تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن شامل 61 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عزت و بی نیازی و کریمانه زیستن :

سی و سومین جمله این کلمات حکیمانه علی علیه السلام است این است که فرمود: «کُنْ سَمْحاً وَ لَا تَکُنْ مُبَذِّراً»، این خطاب به نوع نیست که بگوییم به هر انسان دارد خطاب می‌کند. این نامه‌ای است که حضرت برای امام حسن مرقوم فرمود، البته امام حسن الگوست برای جامعه بشری، حضرت به جامعه بشری می‌فرماید: «کُنْ سَمْحاً وَ لَا تَکُنْ مُبَذِّراً». «سَمح» ریشه‌ای در سماحت و کرامت دارد؛ یعنی کریمانه زندگی کن! نه افراط باش، نه تفریط. «تبذیر»؛ یعنی بذرافشانی در جای بیجا. یک کشاورز اگر این بذر را روی سنگ بریزد می‌گویند تبذیر کرد؛ یعنی این بذر را بیجا پاشید. یا در شوره‌زار اگر بذر را بپاشد می‌گوید تبذیر کرد؛ یعنی بذرافشانی در محل نامناسب. کاری که نامناسب است و ثمر ندارد می‌گویند تبذیر. همین مثال معروف که در شوره‌زار هرگز میوه‌ای و درختی و زرعی رشد نمی‌کند همین است. در قبال اسراف که تعدّی است، تبذیر در قبال آن قرار گرفت.

حضرت فرمود کریمانه زندگی کن! هرگز کلامت را، فعلت را، که تخمی نیک است، این را در زمان غیر مناسب، در زمین غیر مناسب نگو! کاری را که الآن نباید بکنی نکن. حرفی را که الآن نباید بزنی نزن. حرفی یا کاری که در فلان مورد نباید اقدام بکنی نکن. اما کار منفی را آن دستورات منفی را که ذکر کرد، فرمود کریمانه کار بکن! بفهم کجا حرف بزنی، چگونه حرف بزنی، چقدر حرف بزنی، با چه کسی حرف بزنی، در چه زمینه کار کنی، دوراندیش باشی؛ چه اینکه در جنگ جمل وقتی پرچم را به دست پسرش ابن حنفیه داد؛ فرمود: تو مجاهدی هستی که با این سرباز روبهرو در جنگ هستی، ولی ببین اتاق جنگ کجاست: «ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَی الْقَوْمِ»؛[۱] ببین اتاق جنگ شام از چه کسی دستور می‌رسد و گرنه تو در جنگ جمل الآن با این سرباز داری می‌جنگی. دوراندیش باش، نظربلند باش.

غرض فرمود: «کُنْ سَمْحاً وَ لَا تَکُنْ مُبَذِّراً وَ کُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَکُنْ مُقَتِّراً»؛ «تقدیر»؛ یعنی در کار خود آدم مهندس باشد. این کلمه هندسه شاید ده‌ها بار شنیدید که این عربی نیست که ما یک فعل رباعی مجرد داشته باشیم به نام «هَندَسَ، یُهَندِسُ، مُهَندِس». این معرَّب است. اصل «هَندَسه» معرَّب «اَندَزه» بود، این «اَندَزه» مخفّف اندازه است این اندازه مخفّف شده، شده «اَندَزه». این «اَندَزه» تعریف شده، شده «هَندسِه». از آن اسم فاعل و اسم مفعول گرفته شده، شده مهندِس. در بعضی از روایات ما کلمه مهندِس بر ذات اقدس الهی اطلاق شده است؛[۲]یعنی همه کارهای او بر اساس اصول ریاضی است. إِنَّا کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ؛[۳] یعنی اندازه. نه تقدیم دارد نه تأخیر دارد، نه اضافه دارد؛ نظام نظام هندسه شده است.

فرمود شما مهندسی حرف بزن، مهندسی سخن بگو، مهندسی کتاب بنویس، مهندسی اقتصاد بکن، مهندسی خانواده را اداره بکن و بی‌اندازه کار نکن، گُتره حرف نزن، گُتره کار نکن. این را به پسرش می‌فرماید در آن نامه معروف که در حقیقت همه ما فرزندان آن حضرت هستیم؛ چون بعد از اینکه وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) فرمود: هر کسی که بالغ شد باید شناسنامه را بگیرد. قبل از بلوغ وقتی به دنیا آمده است تا بالغ بشود در اختیار پدر و مادر است؛ نام‌گذاری او، شناسنامه او، کد ملی او، اینها را پدرانشان تأمین می‌کنند؛ اما حضرت فرمود وقتی کسی بالغ شد باید برای خودش شناسنامه بگیرد. بعد فرمود ما حاضریم شما را به فرزندی قبول بکنیم: «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ»[۴]بیایید بچه‌های ما بشوید، ما حاضریم شما را به عنوان فرزندی قبول بکنیم. ما امیدواریم این پیام را شنیده باشیم، فرزندان اینها شده باشیم. چه فخری بالاتر از این که پدر ما علی بن ابیطالب باشد، مادر ما فاطمه زهرا باشد. از این فخر بالاتر فرض ندارد.

وقتی که به فرزندانشان دستور می‌دهد ما هم فرزندان آن حضرت هستیم؛ فرمود: «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ». بیایید بچه‌های ما بشوید. ما امیدواریم، مخصوصاً عزیزان طلبه قبول کردند که فرزندان علی بن ابیطالب بشوند. آن وقت دستوراتی که حضرت به پسرش امام حسن می‌دهد، به همه فرزندانشان که ـ إن‌شاءالله ـ شامل حال ما هم بشود خواهد فرمود. فرمود به هر حال مهندسی زندگی کن. اندازه نگه بدار و بدان که این معنای تلف عمر حقیقت شرعیه نمی‌خواهد؛ یعنی شما منتظر باشید که بگویید آیه نازل بشود که «یا أیها الذین آمنوا» اتلاف عمر چیست؟ اتلاف عمر حقیقت شرعیه نمی‌خواهد، آیه نمی‌خواهد. کسی عمر را بده و چیزی نگیرد و در آخر عمر دست او خالی باشد! این همه معارف در عالم هست، این همه کارهای خیر در عالم هست دست او خالی باشد، این معنی اتلاف عمر است. این یک مطلب پیچیده و معما نیست که ما بفهمیم آیا داریم عمرمان را تلف می‌کنیم یا نه؟! از چه کسی بپرسیم؟ این یک وقت یک مطلب ریاضی دقیق پیچیده باشد، بله استاد می‌خواهد؛ اما آدم این سرمایه را بدهد و چیزی نگیرد، این تلف عمر است، این خسارت است. فرمود مواظب باش که مهندسی زندگی کنی: «کُنْ سَمْحاً وَ لَا تَکُنْ مُبَذِّراً وَ کُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَکُنْ مُقَتِّراً»، این کلمه سی و سوم.

سی و چهارم: «قال علیه السلام»؛ این هم در همان بیانات و کلمات نورانی است که برای فرزندش نوشتند: «أَشْرَفُ الْغِنَی تَرْکُ الْمُنَی‏»؛ بی‌نیازی یک چیز خوبی است. اوّلاً ما بی‌نیاز در عالم نداریم غیر از ذات اقدس الهی. موجود یا فقیر است، یا مستغنی، یا غنی. فقیر آن است که نیازمند باشد، یک؛ و چیزی که نیازش را رفع بکند ندارد، دو؛ این دو تا امر که در حقیقت هر دو سلبی هستند، جمعاً می‌شود فقر. این عربی چقدر غنی و قوی است که هر مطلبی را که بخواهد بفهماند، با آن واژه‌های ادبی پربار می‌فهماند. ما به فارسی علاقهمندیم چون زبان رسمی ماست و فرهنگ ماست؛ اما فارسی کجا و عربی کجا! ما در فارسی کسی که مال ندارد می‌گوییم گدا. این گدا بار علمی ندارد. چه معنایی ما از گدا می‌فهمیم؟ یعنی ندارد؛ اما قرآن که «عربی مبین» است کسی که مال ندارد را نمی‌گوید گدا، نمی‌گوید فاقد، نمی‌گوید ندار؛ می‌گوید فقیر. فقیر به معنی گدا نیست، فقیر به معنای ندار نیست؛ این فقیر بر وزن «فعیل» به معنای مفعول است. فقیر، یعنی کسی که ستون فقرات او شکسته است. جامعه‌ای که گرفتار اقتصاد فلج است فقیر است؛ یعنی قدرت قیام ندارد. چون قرآن مال را ستون فقرات یک ملّت می‌داند. در سوره مبارکه «نساء» فرمود ثروت، مال و امکانات خود را به دست سفها ندهید: لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ،[۵] چرا؟ چرا مالتان را به دست سفیه ندهید؟ برای اینکه مال: جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً؛ قیام شما، قوام شما، ستون فقرات شما مال است. اگر مال نداشته باشید جیب و کیفتان خالی باشد، گدا نمی‌شوید، می‌شوید فقیر؛ یعنی ستون فقرات شما شکسته است. قدرت ایستادن ندارید، در برابر چه کسی می‌خواهید بایستید با ستون فقرات شکسته؟ یک ملّت ویلچری چگونه می‌تواند مقاومت کند؟ این کتاب بوسیدنی است. لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ؛ در سوره مبارکه «نساء» می‌فرماید: مال ستون فقرات است، قیام یک ملّت است، قوام یک ملّت است، ملّت اگر بخواهد بایستد باید ستون فقراتش سالم باشد و اگر کسی مال نداشت، چه در سوره «توبه» چه در سایر سور می‌فرماید اینها فقیر هستند.

پس فقیر به معنی گدا نیست؛ فقیر یعنی ویلچری. إِنَّمَا الصَّدَقاتُ،[۶]مسکین هم همین طور است. مسکین که به معنی گدا نیست؛ مسکین یعنی کسی که قدرت حرکت ندارد، همین! ساکن است. این کتاب بوسیدنی است. از امام باقر(سلام الله علیه) رسیده است که عربی را چرا عربی مبین گفتند؟ فرمود: «یُبِینُ الْأَلْسُنَ وَ لَا تُبِینُهُ الْأَلْسُن‏»؛[۷] آن می‌تواند تمام زبان‌های دنیا را ترجمه کند، ولی زبان‌ها نمی‌توانند آن را ترجمه کنند، باید پنج شش تا کلمه کنار هم بگذارند تا این را معنا کنند.

اینجا هم حضرت فرمود که مواظب کار خود باش، مواظب حرف‌هایت باش، بیخود آرزو نکن. فقیر این دو تا سلب را دارد: مال ندارد؛ چیزی که مشکل این بیماری را حلّ کند را هم ندارد، نیاز دارد و چیزی که رفع نیاز کند را ندارد، این می‌شود فقر. «مستغنی»؛ یعنی کسی که محتاج هست، نیازمند هست، ولی چیزی که نیاز او را رفع بکند دارد. غنی آن است که اصلاً فقر ندارد و تنها خداست که غنی است: ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ[۸]یا أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ.[۹] فرمود اگر شما بخواهید با اخلاق الهی: «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّه‏»،[۱۰] متّصف بشوید، سعی کنید آن چیزی که بوی گدایی می‌دهد، بوی فقر می‌دهد، آن را رها کنید. مدام آرزو داشته باشید به اینجا برسید، مرتّب آرزو داشته باشید به آنجا برسید! در بعضی از روایات ائمه(علیهم السلام) فرمودند که: «وَ إِیَّاکَ وَ الِاتِّکَالَ عَلَی الْمُنَی فَإِنَّهَا بَضَائِعُ النَّوْکَی»؛[۱۱]می‌دانید آرزو سرمایه زن‌های پیر از کارافتاده است. مگر انسان با آرزو زنده است؟! به امید زنده است نه به آرزو. به رجا زنده است نه به تمنّی. «أَشْرَفُ الْغِنَی تَرْکُ الْمُنَی»؛ آرزو این است که مبادی فراهم نیست، مسائل فراهم نیست، علل فراهم نیست، دل او می‌خواهد فلان چیز را داشته باشد، دل او می‌خواهد به فلان مقام برسد. بدون درس و بحث و جان کَندن که انسان عالم نمی‌شود. بدون تلاش و کوشش که انسان به جای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *