثمان به اسلام گروید! ۲ بخشیدن عبیداللّه بن عمر بی گمان قصاص یکی از مهمترین حدود الهی است که به هدف برپا داشتن عدالت و باز داشتن ستمگران، در فقه اسلامی بر آن تاءکید فراوان شده است.

از عمربن خطاب روایت شده است که چون رفتار فرزندش عبیداللّه با هرمزان راشنید گفت: بنگرید که اگر من از دنیا رفتم از عبید اللّه بر آنچه با هرمزان کرده است بینه بخواهید: آیا او مرا کشته است؟ اگر عبیداللّه بینه بیاورد خون آن مرد در برابر خون من، واگر بینه نیاورد عبیداللّه را در برابر قتل هرمزان قصاص کنید ((۲۹)).

عثمان هم پیش از آن که به خلافت برسد همین نظر را داشت ((۳۰)).

از ابن وجزه روایت شده است که به نقل از پدرش گفت: در آن روز عبیداللّه را دیدم که عثمان با او گلاویز شده و به وی می گوید: خدا تو را بکشد.

مردی را کشتی که نمازگزار بود، و دختری خردسال را [یعنی دختر ابولؤلؤ] و یکی دیگر که در ذمه رسول خدا(ص ) بود [یعنی جفینه ]؟ روا نیست تو را چنین واگذارند ((۳۱)).

اما هنگامی که به خلافت رسید از این نظر برگشت و تصمیم گرفت درنگ ورزد وکاری نکند در حالی که عمر کشته شده است پسر او نیز کشته شود.

او همچنین، بر پایه ادعای فقهی اش خود را ولی دم می دانست و بر همین اساس از عبیداللّه گذشت و او راقصاص نکرد، و دیه مقتول را متوجه بیت المال دانست.

کسی که عثمان را به اتخاذ چنین دیدگاهی درباره قصاص عبیداللّه واداشت عمروبن عاص، و دلیل وی نیز آن بود که این رخداد پیش از خلافت عثمان روی داده است.

به هر روی عثمان با این کرده و با این حکم خود با دیدگاه نامبردگان زیر مخالفت ورزید: عمر بن خطاب ((۳۲))، علی بن ابی طالب ((۳۳))، مقداد بن عمرو ((۳۴))، زیاد بن لبید بیاضی انصاری ((۳۵))، سعد بن ابی وقاص ((۳۶))، بزرگان صحابی رسول خدا(ص ) ((۳۷))، مهاجران و انصار ((۳۸))، مهاجران نخستین ((۳۹)) و مردم ((۴۰)).

این نیز گذشت که عثمان خود هم دیدگاهی مخالف دیدگاه پیشین خویش داشت.

۳ نپذیرفتن گواهان و اجرا نکردن حدود درباره عثمان آمده است که فرمان دادحدود را اجرا نکنند و گواهی گواهانی را که بر میگساری کردن ولید بن عقبه گواهی داده اند نپذیرند.

در این کار عثمان نیز نامبردگان زیربا وی مخالفت داشتند: علی بن ابی طالب ((۴۱))، طلحه ((۴۲))، زبیر ((۴۳))، عایشه ((۴۴))، عبداللّه بن مسعود ((۴۵))، جندب بن زهیر ((۴۶))، ابی حبیبه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *